Persian Archive

• پيروزی نزديك است
• كلنل فرانكوفيل
• ورزش سياسی كوبا-۱
• پيش فروش بليت بازی های المپيك
• نبرد غول ها نزديك است
• گريز از مرگ
• دموكراسی به بارسا بازمی گردد
• مسكو و پيشنهاد برای المپيك ۲۰۱۲


آلن جزيره: پس از نطق های آتشين هفته های گذشته حالا مدتی است كه ديگر اثری از «محمد سعيد الصحاف» وزير اطلاع رسانی و تكذيبيه خوان دولت صدام ديده نمی شود. اما مطابق شايعات همزمان با فرار پنهان صدام حسين به كوه های آلپ، صحاف هم مخفيانه راهی انگلستان شده تا يك پست حساس و كليدی را در ازای تقديم كليد طلايی بغداد به مهاجمان در دست گيرد. باشگاه «وست برومويچ آلبيون» كه در آستانه سقوط از ليگ برتر انگلستان قرار گرفته از صحاف خواسته تا تمامی تجربه اش در مورد تكذيب هرگونه سقوط كشور، شهر و باشگاه را به كار گيرد و با تصدی مديريت اين باشگاه آبروی آنان را بخرد. مقامات باشگاه انگليسی كه از تجربه پيشين صحاف در مديريت باشگاه «BBA ـ بغداد برومويچ البيابان» ـ خواهر خوانده عراقی وست برومويچ آلبيون ـ باخبرند به او اختيار تام داده اند كه برای دفاع از باشگاه هرچه می خواهد بر زبان آورد تا به اين شكل تا آخرين لحظه كسی متوجه سقوط تيم به دسته پايين تر نشود. مبنای تصميم آنان مجموعه مصاحبه های منتشر نشده ای است كه «آلن جزيره» خبرنگار «قطری ـ آمريكايی ـ افغانی» مشهور به «مارمولك صحرا»، در طول فصل 99 ـ 98 ليگ عراق با صحاف ترتيب داده بود. صحاف در آن مقطع مدير و رئيس روابط عمومی باشگاه «بغداد برومويچ البيابان» محسوب می شد و با چنان صلابتی از نتايج تيمش دفاع می كرد كه لقب هايی مثل «منجی بابل» و «سوئيپر پشت دروازه» را بر او نهاده بودند. در آن مقطع «BBA» باشگاهی نوپا بود كه تمامی سهام آن به «شوشو» سگ صدام حسين تعلق داشت و صحاف قول داده بود با يك استراتژی كوبنده ظرف يك سال اين تيم را به قهرمان عراق و آسيا و افتخار جهان عرب تبديل سازد. اين تيم كه از روش های مدرن باشگاه داری باشگاه معظم «وست برومويچ»! الگوبرداری می كرد برای به وحشت انداختن حريفان از آرم تجاری «ناپالم» بر روی پيراهنش استفاده می نمود. اما با آغاز ليگ عراق موسوم به «بين النهرين» برای هفته های متوالی چيزی جز شكست های سنگين و خردكننده نصيبش نشد. البته صحاف به خوبی می دانست كه چگونه از طريق نطق های حماسی و آتشين در كنفرانس های مطبوعاتی پس از بازی ها، جريان امور را به سمت مطلوب هدايت كند. مصاحبه زير كه «آلن جزيره» ـ به طور اختصاصی در اختيار ما قرار داده ـ برای نخستين بار در اينجا منتشر می شود.

بازی افتتاحيه فصل

منطقه نجف 8 ـ بغداد برومويچ صفر

خب آقای صحاف، حتما از اين نتيجه كمی ناراحت شده ايد؟

منظورت چيه؟ چرا بايد از چنين فتح ظفرمندی ناراحت شده باشم؟

داور يك پنالتی برای آنها گرفت، نظرتان چيست؟

خدا را گواهی می گيرم كه توطئه آن داور مزدوربود.

جام سبيل الصدام (جام حذفی عراق) ـ دور اول

نوجوانان كربلا 6 ـ بغداد برومويچ صفر

خب سعيد جان يك مشت جوان نابالغ سبيلت را دود دادند (دقيقا از همين زمان بود كه صحاف سبيل صدامی اش را از دست داد) يك خرده اذيت شدی! نه؟

تو چرا خام شده ای؟ تو بايد حقيقت را بفهمی! آنها قيافه شان بچه سال بود وگرنه در اصل مزدوران تيم مكابی تل آويو بودند كه از آستين به خون آغشته امپرياليست جهانی بيرون آمدند و آن خوك احمق، داور مسابقه، هم نفهميد كه هويت اينها جعلی است. گل سوم يادت نيست؟ مهاجم آنها به اندازه يك موشك اسكاد در آفسايد بود. می دانم با آنها چه كار كنم. دستور می دهم جگرهايشان را درآورند و با مايه مخصوص نرم نرمك در ماهی تابه سرخ كنند تا امشب در جشن پيروزی تيممان به عنوان پيش غذا سرو شود.

ببخشيد، منظورتان جگر چه كسانی است؟

چه می دانم، جگر هركس باشد فرقی نمی كند.

پانزدهمين هفته ليگ بين النهرين

بغداد برومويچ هنوز نتوانسته حتی يك گل به ثمر برساند. در اين هفته آنها به زحمت تيم «گدايان سامره» را بدون گل متوقف كرده اند.

خب بالاخره يك امتياز دشت كرديد.

ما تقريبا آنهارا به لجن كشيديم و با مشت و لگد آن گداهای دون صفت را از ريخت انداختيم.

با همه اينها يك مساوی بدون گل جلوی يك مشت گدا نتيجه قابل ذكری نيست.

حرف های آن ميمون های گداصفت متظاهر را باور نكن. حساب های بانكی آنها در سوئيس حتی از حساب بانكی من هم پروپيمان تر است. آنها می خواهند با حرف های خوش رنگ و لعاب و تظاهر به روحيه جوانمردانه شكست مفتضحانه شان را پنهان كنند. ما كمرشان را شكستيم، از وسط دوتايشان كرديم، پودرشان كرديم و همانطور كه با خاك انداز خاكروبه هايشان را جمع كرديم تا به سامره برگردانيم از ته دل به احمق هايی كه دم از انسانيت می زنند خنديديم.

فكر می كنيد نوشتن اين حرف ها از زبان شما كار درستی باشد؟

حتما، حتما. ببينم من در حرف هايم گفته ام كه آنها كافر و از خدا بی خبر هستند؟

اجازه بدهيد، متن را مرور كنم. نه نگفته ايد!خب اين را هم اضافه كن. حواست باشد فراموش نكنی.

خبرهای بد

فصل رو به اتمام است و هر روز خبرهای بد و بدتری از بغداد به گوش می رسند. بازيكنان تيم الصحاف توسط فدراسيون فوتبال عراق محكوم به پنهان كردن يك توپ اضافه زير دشداشه هايشان شده اند. آنها بدين ترتيب با گذشتن از خط دروازه حريف توپ را از زير لباسشان درمی آوردند و مثل بازيكنان راگبی پشت خط می كاشتند. با اين كار آنها موفق شدند نخستين پيروزی را با شكست 4 بر صفر اسپورتينگ نصيريه به دست آورند.

اتهام تقلب را چگونه توجيه می كنيد؟

دروغ است. دروغ محض.

اما بازيكنان نصريه ادعا كرده اند بازيكنان شما را ديده اند كه توپ را زير دشداشه هايشان پنهان ساخته بودند.

ببين يك مشت دروغگوی بچه ننه چطور به حلقه شادمانی قهرمانان پيروز ما حسادت می كنند. حقيقتی كه همه به آن معتقدند اين است كه دشمنان ما با تمام وجود به جشن پيروزی پرفروغ ما به متجاوزان افلقی حسادت می ورزند.

اما فيلمی هست كه نشان می دهد يكی از بازيكنان شما پس از درآوردن يك توپ از زير لباس و انداختن آن به درون دروازه نصيريه جلوی دوربين می رود و با نشان دادن توپ ديگری كه زير لباسش قايم كرده است، فرياد می زند: «من الان گل زدم. ببينيد توپ را اين زيرقايم كرده بودم!!!»

واقعا شما چنين فيلمی داريد؟

بله داريم!

(در حالی كه كم كم سرخ می شود) نه نداريد!

چرا، داريم!

نه، گفتم نداريد!

داريم.

(همانطور كه انگشتانش را در گوش ها فرو می برد و چشم هايش را می بندد، فريادزنان می گويد): نداريد، نداريد، نداريد، نداريد، نداريد، . . .

(پس از چند دقيقه انگشت ها را از گوش ها درمی آورد، چشم هايش را آهسته باز می كند، نگاهی به دور و بر می اندازد تا مطمئن شود كه حرفش به كرسی نشسته. )

خب، سوال بعدی!

هفته پايانی

هفته پايانی، در حالی كه سقوط بغداد برومويچ مسجل شده آنها آخرين بازی را هم با نتيجه 9 بر يك آتلتيكو ام القصر واگذار می كنند. صحاف از جلسه مطبوعاتی پس از بازی غيبش می زند ولی او را در حالی كه مخفيانه از در استاديوم خارج می شود، گير می اندازيم.

داريد فرار می كنيد؟

فرار؟ هرگز! ما مثل دشمنان زبونمان ترسو و بزدل نيستيم. نگاه كنيد. من همين جا سر جايم ايستاده ام و به شما می گويم كه ما تا آخرين لحظه می جنگيم.

اما تيم شما سقوط كرده؟

ما بعد از آخرين لحظه هم می جنگيم. ساده نباش! اين يك استراتژی است. ما از ليگ عراق بيرون رفتيم تا در ليگ قهرمانان اروپا شركت كنيم.

اين درست كه شما بالاخره در مقابل آتلتيكو ام القصر اولين گل واقعيتان را به ثمر رسانديد اما بعد خيلی زود تسليم شديد.

تسليم؟ تسليم؟ ما با لگد به شكم آن خائنين كوبيديم و ناكارشان كرديد، بعد دست و پايشان را كنديم، تكه تكه شان كرديم و در همزن انداختيم، بعد هم به همزن دستور داديم بچرخد، آن وقت يك گوشت عمل آمده اعلا برای كباب ديگی حاضر شد. (دور دهانش را می ليسد)

اما بعد از اينكه كباب ديگی را ميل فرموديد ظرف چهار دقيقه هشت گل خورديد.

آه، اين جوسازی است. بارها به شما خبرنگاران گفته ام كه بايد به حقيقت توجه كنيد و به حاشيه نرويد. شما تا به حال به صفحه نمايش استاديوم توجه كرده ايد؟ همه می دانند كه اين يك محصول آمريكايی است. عامل امپرياليسم است. من از همين جا به امپرياليسم جهانی اعلان جنگ می دهم. ما بغداد برومويچ البيابان را به ليگ قهرمانان اروپا می بريم. منچستر را می بريم، رئال را می بريم. جام را می بريم، بوكاجونيورز را می بريم، شيكاگو بولز را می بريم.

شيكاگو بولز كه تيم بسكتبال است!

تيم بسكتبال كه سهل است ما تيم بوكس را هم می بريم. پيروزی نزديك است.

اما در حال حاضر شايع شده كه «شوشو» سگ محبوب صدام و رئيس باشگاه از شما راضی نيست. حتی می گويند قرار است شما بركنار شويد و باشگاه به حراج گذاشته شود.

واقعا؟ اين شايعات را دستگاه پروپاگاندای دشمن به راه انداخته. مراقب دروغ های امپرياليسم كه از ماهيت صهيونيستی اش سرچشمه می گيرد باشيد. به فرض كه باشگاه را حراج كنند ولی اگر حراج شويم هم تسليم نمی شويم.

حرف های شما خيلی پيچيده شده، به نظر می رسد شما فلسفی حرف می زنيد؟

بله، من به شما تبريك می گويم كه سرانجام شعورتان را به كار انداختيد. ببينيد ما يك نقشه فوق العاده داريم. ظاهرا بغداد حراج می شود و به دست مردم می افتد. اما در حقيقت به دست آنها نمی افتد. منظورم اين است كه غيب می شود تا در آينده ای نامعلوم و در جايی نامعلوم دوباره ظاهر شود و آن وقت ما به ريش دشمن می خنديم. به همين شكل ما مدام ظاهر و غايب می شويم و همين طور كه فرار می كنيم می جنگيم.

چطور می شود هم فرار كرد، هم جنگيد؟

بله، من برای شما توضيح می دهم. ببينيد اين يك تاكتيك است. آمريكای امپرياليست كاپيتاليست صهيونيست كمونيست می خواهد باشگاه ما را از صفحه زمين محو كند، اما ما خودمان غيب می شويم. اين طوری همه می فهمند كه اين خائنين دروغگو هستند.

• بله شايد حق با شما باشد. در اين صورت شما به خاطر ترك زمين سه بر صفر بازنده اعلام می شويد. ولی اين نتيجه خيلی بهتر از باخت 8 ـ 9 گله است.

(در همين حال سر و كله عده ای از هواداران خشمگين بغداد برومويچ پيدا می شود)

خوب من الان به شما نشان می دهم كه نقشه ام چيست؟

او وردی می خواند و چرخی می زند و ناپديد می شود و تنها چند تكه سنگ بر زمين باقی می ماند.

بعدها باخبر می شويم كه او در وزارت اطلاع رسانی ظاهر شده.


آلن جزيره: حدود يك هفته پيش، كالكابای كامرونی در راس كنفدراسيون دووميدانی آفريقا منصوب شد. اين مسئله به پايان يك عصر شبيه بود. از زمان انتخابات قاهره و انتخاب شدن احمد مالبوم كالكابا در راس كنفدراسيون دووميدانی آفريقا، ديگر اين كنفدراسيون توسط لامين دياك سنگالی مردی كه عاقل و بالغ لقب گرفته بود، هدايت نمی شود. لامين دياك پس از سی سال حاكميت بی وقفه در اين كنفدراسيون كه از زمان تاسيس آن در سال 1973 تا به امروز ادامه داشت، حالا می خواست كه از اين پس كاملا در فدراسيون بين المللی دووميدانی به كار بپردازد. او در سال 1999و پس از مرگ پريمو بنيولوی ايتاليايی رياست اين فدراسيون را به عهده گرفته بود. در سال 2001 نيز دوباره به همين سمت انتخاب شده بود و احتمالا كالكابا تنها كانديدای جانشين بنيولو است كه تابستان امسال در كنگره فدراسيون بين المللی در پاريس و در حاشيه مسابقات جهانی دووميدانی حاضر خواهد بود. علاوه بر اين كه انتخابات قاهره ورود چهره ای جديد را به همراه داشت، به عنوان يك انقلاب كوچك در رفتارهای كنفدراسيون دووميدانی آفريقا هم مطرح بود.

تاكنون هيچ كس جرات نداشت خود را در برابر لامين دياك نامزد اعلام كند و به همين دليل هميشه او به همراه تشويق مردم انتخاب می شد و نيازی به انتخابات نبود ابوديوف شهردار سابق داكار كه يكی از نزديكان رئيس سنگالی سابق هم هست، در تمامی آفريقا از وجهه ای خاص برخوردار است و به همين دليل دياك فكر می كرد كه او جانشينش خواهد شد. او خود را بر نامزد كامرونی كه كلنل ارتش و فردی دوزبانه است و برخلاف ساير هموطنانش احساسات فرانسه دوستی شديدی دارد، مقدم تر می دانست. با اين حال چهار نامزد ديگر در كنار احمد كالكابا قرار داشتند: يك فرد اهل بنين، يك نيجريه ای، يك كنيايی و يك موريسی. 15 روز قبل از انتخابات، به هنگام اجلاس شورای فدراسيون بين المللی دووميدانی در داكار، لامين دياك اكثرا اوقاتش را در اتاق واقع در هتل خود سپری می كرد. او در اتاقش اين پنج نفر را ملاقات می كرد. گاهی آن ها را با هم دعوت می كرد و سپس گاهی به تنهايی آن ها را می ديد و به هر نحوی بود تلاش می كرد متقاعدشان كند تا از شركت در انتخابات منصرف شوند. در نظر او وضعيت و خط سير ورزش در آفريقا هنوز آن قدر منسجم نشده كه بتوان به مبارزات درونی پرداخت. در كنار نامزد كنيايی و نيجريه ای، به ويژه علاقه مندی اردوی «فرانسوی زبانان» به تسلط برمراجع آفريقايی و بين المللی دووميدانی كاملا مشهود است. عيسايا كيپلاگات هم به افشاگری در مورد ساخت و پاخت پرداخته است. مسئله قدرت و پول هم مطرح است. كنفدراسيون دووميدانی آفريقا امكانات لازم را دارد و اگر فدراسيون بين المللی دووميدانی حمايت آن ها از دووميدانی آفريقا را بيشتر كند، هنوز هم می تواند از اين امكانات بهره مند شود. اين آرزويی است كه دياك هميشه مطرح می كند. در واقع، حتی اگر فدراسيون بين المللی رسما در امور كنفدراسيون آفريقا دخالت نكند، فرانسه از نامزدی اين مرد كامرونی به شدت و به طور مخفيانه حمايت كرده است كه البته اين حمايت به وسيله آفريقايی های قديمی كه ماموران مخفی الحاق بودند، صورت می گيرد.

اين مسئله يك پيروزی دوگانه است. از يكسو فرانسويان خواهند توانست دوستان خود را در پست های مهم حفظ كنند و از سوی ديگر نبرد برسر بازی های المپيك تابستانی 2012 را به نفع خود تمام خواهند كرد. پاريس عليرغم شكست خود در برابر پكن و برای بازی های ،2008 بايد دوباره كانديدا شود و نياز خواهد داشت تا از تمام راه های ممكن در آفريقا استفاده كند تا در سال 2005 و به هنگام انتخابات در سنگاپور هر طور شده كميته بين المللی المپيك را متقاعد كند. دو سال پيش در مسكو، گروه لامين دياك موجب شكست پاريس شد. . .

ليبراسيون


سيستم

اگر از نيم تنه ها و شال های سرخ صرف نظر كنيم، در يك خانه پيشاهنگی در مركز هاوانا، تصويری مشابه كلوب های شبانه دهه پنجاه هارلم را می يابيم. پانصد پيشاهنگ جوان كوبايی روی كفپوش چوبی سالن و زير نور مات و كم رمق لامپ های كم مصرف فلورسنت می رقصند. اين پيشاهنگان كه زير پوشش سازمان ملی جوانان نخستين مدارج آموزشی در سيستم ورزش را طی می كنند، روز كنگره سالانه را جشن گرفته اند. مراسم به صورت خودجوش ظرف چند دقيقه آغاز می شود و جوانان همصدا سرودی را می خوانند كه آنها را به پيش رفتن و روشن ساختن آينده تشويق می كند. اما اين شعارهای سياسی كه بر خطوط حامل موسيقی سوار شده اند تنها دقايقی اندك را به خود اختصاص می دهند و هنگامی كه مارش متوقف می شود تنها سياستی كه اين جوانان دنبال می كنند سياست رقص و پايكوبی است. تيم واليبال زنان كوبا با سه قهرمانی پياپی المپيك بهترين تيم دنيا شناخته می شود. امروز صبح آنها چهار به چهار سرگرم يك بازی تمرين در پلاژ آفتاب گير مجموعه تمرينی «چه رو پلادو»ی هاوانا هستند. در اين مركز تمرين و زير سيطره ديوارنگاره عظيمی از قهرمانان انقلاب كوبا ـ «چه گوارا» و «كاميله سين فوئگوس» ـ 1300 قهرمان ورزش نخبه كوبايی در رشته هايی مثل فوتبال، بيسبال، واليبال، بسكتبال، ژيمناستيك، كشتی و جودو برای رقابت های بين المللی آماده می شوند. «يوميكا روئيس» يكی از شش عضو اصلی تيم واليبال زنان است. نخستين بار او در سال 1993 در سن پانزده سالگی پا به مركز «چه رو پلادو» گذاشت، آن هنگام او تازه از تيم منتخب استان ها به تيم ملی نوجوانان راه پيدا كرده بود.

گرچه ورزش حرفه ای در كوبا برخلاف قانون است اما روئيس و بسياری از هم تيمی هايش واليبال را به شكل حرفه ای در باشگاه های ايتاليايی دنبال می كنند. البته مطابق قوانين كوبا، ماليات بر درآمد درصد بالايی از حقوق دلاری آنان را می بلعد و به خزانه دولت سرازير می كند. اين يكی از تناقض های بی شماری است كه ميان دنيای بيرون و جامعه كوبا وجود دارند. روئيس می گويد ويژگی نژادی منحصر به فرد كوبايی ها كه دارای ريشه ای آفرو ـ اسپانيايی هستند، سبب شده اين كشور دورگه از مزيت های گوناگونی در زمينه ورزش های مدرن مثل واليبال برخوردار باشد: «در بعد تكنيكی و تاكتيكی ما فرقی با ديگر تيم ها نداريم. اما فيزيك جسمانی ما را از سايرين متمايز می سازد. زنان كوبايی بسيار قدرتمند هستند، با عضلاتی منعطف و عكس العمل هايی سريع. ما بلند بالاييم و پرش های منحصر به فردی داريم. مربيان ما هم می دانند كه چه طور از اين ويژگی های برجسته سود ببرند. » با اين وجود استعداد ژنتيكی تنها دليل پيشرفت ورزش قهرمانی كوبا نيست. «روبرتو هررا» معاون كميته المپيك و ملی پوش سابق بسكتبال كوبا نقش سيستم را اساسی تر از خصايص نژادی می داند: «اين تصور كه ما سوپر هستيم خطاست. ما هم مردمی هستيم مثل دومينيكن ها، هائيتی ها و خيلی ديگر از ملل كارائيب. اما آنها حتی نتايجی نزديك به ما هم به دست نياورده اند. اين سيستم كوبا است كه باعث رشد ورزش شده، حمايت جدی دولت از ورزش چنين نتايج درخشانی را ممكن ساخته، اين تنها دليل است. » كوبا در صد سال اخير همواره قهرمانان نام آوری به خصوص در بوكس و بيسبال داشته است. 51 مدال طلای المپيك دستاورد باشكوهی است كه تاثير بسزايی بر انسجام ملی كوبا گذارده. در اين ميان تنها 6 مدال طلا پيش از انقلاب سوسياليستی سال 1959 به دست آمده و بقيه ماحصل دوران سلطه كاستروی ماركسيست هستند. همانند بسياری ديگر از حكومت های توتاليتر، كوبا از قهرمانان ورزشی اش به مثابه بيلبوردهای تبليغات سياسی استفاده می كند و اين تنها عاملی است كه چشم انداز ورزش كوبا را تيره می سازد.


پيش فروش بليت بازی های المپيك

با نزديك شدن به سال 2004 و زمان برگزاری المپيك آتن فعاليت كميته برگزاری اين تورنمنت معظم جدی تر می شود. طبق اخبار رسيده بليت بازی های المپيك قرار است تا دوازدهم ماه مه به صورت پيش فروش ارائه شود. اعضای اتحاديه اروپا كه 15 كشور را شامل می شوند می توانند مستقيما از طريق وب سايت رسمی المپيك بليت ها را خريداری كنند. برای كشورهايی كه عضو اتحاديه اروپا نيستند نيز بليت ها به طريق كميته های ملی المپيك قابل فروش خواهد بود. برگزاركنندگان المپيك آتن پيش بينی كرده اند كه حدود 183 ميليون يورو از طريق فروش بليت ها به خزانه آنها واريز خواهد شد. 60 ميليون يورو از كل اين رقم از طريق كميته های ملی المپيك برآورده خواهد شد. با اينكه 12 ماه مه آخرين روز پيش فروش بليت اعلام شده اما ممكن است كه در ماه اكتبر هم تمهيداتی برای فروش بليت درنظر گرفته شود.

نبرد غول ها نزديك است

روزنامه لس آنجلس تايمز از مسابقه دو غول سنگين وزن بوكس جهان يعنی مايك تايسون و لنوكس لوئيس در آينده نزديك خبر داد. لوئيس كه در حال حاضر دارنده معتبرترين و مهمترين كمربند قهرمانی جهان است با شكست دادن تايسون در سال گذشته به اين مهم دست يافت و اين ديدار برای تايسون كه هيچ مقامی در دنيای بوكس ندارد تلافی جويانه خواهد بود. لوئيس در بيست و يكم ژوئن يك ديدار ديگر در برابر كرك جانسون پيش رو خواهد داشت و تايسون نيز می بايد در برابر اولگ ماسكايف مبارزه كند. پس از اين دو ديدار نوبت مسابقه بزرگ بين اين دو بوكسور مشهور و قدرتمند است.

گريز از مرگ

دنيای مسابقات موتوری همچنان حادثه می آفريند. پس از مرگ دايجيرو كاتو قهرمان پرآوازه موتورسواری ژاپن، حادثه ديگری در دنيای اتومبيلرانی رخ داد. اين بار ماريو آندرتی راننده كهنه كار مسابقات ايندی 500 در آمريكا دچار تصادف شد. البته او به طرز معجزه آسايی پس از چندبار معلق زدن اتومبيلش زنده ماند. اين راننده 63 ساله پس از اينكه از لاشه اتومبيل بيرون آورده شد گفت: «من خيلی خوش شانس بودم. » آندرتی از صحنه تصادف چيز زيادی به خاطر نياورد. او بر اثر برخورد با يك اتومبيل ديگر واژگون شد. «راستش را بخواهيد حتی يادم نمی آيد كه ضربه محكمی به ماشينم وارد شده باشد. همه چيز خيلی سريع اتفاق افتاد و يكباره از شيشه جلوی اتومبيلم ديدم كه به سمت آسمان می روم. واقعا به خير گذشت. »

دموكراسی به بارسا بازمی گردد

«انريك رينا» رئيس موقت باشگاه بحران زده بارسلونا، دو ماه ديگر در ماه ژوئن ـ همزمان با پايان يافتن بازی های اين فصل لاليگا ـ به همراه ساير مقامات باشگاه مقدمات برگزاری انتخابات رياست بارسا را فراهم می كنند. رينا كه در اوج بحران بارسا در ماه بهمن سال پيش موقتا جانشين خوان گاسپار رئيس سابق مغضوب و بی كفايت شده بود، اين خبر را پس از جلسه ويژه ای كه بلافاصله پس از شكست بارسا توسط يوونتوس برگزار شد اعلام نمود. وضعيت نابسامان كاتالان ها در لاليگای اسپانيا كه جايگاه نازل دوازدهمی را نصيبشان ساخته و فقدان چشم اندازی روشن در اروپا هواداران و سران باشگاه را به فكر تغييرات جدی و بنيادی در بارسا انداخته است.

مسكو و پيشنهاد برای المپيك ۲۰۱۲

مسكو پس از ماه ها ترديد بالاخره تصميم گرفت پيشنهاد ميزبانی بازی های المپيك تابستانی 2012 را اعلام كند. هرچند طبق نظر منابع رسمی شانس مسكو برای انتخاب شدن بسيار كم است، اما به هرحال اين پيشنهاد برای منافع ملی بسيار مفيد خواهد بود. تصميم پيشنهاد برای ميزبانی در جلسه رياست شورای ورزشی و فرهنگ جسمانی و توسط يك عضو نيمه رسمی كه در رأس ورزش اين كشور قرارداد اتخاذ شد. اين شورا پذيرفت كه مسكو قادر به رقابت با سايرين يعنی لايپزيگ، پاريس، مادريد و نيويورك است. در اصل كميته المپيك روسيه اين پيشنهاد را داده بود، اما به طور رسمی كميته دولتی قدرتمندی به همراه بازيكنان افسانه ای هاكی در دوران شوروی سابق و در رأس آنها وياچسلاو فتيسوف از اين پيشنهاد حمايت كردند. مقامات مسكو در حال حاضر مدارك لازم را برای كميته بين المللی المپيك آماده می كنند. علی رغم اينكه دولت از پيشنهاد مسكو حمايت می كند، اما افراد بسيار كمی به موفقيت آن ايمان دارند. برخی كارشناسان ورزشی روسی می گويند كه پيشنهاد المپيك مسكو حتی ضعيف تر از پيشنهادی است كه در مورد مسابقات قهرمانی فوتبال اروپا در سال 2008 ارائه دادند و رد شد. هرچند مقامات روسيه معتقدند كه صرفا پيشنهاد ميزبانی می تواند به مدرنيزه شدن ورزش آنها كمك كند و تسهيلات لازم برای سراسر كشور را فراهم آورد. مسكو در نظر دارد ميزبان يك دوره مسابقات دووميدانی در ماه سپتامبر با بودجه ای معادل 2/4 ميليون باشد. اين تورنمنت كه «مسكوچلنج» نام دارد در استاديوم لوزينكی برگزار خواهد شد. سازمان دهندگان می گويند كه انتظار دارند دوندگان سرعتی مثل موريس گرين، تيم مونت گمری و دواين چمبرز در اين مسابقات حضور يابند. مسكو ميزبان بازی های المپيك 1980 بود كه در آن تاريخ تعدادی از كشورهای غربی كه به حمله شوروی به افغانستان اعتراض كرده بودند بايكوت شدند. از آن تاريخ به بعد هيچ تورنمنت ورزشی در روسيه برگزار نشده است.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو