Persian Archive

• لقمه چرب
• خودكشی در قاهره
• تاكيد اروپا بر بازار ايران
• چاه هايی كه آتش زده نشد
• پيش بينی تركيه و نورديك
• همه خبرهای بد هم بد نيستند
• 60درصد گاز مصرفی
• توافق چين و مجارستان
• سالی 5 هزار بنز توليد می شود
• عظيم ترين سد هيدروالكتريك موقت


عباس فتاح زاده: سال ها پيش زمانی كه شواليه های داستان «سه تفنگدار» الكساندر دوما و همتايان آنها نسخه هايی واقعی محسوب می شدند، دختر يكی از همان پادشاهان آن روز به سراغ شواليه ای نيرومند می رود و از وی می خواهد تا تاج و تخت پدرش را نيرومندتر از گذشته نمايد و مانع از افول اقتدار آن شود. خود پادشاه نيز پيشنهاد می كند كه در صورت موفقيت شواليه ما مطابق معمول داستان هايی از اين دست دخترش را به ازدواج اين قهرمان درآورد. حالا به يك نسخه امروزی از اين قصه می پردازيم: عبدالله العطيه، وزير نفت قطر و رئيس سازمان كشورهای توليدكننده نفت (اوپك)، پس از چاره جويی های فراوان به اين نتيجه می رسد كه آينده به هيچ وجه قابل پيش بينی نيست. او تنها كاری كه می تواند انجام دهد هشدار نسبت به اين موضوع است كه اگر توليدكنندگان بازار را اشباع كنند، قيمت ها سقوط وحشتناكی خواهد داشت. او و دبير كل اوپك اگرچه جرأت بيانش را ندارند اما پيش خود فكر می كنند اگر كسی بتواند ابهامی را كه آمريكايی ها پديد آورده اند برطرف سازد قطعا لايق در اختيار داشتن اوپك (بخوانيد شاهزاده خانم) خواهد بود. نگرانی آلوارو سيلوا، دبير كل ونزوئلايی اوپك، را می توان از اظهارات خوزه ويسنته رانگل، معاون رئيس جمهور كشورش، دريافت: «اگر بازار نفت اشباع شود ممكن است توازن قوا در اوپك از ميان برود. »

چنين شرايطی می تواند كشورهای عضو اوپك را تشويق كند كه هركدام رفتاری مطابق ميل خويش داشته باشند. به عبارت ديگر همان وضعيتی كه در اروپای قرون وسطی تحت عنوان ملوك الطايفی از آن ياد می شود، امكان بروز پيدا می كند. حالا اوپك منتظر يك «شواليه نيرومند» است كه بتواند ابهام آمريكايی ها را بزدايد. اما آيا چنين كسی پيدا خواهد شد؟ افزايش توليد و كاهش قيمت ها در شرايط جديد به اعتقاد احمد زكی يمانی، پيشگوی بزرگ بازار نفت، به معنای پايان كار اوپك خواهد بود. آيا اگر آمريكا چنين قصدی را داشته باشد شواليه ای وجود خواهد داشت كه بتواند مانع آن شود؟ اگرچه عراق ممكن است تا سال 2005 بتواند توليد نفت روزانه خويش را به 3/5 ميليون بشكه در روز برساند، اما 40 ميليارد دلار سرمايه لازم برای اين كار را نمی تواند با درآمدهای نفتی خويش تأمين كند. در حال حاضر نيازهای عراق چنان زيادند كه نمی توان بخش قابل توجهی از درآمدهای نفتی اين كشور را به پروژه های صنعت نفت اختصاص داد. با اين حال «اگزون و شركا» در نقطه شروع خويش قرار گرفته اند و شركت های نفتی روسی و فرانسوی با حسرت نظاره گر فعل و انفعالات آنها هستند. دولت ايالات متحده هم نقش همواركننده راه را ايفا می كند: اوپك بايد به عراق اجازه بدهد تا حد ممكن سقف توليدش را افزايش دهد. دومين كشور نفت خيز دنيا تا قبل از جنگ تنها دو درصد توليد نفت در دنيا را به خود اختصاص می داد (كمتر از 2/5 ميليون بشكه در روز). به نظر می رسد آمريكايی ها چنين چيزی را منطقی نمی دانند و قصد تغييراتی را دارند.

می گويند دهه چهارم عمر زمان پختگی است. اكنون اوپك 43 سال سن دارد و 24/5 ميليون بشكه نفت توليد می كند (البته طبيعی است كه رقم غيررسمی توليد اوپك بيشتر از رقم فوق باشد. ) اعضای اين سازمان قصد دارند در روز 24 آوريل (امروز) در مورد عدد 24 (ميليون بشكه) تصميم بگيرند. امروز اوپك می كوشد تا پختگی خويش را به اثبات رسانده و نشان دهد كه می تواند در شرايطی چنين مبهم مصمم عمل كند. آيا «اتحاد جمعی» خواهد توانست نقش «شواليه نجات بخش» را ايفا كند؟ طبق تحقيقات آژانس بين المللی انرژی در سه ماهه دوم سال ميلادی جاری نسبت به سه ماهه نخست روزانه 2 ميليون بشكه مصرف نفت خام جهان كاهش پيدا می كند. برای سه ماهه سوم سال هم پيش بينی 1/4 ميليون بشكه افزايش مصرف شده است. بدين ترتيب حداقل در سه ماهه دوم سال اگر توليد در سطح سابق خويش باقی بماند كاهش قيمت ها امر بعيدی نخواهد بود. بيژن زنگنه يك هفته مانده به شروع اجلاس اوپك با درخواست از توليدكنندگان نفت برای كاهش توليد، ده ها سنت قيمت ها را بالا برد. اين نشان می دهد كه قدرت ايران خود به تنهايی در حد قابل توجهی است، اما روشن است در حدی نيست كه «شواليه قدرتمند قصه ما» لقب بگيرد. برخی می گويند طی هفت هفته آينده عراق خواهد توانست دوسوم ميزان توليد نفت خويش قبل از شروع جنگ را مجددا به دست آورد. ونزوئلا و نيجريه هم با چشم انداز رشد توليد روبه رو هستند. با اين شرايط احتمال آنكه ميزان توليد تا حد قابل توجهی از ميزان نياز روزانه جهان ـ 80 ميليون بشكه ـ بالاتر رود، زياد است.

الگوی آلاسكا برای عراق

در خبرها آمده بود كه دولت آمريكا به هر كارمند عراقی ای كه به سر كار خويش برگردد در بدو امر 20 دلار پرداخت می كند. اين رقم برای كشوری كه به نوشته روزنامه آلمانی زوددويچه سايتونگ كارگران آموزش ديده صنعت نفت آن تنها 50 دلار در ماه حقوق می گيرند، قابل توجه است. قرار است عراقی ها با كاپيتاليسم به مفهوم آمريكايی آن آشنا شوند. در واشنگتن گفته می شود عراق چند سال ديگر همانند الگوی كشورهای صنعتی غرب اداره خواهد شد. برای حركت در چنين مسيری بوش سازمان ملل را تحت فشار قرار می دهد تا تحريم های عراق را لغو كند. هم زمان سيل قراردادها با شركت های آمريكايی به راه می افتد: بازسازی سيستم آموزشی عراق (تا سقف 62/6 ميليون دلار)، مديريت بنادر (4/8 ميليون دلار)، برنامه ريزی و مديريت فعاليت های دولت (7 ميليون دلار)، اصلاحات در ادارات عمومی (167/9 ميليون دلار) و بازسازی تاسيسات زيربنايی (680 ميليون دلار). بازپرداخت بدهی های خارجی عراق هم با آنكه يك موضوع مهم است، اما همچنان مبهم باقی مانده. در مورد سقف آنها هم چنان اظهارنظرهای متنوع و مختلفی شده كه نمی توان رقم دقيقی را در اين زمينه ذكر كرد. در اجلاس اخير بانك جهانی و صندوق بين المللی پول جان اسناو، وزير خزانه داری آمريكا، كوشيد بخشودگی هايی را در مورد بدهی های عراق به تصويب برساند، اما با واكنش شديد نمايندگان اروپا مواجه شد.

ديك چنی تاكيد دارد كه نفت عراق عامل مهمی در تسهيل ايجاد يك سيستم كاپيتاليستی در عراق محسوب می شود. اما بسياری از كارشناسان اقتصادی هشدار می دهند كه عكس ادعای فوق صادق است: در گذشته نفت هيچ گاه عامل مفيدی در راه رشد اقتصاد مبتنی بر خصوصی سازی نبوده است. درآمدهای نفت موجب می شود تا دولت چندان به درآمدهای مالياتی تكيه نكند. وقتی دولتی به ماليات شهروندان وابسته نشود نمی توان انتظار داشت كه به اشخاص خصوصی و آرای فردی اعضای جامعه اتكای مطلق بنمايد. برخی می گويند تنها كشور نفتی ای كه اقتصاد مبتنی بر بازار را به شكلی گسترده رواج می دهد، نروژ است. خصوصی سازی صنعت نفت عراق می تواند يك راهكار باشد، اما اين راه در ميان دست اندركاران دولت آمريكا چندان محبوبيتی ندارد. تلاش های مشابهی كه در كشورهايی نظير روسيه صورت گرفت، چندان موفقيت آميز نبود. ترس آمريكايی ها از پديد آمدن يك اليگارشی نفتی كه قدرت را از دست ايالات متحده خارج كند نيز مزيد بر علت شده است. روشی كه آمريكايی ها بر آن اصرار دارند تكرار تجربه آلاسكا است. از سال ها پيش در آلاسكا يك صندوق سرمايه گذاری دولتی به صورت وكالتی كار ارائه سفارش ها و پروژه ها به شركت های نفتی بين المللی را انجام می دهد. در اين ميان دلاريزه كردن واحد پول عراق می تواند اقتصاد عراق را در قبال نوسانات قيمت نفت آسيب پذيرتر كند. اين موضوع نيز برای يك اقتصاد بازار جوان مانع مهمی محسوب می شود. پس از آنكه جورج بوش در سنت لوئيز واقع در ميسوری آمريكا خواستار لغو تحريم های سازمان ملل عليه عراق شد، شيراك نيز پس از ديدار با كوفی عنان در آتن از لغو تحريم های مذكور حمايت كرد ـ طبيعتا به صورت مشروط. البته در مورد نحوه اين كار دستورالعمل روشنی وجود ندارد. گفته شده در حوزه نفتی روميله كه تا پيش از جنگ 60 درصد توليد نفت عراق در آن صورت می گرفت حداقل تا سه ماه ديگر خبری از توليد نخواهد بود. برايان بوريد، فرمانده نيروهای انگليسی در خليج فارس، ضمن اعلام مطلب فوق تحريم ها را مانعی مضاعف در اين زمينه خوانده است.

وضعيت ذخاير جهانی

به تدريج تمامی دنيا زير پوشش فعاليت های اكتشاف نفت قرار می گيرد. ديگر نمی توان انتظار داشت كه شاهد اتفاق شگفت آور و غافلگيركننده ای در جريان اكتشاف ها باشيم. نگاهی به بانك های اطلاعاتی صنايع نفت در اين زمينه می تواند مفيد باشد. بررسی آمارهای مربوط به كشف حوزه های نفت طی دهه های اخير نتايج توجه برانگيزی به دست می دهد. در بانك های اطلاعاتی فوق سير نزولی اكتشافات از دهه هشتاد آغاز شده است. در سال 1980 برای اولين بار ميزان اكتشاف نفت از ميزان مصرف آن كمتر شد. اين روند بعد از آن شدت بيشتری هم پيدا كرده است. به عنوان مثال در سال گذشته ميلادی در جهان شش تريليون بشكه نفت كشف شد در حالی كه مصرف نفت جهان در طول سال حدود 25 تريليون بشكه بود. تازه همان طور كه همه می دانند هزينه های استخراج هم در حال افزايش است و حتی بعضی معتقدند دوران نفت ارزان ديگر به پايان رسيده. البته اين به معنای آن نيست كه احتمال كاهش قيمت نفت در مقاطع نسبتا كوتاه وجود ندارد. بعضی از اعضای اوپك ادعا می كنند كه می توانند كشورهای صنعتی را با نفت ارزان تغذيه كنند، اما اين اقدامی تبليغی و حرفی شعارگونه بيش نيست. در اين ميان آژانس بين المللی انرژی كه در آغاز عملا برای مقابله با اوپك تشكيل شده بود سعی می كند چنين به همگان بباوراند كه جايگزين هايی برای قدرت اوپك هم می توان يافت. مقامات آژانس مذكور شايع می كنند كه مناطق نفت خيزی در خارج از اوپك وجود دارند كه می توانند به سلطه چندين دهه آن در بازار خاتمه دهند. اما واقعيت آن است كه حوزه نفت دريای شمال سه سال پيش به حداكثر ممكن برای توليد خويش رسيد. ذخاير نروژ نيز ظاهرا سال گذشته به چنين سرنوشتی دچار شده است. يورگ شيندلر، كارشناس انرژی، در گفت وگو با مجله اشپيگل تصريح می كند: «مصرف كنندگان نفت ديگر بايد برای هميشه رويای نفت ارزان را به فراموشی بسپارند. » يك شاعر ترك می گويد: «هر تهديدی را بايد همان قدر جدی گرفت كه قابل لمس است. » ظاهرا دست اندركاران بازار نفت هم در مورد قضيه عراق و وقايعی كه ممكن است در آينده اتفاق بيفتد به تدريج به چنين ارزيابی ای می رسند. آنقدر كارشناسان نفتی در حواشی جنگ عراق پيش بينی كردند و آنقدر در ميان اين پيش بينی ها اشتباه وجود داشت كه خيلی ها ديگر به اصطلاح زبان به كام گرفته اند. به خصوص در مورد دو موضوع ديگر چندان چيزی گفته نمی شود. موضوع اول ذخاير نفتی كركوك است كه برخی از آمريكايی ها احتمال بهره برداری سريع - تا چند هفته ديگر - از آن را زياد دانسته اند. موضوع دوم تهديدات نظامی عليه سوريه است. نه از سوی آمريكا عليه بشار اسد كم حرف زده می شود و نه ارتش آمريكا در تهديد سوريه پاپس گذاشته است. اما خيلی ها جنگ عليه كشور 17 ميليون نفری سوريه را حداقل قريب الوقوع نمی دانند.

الكساندر دوما، نويسنده پرطرفدار فرانسوی، پسری داشت كه نام او هم الكساندر دوما بود. (درست مثل جورج بوش خودمان!) «الكساندر دومای پسر» در جايی گفته است: «وقتی پدرم در سال 1870 درگذشت بيش از 300 رمان تاريخی را از خويش باقی گذاشت اما كمتر رمانی در ميان آنها به اندازه رمان كنت مونت كريستو توجه من را به خود جلب كرد. در اين كتاب به شكلی ماهرانه به خواننده وانمود می شود كه ثروت را نه می توان صرفا انتسابی دانست و نه اكتسابی. » توماس فريدمن، نويسنده روزنامه نيويورك تايمز، هم در مقاله ای ضمن اشاره به اظهارنظر فوق فعل و انفعالات بازار نفت را مشابه همان ثروتی می داند كه پسر نويسنده معروف فرانسوی به آن اشاره كرده است. به اعتقاد فريدمن هيچ كشوری ولو آمريكا نمی تواند ادعا كند كه می تواند برای هميشه به قدرت مطلق در بازار نفت بدل شود. برای روشن تر شدن اين موضوع به موضوع نفت در كشور نيجريه، بزرگترين توليدكننده نفت در آفريقا كه طی سال های اخير بحث های زيادی را پيرامون خويش برانگيخته است می پردازيم. نيجريه يكی از اعضای اوپك و دهمين صادركننده بزرگ نفت در اين كره خاكی است. ناحيه نفت خيز دلتای نيجر 90 درصد درآمدهای ارزی نيجريه را به خود اختصاص می دهد، كشوری كه با 123 ميليون نفر جمعيت پر جمعيت ترين كشور آفريقا محسوب می شود. البته نيجريه می توانست نه تنها پرجمعيت ترين بلكه ثروتمندترين كشور آفريقا هم باشد، اما امروز تنها صاحب ثروتمندترين حاكمان است. دولت از هر بشكه نفتی كه استخراج می كند 5/5 دلار به شركت های بزرگ خارجی واگذار می كند، بقيه آن هم نصيب خودش می شود. ساختمان های شيك در لاگوس و همچنين در آبوجا، پايتخت جديد، نشان از جايی دارد كه دلارهای نفتی به سوی آن سرازير می شود. در حال حاضر دولت سرگرم احداث يك استاديوم ملی است كه هزينه ساخت آن 332 ميليون دلار تمام می شود. به جرأت می توان شركت شل را حاكم بلامنازع نفت نيجريه دانست. نفت نيجريه تنها باعث ثروتمند شدن حاكمان اين كشور و شركت شل می شود. در روستاهای واقع در دلتای نيجر حدود هفت ميليون نفر زندگی می كنند. آنها از درخشش دلارهای نفتی چيز چندانی نمی بينند، مجله اكونوميست در تحليلی پيرامون اين وضعيت كه البته تنها در نيجريه هم حاكم نيست چنين نوشته است:

«وجود نفت در يك كشور خود به تنهايی ثروت به ارمغان نمی آورد. اگر چنين بود حالا بايد تمامی ساكنان كشورهای نفت خيز مرفه ترين مردم دنيا می شدند. لذا نمی توان ثروت نفت را منتسب به صاحبان نفت دانست. اين ثروت به صورت مطلق اكتسابی هم نيست. درست است كه آمريكا می تواند با حمله به كشوری مثل عراق از نفت آن نيز بهره ببرد اما اگر روزی به عنوان مثال ژاپنی ها بخواهند در چارچوب معيارهای خويش و به دور از جنگ، ثروت نفتی كسب كنند با پديده ای كاملا اكتسابی روبه رو نخواهند بود. » مخالفت هايی را كه در حال حاضر از سوی اروپايی هايی نظير آلمان و فرانسه با تسلط آمريكا بر نفت عراق صورت می گيرد، هم بايد در همين چارچوب مورد بررسی قرار داد. درست است كه آمريكا عراق را به تصرف خويش درآورده اما بهره گيری از نفت اين كشور برای واشنگتن آنقدرها هم آسان نيست كه بتوان آن را پديده ای كاملا اكتسابی و دست يافتنی دانست. كما اينكه روی ديگر سكه هم صادق است: هيچگاه نمی توان ادعا كرد كه تمامی مردم عراق به شكلی عادلانه از ثروت های نفتی خويش بهره می برند - ولو آنكه دولتی داخلی در آن كشور تشكيل شود. لذا نفت عراق را هم عملا هيچگاه نمی توان پديده ای انتسابی برای مردم عراق انگاشت. با سقوط بغداد آمريكا برای آنكه تحريم های عراق را لغو كند و صنعت نفت اين كشور را مجددا به فعاليت وادارد، دوباره سازمان ملل را «كشف» كرد. اما پيش شرط هايی كه برخی اعضای شورای امنيت برای لغو تحريم ها دارند موجب شده تا واشنگتن به راه های جديدی متوسل شود. به نوشته «نيويورك تايمز» دولت ايالات متحده قصد دارد تحريم های سازمان ملل را نه به صورت يكباره بلكه طی روندی تدريجی از ميان بردارد. روزنامه مذكور با استناد به كاخ سفيد می نويسد: «آمريكا اقتصاد عراق را طی روندی تدريجی به دولت جديد اين كشور (يا به عبارتی ديگر ژنرال گارنر) واگذار می كند.» اما آيا اين اقدام ها می تواند مخالفت های فرانسه، روسيه و ساير اعضای شورای امنيت سازمان ملل را بی اثر سازد؟ به لحاظ تئوری احتمال وتوی هر قطعنامه ای كه منجر به لغو تحريم های عراق شود از سوی فرانسه و روسيه وجود دارد.

كشور 24 ميليون نفری عراق با ثروت نفتی حداقل 112 ميليارد بشكه ای خويش چنان لقمه چرب و نرمی است كه حتی ناتو هم نتوانسته نسبت به آن بی تفاوت باشد. به رغم آنكه برخی اعضای ناتو نظير آلمان و فرانسه عملا جنگ را تحريم كرده بودند اما حالا ظاهرا اين سازمان طرح هايی برای صلح بانی و بازسازی عراق دارد. به نوشته روزنامه فرانكفورتر آلگماينه سايتونگ در داخل ناتو تمايل برای بر عهده گرفتن مسئوليت و نقش در عراق افزايش پيدا می كند. اوپك امروز در حالی اجلاس خويش را در وين برگزار می كند كه «تجارت عراق» شكلی عملی به خود گرفته است. رقابت شركت ها كه از ماه ها پيش آغاز شده بود، حالا نمونه های عينی خويش را بروز می دهد و اوپك بايد همچنان چشم به آينده باشد تا ببيند آمريكايی ها چه خواب هايی ديده اند.


ترجمه اكبر زارع زاده: كابينه «دكتر عاطف عبيد» نخست وزير مصر بدون هيچ مقدمه ای از بيست و نهم ژانويه بازار ارز مصر را آزاد اعلام كرد و تعيين قيمت ارز را به عرضه و تقاضا واگذار نمود. به گونه ای كه هر شركت صرافی بايد به نرخ ارزی كه بانك طرف قراردادش تعيين می كند پايبند بماند. نتيجه مستقيم چنين تصميم بدون مقدمه ای اين بود كه ارزش ليره مصر در برابر دلار آمريكا با 17 درصد كاهش از 463 قرش به 543 قرش به ازای هر دلار رسيد. اتخاذ اين تصميم ناگهانی آن هم يك روز پس از ديدار هيأت اقتصادی مصری از آمريكا موجب شد بسياری از تحليلگران اين دو رويداد را با يكديگر مرتبط بدانند و آزاد شدن بازار ارز در مصر را شرط پاسخ مثبت مسئولان ايالات متحده آمريكا به درخواست های هيأت اقتصادی مصری تلقی كنند. پيش از سفر اين هيأت به آمريكا «فايزه ابوالنجا» وزير مشاور در امور خارجه مصر با سفر به واشنگتن با مقامات آمريكايی درباره روابط اقتصادی دو كشور گفت وگو كرده بود. وی در بازگشت از آمريكا مدعی شد با حمله آمريكا به عراق، اقتصاد مصر بين 6 تا 8 ميليارد دلار متضرر خواهد شد. اين زيان ها يكی از محورهای گفت وگوی هيأت اقتصادی مصری در واشنگتن بود. دكتر «يوسف پطرس غالی» وزير بازرگانی خارجی مصر در بازگشت از سفر به واشنگتن گفت حمله نظامی به عراق نه فقط بخش توريسم مصر كه يكی از ستون های اقتصاد اين كشور است، بلكه بخش های ديگری مثل سرمايه گذاری و درآمدهای كانال سوئز را نيز تحت تأثير قرار خواهد داد و در روند صادرات و واردات مصر ايجاد اخلال خواهد كرد. جنگ در عراق موجب توقف سفر توريست ها به مصر و كاهش سرمايه گذاری و كاهش درآمدهای كانال سوئز و افزايش ميزان بيكاری و به طور خلاصه ايجاد دردسر بزرگ اقتصادی در اين كشور خواهد شد.

اين شواهد و دلايل، بسياری از تحليلگران اقتصادی را به اين نتيجه رساند كه تصميم ناگهانی دولت عاطف عبيد ارتباط نزديكی با سفر هيأت مصری به آمريكا دارد و دولت مصر اين تصميم را بدون در نظر گرفتن پيامدهای منفی آن بر اقتصاد مصر اتخاذ كرده است. كاهش ارزش ليره مصر عملا موجب رشد تورم و فشار بر قشرهای با درآمد اندك و متوسط و سرازير شدن درآمد ملی مصر به جيب ثروتمندان شده است. تب گرانی كه پس از شناور شدن ليره و طبعا كاهش ارزش آن آغاز شد مانند توربينی است كه همه چيز را درون خود می كشد. طی سه سال حكومت كابينه عاطف عبيد، ليره مصر حدود 60 درصد ارزش خود را در برابر دلار از دست داده است. كاهش مداوم ارزش ليره موجب شد تعدادی از روزنامه ها عكس ليره را در صفحه اول خود چاپ كنند و زير آن آگهی تسليت بنويسند. عاطف عبيد سياست كاهش تدريجی ارزش ليره را از زمان نشستن بر كرسی نخست وزيری در سال 1999 آغاز كرد. وی در ابتدا سياست ارزی جديدی را به نام «سياست نه تثبيت و نه شناورسازی» در پيش گرفت، به اين معنا كه قيمت پايه دلار را در برابر ليره مصر اعلام كرد و اجازه داد اين قيمت تا 3 درصد نوسان داشته باشد. بانك ها با افزودن هزينه كارمزد فروش ارز به قيمت پايه دلار كه گاهی تا 12 درصد قيمت اصلی می رسيد، عملا ارز را با نرخ بازار در اختيار مشتريان قرار می دادند و از چند ماه پيش قيمت پايه دلار نيز حذف شد. در آغاز اجرای سياست «نه تثبيت و نه شناورسازی»، قيمت پايه هر دلار آمريكا 375 قرش اعلام شد و پس از چند ماه به 415 قرش رسيد. اين سياست دستاوردهای مثبتی به همراه داشت و موجب افزايش سپرده های ارزی در بانك ها شد تا اينكه حوادث يازدهم سپتامبر روی داد. تأثير اين حادثه بر اقتصاد مصر به ويژه بخش توريسم موجب شد قيمت هر دلار به 450 قرش افزايش يابد و با در نظر گرفتن 3 درصد نوسان به 468 قرش برسد. دلالان بازار ارز به اين قيمت رضايت ندادند و ارز را با قيمتی بسيار بالاتر از اين عرضه كردند.

از نظر اقتصاددانان مخالف سياست دولت، اشتباه عمده كابينه عاطف عبيد پيوند زدن ارزش ليره به ارزش دلار آمريكا بود در حالی كه می بايست ارزش ليره به سبدی از ارزهای معتبر مثل يورو، دلار و ين ژاپن پيوند می خورد. صرفنظر از اينكه موافقان و مخالفان سياست آزادسازی بازار ارز چه نظری دارند، همگی در اين مورد اتفاق نظر دارند كه شناور شدن ناگهانی نرخ ليره مصر به هيچ وجه در زمان مناسبی صورت نگرفت از اين رو احتمال می رود اين تصميم به علت فشار آمريكا و صندوق بين المللی اتخاذ شده باشد. به ويژه آنكه دولت مصر در گفت وگوهای قبلی اش با بانك جهانی و صندوق پول در سال 1994 به كلی اصول كاهش ارزش واحد پول ملی را كه سمبل حاكميت كشور به شمار می رود رد كرد و آن را خط قرمزی ناميد كه برای حفظ حداقل سطح زندگی شرافتمندانه برای قشرهای كم درآمد كه اكثر جمعيت مصر را تشكيل می دهند عبور از آن ممنوع است. موافقان سياست آزادسازی بازار ارز معتقدند خريد و فروش ارز با قيمت واقعی آن از يك سو بازار سياه را از بين می برد و هرچه ارزش دلار در برابر ليره مصر افزايش پيدا كند قدرت رقابت كالاهای مصری در بازارهای جهانی افزايش و توليد آنها بيشتر می شود و چرخ اقتصاد را به حركت درمی آورد. همچنين با اين سياست، واردات كاهش می يابد و شهروندان تشويق می شوند كالاهای داخلی را مصرف كنند يا كالاهای وارداتی را در صورت امكان در داخل توليد كنند. علاوه بر اين كاهش ارزش ليره موجب رونق توريسم و افزايش درآمدهای توريستی كه يكی از منابع اصلی تأمين ارز خارجی برای خزانه دولت است خواهد شد. همچنين با حذف بازار سياه ارز، معاملات از طريق كانال های قانونی مثل بانك ها و صرافی ها صورت خواهد گرفت و سرمايه های خارجی از كشورهای عربی و غيرعربی به سوی مصر سرازير خواهد شد و اعتماد به صنايع داخلی افزايش خواهد يافت. عده ای معتقدند با آزاد شدن بازار ارز، نهادهای مالی بين المللی مثل بانك جهانی و صندوق بين المللی پول ديگر نمی توانند به بهانه مصمم نبودن مصر در اجرای تعهداتش در قبال اين نهادها از پرداخت وام جديد يا تغيير قسط بندی وام های قبلی خودداری كنند. در اين رابطه نديم الحق نماينده صندوق بين المللی پول در قاهره تصميم دولت مصر برای آزادسازی بازار ارز را تصميمی خوب توصيف كرد كه در زمان مناسبی اتخاذ شده است. حتی عده ای از اين نيز فراتر رفته و خواستار شناور شدن كامل ليره بدون كنترل از دور توسط بانك مركزی مصر شدند به طوری كه قيمت را فقط عرضه و تقاضا تعيين كند. به عقيده اين افراد، اگر مثل گذشته بانك ها تحت سيطره بانك مركزی فعاليت كنند و به آنها فقط اجازه خريد ارز در چارچوب مشخص بدون اجازه فروش داده شود، تصميم اخير بی نتيجه خواهد بود.

اما مخالفان اين سياست نظر ديگری دارند. «دكتر محمد محمود الامام» وزير سابق برنامه ريزی مصر، شناورسازی ليره را با توجه به نوسانات قيمت ها در بازار اقدامی بسيار خطرناك و در حد خودكشی دولت توصيف كرد. به عقيده وی سياست های نادرست دولت در زمينه ارز موجب فرار سرمايه ها و كاهش تقاضا و ركود در بازار و افزايش بدون توجيه قيمت دلار شده است. عده ای از واردكنندگان نگرانند كه كاهش واردات كالاهای سرمايه ای و مواد اوليه به علت افزايش نرخ ارز بر فعاليت كارخانه ها و واحدهای توليدی تأثير منفی بگذارد. همچنين با توجه به اينكه درصد مواد اوليه وارداتی در كالاهای صادراتی مصر زياد است، افزايش نرخ ارز موجب افزايش قيمت تمام شده و كاهش قدرت رقابت اين كالاها در خارج خواهد شد. گذشته از اين، بخش عمده واردات مصر را مواد غذايی تشكيل می دهد كه قابل چشم پوشی نيست به طوری كه مصر هر سال حدود 600 ميليون دلار غله وارد می كند. بازپرداخت اقساط بدهی های خارجی مصر نيز با افزايش قيمت دلار در برابر ليره به مشكل بزرگی تبديل خواهد شد. كاهش ارزش ليره مصر در برابر ارزهای عمده همچنين موجب كاهش ارزش واقعی ماليات های دريافتی خواهد شد و در نتيجه می توان پيش بينی كرد كه بودجه اختصاص يافته به آموزش و پرورش، حمل و نقل عمومی، مسكن و يارانه كالاها به ويژه كالاهای اساسی كاهش خواهد يافت. هم اكنون نيز دولت مصر عملا حذف كوپن هايی را كه به موجب آن فقرا سهميه شكر و برنج و روغن و چای دريافت می كنند آغاز كرده است. نگرانی هايی كه در اين رابطه به وجود آمد موجب شد وزير دارايی مصر تأكيد كند به كالاهای خاصی مثل گندم و روغن خوراكی كه تحت تأثير آزادسازی بازار ارز قرار خواهند گرفت سوبسيد پرداخت خواهد شد.

به عقيده مخالفان آزادسازی بازار ارز در مصر، نابسامانی در بازار ارز نتيجه نابسامانی ساختاری در اقتصاد مصر است و با روشی كه دولت در پيش گرفته است اقتصاد توفان زده مصر به ساحل امن نخواهد رسيد. اين گروه، مشكل اصلی اقتصاد مصر را ضعف ساختارهای توليدی در اين كشور به علت پايين بودن ميزان سرمايه گذاری و پس انداز می دانند. به گفته اين افراد، نرخ پس انداز در مصر حدود 6 درصد است در حالی كه در چين 42 درصد توليد ناخالص داخلی پس انداز و سرمايه گذاری می شود. مشكل ديگری كه اقتصاد مصر با آن روبه روست ضعف پيوستگی بخش های اقتصادی و وابستگی شديد به خارج است به گونه ای كه صادرات مصر فقط يك سوم هزينه واردات اين كشور را پوشش می دهد. موافقان و مخالفان سياست آزادسازی نرخ ارز بر ضرورت اتخاذ تدابير فوری ديگری تأكيد دارند از اين رو 21 نماينده پارلمان مصر از نخست وزير اين كشور به علت شناور كردن ليره بدون مشورت با پارلمان توضيح خواستند. تنها راه پايان دادن به اين اختلال ساختاری در اقتصاد مصر، در پيش گرفتن سياست جديدی براساس توسعه همه جانبه با تكيه بر اقتصاد داخلی و منطقه ای و گسترش صنايع داخلی و تقويت ارتباطات بين بخش های اقتصادی است. دستيابی به اين اهداف نيازمند افزايش نقش دولت در توليد و سرمايه گذاری و تشويق پس انداز و مبارزه با مصرف بی رويه و رفاه طلبی است.

به عنوان راه حلی موقت و فوری، دولت مصربايد تقاضا برای ارز را از طريق كاهش واردات كالاهای غيرضروری و محدود كردن مسافرت های خارجی غيرضروری، كاهش دهد. در اين رابطه شايان ذكر است كه در سال 2002 هزينه سفرهای خارجی مصری ها معادل 61 درصد درآمد صادرات نفت يا 64 درصد درآمد عوارض عبور كشتی ها از كانال سوئز در اين سال بود. در صورتی كه دولت مصر فورا با قاطعيت و جديت خروج ارز از كشور را كنترل نكند و در مجموعه سياست های اقتصادی و اجتماعی در درازمدت تجديدنظر نكند، به زودی مجبور خواهد شد يكبار ديگر ارزش ليره را كاهش دهد. پيامد چنين اقدامی افزايش فشار زندگی بر قشرهای فقير جامعه است كه اكثريت جمعيت مصر را تشكيل می دهند. در چنين وضعيتی احتمال انفجارهای اجتماعی كه ثبات مورد نظر حكومت را به خطر خواهد انداخت وجود دارد.

* نويسنده و روزنامه نگار مصری

منبع: العرب ان لاين


پترا رولش: برداشتن، موانع در ايران موجب جذب سرمايه گذاران می شود. فولكس واگن، پژو و فيات شانس خود را برای فعاليت در ايران می آزمايند. در مقابل، شركت های آمريكايی در قبال ايران خوددار و مردد هستند. شركت دايملر كرايسلر هم پروژه خويش را به حالت تعليق درآورده است.

دولت آمريكا ايران را جزو «محور شرارت» تلقی می كند. اما شركت های بين المللی چندين سال است كه اين كشور را يك شريك تجاری جذاب و پايگاهی برای سرمايه گذاری می دانند. به خصوص در آلمان تلاش های محمد خاتمی، رئيس جمهور، برای كاهش موانع اقتصادی مورد تحسين قرار می گيرد. حتی ينس ناگل، مدير بخش صادرات در اتحاديه تجارت كلان و خارجی آلمان، می گويد: «ايران در حال حاضر پس از عربستان، امارات متحده عربی و اسرائيل يكی از مهمترين و آينده دارترين بازارها محسوب می شود. » هنوز پيامدهای اقتصادی جنگ عراق برای همسايه اش چندان قابل تخمين زدن نيست. اما طبيعی است كه شركت های آمريكايی در حال حاضر در ايران مشاركت چندانی نداشته باشند. به عنوان مثال فورد از ساخت يك كارخانه محصولات مارك «دوو» جلوگيری كرد. دوو كه يك شركت كره ای است توسط فورد خريداری شده است. دايملر كرايسلر نيز كه شركت آلمانی - آمريكايی است پروژه خويش در ايران را به حالت تعليق درآورده است.* دايملر كرايسلر با ايرانی ها چندين هفته پيرامون ساخت يك كارخانه توليد خودروهای شخصی مرسدس مذاكره كرد. اكنون گفت وگوهای مذكور موقتا متوقف شده است. در مورد اعطای مجوز جهت توليد كاميون و قطعات يدكی نيز مشكلاتی به وجود آمده است. با اين حال شركت های كاملا اروپايی همچنان اصرار زيادی بر فعاليت در ايران دارند. يك مشاور آلمانی می گويد: «ماه هاست كه گفت وگوهايی با توليدكنندگان بين المللی در جريان است. » فيات، پژو و فولكس واگن به ايران علاقه مند هستند. گفته شده كه فولكس واگن طی ماه های اخير سه گروه كارشناسی به تهران فرستاده است.

آزادی های تجاری جديد بيش از هر رشته ای در ميان صنايع خودروسازی جذاب دانسته شده است. قرار است محدوديت های واردات خودرو به زودی از ميان برداشته شوند. قانون جديدی برای حمايت از سرمايه گذاری ها باعث ايجاد امنيت بيشتر خواهد شد. مضاف بر اينها اعتماد به نفس ايرانی ها هم بيشتر شده است: خودروهای با مارك «پيكان» به تدريج قدرت رقابت پيدا كرده اند و شركت ايران خودرو با مشاركت پژو خودرو می سازد. چشم انداز بازار خودرو در ايران بسيار ممتاز است، زيرا حدود 1/9 ميليون دستگاه خودرو در جاده های ايران بيش از 20 سال عمر دارند. البته تنها در بخش خودرو نيست كه شركت های بزرگ خارجی حضور خود را گسترش می دهند. دستگاه های دولتی مسئول جذب سرمايه گذاری اعلام كرده اند كه طی پنج ماه آخر قبل از شروع جنگ عراق پروژه های زيادی را به امضا رسانده اند. پروژه های مذكور 4/1 ميليارد دلار سرمايه گذاری خارجی را به ايران وارد می كنند. محمد خزايی، معاون وزير اقتصاد، اخيرا گزارش داد كه شركای تجاری زيادی به ايران می آيند. به گفته وی اين شركا عمدتا از كشورهای آلمان، هلند، انگلستان و كويت هستند. بالا بودن قيمت نفت طی سال گذشته به ايران كمك كرد تا رشد اقتصادی خويش را به 6/5 درصد برساند. ارزش شاخص بورس تهران در سال 2002 حدود 41 درصد افزايش يافت. ميشائيل توكوس، مسئول اتاق آلمان و ايران در تهران، نظر خويش پيرامون وضعيت ايران را چنين بيان می كند: «اعتبار ايران به چند دليل افزايش يافته كه يكی از دلايل كاهش بدهی های آن است. » ذصادركنندگان آلمانی در كنار سايرين از رشد ايران سود می برند. در سال 2002 آلمانی ها كالاهايی به ارزش 2/24 ميليارد يورو به ايران صادر كردند كه نسبت به سال ،2001 16 درصد افزايش نشان می دهد.

يكی از شركت های آلمانی ای كه نسبت به سايرين فعاليت بيشتری را در ارتباط با ايران صورت می دهد يك شركت شيميايی با نام هانزا شمی (Hansa Chemie) است كه دفتر آن در شهر دويسبورگ قرار دارد. يك شركت سوئيسی نيز كه به هانزا شمی تعلق دارد، ارتباطات قابل توجهی با ايران برقرار كرده است. اين مجموعه تحت مديريت يك فرد ايرانی الاصل به نام خدايار علم بيگی قرار دارد. علم بيگی در گذشته با مشاركت شركت ملی پتروشيمی كه يك شركت دولتی در ايران است يك كارخانه محصولات پتروشيمی به ارزش 1/4 ميليارد يورو ساخته بود. علم بيگی در حال حاضر تلاش می كند مجموعه ای از سرمايه گذاران را گرد هم آورد تا در جزيره كيش واقع در خليج فارس يك مجموعه تفريحی عظيم را بسازد. كشور ايران به چنين طرح هايی شديدا نيازمند است. نفت هنوز هم حدود هشتاد درصد درآمدهای ايران را به خود اختصاص می دهد و برای كاهش وابستگی به نفت اجرای طرح هايی نظير پروژه فوق ضروری است. البته شرايط سياسی در ايران چندان انعطاف پذير نيست.

منبع: روزنامه دی ولت (15 آوريل 2003 برابر با 26 فروردين ماه)

* عينا از متن ترجمه شده است. اخيرا مسئولان شركت ايران خودرو اعلام كرده اند كه اين قرارداد نهايی شده است. در ستون حاشيه اقتصاد امروز خبر مذكور ذكر شده است.


فرهاد دزفولی: وقتی در سال 1991 ارتش صدام از كويت بيرون رفت هفتصد چاه نفت مشتعل بر جای گذاشت وماه ها طول كشيد تا آتش اين چاه ها خاموش شود. خيلی ها معتقد بودند كه در جريان جنگ جديد عراق اين سناريو تكرار می شود و درواقع آخرين پيروزی صدام در جنگ عراق به جای گذاشتن حوزه های نفتی مشتعل خواهد بود. اما چنين نشد و اكنون ظاهرا منابع نفت تا حدود زيادی جنگ را سلامت به پايان برده اند. تمامی منابع نفت عراق در حال حاضر تحت كنترل نيروهای آمريكايی و انگليسی قرار گرفته است و تنها موارد معدودی از حريق در چاه های نفت گزارش شد. سه شنبه گذشته ويسنت بروك، ژنرال آمريكايی، اظهار داشت: «ديگر هيچ چاه نفت مشتعلی در عراق وجود ندارد. » نيروهای مهاجم تجربه جنگ سال 1991 را داشتند و می دانستند كه در زمينه چاه های نفت چه رفتاری بايد داشته باشند. اما علت اصلی عدم اشتعال چاه ها اولويت دادن مهاجمين به حوزه های نفتی نبود. عامل اصلی پرسنل شاغل در صنعت نفت عراق بودند. اگرچه برخی از آنها دستورات رژيم صدام را اجرا كرده و تعداد زيادی از تأسيسات نفتی كشور را مين گذاری نموده بودند، اما همان ها هم شيرهای نفت چاه ها را بسته بودند تا از بروز فاجعه ای بزرگ جلوگيری شود. در حال حاضر شركت های بزرگ نفتی در تمامی كشورها با دقت به عراق می نگرند. اكنون دوباره نفت عراق می تواند بدون مانع «جاری» شود. به گفته آمريكايی ها ظرف چهار هفته ديگر تأسيسات شمال عراق قادر خواهند بود 800 هزار بشكه نفت در روز توليد كنند. گفته می شود هشت هفته ديگر نيز جنوب عراق خواهد توانست همين قدر نفت توليد كند.

تمامی اينها ممكن است. اما آنچه كه به لحاظ فنی كاملا محتمل دانسته شده، ممكن است فعلا به لحاظ واقعيت های سياسی موجود به شكست بينجامد. برای نفت عراق به اندازه كافی مشتری وجود دارد. بيش از آنكه در اين زمينه به دنبال خريدار جست وجو شود دنبال فروشنده می گردند. جورج بوش هفته گذشته طی يك سخنرانی تلويزيونی كه در عراق هم پخش شد، خطاب به مردم عراق چنين گفت: «نفت عراق به خود شما تعلق خواهد داشت. » اما چه كسی می تواند در عراق خود را مخاطب واقعی سخن بوش احساس كند؟ رئيس جمهور آمريكا خودش هم می داند كه خيلی ها درعراق اين حرف را باور نمی كنند. در حال حاضر كشور دولتی قانونی و مشروع ندارد تا بتواند به فروش نفت به شكلی مناسب بپردازد. از نگاه جهان در مقطع كنونی اين تنها سازمان ملل است كه صلاحيت و مشروعيت لازم برای استخراج و فروش نفت عراق را دارد. زيرا هنوز هم تحريم های اين سازمان عليه عراق پابرجا هستند. برای آنكه تحريم ها برداشته شوند ابتدا بايد بازرسان تسليحاتی سازمان ملل به عراق برگردند و تاييد كنند كه در اين كشور سلاح های كشتارجمعی وجود ندارد. بوش چنين كاری را ضروری نمی داند. رئيس جمهور آمريكا استدلال می كند كه عراق اكنون آزاد شده و لذا تحريم ها بايد سريعا لغو شوند. ميان اعضای شورای امنيت بر سر لغو تحريم ها اختلاف نظر وجود دارد. ظاهرا روس ها از تداوم تحريم ها حمايت كرده اند، اما فرانسه در اين زمينه چندان موضع صريحی ندارد. ديميتری روگوزين، رئيس كميسيون سياست خارجی دومای روسيه، می گويد: «اول از هر چيز بايد اهداف آمريكايی ها مشخص شود. »

نشريه پتروليوم اكونوميست می نويسد: «شركت های نفتی بين المللی در جهانی كه روز به روز استخراج نفت در آن دشوارتر می شود، عراق را بهترين سفره و شانس فعاليت می دانند. » روسيه و فرانسه می دانند كه به دليل عدم شركت در ائتلاف جنگ كارت برنده چندانی برای حضور در «بازی بزرگ 2003» ندارند. نفت فراوان عراق در بازار، ذخاير سيبری را از توجيه اقتصادی می اندازد و از اين بابت نيز برای روس ها زيانبار است. حالا بايد لوك اويل و توتال فينا الف حوزه های نفتی قرنه غربی و مجنون (با بيش از 20 ميليارد بشكه ذخيره) را به فراموشی بسپارند. بدهی هشت ميليارد دلاری عراق به روسيه هم معلوم نيست چه وضعی پيدا كند. در اين ميان هر روز كه صادرات نفت عراق به تعويق بيفتاد بنابر برآورد روزنامه فايننشال تايمز برای اين كشور 50 ميليون دلار هزينه برمی دارد. روزهای آينده روزهای نبرد واقعی نفت خواهد بود. فرانسه و روسيه خواهند كوشيد در اين نبرد از حربه شورای امنيت استفاده كنند. آمريكا هم در اين عرصه از توانايی خويش در زمينه اجرای اقدامات يكجانبه بهره می برد. چاه هايی كه در جريان جنگ عراق آتش زده نشد، حالا دچار آتش «نبرد سرد» ميان آمريكا و شركا از يكسو و مدعيان اروپايی از سوی ديگر خواهد شد.


پيش بينی تركيه و نورديك

ترجمه غلامرضا رضايی نصير: كافی است نگاهی به نقشه جغرافيايی بيفكنيد تا ببينيد چرا تركيه در مركز توجه جهانيان قرار می گيرد. با توجه به قرار گرفتن عراق در جنوب اين كشور، تركيه تحت فشار خواهد بود تا پايگاه های نظامی خود را در اختيار آمريكا قرار دهد. عراق پس از صدام می تواند باعث شكاف بين خطوط قومی و مذهبی گروه و برای اكثريت كردها در شمال عراق فرصتی به وجود آورد تا خود را از سيطره اعراب برهانند. ترك ها از اين می ترسند كه اقليت كردهای سركوب شده خود آن ها در طول مرزهای عراق به پسرعموهای خود در عراق بپيوندند و سرزمين های تركيه را با خود ببرند. با وجود اين احتمال دارد كه آمريكا حمايت نظامی تركيه را كسب كند، اما نه بدون چانه زنی های ديپلماتيك و البته پيشنهادهای مالی اغواكننده.

مسلما تركيه از پول استقبال می كند. اقتصاد تركيه پس از قرار گرفتن در آستانه فروپاشی در سال ،2001 اكنون نشانه هايی از حيات را از خود نشان می دهد. كمك های صندوق بين المللی پول به اين كشور كمك فراوانی نموده است اما اگر تركيه می خواهد به موقع بدهی های خود را باز پس دهد و از نكول بدهی ها اجتناب كند به كمك های بيشتری نيازمند است. اگر ذخاير ارزی تركيه به دليل بالا رفتن بهای نفت و كاهش توريست ها (در نتيجه جنگ) به انتها برسد، اوضاع اين كشور به مراتب بدتر خواهد شد. بدتر آنكه تركيه اجازه داده است فساد در تمام شئونات سياسی اين كشور ريشه بدواند. به رغم اظهار نظر كميسيون اروپايی مبنی بر اين كه تركيه آمادگی پيوستن به اتحاديه اروپا را ندارد، اين كشور هنوز اميدوار است تاريخی برای مذاكره بر سر ورود آن به اتحاديه اروپا تعيين شود. ملی گرايان و اسلامگرايان تندروی اين كشور فرياد اعتراض برخواهند آورد، اما فرياد آن ها خاموش خواهد گشت. احساسات ترك ها در مورد سرنوشت قبرس تقسيم شده كه خواستار پيوستن به اتحاديه اروپا است نيز برانگيخته خواهد شد. اگر جزيره قبرس (در عمل فقط بخش يونانی نشين آن) به اتحاديه اروپا بپيوندد، تركيه تهديد كرده است كه منطقه ترك نشين آن را رسما به خاك خود الحاق خواهد كرد اما در نهايت نگرانی های تركيه برطرف خواهد شد و از بحرانی تمام عيار نجات خواهد يافت. مسئله اينجا است كه تركيه مهم تر از آن است كه اجازه دهند از چرخه كنترل خارج گردد.

كشورهای نورديك

در مورد كشورهای اسكانديناوی مثلی وجود دارد كه می گويد: «نروژی ها چيزی را اختراع می كنند، فنلاندی ها آن را طراحی می كنند، سوئدی ها آن را می سازند و دانماركی ها پولی را كه از فروش آن به دست آمده، خرج می كنند. » مثل هر ضرب المثل ديگری اين گفته نيز مقداری از حقيقت را در خود دارد. با آنكه چهار كشور نروژ، فنلاند، سوئد و دانمارك مشتركات زيادی با يكديگر دارند، از سنت های اجماع سياسی گرفته تا سياست های باز توزيع ثروت، اما تفاوت های آن ها بسيار بيشتر از آن است كه بسياری تصور می كنند. در سال 2003 نروژی ها گرم ابداع روش هايی برای صرف بخشی از ثروت نفتی خود كه در صندوق نفت گردآمده است، بدون برانگيختن تورم خواهند بود، برای مثال شهريه كودكستان با كمك های مالی دولت در حد 1500 كرون برای يك ماه ثابت خواهد ماند. با توجه به اين كه 25درصد از خاك فنلاند بالاتر از مدار شمال قرار دارد، فنلاندی ها ياد گرفته اند كه چگونه با كمبودهای زندگی در تاريكی بيش از دو ماه در سال كنار بيايند و گلخانه هايی را ابداع كرده اند كه به طور مصنوعی عمل فتوسنتز را در گياهان باعث می شود. اين گلخانه ها فنلاندی ها را قادر می سازد كه در سال 2003 بيش از 35 هزار تن گوجه فرنگی برداشت كنند. سوئدی ها پيشگام تلفن های همراه 36 خواهند بود و شبكه های تلفنی موجود را تا سرعت باند وسيع ارتقا خواهند دارد. شهر جديد اورستادن نيز كه در كنار كپنهاگ و بين دانمارك و سوئد ساخته خواهد شد، مغازه های زيادی را به سوی خود جلب می كند تا مصرف كنندگان دانماركی (و سوئدی) جايی برای خرج كردن درآمد قابل صرف خود داشته باشند. اروپا همچنان اين چهار كشور را از يكديگر جدا می كند. در حالی كه فنلاندی ها شاگردان خوب اروپا هستند و می توانند بدون رفتن به صرافی به هر كشور ديگری در منطقه يورو سفر كنند، نروژی ها با خيال راحت از اين كه ثروت نفتی شان دو نسل ديگر باقی است، ترجيح می دهند كلا از اتحاديه اروپا به دور باشند. با اين همه اوضاع در سوئد رو به تغيير است. سوئدی ها در سال 2003 در مورد پيوستن به يورو همه پرسی برگزار خواهند كرد. رای مثبت سوئدی ها به يورو، دانماركی ها را وسوسه خواهد كرد كه پس از رد پيوستن به يورو در سال 2000 بار ديگر در اين مورد همه پرسی برگزار كنند، زيرا نمی خواهند تنها در سرما رها شوند.

پی نوشت:

* Nordic شامل نروژ، فنلاند، سوئد، دانمارك

همه خبرهای بد هم بد نيستند

پس از آنكه اعلام شد هواپيمای مسافربری مافوق صوت كنكورد برای هميشه كنار گذاشته می شود، تعداد علاقه مندان به استفاده از اين هواپيما افزايش قابل توجهی يافته است. شركت هواپيمايی ايرفرانس اعلام كرد آخرين پرواز كنكورد در مسير پاريس ـ نيويورك در روز 31 ماه مه (بيش از يك ماه ديگر) صورت خواهد گرفت. اين شركت اعلام كرده كه برای پروازهای آخر اين هواپيما تا روز 31 ماه مه از هم اكنون 80 درصد صندلی ها رزرو شده اند. ايرفرانس قصد دارد بعد از اتمام ماه مه ديگر به هيچ وجه از كنكورد استفاده نكند. بريتيش ايرويز نيز در روز اول نوامبر كنكورد را برای هميشه كنار می گذارد. پس از سقوط يك فروند هواپيمای كنكورد در ژوئيه سال 2000 كه در جريان آن 113 نفر كشته شدند ميزان تقاضا برای استفاده از هواپيمای كنكورد به شدت كاهش يافت. با شروع جنگ عراق خريد بليت هواپيمای كنكورد به حدی كم شد كه اين هواپيماها در فرانسه تنها با 20 درصد ظرفيت خويش پرواز می كردند. به عنوان مثال در يك پرواز كه اوايل آوريل صورت گرفت از مجموع 92 صندلی كنكورد تنها 12 عدد از آن ها پر شده بود. اكنون كه خبر بازنشسته شدن كنكورد منتشر شده به يكباره درآمد اين هواپيما هم افزايش يافته است.

60درصد گاز مصرفی

بيش از 60 درصد گاز مصرفی جهان با رشد سالانه 2 درصد به وسيله دو بخش نيروگاهی و صنعت جذب می شود. به گزارش قلم سبز ايران، يكی از تلاش های انجام شده در جهت تغيير سوخت نيروگاه ها جايگزينی زغال سنگ است. اما استفاده از اين سوخت تبعات زيست محيطی مهمی مانند افزايش بی رويه گازهای گلخانه ای و در نتيجه گرم شدن زمين دارد. بنابراين تنها گزينه پيش رو برای جايگزينی نفت، گاز طبيعی است. براساس اين گزارش، در ايران نيز حدود 92 درصد از قدرت نصب شده در نيروگاه های كشور، با بهره گيری از گاز طبيعی فعال شده است. اين در حالی است كه در يكی دو سال گذشته حدود 39 درصد از مجموع گاز مصرفی كشور به بخش نيروگاه ها اختصاص يافته است. اين گزارش می افزايد: «با انتخاب گاز طبيعی به عنوان سوخت در نيروگاه ها بايد نوع توربين برای به گردش در آوردن ژنراتور را مشخص كرد. »

توافق چين و مجارستان

چين و مجارستان برای ارتقای مديريت آب دو كشور توافق كردند. آژانس خبرگزاری مجارستان (MTI) اعلام كرد: «دو كشور مجارستان و چين در يك ديدار دو روزه برای گسترش صنايع مشترك و تبادل اطلاعات در راستای ارتقای كيفيت مديريت آب و فاضلاب و كنترل سيل در اين دو كشور به توافق رسيدند.» بر پايه اين گزارش، وزير محيط زيست چين در راس يك هيأت كارشناسی آب و فاضلاب تا 21 آوريل برای بازديد از سد آبی «Kiskore» در مجارستان اقامت می كنند.

سالی 5 هزار بنز توليد می شود

امسال 5 هزار دستگاه بنز در كشور توليد می شود. به موجب قرارداد منعقده ميان شركت های خودروسازی ايران و شركت آلمانی بنز مقرر است در سال جاری عمليات اجرايی توليد بنز در كشور آغاز شود. ظرفيت توليد بنز امسال معادل 5 هزار دستگاه است. پيش بينی ها حاكی از آن است كه توليد بنز با استفاده از ورود قطعات بنز به صورت SKD و CKD صورت گيرد. به اين ترتيب حجم عمده از قطعات در خارج توليد می شود تا به تدريج از طريق سرمايه گذاری سهم توليد داخل افزايش يابد. در حال حاضر عمليات توليد در حقيقت نوعی مونتاژ بنز در كشور است. هنوز قيمت بنز ايرانی برای عرضه به بازار مشخص نشده است.

عظيم ترين سد هيدروالكتريك موقت

عظيم ترين سد موقت جهان با 55 روز تاخير آغاز به كار كرد. به گزارش خبرگزاری فرانسه، عمليات بسيار مهم بتون ريزی و استحكام بزرگ ترين سد هيدروالكتريك جهان «تری گورجز» كه برروی عظيم ترين رودخانه چين، يانگ تسه «Yangtze» بسته شده است، با 55 روز تاخير نسبت به جدول زمان بندی اعلام شده از سوی مجريان طرح به اتمام رسيد. بر پايه اين گزارش، «تری گورجز» با 580 متر ارتفاع، پيش بينی شده است آب را 35 متر بالاتر از ارتفاع سطح دريا ببرد. تری گورجز با 26 واحد مولد انرژی ظرفيت توليد 18/2 ميليون كيلووات انرژی دارد و از سال 2009 به صورت تكميل شده آغاز به كار خواهد كرد.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو