Persian Archive

• فرار دلارهای نفتی
• همين طور پول ريخته است
• جذب سرمايه و کشورهايدر حال توسعه
• آمريكا و كرمان موتور
• رونق روغن
• توكيو هر كاری می كند
• شتر در خواب بيند
• نيوزيلند راضی است
• آبرو می رود
• عظيم ترين پالايشگاه ال ان جی روسيه
• 8/6 ميليارد دلار تسهيلات خارجی


ترجمه عباس فتاح زاده :

دوستی ميان آمريكا و عربستان سعودی دقيقا 60 سال ادامه داشت و عامل اصلی آن هم روابط بالای تجاری ميان دو كشور بود. اما حالا همه چيز مبهم شده است، حتی روابط تجاری.

• • •

بيش از 120 شركت بزرگ آمريكايی در عربستان دارای نمايندگی هستند كه از جمله آن ها می توان به بوئينگ و سيتی بانك اشاره كرد. اما از زمان بروز حوادث يازده سپتامبر 2001 روابط دو كشور بارها و بارها در بوته آزمايش قرار می گيرد. مدت ها است كه شركت های آمريكايی از كاهش بسيار شديد بازارهای خود در عربستان سعودی ابراز گله مندی می كنند. در بازار بورس وال استريت نيز گهگاه اين شايعه شنيده می شود كه سعودی ها بخشی از سرمايه های ميلياردی خويش در اين بازار را از آنجا خارج خواهند كرد تا بدين ترتيب به اقتصاد آمريكا ضربه بزنند. روابط اقتصادی آمريكا و عربستان طی سال های اخير آسيب زيادی ديده كه بيشتر اين ضرر معطوف به آمريكا شده است. به عبارت ديگر آمريكا بسيار بيشتر از عربستان از تضعيف روابط اقتصادی لطمه ديده است. اگر چه هنوز هم آمريكا 19 درصد كل واردات عربستان را به خود اختصاص می دهد و بدين ترتيب همچنان مهم ترين صادركننده به بزرگ ترين كشور نفت خيز دنيا است، اما آينده مبهم می نماياند. بعد از آمريكا كشورهای ژاپن و بعد از آن آلمان مهم ترين صادركنندگان كالا به عربستان هستند. ژاپن 10 درصد واردات عربستان و آلمان 8 درصد آن ها را به خود اختصاص می دهد.

يورو ارجحيت پيدا می كند

البته صادرات به كشور عربستان طی سال های اخير كاهش قابل توجهی داشته است. در سال 2002 شركت های آمريكايی تنها محصولاتی به ارزش مجموعا 4/7 ميليارد دلار به عربستان صادر كردند. از سال 1991 تاكنون هيچگاه سابقه نداشته است كه صادرات آمريكا به عربستان اين قدر پايين باشد.

به خصوص از يازده سپتامبر 2001 به بعد كاهش صادرات آمريكا به عربستان چشمگير بوده است. حتی طی شش ماه شاهد حدودا 50 درصد كاهش در اين زمينه بوديم. كاهش نقش آمريكا در صادرات به عربستان روندی است كه نفع برندگان اصلی از آن همسايگان عربستان سعودی هستند. به خصوص اردن از اين وضعيت سود زيادی می برد. حتی به تدريج سعودی ها از سفرهای تفريحی به آمريكا كه در گذشته در ميان آن ها محبوبيت وصف ناپذيری داشت، صرف نظر می كنند. تعداد گردشگرانی كه از عربستان به آمريكا سفر می كنند در سال گذشته ميلادی 40 درصد كاهش يافت. اين به معنای حدود 200 ميليون دلار كاهش درآمد برای رشته توريسم در آمريكا بود. علت كاهش بازار آمريكايی ها در عربستان علاوه بر كاهش قراردادهای تسليحاتی درخواست های فراوانی است كه برای تحريم كالاهای آمريكايی مطرح می شود. تحريم محصولات آمريكايی در درجه نخست توليدكنندگان موادغذايی و غذاهای آماده را تحت تاثير خود قرار می دهد. مك دونالد اعلام كرده است كه قصد دارد 100 شعبه خويش در عربستان سعودی را تعطيل كند. البته اقتصاد آمريكا قادر است از خسارات ناشی از كاهش روابط با عربستان جان سالم به در ببرد، زيرا در مقايسه با كل صادرات ايالات متحده ميزان خريدهای عربستان تنها يك بخش كوچك است.

از نگاه واشنگتن مهم تر از موضوع خريد محصولات آمريكا از سوی عربستان، مسئله تثبيت فروش نفت عربستان به آمريكاست. اگر چه عربستان مهم ترين تامين كننده نفت ايالات متحده نيست، اما اين واقعيت كه عربستان سعودی بالاترين ظرفيت های استخراج در دنيا را دارد موضوعی كاملا روشن است. اگر چه كشوری مثل كانادا بيش از عربستان به آمريكا نفت صادر می كند، اما رياض در هنگام بروز تنگناها می تواند به يكباره حضورش در بازار را افزايش دهد و اين موضوع سعودی ها را به شريكی بی بديل برای ايالات متحده مبدل می سازد. سال گذشته ميلادی ايالات متحده 13 ميليارد دلار واردات از عربستان داشت كه بخش اصلی آن را نفت تشكيل می داد. رقم فوق بسيار بيشتر از ميزان واردات آمريكا از عربستان در اوايل دهه نود است. البته بخش قابل توجهی از درآمدهای نفتی عربستان به خود آمريكا سرازير می شود. اين پول ها امروز به يك مشكل برای اقتصاد ملی آمريكا بدل شده اند. دارايی های سعودی ها در ايالات متحده بين 400 تا 600 ميليارد دلار تخمين زده می شود.

بخشی از دارايی های مذكور به صورت سهام و اوراق بهادار سرمايه گذاری شده است و امكان خروج آن از كشور به شكلی نسبتا آسان وجود دارد. بسياری از عربستانی ها از شرايط جديد در آمريكا نگرانند. آن ها به خصوص از قوانين جديد بانكداری در ايالات متحده در هراسند. از جمله قوانين جديد اين است كه ايالات متحده می تواند دارايی های اشخاصی را كه مظنون به ارتباط با تروريست ها دانسته شوند، ضبط كند. براساس برآوردهای صورت گرفته مردم عربستان سعودی از يازده سپتامبر 2001 به بعد بيش از 100 ميليارد دلار از دارايی های خويش را از دلار به يورو تبديل كرده اند. بيشتر اين پول صرف خريد اموال غيرمنقول (زمين و مسكن) در اروپا شده است. براد بورلاند، اقتصاددان ارشد بانك سعودی ـ آمريكن، می گويد: «عربستانی ها همچنين تا حدود زيادی از سرمايه گذاری های مستقيم در شركت های جديد خودداری می كنند. » درحال حاضر ارتباط ميان سياستمداران رياض و آمريكا به رغم برخی سفرها و مذاكرات همچنان در سطح كاملا مطلوب ارزيابی نمی شود. شهرت وليعهد عربستان در برخی مخالفت ها با دولت آمريكا و همچنين انتقال پايگاه اصلی آمريكايی ها از عربستان به قطر موجب می شود تا ثروتمندان سعودی به سرمايه گذاری های خويش در آمريكا با نوعی ترديد و ابهام بنگرند. تزلزل و تغيير ارزش دلار هم آنها را در اين ترديد خويش استوارتر می سازد. امروز برخی از مخالفان آمريكا با آنكه چندان علاقه ای به يورو ندارند اما تقويت آن را به عنوان وسيله ای برای مقابله با «واحد پول امپرياليسم» صحيح می دانند. بعيد نيست كه اين ديدگاه در ميان سرمايه داران سعودی نيز تقويت شود. حتی مدتی پيش خبری منتشر شده بود مبنی بر اينكه بيروت اكنون بيش از گذشته مورد توجه گردشگران عربستانی واقع می شود. برخی از سفرهايی كه جهانگردان عربستانی در گذشته به آمريكا داشتند اكنون به مقصد بيروت و يا نقاطی مشابه آن صورت می گيرد.

منبع: زود دويچه سايتونگ


چند درصد خوانندگان شما مديران رده ميانی هستند؟

اين درصدی كه شما می گوييد ما اين كار را نكرديم.

شما كه الان گفتيد اين كار را كرده ايد؟

نه ما به اين شيوه عمل كرديم كه واكنش های اخبار و تيترها و كارهايمان را در هر روز با تلفن هايی كه به روابط عمومی ما و دفتر من و تحريريه می شود و فكس هايی كه برای ما فرستاده می شود بررسی می كنيم.

اين تلفن هايی كه به فكس يا دفتر شما و تحريريه می شود و يا تلفنی كه فلان آقای وزير زده به همه روزنامه ها هم زده می شود. اينكه معيار درست آمارگيری نيست؟

ما هم می گوييم نمی شود. ما صدای سهامدار داريم می تواند هر حرفی كه دلش خواست بزند. . .

اتفاقا يكی از دوستان می گفت زمانی كه يك روزنامه ديگر به تقليد از شما می خواست تريبون سهامداران را راه بيندازد می گفت راه بيندازيم كه سهامداران زنگ بزنند و بتوانيم از شركت های بورسی آگهی بگيريم.

خوب چرا نمی توانند چنين كنند تمام اينهايی كه هستند بلد نيستند اين كار را بكنند.

الان شروع كرده اند.

پس كو چرا چيزی نمی بينيم.

يواش يواش برندهای آقای جمشيدی انشأالله زياد می شود!؟

نه كسی نمی تواند بيايد. ما اول هستيم.

چرا اين فكر را می كنيد. در مورد اول بودن نه در مورد اينكه بی رقيب خواهيد ماند.

معمولا هر روزنامه ای كه جديد درمی آيد نگاه می كنم. شماره اول به شما جواب می دهد كه اين روزنامه جواب می دهد يا نه.

شماره اول روزنامه اين را نشان می دهد.

همان شماره اول من به شما می گويم كه اين روزنامه موفق می شود يا نه.

از كجا می شود اين را فهميد. می خواهيم برای كسانی كه می خواهند روزنامه درآورند اين را منعكس كنيم.

اگر كسی بخواهد در حوزه روزنامه اقتصادی ما روزنامه درآورد مثل هر كار ديگر بايد يك نگاهی بكند. من همين طور دارم اين را نگاه می كنم كه... نگاه كنيد. اصلا هر كدام از صفحات ما را كه نگاه می كنيد همين طور پول ريخته است. مگر پول بد است.

ما نگفتيم بد است.

يك روز دو تا روزنامه اقتصادی دنيای اقتصاد و حيات نو اقتصادی درآمد. من در خانه می گويم راننده ام بگيرد و بياورد و هر روز هم می آورد. متوجه شديد من تنها سردبيری هستم كه راننده هم دارم.

خيلی خوب است. انشاءالله دوتا شود.

من روزنامه را گرفتم و نگاه كردم. اول بگويم اگر كسی می خواهد يك ساندويچ فروشی هم در خيابان بزند اولين كاری كه می كند بايد آن خيابان را بگردد و ببيند ساندويچ فروشی هست يا نيست. اگر هست معمولا بايد يك خيابان ديگر را انتخاب كند. اگر هم می خواهد آن خيابان را انتخاب كند بايد ساندويچ فروشی ای بزند كه از آن ساندويچ فروشی يا ساندويچ فروشی هايی كه آنجا هستند بهتر باشد. در روزنامه هم همين طور. اگركسی می خواهد روزنامه اقتصادی دربياورد بايد نگاه كند يك روزنامه اقتصادی وجود دارد به نام آسيا كه در خاورميانه كم نظير است. نگاه می كند اين روزنامه از نظر كمی و كيفی و موضوعات و تفسيرها چگونه است. بعد می آيد يك طرح می ريزد از اين بهتر يا متفاوت تر. ما ديديم دو تا روزنامه درآمدند. عين ما صفحه كامپيوتری گذاشتند. عين ما صفحه كشاورزی گذاشتند و صفحه بورس گذاشتند. ما 32 صفحه می دهيم به دوزبان و آنها 12 يا 16 صفحه می دهند به 75 تومان. خب چطور می تواند رقابت كند. اين شكست از همان روز اول معلوم است.

شما هم در اوايل 80 تومان می فروختيد.

ما اين كار را می كرديم برای اينكه تك بوديم. الان چرا 80 تومان نمی كنيم. آن موقع من يكی و تنها بودم اگر 100 تومان هم می گفتم می خريدند.

از گذشته و مبارزات خود تعريف می كنيد.

نه. البته اين را بگويم كه گذشته متعلق به گذشته است. ما از همه اين گاردهايی كه نسبت به هم می گيريم بيرون بياييم.

مصاحبه می كنيم. گارد نيست. ما می خواهيم بياييم پيش شما ژورناليست شويم.

شما نمی توانيد بايد استعداد داشته باشيد. شما استعداد پولدار شدن نداريد . اولا به نظر من افراد بسيار نخبه پولدار می شوند افراد غيرنخبه پولدار نمی شوند. اين نظر من است چون من می روم پولدارها را می بينم. شما ممكن است نبينيد و از دور از آنها قصه شنيده باشيد. يك جوان ممكن است احساساتش بر عقلش تفوق داشته باشد. اما بعدها علمی تر و استدلالی تر كار می كند و به شيوه ديگری كار می كند. به نظر شما كجای اين ايراد دارد.

يعنی به نظر شما تغيير كرديد و منطقی تر و علمی تر شديد؟

بله. ما به سن كمال رسيديم با حفظ جمال.

انشاءالله كه هميشه همين طور باشيد. يك موردی كه من خيلی مشاهده كردم اين است كه شما در مورد انگلستان خبر زياد می زنيد در صفحه اولتان. جريان اين چيست؟

انگلستان كشور بسيار قشنگی است من چند بار سفر كرده ام و كشور بسيار دوست داشتنی است.

فقط به همين دليل است كه مرتبا خبرهايش را در صفحه اول می زنيد.

به نظر من روزنامه رقيب ما آنجا منتشر می شود. فايننشال تايمز.

يعنی شما فايننشال تايمز را رقيب خود می دانيد؟

بله. البته شوخی می كنم بايد بنويسيد كه شوخی است. كلك نزنيد.

اگر ننوشتم ديگر روزنامه نگاری نمی كنم. يك بار شما خبری منتشر كرديد كه قرارداد مبادله خبر می كنيد. آثار اين در روزنامه شما ديده نمی شود؟

من هر كشوری كه می روم از روزنامه های آنها بازديد می كنم. فايننشال تايمز كه بوديم گشتيم كه آيا راهی وجود دارد كه همكاری كنيم يا خير. ديديم يك راهی وجود دارد كه برخی از مطالب آنها را همزمان با اينها چاپ كنيم. صحبت مقدماتی و توافقات اوليه را كرديم. بعد ديديم وقتی اعلام كرديم و می خواهيم بنويسيم رقم آن قابل توجه است از نظر پولی كه بايد به آنها بدهيم. هزاران پوند در سال می شود. گذاشتيم كه مقدمات كار روزنامه آسيا بگذرد و روزنامه آسيا دومين مرحله برنامه اش را كه فرامرزی است و می خواهد در منطقه يك روزنامه مطرح اقتصادی شود را ادامه دهد و بعد چنين كاری بكنيم.

در افغانستان و امارات روزنامه شما هم فروش می رود؟

بله.

چه تعداد؟

خيلی كم. در دبی زياد است. چون روزنامه ما را يكی از روزنامه های امارات توزيع می كند و حتی می گويد از روزنامه خود ما بيشتر فروش دارد.

اين روزنامه را چطور هر روز به افغانستان می فرستيد؟

از مشهد می فرستند و همان روز نمی رسد.

پس روزانه نيست. و علت انتشار پررنگ اخبار انگلستان علاقه مندی شما به آب و هوای آنجاست؟

انگلستان خيلی قشنگ تر از افغانستان است.

با توجه به اينكه گفتيد سابقه فعاليت های اجتماعی و سياسی در قبل از انقلاب داشتيد و الان يك ژورناليست برتر حداقل در زمينه اقتصاد هستيد به قول خودتان، چطور است كه يكی از بديهی ترين اصول جامعه ايران را مورد توجه قرار نمی دهيد. آن ويژگی اين است كه در جامعه استبدادزده ايران افراد در آن جاهايی كه هستند از يك حد مشخصی نمی توانند بزرگ تر شوند و ضربه می بينند. در طول تاريخ ايران اين را هم ديده ايم. شما از اين نمی ترسيد كه اين قدر خودرا به رخ می كشيد و هر روز می خواهيد در صفحه اول باشيد و هر روز آوانگارد باشيد. از اين بابت احساس خطر نمی كنيد؟

خيلی های ديگر مثل شما از سر خيرخواهی چنين چيزی را به من می گويند اما من از اين موضوع ترسی ندارم. من معتقدم در هر كاری يا آدم بايد بالای بالا باشد يا از آن كار كنار برود.

يعنی برای شما اصلا مهم نيست كه فشارهايی از سوی مراكزی خاص بر شما وارد شود؟

مراكز خاصی وجود ندارد.

پس از چه می ترسيد؟

گفتم چنين حرفی را می گويند. مثل شما كه الان گفتيد مگر دليل آورديد.

در اين جامعه فراوان بوده اند؟

منظورتان چيست كه فشار بياورند.

يعنی با اين همه سابقه فعاليت سياسی و ژورناليستی كه داريد چنين چيزی نشنيديد.

من می گويم بسياری از دوستان مثل شما از سر خيرخواهی چنين چيزی را به من می گويند.

اما به قول شما همين طوری می گويند.

نه. من توجه نمی كنم.

يعنی آنها اشتباه می كنند؟

بله.

نگرانی از اين بابت نداريد؟

حتی اگر درست هم باشد من معتقدم در كار ژورناليستی درصدی هم خطر وجود دارد. حداكثر اين می شود كه اين را برمی دارند. تا حالا كه برداشته اند چه شده است.

پس شما فقط خطرهای مربوط به مسائل مطبوعاتی را شنيده ايد.

يعنی شما می گوييد آدم را می كشند؟ برای پول درآوردن كه كسی را نمی كشند. يك نگاهی می كنند آنهايی كه در همشهری يا روزنامه های ديگر هستند را می كشند. (با خنده)

بله چون آنها ژورناليست نيستند و شما ژورناليست هستيد؟

فشارها كه است. ما بازجويی های مختلف هم داشته ايم. در جاهای مختلف در هيچ كجا هيچ چيز غير از آنچه كه الان آشكار است از ما نديدند و ما هيچ چيز پنهان نداريم.

سوال من همين است كه چطور اين همه فشار بر شما بوده به قول خودتان بازجويی های مختلف هم داشته ايد، اما بلافاصله به شما يك مجوز نشريه جديد دادند و هيچ مشكلی هم برايتان پيش نيامد. اما اين موارد با درصد كمتری كه برای افراد مختلف اتفاق می افتد آنها دچار مشكل می شوند.

لطف الله.

پس خدا فقط با شماست؟

حالا فعلا به من لطف كرده چه كار كنم. پس بزنم و بگويم چرا امتياز داديد.

وقتی اخبار توقيف شد نگران نشديد؟

من اصلا نگران چيزی نمی شوم.

چرا بعد از هفت شماره روزنامه شما را توقيف كردند؟

اصلا مهم نيست. چون لطف الله هست مهم نيست.

می توانم بپرسم كه به هر حال ما هم جوان هستيم و آرزوهايی داريم برای اينكه به شما برسيم از جهت ژورناليستی و سرمايه مالی چه كار كنيم كه لطف خدا شامل حال ما هم بشود؟

بايد همه عشق و همه شور و همه مستی شويد. اگر شديد می رسيد.

پس فقط خوبی ها را ببينيم و سفيدی.

ببينيد، بگو ماشاءالله. روزنامه بخش خصوصی، دفتر به اين خوبی و صاحبش به اين خوبی. . .

الان از مصاحبه ما برداشت كرديد كه ما خلاف اين را می گوييم.

پس چرا سراغ روزنامه های ديگر نرفتيد.

برای اينكه داريم از شما تعريف می كنيم. اما قرار نيست كه مستقيم بگوييم و فقط سفيدی را منعكس كنيم.

شما هر كاری بكنيد تعريف از من تمام می شود. كيهان اين همه كار را كرد همه به نفع من تمام شد.

مثل همان كاری كه شما برای آقای خاموشی كرديد و به ضرر او تمام شد؟

بله.

تيتر به نفع او زديد ولی به ضررش تمام شد.

من تيتر زدم كه همه كار می كنم و ريشم را می زنم اين به نفعش بود.

نه اما خودشان و آنهايی كه سفارش را داده بودند فكر می كردند به نفعشان است؟

ما اصلا كاری به او نداريم. لطف الله سراغ او نمی رود سراغ من می آيد كه همه شور و همه عشق و همه مستی هستم.

حتما اين شور و عشق و مستی را هم به تحريريه منتقل می كنيد؟ الان رابطه در تحريريه شما رئيس و مرئوس نيست؟

نه. پدرشان را درمی آورم. كسی از جايش تكان بخورد می كوبمش به ديوار. هرچه ما می فرماييم بايد همان باشد.

فضا نمی دهيد كه خودشان خبر برای روزنامه بياورند؟

فضا می دهيم اما وقتی می گويم اين را نبايد بزنند نبايد بزنند. تمام شد.

يعنی سانسورشان می كنيد؟

اصلا.


ترجمه احد البرز: بانك جهانی از اقتصادهای در حال توسعه می خواهد كه برای جلب سرمايه های خصوصی، مديريت خود را به شكل بهتری اعمال كنند. كشورهای در حال توسعه بايد بتوانند امور اقتصادی خود را با سرمايه های خارجی كمتری سامان دهند. اين نتيجه گيری بانك جهانی در «گزارش سرمايه گذاری توسعه 2003» آن بانك است. از زمان بحران 98-1997 آسيا، مشكلات نقدينگی و توان بازپرداخت بدهی كه پياپی در جهان - آسيا، روسيه، برزيل، تركيه، آرژانتين - بروز كرده است توجيه كننده ترديد طلبكاران خصوصی برای سرمايه گذاری در اقتصادهای نوظهور به ويژه در كوتاه مدت است. تقاضای اعتبار از جانب بدهكاران كاستی گرفته است زيرا آنها از خطرات وابستگی بيش از اندازه به سرمايه های كوتاه مدت خارجی آگاهی يافته اند. در پنج سال گذشته، كاهش بازپرداخت بدهی ها به موازات ثبات نسبی سرمايه گذاری های مستقيم، ساختار جريان های مالی به مقصد كشورهای نوظهور را عميقا دگرگون ساخته است. چنانكه فيليپ ساتل نويسنده اصلی گزارش بانك جهانی می گويد، «تامين سرمايه های مورد نياز كشورهای در حال توسعه از طريق اخذ وام از بخش خصوصی به اين زودی از سر گرفته نخواهد شد. » جريان بدهی ها به بخش خصوصی - اعم از اوراق قرضه و وام های بانكی - با خروج خالص 25 ميليارد دلار در سال 2001 و 9 ميليارد در سال ،2002 منفی است: بازپرداخت وام های قبلا دريافت شده، از مبلغ وام های جديد فراتر رفته است. اين گرايش روزبه روز كمرنگ تر می شود اما انباشت بيش از حد بدهی ها به هيچ وجه تكرار نخواهد شد.

جايگزين های معدود

در سال 2002 مبلغ سرمايه گذاری های مستقيم خارجی در مناطق دارای اقتصادهای نوظهور بالغ بر 143 ميليارد دلار بوده كه 30 ميليارد دلار نسبت به سال مالی پيش از آن كمتر است. اگرچه اين سرمايه گذاری ها منبع اصلی تامين مالی اقتصادهای نوظهور است و از نظر ثبات و انتقال فناوری سودمند است اما افزايش جريان اين سرمايه ها برای جبران 135 ميليارد دلار اعتبار بخش خصوصی كه پيش از بحران آسيا داده شده بود كافی نيست. اگرچه بهبودی در اين زمينه مشاهده می شود اما هيچ نشانه ای حاكی از افزايش قابل ملاحظه سرمايه گذاری های خارجی در آينده به چشم نمی خورد، گو اينكه بر اساس برآوردهای بانك جهانی نرخ رشد مجموع اين اقتصادها در سال ،2003 4 درصد خواهد بود. به ويژه آنكه 80 درصد اين سرمايه ها به سوی تنها ده كشور (52 ميليارد برای چين) سرازير می شود و فقيرترها فقط 7 ميليارد دلار معادل 5 درصد اين سرمايه ها را از آن خود می سازند.

كشورهای جنوب برای پاسخگويی به نيازهای سرمايه خود بديل های كمی پيش رو دادند. كمك های دولتی كشورهای توسعه يافته ناچيز است. اين كمك ها 22 درصد توليد ناخالص داخلی كشورهای وام دهنده را تشكيل می دهد، يعنی نزديك به 50 ميليارد دلار از آغاز دهه 1990 مدام در حال كاهش بوده است. يادآوری می كنيم كه اين مبلغ برای رعايت تعهدات داده شده در مونتری مكزيك و مطابق با هدف های هزاره كه از جانب ملل متحد تعيين شده است بايد دو برابر شود. با توجه به وضعيت نظام مالی اروپا، ايالات متحده و ژاپن، قائم مقام شورای تحليل اقتصادی «ترديد» دارد كه به اين تعهدات عمل شود. آنچه می ماند انتقال سرمايه از طريق مهاجرت است.

كارگران مهاجر در سال 2002 مبلغ 80 ميليارد دلار به كشورهای متبوع خود بردند، كه اين ميزان طی پنج سال گذشته 20 ميليارد افزايش يافته است. دليل اين رشد درآمد، ثبات نسبی بازار كار در آمريكای شمالی است كه بيشتر سرمايه ها از آنجا می آيد. پيری جمعيت در كشورهای توسعه يافته ايجاب می كند كه در نهايت يك سياست مهاجرپذيری اتخاذ شود و اين موجب افزايش جريان سرمايه ها به سوی كشورهای در حال توسعه خواهد شد. اين شكل كمك های خصوصی جای كمك های دولتی را می گيرد و به دومين منبع تامين سرمايه كشورهای نوظهور تبديل می شود. علاوه بر پيگيری بازسازی های نظام مالی و عمق بخشيدن به بازار مالی و برای پاسخگويی به «معضل» رشد بدون بهره گيری از وام، نويسندگان گزارش به كشورهای در حال توسعه توصيه می كنند كه كوشش هايشان در عرضه «تمشيت بهتر» امور متمركز كنند تا كارآيی سرمايه های به كار گرفته شده را افزايش دهند و جذابيت اقتصادهای خود را بيشتر كنند. از طرفی، پير ژاكه اقتصاددان ارشد موسسه فرانسوی توسعه معتقد است كه «لزوم پرهيز از انباشت و سنگينی بدهی ها امری بديهی است اما نبايد از واقعيت مسلم نتيجه گيری های نامناسب گرفت. اعتبار همچنان يك اهرم اساسی رشد اقتصادی به شمار می رود. »

منبع: لوموند


آمريكا و كرمان موتور

شنيده می شود يكی از مهم ترين دستور كارهای سفر وزير تجارت كره جنوبی به ايران، مذاكره بر سر مراودات كرمان موتور و كمپانی دوو اين كشور بوده است. هم اكنون به علت خريده شدن سهام كارخانه خودروسازی دوو توسط يك كمپانی آمريكايی واردات قطعات منفصله و CKD خودروهای سی يلو و ماتيز به ايران متوقف شده است. اين امر باعث توقف خط توليد اين خودروها در استان كرمان و ايجاد مشكل برای دارندگان آنها شده است. ظاهرا كره جنوبی قول مساعد برای حل اين مسئله داده است. در روزهای آينده در گفت وگويی با سفير كره در تهران اين موضوع را پيگيری خواهيم كرد.

رونق روغن

بازار توليد روغن موتور در كشور به شدت رونق گرفته است. پس از حضور گسترده شركت كاسترول در بازار ايران و راه اندازی خط توليد اين شركت در قشم شركت نفت پارس نيز قصد دارد با همكاری با كمپانی شل محصولات خود را با نام اين شركت توليد كند. سهامدار اصلی كاسترول نيز شركت بريتيش پتروليوم (BP) است. همچنين شركت نفت سپاهان نيز به عنوان بزرگ ترين توليدكننده روغن موتور در كشور برنامه های مفصلی برای گسترش فعاليت ها دارد. كارخانه اين شركت واحد روغن سازی پالايشگاه اصفهان است كه اوايل دهه 70 به وسيله شركت مهندسی و ساختمان صنايع نفت (OIEC) ساخته شد.

توكيو هر كاری می كند

دولت ژاپن برای ممانعت از گسترش بحران مالی كشور هر كاری انجام می دهد. مقامات توكيو حتی حاضر شده اند به بانك موسوم به رزونا هولدينگز، پنجمين بانك بزرگ ژاپن، مبالغ هنگفتی كمك كنند. يك روزنامه چاپ سوئيس اين كار دولت ژاپن را به دست و پا زدن فردی تشبيه كرده كه در دريا در حال غرق شدن است. اين روزنامه خاطرنشان كرده كه البته نبايد امكان موفقيت اين حادثه ديده نگون بخت را كم دانست.

شتر در خواب بيند

متعاقب اظهار خوشبينی وزرای دارايی هفت كشور صنعتی دنيا و روسيه نسبت به بهبود اوضاع اقتصادی جهان يك خواننده روزنامه استاندارد طی نامه ای كه در اين روزنامه منتشر شد، اين پيش بينی را خيالی و ناشی از بی توجهی به واقعيات دانسته است. او اظهارات جان اسناو، رئيس خزانه داری آمريكا، را نيز در توجيه علت ضعف دلار غيرقابل قبول خوانده است. جان اسناو در حاشيه اجلاس وزرای دارايی كشورهای صنعتی سخنرانی كرد. اين سخنرانی موجب شد تا شركت كنندگان توجه زيادی به بحث پيرامون برخورد آمريكا در قبال ضعف دلار نشان دهند.

نيوزيلند راضی است

مايكل كالن، وزير دارايی نيوزيلند، طی سخنرانی خويش پيرامون بودجه كشور بودجه كشورش را به رغم «خسته كننده بودن» دارای مازاد دانسته و راضی كننده خواند. دولت هلن كلارك كه در حال حاضر در نيوزيلند حاكم است يك دولت محافظه كار در زمينه سياست های مالی محسوب می شود، با اين حال عملكرد اقتصادی آن نسبتا موفق ارزيابی شده است.

آبرو می رود

روزنامه زوددويچه سايتونگ كه در شهر مونيخ آلمان چاپ می شود در يكی از شماره های اخير خود طی مقاله ای تصريح كرده كه اعتبار شركت های بزرگ آمريكايی در حال از ميان رفتن است. اين روزنامه آورده است: «طی سال های اخير بسياری از شركت های آمريكايی با بی شرمی كوشيده اند سرمايه گذاران و كاركنان خويش را وادار به صرف هزينه هايی كنند كه صرفا در جهت خدمت شخصی به مديران آنهاست. »

عظيم ترين پالايشگاه ال ان جی روسيه

شركت های بزرگ نفتی جهان به رهبری رويال داچ شل 10 ميليارد دلار در توسعه نخستين و بزرگ ترين پالايشگاه توليد گاز مايع طبيعی روسيه سرمايه گذاری كردند. خبرگزاری خليج ضمن اعلام اين مطلب افزود: «ساخالين 2 كه عظيم ترين و نخستين پالايشگاه توليد گاز مايع طبيعی روسيه است از سال 1999 توليد نفت سكوهای فراساحلی خود را نيز آغاز كرده است. » اين پالايشگاه از سال 2010 سالانه ظرفيت توليد 9/6 ميليون تن ال ان جی خواهد داشت كه انتظار می رود اين ميزان توليد يك چهارم نياز بازار شرق آسيا، كشورهای ژاپن، كره، چين و تايوان كه در حال حاضر 60 درصد از نياز خود را از خاورميانه تامين می كنند، برآورده كند. بر پايه اين گزارش، ساخالين 2 در سال 2006 توليد گاز خود را نيز آغاز می كند. اين گزارش در ادامه آورده است، ساخالين 2 نخستين معامله تجاری خود را با شركت گاز توكيو (Tokyo Gas) منعقد كرده است.

8/6 ميليارد دلار تسهيلات خارجی

مجوز استفاده از تسهيلات خارجی برای دولت در سال جاری حدود 6/8 ميليارد دلار است. مهندس حبيب الله بی طرف وزير نيرو ضمن اعلام اين مطلب افزود: «در سال 82 مجموعا 6/8 ميليارد دلار اجازه استفاده از تسهيلات خارجی به دولت داده شده كه بخشی از آن در طرح های غيرخودگردان و بخشی ديگر در طرح های خودگردان استفاده می شود.» وی گفت: «طرح های خودگردان با استفاده از سرمايه های خارجی انجام می گيرند و طرح های غيرخودگردان طرح های زيربنايی مربوط به خود دولت هستند.» وی اظهار داشت: «در سال جاری پيش بينی شده كه حدود 3 ميليارد دلار سرمايه گذاری خارجی توسط ايرانی ها با كمك منابع خارجی در كشور تحقق يابد و دولت بازپرداخت آنها را تضمين كند.» اين سرمايه گذاری ها در زمينه های متفاوتی چون برق، آب و فاضلاب به مصرف می رسد كه استفاده آن در زمينه برق با افزايش كارايی توليد، سبب صرفه جويی انرژی می شود.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو