Persian Archive

به نظر می رسد تلاش ها برای مهار ويروس آنفولانزای سارز بيهوده باشد. در صورتی كه اقدامات اساسی برای مهار بيماری سارز زودتر از اين انجام می گرفت اين امكان وجود داشت كه بتوان بيماری را در نطفه خفه كرد. وليكن تاخير كشورها در اعلام اخبار مربوط به بيماری جديد به علت ترس از پيامدهای اقتصادی آن و عدم قاطعيت مقامات بهداشت جهانی همه و همه باعث شدند كه بيماری به صورت اپيدمی درآمده و در سراسر دنيا گسترش يابد. سندرم عفونت حاد دستگاه تنفسی يا سارز در اواخر نوامبر سال 2002 در استان گوآنگ دانگ واقع در جنوب چين شيوع يافت. در ماه مارس، ليوجيانلون (L.Jianlun) 64 ساله و پروفسور پزشكی كه خدمات بسياری را در جهت مهار بيماری های واگير انجام داده بود برای گذراندن ماه عسل به هنگ كنگ مسافرت كرد. او اندكی پس از رسيدن به هنگ كنگ دچار تب شده و مستقيما به بيمارستان مارگارت پرينسس مراجعه و تقاضای ايجاد وضعيت قرنطينه برای خود كرد. كاركنان بيمارستان كه تنها شايعاتی را در مورد بيماری مرموز جديد شنيده بودند با مشاهده وضعيت ليوجيانلون اطمينان يافتند كه بيماری ذات الريه مرموز در استان گوآنگ دانگ شيوع يافته است. كاركنان بيمارستان با دقت كافی شرايط قرنطينه را رعايت نكرده و خودشان نيز به اين بيماری مبتلا شدند. نه نفر از ميهمانان ساكن در هتل متروپل، جايی كه ليو جيانلون در آنجا ساكن بوده و به بيماری مبتلا شده بود، نيز به اين بيماری مرموز مبتلا و سارز را به كشورهای سنگاپور، كانادا، ويتنام و بيمارستانی ديگر در هنگ كنگ منتقل ساختند. در صورتی كه كاركنان بيمارستان به وخامت مشكل پی برده بودند ممكن بود اقدامات شديدتری را در جهت كنترل و مهار بيماری صورت دهند و اگر دولت چين زودتر از اين وارد عمل شده بود، اين امكان وجود داشت كه سارز تنها به استان گوآنگ دانگ محدود شود. حالا نيز شايد كمی دير باشد كه بتوان از انتشار آن جلوگيری به عمل آورد...


تهديدهای سران ايالات متحده عليه ايران اواخر هفته گذشته بار ديگر افزايش يافت. موضوعی كه اين بار مطرح شده «نفوذ عوامل ايرانی در عراق» است. واشنگتن می گويد كه «رفت و آمدها»يی را در جنوب عراق ملاحظه می كند كه هدف آن تقويت جريانی است كه به زعم سران آمريكا، تقويت «بنيادگرايی دينی» در عراق را پيگيری می كند. دور تازه تهديدهای واشنگتن عليه تهران درست در زمانی صورت می گيرد كه گروهی در ايران، پس از سقوط سريع حاكمان بغداد آشكارا به استقبال از تظاهرات و اعتراضات مردم عراق و به ويژه شيعيان رفته بودند. آنها خبر می دادند كه مردم عراق بلافاصله پس از رهايی از چنگ ديكتاتور بغداد، «حكومت اسلامی» را برگزيده اند و با «دموكراسی غربی» و «ليبراليسم»، مخالفت می كنند. رسانه های اين گروه با پوشش گسترده به اخبار گفته ها و موضع گيری های اعضای مجلس اعلای انقلاب اسلامی، نويد می دادند كه «اصل ماجرا» در اربعين حسينی رخ خواهد داد. تظاهرات نجف و شهرهای مذهبی مركز و جنوب عراق چنان طيف های تندروتر را شادمان ساخته بود كه مايه نگرانی برخی چهره های ميانه روتر شد. آنها هشدار می دادند كه مبادا از شوق اين حوادث، به استقبال «خطرهای حساب نشده» برويم و سياست بی طرفی فعال را زيرپا گذاريم. در همين زمينه، «امير محبيان» تحليلگر روزنامه «رسالت» به همفكران خود توصيه كرد كه روابط خود با مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق را پنهان نگاه دارند و از ايجاد «حساسيت های نابجا» خودداری كنند. اين در حالی بود كه اظهارات رئيس و مسئول سياسی مجلس اعلا و خبرهايی كه از «استقبال گسترده مردمی از عبدالعزيز حكيم» در نجف حكايت می كرد، در صفحات برخی روزنامه ها و در عين حال شبكه های تلويزيون منعكس می شد. در اين شرايط بود كه اولين «اربعين بدون صدام» فرا رسيد و شيعيان عراقی امكان يافتند تا دور از سايه ديكتاتور پس از بيش از سه دهه، از نقاط مختلف راهی كربلا شوند. اين پديده هر چند موضوعی مذهبی و اجتماعی بود اما از طرف هيأت حاكمه آمريكا، سوژه ای سياسی شد تا نگران از نفوذ ايران، تهديدهای خود را متوجه تهران سازد.


به طور طبيعی مشغله هر داستان نويس چيزی جز داستان نخواهد بود. در حقيقت ادبيات مشغله ذهنی هر نويسنده ای است كه به ادبيات فكر می كند و خوب، البته در كنار همين مشغله های ذهنی، مسائل زندگی هم خود را بر نويسنده تحميل می كند. صد البته همين مشغله ها و مشكلات زندگی می تواند به مصالحی برای ساخت داستان تبديل شود. كتابی كه مشغول كار بر روی آن هستم، رمانی است كه اكنون بخش اعظمی از آن را نوشته ام و احتمالا ـ طبق برنامه ريزی ای كه داشته ام ـ تا تابستان امسال آماده چاپ می شود. شكل و فرماسيون اين رمان هم روابط بينامتنی است و اتفاق و حادثه های داستان هم مسائلی است كه ما در زندگی درگير آن ها هستيم (خصوصا مسائل تاريخی). البته تاريخی كه من به آن می انديشم و از آن می نويسم، عين وقايع حقيقی تاريخی نمی تواند باشد؛ در واقع نوعی جعل تاريخ است. به نظر من چنين نوع نگاهی نگاه تازه ای نيست. چون قبل از من هم چنين كارهايی انجام شده است. ضمنا خودم هم در آثار قبلی ام نمونه ای داشته ام و زمينه اين نوع نگاه به تاريخ را ايجاد كرده ام. اين كه به چه اندازه موفق بودم برايم مهم نيست. برای من مهم كنكاشی است كه با اين دست مسائل فرهنگی داشته ام و دارم. از منظری ديگر می توان گفت كه من كنكاش هام را نشانه گذاری كرده ام و به عنوان مصالح داستان ازشان بهره گرفته ام...


ديك چنی اين روزها با مشاهده تصاوير تلويزيونی در بغداد نويد درآمدهای آينده را به خويش می دهد. جنگ عراق كه وی از آن حمايت می كرد توسط دونالد رامسفلد، دوستش، به انجام رسيد ـ آن هم بدون دخالت بسياری از شركا. چنی اين موضوع را مثبت ارزيابی می كند، زيرا حالا شركا نمی توانند ادعايی در بازسازی عراق داشته باشند و شركت های آمريكايی در اين زمينه بی رقيب هستند. چنی قبل از آنكه لقب «يكی از بانفوذترين معاونان رئيس جمهور در طول تاريخ آمريكا» را كسب كند، رئيس هيأت مديره شركت نفتی هالی برتون با 85 هزار كارمند و كارگر در 100 كشور دنيا بود. او از آن زمان ها درآمد ساليانه ای معادل يك ميليون دلار دارد. چنی كه 62 سال سن دارد از زمان فروش سهام خويش در هالی برتون به يك ميليونر بزرگ بدل شده است. البته وی هنوز هم صاحب سهامی به ارزش 8 ميليون دلار است. چنين ارتباطهايی اگر چه می تواند در راس قدرت آمريكا شايعاتی را به وجود آورد، اما خلاف قانون ايالات متحده نيست. لذا رئيس خود چنی يعنی جورج بوش هم از قضيه فوق مبرا نيست. البته بوش ادعا می كرد كه كاخ سفيد را از انحطاط اخلاقی دوران كلينتون پاك می كند. اما او چه طور می خواهد چنين كاری را انجام دهد؟ پدر وی و رئيس جمهور سابق هم به اندازه خودش ارتباط های نفتی داشت. از هنگامی كه دولت آمريكا تغيير رژيم كشور نفت خير عراق را سياست رسمی خويش اعلام كرد، ارتباط ميان معاون رئيس جمهور و كارفرمای سابقش بسيار زياد شد، زير سهام هالی برتون رشد فزاينده ای پيدا كرد. از ژوئيه گذشته تا اول آوريل ارزش سهام هالی برتون از 9 دلار به 21 دلار رسيد. اين شركت عظيم كه دفتر آن در تگزاس قرار دارد از ارتباط با كاخ سفيد استقبال زيادی می كند، زيرا به آن قول دادن امتيازهای زيادی داده شده و تاكنون برخی قراردادها نيز با شركت مذكور و مجموعه های تابعه آن برای فعاليت در عراق امضا شده است. حتی به قول يك كارشناس اقتصادی هالی برتون يكی از بازوهای آمريكا برای رواج «اقتصاد بازار» در عراق است.


باز هم يك بار ديگر دل بوسكه در خاك انگلستان و در زمين منچستر، برای رسيدن به يك مرحله نيمه نهايی ديگر در جام قهرمانان به مبارزه پرداخت. ويسنته دل بوسكه 53 ساله، كه چهار سال است مربيگری رئالی ها را به عهده دارد برای رسيدن به هر افتخاری در اروپا آماده است. هر موفقيتی برای اين مربی سرشار از آرامش افسانه ای طبيعی است.شكم گرد و برآمده، لبخندی آميخته با شرم، سبيل جو گندمی و روحيه ای سرشار از شور و حرارت. دل بوسكه در ميان فوتباليست های باشگاه رئال مادريد كه پس از جلسات تمرينی به سراغ خودروهای باشكوه و مدرن خود می روند، بيشتر به يك پدربزرگ مهربانی كه در ميان ستاره ها سردرگم مانده شبيه است.اين تصوير او واقعا فريبنده است. هيچ كس به خوبی اين مرد پنجاه ـ شصت ساله با وضعيت جسمانی ای كه او را قادر به هر كاری می سازد، با كاركرد خانه سفيد مادريدها آشنا نيست.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو