Persian Archive

سال ها پيش زمانی كه شواليه های داستان «سه تفنگدار» الكساندر دوما و همتايان آنها نسخه هايی واقعی محسوب می شدند، دختر يكی از همان پادشاهان آن روز به سراغ شواليه ای نيرومند می رود و از وی می خواهد تا تاج و تخت پدرش را نيرومندتر از گذشته نمايد و مانع از افول اقتدار آن شود. خود پادشاه نيز پيشنهاد می كند كه در صورت موفقيت شواليه ما مطابق معمول داستان هايی از اين دست دخترش را به ازدواج اين قهرمان درآورد. حالا به يك نسخه امروزی از اين قصه می پردازيم: عبدالله العطيه، وزير نفت قطر و رئيس سازمان كشورهای توليدكننده نفت (اوپك)، پس از چاره جويی های فراوان به اين نتيجه می رسد كه آينده به هيچ وجه قابل پيش بينی نيست. او تنها كاری كه می تواند انجام دهد هشدار نسبت به اين موضوع است كه اگر توليدكنندگان بازار را اشباع كنند، قيمت ها سقوط وحشتناكی خواهد داشت. او و دبير كل اوپك اگرچه جرأت بيانش را ندارند اما پيش خود فكر می كنند اگر كسی بتواند ابهامی را كه آمريكايی ها پديد آورده اند برطرف سازد قطعا لايق در اختيار داشتن اوپك (بخوانيد شاهزاده خانم) خواهد بود. نگرانی آلوارو سيلوا، دبير كل ونزوئلايی اوپك، را می توان از اظهارات خوزه ويسنته رانگل، معاون رئيس جمهور كشورش، دريافت: «اگر بازار نفت اشباع شود ممكن است توازن قوا در اوپك از ميان برود. » ...


ساعت 2 بعدازظهر 27 تير 1367 بود كه راديو اعلام كرد: «جمهوری اسلامی ايران قطعنامه 598 شورای امنيت را قبول كرده است. » از آن زمان 15 سال گذشته است و طی تمام اين سال ها خواسته ايران، «محكوم كردن عراق به عنوان متجاوز، مسئول و آغازگر جنگ» و «دريافت غرامت به عنوان قربانی تجاوز» بوده است؛ خواسته ای كه اينك با فروپاشی حكومت صدام حسين و در آستانه بازسازی و تشكيل دولت جديد در عراق، رنگ و نمو تازه ای به خود گرفته است. «مبادله اسرای جنگی» را شايد بتوان تنها بندی از مفاد قطعنامه 598 دانست كه تقريبا به طور كامل اجرا شده است به طوری كه يك هفته قبل از آغاز جنگ در عراق نيز 941 اسير عراقی و 349 اسير ايرانی به عنوان آخرين بازماندگان اسرای طرفين، مبادله شدند اما با گذشت پانزده سال، مفاد ديگر اين قطعنامه همچنان بر روی كاغذ باقی مانده است. رژيم صدام برچيده شده است، دولت ديگری در عراق در حال شكل گيری است، زمان در حال سپری شدن است، آيا زمان دريافت غرامت از عراق كه بالغ بر هزار ميليارد دلار برآورد شده، فرا نرسيده است؟ ...


آنچه می خوانيد گفت وگويی است كه در اواخر پاييز 81 با حجت الاسلام والمسلمين سيدعلی اشكوری درباره نقد ايشان بر فتوای برابری ديه زن و مرد حضرت آيت الله صانعی كه در روزنامه جمهوری اسلامی چاپ شد. مصاحبه در «پژوهشكده امام خمينی و انقلاب اسلامی» انجام شد. آقای اشكوری در اين پژوهشكده فقه تدريس می كرد. مردی آرام بود كه پيش و بيش از من به آن چه می خواست در مصاحبه بگويد فكر كرده بود. مسئله برايش بيش از هر چيز مسئله ای فقهی بود و آن را در بهترين شكل به صورت اختلافی فقهی می دانست كه برايش راه حل هايی چون مناظره و داوری ساير فقيهان پيشنهاد می كرد. شاگردانش كه حاضر بودند از سابقه طولانی تحصيلش می گفتند و درجات اجتهادش. بعد از قسمت هايی از مصاحبه كه می خوانيد بسيار كوشيدم تا بحث را به بستری اجتماعی تر بكشانم؛ اگر موفق شده بودم شايد آن بخش را می خوانديد...


وقتی پس از فيلم «نيمه پنهان» ساخته «تهمينه ميلانی» و فيلم «پارتی» ساخته «سامان مقدم» نوبت به توقيف فيلم «خانه ای روی آب» ساخته «بهمن فرمان آرا» رسيد اين پرسش در اذهان قوت گرفت كه وقتی مرجعی برای تشخيص صلاحيت و درست بودن امری وجود دارد آيا دستگاه قضايی، حاكم بر اين مرجع است يا متخصصان آن امر؟ فيلم «خانه ای روی آب» كه در آخرين روزهای آذر ماه 81 توقيف شده بود علاوه بر جايزه بهترين فيلم بيستمين جشنواره فيلم فجر، عنوان بهترين فيلم دينی «جشنواره حقيقت» را نيز به خود اختصاص داده بود. اين فيلم براساس گزارش «ستاد امر به معروف و نهی از منكر» به مدعی العموم به اتهام توهين به برخی اعتقادات دينی توقيف شد. گرچه سرانجام با رايزنی های وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی با آيت الله شاهرودی وضع اين فيلم روشن شد اما بازخوانی پرونده آن در حالی كه سيستم قضايی ما دادسراها را دوباره احيا كرده است می تواند محملی باشد تا پرسش ابتدايی ما پاسخ يابد.يعنی اينكه با توجه به وجود هياتی به نام «هيأت نظارت بر نمايش و صدور پروانه فيلم» آيا باز هم مقام قضايی می تواند راسا نمايش فيلم را متوقف كند يا لازم است متخصصان امر چنين نظری بدهند و بعد سيستم قضايی حكمی صادر كند...


بله آقای پورحيدری، ولی الله صالح نيا به استقلال متعصب است، شما هم همين طور، حجازی و فتح الله زاده و منزوی و نصرالله عبداللهی و حتی آن تماشاگری كه روی سكو نشسته به استقلال متعصب اند. اصلا كسی را داريم كه به استقلال تعصب نداشته باشد؟ اما تعصب به استقلال به خاطر چيست؟ از اين تعصب چه سود و منفعتی عايد تمام اين متعصبان می شود؟ پاك ترين اين تعصبات متعلق به كيست؟ نه آقای پورحيدری، اسم اين حركات تعصب نيست. حركت صالح نيا كوچك شده وضعيت اسفبار استقلال است. استقلال كه شاگردانش را بلعيده و خود توسط عده ای ديگر بلعيده شده است. اگر هيچ كسی نداند، لااقل شما می دانيد...



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو