Persian Archive

• بهترين ژورناليست
• شكاف در آفريقا
• وزير بازرگانی و خاموشی
• گاز ايران در پايانه غرب هند
• خودروهای هيدروژن سوز
• بازده 40 درصدی نيروگاه های گازی


اميرحسين مهدوی - بهمن احمديی عمويی: چطور بعد از اينكه عكسی در روزنامه تان زديد كه عكس مستهجنی محسوب می شد روزنامه تان را تعطيل نكردند. اما روزنامه های ديگر را به جرم های كمتر از آن در رابطه با همان عكس ها می بندند. . .

حالا اينكه نبستند من نمی دانم برای چه نبستند. نگاه كردند كه روزنامه ما اقتصادی است. قرار 5 ميليون تومانی صادر كردند و همان موقع. . .

اما برای بقيه قرارهای سنگين تری صادر می كنند؟

برای يك عكس. بعد هم حتما دادگاه يا قاضی تشخيص داده روزنامه ای كه امتياز آن يا مديرمسئول آن همسر من است، يقينا چنين عكسی تعمدا چاپ نمی شود. . .

خيلی روزنامه های ديگر هم بودند.

يكی را بگوييد.

فراوان است. آن قدر بسته شده است كه الان حضور ذهن ندارم. اما به بهانه عكس های مستهجن و جلوگيری از جرم و هزار تا از اين كارها بوده است.

شما داريد يك كار غيرژورناليستی می كنيد يا يك كار ژورناليست حرفه ای. حرف غيرحرفه ای می زنيد. هيچ گاه نبايد به كسی بگوييد چرا تو را نمی گيرند بايد سوال كنيم چرا آنها را می گيرند.

آن هم حرفی است. اما اين را هم می پرسيم.

ممكن است ما آدم زبل تر و زرنگ تر و آگاه تری باشيم و بتوانيم درست مانور و قشنگ بتوانيم جواب بدهيم. . .

و ممكن است لابی های بهتری داشته باشيد.

آن هم ممكن است. اين هم اولين بار نيست كه اين اتفاق افتاد.

بله من هم چون اولين بار نيست، پرسيدم.

در فرهنگ ما هميشه اين طور است. يعنی تا می بينند يك نفر موفق می شود فورا چنين چيزهايی به او می بندند.

به عنوان يك روزنامه نگار حرفه ای به هر حال روزنامه های مهم اقتصادی دنيا را هم نگاه می كنيد. ما روزنامه نگاران فكر می كنيم كه نوشته هايمان و توليد اخبار و گزارش هايمان برای مردم خواندن دارد و احتمالا خودمان سوژه جالبی برای مردم نيستيم. شما فكر نمی كنيد در روزنامه خودتان شما داريد به سمتی می رويد كه سوژه اول روزنامه تان هستيد؟

همان طور كه گفتم سه مجله، سه روزنامه و چندين روزنامه كه مابين اينها بوده است كه برندهای مختلف را داشته، اداره كرده ام. ما از اين نظر احساس ناامنی می كنيم. حالا هم داريم دو تا برند را همزمان بالا می كشيم. يكی ايرج جمشيدی و يكی هم آسيا. الان هر جا كه صحبت است از اين دو تا است.

بحث من روی همين حجم اخبار ملاقات های شما، سفرهای شما كه در روزنامه منتشر می شود و. . .

ما يك بار سفرمان را در نشريات گذاشتيم در تمام 32 سال كار حرفه ای ام و ديدار با سفرا را هم گذاشتيم.

مثلا همين امروز يك خبر كوتاه در مورد آژانس خبری روسيه گذاشتيد كه با آنها ديدار هم كرده ايد و با عكس و تفصيل...

بله. به نظر من خيلی مهم است. اصلا من خودم را از فلان وزير مهم تر می دانم. چرا ما خبرهای او را می زنيم مال خودمان را نزنيم. نماينده خبرگزاری روسيه به اينجا آمده و درخواست همكاری و مبادله خبر كرده و به توافق هم رسيديم. سه خط خبر در صفحه هشت گذاشتيم. كجای اين ايراد دارد.

و تمام اعضای هيأت دولت و نمايندگان و خيلی از سفرای خارجی هم به روزنامه های ديگر آمده اند و از هيأت تحريريه هم بازديد كرده اند اما خبری را منتشر نكرده اند.

نمی توانند بكنند چون مال آنها نيست. اين روزنامه مال من است. آن روزنامه مال بيت المال است.

پس چون مال خودتان است دلتان می خواهد اين كار را بكنيد. اين طبيعی است.

بله. دلم می خواهد اين كار را بكنم.

شما معيار روزنامه نگاری تان چيست كه می گوييد بقيه ژورناليست نيستند و شما ژورناليست هستيد؟

برای اينكه مصاحبه های من از مصاحبه هايی كه شما می كنيد بهتر است. اخباری كه من می زنم بهتر است.

اين كلمه بهتر يعنی چه؟

يعنی موثرتر است. مخاطب زيادی دارد.

موثر بودن را از كجا می توان فهميد؟

برای اينكه من مرتب تماس دارم.

شما يك نفر را برای رئيس بانك مركزی معرفی كرديد و كس ديگری شد.

كی گفتيم. . .

شما به عنوان تحريريه آسيا گفتيد نظر ما اين است كه فلانی بهترين است.

بله. می توانيم اظهارنظر كنيم.

اما اظهارنظر با موثر بودن تفاوت دارد.

می تواند هم نكند.

تا حالا روی كجا اثر گذاشتيد يكی را برای من مثال بزنيد.

در بورس.

در بورس چكار كرديد؟

زمان جنگ ما نگذاشتيم نرخ ها پايين بيايد.

شما نگذاشتيد؟

بله. ما. . .

در زمان جنگ كه روزنامه شما تعطيل بود؟

پيش و پس از جنگ چنين كاری كرديم.

پيش و پس از جنگ روزنامه شما تاثيری نداشته است.

يعنی شما پيش از جنگ و پس از جنگ را قبول نداريد.

پيش از جنگ و پس از جنگ را قبول داريم، بحث بر سر موثر بودن روزنامه. . .

در اين 6 ماه، آمريكا می گفت ما می خواهيم حمله كنيم.

بله، اما من فكر می كنم پيش از جنگ و پس از جنگ روزنامه شما نه تنها تاثير نگذاشت بلكه تصميماتی بود كه توسط مقامات بالاتر گرفته شده است و هيچ ربطی هم به كار و عملكرد شما نداشته است، مردم از نظر روانی. . .

حالا ما اين طور خيال می كنيم مگر ايرادی دارد.

اگر خيال می كنيد كه يك امر ديگر است. اما ما اثر عملی اش را می گوييم. شما داشتيد معيارهای بهتر بودن را می گفتيد غير از موثر بودن، ديگر چه معياری داريد؟

من يك نكته را بگويم الان حدود 43 روزنامه در ايران منتشر می شود و همه روزنامه ها بلااستثنا كاهش تيراژ دارند ولی فقط آسيا است كه افزايش تيراژ دارد.

شما تيراژتان را نمی گوييد. همين طوری داريد برای خودتان دليل می آوريد و استدلال می كنيد؟

شما هم تيراژ خودتان را بگوييد.

شما تيراژتان چقدر است. من دارم از شما سوال می كنم؟

من می گويم افزايش داريم، مرتب هم افزايش داريم.

اين افزايش چقدر است؟

ما چهارمين روزنامه ايران هستيم.

اين را چند بار گفتيد. سوال من اين است؛ نسبت به روز اولی كه روزنامه تان را راه انداختيد تا الان تيراژتان چند درصد بالا رفته است؟

الان كه آمار تا پايان اسفند را گرفتيم نسبت به اسفند 1380 درصد افزايش تيراژ رشد بالايی داشتيم.

اسفند 80 تيراژتان چه قدر بوده است.

تيراژ را اعلام نمی كنيم چون نمی خواهيم به شما دروغ بگوييم.

من كه نگفتم دروغ بگوييد. حقيقت را بگوييد.

راستش را هم نمی خواهيم بگوييم.

دليل آن چيست؟

چون روزنامه های ديگر هم نمی گويند.

ما آماری داريم كه آخرين آمار موجود است. كل روزنامه های كشور در روز تيراژ حدود دو ميليون است كه نيمی از آن جام جام و همشهری هستند و پس از آنها ايران قرار دارد. روزنامه ياس نو كه ارگان حزب حاكم كشور است هم...

چندان افتخارآميز نيست روزنامه خود را كنار جام جم بگذارند. . .

براساس همين آمارهايی كه شما آنها را تأييد كرديد، روزنامه آسيا هم 16 هزار تا تيراژ بيشتر ندارد. می خواستم ببينم از آن 62 هزار تايی كه گفتيد در اخبار داشتيد چطور شد كه به 16 هزار تا رسيد و آيا اين يك نوع موثربودن و افتخارآميز عمل كردن است؟

يعنی شما الان منكر تيراژ خوب ما هستيد؟

نه من منكر نيستم. گفتيد زمانی 62 هزار تيراژ داشتيد. در اين سال ها هم برند آقای جمشيدی تقويت شده و هم برند آسيا. چرا از 62 هزار به 16 هزار رسيديد؟

16 هزار تا را از كجا آورديد. 62 هزار تا را از كجا آورديد؟

خودتان گفتيد كه 62 هزار تيراژ در زمانی كه روزنامه اخبار را درمی آورديد داشتيد آن هم به خاطر ويژه نامه ای كه شما درمی آورديد.

آن مال اخبار اقتصاد بود و شش هفت سال قبل.

من هم همين را می گويم. در شش هفت سال قبل. حالا كه به عنوان چهارمين روزنامه پرتيراژ كشور درآمده ايد بايد 16 هزار تيراژ داشته باشيد.

نمی دانم اگر شما فكر می كنيد 16 هزار تا داريم پس افرادی كه به روزنامه آگهی می دهند ديوانه اند، يا باج بده هستند.

اگر تيراژتان 16 هزار تا است داريد از آن ها باج می گيريد؟

شما داريد آنها را به باج دهی متهم می كنيد.

نه من می گويم اگر 16 هزار تا است آنها به شما باج می دهند؟

نمی دانم. آيا بايد بدهند. از آنها بپرسيد.

شده كه سازمان يا وزارتخانه ای تهديد شوند به اينكه آگهی بدهند و اگر ندهند تخريب می شوند.

تاكنون اين كار را نكرده ايم.

در مورد بانك سپه روزنامه كيهان خبرش را منتشر كرد.

شما دوباره برويد به كيهان مراجعه كنيد.

در مورد بهتر بودن صحبت می كرديد. غير از موثر بودن ديگر چه معياری به عنوان بهتر بودن يك ژورناليست می توانيد بگوييد؟

تنوع دارد. توليد بالا دارد و صفحات بالا دارد.

توليد بالا يعنی چه؟

توليد خبر و مطلب.

روزنامه های ديگر هم توليداتشان در همين حد است و شايد هم بيشتر.

ورق بزنيد ببينيد. شما اينجا را ببينيد. مطلب دو ستونی فقط در 8 صفحه اول داريم. چهار هشت تا 32 تا. كدام روزنامه اين همه ستون دارد.

روزنامه های ديگر هم در صفحه دو روزی چهار ستون يادداشت می دهد. الان مدير روابط عمومی فلان شركت هم برای شما يادداشت می نويسد اينكه ملاك نيست.

هيچ روزنامه ای الان چهار ستون يادداشت ندارد.

شما يادداشت نوشتن را معيار ژورناليست بودن می دانيد؟

ما می گوييم يكی از ويژگی های ما اين است. معيار را نمی گويم. شما پرسيديد چه نوع توليدی داريد.

نه سوال من اين بود كه شما گفتيد من بهترين ژورناليست هستم. گفتم معيار شما برای بهترين ژورناليست بودن چيست. اين بهترين را توضيح بدهيد. گفتيد موثرتر هستيم. روی موثر بودن كه جواب قانع كننده ای نشنيديم. پرسيدم غير از آن، در معيار بهتر بودنتان چه معياری داريد كه خود را بهترين ژورناليست می دانيد.

من هر چيزی كه تأسيس كردم در نوع خودش بالاترين و بهترين بوده است. از مجله ای كه قبل از انقلاب تأسيس كردم تا مجله جمهوری و مجله آرمان و. . .

آنها را چون ما نبوديم نمی توانيم بگوييم اينهايی كه بوده ايم و ديديم بگوييد.

آنهايی كه شما ديديد روزنامه اخبار اقتصاد، روزنامه ابرار اقتصادی و روزنامه آسيا است. حالا صحبت شما چيست؟

شما گفتيد من بهترين ژورناليست هستم می خواهم بدانم معيار بهترين ژورناليست به نظر شما چيست؟

گفتم در وضعيت موجود در مطبوعات و در مقايسه با شما و روزنامه های ديگر خودم را ژورناليست بهتری می دانم.

يعنی كسانی كه زير دست شما كار می كنند بيايند برای حوزه های خبری شان كار كنند و به نفع آنها خبر بنويسند و برای روزنامه شما پول بگيرند.

اگر شما چنين موردی ديده ايد بگوييد ما آنها را مجازات كنيم.

من اين مورد را زياد ديده ام.

شما يكی را به ما معرفی كنيد. ما همين جا اعلام می كنيم هر كسی چنين كاری كرده است ما علاوه بر اينكه او را اخراج می كنيم از او شكايت هم می كنيم.

شما چه منبع درآمدی داريد كه خبرنگارانتان تا يك ميليون و نيم حقوق می گيرند؟

آگهی. ما بالاترين درآمد سرانه آگهی را در تاريخ مطبوعات ايران داريم.

و منشاء جذب آن آگهی ها، خبرنگاران تحريريه هستند، در بيشتر موارد؟

اصلا. گاهی اوقات برای آگهی دادن در نوبت می مانند. چهار پنج نفر همين ديروز بودند می خواستند در صفحه اول بيايند ما اصلا جا نداشتيم.

در مورد روزنامه های ديگر هم خيلی اتفاق می افتد كه رزرو جا داشته باشند.

كدام روزنامه؟ همه خالی هستند.

برای صفحه اولشان خيلی ها اين طور هستند. آيا فكر می كنيد خبرنگاری كه شما به آنها اجازه می دهيد از كانال آنها آگهی رد شود به خاطر اينكه به قول خودتان با خودكار و خودنويس تطميع نشوند و دريافتی شان هم بالا برود و از كارشان رضايت داشته باشند می توانند از بنگاه اقتصادی و وزارتخانه ای كه آگهی می گيرند، انتقاد هم بكنند ؟

يك ژورناليست فقط وقايع را انتقال می دهد.

من هم می خواستم به اينجا برسيم. در آن وقايعی كه شما می بينيد در وزارت پست، نيرو، صنايع بازرگانی و غيره تا حالا خبرنگاران شما هيچ مسئله ای برای انتقاد كردن و هيچ نقطه كدر و تاريكی نديده اند كه منعكس كنند؟

يعنی من شخصا نديده ام.

روزنامه نگاران و روزنامه ای كه زير نظر شماست؟

بله، خيلی بوده است.

آخرين باری كه يك وزارتخانه را وادار به انتقاد كرديد و موثر بوديد كدام وزارتخانه يا نهاد بوده است؟

الان به خاطر ندارم اما مواردی داشته ايم كه حتی شكايت كرده اند.

بحث شكايت يك بحث ديگر است. من گفتم نقطه تاريكی مثلا در وزارت بازرگانی وجود داشته كه شما منعكس كرده باشيد و يا خبرنگارتان ديده باشد.

ما نديديم. شما اگر ديده ايد بگوييد ما چاپ می كنيم.

شما نديده ايد؟! پس اين چه معياری است كه گفتيد بهترين ژورناليست هستيد.

من قشنگ می بينم. فقط زيبايی ها و خوبی ها را می بينم.

نتيجه اين خوب ديدن اين می شود كه شما فقط به نفعشان حرف می زنيد و پول می گيريد.

من در زندگی شخصی ام و رفتارم با ديگران هم فقط زيبايی ها را می بينم.

يعنی شما در هيچ يك از وزارتخانه هاو نهادها هيچ چيز تاريكی نمی بينيد؟ هميشه خوبی های آنها را می بينيد و همين خوبی ها را هم منعكس می كنيد؟

من زيبايی ها را می بينم. می دانم شما، يعنی روزنامه تحت امرتان. . .

روزنامه نگار می تواند هر چيز ديگری را بنويسد. شما می توانيد بنويسيد.

شما اگر جايی ديديد بنويسيد ما چاپ می كنيم.

نه بحث من جداست. شما و روزنامه تحت امر شما؟

من فقط سفيدی ها و قشنگی ها را می بينم. اينطور چيزها را سه چهار دهه قبل گذاشته ام دربايگانی و حالا چيزهای قشنگ را می بينم.

فكر می كنيد با ديدن چيزهای قشنگ و منعكس كردن آن زيبايی ها می توانيد موثر باشيد؟

بله.

چطور می توانيد موثر باشيد. در حالی كه به عنوان مثال شما در دولت فقط خوبی های آن را می بينيد كه دارد خوب كار می شود. خوب كوپن داده اند و. . .

ديگران بدی هايش را می بينند؟

من كاری ندارم. به عنوان يك ژورناليست از شما سوال می كنم. آيا وقتی شما فقط خوبی های يك جا را ببينيد و فقط همان ها را منعكس می كنيد می توانيد روی آنها موثر باشيد.

ما از فردا مخاطبين خود را اعلام می كنيم. اصلا اعلام كرده ايم. . .

تأثيرگذاری را از جهت دادن آگهی به شما نمی گويم كه روششان عوض شود. تأثيرگذاری از اين جهت می گويم كه آيا اشتباهاتی را كه كرده اند از اين ديد خوب شما متأثر شده اند كه اشتباهاتشان را اصلاح كنند؟ در واقع اين يعنی روزنامه نگاری و موثر بودن. . .

ما مرتبا تمام وزارتخانه ها را نقد می كنيم.

آخرين انتقادی كه كرده ايد چه بوده است؟

مال آقای. . . همين امروز بوده است.

آقای. . . هر روز هست. حالا روی اسم ايشان ايرادی ندارم و اسمشان را هم در اين مصاحبه نمی آورم. اما اين همه نقدی كه هر روز می نويسند چقدر اثر گذاشته؟

اثر چی؟

شما می گوييد ما موثر هستيم.

بله. خيلی اثر گذاشته. وزرا، شخصيت ها و ديگران طرز برخوردشان طوری است كه نشان می دهند روزنامه ما را از روزنامه های ديگر جدی تر می گيرند.

شما يك گفت وگوی اختصاصی درست و حسابی و متناسب و استاندارد نداشته ايد؟

ما با آقای خاموشی گفت وگوی بلند كرده ايم.

در طول تاريخ انتشار آسيا همين يك مورد بوده است. يك بار هم تيتر يك كرديد كه آقای خرم قول گفت وگو به ما داد. روزنامه ای كه اعتبار داشته باشد وزرا بايد علاقه مند باشند كه به عنوان تريبون بيايند در آن صحبت كنند.

گفت وگوی بلندی كه شما می گوييد بايد گفت وگوگر داشته باشيد تا چنين كاری بكنيد.

كه شما آن را نداريد؟

يك نفر همكاری شان را با ما شروع كرده اند. ما الان چندين نفر را كانديدا كرده ايم. در نوبت هستند كه با آنها صحبت كنيم.

يعنی بعد از چهار پنج ماه ايشان غير از آن يك مصاحبه نتوانسته مصاحبه ديگری برای شما انجام دهد.

نخير.

پس اين چه موفقيتی در ژورناليستی است كه نتوانسته ايد چند گفت وگوگر خوب را دور خودتان جمع كنيد و يا چند گزارشگر خوب و ورزيده. . .

من اين سبك و اين گفت وگو را می گويم.

شما سبك های ديگر گفت وگو راقبول نداريد؟

قبول دارم. آن را هر روز داريم.

گفت وگوهای موثر و خوب. . .

من يك سبك گفت وگويی كه شما الان داريد انجام می دهيد را دارم كه خود من جزو يكی از بنيانگذاران اين نوع گفت وگو هستم. اين سبك را به هر كسی نمی توان داد كه انجام دهد.

بنابراين در روزنامه تان اثری از آن نيست.

بله. درست است. خانم نوشابه اميری می تواند اين كار را بكند به ايشان گفته ايم.

در مورد خوش بينی كه گفتيد هم سوالی دارم. مسئولين دولتی ما هم علاقه دارند برای پوشاندن ضعف های خود عملكرد حوزه تحت مديريت خود را خوب جلوه دهند. شما هم گفتيد كه فقط خوبی ها را منعكس می كنيد، آيا اين دروغ گفتن به خواننده نيست.

ما بايد نگاه كنيم هركدام چه مخاطبی داريم. ما مخاطب هايمان را از اين دسته گزينش كرده ايم. شما مخاطبان خود را از دسته ديگر گزينش كنيد.

پس مخاطبان شما فقط خود بنگاه داران هستند و آنها كه می خواهند حرف زيبا ولو نادرست باشد، را بشنوند.

بنگاه داران نيستند. مديران و فعالان درجه يك در بازار سرمايه، توليد و تجارت مديران رده بالا هستند. مديران رده متوسط و پايين در ميان مشتريان خود بسيار اندك داريم. اين افراد علی الاصول وقتی يك روزنامه اقتصادی را نگاه می كنند بايد اين روزنامه صفحه اولش نشان دهنده موفقيت، نشان دهنده شور و سفيدی باشد. . .

يعنی من دانشجوی اقتصاد اگر بخواهم واقعيت های اقتصاد ايران را بفهمم به آسيا مراجعه نكنم؟

نخير، ما اصلا برای دانشجو روزنامه درنمی آوريم.

و برای يك كارشناس اقتصاد چطور؟

برای يك كارشناس هم روزنامه درنمی آوريم. خوانندگان ما علی الاصول بالای 30 سال هستند. ما خواننده جوان و تازه كار و تازه به عقيده رسيده نداريم. . .

آخرش چه شد، مطالبی كه شما منعكس می كنيد در سطح واقعيت ها هست يا نه. يا فقط خوش بينی و سفيدی است كه در جامعه ما درصد كمی از واقعيت های زندگی را در بر دارد.

من دوست دارم اين يك قسمت را شما بياوريد. شيوه مصاحبه كردن شما كاريكاتوری است، از مصاحبه هايی كه من بيست يا سی سال قبل می كردم. هنوز مانده تا پخته شويد. شما با اين شيوه نمی توانيد به پاسخ معين برسيد. خواننده بايد به پاسخ برسد.


غلامرضا رضايی نصير

كنيا

توليد ناخالص داخلی: 10 ميليارد دلار

سرانه توليد ناخالص داخلی: 326 دلار

جمعيت: 2/31 ميليون نفر

رشد توليد ناخالص داخلی: 4/2 درصد

تورم: 0/2 درصد

دانيل آراپ موا، رئيس جمهور 24 سال گذشته كنيا پس از انتخاباتی كه بين دسامبر 2002 تا فوريه 2003 برگزار خواهد شد، از كار كناره گيری می كند. آيا اين پايان دوران «مرد بزرگ» در عرصه سياست كنيا است؟ با كمی خوش اقبالی پاسخ اين سوال می تواند مثبت باشد. اوضاع اقتصاد كنيا روز به روز بدتر می شود. تعداد كنيايی هايی كه در فقر به سر می برند از 52 درصد كل جمعيت در سال 1997 به 56 درصد افزايش يافته است. سرمايه گذاری بيشتر در بخش مخابرات و منسوجات و بهبود عرضه برق باعث رشد متوسط اقتصاد در سال 2003 خواهد شد، اما كمبود اعتبار و ضريب پايين اطمينان سرمايه گذاری مانعی در برابر رشد اقتصادی خواهد بود. اختلافات بين صندوق بين المللی پول و دولت كنيا به اين زودی ها حل و فصل نخواهد شد. دولت به قدر لازم برنامه های ضدفساد اداری را با شدت پيش نمی برد و خصوصی سازی شركت های مخابراتی و حمل و نقل نيز به اندازه ای كه صندوق بين المللی پول انتظار دارد، سريع پيش نمی رود. با اين همه، پيشرفت های اندكی در اين زمينه صورت گرفته است و احتمال دارد كه در اواخر سال 2003 اعطای كمك های مالی از سرگرفته شود. اوهورو كنياتا، پسر اولين رئيس جمهور كنيا، جوموكنياتا، انتخاب اول موا برای رهبری اتحاديه ملی آفريقايی كنياست. او تجربه ندارد و تنها در صورتی به مقام رياست جمهوری خواهد رسيد كه احزاب مخالف نتوانند متحد شوند.

نيجريه

توليد ناخالص داخلی: 9/44 ميليارد دلار

سرانه توليد ناخالص داخلی: 360 دلار

جمعيت: 8/124 ميليون نفر

رشد توليد ناخالص داخلی: 3/4 درصد

تورم: 5/13 درصد

در ماه آوريل 2003 انتخابات رياست جمهوری، پارلمانی و ايالتی برگزار می شود. نيجريه هرگز در انتقال قدرت از يك حكومت غيرنظامی به حكومتی ديگر موفق نبوده است. اما اين بار ممكن است وضع فرق كند، زيرا رئيس جمهور اولسگون اوباسانجو، سعی دارد برای بار دوم رئيس جمهور شود، با اين حال احتمال دخالت نظامی را نمی توان منتفی دانست. نرخ رشد اقتصادی در سال 2003 روبه افزايش خواهد نهاد. علت آن افزايش توليد نفت و سرمايه گذاری در حوزه های نفتی دريايی و پروژه های گاز است. با اين همه چيز زيادی نصيب فقرا نخواهد شد. سياست های مالی و پولی انبساطی و ضعف نرخ مبادله ارزی نرخ تورمی را دو رقمی نگه خواهد داشت. شكاف بين مسيحيان و مسلمانان در اين كشور عميق تر شده است. اجرای شريعت اسلامی كه شامل قطع عضو و سنگسار هم می شود، احتمالا بهترين مثال برای موارد اختلاف است. در حال حاضر فقه اسلامی در 12 استان شمالی كشور به اجرا گذاشته شده است و بسياری از مسيحيان معتقدند كه اين نشانه تلاش برای اسلامی كردن نيجريه است. با نزديك شدن انتخابات اجرای فقه اسلامی يكی از موضوعات داغ بحث ها خواهد بود.

آفريقای جنوبی

توليد ناخالص داخلی: 101 ميليارد دلار

سرانه توليد ناخالص داخلی: 2200 دلار

جمعيت: 9/45 ميليون نفر

رشد توليد ناخالص داخلی: 4/3 درصد

تورم: 0/6 درصد

در سال 2003 سه موضوع بر سياست آفريقای جنوبی سايه می افكند: رهبری رئيس جمهور تابو امبكي؛ تلاش برای ايجاد اشتغال و كاهش فقر؛ و يافتن كارآمدترين روش برای برخورد با اپيدمی ايدز. اختلاف در ANC در مورد توانايی امبكی همچنان ادامه خواهد داشت اما چرخش 180 درجه ای وی در برخورد با ايدز ـ اكنون ايشان به مبارزه با ايدز توجه دارد ـ موقعيت او را به نوعی تحكيم كرده است. امبكی و رئيس جمهور نيجريه سعی خواهند كرد بين رابرت موگابه، رئيس جمهور بی مبالات زيمبابوه و رهبران اپوزيسيون اين كشور سازش ايجاد كنند. اين تلاش برای آفريقای جنوبی منافع فراوانی به همراه دارد: مشكلات پيش آمده در زيمبابوه باعث كاهش سرمايه گذاری خارجی در منطقه شده است و اگر موگابه مهار نشود، ممكن است آمريكا و اتحاديه اروپا طرح رشد آفريقايی نپاد (NEPAD) امبكی را به نفع خود مصادره كنند. پول رايج آفريقای جنوبی، راند، يكی از پرنوسان ترين پول های جهان در اواخر سال 2001 و 2002 بود. احتمال دارد كه در نتيجه بحران زيمبابوه و نااطمينانی در بخش اعظم بازارهای نوظهور اين پول ارزش خود را بيشتر از دست بدهد. اما اتخاذ سياست های مالی و پولی انقباضی تر و پيشبرد خصوصی سازی قاعدتا از سقوط فوری آن جلوگيری خواهد كرد.

الجزاير

توليد ناخالص داخلی: 59 ميليارد دلار

سرانه توليد ناخالص داخلی: 1880 دلار

جمعيت: 6/31 ميليون نفر

رشد توليد ناخالص داخلی: 9/3 درصد

تورم: 9/4 درصد

عبدالعزيز بوتفليقه، رئيس جمهور الجزاير به هيچ وجه نخواهد توانست در سال 2003 خشونت بی رحمانه ای را كه سال ها است گريبانگير اين كشور شده است، از بين ببرد. در سال 2002 بيش از 1000 نفر كشته شدند. احتمال سازش و توافق بين رژيم نظامی سكولار و گروه های رزمنده مسلمان بسيار كم است. دولت در اين سال تلاش بيشتری برای لغو قوانين و مقررات دست و پاگير و خصوصی سازی به خرج خواهد داد، اما نتايج آن دوگانه خواهد بود. از 100 مورد شركت دولتی كه قرار بود در سال 2002 خصوصی شوند تا پايان سال هيچ يك به فروش نرسيد. تعجبی هم ندارد: مقاومت اتحاديه های كارگری بسيار قوی است و طبقه ممتاز نظاميان مايلند منافع خود را حفظ كنند. دولت سعی خواهد كرد ناآرامی های منطقه بربرنشين قبيله را در شرق الجزيره خاموش سازد، اما موفق نخواهد شد. دولت وعده داده است كه آمازيلی، زبان اين منطقه را رسميت ببخشد و برخی از نيروهای پليس را كه بيش از همه مورد نفرت مردم منطقه هستند از آنجا خارج ساخته است. اما اگر خشونت ها ادامه يابد ممكن است تندروهای ارتش دست به سركوب همه جانبه بزنند.


وزير بازرگانی و خاموشی

پس از گذشت نزديك به سه ماه از انتخابات اتاق های بازرگانی و صنايع و معادن كشور، هنوز وزير بازرگانی موفق نشده به جمع بندی نهايی برای معرفی 10 نفر برای عضويت در اتاق تهران و ايران برسد. براساس قانون اتاق بازرگانی و صنايع و معادن ايران اعضای برگزيده اتاق تهران 40 نفر هستند كه با معرفی 10 نفر از سوی وزير بازرگانی و 10 نفر از سوی وزير معادن و فلزات، اين اتاق با 60 نفر رسميت خواهد يافت. اين 20 نفر انتصابی از سوی دولت در انتخابات هيأت رئيسه اتاق ايران بسيار موثرند. به ويژه اين كه در انتخابات گذشته حدود 40 درصد از نيروهای خواستار تحول و دگرگونی در مديريت 24 ساله اتاق ايران، پيروز شدند. حدود يك ماه پيش وزير صنايع و معادن 10 نفر برگزيده خود را معرفی كرد كه گفته می شود از اين ميان 9 نفر آنها از طرفداران تحول و دگرگونی در اتاق ايران هستند. اما تاخير بيش از حد در معرفی آن 10 نفر، پرسش برانگيز شده است. محمد شريعتمدار نخستين وزير بازرگانی جمهوری اسلامی است كه توانسته تاكنون دو دوره متوالی بر صندلی وزارت تكيه زند. كارشناسان ديرپايی وی بر اين مسند را ناشی از ارتباطات موفق و گسترده وی با همه جناح های سياسی كشور می دانند. شنيده شده كه وزير بازرگانی درصدد معرفی همان 10 نفری است كه در دوره پيش برای عضويت در اتاق تهران برگزيده شده بودند . از 30 اتاق بازرگانی سراسر كشور، انتخابات همدان و آبادان، هنوز تاييد نشده است. دلايل اين تاخير عنوان نشده و هيچ كس هم در اين باره و دلايل اين تاخير صحبت نمی كند. سيدعلی نقی خاموشی رئيس اتاق بازرگانی و صنايع و معادن ايران نيز در جلسه ای در هفته گذشته گفته است كه 20 روز پس از معرفی 10 نفر باقی مانده از سوی وزير بازرگانی، انتخابات هيأت رئيسه اتاق تهران و حدود يك ماه پس از آن نيز انتخابات اتاق ايران برگزار خواهد شد. اين در حالی است كه پيش از اين قرار بود در نيمه دوم فروردين ماه انتخابات تهران و در ارديبهشت ماه انتخابات اتاق ايران برگزار شود. شنيده ها حاكی از اين است كه تاكنون جلسات متعددی بين محافظه كاران اتاق ايران و خواستاران تحول و تغيير برگزار شد، ولی هنوز آنها به يك جمع بندی قابل قبولی نرسيده اند.

گاز ايران در پايانه غرب هند

ايران برای صادرات 5 ميليون تن گاز مايع طبيعی تحت يك توافقنامه 25 ساله با هند توافق كرد. مجله تخصصی گاز و نفت در اين باره گزارش داد: «بيژن نامدار زنگنه و رام نايك در ديدار سه روزه خود برای صادرات 2/5 ميليون تن ال ان جی در سال های 8 - 2007 از ايران به هند و 2/5 ميليون تن ديگر در آغاز سال 2012 توافقنامه همكاری منعقد كردند. اين گزارش به نقل از نايك، وزير نفت هند اعلام كرده است: «در مفاد اين توافقنامه تجهيز و مدرنيزه كردن پالايشگاه های ايران برای افزايش ضريب توليد و نيز احداث و توسعه يك شبكه توليد گاز فشرده طبيعی توسط شركت نفت هند (IOC) كه بتواند تامين سوخت خودروها را مقدور كند نيز ذكر شده است. » نايك از احداث يك پايانه واردات ال ان جی در ساحل غربی كشور هند خبر داده است كه بعد از «پترونت» پنجمين پايانه ال ان جی در اين منطقه خواهد بود و دريافت ال ان جی از ايران به اين منطقه در اين پايانه صورت خواهد پذيرفت. بر پايه اين گزارش، انعقاد قرارداد همكاری در بخش نفت و گاز هند با ايران، هند را در تامين گاز خود كه هم اكنون با افزايش تقاضا و جمعيت در اين كشور رو به بحرانی شدن می رود ياری می دهد.

خودروهای هيدروژن سوز

آمريكا برای كاهش مصرف سوخت خودروها 7/1 ميليارد دلار در ساخت خودروهای هيدروژن سوز سرمايه گذاری می كند. «ABC » نيوز آن لاين به نقل از آژانس حفاظت محيط زيست آمريكا اعلام كرد: «آمريكا برای كاهش انتشارات آلاينده حاصل از تردد خودروهايی كه با سوخت فسيلی كار می كنند و نيز كاهش وابستگی به نفت سرمايه اختصاصی سال جاری خود برای مطالعات گسترش ساخت خودروهای سوخت سلولی هيدروژن سوز به 7/1 ميليارد دلار افزايش داد.» گفتنی است، كه كميسيون اروپا نيز از سرمايه گذاری 3/2 ميليارد دلاری (1/2 ميليارد يورويی) برای مطالعات در زمينه گسترش ساخت اين نوع خودروها خبر داده است.

بازده 40 درصدی نيروگاه های گازی

حداكثر بازده حرارتی در نيروگاه های حرارتی از جمله نيروگاه بخار و نيروگاه های گازی حدود 40 درصد است. به گزارش كميته ملی انرژی ايران، حدود 60 درصد انرژی حاصل از سوختن سوخت های فسيلی به صورت گرما در اين نيروگاه ها به هدر می رود. بر پايه اين گزارش، امروزه بازده سيكل های تركيبی بيش از 55 درصد بوده و مقدار تلفات انرژی در اين سيكل حدود 45 درصد است.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو