|

محمد باريكانی:• منتقدان شما معتقدند كه نگرانی شما از رفراندوم به اين دليل است كه می خواهيد امتياز برگزاری رفراندوم و رابطه با آمريكا را به نفع خود به ثبت برسانيد؟ ما اصلا در رابطه با آمريكا ادعايی نداريم كه بخواهيم از اين موضع به موضوع و رفراندوم نگاه كنيم بلكه حرف ما اين است كه در حفظ منافع كشور اين پيشنهاد مناسب نيست وگرنه اگر گروه های ديگر می خواهند با آمريكامذاكره كنند بروند و اين امتياز را به نفع خودشان به ثبت برسانند ولی اين طور نبايد به مسئله نگاه كرد.
• واقعا ديپلماسی كشور اين قدر بی حساب و كتاب است كه در صورت برپايی رفراندوم شما قدرت چانه زنی خود را در سياست خارجی از دست بدهيد؟
من نمی خواهم بگويم ديپلماسی مان حساب و كتاب دار هست يا نه آن بحث ديگری است ولی در يك كشور با ديپلماسی حساب و كتاب دار هم، شما نمی بينيد كه در مسائل مهم سياست خارجی شان رفراندوم بگذارند. البته كشورهايی داريم در اروپا كه رفراندوم می كنند كه عضو اتحاديه اروپا بشوند يا نه. عضو اتحاديه اروپا شدن از تصميمات سياست خارجی نيست بلكه پيوستن به يك بلوك جديد جهانی است كه تمام حاكميت را تحت تاثير قرار می دهد و بخشی از تصميم گيری ملی را به يك نهاد بين المللی منتقل می كند كه خارج از دسترس دولت ملی است ولی با اين وجود شما يك كشور اروپايی را پيدا كنيد و به من نشان دهيد كه در يك مسئله سياست خارجی اش رفراندوم برگزار كرده باشد.
• شما گفتيد كه تركش های كمتری از قضيه عراق تازه اگر خوب عمل كنيم ايران را خواهد گرفت آيا اين تركش ها اصلاحات اساسی، تعديل رفتار بخش های افراطی و در پايان رعايت بيشتر حقوق بشر نيست؟
اگر خلاصه بخواهيم بگوييم در حال حاضر اثرات اين تركش ها را می بينيم. اگر به رای مردم تمكين كنيم و به گونه ای نباشد كه يكی بتواند انتخاب شود و ديگری از حق انتخاب شدن محروم شود حقوق بشر را هم رعايت كرده ايم ولی نكته مهم اين است كه مسئولين تمكين به رای مردم را بپذيرند و رای مردم در همه جا پذيرفته شود حتی در مواردی كه مخالف ميل آنها است. اگر رای مردم را هر كجا كه موافق ميل خودمان بود بپذيريم كه ديگر رای مردم را نپذيرفته ايم بلكه رای خودمان را پذيرفته ايم. مردم در مواقعی مخالف ما رای می دهند كه اگر آن را پذيرفتيم و به مقابله برنيامديم آن موقع است كه واقعا به مردم احترام گذاشته ايم.
• رای مردم به اصلاحات بالا بود ولی با حوادثی كه رخ داد شاهد گزارش های منفی محافل حقوق بشر از ايران بوديم.
بله به هر حال دوم خرداد از فرصت های تاريخی بود كه متاسفانه از دست رفت و نگذاشتند از آن استفاده شود ولی اميدواريم تجربه هايی كه در گذشته كرديم باعث شود كه بار ديگر فرصت ها را از دست ندهيم چون اگر برخوردهای قهری پس از دوم خرداد 76 باز هم ادامه يابد، خيلی نبايد به آينده اميدوار بود.
• تداوم فشارها و برخوردهای قهری افراطيون در شرايط خطير فعلی به كجا می انجامد؟
در صورت تداوم اين روند وضعيت از اين هم كه هست بدتر می شود و عاقلانه تر اين است كه اين گونه نشود. اگر اين روند تداوم يابد آن وقت مقتضيات خودش را دارد و پافشاری بخش های افراطی جز اينكه تهديدات را بيشتر كند ديگر هيچ فايده ای ندارد.
• پيش از جنگ هنگام سفر مقامات عراقی به تهران شما گفتيد كه با همين صدام حسين و حكومت او در عراق منافعی داريد كه بايد آنها را مرتفع سازيد. با اين ژنرال گارنر آمريكايی و احتمالا دولت حامی آمريكا در عراق آينده چه خواهيد كرد؟
ما با دولت خارجی در عراق نمی توانيم ارتباط زيادی داشته باشيم و به هر حال تلاش ما و ديگر كشورهای منطقه بايد اين گونه باشد كه دوره حضور آمريكايی ها در عراق تا جايی كه می تواند كوتاه تر باشد. معاون وزير خارجه بريتانيا به من گفت كه تلاش ما در منطقه برای اين است كه حاكميت آمريكايی ها 90 روز در عراق بيشتر نباشد و البته ما هم انتقاداتی به آنها داشتيم و به آنها گفتيم كه تصميم شان به كلی اشتباه است. به هر حال بنده معتقدم كه آمريكايی ها با توجه به تجربياتی كه دارند هيچ گاه عراق را به حاكم خارجی نمی سپارند و اوضاع به دست عراقی ها سپرده خواهد شد. درست است كه آنها می گويند دوره حضورشان 90 روز طول می كشد ولی در صورتی كه سازمان ملل و كشورهای منطقه فعال شوند اين دوره كوتاه تری شود. شايد هم طولانی تر از آنچه به ما گفتند باشد ولی به هر حال اين دوره برای ما دوره بسيار پيچيده تری است چون پذيرفتن يك دولت خارجی در عراق كار راحتی نيست كه ما بگوييم، می توانيم با آن ارتباط داشته باشيم و اين مشكل را خيلی ديگر از كشورهای منطقه هم دارند ولی چون بيشتر از در مسالمت با آمريكايی ها و پذيرفتن نظرات آنها برمی آيند به نوعی با آن ارتباط برقرار خواهند كرد ولی در كل اين دوره برای، ما دوره مشكل و پيچيده ای است.
• شما زمانی می خواهيد امتياز دهيد و طرف مقابل آن را از شما می پذيرد ولی مواقعی هست كه هيچ امتيازی از سوی نيروی مقابل شما پذيرفته نمی شود. به عنوان مثال در عراق اين اتفاق افتاد و ديگر آمريكايی ها امتيازات عراق را از صدام نپذيرفتند.
سياست آمريكايی ها حتی پيش از حوادث 11 سپتامبر براندازی دولت عراق و سرنگونی صدام بود ولی حوادث سپتامبر اين قضيه را تسريع كرد و چون آمريكايی ها به اين نتيجه رسيده بودند كه بايد در عراق تغييراتی ايجاد كنند ديگر هر گونه نرمشی از سوی صدام بی فايده بود و مورد قبول آنها واقع نمی شد. در مورد ايران اين گونه نيست و در ايران خودمان تصميم گيرنده ايم البته ممكن است مسير به گونه ای طی شود كه در تحولات خودمان تصميم گيرنده باشيم و قدرت انتخاب با ما باشد كه در اين صورت اگر درست عمل كنيم و يك حكومت مردمسالار واقعی ايجاد نماييم تمام تهديدها برطرف خواهد شد حال انتخاب با ما است.ممكن است اين كار را نكنيم و راه های غيرعقلانی را دنبال كنيم كه در اين صورت به نقطه ای می رسيم كه ديگران برای ما انتخاب می كنند و انتخاب شان را به ما تحميل می كنند و ما هم آن قدر ضعيف می شويم كه تحميل را می پذيريم. عراق درست به اين نقطه رسيده بود ولی ايران تا نقطه تحميل فاصله زيادی دارد ولی ممكن است با انتخاب راه های غلط اين دوره به سرعت طی شود.
• آيا در حال حاضر هم گروه هايی هستند كه در پی مذاكرات پنهان با آمريكا باشند؟
در اين مورد اطلاعی ندارم و از هر گونه مذاكره با آمريكايی ها بی اطلاع هستم ولی اگر می خواهيم مذاكره با آمريكا را در پيش بگيريم اين امر نبايد پنهانی باشد و با پنهانكاری چيزی به دست نخواهيم آورد و بی نتيجه است. در اين مورد هر تصميمی بايد با اطلاع مردم باشد كه در صورت تصميم درست مردم هم پشتوانه خوبی برای آن خواهند بود و كسانی كه در پی پنهانكاری هستند بازنده اند.
• جلوگيری از ورود نيروهای بدر به عراق در راستای تذكر نيروهای ائتلاف به ايران و تركيه نبود و آيا اين همكاری نيست؟
به هر حال آنها مدتی در ايران بوده اند و ايران هم به آنها كمك كرده است ولی امروز ديگر تصميم با خودشان است كه در صحنه سياسی و آينده عراق چه نقشی داشته باشند. ما نه بايد جلوی اينها را بگيريم و نه بايد بی خودی آنها را هل دهيم بلكه بايد تنها به آنها نظر مشورتی دهيم. اما اگر اقدامشان به نحوی شد كه برای ما مشكل ايجاد كرد اين بحث ديگری است. نيروهای سپاه بدر هم از سال ها قبل در عراق حضور داشته اند ولی در شرايط بحرانی زمانی كه درگيری ايجاد شده بود و رژيم بعث هم بر سر كار بود استفاده از آنها چندان غيرمنطقی به نظر نمی رسيد.
• آقای ميردامادی مگر در همين افغانستان گروه رم و آقای كرزای بر سر كار نيامد و مگر همين آقای كرزای كه از حمايت آمريكا هم برخوردار بود به مجلس شما در ايران نيامد و مورد استقبال قرار نگرفت. حالا اين حكومت آمريكايی فردا بر سر كار آيد پس اين حرف ها كه برخی می زنند و اعلام می كنند كه همكاری ايران با حكومت آينده عراق مشروط بر اين كه چه كسی بر سر كار آيد برای چيست؟
تصور بنده اين است كه هر حكومت جديدی كه در عراق بر سر كار آيد ما با آن ارتباط خواهيم داشت منتهی اين ارتباط ممكن است حداقل و حداكثر داشته باشد يعنی در شرايطی در حداقل ارتباط و در شرايطی در حداكثر ارتباط خواهيم بود بنابراين با حكومت آينده ارتباط داشته و نگرانی چندانی از سوی آنان نخواهيم داشت.
• سقوط رژيم صدام چه پيامی برای كشورهای منطقه در پی داشته است؟
تحولات عراق نقطه شروع تحولات وسيعی در منطقه خواهد شد و ما ممكن است نپسنديم ولی اين واقعيتی است كه تحقق خواهد يافت و كشورهای منطقه را به سمت تحولات درونی می برد. البته احتمال اينكه تحولات آينده با برخوردهای نظامی باشد بسيار كم است. يعنی فشارهای بين المللی همراه با فشارهای آمريكا بدون به كارگيری قدرت نظامی باعث تحولات درونی در كشورهای منطقه خواهد شد خصوصا در كشورهايی مانند سوريه و حوزه خليج فارس به خصوص آن دسته از كشورهايی كه دارای حكومت های غيرمنتخب و بدون پشتوانه مردمی هستند دستخوش بيشترين تغييرات خواهند شد.
• با وجود شكست اصلاح طلبان در انتخابات شوراها و خيلی قبل تر شكست محافظه كاران فكر می كنيد در صورت عملی كردن بحث رفراندوم از سوی حكومت مردم پای صندوق ها حاضر شوند؟
اين مسئله به هيچ وجه قابل پيش بينی نيست. چه كسی پيش بينی می كرد كه در انتخابات شوراها 12 درصد بيايند و رای دهند پس قابل پيش بينی نيست. از سويی انتخابات شوراها در ميان مردم حالتی پيدا كرده و مردم خيلی رغبتی به حضور در پای صندوق های رای ندارند ولی در انتخابات رياست جمهوری و مجلس شورای اسلامی قضيه متفاوت خواهد شد و به شكل قبلی نخواهد بود. با اين وجود در مورد رفراندوم نمی توان اظهارنظر كرد چون موضوع مهمی است و بايد با دقت بيشتری مورد بررسی قرار گيرد. |