Persian Archive

در ظاهر چنين به نظر می رسد كه بررسی پيدايش عراق* كاری بسيار ساده است. اين كشور نام خود را مديون پيروزی اعراب در سرزمينی است كه بين النهرين ناميده می شد. اين پيروزی در سال های 637 و 642 توسط خليفه دوم، عمر، به دست آمد. عراق ثبات پيدا كرد و زمانی كه بغداد بين سال های 758 و 765 توسط خليفه ديگری به نام منصور ساخته شد، درخشش بيشتری يافت. اين شهر مركز اسلام شد و به اين ترتيب جای دمشق را گرفت. هر چند عراق برای تبديل شدن به يك حكومت مستقل، زمان بسياری را پشت سر گذاشت، اما به هر حال اين كشور بيش از يك هزاره قدمت دارد و اين موضوع زياد مهم نيست. سازندگان بغداد برای فراهم كردن سنگ، در ويرانه های مجاورشان تيسفون، جايی كه سی سال قبل از آن پايتخت سلطنت ساسانيان ايرانی بود، به جست وجو می پرداختند. تيسفون پايتخت پارت ها، يونانی ها و سلوكيان نيز بود. اين شهر به كرانه رود دجله بسيار نزديك بود و سلوكوس، كه شاهزاده بابل بود به هنگام تقسيم امپراتوری اسكندر در آنجا مستقر شد. بابل هم زياد دور نيست و در كمتر از صد كيلومتر به سمت جنوب، در جايی كه دجله پيش از پيوستن به فرات، به آن كاملا نزديك می شود، قرار دارد. جايی كه مقدونی كشورگشا در گذشته است، جايی كه كوروش كبير، پادشاه پارس ها در سال 539 قبل از ميلاد مسيح به سلطنتی كه 18 قرن قبل از آن، ساراگون اول بنا نهاده بود، حمورابی قانونگذار، مشهورش كرده بود و بخت النصر كسی كه در سال 578 قبل از ميلاد اورشليم را تصرف كرد، آن را اصلاح كرده بود، پايان داد در زمانی دورتر، در پايان هزاره چهارم، در ميان داستان و افسانه، در كشور سومر كه در آن خليج فارس صد كيلومتری بالاتر از وضعيت فعلی خود واقع شده بود، شهر اوروك قرار داشت؛ شهری كه همزمان «گيلگمش» و «نخستين شكل نوشتار» در آنجا متولد شدند. جايی كه نخستين اسطوره های مشهور در مورد مبدأ جهان طرح ريزی شد. آيا «عدن»، نخستين باغی كه در اكثر فرهنگ های سامی از آن نام برده شده بين دجله و فرات واقع نشده است؟...


به نظر می رسيد تجربه جنگ آمريكا عليه عراق كه در آخرين روز اسفند ماه سال 81 آغاز و در تمام طول مدت تعطيلات نوروزی ايران ادامه داشت و پس از سه هفته پايان يافت، نقش ترديدناپذير مردم در دفاع يا عدم دفاع از حاكميت مستقر در يك كشور را به اثبات رسانده باشد. انتظار اين بود كه جناح های سياسی كشور به ويژه محافظه كاران به اين نكته مهم به ويژه در شرايط حساس كنونی و تهديدات خارجی عليه كشورهای منطقه از جمله ايران در سال جديد توجه كنند و به آنچه كه خواست مردم نام دارد تن داده و تجديد نظر اساسی در خط مشی گذشته خود بنمايند. اما آنچه كه در جلسه علنی روز سه شنبه بيست و چهارم فروردين ماه رخ داد و نخستين برخورد جناح محافظه كار با اصلاح طلبان در سال جديد بود نشان داد كه ظاهرا تصميمی در جهت رفع نواقص گذشته و جذب افكار عمومی ندارند و احتمالا جريان اصلاح طلبی در آينده نيز سرنوشت بهتری نسبت به گذشته نخواهد داشت...


بچه ها سوالات سخت زيادی می پرسند اما پرسش های آنها در زمينه اعمال تروريستی يا جنگ تقريبا دشوارترين مقولات را برای پاسخ گويی تشكيل می دهد، خصوصا وقتی كه اخبار، جزئيات بی واسطه و مشروحی در اين خصوص فراهم می سازد. والدين با خود می انديشند كه آيا بايد فرزندان خود را از مواجهه با واقعيات خشن و پيگيری موضوعاتی اين چنينی محافظت نمايند يا آنكه آنها را در عقايد شخصی خويش شريك نمايند. متخصصين می انديشند كه چه ميزان اطلاعات می بايست در اختيار بچه ها گذارده شود يا اينكه چطور بايد به بچه هايی كه آشفته و ناآرام شده اند كمك نمود. به نظر می رسد همه بزرگسالان می بايست به نوعی معضل تضاد ميان حمايت از عدم خشونت و اينكه چرا در عين حال ملت ها همچنان قوای نظامی خود را حفظ می كنند و درگير جنگ می شوند برای فرزندانشان حل و فصل نمايند. اين مقاله به شما در پاسخگويی به تعدادی از سوالات رايج و دلواپسی هايی كه والدين و متخصصان در صحبت با كودكان در باب تروريسم و جنگ دارند، كمك می نمايد...


لاگاردر در سال 9641، ماترا اسپورت را تاسيس كرد و به خود ده سال فرصت داد تا به قهرمان جهان در فرمول 1 تبديل شود. او خود شخصا استخدام 4 راننده ماهر را به عهده گرفت. در كاخ نخست وزيری، ژرژ پمپيدو با اعطای شش ميليون فرانك به شركت ماترا، اين شركت را در ساخت موتورهای V12 ياری داد. لاگاردر به او قول داد: «سه سال ديگر، شما را به مسابقات مانس دعوت می كنم. ما برنده خواهيم شد. » در سال ،1972 ژرژ پمپيدو كه در اين فاصله رئيس جمهور شده بود، به نظاره مسابقه ای نشست كه در آن ماترا با رانندگی پسكارولو به مقام قهرمانی دست يافت. اما اين امر موجب فروش بهتر اين سری از مدل ها - به ويژه مدل ماترای 530 - نشد. ژان - لوك لاگاردر در دسامبر 1974 مسابقات اتومبيلرانی را كنار می گذارد، اما نه بخش اتومبيل را. او ده سال بعد با همكاری شركت رنو زمينه طراحی يكی از موفق ترين مدل ها را فراهم آورد مدل Espace در واقع توسط مهندسی به نام فيليپ گدون طراحی شده بود و بسياری ديگر از سازندگان اتومبيل از اين طرح الهام گرفتند. شركت رنو از موفقيت مدل Espace بهره های بسياری برد و كارخانه رومورانتن كه از داشتن اين مدل محروم بود، اكنون در آستانه تعطيلی قرار دارد...


پس از نطق های آتشين هفته های گذشته حالا مدتی است كه ديگر اثری از «محمد سعيد الصحاف» وزير اطلاع رسانی و تكذيبيه خوان دولت صدام ديده نمی شود. اما مطابق شايعات همزمان با فرار پنهان صدام حسين به كوه های آلپ، صحاف هم مخفيانه راهی انگلستان شده تا يك پست حساس و كليدی را در ازای تقديم كليد طلايی بغداد به مهاجمان در دست گيرد. باشگاه «وست برومويچ آلبيون» كه در آستانه سقوط از ليگ برتر انگلستان قرار گرفته از صحاف خواسته تا تمامی تجربه اش در مورد تكذيب هرگونه سقوط كشور، شهر و باشگاه را به كار گيرد و با تصدی مديريت اين باشگاه آبروی آنان را بخرد. مقامات باشگاه انگليسی كه از تجربه پيشين صحاف در مديريت باشگاه «BBA ـ بغداد برومويچ البيابان» ـ خواهر خوانده عراقی وست برومويچ آلبيون ـ باخبرند به او اختيار تام داده اند كه برای دفاع از باشگاه هرچه می خواهد بر زبان آورد تا به اين شكل تا آخرين لحظه كسی متوجه سقوط تيم به دسته پايين تر نشود. مبنای تصميم آنان مجموعه مصاحبه های منتشر نشده ای است كه «آلن جزيره» خبرنگار «قطری ـ آمريكايی ـ افغانی» مشهور به «مارمولك صحرا»، در طول فصل 99 ـ 98 ليگ عراق با صحاف ترتيب داده بود. صحاف در آن مقطع مدير و رئيس روابط عمومی باشگاه «بغداد برومويچ البيابان» محسوب می شد و با چنان صلابتی از نتايج تيمش دفاع می كرد كه لقب هايی مثل «منجی بابل» و «سوئيپر پشت دروازه» را بر او نهاده بودند. در آن مقطع «BBA» باشگاهی نوپا بود كه تمامی سهام آن به «شوشو» سگ صدام حسين تعلق داشت و صحاف قول داده بود با يك استراتژی كوبنده ظرف يك سال اين تيم را به قهرمان عراق و آسيا و افتخار جهان عرب تبديل سازد. اين تيم كه از روش های مدرن باشگاه داری باشگاه معظم «وست برومويچ»! الگوبرداری می كرد برای به وحشت انداختن حريفان از آرم تجاری «ناپالم» بر روی پيراهنش استفاده می نمود...



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو