|

دنيای ورزش و دنيای سياست بارها و بارها به مرزهای هم وارد شده اند .بسيار ورزشكارانی بوده اند كه بعد از دوران قهرمانی سياست را تجربه كرده و آزمونی ديگر را در اين عرصه پشت سر گذاشته اند.سياستمداران نيز بارها با ورزشكاران و قهرمانان ملی عكس يادگاری انداخته اند. بدون ترديد رسول خادم يكی از بهترين كشتی گيران تاريخ اين رشته ورزشی در ايران است. او در كلكسيون افتخاراتش چند مدال طلا، نقره و برنز آسيايی و جهانی در سه وزن مختلف دارد و سه سال يكه تاز مسابقات جهانی و المپيك بوده است. اما چندی است كه رسول خادم را در كسوت ديگری به غير از ورزش هم ديده ايم. در انتخابات شورای شهر تهران در روزهای پايانی سال گذشته نام وی نيز در جمع كانديداهای پرشمار شورای اسلامی شهر تهران مطرح شد. پس از اعلام قطعی ليست برگزيدگان، رسول خادم جزو 15 نفر اصلی شورای اسلامی شهر تهران قرار گرفت و چند روزی است كه كار رسمی وی و همقطارانش آغاز شده است. به بهانه حضور وی در شورای شهر گفت وگويی با وی انجام داده ايم كه از نظرتان می گذرد.
• • •
• آقای خادم، شما در حال حاضر روزی چقدر فرصت پرداختن به ورزش داريد؟ اصلا گرفتاری های شورای شهر مجال ورزش كردن به شما می دهد؟
در حال حاضر زمانی مناسب و مشخص برای ورزش كردن نمی يابم. از حدود 6 ماه گذشته سر و كله زدن من با ورزش مقطعی و شايد بتوان گفت بی برنامه بوده است. البته ضرب خوردگی های فراوان دوران قهرمانی در ورزش از ديسك كمر تا سياتيك، آسيب های زانو، گردن و كتف هر لحظه كه بيشتر از ورزش دور می شود بهتر خود را نمايان می سازد.مطمئنا افرادی مثل من اگر از ورزش به طور كامل جدا شوند خيلی سريع تر از زمانی كه گمان می كنيم غزل خداحافظی را خواهند خواند.
• شايد كمتر كسی بود كه از ديدن نام رسول خادم در ليست كانديداهای شورای شهر تعجب نكند. چه انگيزه ای باعث شد شما به صحنه انتخابات شوراها وارد شويد؟ آيا برنامه از پيش تعيين شده ای داشتيد؟
برنامه ريزی خاصی برای اين كه وارد شورا شوم نداشتم. وقتی اصرار جمعی از دوستان كه در فعاليت های هنری، اجتماعی چند سالی با ايشان همكاری داشته ام موجب شد كه در مهلت آخر ثبت نام كنم، باز هم با توجه به شرايط و وضعيت نامشخصی كه در جريان پردازی های سياسی مشاهده می گردد گمان نمی كردم بتوانم خود را ملزم به حضور در انتخابات نمايم و حتی تصميم بر انصراف نيز داشتم. اما بالاخره اصرار جمعی از افراد آگاه و سالم كار خود را كرد و حضور در انتخابات را پذيرفتم.برخی از جريان های سياسی هم كه به هر حال در چند سال گذشته از پشتوانه های خاص مردمی برخوردار بودند محبت داشتند و نام مرا در ليست های خود قرار دادند وگرنه شخصا نه ستادی داشتم و نه فعاليت های تبليغی خاص، البته پيشكسوتان ورزش و اهالی كشتی و همچنين برخی از شخصيت های فرهنگی و دانشگاهی با پيگيری های خود جهت اطلاع رسانی به مردم مانند هميشه مرا شرمنده نمودند.
• قطعا ريسك حضور شما در انتخابات شورای شهر مشهد كمتر از تهران بود. چطور شد كه در تهران كانديدا شديد؟
ارتباط من با مردم به گونه ای بوده است كه هيچ گاه نتوانستم در مقابل مهر و عطوفت بی شائبه آنان خود را متعلق به منطقه ای خاص بدانم و ببينم. ضمن علاقه وافری كه نسبت به شهر مشهد و شهروندان عزيز مشهدی داشته و دارم، بر اين باور بوده ام كه اگر قابل و لايق خدمتگزاری به مردمی چنين بزرگوار باشم و اين امكان خدمتگزاری مقبول و مورد پسند مردم گردد، مرزهای منطقه ای در اين گزينش آنچنان استوار نخواهد بود و اين تجربه ای است كه طی سال ها فراز و نشيب زندگی در ميان مردم در تمام لحظات پيروزی و شكست درك نموده ام.
• آيا خود را نماينده قشر ورزشكار در شورای شهر می دانيد؟
نه تنها من بلكه تمامی اعضای ديگر شورا بايد خود را نماينده دختر و پسر، ورزشكار و ورزشدوست، بزرگسال و خردسال، مرد و زن و حتی مسلمان و غيرمسلمان ساكن در شهر تهران بدانند. خدمتگزاری با لحاظ حوزه وظايف اعضای شورای شهر به گونه ای است كه موظف به پرداختی ساختاری نسبت به موضوعات و مسائل شهر تهران می باشند و چون بايد يك مجموعه را به لحاظ مغزافزاری، نرم افزاری و سخت افزاری مورد مطالعه قرار دهند، هر حركتی اصولی و كارشناسانه ايشان عموم مردم را با لحاظ نسبت های متفاوت درون جمعيتی در بر می گيرد. يكايك اعضای شورای شهر بايد پاسخگوی افرادی كه براساس اعتقاد دينی و يا مسئوليت ملی در انتخابات شركت نموده اند و افرادی كه با عدم حضور خود در انتخابات خودآگاهی را نوعی ديگر پيام رسانی نموده اند باشند. شايد تخصص های مختلف تك تك افراد حاضر در شورای شهر امكان اثر گذاريشان را در حوزه هايی خاص بيشتر نمايد اما اين به معنی توجه و يا نمايندگی قشری ويژه نيست. يكايك اعضای شورای شهر در مقابل تمامی گره های فراوان امروز تهران بزرگ كه بعضا پيوند خورده با معضلات كلان مملكتی نيز است مسئول هستند. لازمه حضور مثبت و خادمانه اين اعضا ارزيابی صحيح از مشكلات، نظريه پردازی واقع بينانه و تعامل و همكاری اثباتی با ديگر دستگاه های اجرايی در جهت پياده نمودن طرح های خود است.
• رويه شما در شورای شهر به كدام سمت و سو گرايش دارد، سياسی، ورزشی، اجتماعی و...؟
شورای شهر مجموعه و نهادی مردمی است كه به عقيده من كاركرد اجتماعی آن شاخص ترين كاركرد آن است و مسائل مختلف فرهنگی، عمرانی، بهداشتی، خدماتی، رفاهی، ورزشی و. . . را می توان با رهيافتی اجتماعی و جامعه شناختی در بستری اصولی و آگاهانه هدايت كرد. بنده هيچ گاه حتی در دورانی كه به طور جدی با ورزش قهرمانی درگير بودم نتوانسته ام ورزش را تنها از زاويه و ديدگاه ورزشی صرف مورد توجه قرار دهم. بلكه به عقيده من ورزش به خصوص در جامعه ای با سوابق اجتماعی و فرهنگی ايران مقوله ای تربيتی است كه اين شاخصه را با نظام تربيتی جامعه و ساماندهی فرهنگی و اجتماعی، پيوند می دهند. اين كه بخواهيم ورزش را موضوعی جداگانه از ديگر موضوعات اجتماعی، سياسی يا فرهنگی بدانيم نگاه عالمانه ای نخواهد بود. بيشتر عوامل شكاف زا در حوزه فرهنگ و جامعه زمانی دارای اقتدار و اثرگذاری می شوند كه جريان های فرهنگ ساز، الگوپرور و تربيتی يك اجتماع را از انسجام و همراهی با يكديگر از مبنايی قانونمند و مقبول جامعه فاصله بياندازند و جامعه را دچار سرگردانی و يا به روايتی آنومی بنمايند، امروز هيچ تفكر منبسط و عميقی نمی تواند گره های زيرين ورزش، فرهنگ، سياست، اقتصاد و جامعه را در تدبير و طراحی های پايه ای و اصولی خود ناديده بگيرد.
• به نظر شما شورای شهر بهتر است كداميك از مقوله های ورزش را بيشتر مدنظر قرار دهد، قهرمانی يا همگانی؟
نگاه شورای شهر به ورزش بايد بر پايه توسعه ورزش همگانی و تعميم ورزش در جهت جذب اقشار مختلف در رده های سنی متفاوت باشد. سالم سازی، نشاط آوری و ايجاد شادابی اجتماعی توام با كاهش اضطراب ها و استرس های روحی و روانی در جامعه محصول توجه كارشناسانه به موضوع فوق است. چنين حركت اصولی كه امكان رشد و توسعه كمی و كيفی ورزش را با اتكا به زيرساخت های فرهنگی ورزشی فراهم می كند، ارتقای كمی و كيفی در ورزش قهرمانی را نيز فراهم می نمايد. از آنجا كه كليه كشورهای صاحب ورزش حتی سيستم های كشف و جذب حوزه قهرمانی خود را بر پايه توسعه بستر عموميت بخشی به ورزش استوار می سازند، لازم است براساس ديدگاهی قاعده مند به بحث مذكور، نهادها و ارگان های مرتبط با سيستم قهرمانی، سيستم توسعه ورزش همگانی و حتی سيستم نظام تربيتی جامعه، با تعريفی مشخص مسئوليت های شفاف و به لحاظ اجرايی الزام آور را در سازماندهی تشكيلات خود عهده دار گردند.
• چگونه می توان از تشكيل باشگاه های ورزشی به عنوان يك نهاد مردمی و عامل اصلی شكوفايی ورزش حمايت كرد؟
تشكيل باشگاه های فرهنگی ورزشی، امكانات اقتصادی، علمی، آموزشی و تداركاتی خاص خود را می طلبد كه هنوز چنين نهادی به طور مشخص در مجموعه های دولتی و غيردولتی ايران از تعريفی متعارف برخوردار نيست. اين كه بايد باشگاهی فرهنگی ورزشی وجود داشته باشد كه به عنوان ابزارهای جدی در سالم سازی اجتماع و تقليل و كنترل آسيب های اجتماعی عمل نمايد، غيرقابل ترديد است. ولكن تشكيل چنين نهادهايی، حمايت ها و امكانات خاص خود را می طلبد تا ضمن توسعه آگاهانه نسبت به سياست های اصلی داخلی اين باشگاه ها در زمينه های فرهنگی و ورزشی و همچنين پشتوانه اقتصادی آنان نظارت و حمايت كامل صورت پذيرد.
• از برنامه هايتان در زمينه فرهنگی، ورزشی برای ابرشهر تهران بگوييد؟
شورای شهر تهران در تلاش است تا با مطالعه و بررسی دقيق بر وضعيت پراكنش جمعيتی در تهران و همچنين فراوانی، امكانات ورزشی، فرهنگی، هنری و آموزشی در اين كلان شهر با اولويت بندی نواحی و مناطق براساس تنوع آسيب ها و آلودگی های اجتماعی در سياست گذاری های خود شرايطی را فراهم نمايد كه تخصيص بودجه و امكانات در تهران بزرگ مبتنی بر نيازهای علمی و واقعيت های اجتماعی باشد. به طور قطع هدايت امكانات و تسهيلات ورزشی و فرهنگی در جهت عموميت بخشی و جذب گروه های مختلف فرهنگی و اجتماعی چه به لحاظ طبقاتی و چه از لحاظ سنی خواهد بود. در صورت اعمال اين سياست از دل اين جذب وسيع حتی در شرايطی نسبی ارتقای ورزش قهرمانی را نيز شاهد خواهيم بود.
• سال های زيادی از عمر شما در عرصه مسابقات كشتی گذشته است. فكر می كنيد تا چه حد تجربيات سال های قهرمانی در عرصه سياست كارآيی خواهد داشت؟
در عالم كشتی آموخته ام كه انديشيدن، تحمل، قاعده مند بودن و مردانه مبارزه كردن شايد تعداد صعود به سكوهای قهرمانی را گاهی نسبت به حقيقت شايستگی های يك فرد كاهش دهد اما اوج گيری ظاهری را از بی محتوايی و ناپايداری هايی كه فراوان شاهد آن هستيم رها می سازد. سكويی كه همراهی دل های مردم را با خود نداشته باشد گر چه به ظاهر بلندی و بالايی دارد و قابل احترام است، اما بزرگی آن از سقف ارتفاع سكوی قهرمانی فراتر نمی رود. ماندگاری در دنيای قهرمانی زمانی معنا می يابد كه از دل های مردم مدال خويش را دريافت كنی نه از دست... به اعتقاد من شورا و يا هر عرصه ديگری كه مجال امتحان و پاسخگويی به مردم را فراهم می كند نيز زمانی قابل اعتنا و صاحب اصالت است كه تنها خود را در مقابل آحاد مردم مسئول بداند و نيز در مقابل خدای مردم جوابگو. شايد در روزگار هميشه ناجوانمرد عالم سياست حفظ چنين اعتقاداتی تاوان ها و هزينه های سنگينی داشته باشد و اصلا كمتر وجودی را می بينم كه حضورش در اين عرصه ها او را از ميان مردم جدا نكرده و عادت خرقه پوشی مسئول بودن را چون ديداری ميان او و مردم قرار نداده باشد اما به قول حافظ:
حافظ آن خرقه بيانداز مگر جان ببری
كاتش از خرقه سالوس و كرامت برخاست
• برنامه آينده رسول خادم چيست، نمايندگی مجلس، رياست جمهوری يا...؟
رسول خادم می خواهد فقط همان رسول خادم بماند. در اين رسول خادم بودن كه خودش بيش از همه نواقص و كوچكی های فراوانش را درك می نمايد و بدان واقف است محبت خالصانه و عطوفتی بی واسطه از مردمی را می توان درك كرد كه عليرغم دردها و مشكلات فراوانی كه امروز لحظه به لحظه فكر و روحشان را آزار می دهد لحظاتی را در برخوردهايی سراسر صميميت با او سپری می كنند. به طور قطع رسول خادم هيچ كس جز رسول خادم نخواهد بود و نيز نمی خواهد كه باشد و در هر مقام و جايگاهی افتخار خدمت گزاری به مردم را بيابد، كوچكی هميشگی خود و بزرگواری مستمر مردم را فراموش نخواهد كرد. به قول فروغ فرخ زاد:
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پايان راه ناپيداست
من به پايان دگر نينديشيم
كه همين دوست داشتن زيباست |