Persian Archive

• بازگشت به نقشه اروپا
• اينک سويل
• داستان يوفا
• خارجی بگيريد
• پولتان را بريزيد تو جوب
• تقصير چارت فعلی است
• سوغات گرگان
• وفادار به باشگاه


آران: نام «پرتغال» يك بار ديگر پس از سال 1967 برای سلت های بريتانيا تداعی كننده اميد و افتخار گشته است. در آن سال سلتيك گلاسكو جام قهرمانی باشگاه های اروپا را در ليسبون بالا برد تا نخستين فاتح بريتانيايی يك جام اروپايی باشد و لقب «شيرهای ليسبون» بر آن نهاده شود. فينال چهارشنبه شب جام يوفا ميان سلتيك گلاسكو و پورتو يادآور عصر كلاسيك فوتبال اسكاتلند و پرتغال طی دهه شصت و بهانه ای است برای خيزش موجی نوين از فوتبال اين دو كشور شمالی و جنوبی قاره سبز. آنها بار ديگر به نقشه فوتبال اروپا بازگشته اند. در حال حاضر اسكاتلند و پرتغال قدرت های درجه يك فوتبال اروپا محسوب نمی شوند اما هر دو به معنای واقعی «كشور فوتبال» هستند. اسكاتلند و پرتغال بهترين نمونه های پيوستگی فوتبال و جامعه هستند و اتفاقا سلتيك و پورتو كه چهارشنبه در سويل به هم می رسند، همواره سمبل فرهنگ هواداری ريشه دار اين دو جامعه بوده اند. مشابهت ها و حساسيت های زيادی ميان اين دو فيناليست وجود دارند كه جاذبه های خاصی به همراه می آورند. سلتيك پرافتخارترين و پرطرفدارترين تيم اسكاتلندی، مورد حمايت خيل عظيمی از كاتوليك های اسكاتلندی و ايرلندی است كه هر هفته ملبس به شال ها و نيم تنه های سپيد و زمردی خود را از هر گوشه بريتانيا به سلتيك پارك گلاسكو می رسانند. تعصب مذهبی و قومی پشت سر سلتيك آن را به يك پايگاه اجتماعی مهم تبديل ساخته به طوری كه اين باشگاه از يك سو نماد رقابت تاريخی سلت ها و انگلوساكسون ها و از سوی ديگر سمبل هويت كاتوليك های بريتانيا در مواجهه با پروتستانيسم غالب است و هر از چند گاه مورد تشويق پاپ و ساير مقامات كليسای كاتوليك قرار می گيرد.

آبی و سفيدپوشان پورتو نيز پرافتخارترين و پرطرفدارترين باشگاه پرتغالی محسوب می شوند. آنها كه از بندر پورتو برخاسته اند به شكلی كم نظير توسط تمامی طبقات اجتماعی شهر حمايت می شوند و ظهور پديده ای به نام بواويشتا از اين بندر نيز نتوانسته پتانسيل هواداری عظيم پشت سر پورتو را كاهش دهد. مشابهت ديگر پورتو با سلتيك ريشه سلتی يا گالی مردم اين شهر است. سلت ها يا گال ها به عنوان بزرگ ترين حاشيه نشينان اروپای اطلسی در ايرلند، اسكاتلند، فرانسه، اسپانيا و پرتغال پراكنده شده اند. و از آنجا كه جوامع سلتی توجه خاصی به ورزش های ميدانی و همايش های بومی داشته اند، فوتبال را محمل مناسبی برای حفظ سنت هايشان يافته اند. پورتو هم مثل سلتيك مورد حمايت طبقات نخبه است. مثلا «دكتر آرميندو لوپز كوئليو» اسقف اعظم كليسای كاتوليك پورتو در بازی های حساس تيم با شال آبی و سفيد در استاديوم داس آنتاس حضور می يابد. همچنين اليزا فری يرا وزير سابق برنامه پرتغال و عضو برجسته حزب سوسياليست پارلمان كشور از هواداران فعال پورتو محسوب می شود. اما حساسيت نبرد سويل تنها به خاطر وجه مشابهت های مزبور ميان دو تيم نيست. حساسيت دو طرف اسكاتلندی و پرتغالی به اين فينال درجه دوی اروپايی از آن روست كه هر دو كشور به يك نقطه عطف برای خيزش دوباره در عرصه فوتبال قاره سبز دل بسته اند. پرتغال سال ديگر ميزبان يورو 2004 است و اسكاتلند جنگ تبليغاتی عظيمی برای نامزدی ميزبانی يورو 2012 را آغاز كرده است كه در گام نخست سياستمداران اسكاتلندی توانستند رقبای ايرلندی و بريتانيايی خود را از ميدان به در كنند. انتظار بی حد و حصر مردم اسكاتلند و پرتغال از فوتبال كه سال هاست در عرصه ملی و باشگاهی پاسخی درخور نيافته به شكلی بی سابقه با موج هويت خواهی اين دو ملت حاشيه نشين اروپا كه می خواهند نقش پررنگ تری در مناسبات قاره ای و جهانی بيابند، تلفيق شده و موجب وارد آمدن فشار زيادی به دولتمردان آنها شده است.

قهرمانی جام يوفا برای اسكاتلندی ها تنها شانس عرض اندام در سطح اروپاست و برای پرتغالی ها كه تا يك سال ديگر مركز توجه اروپاييان قرار خواهند گرفت موقعيتی استثنايی است تا نيروها و منابع اجتماعی را برای موفقيت ملی در يورو 2004 بسيج نمايند. فوتبال پرتغال طی سال های اخير موفقيت های چشمگيری در سطح جوانان و اميدها داشته ولی علی رغم بسترسازی مناسب فوتبال ملی اين كشور نتوانسته قله های اروپايی و جهانی را فتح كند. حساسيت ديگر بازی امشب از جنگ روانی به راه انداخته شده توسط پرتغالی ها نشات می گيرد. پس از صعود دو تيم پورتو و بواويشتا ـ هر دو از شهر پورتو ـ به مرحله نيمه نهايی جام يوفا و سپس موفقيت قاطع يا نسبی هر دو تيم در بازی های رفت اين مرحله، رسانه های پرتغالی نويد يك فينال تمام پرتغالی در سويل را دادند. اين انگيزه مضاعفی شد برای نماينده ضعيف تر پرتغال، بواويشتا تا سلتيك را آزار دهند. بدين ترتيب سلتيك چه در ميدان توسط مردم پرتغالی و چه در خارج ميدان به واسطه جنگ تبليغاتی زير فشار روانی شديدی قرار گرفت.

پورتو، مسير افتخار

خوسه مورينيو سرمربی پورتو پس از پيروزی تيمش بر لاتسيو در مجموع دو ديدار رفت و برگشت ـ كه ديدار رفت آن در پرتغال با پيروزی خردكننده 4 بر يك پورتو همراه بود ـ مژده داد كه: «بازی فينال مقابل سلتيك بسيار ديدنی خواهد بود. ما كاملا شايسته حضور در فينال هستيم و من به بازيكنانم می بالم كه چنين با اقتدار راهشان را تا بدين جا گشوده اند. ما در سويل با نتيجه ای درخور ستايش لياقتمان را ثابت خواهيم كرد. » پورتو در هر دو بازی به لاتسيوی ايتاليا درس فوتبال داد. سپيد و آبی پوشان بندر پورتو ابتدا در بازی رفت با يك بازی تهاجمی خيره كننده در استاديوم داس آنتاس و مقابل هفتاد هزار هوادار خودی آتش بازی به راه انداختند و چهار بار دروازه لاتسيو را گشودند. در بازی برگشت نيز آنها در لاك دفاعی فرو رفتند و حتی از كاتاناچيو مستحكم تر بودند. حتی كلوديو لوپس مهاجم آرژانتينی لاتسيو نتوانست از روی نقطه پنالتی دروازه پورتو را بگشايد تا تساوی بدون گل پرتغالی ها را به فينال جام يوفا بفرستد. تنها نكته منفی در مورد پورتو كه امسال به آسانی قهرمان ليگ و جام حذفی پرتغال شده است، غيبت هلدر پوستيگا مهاجم موثری است كه در نيمه اول ديدار برگشت مقابل لاتسيو اخراج شد. آخرين باری كه پورتو يك قهرمانی اروپايی را به دست آورد، فينال جام باشگاه های اروپا (1987) بود كه با هدايت توميسلاو ايويچ بر بايرن مونيخ غلبه كرد. حتی فرناندو كوتو مدافع پرتغالی لاتسيو هم لب به تحسين «اژدها» ـ لقب پورتو ـ گشود: «من نمی توانم ستايش خود را از پورتو دريغ كنم. من هم مثل هواداران اين تيم خوشحالم چرا كه بالاخره ما پرتغالی ها يك نماينده در فينال جام يوفا خواهيم داشت. »

سلتيك، مسير دشوار

در حالی كه رويای فينال تمام پرتغالی پس از تساوی يك بر يك بواويشتا در سلتيك پارك گلاسكو به حقيقت نزديك شده بود، زمردی پوشان سلتيك در خانه حريف بازگشتند و با گل هنريك لارسون سوئدی بليت پرواز به سويل را تاييد كردند. پس از بازی لارسون پيروزی تيمش را چنين توصيف كرد: «سلتيك به وضعی افتاده بود كه به نظر می رسيد حتی به قدرت گلزنی خود باور ندارد اما با يك حركت ناگهانی ما ورق را برگردانديم. ما فقط آرزو نداشتيم بلكه برنامه داشتيم و در نهايت اين برنامه ما بود كه رويای حضور در فينال را زنده ساخت. » اما مارتين اونيل سرمربی ايرلندی موفق سلتيك از پيروزی شاگردانش چندان به هيجان نيامد و با خونسردی گفت: «احساس زيبايی دارم. ما به سويل می رويم تا از فوتبال لذت ببريم و فكر می كنم من شايسته تماشای بازی فينال بوده ام. » اونيل بيشترين التفات را به هنريك لارسون، ماشين گلزنی تيمش مبذول داشت: «او يك خروار گل های حساس زده و شايسته ترين فرد برای بازی 21 مه در سويل است. همچنين با احترام به بواويشتا بايد بگويم كه پورتو تيم ديگری است. سال گذشته ما در ليگ قهرمانان با پورتو روبه رو شديم و اگر چه در سلتيك پارك بازی را برديم اما همين جا در بندر پورتو شكست سختی خورديم. پس پيش بينی می كنم بازی دشواری پيش رو داشته باشيم. »


نام «سويل» مركز آندلس با نمايش های گاوبازی، موسيقی فلامنگو، غذاهای سنتی، جشن ها و آيين های اصيل اسپانيايی و البته فوتبال دوستان متعصب عجين شده است. مثل ساير شهرهای مهم اسپانيا در سويل هم يك رقابت سنتی فوتبال ميان دو باشگاه محلی وجود دارد. رئال بتيس و سوی يا دو تيم رقيب هستند كه هريك بخشی از مردم شهر را به خود جذب كرده اند كه گاهی چشم و هم چشمی ها حساسيت های سياسی را برمی انگيزند. مردم سويل خاطرات زيادی از بازی های كلاسيك فوتبال مثل نبرد تاريخی آلمان غربی و فرانسه در جام جهانی 1982 و فينال جام باشگاه های اروپا (1986) ميان بارسلونا و استه آوا. بخارست رومانی دارند. جدای از فوتبال عمده شهرت سويل نزد توريست ها به خاطر كليسای معظم گوتيك، قصرهای باشكوه دوران استيلای اعراب، و معبرهای تنگ و تاريك محله سانتاكروس، خيابان های آراسته به درخت های تزئينی پرتغال، مردم مهمان نواز و جو دوستانه شهر و رودخانه «گوادالاخارا» است كه از ميانه آن می گذرد. شايد هيچ شهری در اروپا مثل سويل سه استاديوم مجزا و صاحب هويت مستقل نداشته باشد. جديدترين آنها استاديوم المپيك سويل است كه در سال 1999 به منظور آمادگی برای نامزدی المپيك 2012 مورد بهره برداری قرار گرفت و در نهايت نيز سويل در رقابت منطقه ای بر مادريد پيروز شد و يكی از نامزدهای المپيك 2012 معرفی گرديد.

اگرچه امشب فينال جام يوفا در همين استاديوم برگزار می شود، اما بازار استاديوم المپيك هنوز چندان داغ نيست چرا كه رئال بتيس و سوی يا ورزشگاه های سنتی خودشان را دارند. رئال بتيس در «مانوئل روئيس دی لوپرا» بازی می كند همان ورزشگاهی كه در ابتدای فصل به هنگام بازی بتيس و رئال مادريد دوبار در تاريكی فرو رفت. سوی يا نيز در استاديوم بسيار ابتدايی «سانچس پيسخوان» به ميدان می رود كه در آن همواره بيم برخورد هواداران وجود دارد. امشب جلوه های باشكوه استاديوم المپيك در جريان فينال جام يوفا می تواند بر گرايش دو باشگاه بتيس و سوی يا برای برگزاری ديدارهای خانگی شان در اينجا تأثيری مثبت بگذارد.استاديوم المپيك يك مجموعه مدرن است كه گنجايش 60 هزار تماشاگر را دارد. ورزشگاه در جزيره «لاكورتوخا» واقع در مسير رودخانه «گوادالاخارا» بنا شده و خط آهن از ايستگاه «سانتاخوستا» در ساحل مجاور آن می گذرد. پل معروف و دراماتيك «ال آلاميو» نيز با كمی فاصله از اين جزيره واقع شده. محل استاديوم المپيك كه در مركز شهر واقع شده تناسبی سمبليك با دو بخش شمالی و جنوبی شهر در دو سوی رودخانه «گوادالاخارا» دارد كه بيش از رودخانه، فوتبال بر اين دو پارگی شهر تأثيرگذار بوده است.

بخش جنوبی شهر به خصوص محله «هلی پوليس» يك منطقه عمدتا كارگرنشين است و مركز هواداران رئال بتيس محسوب می شود. در بخش شمالی نيز كه استاديوم سانچس پيسخوان سوی يا واقع شده، محله تجاری «نرويون» و ساير اقامتگاه های طبقات نخبه قرار گرفته اند و گويا استاديوم المپيك قصد دارد اين تضاد فوتبالی و طبقاتی را برطرف سازد. امشب مراسم افتتاحيه فينال جام يوفا در استاديوم المپيك سويل تبديل به يك كنسرت بزرگ رقص و موسيقی خواهد شد. گروه مشهور «لوس كچاپ» سال گذشته جوايز بسياری را در زمينه موسيقی پاپ به خود اختصاص دادند، مراسمی كه شور و حرارت لاتينی را با جلوه هايی مدرن در هم خواهد آميخت. هواداران دو تيم پيش از بازی و بين دو نيمه فرصت خواهند يافت تا در جشن ها و مسابقات شركت كنند.از يك هفته قبل حدود سه هزار هوادار رسمی سلتيك وارد سويل شده اند و در حالی كه انتظار يك برخورد گسترده ميان هواداران متعصب سلتيك و پورتو می رود، «گارسيا ديالس ساتنياگو» مدير مركز اطلاعات توريستی سويل اظهار می دارد كه شهر شاهد هيچ برخورد غيردوستانه ای نخواهد بود و تنها آوای جشن و پايكوبی از سويل به گوش خواهد رسيد. «فقط از اسكاتلند 50 هزار نفر به سويل آمده اند و اين جدای از هواداران بسياری است كه از پرتغال و ساير نقاط اروپا به اينجا می آيند. ما تجربه بالايی در سازماندهی رويدادهای مهم بين المللی داشته ايم. جام جهانی ،1982 بازی های قهرمانی ،1999 نمايشگاه های سالانه تجاری و كارناوال های مشهور سويل از آن جمله اند.

اين رويدادهای بين المللی، تاكنون 42 ميليون نفر را به سويل كشانده اند. من اطمينان دارم كه اين بار نيز شاهد يك جشن بزرگ و باشكوه در حاشيه فينال خواهيم بود. » پيش از آغاز بازی طی يك مسابقه نمايشی شش بازيكن از هر تيم با ضربه های كاشته از فواصل دور شانس خود برای باز كردن دروازه را امتحان خواهند كرد و به تيم برنده يك جام كوچك مشابه جام قهرمانی يوفا اهدا خواهد شد. در حواشی استاديوم المپيك نيز فضايی گرم و صميمی حكمفرماست. خيابان ها با نوارهايی با نشان جام يوفا آذين بندی شده اند و حال و هوای كارناوال های سالانه بر شهر حكمفرماست. اين برای سرزمين جشن ها و آيين ها چيز عجيبی نيست. اما آن چه نادر و منحصربه فرد می نمايد عنوانی است كه اسپانيايی ها بر جشن های حاشيه فينال جام يوفا نهاده اند: «جشن فوتبال ـ Futbol Fiesta»


سهيلا قاسمی: جام يوفا در اصل زاده تفكر ارنست تومن سوئيسی و اوتورينو بارازی ايتاليايی (كه هر دو بعدها نايب رئيس فيفا شدند) و سر استنلی روز (نايب رئيس بعدی فيفا) است.

رقابت نمايشگاه تجاری

آنها در اين فكر بودند كه تورنمنتی برای تيم های منتخب شهرهای سراسر اروپا ترتيب دهند تا به اين ترتيب تجارتی ميان ملت ها شكل گيرد. اين عقيده مورد موافقت قرار گرفت و پيش از جام يوفا، جام تجارت بين شهرها روز هيجدهم آوريل 1955 يعنی دو هفته پس از ايجاد جام قهرمانان باشگاه های اروپا شكل گرفت.نخستين جام تجارتی متشكل از تيم هايی از بارسلون، بازل، بيرمنگام، كپنهاگ، فرانكفورت، لوزان، لايپزيگ، لندن، ميلان و زاگرب بود. در اصل اين تورنمنت به صورت رقابتی دو ساله در نظر گرفته شده بود. اما سه سال به طول انجاميد و طی اين مدت 23 ديدار انجام شد. بارسلونا كه منحصرا از بازيكنان اف ث بارسلونا استفاده می كرد در نهايت نماينده لندن را در مجموع با نتيجه 8 بر 2 شكست داد.

افزايش باشگاه ها

در دومين تورنمنت سازمان دهندگان به شركت باشگاه ها و ادامه آن به شكل حذفی ادامه دادند. اما تيم ها هنوز بايد از شهرهای مختلف می آمدند تا شكل تجاری اين جام حفظ شود. شانزده باشگاه در تورنمنت سال های 60 ـ 1958 شركت داشتند و پس از آن اين رقابت به شكل هر ساله برگزار شد. تا سال 1962 تعداد شركت كنندگان به 32 تيم افزايش يافت. در سال ،1967 چهل و هشت تيم، در سال 1968 شصت تيم در اين رقابت ها شركت داشتند. در فصل 70 ـ 1969 اين تعداد به شصت و چهار تيم رسيد. در حال حاضر نيز بيش از صد تيم در اين جام شركت دارند.

برتری سريع اسپانيا و انگلستان

در اولين دوره های برگزاری اين تورنمنت تيم های جنوب اروپا و به ويژه كشور اسپانيا برتری محسوسی داشتند. بارسلونا سه بار قهرمان شد و والنسيا نيز دو بار اين عنوان را به دست آورد. در سال 1968 ليدز يونايتد اولين باشگاه شمال اروپايی بود كه قهرمان شد. اين قهرمانی مقدمه ای بود برای شش قهرمانی باشگاه های انگليس.

تغيير نام

پانزدهمين دوره اين تورنمنت در سال های 72 ـ 1971 انجام شد و باشگاه تاتنهام هاتسپر به قهرمانی رسيد. اين دوره اولين دوره ای بود كه به اين تورنمنت نام جام يوفا اطلاق شد. تغيير نام آن به اين علت بود كه اين رقابت رابطه خود را با دنيای تجارت قطع كرده بود و يوفا به عنوان اولين سازماندهی ورزشی با كاردانی و دانش لازم اداری و ورزشی به كار ادامه داد.

پيروزی های شمال اروپا

در دهه 1970 آلمان، هلند و بلژيك برای رسيدن به سكوی قهرمانی با انگليس به رقابت پرداختند و تيم IFK گوتبورگ نيز در سال 1982 و 1987 با قهرمانی خود پرچم سوئد را افراشته ساخت. در حقيقت بين سال های 1968 و 1984 فقط يك تيم از جنوب اروپا (يوونتوس در سال 1977) اين پيروزی صرف شمالی ها را مختل كرد و بر تيم هايی مثل ليدز، ليورپول، بروسيا مونشن گلادباخ و تاتنهام غلبه كرد. طی اين دوران اين تيم دو بار قهرمان شد.

موفقيت های ايتاليا

پس از پيروزی های مداوم رئال مادريد در اواسط دهه ،1980 باشگاه های ايتاليايی برای برتری در تورنمنت های دهه 1990 خود را آماده كردند. اين رويه با پيروزی باشگاه ناپولی در سال 1989 آغاز شد. باشگاه های ايتاليايی طی يازده فصل هشت بار قهرمان شدند. اينتر ناتزيوناله نيز سه بار قهرمان شد. در نهايت گالاتاسرای در آخرين فصل اولين جايزه اروپايی تركيه را نصيب اين كشور كرد.

فينالی مفرد

به استثنای فينال سال های 1962 و 1965 كه به ترتيب در بارسلونا و تورين برگزار شدند، اين فينال مثل دوره های قبلی كه دو جبهه داشت نبود. شكل اين تورنمنت در سال 1998 تغيير كرده و به صورت يك سويه درآمد. اين فينال كاملا ايتاليايی بود و اينتر و لاتزيو به مصاف هم رفتند. آن سال استاديوم پارك دپرنس شهر پاريس شاهد ديداری بود كه با نتيجه 3 بر صفر به پايان رسيد. فصل بعد استاديوم لوژنيكی مسكو نيز ميزبان پارما و مارسی بود. برای سومين بار يكی از باشگاه های فرانسوی به فينال رسيده بود و برای سومين بار هم آنها فينال را واگذار كردند.

ادغام دو جام

از دوره 2000 ـ 1999 برندگان جام های خانگی می توانستند به جام يوفا راه يابند. تصميم گرفته شد كه جام برندگان جام اروپا نيز برگزار نشود. به علاوه باشگاه ها از سومين مرحله مقدماتی جام قهرمانان اروپا حذف می شدند و هشت تيمی كه در ليگ كشورشان سوم شده بودند در پايان مرحله اول گروهی در رقابتی مشابه برای نبرد در جام يوفا آماده می شدند. اين رقابت ها متشكل از سه تيم انتخاب شده در بازی جوانمردانه، سه برنده جام اينترتوتو يوفا و برندگان برخی جام های خانگی بود.

ركوردداران

اينتر، يوونتوس و ليورپول ركورد موفقيت در سه فينال جام يوفا را دارند. رئال مادريد، تاتنهام هاتسپر، پارما، بروسيا مونشن گلادباخ، گوتبورگ و فاينورد هريك دوبار قهرمان اين رقابت ها شده اند.


خارجی بگيريد

در چند هفته اخير در مسابقات باشگاه های فوتبال سوريه تغيير و تحولات زيادی پيش آمده است. گويا سوری ها هم مثل ما ملت كم حوصله ای هستند و به مجردی كه يك تيم دچار ضعف مقطعی می شود، دمار از روزگار مربی تيم درمی آورند. جالب است كه در تغيير و تحولات باشگاه های سوری نزديك به 20 نفر از كار بركنار شده يا استعفا داده اند. از جمله اين مربيان مستعفی يا بركنار شده، مربی تيم حطين يعنی ديبو شيخو، جميل جرو مربی تيم الكرامه و حسن الشاذلی مربی مصری تيم الاتحاد است. جالب است كه عماد خانكان مربی جديد تيم الكرامه پنجمين مربی در يك سال اخير است. پيشنهاد می كنيم كه مسئولان باشگاه های فوتبال از مربيان خارجی دعوت به كار كنند و بعد آنها را اخراج كنند. اين طوری كيفش بيشتر است. نمونه بسيار خوب و قابل الگوبرداری آن هم تيم استقلال است.

پولتان را بريزيد تو جوب

يكی ديگر از مسائل جالب توجه اين روزها، بحث های پيرامونی دو باشگاه پرطرفدار اما بيمار قرمز و آبی است. علی كفاشيان در مصاحبه ای اعلام كرده كه مديران دو باشگاه بهتر است هرچه زودتر شرايط را برای ورود استقلال و پرسپوليس به بازار بورس فراهم كنند. نكته جالب اينجاست كه اتفاقا همين مديران هستند كه مانع اصلی بر سر سهامی شدن باشگاه ها به حساب می آيند. مديرانی كه هريك چند درصد عمده از سهام را در اختيار دارند و هيچ حركتی برای واگذار كردن قسمت عمده سهام بر مردم نمی كنند. از سوی ديگر چطور می توان از مردم توقع داشت كه پول هايشان را در محيطی سرمايه گذاری كنند كه هيچ اميد سودآوری و بازگشتی به آن نيست. تنها بازيكنان پرمدعای اين دو تيم و كادر فنی آبی و قرمز هستند كه از اين راه به سودهای كلانی دست پيدا می كنند. ثانيا هنوز هيچ كس به درستی از منابع درآمدزايی اين دو باشگاه كه از سوی مديران آن سری تلقی می شود اطلاعی ندارد، با اين وضع چطور می توان به سرمايه گذاری مردم آن هم در چنين شرايط اقتصادی ای اميدوار بود. آيا شما حاضريد پولتان را در جوی آب بريزيد؟

تقصير چارت فعلی است

باشگاه استقلال همچنان كانون توجه خبرنگاران، مردم و علاقه مندان فوتبال است. در حالی كه همگی، استدلال ها و سخنرانی های گرم و غرايی راجع به ناكامی های استقلال دارند و در كوچه و پس كوچه و بقالی و پارك تحليل های متفاوتی به گوش می رسد، هيأت مديره جديد مشغول بررسی و تنظيم تشكيلات اداری جديدی برای باشگاه هستند. طبق گفته های فتح الله زاده مديرعامل علاقه مند به استعفای استقلال الگوی چارت سازمانی جديد از باشگاه های موفق اروپايی برداشته شده است. حالا بايد ديد آدم های قديمی در چارت جديد تغيير خواهند كرد يا نه؟ شايد هم دليل اصلی گرفتاری های استقلال در اين فصل چارت سازمانی كهنه و قديمی اين باشگاه بوده است. به هر حال اميد است مديران باشگاه استقلال هرچه زودتر برای نابود كردن چارت قديمی، اين غده سرطانی بدخيم و پليد اقدام كنند. پيشاپيش ورود چارت جديد را خير مقدم می گوييم.

سوغات گرگان

از قديم گفته اند: «بسيار سفر بايد تا پخته شود خامی. » حالا كه فكر می كنيم می بينيم كه ظاهرا اين ضرب المثل در زمان جديد موارد استثنايی هم پيدا كرده. يك نمونه آشكارش هم سفر احمدرضا عابدزاده به گرگان است. عابدزاده كه برای يك امر تجاری به گرگان سفر كرده بود، دچار دردسرهای زيادی شد. ظاهرا استقبال بيش از حد مردم برای ديدن وی و خراب شدن حال احمدرضا حتی منجر به پرتاب سنگ و غيره نيز شده است.اما جالب ترين سوغاتی اين سفر اين جمله است: «اگر هواداران و مسئولان بخواهند، رهبری تيم پرسپوليس را برعهده می گيريم. » ظاهرا احمدرضا عابدزاده يادش رفته كه دو سال قبل آن هم در اوج سلامتی نتوانست بازيكنان پرسپوليس را برای بيعت با خودش مجاب كند. ضمن آنكه مطمئنا هنوز از لحاظ جسمانی حال وی برای مربی گری فوتبال آن هم تيم پردردسر و پرحاشيه ای مثل پرسپوليس مساعد نيست. در پرسپوليس حتی گاو نر و مرد كهن هم لنگ انداخته اند.

وفادار به باشگاه

الحق بايد به هوش و ذكاوت سرشار اين فوتباليست های ما آفرين گفت. در حالی كه خيلی از باشگاه های مشهور و پولدار دنيا مثل راپيد وين، اينترميلان، اونترميلان، ترمينال جنوب و. . . با چك های سفيد و گونی های اسكناس به دنبال بازيكنانی مثل علی كريمی و فرهاد مجيدی هستند، اما بازيكنان مورد نظر همچنان عبور از صف دفاعی آهنين تيم های مطرح امارات متحده عربی! را ترجيح می دهند و دوست ندارند به ليگ های كم اهميت مثل ايتاليا، آلمان، انگليس و اسپانيا بروند. اين لئوبين هاكر اجنبی مربی تيم در پيت آژاكس هم كه لحظه ای فرهاد مجيدی را راحت نمی گذارد تا اين بچه قرارداد جديدش با الوصل را با خيال راحت تمديد كند.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو