Persian Archive

• سازمان ميراث در سايه
• جای خالی امانتدار
• بازتاب يک خبر
• ۱۴ بيمارستان در ليست قرمز


مينا شهنی: «به سهم خود هنوز نتوانسته ام هيچ اقدام شايسته ای برای كشورم انجام دهم.» اين جمله را «سيدمحمد بهشتی» رئيس سازمان ميراث فرهنگی كشور چندی پيش بر زبان آورد. «سيدمحمد بهشتی» چند سال است كه رياست ميراث فرهنگی كشور را عهده دار است و پس از سال ها حرفی زد كه حكم آب پاكی داشت، روی دست مردم. بهشتی گفت هنوز سهمش را نپرداخته است. سال ها از رياست او می گذرد و همه انتظار دارند اتفاق مهمی در ميراث فرهنگی كشور رخ بدهد. وی پيش از رياست سازمان ميراث فرهنگی كشور مديريت بنياد سينمايی فارابی را برعهده داشته و اتفاقا به نظر بسياری از صاحبنظران در شناساندن سينمای ايران به جهان موفق بوده تا آنجا كه پس از رفتنش از بنياد فارابی نگرانی برای جايگاه بنياد پشت سرش باقی ماند. اكنون، بهشتی، امسال را سال ويژه ای برای ميراث فرهنگی كشور قلمداد كرده است، زيرا به اعتقاد وی ميوه بسياری از فعاليت های سال گذشته، امسال به بهره برداری می رسد. چندی پيش او در نشست سالانه مديران سازمان ميراث فرهنگی كشور در بابلسر با اشاره به تشكيل وزارت ميراث فرهنگی و گردشگری، سال 82 را سال بسيار مهمی برای ميراث فرهنگی كشور توصيف كرده و معتقد است: لايحه تشكيل وزارت ميراث فرهنگی و گردشگری در مجلس شورای اسلامی مطرح شده است كه بررسی و تصويب آن در سال جاری می تواند باعث ارتقای جايگاه ميراث فرهنگی كشور شود. بهشتی در بخش ديگری از سخنانش ميوه درخت سازمان ميراث فرهنگی كشور را پژوهش ذكر كرده و خطاب به مديران سازمان ميراث فرهنگی اعلام كرده: «بايد در اين سال علاوه بر حفظ و احيای بناهای تاريخی، چهره ای پژوهشی از بخش ميراث فرهنگی كشور به نمايش بگذاريم.» او كه ميزان تخريب آثار تاريخی كشور در 50 سال اخير را صدها برابر تخريب ناشی از حمله مغول ها به ايران می داند می گويد: «ما بيش از آنكه به تشديد مجازات های قانونی برای مقابله با غارت و تخريب ميراث فرهنگی محتاج باشيم به تغيير ذهنيت مديريت كشور در مواجهه با اين امر نياز داريم.» و می افزايد: «با وجود همين قوانين حفاظتی برخی از قضات محترم قوه قضاييه در صدور حكم مجازات برای متخلفان اين حوزه به حداقل مجازات اكتفا می كنند و برخی ديگر اصلا اين گونه تخلفات را جرم نمی دانند. متأسفانه نيروی انتظامی هم نسبت به تعقيب اين گونه مجرمان خيلی جدی عمل نمی كند.»

بهشتی با صراحت به تدوين آيين نامه حفاظت از آثار تاريخی كه اخيرا تصويب و ابلاغ شده می پردازد و تكليف دستگاه های مختلف و روش های قانونی نيز در اين خصوص را روشن اعلام می كند. به اعتقاد وی تغيير ذهنيت و نگرش در مديريت كشور می تواند راهگشای حل برخی مشكلات در زمينه ميراث فرهنگی باشد. در حالی كه رئيس سازمان ميراث فرهنگی انزوا و حاشيه نشينی سازمان ميراث فرهنگی در سال های پس از انقلاب را مطرح می كند، معتقد است: «در سال های اخير تلاش زيادی شده تا سازمان ميراث فرهنگی از حاشيه به متن و از سايه به آفتاب آورده شود، جايگاه ميراث، را رفعت بيشتری دهند و اين تلاش بيش از هر چيزی، عزم درونی خود سازمان بوده است، نه عزم دولت؛ بنابراين ديگران ناگزير از توجه به سازمان شده اند.» نكته جالب اينكه بهشتی در بخشی از سخنان خود به تلاش سازمان ميراث فرهنگی برای خروج از سايه می پردازد و می گويد: «خنده دار است كه به ما می گويند چرا هنوز در سايه هستيد. خيلی ها در مجموعه مديريت و برنامه ريزی كشور دوست دارند ما همچنان در سايه باقی بمانيم.» تأكيد رئيس سازمان ميراث فرهنگی كشور بر اين نكته كه رهايی از رخوت حاكم بر مجموعه ميراث فرهنگی عزم سازمان ميراث بوده است و نه عزم دولت و يا نماياندن اينكه خيلی ها در مجموعه مديريت دوست دارند ما در سايه باشيم بيانگر كشمكش پشت پرده ای است كه سر به مهر مانده و با سكوت زمان را سپری می كند، يا بهتر است بگوييم زمان را می كشد و ميراث فرهنگی مردم ما را نابود می كند. بهشتی با تأكيد بر اينكه اين سازمان يك دوره گذار سخت و پيچيده را طی می كند و مأموريت پذيرفتن در اين سازمان، جرأت بسيار زيادی می طلبد، دليل نياز به جرأت را اين گونه بيان می كند: «چرا كه علاوه بر طی اين مسير پرفراز و نشيب و پرازدحام با ديگرانی بايد حشر و نشر داشته باشند كه هنوز دچار سوءتفاهم هستند.» وی خاطرنشان می كند: «ما در سازمانی كار می كنيم كه كاش ديگران نمی دانستند مأموريت آن چيست و اين در حالی است كه همه فكر می كنند می دانند كار ما چيست، اما نمی دانند كار ما چيست.» در هر حال با همه مسير پرپيچ و خمی كه سازمان ميراث فرهنگی پشت سر گذاشته است آن چه مسلم است حفظ اين آثار و جلوگيری از به يغما رفتن آثار ملی از كشور است چرا كه آثار ملی متعلق به همه ايرانيانی است كه ريشه در اين آب و خاك دارند. كشمكش بين ديگران و سازمان و طولانی كردن راهروهايی كه بايد طی شود تا سازمان به سر و سامان و قدرت اجرايی برسد به نفع هيچ كس نيست.

ميراث فرهنگی و وزارت متبوعش

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی در مراسم افتتاحيه خانه كرد به اين جمله كه «ميراث فرهنگی كشور به معنی يك موزه مرده است» انتقاد كرد. «ميراث فرهنگی ما تجربه ای از گذشته است كه آينده را می سازد.» احمد مسجدجامعی در خصوص اهميت ويژه ميراث فرهنگی معتقد است: «هم اكنون در دوره ای از تاريخ كشور به سر می بريم كه نيازمند ارزيابی گذشته و نگاهی مجدد به آينده هستيم. به همين دليل ميراث فرهنگی، جايگاه خود را در افكار عمومی پيدا كرده است و هر روز صورت های جديدی از اين ميراث آشكار می شود.» وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی از زمانی ياد می كند كه به ميراث فرهنگی به عنوان يك بنا يا يك شی تاريخی نگريسته می شد و اكنون اين جلوه تنها يكی از صورت های ميراث فرهنگی است، زيرا يك شی تنها می تواند از يك دوره تمدنی سخن بگويد و بيانگر دوره ای خاص از تاريخ باشد. در حالی كه ميراث فرهنگی، دانش های نانوشته بسياری در خود جای داده است. او ميراث فرهنگی را پديده ای زنده می داند كه آينده را می سازد و به همين دليل عامل سازنده يك هويت به حساب می آيد. به اعتقاد او هيچ نظام سياسی در دنيا وجود ندارد كه نسبت به ميراث فرهنگی خود بی اعتنا باشد اما در عين حال بتواند رضايت و اعتماد افكار عمومی را جلب كند. مسجدجامعی توجه به ميراث فرهنگی را عامل مهمی برای شكل دهی و تقويت هويت جامعه ايرانی می داند. او مصرانه معتقد است: «در سايه تلاش و عزم ملی، تنوير افكار عمومی و شناخت ميراث فرهنگی، هويت تاريخی، ملی و منطقه ای ايران قابليت تبديل شدن به ميراث و تمدن بين المللی را دارد.»

ميراث فرهنگی و جدايی از وزارت ارشاد

سازمان ميراث فرهنگی كشور يكی از معاونت های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است كه چندی است جداسازی آن از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مورد بحث است. رئيس كميته ميراث فرهنگی مجلس شورای اسلامی از تلاش دولت و مجلس می گويد و اينكه سازمان ميراث فرهنگی، از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جدا شده و به صورت يك سازمان مستقل و زير نظر دولت اداره شود تا هميشه رئيس اين سازمان فرصت حضور در دولت را داشته باشد و مستقيما از امكانات نظام و از سياست ها و برنامه ريزی ها استفاده و مطالب را در دولت مطرح كند. «سيدحميد سيدمهدوی اقدام» می گويد: «متأسفانه بعد از انقلاب برای حفظ موزه ها و ابنيه ها، اقدامات بسيار اندكی صورت گرفته است، ولی بعد از دوم خرداد و برنامه سوم توسعه، اين نياز را شدت بخشيد و از اين رو بايد ميراث و حوزه آن را بشناسيم و برای نگهداری و مرمت آن، سرمايه گذاری انسانی و مادی زيادی صورت دهيم.» وی معتقد است ايران از لحاظ فرهنگی بسيار غنی است و جزو چند كشور اول جهان در اين خصوص محسوب می شود. به همين دليل شناخت و حفظ هويت فرهنگی دارای اهميت ويژه ای است و متعاقب آن مركز پژوهش های مجلس نيز، دفتر مطالعات آثار فرهنگی را ايجاد كرده است و هم اكنون نيز اقدامات بسيار مفيدی صورت گرفته، به ويژه اينكه در اين خصوص مشكلات قانونی داشته ايم كه اين موارد به دفتر مطالعات و آثار فرهنگی مجلس ابلاغ شده و اين بخش نيز در اين راستا دبيرخانه ای تشكيل داده و مطالباتی نيز برای حل اين مشكلات صورت گرفته است.

«جلال جلالی زاده» عضو كميسيون فرهنگی مجلس كه فعاليت های ميراث فرهنگی را در مجلس پيگيری می كند، در رابطه با جداسازی سازمان ميراث فرهنگی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر اين باور است: «در حقيقت جابه جايی و تغيير نام و جدا شدن سازمان ميراث فرهنگی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به تنهايی كارساز نيست. بلكه برای حفظ اين آثار و استفاده بهينه از آن بايد در جهت جلب توريست و معرفی تاريخ گذشته به جهانيان توجه كنيم. عضو كميسيون فرهنگی مجلس با اظهار تأسف از اينكه چپاولگران و سارقان چندی است كه بدون هيچ مانعی مشغول تاراج و چپاول آثار باستانی هستند می گويد: «هرچند كه دست اندركاران ميراث فرهنگی برای رفع اين مشكلات تلاش می كنند ولی متأسفانه به دليل بزرگی كشور و وجود آثار متعدد فرهنگی در گوشه و كنار آن و با توجه به بودجه اندك و كمی پرسنل ميراث فرهنگی نمی توان به درستی حافظ آثار باستانی بود.» وی می افزايد: «از طرف ديگر، امروزه هر اثر فرهنگی در زمينه تاريخی و نشان دادن هويت يك ملت و در زمينه مادی و جذب سرمايه های خارجی تأثير زيادی دارد. اگر ما به دنبال توليد سرمايه و خلاقيت و حفظ رابطه با گذشته و تاريخ خود هستيم چاره ای جز توجه به ميراث فرهنگی و حفظ موزه ها و افزايش آنها در گوشه و كنار كشور نداريم. در حقيقت در اين راستا ما با ضعف عملكرد مسئولين كشور روبه رو هستيم.»

دستگاه های دولتی و آثار تاريخی

براساس مصوب هيأت دولت، تمامی اموال منقول فرهنگی و تاريخی در اختيار دستگاه ها و ارگان های كشور، بايد تحت نظارت سازمان ميراث فرهنگی قرار گرفته و ساماندهی شوند. «سيداحمد محيط طباطبايی» معاون معرفی و آموزش سازمان ميراث فرهنگی می گويد: «به دنبال تصويب آيين نامه اموال دولتی منقول در سال ،1380 تمامی آثار تاريخی و اموال فرهنگی دارای ارزش های ميراث فرهنگی كه اكنون در اختيار سازمان های دولتی و يا ارگان های ديگر قرار دارد، بايد سرشماری شوند و سازمان ميراث فرهنگی در جريان محل نگهداری آنها قرار گيرد. به گفته وی، براساس آيين نامه اموال دولتی منقول، هريك از آثار و اشيای فرهنگی و تاريخی بايد پس از شناسايی، صاحب شناسنامه شوند تا به اين ترتيب سازمان ميراث فرهنگی اطلاعات درستی درباره وجود آثار، تعداد و مشخصات آنها كسب كند. وی با ذكر اين نكته كه تاكنون تعداد زيادی از آثار، اموال و اشيای فرهنگی و تاريخی در اختيار سازمان هايی چون شهرداری ها، وزارت امور خارجه، وزارت پست و تلگراف و تلفن و... قرار دارد می افزايد: «شناسايی و ساماندهی اين اموال توسط سازمان ميراث فرهنگی به معنی اين نيست كه آثار مذكور از دستگاه ها و ارگان ها گرفته شود، بلكه براساس آيين نامه موجود اموال و آثار تاريخی بايد سرشماری شوند تا از اين طريق نظارت های كارشناسان اداره اموال فرهنگی بر وضعيت آثار منسجم تر و بهتر شود.» به نظر می رسد اين آيين نامه از امسال به مورد اجرا گذاشته شود.

يگان ويژه ميراث و اهمال

تابلوی «مهتاب در جنگل» پيدا شد. اين تابلو هفته گذشته از مجموعه تاريخی سعدآباد ربوده شده بود. «سيدرحمت الله رئوف» مدير پاسداران ميراث فرهنگی كشور با اعلام اين خبر كه سارق تابلوی «مهتاب در جنگل» دستگير شده است نقش مردم را در پيدا كردن سارق مهم قلمداد كرده و معتقد است: «فرد دستگير شده هيچ گونه ارتباطی با كاركنان مجموعه تاريخی سعدآباد نداشته است.» او با خوشحالی از سلامت تابلو خبر می دهد. چند روز پيش نيز «آخوندی» مدير اداره ميراث فرهنگی چهارمحال و بختياری به بهانه افتتاح موزه باستانشناسی شهركرد در گفت وگويی با تأكيد بر اينكه يكی از پيشرفته ترين سيستم های حفاظتی برای موزه باستانشناسی شهركرد تعبيه شده است، می گويد: «به هر حال امكان سرقت از هر موزه ای وجود دارد و ممكن است ما همه پيش بينی ها را انجام دهيم ولی سرقت باز هم روی می دهد.» وی چنان از اين قضيه صحبت می كند كه گويی پس از چندی، سرقت از موزه ها به امری طبيعی تبديل شده است. حفاری های غيرمجاز، انتقال اشيای باستانی به خارج از كشور و خريد و فروش آثار باستانی به صورت امری اجتناب ناپذير ادامه دارد، تا آنجا كه خريد و فروش غيرمجاز عتيقه نيز يك شغل پردرآمد محسوب می شود. جلال جلالی زاده، نماينده مردم سنندج در مجلس شورای اسلامی به شايعه ای اشاره می كند كه برخی افراد متنفذ در تخريب ميراث فرهنگی كشور و ميراث فرهنگی كردستان نقش دارند. دامنه قاچاق اشيای باستانی با شايعه به مسئولين و افراد متنفذ نيز رسيده است. ناتوانی از متوقف كردن حفاری های غيرمجاز و از بين رفتن بافت و ساختمان های قديمی و آثار باستانی اين شايعه را پيوسته دامن زده است.

حفظ ميراث فرهنگی

«برای حفظ ميراث فرهنگی بايد دولت، وزارت اطلاعات، قوه قضاييه و نيروی انتظامی وارد عمل شوند.» يك عضو كميسيون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با بيان اين مطلب می افزايد: «مشاركت همه نهادهای كشور و نيروهای مردمی برای پاسداری از سرمايه های ملی و تاريخی كشور ضروری است و در همين حال مجلس شورای اسلامی نيز دريافته است كه برای حفاظت از آثار تاريخی و هويت ملی كشوربايد زمينه های مهم رفع مشكلات را فراهم كند.» «مهدوی پورفاطمی» معتقد است: مسئولان بايد ترتيبی اتخاذ كنند تا از تاراج سرمايه های غنی و تاريخی ايران جلوگيری شود. رضا يوسفيان نماينده مردم شيراز و عضو كميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس شورای اسلامی بر اين باور است كه برای حراست از ميراث فرهنگی كشور كه سرمايه های غيرقابل توليد مجدد هستند بايد نگاه امنيتی لازم را تقويت كرد. وی با تصريح اينكه پراكندگی و تنوع آثار تاريخی و ميراث فرهنگی مانع از ثبت ملی همه آنها شده است، می گويد: «راه اندازی يگان ويژه پاسداران ميراث فرهنگی و تقويت ضرايب امنيتی و حفاظتی از اين سرمايه های ملی، روش های مهم حفظ فرهنگ و تمدن غنی ايران اسلامی است و تنها در اين صورت است كه می توان شناسنامه تاريخی هويت ملی را حفظ كرد و آن را سينه به سينه با نسل آينده پيوند داد.» اعضای كميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس شورای اسلامی در واكنش به سرقت قرآن موزه پارس شيراز و تأكيد بر ضرورت حفظ آثار و اموال ميراث فرهنگی خواستار رفع موانع راه اندازی يگان ويژه پاسداران ميراث فرهنگی شده اند. برخی اعضای كميسيون امنيت ملی و سياست خارجی اتخاذ تدابير لازم برای تشكيل يگان ويژه پاسداران ميراث فرهنگی و توجه بيشتر مسئولان به مقوله ميراث فرهنگی را از جمله مهم ترين راهكارهای حفظ و حراست از سرمايه های ملی كشور دانسته و تأكيد كردند كه نگاه ملی به مقوله آثار كهن و باستانی كشور ضرورت دارد.

محمد كيانوش راد يكی از اعضای اين كميسيون با تصريح اينكه ميراث فرهنگی يكی از مولفه های قوام بخش هويت ملی است می گويد: «متأسفانه در كشور ما به دليل نبود درك كامل از ابعاد مختلف تأثيرگذاری ميراث فرهنگی، مسئولان تاكنون برخورد شايسته ای در ارتباط با حفظ و صيانت از اين سرمايه های ملی نداشته اند و اين امر باعث شده است تا مقوله ميراث فرهنگی حداكثر وسيله ای برای گذران اوقات فراغت شهروندان شود.» وی حفظ و حراست از ميراث فرهنگی به عنوان يكی از مولفه های هويت ملی را حركت به سمت تقويت بنيان های امنيت و تقويت ابعاد مختلف حراست از ميراث فرهنگی را عامل بازدارنده ای در مقابل تمهيدات می خواند و می افزايد: «مسئولان كشور بايد نگاه و تعريف دقيق تر و جديدتری از مقوله ميراث فرهنگی داشته باشند تا برای تصميم در اختصاص اعتبارات و بودجه های لازم پاسداری از اموال و سرمايه های ملی و تشكيل يگان ويژه پاسداران ميراث فرهنگی توجيه شوند.» «كاظم جلالی» عضو ديگر كميسيون امنيت ملی و سياست خارجی با تأكيد بر اينكه دولت ها نگهداری و حراست از ميراث فرهنگی كشورشان را وظيفه خود می دانند، استخدام نيروهای خبره و رفع موانع قانونی احتمالی برای تشكيل يگان ويژه پاسداران ميراث فرهنگی و راه اندازی اين يگان را يكی از وظايف مهم دولت می شمارد. بحث تشكيل يگان ويژه پاسداران ميراث فرهنگی كه در برنامه سوم پنج ساله دولت جای دارد از سوی سازمان مديريت و برنامه ريزی با موانعی روبه رو شده است. اين يگان كه مسئوليت مستقيم حفاظت و حراست از موزه ها، بناها و محوطه های تاريخی را برعهده خواهد داشت، پس از مدت ها، هنوز تشكيل نشده است و كشمكش برای رفع مشكلات و اختلاف نظرها هنوز ادامه دارد. سرقت های اخير باعث شده است كه عدم تشكيل اين يگان مهم ترين عامل سرقت های اخير باشد. جمعی از نمايندگان مجلس شورای اسلامی وقوع سرقت های اخير را نتيجه مستقيم تشكيل نشدن يگان ويژه پاسداران ميراث فرهنگی می دانند و از مسئولان سازمان مديريت و برنامه ريزی خواستند تا نسبت به اختصاص بودجه لازم برای تحقق اين يگان اقدام كنند. «داوود سليمانی» عضو كميسيون فرهنگی مجلس شورای اسلامی ضمن ابراز تأسف بابت بلاتكليف ماندن تشكيل يگان ويژه پاسداران ميراث فرهنگی و ضرورت حفاظت از سرمايه های معنوی و ملی می گويد: «سازمان مديريت و برنامه ريزی بايد به عنوان يكی از حاميان ميراث فرهنگی كشور وارد عمل شود و ضمن بررسی راهكارهای حفاظت از آثار ماندگار را فراهم كند.»

نماينده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی همچنين با اشاره به اينكه برخی مواد قانونی برنامه پنج ساله سوم برای تشكيل يگان ويژه در تضاد با هم قرار دارند، به اين مطلب اشاره دارد كه «حفاظت نشدن از آثار تاريخی و ميراث فرهنگی كشور، راه را برای سرقت های ديگر و اتفاقات تلخ بيشتر فراهم می كند و اين در حالی است كه می توان تشكيل يگان ويژه و موانع و مشكلات را به طور جدی پيگيری كرد.» با توجه به اينكه تاكنون هيچ يك از جلسه های اعضای كميسيون فرهنگی با مسئولان سازمان مديريت و برنامه ريزی برای توجيه مشكلات تشكيل يگان ويژه پاسداران ميراث فرهنگی نتيجه بخش نبوده است. آنچه حاصل شده است آسيب ديدن پيكره ميراث فرهنگی است. يگان ويژه پاسداران ميراث فرهنگی پس از دو سال پيگيری در مجلس و ساير نهادها هنوز تشكيل نشده است. سازمان مديريت و برنامه ريزی كشور در حالی با استخدام 5000 نيرو مخالف است كه در برخی از دستگاه ها، بيش از 30 هزار نيرو مشغول به كار هستند. تشكيل يگان ويژه در قانون بودجه 1381 و برنامه پنج ساله سوم توسعه صراحتا به دولت تكليف شده است. نتيجه عدم تشكيل اين يگان ويژه تنها نابودی بخش بزرگی از ميراث فرهنگی كشورمان است و نحيف شدن هرچه بيشتر پيكره تنومند و غنی فرهنگی كشورمان را در پی خواهد داشت.


مريم خورسند: لوح سنگی «قانون حمورابی» اولين گروگان فرهنگی تمدن ايران نبود. سال 1900 ميلادی وقتی امتياز حفاری های باستان شناسی ايران طی قراردادی رسمی به دولت فرانسه واگذار شد، «دمورگان» رئيس اين هيأت مجال پيدا كرد تا قانون حمورابی، قديمی ترين قانون نوشته بشر - بيست قرن قبل از ميلاد - را از خرابه های شهر باستانی شوش بيابد و به موزه «لوور پاريس» منتقل كند. تابلوی «شب های مهتاب» مستقر در كاخ موزه سعدآباد نيز آخرين سرقت از موزه های ايران نخواهد بود. گويی ميراث فرهنگی ايران به اين از دست دادن های بی جايگزين عادتی تمام نشدنی كرده است. حتی واگويه هايی آشكار و پنهان دست اندركاران اين حوزه مبنی بر عدم توان مالی و انسانی و قدرت اجرايی برای حفظ و نگهداری همه آنهايی كه روی زمين است و همه ميليون هايی كه هنوز زير زمين مدفون اند، نمی تواند توجيه پذير باشد. حتی با علم به اين مطلب كه توجه به حوزه حفظ و نگهداری ميراث فرهنگی و همه متعلقات آن چند سالی است كه آغاز شد باز نمی تواند روی همه كاستی ها و كم كارهايی كه حداقل در اين چند سال اخير آشكار شده، مرهمی بوده و سرپوش بگذارد. اكنون در ميان غفلت ها گوش و چشم نگهبانان و تكه های ارزشمندی كه آشكارا دزديده می شوند و همه تكه هايی كه نمی شناسيمشان و آهسته از مرز می گذرند، قرار است تا ميدان نقش جهان را نيز از دست بدهيم. ساخت ساختمان «جهان نما» چنان ميدان نقش جهان اصفهان - يكی از سه اثر جهانی ايران در يونسكو - را تحت الشعاع قرار داده كه اين يونسكو تهديد به حذف اين ميدان از فهرست آثار جهانی كرده است.

اقدام برای احداث ساختمان جهان نما در سال 75 در حالی آغاز شد كه افراد بسياری به عواقب بعد از آن اخطارهای جدی دادند. اين نخستين بار نيست كه با وجود اخطارهای مسئولان امر، بناهای تاريخی فدای معاملات اقتصادی سودآور می شوند. قرارداد برخی از فعاليت ها و معاملات اقتصادی در شرايطی منعقد می شود كه طی يك نمونه برداری ساده می توان تاثيرات آنها را در تخريب محيط زيست و به خصوص جنگل های شمال و ميراث فرهنگی كشور مشاهده كرد. ارزش و اعتبار برخی از اين معاملات اقتصادی در شرايطی كه محاسبه شود رقم به دست آمده بسيار بی ارزش تر از ارزش واقعی حفظ و نگهداری آثار باستانی و يا منافع زيست محيطی است. در اين ميان از هفت هزار و 800 اثر تاريخی ايران كه در فهرست آثار ملی به ثبت رسيده است فقط سه اثر در فهرست آثار جهانی قرار دارد. در حالی كه شهر توكيوی ژاپن 17 اثر در فهرست جهانی به ثبت رسانده است. كارنامه ميراث فرهنگی كشورمان در همين جا تمام نمی شود. در طول يك سال گذشته، تخريب ارگ حكومتی يزد، تنش های بسياری را بين ميراث فرهنگی يزد و شهرداری به دنبال داشته است. مدير كل ميراث فرهنگی ايلام نيز به صداقت از تخريب تپه های باستانی استان توسط نهادهای دولتی سخن به ميان می آورد و تاكيد می كند، قلعه ها و تپه های باستانی مهران و ايلام توسط دستگاه های دولتی تخريب شده اند. سرپرست هيأت باستان شناسی مسجد كبود تبريز نيز از روند تخريب ميراث فرهنگی در استان آذربايجان شرقی گله مند است و فعاليت های اقتصادی و ساخت و سازهای تجاری اطراف مسجد كبود را مهم ترين عامل تخريب اين بنای قديمی می داند.

معاون حفظ و احيای ميراث فرهنگی قم نيز خبرهايی دارد. او ليست مكان های تخريب شده در قم را شامل تپه صدم، تپه گل درويش، امامزاده شاه جان، مدرسه ملاصادق، بنای قصر دختر، مسجد جام صدم می داند كه متوليان تخريب را به ترتيب پيمانكاران خصوصی اداره راه، اداره اوقاف استان، سپاه پاسداران و اهالی روستا نام می برد. تخريب آثار باستانی و فرهنگی در نقاط مختلف كشور فقط محدود به همين چند شهر و استان نمی شود. در طول يك سال گذشته منطقه جيرفت و نقاط شمالی كشور چندان در مصونيت قرار نداشت و با وجود حفاظت های رسمی، مورد كاوش های غيرقانونی بسياری قرار گرفت. تخت جمشيد نيز با وجود يك توجه ظاهری برای حفظ نگهداری همچنان با عوامل تخريب گذشته مواجه است. مسير ترانزيتی كه از نزديكی تخت جمشيد می گذرد، شهرك های صنعتی اطراف منطقه و آلودگی ناشی از آن هنوز از معضلات بقای تخت جمشيد است كه می توان گفت باز هم در اين حوزه، بخش دولتی بيشترين آسيب را به تخت جمشيد وارد كرده است. اكنون كه ليست از دست داده های فرهنگی و باستانی ايران طولانی تر و بلندتر می شود، بايد غصه بيانيه عجيب هجده موزه معتبر و بزرگ دنيا را داشته باشيم. هجده موزه معتبر دنيا برخلاف عرف مالوف سال های اخير صحبت از مصادره آثار ارزنده و تمدن های كهن به ميان آورده اند. قوانين بين المللی حكم می كند كه از زمان تصويب آنها در نيمه های قرن بيستم، هر آنچه غيرقانونی از ديگر كشورها خارج شده و ميراث آنها به حساب می آيد، بايد به مبدا آن بازگردد. با اجرای اين قانون طبقات بسياری از موزه های بزرگی همچون لوور، نيويورك و برلين از آثار باستانی متعلق به تمدن ايران خالی خواهد شد و به موطن اصلی خود باز خواهند گشت. اما حتی با فرض دخالت يونسكو و ديگر موسسات فرهنگی برای اجرای اين قانون و تلاش كشورها برای بازگرداندن آثار خود از اين موزه ها، آيا ما جايی برای نگه داشتن آن ثروت ظريف داريم؟ و اگر داريم ميزان توان و نيروی نگهبانان چه قدر است؟ ديگران می گويند؛ بگذاريد همه آنچه كه هنوز زير خاك مدفون است، همچنان همان جا باقی بماند، ما هم معتقديم، خاك بهترين امانتدار است، وقتی كه امانتدار خوبی نيستيم اين را به كرات ثابت كرده ايم.


بازتاب يک خبر

روز سه شنبه 23 ارديبهشت ماه خبری به چاپ رسيد به عنوان ماهنامه دختران و مدير مسئول جديد. پس از چاپ دفتر دو نشريه دختران و زن شرقی توضيحاتی را به دفتر روزنامه ارسال كردند. مدير مجله زن شرقی توضيح داده كه: «در پی انتشار روزنامه همشهری در تاريخ۲۳/۲/۸۲ خبری تحت عنوان ماهنامه دختران و مدير مسئول جديد در صفحه 28 روزنامه منتشر گرديد كه ضمن معرفی مجله زن شرقی صفحه طنز «آيين جوانی كردن» به مجله زن شرقی نسبت داده شده است كه بدين وسيله تكذيب می گردد.» مسئولان ماهنامه دختران نيز در نمابری آورده اند: وقتی اولين شماره ماهنامه دختران را منتشر كرديم، طبعا انتظار واكنش ها و نظرات گروه های مختلفی از جمله مخاطبان نشريه، همكاران مطبوعاتی، صاحبنظران امور فرهنگی - اجتماعی و... بوديم و البته واكنش هر قشر و گروه را طبعا متناسب با وضع و شرايط همان گروه می دانستيم. منتظر بوديم از سوی بعضی اقشار با برخوردهای سبك، جانبدارانه و... مواجه شويم. اما چنين برخوردی را از همكاران مطبوعاتی تقريبا منتفی می ديديم. خبر را كه خوانديم، حيرت زده شديم. چون در يك خبر چند سطری چندين غلط ديديم كه از يك روزنامه حرفه ای بعيد است. يادآوری می كنيم كه خبرنگار روزنامه همشهری در روز شنبه ۲۰/۲/۸۲ در محل نمايشگاه مطبوعات با سردبير «ماهنامه دختران» مصاحبه ای كرد تا در همشهری ويژه نمايشگاه درج شود. منتها عملا ما به جای درج مصاحبه سردبير دختران در مورد هدف، موضوع، شيوه، مخاطبان نشريه، با چنين خبری مواجه شديم.

اما اشتباهات اين خبر: 1 - تيتر خبر اشتباه است. اصولا نشريه ای كه شماره اول آن منتشر می شود، مدير مسئول آن هم جديد است. در واقع تيتر به خوبی نشان می دهد كه نويسنده محترم بيشتر از آنكه برايش مهم باشد كه آمدن يك نشريه جديد را خبر دهد و از موضوع و حيطه كاری آن بگويد، اصرار شتاب آلوده ای داشته كه از مدير مسئول آن صحبت كند، آن هم در يك تيتر غلط! 2 - خود خبر هم با همين موضوع شروع شده است: روزنامه ای كه مدعی روشنفكری و روشنگری در حيطه مسائل زنان است، يك حركت مطبوعاتی زنانه برای مخاطبان دختر را اين چنين معرفی می كند: همسر يك مسئول نظامی... يعنی همان داستان هميشگی مطرح كردن زنان در سايه مردان!(البته اين را نه در شمار اشتباهات خبری بلكه حاصل اشتباهات بينشی به حساب می آوريم. ) 3 - در متن خبر، مسابقه «دختر برتر» با عنوان «آگهی» آمده است. به گمانمان روزنامه همشهری با اين حجم بزرگ آگهی (كه غالبا بيشتر از خود روزنامه است!) قطعا تعريف آگهی را می داند و چنين اشتباهی را نمی توان از ناشی گری روزنامه در اين مورد دانست. 4 - معلوم نيست در خبری با تيتر مربوط به «ماهنامه دختران» چرا حرف از مجله «زن شرقی» به ميان آمده است. (شايد برای خبرنويس معلوم باشد ولی برای خواننده معلوم نشده است. ) 5 - شاه بيت خبر اين است كه مطلب «آيين جوانی كردن» از «ماهنامه دختران» به مجله «زن شرقی» نسبت داده شده است. يعنی خبرنويس محترم مطلب «ماهنامه دختران» را با مطلبی از زن شرقی عوضی گرفته است. در نهايت بايد بگوييم كه از روزنامه ای چون همشهری حتی در يك برخورد جانبدارانه، انتظار درج مطلب صحيح و سالم تری بود. بعضی ها می گويند مخدوش بودن اين خبر دليل روشنی از وضع نابسامان روزنامه همشهری در اين روزها است. الله اعلم.

۱۴ بيمارستان در ليست قرمز

به رغم اخطاريه های متعدد و شكايت عليه واحدهای بيمارستانی و آزمايشگاه های تخصصی از سوی اداره كل محيط زيست استان تهران، تاكنون هيچ يك از اين واحدها نسبت به رفع آلايندگی فاضلاب های خود اقدامی صورت نداده اند. به گزارش قلم سبز ايران، بيمارستان های شهدای تجريش، هاشمی نژاد، فيروزگر، ايرانمهر، مفيد، 15 خرداد، نيروی دريايی، آبان، خاتم الانبيا، آزادی، امام خمينی، ساسان، آسيا و مصطفی خمينی تاكنون چندين بار اخطاريه دريافت كرده اند و در حال حاضر پرونده آنها در مراجع قضايی مفتوح است. يك كارشناس محيط زيست با انتقاد از عدم رسيدگی قضايی به پرونده بيمارستان ها گفت: «اكثر بيمارستان ها فاقد سيستم تصفيه فاضلاب هستند و يا از چاه های جذبی برای دفع فاضلاب استفاده می كنند كه به شدت آب های زيرزمينی را آلوده می سازد و يا اگر مجهز به سيستم سپتينگ هستند سرريز فاضلاب های خود را به آب های جاری هدايت می كنند.» وی با اشاره به آلايندگی بالای فاضلاب های بيمارستانی افزود: «فاضلاب بيمارستان شهدای تجريش مستقيما به رودخانه تجريش ريخته می شود در حالی كه 2 سال است عليه اين بيمارستان شكايت شده ولی هنوز رسيدگی نشده است.» وی همچنين خاطرنشان ساخت: «طبق ماده 688 قانون مجازات اسلامی، هر اقدامی كه تهديد عليه بهداشت عمومی شناخته شود از قبيل دفع غيربهداشتی فضولات انسانی و مواد زائد و يا ريختن مواد مسموم كننده در رودخانه ها و... ممنوع است و در صورت تشخيص توسط سازمان حفاظت محيط زيست يا وزارت بهداشت و يا سازمان دامپزشكی، مرتكبين به حبس تا يك سال محكوم خواهند شد.»



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو