Persian Archive

• استقلالی كه بلعيده می شود
• عزم ملی برای دفع شر
• كالچو دوست داشتنی تر است
• روحيه عجيب شوماخرها
• دوچرخه سواران ايرانی در مسابقات جهانی
• موتورسواری در اندوه
• دكل ها می آيند
• تنيس باز آسيايی بين 10 نفر اول


اميرحسين ناصری: بله آقای پورحيدری، ولی الله صالح نيا به استقلال متعصب است، شما هم همين طور، حجازی و فتح الله زاده و منزوی و نصرالله عبداللهی و حتی آن تماشاگری كه روی سكو نشسته به استقلال متعصب اند. اصلا كسی را داريم كه به استقلال تعصب نداشته باشد؟ اما تعصب به استقلال به خاطر چيست؟ از اين تعصب چه سود و منفعتی عايد تمام اين متعصبان می شود؟ پاك ترين اين تعصبات متعلق به كيست؟ نه آقای پورحيدری، اسم اين حركات تعصب نيست. حركت صالح نيا كوچك شده وضعيت اسفبار استقلال است. استقلال كه شاگردانش را بلعيده و خود توسط عده ای ديگر بلعيده شده است. اگر هيچ كسی نداند، لااقل شما می دانيد.

ا - مديريت و كادر فنی استقلال

صبح روزی كه استقلال به برق شيراز باخت، علی فتح الله زاده در مصاحبه ای عنوان كرده بود در شرايط فعلی ادامه فعاليت كخ با استقلال به صلاح نيست. اگر دلتان می خواهد از وضعيت استقلال، نظر مديريت در مورد كخ يا هر چيز ديگری مطلع شويد، كافی است كه يك هفته حوصله كنيد، روزنامه استقلال جوان را بخريد تا بدانيد چه در اين باشگاه می گذرد اما برداشت هايی كه می توان از چند روز گذشته كرد:

1 - كخ محكوم است. در هر شرايط او بهترين شرايط را داشته تا استقلال را به اوج برساند. هر چه خواسته برايش فراهم كرده اند و اين نتايج فقط به دليل ضعف عمده او در كوچينگ، بدنسازی يا هر چيز ديگری است كه او بايد بداند و نمی داند.

2 - علی فتح الله زاده بهترين فرد ممكن را انتخاب كرده است و اگر تيم نتيجه نمی گيرد، تمام گناهان بردوش همين از خدا بی خبرها است.

اما برداشت ما:

اتفاقا در اين ماجرا كخ كاملا بی گناه است. او وارد بازی مجهولی شده كه حتی نمی داند حرف های نشان دهنده مجهولات X هستند، Y هستند يا هر چيز ديگری. او وارد ايران شد بدون اينكه بداند در ايران برخلاف آماتورترين كشورها هنوز چيزی به نام زمين چمن خوب مد نشده است. او وارد ايران شد بدون اينكه بداند انضباط يعنی هر كسی هر كاری كه دلش خواست می تواند انجام دهد و نظم را آدم ها تعيين می كنند نه سيستم. كخ وارد ايران شد بدون اينكه به او بگويند احساسی ترين آدم های روی زمين در ايران هستند و احساسی ترين ايرانيان، شغلشان بازيگری فوتبال است. كخ به ايران آمد بدون اينكه بداند يا كسی به او بگويد بازيكنان فوتبالش پرحاشيه هستند و برخلاف تمامی نقاط جهان بازيكنش حتی می تواند سهمی در صادرات قاچاقی انسان به آن سوی مرزها داشته باشد. اتفاقا تمام اين اشتباهات از سوی فتح الله زاده و مشاورانش سرزده است. در آوردن رولاند كخ به استقلال چه عواملی، اساسی محسوب می شدند؟ آيا فقط دانش فنی كافی است؟ در كشوری كه سال هاست تجربه به كارگيری نادرست مربيان خارجی وجود دارد، بروز مجدد اين اشتباه چه دليلی دارد؟ فقط مسئله مالی و كارنامه كخ مهم بود؟ آيا كسی نبايد بررسی می كرد كه رفتار و فرهنگ اين آلمانی طی چه مدت زمانی با ايرانيان و به خصوص بازيكنان فوتبال - اين قشر را واقعا بايد خاص دانست - به هماهنگی می رسد؟ آيا نظم آنها در استقلال اجرا شدنی بود؟ بايد قبول كرد كه رولاند كخ مربی خلاقی نيست. او روش خود را اجرا كرد بدون اينكه بداند در ايران اين مربيان هستند كه خود را با بازيكنان هماهنگ می كنند نه بر عكس. اين اشتباهات محاسباتی از سوی چه كسی جز علی فتح الله زاده و همكارانش می توانست سربزند؟

استقلال با كخ به بن بست رسيده است. بن بستی كه از همان هفته های اول به چشم می آمد ولی اصرارهای بی مورد - كه آن هم دليل خاص خود را دارد - موجب شد همه منتظر رسيدن تا ديوار بلند امروز باشند.

2 - و باز كادر فنی

امير قلعه نوئی از همان ابتدا با كخ به بن بست رسيد، درست مثل خيلی های ديگر ولی او عادت ندارد مثل بقيه بنشيند و منتظر روز ضربه زدن باشد. او رفت و در استقلال اهواز ثابت كرد كه توانايی اش ناديده گرفته شده است. اركن برشا كه به تازگی آمده. او آمده تا استقلال تيم های ديگر را تجزيه و تحليل كند اما چه چيزی برای تحليل وجود دارد؟ اين استقلال درست نشدنی نيست. اين استقلال نيازی به مربی ندارد. اين استقلال فقط يك حاكم مطلق می خواهد، همين و بس. در مورد ابراهيم طالبی بحث های زيادی وجود دارد. طالبی شايد مترجم خوبی برای كخ باشد - كه آن هم در پرده ابهام قرار دارد - اما آيا می تواند دستيار و مربی خوبی هم باشد؟ ولی الله صالح نيا چه نقشی در استقلال دارد؟ وقتی اركن برشا و رولاند كخ، بدنسازی تيم را زير نظر دارند چه جای فعاليتی برای صالح نيا می ماند؟ البته اين يكی از اشتباهات جبران ناپذير كخ بوده، زيرا نوع بدنسازی بازيكنان ايرانی را فقط مربيانی چون صالح نيا می دانند. اين كار هم فرهنگ خاص خود را می طلبد. اما چه توجيهی برای صحبت های صالح نيا پس از بازی استقلال - برق شيراز وجود داشت؟ در كجای دنيا مربی بدنساز حق تعيين تكليف برای سرمربی و باشگاه را دارد جز استقلال و ايران؟ بله آقای پورحيدری، صالح نيا بايد خويشتن داری می كرد، اما او متعصب بود، مثل همه آنهايی كه امروز فرياد می زنند، ولی تعصب آدم ها در استقلال به چه دليل است؟ اختلاف نظر بين پورحيدری و نصرالله عبداللهی هم جالب توجه است. بالاخره استقلال خوب بازی می كند يا خير؟ پورحيدری می گويد بله، عبداللهی می گويد خير بالاخره هر كسی می تواند نظر خودش را داشته باشد.

3 - بازيكنان استقلال

اگر برای اين تيم بی حال و بی انگيزه، بهترين مربيان دنيا استخدام شوند به نظرتان می توانند نتيجه بگيرند؟ بعيد به نظر می رسد. اين تيم از هيچ احدی حرف شنوی ندارد، جز مربی ايرانی. وقتی بازيكنی در تمرين برای رولاند كخ شعر می سازد، می توان اميدوار بود كه در بازی از او حرف شنوی داشته باشد؟ برقراری نظم در اين شرايط بر عهده كيست؟ به رفتار ديگر بازيكنان توجه كنيد، به نوع بازی شان نيز همين طور. به اين بازيكنان سن و سال گذشته - به اصطلاح برخی، باتجربه - به بازی شان و در مقابل به ادعای هر كدامشان كمی بيشتر دقت كنيد. اگر توانستيد بين تمام اينها سازگاری ايجاد كنيد، رولاند كخ هم می تواند اين تيم را هدايت كند.

4 - هواداران

ادعا بر اين است كه هواداران كمك حال تيم ها هستند. بازيكن دوازدهم تيم ها روی سكو نشسته اند. روحيه دهنده و. . . اما اين گونه به نظر نمی رسد كه هواداران استقلال در اين شرايط حالت عكس تمامی موارد بالا را تاييد می كنند؟ آنها روی سكوها نشسته اند و شعار می دهند مربی آلمانی نمی خواهند مطبوعات هم در انعكاس واقعيات (!) از هيچ كوششی دريغ نمی كنند. در اين شرايط می توان حوصله كرد و منتظر روزهايی شد كه استقلال در مرحله صعود قرار بگيرد؟ اين عادت تمامی هواداران ايرانی است. استقلالی ها هم از اين قاعده مستثنی نيستند. آنها نمی توانند بنشينند و بينند كه تيم شان با رهبری رولاند كخ می بازد، مساوی می گيرد، از جمع مدعيان قهرمانی ليگ برتر خارج می شود يا حتی از مسابقات گروهی باشگاه های آسيا حذف می شود. آنها نمی توانند شاهد اين روزها باشند. آنها ترجيح می دهند تيم شان در روزمرگی ببرد ولی - با تحمل يكدوره سخت به شرايط رقابت با تيم های آسيايی - حداقل - نرسد و اما در مورد تشويق ناصر حجازی اين تشويق ها كمی عجيب به نظر نمی رسد؟ چرا زمانی كه روابط بين مجموعه باشگاه استقلال و حجازی تيره بود كسی او را تشويق نمی كرد؟ چرا در آن زمان كسی او را كانديدای مربيگری در استقلال نمی دانست؟ روی سكوها، بين طرفداران چه اتفاقاتی می افتد؟ چه كسی آنها را تحت كنترل دارد؟ شايد بازی بعدی مديريت، ناصر حجازی باشد پورحيدری فعلا در همين جايی كه هست بهترين شرايط ممكن را دارد، اما آيا نوبت به حجازی نرسيده؟ درصد به وقوع پيوستن اين احتمال را تنها در ذهن مديريت باشگاه می توان جست وجو كرد.


هرگاه اخبار مربوط به درگيری بين هواداران فوتبال از شبكه های خبری به گوش می رسد، شنوندگان به ناگاه به ياد هواداران افراطی انگلستان، ايتاليا و اسپانيا می افتند و منتظر شنيدن نام هوليگان های مشهور اروپا در شهرهای ليورپول، يوونتوس، رم و. . . می مانند. فوتبال در اين كشورها پيوندی ناگسستنی با گروه های آشوب طلب و دردسرآفرين دارد و هر از چند گاهی اتفاقات دردناكی در اين جزاير زشت منظر و بدتركيب اقيانوس فوتبال رخ می دهد. هنوز بيش از چند روزی از سالگرد فاجعه هيلز بورو نمی گذرد كه يوفا انگليسی ها را تهديد به ميزبانی بدون تماشاگر می كند. اما ظاهرا اين بدبختی تنها به اين كشورها محدود نيست و هوليگانيسم همچون غده ای بدخيم به مناطق ديگر اروپا نيز سرايت كرده است. اين بار مسئولين امنيتی و حكومتی كشوری به فكر مبارزه با تهديد افراط گرايی افتاده اند كه سابقه بسيار اندكی در درگيری و مشكلات دارند. ظاهرا فوتبال فرانسه هم به اين بيماری صعب العلاج مبتلا شده است.

مسئله ملی

دولت فرانسه اخيرا برنامه ها و دستورات ويژه ای را برای مبارزه با هوليگانيسم تدارك ديده است. اين برنامه ها حاصل ديدارهای چندباره با صاحب منصبان امنيتی و مديران فوتبال اين كشور در ورزشگاه مشهور «استاد دوفرانس» است. اين برنامه ها پيشنهاد مستقيم نيكولا ساركوزی وزير كشور فرانسه به مسئولان است و قاعدتا ضمانت اجرايی محكمی نيز پشت سر آن وجود دارد. البته دليل اصلی بروز اين واكنش از سوی ساركوزی اتفاق ناخوشايندی بود كه در بازی اخير پاری سن ژرمن و المپيك مارسی دو تيم پرطرفدار فرانسه رخ داد. در اين بازی كه در پارك دوپرنس انجام گرفت، هواداران دو تيم گوشه هايی از استعدادهای پنهانشان را در آشوب طلبی و درگيری به نمايش گذاشتند. ساركوزی پس از شنيدن اين خبر و مرور اتفاقات از بروز اين حادثه ابراز نگرانی كرد، خصوصا زمانی كه از حضور حدود 2000 نيروی پليس در ورزشگاه اطلاع حاصل شد. وزير كشور فرانسه گفت اين حادثه در صورت تكرار حتی می تواند ابعاد بزرگ تری مثل به خطر افتادن امنيت ملی داشته باشد. «وقتی اين همه پليس برای كنترل يك ورزشگاه به خدمت گرفته شوند قطعا در جای ديگری كه مردم به پليس نيازمند هستند كسری و نقصان به وجود خواهد آمد. » ساركوزی در ادامه گفت: «به نظر من اين مسئله غيرقابل درك است. اينها واكنش هايی ناراحت كننده در برابر مشكلات حاصل از فوتبال است. » واضح است كه وزير كشور فرانسه انتظار دارد گروه كمتری از نيروهای انتظامی وقت خود را صرف حضور در ورزشگاه كنند. نتيجه گيری كليدی اجلاس ماه گذشته دولت و مسئولان فوتبال اين مسئله بود كه بايد پليس دقت و تمركز بيشتری را برای دستگيری تماشاگران بدسابقه به خرج دهد و بهتر است كه آنها را پس از دستگيری در روز مسابقه در زندان ها يا بازداشتگاه هايی كه در خود ورزشگاه بايد ايجاد شود نگه دارند. واضح است كه برای جامه عمل پوشاندن به اين طرح بايد هرچه زودتر افرادی كه سابقه بدی در اين زمينه دارند شناسايی شوند.

ژان كلود مارين رئيس دايره جنايی پليس كه از افراد طرف مشورت وزير در اين مسئله بوده می افزايد: «مهم ترين دغدغه ما اين است كه بتوانيم تنبيه و مجازات مناسب و درخور عمل نادرست هوليگان ها اتخاذ كنيم. ما بايد مطمئن شويم كه روش های تنبيهی مان به صورت فوری و قطعی در مورد كسانی كه اصرار بر افراطی گری دارند به نتيجه خواهد رسيد. » مارين معتقد است كه معمولا در هنگام بروز رفتارهای خشمگينانه تماشاگران واكنش مأموران برقراری نظم و امنيت بسيار يكنواخت و مكانيكی است، در حالی كه بايد اين گونه مجازات ها به صورت كاملا دقيق و حساب شده در مورد كسانی اجرا شود كه عامل اصلی به وجود آمدن آشوب ها می شوند.

روش های قديمی و جديد

سابقه مقابله با هوليگانيسم در فوتبال فرانسه به حدود 15 سال قبل بازمی گردد. در سال های پايانی دهه 80 اكثر باشگاه های فرانسوی برنامه های مدونی را جهت تقويت بيش از پيش گارد امنيتی ورزشگاه ها طراحی كردند. در اين برنامه ها راه های كنترل بيشتر بر هواداران خودی و هواداران تيم های حريف پيش بينی شد. در سال 1993 در كنار در ورودی ورزشگاه ها گروهی از نيروهای ويژه قرار گرفتند و تمام هوادارانی كه نوشابه های الكلی، پرچم های همراه با شعارهای نژادپرستانه و منورهای رنگين حمل می كردند بازداشت كرده و يا حداقل به تعبيری آنها را خلع سلاح كرد. يك سال بعد قانونی وضع شد كه بر مبنای آن باشگاه ها می بايست در هزينه های حفاظتی ورزشگاه ها و هواداران سهيم می شدند و استاديوم های خانگی شان را به دوربين های مداربسته مجهز می كردند. البته از آن روزها چند سالی می گذرد و حالا می بايست قوانين ديگری وضع كرد. فردريك تيريه رئيس سازمان ليگ فرانسه معتقد است كه اين تمهيدات توانايی برطرف كردن همه مشكلات را ندارد. «ما يك ليست ويژه تهيه كرديم و در آن منع ورود 50 تا 100 شيء را به ورزشگاه متذكر شديم. اما متأسفانه تماشاگران ما كمتر به اين ليست توجه می كنند. » وی در مورد كم و كاست اين ليست می افزايد: «قبل از هر چيز ما بايد بدانيم چه چيزهايی نبايد به استاديوم ها منتقل شود و در مرحله دوم هم بايد آنها را كاملا از فضای استاديوم دور نگه داريم. »مرحله بعدی برنامه پيش بينی شده كه از نظر مالی بار سنگينی بر دوش باشگاه ها می گذارد نصب دوربين های ويژه در نقاط مختلف ورزشگاه ها برای زير نظر گرفتن و شناسايی افراد خطاكار است. اين يكی از بهترين راه های ممكن برای شناسايی و كنترل بهتر است كه به مدد تكنولوژی در دسترس قرار می گيرد. در پايان بايد گفت كه مقادير معتنابهی پول و سرمايه صرف بالا بردن ضريب امنيتی در فوتبال فرانسه شده و روش های مختلفی نيز بر مبنای ترتيب ارائه آنها مورد بحث و بررسی و در نهايت آزمون و خطا قرار گرفته است. حال بايد ديد كه ائتلاف دولت، مسئولان ذی ربط فوتبال و پليس چقدر در ايمن سازی بيشتر ورزشگاه ها موثر واقع خواهد شد. البته در شرايط فعلی به نظر می آيد پول های صرف شده در اين راه حداقل راه مناسب تری پيدا كرده اند.


راشين خسروی: فوتبال ايتاليايی در كشور ما هم مثل بسياری از ديگر كشورها يكی از محبوب ترين سبك ها است. اما واقعا چرا اين فوتبال تا اين حد مقبوليت دارد؟ فوتبالی كه در آن خشونت و حرفه ای گری حرف اول را می زند. فوتبالی كه از ديرباز با روش های دفاعی و كاتاناچيو شناخته می شود. فوتبالی كه حاشيه و مسائل پشت پرده آن بيش از همه ليگ های اروپايی است. اما مطمئنا همين فوتبال بايد چيزهايی داشته باشد كه بتواند اين چنين حتی مخالفانش را با خود همراه سازد. مهم ترين مسئله عجيب بودن فوتبال يا به قول خود ايتاليايی ها كالچو با زندگی مردم ايتاليا است. بيش از نيمی از جمعيت 57 ميليونی كشور ايتاليا اخبار فوتبال را پيگيری می كنند. بيش از بيست هزار باشگاه فوتبال در اين كشور چكمه ای فعاليت می كنند و بيش از يك ميليون نفر به طور جدی به اين ورزش می پردازند. از نظر علاقه و عشق به فوتبال هيچ كشور اروپايی قابل مقايسه با ايتاليا نيست و فقط مردم برزيل در سطح جهان از اين حيث قابل قياس با ايتاليايی ها هستند اين همبستگی تنگاتنگ موجب شده حتی در آثار سينمايی كشور ايتاليا هم ردپايی از فوتبال پيدا كنيم.

سال ها است كه بعد از ظهر يكشنبه ها تب فوتبال ايتاليا بالا می رود و اين دقيقا زمانی است كه باشگاه های معتبر اين كشور به ديدار هم می روند و جالب اينكه بعد از پايان 90 دقيقه تا يك هفته خوراك مردم فوتبال دوست اين كشور آماده شده است. با پيشرفت تكنولوژی و پخش مستقيم فوتبال ايتاليا در ديگر كشورهای جهان، اين تب به ساير نقاط هم سرايت كرده است. و مسلما اين محبوبيت فقط به خاطر چهره جذاب فوتباليست های ايتاليايی نيست. حتی در كشور مهد فوتبال انگلستان هم اين محبوبيت باعث بروز دردسرهايی شده است. در چند سال اخير كانال 4 تلويزيون انگلستان بازی های سری A را مورد پوشش قرار می داد و اين عمل حتی باعث شده بود كه طرفداران فوتبال ايتاليا روز به روز بيشتر شود تا اينكه مشكلات مالی و عدم توافق بين مسئولان شبكه نامبرده و شبكه صاحب امتياز پخش بازی ها موجب شد امسال اين بازی ها در كشور انگلستان پخش شود، البته شبكه های ديگری هستند كه ساكنان جزيره می توانند از آنها بازی ها را پيگيری كنند. محبوبيت ايتاليايی ها در انگلستان تا به آنجا بالا رفته بود كه خوانندگان مجله معروف World Soccer در يك دهه گذشته بيشترين توجه را به فوتبال ايتاليا داشتند و حتی چند سال بازيكنان ايتاليايی را به عنوان مرد سال فوتبال جهان انتخاب كردند آن هم در سال هايی كه از نگاه فيفا بازيكنان ديگری مرد سال شده بودند. از سوی ديگر اين محبوبيت موجب شد كه حتی يك مجله اختصاصی فوتبال ايتاليا به زبان انگليسی منتشر شود.

جنجال، هيجان و جو مخصوص فوتبال ايتاليا ديگر عامل جذاب شدن فوتبال اين كشور است. حضور انبوه تماشاگران و طرفداران افراطی كه به تيفوسی ها مشهور هستند گرمای خاصی به بازی های اين كشور بخشيده است. تيم های ايتاليايی حتی در خارج از ايتاليا هم طرفداران زيادی دارند و حتی باشگاه های طرفداران تيم های مختلف ايتاليا در ديگر نقاط جهان به وفور يافت می شود. كار تا آنجا بالا گرفته كه سرمايه داران خارجی نظير سعد قزاقی ترجيح می دهند سرمايه خود را به خريد سهام تيم های ايتاليايی اختصاص دهند. فوتبال ايتاليا به جز فرهنگ با صنعت ايتاليا هم ارتباط تنگاتنگی دارد و سرمايه داران و صاحبان صنايع از ديرباز حضور قابل توجه در فوتبال ايتاليا داشته اند. شايد معروف ترين آنها خانواده آنيلی صاحبان شركت فيات (كه با خطر ورشكستگی روبه رو شده) باشند. ماسيمو موراتی، ويتوريو چگی گوری، سرجيو كرانيوتی، استفانو تانزی و حتی سيلويو برلوسكنی از دريچه ديگری وارد فوتبال شدند و خود را صاحب محبوبيت و مقبوليت كردند. فوتبال تا به آنجا در ايتاليا گسترده شده كه عده بسياری از اين طريق ارتزاق می كنند. از نظر فنی هم فوتبال ايتاليا همواره از اركان فوتبال جهان بوده و بسياری از تاكتيك های نوين از ايتاليا به فوتبال جهان ارائه شده است و بعدها از سوی ديگران مورد استفاده قرار گرفته است ولی آنچه كه فوتبال ايتاليا را بيشتر متمايز می سازد حضور با احساس بازيكنان ايتاليا در ميدان سبز است كه خواه ناخواه بيننده را با خود همراه می سازد. روح فوتبال ايتاليا چيزی است كه آن را از فوتبال خشك و ماشينی جدا می كند و موجب نمايش باشكوهی از تكنيك های انفرادی در قالب تاكتيك های مدرن تيمی می شود و اين با هيچ كجای دنيا قابل مقايسه نيست. چيزی فراتر از فوتبال خشك و فاقد انعطافی كه به وفور يافت می شود. سخن آخر اينكه در كدام كشور جهان رئيس يك باشگاه فوتبال تا حد نخست وزير شدن پيش می رود؟


روحيه عجيب شوماخرها

پس از مرگ خانم شوماخر در صبح روز برگزاری جايزه بزرگ سنت - مارين همه از خود می پرسيدند كه آيا برادران شوماخر در مسابقه حاضر خواهند شد يا نه. البته كارشناسان شكی نداشتند كه اين دو برادر به قرارداد خود احترام خواهند گذاشت. مادر 55 ساله آنها مدت ها در كما بود، اما رالف و ميشائل چند روز قبل از ديدار به هم قول دادند كه اجازه ندهند فشار و تنش روحيه شان را تضعيف كند. اما صبح روز برگزاری ديدار اليزابت درگذشت. هيچ كس باورش نمی شد كه ميشائل اين همه اندوه را تحمل می كند. او كه در سه ديدار آغازين فصل جلوه چندانی نداشت، به يكباره كيمی رايكونن فنلاندی راننده خوب مك لارن مرسدس را پشت سر گذاشت و دوباره قهرمان شد. رالف كه در لباس تيم ويليامز - بی ام و در اين جايزه بزرگ حاضر شده بود به مقام چهارم رسيد. اين عنوان، عنوان بی سابقه ای بود كه به دفتر افتخارات شوماخرها اضافه شد. اين ديدار آخرين مسابقه فرمول 2002 بود. اليزابت هميشه پسرانش را تشويق می كرد و از موفقيت آنها لذت بسياری می برد. شايد به همين دليل بود كه پسرانش به جای تضيعف روحيه، روحيه ای مضاعف گرفتند. گويی آن روز مادرشان در كنارشان نشسته بود و باز هم تشويقشان می كرد.

دوچرخه سواران ايرانی در مسابقات جهانی

«عباس سعيدی تنها» و «امير زرگری» دو دوچرخه سوار ايرانی موفق شدند با كسب امتيازات لازم در مسابقات جهانی آفريقای جنوبی (world cup) مجوز حضور در مسابقات A جهانی را به دست آورند. در اين رقابت ها كه 22 تا 24 فروردين ماه درشهر كيپ تاون آفريقای جنوبی برگزار شد در 40 كيلومتر مديسن (امدادی) نمايندگی كشورمان در جايگاه سيزدهم قرار گرفتند و در 30 كيلومتر امتيازی عباس سعيدی تنها در جايگاه دهم ايستاد. «عباس سعيدی تنها» و «امير زرگری» در حال حاضر زير نظر مربيان اتحاديه بين المللی دوچرخه سواری (UCI) در شهر ايگل سوئيس مشغول تمرينات آماده سازی برای شركت در بازی های المپيك 2004 آتن هستند. گفتنی است مسابقات ورد كاپ (cup woeld) در سال 7 بار برگزار می شود كه مجموع امتيازات اين مسابقات برای راهيابی به مسابقات A جهانی (كه سالی يك بار برگزار می شود) است.

موتورسواری در اندوه

دايجيرو كاتوه، موتورسوار ژاپنی هيوندا ديگر به رانندگی ادامه نمی دهد. خبر درگذشت او در بيمارستان يوكائيچی هم دوستداران مسابقات موتورسواری را در اندوه فرو برد. اين راننده 26 ساله تمام اميد ژاپنی ها در هوندا برای رسيدن به نتايج والنتينو روسی ايتاليايی بود. يازده پيروزی او در سال 2001 و 17 پيروزی اش در جايزه بزرگ نشان از عملكرد خوب او دارد. دايجيرو كه دو دختر خردسال داشت به طرز عجيبی به كفش علاقه مند بود و كلكسيون كفش های او همسرش را به شدت عصبانی می كرد. او به علت جراحت در ناحيه جمجمه و مشكل تنفسی اوايل هفته درگذشت. حادثه دردناكی كه روز ششم آوريل برای او اتفاق افتاده بود موجب شد كه تا اوايل هفته جاری در حالت كما بماند پس از مرگ او رانندگان بسياری از وضعيت نامناسب پيست های اتومبيلرانی ژاپن شكايت كرده و آن را عامل اصلی اين حادثه دانستند. مرگ دايجيرو مسئولان تيم هيوندا را به شدت اندوهگين كرده است.

دكل ها می آيند

فدراسيون بسكتبال اعلام كرد: به دنبال اطلاعيه اين فدراسيون مبنی بر معرفی نوجوانان بالای 190 سانتی متر به اين فدراسيون برای فعاليت در اين رشته، بيش از 30 نوجوان معرفی شده اند. فدراسيون بسكتبال هفته گذشته طی اطلاعيه ای به تمامی استان ها و مراكز آموزشی و رسانه ها، از آنان خواسته بود تا نوجوانان متولد 1363 به بعد را كه دارای قدی بالاتر از 190 سانتی متر هستند به اين فدراسيون معرفی كنند به دنبال اين اطلاعيه، افراد مختلف طی تماس های تلفنی و يا حضوری از شهرستان های مختلف خود را به فدراسيون معرفی كردند كه در ميان آنها نفراتی با قدی حدود 2 متر و 18 سانتی متر و يا 2 متر و 4 سانتی متر نيز به چشم می خورند. بنابر اعلام فدراسيون بسكتبال، برخی از اين افراد از شهرستان ها و يا استان های خود را معرفی كرده اند كه اسم برخی از آنها بسيار به ندرت در ورزش ايران شنيده می شود كه اين امر نشانگر وجود استعدادهای خوب در مناطق مختلف كشور برای رشته های مختلف با توجه به نياز فيزيكی و جسمانی آنها است. اين فدراسيون افزوده است: اين نوجوانان در آينده نزديك به اردوی مشتركی دعوت خواهند شد تا توسط مربيان و نناد كرايگوويچ مشاور صربستانی فدراسيون بسكتبال مورد آزمايش قرار گيرند و در صورت دارا بودن شرايط فيزيكی به تيم های مختلف باشگاهی معرفی و يا توسط اين فدراسيون تحت آموزش قرار گرفته و در اين رشته مشغول به فعاليت شوند.

تنيس باز آسيايی بين 10 نفر اول

«پارادون سريچافان» تنيس باز صاحب نام آسيايی، در مكان دهم جدول رده بندی برترين تنيس بازان حرفه ای مرد جهان ايستاد. اتحاديه تنيس بازان حرفه ای جهان روز دوشنبه پس از خاتمه رقابت های بين المللی تنيس مردان مونت كارلو در فرانسه اسامی برترين تنيس بازان مرد را اعلام كرد و در آن «سريچافان» قهرمان بازی های آسيايی 2002 بوسان - كره جنوبی با كسب 1885 امتياز در مكان دهم جدول رده بندی بالاتر از تنيس بازان صاحب نامی از جمله سينگ شالكن از هلند، ديويد نلبنديان از آرژانتين، راينر اشنايدر از آلمان، سباستين گروستژن از فرانسه، گوستاو كوئرتن از برزيل، گيلرمو كوريا از آرژانتين، آلكس كوره ژا از اسپانيا، يونس العيناوی از مراكش، گيلرمو كاناس از آرژانتين و تامی هاس از آلمان قرار گرفت. «سريچافان» در مرحله دوم رقابت های بين المللی تنيس مونت كارلو با شكست مقابل «جولين بوتر» از فرانسه از دور مسابقات كنار رفت. همچنين در اين رده بندی بسان هفته های گذشته «ليتون هيوويت» از استراليا در صدر برترين تنيس بازان مرد جهان قرار گرفت و «آندره آغاسی» و «خوان كارلوس فررو» از اسپانيا در مكان های بعدی جای گرفتند.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو