Persian Archive

• می خواهم رسول خادم بمانم
• تاريخچه ورزش و سياست -2
• مناظره يا. . .
• حضور مشترك كره شمالی و جنوبی در المپيك 2004 آتن
• استاد در راه شاگرد
• باز هم سعد قذافی
• مرگ بر اثر انفجار
• كان همچنان پرطرفدار


دنيای ورزش و دنيای سياست بارها و بارها به مرزهای هم وارد شده اند .بسيار ورزشكارانی بوده اند كه بعد از دوران قهرمانی سياست را تجربه كرده و آزمونی ديگر را در اين عرصه پشت سر گذاشته اند.سياستمداران نيز بارها با ورزشكاران و قهرمانان ملی عكس يادگاری انداخته اند. بدون ترديد رسول خادم يكی از بهترين كشتی گيران تاريخ اين رشته ورزشی در ايران است. او در كلكسيون افتخاراتش چند مدال طلا، نقره و برنز آسيايی و جهانی در سه وزن مختلف دارد و سه سال يكه تاز مسابقات جهانی و المپيك بوده است. اما چندی است كه رسول خادم را در كسوت ديگری به غير از ورزش هم ديده ايم. در انتخابات شورای شهر تهران در روزهای پايانی سال گذشته نام وی نيز در جمع كانديداهای پرشمار شورای اسلامی شهر تهران مطرح شد. پس از اعلام قطعی ليست برگزيدگان، رسول خادم جزو 15 نفر اصلی شورای اسلامی شهر تهران قرار گرفت و چند روزی است كه كار رسمی وی و همقطارانش آغاز شده است. به بهانه حضور وی در شورای شهر گفت وگويی با وی انجام داده ايم كه از نظرتان می گذرد.

آقای خادم، شما در حال حاضر روزی چقدر فرصت پرداختن به ورزش داريد؟ اصلا گرفتاری های شورای شهر مجال ورزش كردن به شما می دهد؟

در حال حاضر زمانی مناسب و مشخص برای ورزش كردن نمی يابم. از حدود 6 ماه گذشته سر و كله زدن من با ورزش مقطعی و شايد بتوان گفت بی برنامه بوده است. البته ضرب خوردگی های فراوان دوران قهرمانی در ورزش از ديسك كمر تا سياتيك، آسيب های زانو، گردن و كتف هر لحظه كه بيشتر از ورزش دور می شود بهتر خود را نمايان می سازد.مطمئنا افرادی مثل من اگر از ورزش به طور كامل جدا شوند خيلی سريع تر از زمانی كه گمان می كنيم غزل خداحافظی را خواهند خواند.

شايد كمتر كسی بود كه از ديدن نام رسول خادم در ليست كانديداهای شورای شهر تعجب نكند. چه انگيزه ای باعث شد شما به صحنه انتخابات شوراها وارد شويد؟ آيا برنامه از پيش تعيين شده ای داشتيد؟

برنامه ريزی خاصی برای اين كه وارد شورا شوم نداشتم. وقتی اصرار جمعی از دوستان كه در فعاليت های هنری، اجتماعی چند سالی با ايشان همكاری داشته ام موجب شد كه در مهلت آخر ثبت نام كنم، باز هم با توجه به شرايط و وضعيت نامشخصی كه در جريان پردازی های سياسی مشاهده می گردد گمان نمی كردم بتوانم خود را ملزم به حضور در انتخابات نمايم و حتی تصميم بر انصراف نيز داشتم. اما بالاخره اصرار جمعی از افراد آگاه و سالم كار خود را كرد و حضور در انتخابات را پذيرفتم.برخی از جريان های سياسی هم كه به هر حال در چند سال گذشته از پشتوانه های خاص مردمی برخوردار بودند محبت داشتند و نام مرا در ليست های خود قرار دادند وگرنه شخصا نه ستادی داشتم و نه فعاليت های تبليغی خاص، البته پيشكسوتان ورزش و اهالی كشتی و همچنين برخی از شخصيت های فرهنگی و دانشگاهی با پيگيری های خود جهت اطلاع رسانی به مردم مانند هميشه مرا شرمنده نمودند.

قطعا ريسك حضور شما در انتخابات شورای شهر مشهد كمتر از تهران بود. چطور شد كه در تهران كانديدا شديد؟

ارتباط من با مردم به گونه ای بوده است كه هيچ گاه نتوانستم در مقابل مهر و عطوفت بی شائبه آنان خود را متعلق به منطقه ای خاص بدانم و ببينم. ضمن علاقه وافری كه نسبت به شهر مشهد و شهروندان عزيز مشهدی داشته و دارم، بر اين باور بوده ام كه اگر قابل و لايق خدمتگزاری به مردمی چنين بزرگوار باشم و اين امكان خدمتگزاری مقبول و مورد پسند مردم گردد، مرزهای منطقه ای در اين گزينش آنچنان استوار نخواهد بود و اين تجربه ای است كه طی سال ها فراز و نشيب زندگی در ميان مردم در تمام لحظات پيروزی و شكست درك نموده ام.

آيا خود را نماينده قشر ورزشكار در شورای شهر می دانيد؟

نه تنها من بلكه تمامی اعضای ديگر شورا بايد خود را نماينده دختر و پسر، ورزشكار و ورزشدوست، بزرگسال و خردسال، مرد و زن و حتی مسلمان و غيرمسلمان ساكن در شهر تهران بدانند. خدمتگزاری با لحاظ حوزه وظايف اعضای شورای شهر به گونه ای است كه موظف به پرداختی ساختاری نسبت به موضوعات و مسائل شهر تهران می باشند و چون بايد يك مجموعه را به لحاظ مغزافزاری، نرم افزاری و سخت افزاری مورد مطالعه قرار دهند، هر حركتی اصولی و كارشناسانه ايشان عموم مردم را با لحاظ نسبت های متفاوت درون جمعيتی در بر می گيرد. يكايك اعضای شورای شهر بايد پاسخگوی افرادی كه براساس اعتقاد دينی و يا مسئوليت ملی در انتخابات شركت نموده اند و افرادی كه با عدم حضور خود در انتخابات خودآگاهی را نوعی ديگر پيام رسانی نموده اند باشند. شايد تخصص های مختلف تك تك افراد حاضر در شورای شهر امكان اثر گذاريشان را در حوزه هايی خاص بيشتر نمايد اما اين به معنی توجه و يا نمايندگی قشری ويژه نيست. يكايك اعضای شورای شهر در مقابل تمامی گره های فراوان امروز تهران بزرگ كه بعضا پيوند خورده با معضلات كلان مملكتی نيز است مسئول هستند. لازمه حضور مثبت و خادمانه اين اعضا ارزيابی صحيح از مشكلات، نظريه پردازی واقع بينانه و تعامل و همكاری اثباتی با ديگر دستگاه های اجرايی در جهت پياده نمودن طرح های خود است.

رويه شما در شورای شهر به كدام سمت و سو گرايش دارد، سياسی، ورزشی، اجتماعی و...؟

شورای شهر مجموعه و نهادی مردمی است كه به عقيده من كاركرد اجتماعی آن شاخص ترين كاركرد آن است و مسائل مختلف فرهنگی، عمرانی، بهداشتی، خدماتی، رفاهی، ورزشی و. . . را می توان با رهيافتی اجتماعی و جامعه شناختی در بستری اصولی و آگاهانه هدايت كرد. بنده هيچ گاه حتی در دورانی كه به طور جدی با ورزش قهرمانی درگير بودم نتوانسته ام ورزش را تنها از زاويه و ديدگاه ورزشی صرف مورد توجه قرار دهم. بلكه به عقيده من ورزش به خصوص در جامعه ای با سوابق اجتماعی و فرهنگی ايران مقوله ای تربيتی است كه اين شاخصه را با نظام تربيتی جامعه و ساماندهی فرهنگی و اجتماعی، پيوند می دهند. اين كه بخواهيم ورزش را موضوعی جداگانه از ديگر موضوعات اجتماعی، سياسی يا فرهنگی بدانيم نگاه عالمانه ای نخواهد بود. بيشتر عوامل شكاف زا در حوزه فرهنگ و جامعه زمانی دارای اقتدار و اثرگذاری می شوند كه جريان های فرهنگ ساز، الگوپرور و تربيتی يك اجتماع را از انسجام و همراهی با يكديگر از مبنايی قانونمند و مقبول جامعه فاصله بياندازند و جامعه را دچار سرگردانی و يا به روايتی آنومی بنمايند، امروز هيچ تفكر منبسط و عميقی نمی تواند گره های زيرين ورزش، فرهنگ، سياست، اقتصاد و جامعه را در تدبير و طراحی های پايه ای و اصولی خود ناديده بگيرد.

به نظر شما شورای شهر بهتر است كداميك از مقوله های ورزش را بيشتر مدنظر قرار دهد، قهرمانی يا همگانی؟

نگاه شورای شهر به ورزش بايد بر پايه توسعه ورزش همگانی و تعميم ورزش در جهت جذب اقشار مختلف در رده های سنی متفاوت باشد. سالم سازی، نشاط آوری و ايجاد شادابی اجتماعی توام با كاهش اضطراب ها و استرس های روحی و روانی در جامعه محصول توجه كارشناسانه به موضوع فوق است. چنين حركت اصولی كه امكان رشد و توسعه كمی و كيفی ورزش را با اتكا به زيرساخت های فرهنگی ورزشی فراهم می كند، ارتقای كمی و كيفی در ورزش قهرمانی را نيز فراهم می نمايد. از آنجا كه كليه كشورهای صاحب ورزش حتی سيستم های كشف و جذب حوزه قهرمانی خود را بر پايه توسعه بستر عموميت بخشی به ورزش استوار می سازند، لازم است براساس ديدگاهی قاعده مند به بحث مذكور، نهادها و ارگان های مرتبط با سيستم قهرمانی، سيستم توسعه ورزش همگانی و حتی سيستم نظام تربيتی جامعه، با تعريفی مشخص مسئوليت های شفاف و به لحاظ اجرايی الزام آور را در سازماندهی تشكيلات خود عهده دار گردند.

چگونه می توان از تشكيل باشگاه های ورزشی به عنوان يك نهاد مردمی و عامل اصلی شكوفايی ورزش حمايت كرد؟

تشكيل باشگاه های فرهنگی ورزشی، امكانات اقتصادی، علمی، آموزشی و تداركاتی خاص خود را می طلبد كه هنوز چنين نهادی به طور مشخص در مجموعه های دولتی و غيردولتی ايران از تعريفی متعارف برخوردار نيست. اين كه بايد باشگاهی فرهنگی ورزشی وجود داشته باشد كه به عنوان ابزارهای جدی در سالم سازی اجتماع و تقليل و كنترل آسيب های اجتماعی عمل نمايد، غيرقابل ترديد است. ولكن تشكيل چنين نهادهايی، حمايت ها و امكانات خاص خود را می طلبد تا ضمن توسعه آگاهانه نسبت به سياست های اصلی داخلی اين باشگاه ها در زمينه های فرهنگی و ورزشی و همچنين پشتوانه اقتصادی آنان نظارت و حمايت كامل صورت پذيرد.

از برنامه هايتان در زمينه فرهنگی، ورزشی برای ابرشهر تهران بگوييد؟

شورای شهر تهران در تلاش است تا با مطالعه و بررسی دقيق بر وضعيت پراكنش جمعيتی در تهران و همچنين فراوانی، امكانات ورزشی، فرهنگی، هنری و آموزشی در اين كلان شهر با اولويت بندی نواحی و مناطق براساس تنوع آسيب ها و آلودگی های اجتماعی در سياست گذاری های خود شرايطی را فراهم نمايد كه تخصيص بودجه و امكانات در تهران بزرگ مبتنی بر نيازهای علمی و واقعيت های اجتماعی باشد. به طور قطع هدايت امكانات و تسهيلات ورزشی و فرهنگی در جهت عموميت بخشی و جذب گروه های مختلف فرهنگی و اجتماعی چه به لحاظ طبقاتی و چه از لحاظ سنی خواهد بود. در صورت اعمال اين سياست از دل اين جذب وسيع حتی در شرايطی نسبی ارتقای ورزش قهرمانی را نيز شاهد خواهيم بود.

سال های زيادی از عمر شما در عرصه مسابقات كشتی گذشته است. فكر می كنيد تا چه حد تجربيات سال های قهرمانی در عرصه سياست كارآيی خواهد داشت؟

در عالم كشتی آموخته ام كه انديشيدن، تحمل، قاعده مند بودن و مردانه مبارزه كردن شايد تعداد صعود به سكوهای قهرمانی را گاهی نسبت به حقيقت شايستگی های يك فرد كاهش دهد اما اوج گيری ظاهری را از بی محتوايی و ناپايداری هايی كه فراوان شاهد آن هستيم رها می سازد. سكويی كه همراهی دل های مردم را با خود نداشته باشد گر چه به ظاهر بلندی و بالايی دارد و قابل احترام است، اما بزرگی آن از سقف ارتفاع سكوی قهرمانی فراتر نمی رود. ماندگاری در دنيای قهرمانی زمانی معنا می يابد كه از دل های مردم مدال خويش را دريافت كنی نه از دست... به اعتقاد من شورا و يا هر عرصه ديگری كه مجال امتحان و پاسخگويی به مردم را فراهم می كند نيز زمانی قابل اعتنا و صاحب اصالت است كه تنها خود را در مقابل آحاد مردم مسئول بداند و نيز در مقابل خدای مردم جوابگو. شايد در روزگار هميشه ناجوانمرد عالم سياست حفظ چنين اعتقاداتی تاوان ها و هزينه های سنگينی داشته باشد و اصلا كمتر وجودی را می بينم كه حضورش در اين عرصه ها او را از ميان مردم جدا نكرده و عادت خرقه پوشی مسئول بودن را چون ديداری ميان او و مردم قرار نداده باشد اما به قول حافظ:

حافظ آن خرقه بيانداز مگر جان ببری

كاتش از خرقه سالوس و كرامت برخاست

برنامه آينده رسول خادم چيست، نمايندگی مجلس، رياست جمهوری يا...؟

رسول خادم می خواهد فقط همان رسول خادم بماند. در اين رسول خادم بودن كه خودش بيش از همه نواقص و كوچكی های فراوانش را درك می نمايد و بدان واقف است محبت خالصانه و عطوفتی بی واسطه از مردمی را می توان درك كرد كه عليرغم دردها و مشكلات فراوانی كه امروز لحظه به لحظه فكر و روحشان را آزار می دهد لحظاتی را در برخوردهايی سراسر صميميت با او سپری می كنند. به طور قطع رسول خادم هيچ كس جز رسول خادم نخواهد بود و نيز نمی خواهد كه باشد و در هر مقام و جايگاهی افتخار خدمت گزاری به مردم را بيابد، كوچكی هميشگی خود و بزرگواری مستمر مردم را فراموش نخواهد كرد. به قول فروغ فرخ زاد:

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پايان راه ناپيداست

من به پايان دگر نينديشيم

كه همين دوست داشتن زيباست


سهيلا قاسمی

ورزش و فاشيسم

ابزارگرايی ورزش با روی كار آمدن دولت های توتاليتر به اوج می رسد. فاشيسم ايتاليا اين ابزارگرايی را با افراط در فوتبال آغاز كرد. همچنان كه اينياسيو رامونه، سردبير لوموند ديپلماتيك می گويد فاشيست ها فكر می كنند كه فوتبال امكان می دهد جمعيت قابل توجهی در اين فضای موافق گرد هم آيند، فشار بسياری تحمل كنند و غليان های ملی و احساسات جمعی بسياری به وجود آورند. رژيم فاشيست به ورزشكاران ايتاليايی امكان می دهد در صحنه های بين المللی حاضر شوند. در سال های دهه 20 و ،30 استاديوم هايی در تمامی ايتاليا ساخته شدند. به عنوان مثال بنيتو موسولينی استاديومی با نام خود در تورين ساخت كه ظرفيت پنجاه هزار نفر داشت. نقطه اوج اين مسئله سال 1934 و زمانی بود كه ايتاليا دومين جام جهانی فوتبال را سازماندهی كرد و برای تبليغ آن تصوير فوتباليستی با دست های باز را طراحی كرد. رئيس فدراسيون فوتبال ايتاليا به نام ژنرال واكارو اعلام كرد كه هدف نهايی اين سازماندهی نشان دادن ايده آل فاشيسم ورزشی در سراسر جهان است. ايتاليا قهرمان اين جام شد. پس از اين پيروزی روزنامه ايل مساجرو نوشت: «با افراشته شدن پرچم سه رنگ ايتاليا در بالاترين نقطه استاديوم، مردم احساس می كردند كه در زيباترين ورزش جهان از همه دنيا پيشی گرفته اند و در اين لحظه بود كه پيروزی بزرگ آنها كه ثمره تلاش زيادشان بود، موجب شد كه نسبت به رهبرشان ادای قدرشناسی كنند. به نام موسولينی تيم ما در فلورانس، مادريد و رم به نبرد پرداخت تا عنوانی جهانی را فتح كند. »

نازيسم به تقليد از رژيم موسولينی پرداخت. به زودی هيتلر هم متوجه منافعی شد كه ورزش می توانست برايش به ارمغان آورد. او در «نبرد من» می نويسد: «ميليون ها نفر به سمت ورزش كشيده می شوند. اين احساس با عشق به وطن همراه است. اين روحيه تهاجمی ورزشی می تواند طی دو سال تغيير شكل داده و به يك ارتش كامل تبديل شود. » سازماندهی بازی های المپيك 1936 در آلمان صورت گرفت (اين تصميم پيش از به قدرت رسيدن هيتلر گرفته شده بود). نازی ها از اين فرصت غيرمنتظره استفاده كردند (در شرايطی كه آلمان در عرصه بين المللی منزوی شده بود) تا قدرت ايدئولوژی خود را به همگان نشان دهند. فانك، دستيار كوبلز می گويد: «بازی های المپيك فرصتی برای تبليغ به دست می دهند كه هيچ فرصتی در تاريخ جهان امكان آن را فراهم نكرده است. » بازی های المپيك برلين موفقيتی بين المللی بود كه به رژيم نازی امكان داد قدرت خود را به واسطه جشن های باشكوه و پيروزی های متعدد ورزشكاران آلمانی به معرض نمايش بگذارد. اين موفقيت مقدمه فتح های نظامی او شد.

ورزش به عنوان ابزار

پس از جنگ جهانی دوم، شكست فاشيسم و نازيسم به منزله پايان ابزارگرايی ورزشی نبود. از سال ،1948 اريك هونكر كه در آن زمان دبير كل حزب كمونيست RDA بود، اعلام كرد: «ورزش فقط هدفی برای خودش نيست و وسيله ای است برای رسيدن به اهداف ديگر». ورزش همانند طبلی پرطنين برای قدرت های بزرگ است و به دولت های بسياری امكان می دهد تا به مشهوريت در عرصه های بين المللی دست يابند. همچنين با افزايش پوشش رسانه ای ورزش، سياسی شدن آن نيز بيشتر شده است. كشورهای بلوك شرق و روسيه نيز از ورزش و موفقيت های ورزشی به عنوان ابزار استفاده می كردند. اين پيروزی های ورزشی زمينه موفقيت های بزرگ تری بودند. حزب های جوانان تاسيس شدند و نبردهای ورزشی ای ترتيب دادند كه به منزله تبليغی عظيم بودند. به گفته اينياسيورامونه رژيم های استالينی از تسليم شدن در برابر بدترين انتخاب ها ترديدی به خود راه نمی دادند: رام كردن، تطبيق با شرايط و دوپينگ برای قهرمان پروری و برافراشتن پرچم های سياسی خود اصلی ترين هدف آنها از پرداختن به ورزش بود. پس از بازی های المپيك مونيخ در سال ،1972 پراوادا نوشت: «پيروزی های بزرگ اتحاديه شوروی و كشورهای دوست و برادر دليل روشنی هستند بر اين ادعا كه سوسياليسم سيستمی است كه با فعاليت های جسمی و روحی بشر كاملا انطباق دارد. »

اتحاديه جماهير شوروی و آمريكا در شرايط جنگ سرد به كمك ورزشكاران نوعی جنگ به راه انداختند. جرارد فورد رئيس ايالات متحده آمريكا در سال 1974 اهداف آمريكايی را به اين شكل بيان كرد: «آيا توجه كرده ايم كه رقابت های پيروزمندانه با ساير ملت ها تا چه حد اهميت دارند (. . . ) آمريكايی ها با توجه به رهبر بودنشان بايد جايگاهشان را به دست آورند (. . . ) با توجه به آنچه كه ورزش به دولت ها عرضه می دارد، يك موفقيت ورزشی می تواند برای ملت ها به منزله يك پيروزی نظامی باشد. » جزيره كوچك كوبا هم منافع سياسی و ايدئولوژيكی ورزش را درك كرده است موفقيت كوبايی ها در عرصه های مختلف ورزشی می تواند نمايشی از رژيم فيدل كاسترو در برابر تحريم های آمريكا باشد.

روشی برای رسيدن به شهرت

شركت در مسابقات مهم و مهم تر از آن سازماندهی يك رويداد ورزشی در سطح بين المللی (مثل بازی های المپيك يا جام جهانی فوتبال) می تواند به رژيم های ديكتاتور و مستبد امكان دهد تا به نوعی مشروعيت يابند.آرژانتين ژنرال ويدلا با سازماندهی جام جهانی 1978 توسط جامعه جهانی به رسميت شناخته شد. بازی های المپيك مونيخ 1972 هم به ويلی براندت و سوسيال دموكرات ها امكان داد تا به كمك بازی های برلين، آلمانی دموكراتيك و به دور از شياطين سابق آن را پيش برانند. نمونه ديگری نيز كه ذكر آن لازم به نظر می رسد مسئله آفريقای جنوبی است كه در سال 1996 برای اولين بار جام ملت های آفريقا را ميزبانی كرد. هدف آنها اين بود كه به جامعه آفريقا ملحق شوند. حسن دوم با نااميدی بسيار كوشيد تا يك جام جهانی فوتبال را ميزبانی كند. مراكش هم كه در تلاش بود رهبری جهان عرب را به دست بگيرد، ميزبانی رويدادهای مهمی مثل بازی های مديترانه ای يا بازی های اتحاديه اعراب را سازماندهی كرد. در هر رويداد مهم ورزشی كه شكل می گيرد، كشورهای متعدد و در اصل قدرت های بزرگ و دولت هايی كه می خواهند خود را اثبات كنند، نامزدی خود را اعلام می كنند و تسليم نبردی واقعی می شوند.


مناظره يا. . .

اكبر غمخوار، مديرعامل باشگاه پيروزی آمادگی خود را برای انجام مناظره ای با امير عابدينی مديرعامل سابق باشگاه پيروزی در محل خبرگزاری دانشجويان ايران اعلام كرد. به گزارش ايسنا، اكبر غمخوار عصر يكشنبه طی تماس تلفنی با خبرگزاری دانشجويان ايران، آمادگی خود را برای برگزاری اين مناظره اعلام كرد. امير عابدينی نيز در گفت وگويی كوتاه با ايسنا، پيشنهاد مديرعامل باشگاه پيروزی (پرسپوليس) مبنی بر انجام مناظره در محل دفتر خبرگزاری دانشجويان ايران را پذيرفت كه براين اساس و با موافقت طرفين اين مناظره طی هفته آينده در محل اين خبرگزاری برگزار خواهد شد.

حضور مشترك كره شمالی و جنوبی در المپيك 2004 آتن

دو كشور كره شمالی و جنوب قصد دارند كه در رقابت های المپيك سال آينده در آتن، با تيمی مشترك در صحنه ظاهر شوند. در حال حاضر مسئولان فدراسيون های ورزشی دو كشور، در مادريد مشغول انجام مذاكرات با اعضای كميته بين المللی المپيك هستند. جالب توجه اين كه كره شمالی و جنوبی درصددند كه در رشته های تيمی نيز از جمله فوتبال، بسكتبال و يا تنيس روی ميز، با چهره ای مشترك وارد ميدان شوند.

استاد در راه شاگرد

مسابقات وزنه برداری قهرمانی پيشكسوتان ايران كه در مجموعه ورزشی 22 بهمن شيراز جريان دارد، عصر روز شنبه پيگيری شد و چند ركورد جديد جهانی ديگر از سوی وزنه برداران كشورمان به ثبت رسيد.در پيكارهای عصر روز شنبه كرامت اولاد وطن از اردبيل در دسته 85 كيلوگرم رده سنی 49-45 سال با حد نصاب مجموع 5/252 كيلوگرم ركورد جديدی به نام خود ثبت كرد. ركورد جهانی اين دسته با 235 كيلوگرم در اختيار اين وزنه بردار آمريكايی بود كه در رقابت های وزنه برداری پيشكسوتان جهان در سال 2002 در ملبورن استراليا به ثبت رسيده بود. اولاد وطن 5/17 كيلوگرم ركودشكنی كرد. اولاد وطن اولين مربی رضازاده است. علی نقی ربيعی وزنه بردار استان فارس در پيكارهای دسته 56 كيلوگرم رده سنی 40 تا 44 سال با رسيدن به حد نصاب مجموع 190 كيلوگرم، 5/2كيلوگرم ركورد جهانی اين دسته را كه در اختيار يك وزنه بردار آلمانی بود، بهبود بخشيد. لهراسب بهروزی از فارس و حبيب جعفرزاده از تهران در دسته 85 كيلوگرم رده سنی 40 تا 44 سال با دست يافتن به حد نصاب های مجموع 5/267 و 265 كيلوگرم به ترتيب 20 و 17/5 كيلوگرم ركورد جهانی اين دسته را كه در اختيار وزنه برداری از اوكراين بود، ترقی دادند. اردشير شمسی وزنه بردار اهل خوزستان در دسته 94 كيلوگرم رده سنی 45 تا 49 سال در حركت دو ضرب اين دسته با زدن وزنه 5/152 كيلوگرم، 5/1 كيلوگرم ركورد جهانی اين حركت را كه در اختيار وزنه برداری از اوكراين بود، شكست. رمضان شيرخانی وزنه بردار دسته 69 كيلوگرم رده سنی 59-55 كيلوگرم با حد نصاب مجموع 190 كيلوگرم، 5/2 كيلوگرم ركورد جهانی اين دسته را كه در اختيار وزنه برداری از استراليا بود، ترقی داد.

باز هم سعد قزافی

«سعدی معمر قذافی» فرزند رهبر ليبی اعلام كرد: قصد دارد خود را برای رياست كنفدراسيون فوتبال آفريقا نامزد كند. به گزارش روز يكشنبه تلويزيون قطر، وی در گفت وگو با خبرگزاری فرانسه افزود: من اين موضوع را با روسای فدراسيون های كشورهای مختلف اين قاره در ميان گذاشته ام و اكثر قريب به اتفاق آنان ضمن استقبال، در انتخابات آتی قول حمايت از من را داده اند. انتخابات رياست كنفدراسيون فوتبال آفريقا در حاشيه جام ملت های اين قاره در سال 2004 در تونس برگزار خواهد شد. «اسماعيل بوتو» از كشور بوتسوانا تاكنون تنها نامزدی است كه برای شركت در انتخابات كانديدا شده است و تاريخ ثبت نام در سپتامبر سال جاری به پايان می رسد. در حال حاضر «عيسی حياتو» از كامرون رياست كنفدراسيون فوتبال قاره سياه را به عهده دارد.

مرگ بر اثر انفجار

در حادثه عمليات انتحاری جمعه شب گذشته هتلی در شهر دارالبيضاء مراكش، بازيكن سابق تيم فوتبال رجای كازابلانكا هم در ميان كشته شدگان ديده شده است. به گزارش خبرگزاری فرانسه از كازابلانكا «عبداللطيف بغار» بازيكنی است كه در اين حادثه در دم جان سپرد. عبداللطيف بغار در سال های 1977 و 1982 همراه با تيم رجای كازابلانكا به مقام قهرمانی جام حذفی باشگاه های مراكش رسيد.

كان همچنان پرطرفدار

به دنبال اعلام تمايل «اوليور كان» دروازه بان تيم فوتبال بايرن مونيخ به ترك اين تيم، «اولی هوينس» مديرعامل باشگاه هم مخالفت خود را با اين تصميم بازيكنان اعلام كرد و گفت كه به هيچ قيمتی اجازه ترك او را از تيم نمی دهد. به گزارش خبرگزاری فرانسه از مونيخ، هوينس شنبه شب در حاشيه ديدار تيم های بايرن مونيخ ـ اشتوتگارت در هفته سی و سوم مسابقات قهرمانی باشگاه های آلمان، در خصوص موضوع علاقه اوليور كان برای ترك بايرن مونيخ گفت: كان تا سال 2006 با بايرن قرارداد دارد و من با او راجع به هر موضوعی حاضر به مذاكره هستم به جز انتقال. اوليور كان با بايرن مونيخ تا تاريخ 30 ژوئن 2006 قرارداد دارد و باشگاه به او پيشنهاد كرده است كه بعد از پايان اين مدت، در كادر تشكيلاتی تيم مشغول به كار شود. كان 33 ساله جمعه گذشته مطرح كرده بود كه تا قبل از به سر آمدن مدت قراردادش بايرن را ترك خواهد كرد. او گفته بود: تصورم اين است كه به هر آنچه كه می خواستم رسيده ام و ديگر فكر می كنم جايی برای پيشرفت بيشتر ندارم. متعاقب اين اعلام، كارل هاينتس رومنيگه رئيس باشگاه هم مخالفت خود را با خواست كان برای ترك تيم اعلام كرد و گفت كه به هيچ قيمتی حاضر به فروش دروازه بان ارزشمند خود نيست. رومنيگه گفته بود كه حتی اگر 15 پيشنهاد جالب توجه هم دريافت كند، كان را نخواهد فروخت. كان پيش از اين هم به شماره 17 مه نشريه بيلد آلمان گفته بود: من در بايرن مونيخ به همه افتخارات ممكن رسيده ام و ديگر انگيزه ای برای پيشرفت بيشتر در خود نمی بينم. كان سال گذشته عنوان بهترين دروازه بان جهان را از سوی فدراسيون بين المللی فوتبال «فيفا» دريافت كرد.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو