Persian Archive

• اشيا مقصر نيستند
• رويای اتحاديه های کارگری
• ظرافت های دادگاه اطفال
• پناهندگان آواره
• جشنواره ساعت
• برنده جايزه سوفی
• تلاش برای انجمن صنفی


مينو گله : موزه ملی ايران كه پيش از اين موزه ايران باستان ناميده می شد، نخستين موزه علمی ايران است. ساختمان اين موزه با زيربنای 2744 مترمربع بر اساس طرح آندره گدار1 و با معماری حاج عباسقلی خان معمارباشی در سال ،1314 آغاز و پس از 2 سال مورد بهره برداری قرار گرفت. در اين طرح ورودی ساختمان با الهام از ايوان بلند ساسانی در تيسفون است. ساختمان موزه ايران باستان از نخستين بناهايی است كه مختص به موزه ساخته شد و تمامی موازين موزه های جديد از قبيل محل مناسب، طرح ساخت، نور ساختمان، بخش های نمايشگاهی، پژوهشی و. . . با توجه به موازين وقت رعايت شد. اين موزه پس از انقلاب تا سال 1366 تعطيل بود و در اين سال با عنوان موزه ملی ايران بازگشايی شد. متعاقبا ساختمان ديگری نيز به مجموعه اضافه شد كه به تمدن هنر اسلامی اختصاص يافت. با توجه به در نظر گرفتن تركيب علمی مجموعه و چگونگی تشكيل و غنی سازی آن، موزه ايران باستان به صورت يك موزه تخصصی باستان شناختی طراحی شده است. 2 موزه دوران اسلامی در موزه ملی ايران بزرگ ترين و مهم ترين موزه مربوط به دوره اسلامی در جهان است. مديريت اين موزه پراهميت در سال 1376 به محمدرضا كارگر واگذار شد. كارگر فارغ التحصيل رشته باستان شناسی در مقطع كارشناسی ارشد است.

•••

بسياری معتقدند كه فضای موزه ها كسل كننده و غيرجذاب است. شايد به همين دليل مردم كمتر رغبت نشان می دهند تا سری به موزه ها بزنند؟

نبايد بگوييم موزه ها، اين اشتباه است. مگر بگوييم فلان موزه، مگر وقتی كه درباره معماری صحبت و بحث می كنيم می گوييم مثلا معماری ايرانی ها. نه. ما درباره دوره ای از معماری، نقاشی و. . . صحبت می كنيم. پس بايد بگوييم موزه. پاسخ من به اين سوال منفی است. به نظر من موزه زيباترين مكانی است كه بشر توانسته ايجاد كند. اگر جست وجو كنيم كه زيبايی در قاموس واژه ها چه تعريفی دارد به اين نتيجه می رسيم كه دو نوع زيبايی وجود دارد. زيبايی ظاهری و باطنی. يعنی ابژكتيو و سابژكتيو. ابژكتيو، زيبايی ظاهر و عيان است و زيبايی ای است كه به معيارهايی كه اهل هنر يا زيباشناخت ها برای آن تنظيم كرده اند هماهنگی داشته باشد و ما را می تواند در قضاوت زشتی يا زيبايی آثار كمك كند، كه بدون شك از آنجايی كه همه آثار، آثاری هستند كه توسط يك هنرمند خلق شده، امروزه ثابت شده است كه تمام تناسب هايی را كه ديدن آنها برای انسان خوشايند است توسط هنرمند گذشته خلق شده است. سابژكتيو، زيبايی درونی است. اين نوعی از زيبايی است كه به خاطرات، ذهنيات و باورها برمی گردد. مثلا اثری كه از يك دانشمند فرهيخته به جا می ماند، ممكن است آن زيبايی بيرونی و ظاهری را نداشته باشد، اما چون يادآور خاطرات زيبا است، بيننده هر وقت به آن می نگرد، شخصيت و خالق آن در ذهنش متجلی می شود. مثلا آثاری كه از گاندی در موزه او وجود دارد شايد از نظر ظاهری زيبايی نداشته باشند مثلا در حد لباس مندرس، كفش كهنه و. . . اما چون متعلق به گاندی است، يادآور استقلال هند است. پس مقصر اشيا نيستند كه ممكن است فضای يك موزه را خسته كننده و كسل آور كنند. بلكه مقصر موزه است. اين برمی گردد به نورپردازی در موزه، معماری داخلی، طراح و برخی مسائل ديگر. اگر از همه اينها به بهترين وجه استفاده شود، موزه مفرح و جذاب خواهد بود. شايد آخرين تعريف از موزه اين باشد، مكانی است آموزشی، پژوهشی و تفريحی. ما به بحث تفريحی خيلی كم پرداخته ايم. بچه ها بايد بتوانند از امكاناتی كه در موزه است استفاده كنند. رستوران ها، چايخانه ها و فروشگاه های خوب در داخل موزه می تواند موزه را به مكانی مفرح تبديل كند. ايكوم3 هدف موزه ها را تحقيق در آثار به جا مانده، گردآوری و حفظ و بهره وری معنوی، و ايجاد ارتباط بين آثار و به نمايش گذاشتن آنها به منظور بررسی و بهره وری معنوی بيان می كند.

موزه ملی چقدر اين هدف را دنبال كرده است؟

موزه ملی ايران در ارتباط با فضای نمايشگاهی با محدوديت های بسياری روبه روست. اين موزه 60 سال پيش با توجه به نيازهای آن زمان طراحی شده است. آقای آندره گدار در نامه ای كه به وزير معارف آن زمان نوشت، معتقد بود كه اين موزه می تواند تا ده سال كارآمد باشد و حالا پنجاه سال از زمان آن هم گذشته است.

چه تعداد شی در موزه نگهداری می شود؟

حدود سيصد هزار شی در داخل موزه وجود دارد. اما همانطور كه گفته شد آنقدر با محدوديت فضا مواجه هستيم كه فقط قادر به، به نمايش گذاشتن 5 هزار شی هستيم. باقی اشيا در مخازن نگهداری می شوند.

تصميم جديدی برای گسترش كمی موزه و تغييرات آن در دست نيست؟

من به طرح گسترش موزه خوشبين هستم. پروژه بازسازی ايران باستان به زودی آغاز می شود و بخش اجرايی موزه از سال آينده عملی می شود. ما بنايی به ساختمان موزه اضافه نمی كنيم بلكه قرار است، تمامی ساختمان هايی كه در حال حاضر كاربری اداری دارند در آينده برای تالار نمايش اشيا بازسازی شوند. بخش اداری موزه نيز به محل فعلی اداره كل ميراث فرهنگی تهران كه در محوطه موزه ايران باستان قرار دارد منتقل خواهد شد و البته اين تا زمان انتخاب محلی برای اداره كل ميراث فرهنگی تهران در محل كنونی خواهد بود. با بازسازی موزه ايران باستان، فضای اين موزه 4 برابر افزايش خواهد يافت. يعنی از 2500 متر مربع به 100 هزار متر مربع گسترش پيدا می كند. پس می توانيم حجم آثار را به سه برابر وضع فعلی برسانيم. اين موزه هميشه معرف دوران باستانی ايران يعنی از اولين سكونت ها تا دوره ساسانی بوده است. در طرح بازسازی گنجينه اسلامی كه به بعد از دوره سامانی تعلق دارد نيز از اين بخش جدا خواهد شد. اتفاق ديگری نيز در اين موزه رخ داده است. البته پس از 60 سال، مخزن كاملی برای موزه تجهيز و راه اندازی شد و اين امكان فراهم شد كه اشيا در شرايط بهتری نگهداری شوند. همچنين بخش های ديگری مثل بخش سنگ به موزه اضافه شد. كامپيوتر، رستوران، ايجاد دو فروشگاه در داخل موزه و اعزام كارشناسان موزه جهت آموزش و پژوهش به كشورهای مختلف دنيا.

آيا تبادل اشيا بين موزه ملی و ديگر موزه های جهان وجود دارد؟

ما تا به حال چندين نمايشگاه مهم در خارج از كشور داشته ايم. مهم ترين آنها نمايشگاه 7 هزار سال هنر ايرانی است، كه اولين حركت جدی در محدوده فعاليت های بين المللی موزه های ايران در بعد از انقلاب است. اين حركت از سه سال پيش آغاز شد. هفت هزار سال هنر ايران يك حركت بزرگ و مهم در دوران رياست آقای خاتمی و در سال گفت وگوی تمدن ها بوده است. اين نمايشگاه ابتدا در وين كه يك موزه معتبر و بزرگ جهانی است در معرض بازديد قرار گرفت كه روزانه 2500 بيننده داشت. سپس در كشورهای ايتاليا، آلمان، بلژيك به نمايش درآمد و هم اكنون در سوئيس است، سپس قرار است به اسپانيا برود. همه اشيايی كه در اين نمايشگاه است متعلق به هزاره هفتم پيش از ميلاد تا قرن دوم هجری است. اشيايی شامل آثار فلزی، سفالی، قير، كاغذی و. . . است. تعداد بيشتری از اشيا از موزه ايران باستان و تعدادی هم از موزه رضا عباسی و موزه آبگينه.

هزينه برگزاری اين نمايشگاه و درآمد حاصل از آن چقدر است؟

ايران بابت اين نمايشگاه هيچ هزينه ای پرداخت نمی كند. بلكه در درآمدهايی كه اين نمايشگاه برای موزه مقابل دارد سهيم است. ما برای هر دوره در يك كشور بين 150 تا 200 هزار دلار درآمد كسب كرده ايم، همه هزينه ها از جمله، ترانسپورت، بروشور، بسته بندی و. . . به عهده كشور ميزبان است. اين نمايشگاه تا پايان سال جاری ميلادی در سوئيس خواهد بود سپس به اسپانيا خواهد رفت و بعد از آن به ايران برمی گردد و ما قصد تمديد نمايشگاه را نداريم. كار ديگر ما شركت در نمايشگاه نجوم در شهر ميلان و شركت در نمايشگاهی در گراتس اتريش به نام برج بابل است در حال حاضر بيش از 5 برنامه در دست است كه بايد تصويب شود كه در طول 3 سال آينده اجرا خواهد شد. اين موزه ارتباطی تنگاتنگ با كشورهای اروپايی از جمله آلمان دارد و ارتباط هايی با كشورهايی مثل هند، ژاپن و. . . كشورهای شمالی مثل ازبكستان و تاجيكستان داريم. كار مشتركی با موزه لوور با عنوان مروری بر صد سال باستان شناسی، در نمايشگاهی در ايتاليا و نمايشگاهی از سكه های ايران با همكاری موزه بريتانيا و بخش سكه موزه ايران باستان در حال انجام است. برای جابه جايی شی از موزه های خارجی به موزه ايران باستان نيز صحبت هايی شده است كه ما اميدواريم طبق قراری كه بين ما و موزه بريتانيا گذاشته شده، منشور كورش را به مناسبت بازگشايی ايران باستان در اين موزه داشته باشيم.

پس شايعه ندادن اين منشور به موزه ملی غلط است.

اين قراری است كه بين ما و موزه بريتانيا است و تا به حال بر صحت خود باقی است. موزه ايران باستان به لحاظ موضوع از ويژگی خاصی در دنيا برخوردار است. هركس كه بخواهد درباره فرهنگ و تمدن ايران مطالعه كند بايد آن را در موزه ملی جست وجو كند.

بودجه ای كه ساليانه در اختيار شما قرار می گيرد چه بخشی از نيازهای موزه را برطرف می سازد؟

اين بودجه فقط می تواند ما را در همين سطح نگه دارد. اگر طرح هايی برای توسعه داشته باشيم، قطعا اين بودجه اصلا كافی نيست. ما بيشترين هزينه ها را از محل درآمدهايی كسب می كنيم كه از طريق خزانه دولت دريافت می كنيم. ما از همه درآمدها استفاده نمی كنيم قسمتی از اين درآمد را ديگر بخش های سازمان استفاده می كنند. مگر بودجه ای كه جهت گيری شخصی داشته باشد مثلا بودجه ای كه برای بازسازی ايران باستان در نظر گرفته شده است. اين بودجه ای كه هر ساله سازمان برنامه و بودجه به يك پروژه اختصاص می دهد، خوشبختانه به ميراث فرهنگی و پروژه بزرگ بازسازی ايران باستان تعلق گرفت.

آيا معتقديد كه موزه داری يك علم است؟

موزه داری در درجه اول يك علم و سپس يك هنر است. وقتی هر دو اينها جمع شوند می توانند يك موزه دار خوب را به وجود آورند. ما در اين زمينه متأسفانه دارای تجربه آكادميك نيستيم. اگر طراحی موزه، معماری داخلی، چيدمان موزه را در نظر نگيريم، در بعضی از زمينه ها دارای قوت و در بعضی زمينه ها دارای ضعف هستيم. در مجموع هر موزه بنا به هويتی كه دارد بايد دارای كارشناسانی مرتبط با موضوع خودش باشد. مثلا ما در موزه ايران باستان نياز به كارشناسانی داريم كه علم موزه داری هم بدانند. در موزه ما تعدادی فارغ التحصيل موزه داری مشغول به كارند و ما از تخصص آنها نيز استفاده می كنيم. به هر حال موزه بخش های مختلف دارد. بايد تعدادی كارشناس در رابطه با سنگ داشته باشيم و تعدادی كارشناس سكه و. . .

برنامه موزه ملی در روز جهانی موزه و هفته ميراث فرهنگی چيست؟

در بيش از 20 موزه در سراسر كشور نمايشگاه خواهيم داشت و ديگر اينكه نمايشگاهی مربوط به هنر شيشه از گذشته تا به امروز داريم كه 30 ارديبهشت افتتاح خواهد شد. 31 ارديبهشت يك سمينار و نمايشگاه برگزار خواهد شد، مربوط به يك محوطه باستانی كه برای اولين بار در سال گذشته در اطراف قم حفاری شد به نام تپه سرم كه اشيای اين حفاری در اين نمايشگاه در معرض نمايش قرار خواهد گرفت.

پی نوشت: 1 ـ مهندس معمار فرانسوی كه از سال 1308 در استخدام دولت ايران بود. 2 ـ رضايی، آزاده، «آشنايی با موزه های ايران و جهان»، جزوه درسی رشته موزه داری، تهران 1381 3 ـ شورای بين المللی موزه ها وابسته به سازمان فرهنگی، علمی و تربيتی سازمان ملل متحد يونسكو


فعالين و احياكنندگان سنديكاهای كارگری به مناسبت روز جهانی كارگر بيانيه ای صادر كرده اند. در اين بيانيه به نبود تشكيلات اتحاديه ای، كودكان كار و فاصله های طبقاتی و تمام قوانين مرتبط با كارگر اعتراض شده است. در قسمتی از اين بيانيه آمده است: وضعيت اسفبار اقتصادی، بيكاری روزافزون و روندرو به رشد و گسترش يابنده محدوديت های قانونی و غيرقانونی عليه كارگران شاغل اعم از مرد و زن در قالب تصويب لوايح به قصد حذف و تغيير در اساسی ترين مواد قانونی كار و به موازات آن ادامه خصوصی سازی صنايع در جهت تسهيل مناسبات سرمايه داری فرامليتی شرايط زندگی اجتماعی كارگران را بيش از پيش رقت بار ساخته است. ادامه اين وضعيت اسفبار، منجر به تشديد فقر و فحشا و اعتياد شده است. اخلاقيات و ارزش های انسانی فرو می ريزد و فرهنگ منحط سرمايه داری به تلاشی خانواده ها و رشد بی سابقه طلاق ياری می رساند. در هزينه های سرسام آور كه زحمتكشان بابت گذراندن زندگی می پردازند هيچ گونه تعادل و تناسبی وجود ندارد. در حالی كه مطابق آخرين داده های بانك مركزی، در سال 1380 هزينه مسكن و آب و سوخت سالانه 26/8 درصد و هزينه خوراكی ها و آشاميدنی ها و دخانيات 28/7 درصد متوسط هزينه ناخالص سالانه خانوار را تشكيل می دهد، هزينه گروه تفريح، سرگرمی، تحصيل و خدمات فرهنگی، تنها 4 درصد متوسط هزينه ناخالص سالانه خانوار را در برمی گيرد. اين در حالی است كه گفته می شود «بدون اطلاع از وضعيت معيشتی خانوار و نحوه توزيع درآمد آنها، نمی توان برنامه ريزی مناسبی را برای جامعه تدارك ديد. » آيا اين آمار نشان دهنده بی توجهی دولت و مسئولين نسبت به نيازهای جدی و ضروری زحمتكشان نيست؟

در حالی كه دولت، مجلس و مسئولين نظام جمهوری اسلامی ايران، از مردم سالاری و جامعه مدنی می گويند و احزاب و گروه های سياسی موجود مدعی اصلاح طلبی و عدالت خواهی هستند، كماكان شاهديم كه كارگران ايران فاقد تشكيلات اتحاديه ای هستند. تبصره 4 ماده 131 قانون كار، همچنان سد راه كارگران در ايجاد تشكيلات سنديكايی است. ما كارگران به دليل محروميت از داشتن تشكيلات اتحاديه ای مستقل از حضور نمايندگان واقعی خود در پارلمان و ديگر نهادهای مدنی مثل شورای عالی كار، هيأت های حل اختلافات و غيره محروم هستيم. سال های محروميت از داشتن حق تشكل يابی و به تبع آن سلب اراده آگاهانه و مستقلانه ما در عرصه های مختلف توليد و خدمات اجتماعی توسط طبقات برتر و ايجاد تشتت و تفرقه در بين جامعه كارگری ايران به ما آموخت كه «كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من». لذا تنها چاره ما ره يابی به سوی ايجاد سنديكاها و اتحاديه ها در جهت نيل به مطالبات قانونی و انسانی و همه حقوق پذيرفته شده بشری است و اين ميسر نمی شود مگر به اتحاد و همبستگی و رشد و ارتقای دانش مبارزاتی سنديكايی. ما، مصمم هستيم تا بازو در بازو - با تمام نيرو - با صفوف متحد يكپارچه - با تجهيز به دانش سنديكايی و تكيه بر اصول بی بديل آن به استقرار سنديكاهای واقعی كارگری همت گماريم.

ما امروز در بزرگداشت روز جهانی كارگر اعلام می داريم كه خواسته هايمان همانا حقوقی است كه در اعلاميه حقوق بشر - منشور جهانی سنديكايی - مقاوله نامه ها و ميثاق های بين المللی بر آن صحه گذاشته شده است و در قوانين اساسی و كار جمهوری اسلامی ايران نيز بخش هايی از آن رسميت يافته است بر همين اساس ما خواستار احقاق حقوق حقه و انسانی خود كه كرارا در قطعنامه ها و همايش های كارگری بر آن تاكيد شده است به شرح زير هستيم:

1 - ما كارگران خواهان رفع هر گونه محدوديت و ممنوعيت از فعاليت سنديكايی هستيم.

2 - ما خواستار به رسميت شناخته شدن تمامی حقوق سنديكايی تصريح شده در منشور جهانی سنديكايی كارگران و مقاوله نامه ها و مصوبات بين المللی سازمان جهانی كار كه دولت جمهوری اسلامی ايران نيز آن را امضا كرده و به رعايت آن تعهد دارد، هستيم.

3 - ما خواهان رفع كامل محدوديت ها و موانع قانونی در ايجاد انجمن های صنفی كارگری در واحدهای توليدی - خدماتی از جمله حذف تبصره 4 ماده 131 قانون كار هستيم.

4 - ما خواهان لغو كامل لايحه مصوب هيأت دولت در رابطه با خارج كردن كارگران كارگاه های زير 10 نفر از شمول قانون كار هستيم. همچنين خواهان حذف ماده 191 قانون كار به نفع تمام شمول بودن قانون كار برای همه كارگران كشور هستيم.

5 - مجلس خانه ملت است و كارگران و زحمتكشان، بيشترين جمعيت كشور را تشكيل می دهند. ما خواهان ايجاد شرايط مناسب جهت حضور نمايندگان واقعی كارگران به نسبت جمعيت كارگری كشور در مجلس شورای اسلامی هستيم.

6 - وجود رانت و رانت خواری، موجب بروز لايه های واسطه ای بين كارفرمايان اصلی و نيروی كار شده است و سرايت اين پديده به واحدهای صنعتی، توليدی و خدماتی و بخش ساختمان، موجب می شود كه در اجرای يك پروژه چندين پيمان كار درگير شوند.

7 - عدم حضور نمايندگان واقعی كارگران در نظارت بر تامين اجتماعی، موجب كاهش خدمات اين سازمان به كارگران است. ما كارگران حق و وظيفه خود می دانيم كه از طريق تشكل های كارگری در تركيب مديريت سازمان تامين اجتماعی حضور يافته و در سياست گذاری های آن سهيم باشيم.

8 - سازمان تامين اجتماعی فراهم آمده از سرمايه های اندك كارگران، طی سال های متمادی است و صندوق تامين اجتماعی، صندوق مشاع و بين النسلی كارگران است. ما كارگران با الحاق سازمان تامين اجتماعی به وزارت كار و يا هر وزارتخانه ديگر به شدت مخالف بوده و خواهان باز پس گيری لايحه پيشنهادی دولت و كميسيون مشترك مجلس شورای اسلامی در اين خصوص هستيم.

9 - وزارت كار و امور اجتماعی در به ثبت رسانيدن انجمن های صنفی كارگری حتی آيين نامه مصوب هيأت دولت را رعايت نمی كند. طی سال های گذشته تعدادی انجمن صنفی جهت ثبت به ادارات مربوطه مراجعه كرده و با كارشكنی های مسئولين مواجه شده اند. ما كارگران خواهان رفع هر گونه اعمال نظرهای غيرقانونی در وزارت كار به هنگام ثبت انجمن های صنفی كارگری هستيم. ما همچنين خواستار آن هستيم كه موادی از آيين نامه كه مغاير با مقاوله نامه شماره 87 درباره «آزادی اتحاديه ها و حمايت از حق تشكل» مصوب 1948 است مردود اعلام گردد و مقاوله نامه مذكور كاملا رعايت شود.

10 - كارگران زن در مقياس وسيعی از بی عدالتی و تبعيض و نابرابری حقوقی با ديگر كارگران به كار گرفته می شوند. ما كارگران خواهان اقدامات جدی در جهت رفع نابرابرهای موجود در به كارگيری كارگران فارغ از جنسيت آنان هستيم.

11 - كودكان كار قربانيان بی دفاع جامعه سرمايه داری هستند. ما خواهان ممنوعيت كار كودكان و ايجاد تسهيلات برای زندگی شرافتمندانه و انسانی با برخورداری آنان از كليه حقوق تصريح شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران و پيمان نامه جهانی حقوق كودك هستيم.

12 - دولت هر ساله جهت تعيين حداقل دستمزد، متوسل به شيوه هايی می شود كه هيچ گونه ارتباطی با هزينه ها و گرانی و تورم ندارد.ما كارگران خواهان ايجاد نظام دستمزدی مناسب با شرايط اقتصادی با هدف حفظ حيثيت و كرامت انسانی كارگران هستيم.

13 - معضل بيكاری همچنان از مهم ترين مشكلات مبتلا به جامعه ايران است. پرداختن به مسائلی چون وام اشتغال سه ميليونی، خصوصی كردن بی رويه صنايع كشور، تغييرات در قانون كار به بهانه ايجاد اشتغال، هيچ گونه كمكی به حل مشكل بيكاری و بيكاران نكرده است.

14 - كارگران بازنشسته كشور، گرانبهاترين منبع تجارب علمی كاربردی در عرصه صنعت و خدمات اجتماعی هستند. ما ضمن دفاع از مطالبات بر حق اين بخش از زحمتكشان، مانند اختصاص بودجه دولتی جهت اجرای طرح های همسان سازی مستمری آنان و اختصاص سرانه درمانی دولتی برای مستمری بگيران كارگر، خواهان استفاده از تجارب و آموخته های كارگران بازنشسته به عنوان مشاور در واحدهای توليدی - خدماتی هستيم.


سينا قنبرپور :‌رسيدگی به جرايم اطفال نيازمند ظرافت های خاصی است، مخصوصا در شرايطی كه پس از چند سال اجرای سيستم قضايی دادگاه های عام و عدم موفقيت آن، دوباره قرار است «دادسرا»ها احيا شده و دادستانی موظف به رسيدگی به شكايات باشد، نه خود قاضی. در چنين شرايطی و در حالی كه از 29 ارديبهشت ماه امسال قرار است دادسرا در تهران دوباره راه اندازی شود بايد پرسيد بر سر دادرسی اطفال چه می آيد؟آنچه مسلم است بنا بر آيين نامه اصلاح پاره ای از قوانين دادگاه های عمومی وانقلاب دادسرای اطفال به طور مجزا تشكيل نمی شود و بر حسب تقسيم كار اداری بايد آن را جست وجو كرد. احمد مظفری قاضی دادگاه اطفال و استاد دانشگاه در پاسخ به اين سوال می گويد: «بر اساس قانون تشكيل دادگاه اطفال بزهكار مصوب سال ،1338 رسيدگی به جرايم اطفال مستقيما به دادگاه مربوط می شود و اين قانون همچنان به قوت خود باقی است. » گفت وگوی ما با مظفری در خصوص وضعيت محاكم اطفال، دادسرای اطفال و آثار قانون حمايت از كودكان و نوجوانان را می خوانيد:

•••

از آخر ارديبهشت ماه در كنار ايجاد دادسراها برای اطفال هم دادسرايی تشكيل می شود كه به طور جداگانه به جرايم عليه اطفال يا بزهكاری اطفال رسيدگی كند؟

نه، دادسرای جداگانه ای تشكيل نمی شود. قانون تشكيل دادگاه اطفال بزهكار مصوب سال 1338 رسيدگی به جرايم اطفال مستقيما به دادگاه اطفال مربوط می شود. ماده 221 قانون آيين دادرسی كيفری نيز تصريح دارد كه تحقيق در خصوص جرايم اطفال توسط قاضی انجام گيرد و كليه وظايفی كه دادستان در خصوص رسيدگی مقدماتی به پرونده دارد بر عهده خود قاضی است.

با توجه به تجربه دادگاه های عام و بازگشت دادسراها بهتر نيست برای اطفال نيز دادسرايی جداگانه برنامه ريزی و تاسيس شود؟

با توجه به همان قانون مصوب سال 1338 برخورد با اطفال بايد به نحوی، غيركيفری و غيرپليسی باشد. بهتر است شخص برخوردكننده با طفل متهم خاص باشد چرا كه مهم برخورد قاضی است. اين برخورد می تواند سوق به جنايت را در فرد تقويت كند يا به جهت متنبه شدن به مسير حقيقی بازگرداند. در قانون آيين دادرسی كيفری ماده 221 به اين موضوع توجه دارد و حتی اين حق رسيدگی را قابل تفويض به ضابطين قوه قضاييه ندانسته است. به همين دليل و با توجه به اين كه در اصلاح پاره ای از مواد قانون تشكيل دادگاه های عام و انقلاب تصريحی در اين زمينه نشده است بنابراين دادسرای جداگانه به امور اطفال اختصاص نمی يابد.

با اين توضيحات آيا بايد برای اطفال دادسرايی جداگانه تشكيل داد يا نه بهتر است به همين شيوه كنونی برخورد شود؟

همان طور كه می دانيد تحقيق و تعقيب به عهده دادسرا است و برای اطفال به جهت حفظ آبرو محاكمه سری و كتبی است. بايد ديد برای اطفال بزهكار از ميان سيستم های جزايی موجود كدام يك بهتر است. به نظر می رسد دادسرا برای اطفال بد نباشد. ما می بينيم در پيش نويس قانون جديد دادرسی اطفال و نوجوانان كه توسط مركز توسعه قضايی با همكاری يونيسف تهيه شده است نيز به دادسرای اطفال و نوجوانان توجه شده است. در اين پيش نويس اطفال تا 12 سال را خود دادگاه پيگيری می كند و افراد بالغ زير 18 سال را دادسرا مورد رسيدگی قرار می دهد. با توجه به اين كه رسيدگی به اطفال و نوجوانان مستلزم وجود خصوصياتی در قاضی است به نظر می رسد اين مرجع رسيدگی جدا باشد بهتر است. قاضی دادگاه اطفال از قضات كاركشته و مجرب بايد برگزيده شوند و متخصص در امور كودكان باشند. در پيش نويس قانون جديد دادرسی اطفال يكسری ابداعات جديد به كار رفته است. مثلا نحوه به كارگيری مجازات های جايگزين از قبيل حبس در منزل، پاره وقت، حرفه آموزی و ارائه خدمات عام المنفعه. در قانون جديدی كه مركز توسعه قضايی آن را با همكاری يونيسف تهيه كرده گروه های سنی مختلفی در نظر گرفته شده است و فقط مجازات های قصاص و حدود از آن مستثنی شده است. يعنی به غير از مجازات های قصاص و حدود مجازات مباحث كيفری بر مبنای سنی اطفال شامل اين قانون دادرسی متغير است. البته بايد يادآور شوم كه اين پيش نويس هم نقاط ضعفی دارد ولی به نسبت كامل است. بايد اين پيش نويس به صورت رسمی منتشر شود تا نقاط ضعف آن گوشزد شود.

با توجه به تصويب قانون حمايت از كودكان و نوجوانان و احيای دادسراها وضعيت تعقيب و پيگرد كودك آزاری چگونه می شود؟

متاسفانه به دليل تصويب اين قانون و تصريح ماده هفتم آن ديگر نمی توانيم والدين كودك آزار را كه خارج از حد تاديب و محافظت كودك خود را تنبيه كرده اند تحت تعقيب قرارداد. به موجب ماده هفتم والدين از پيگيری كودك آزاری معاف شده اند چرا كه اين ماده اعمال تصريح شده در مواد 59 قانون مجازات اسلامی و 1179 قانون مدنی را از «كودك آزاری» و تعريف آن مستثنی كرده است. بهتر بود به جای يك قانون جداگانه يك ماده واحد برای تعريف كودك آزاری و جرم عمومی بودن آن تصويب می شد. در شرايط سابق مدعی العموم يا دادستان می توانست بر اساس گزارشی مبنی بر ضرب و جرح والدين آنها را تحت تعقيب قرار دهد. اما به موجب قانون جديد مدعی العموم و دادستان هم نمی توانند ضرب و جرح والدين را مصداق كودك آزاری دانسته و به عنوان جرم عمومی آن را تحت پيگرد قرار دهند.


پناهندگان آواره

آژانس پناهندگان سازمان ملل متحد يوان اچ سی آر می گويد كه به شدت نگران وضع پناهندگان ايرانی در عراق است. اين پناهندگان كه شمار آنهابيش از 20 هزار نفر است در معرض تهديد با اسلحه و رانده شدن از خانه های خود هستند. آژانس پناهندگان گفت كه صدها تن از ايرانيان پس از آن كه خانه ها و لوازم زندگی آنها مصادره شده از يك اردوگاه در نزديك الكوت در مركز عراق گريخته اند. اين آژانس همچنين خبر می دهد كه چندصد پناهنده ايرانی ديگر پس از گريختن از اردوگاهی در جنوب در كنار مرز ايران تجمع كرده اند. آژانس پناهندگان هفته پيش درباره وضع پناهندگان فلسطينی نيز ابراز نگرانی كرده بود كه آنها هم از خانه های خود بيرون رانده شده اند. يكی از مسئولان اين آژانس گفت كه پس از سقوط صدام حسين پناهندگان به چشم خارجيانی ديده می شوند كه از حكومت او برخوردار می شدند. از زمان جنگ ايران و عراق نزديك به 23 هزار پناهنده ايرانی در عراق زندگی می كنند كه قريب به 16 هزار نفر از آنان كرد هستند و در اردوگاه العطاش در نزديكی شهر اربيل در شمال عراق اسكان داده شده اند. 7 هزار نفر ديگر ايرانيان عرب هستند و در اردوگاه مجهزتری در جنوب عراق به سر می برند. بر اساس توافق آژانس پناهندگان با ايران در ژوئن سال 2002 بازگشت داوطلبانه اين پناهندگان به وطن از ماه جولای سال گذشته آغاز شد و مقامات ايرانی شفاها قول دادند كه آنها را تحت تعقيب قرار ندهند. تا پايان سال 2002 بيش از 1150 پناهنده با كمك آژانس پناهندگان سازمان ملل به ايران بازگشتند.

جشنواره ساعت

قرار است جشنواره ساعت در ايران برگزار شود. اين جشنواره كه برای اولين بار برگزار می شود قرار است از 20 تا 23 خرداد در فضايی شاد و نشاط آور در فرهنگسرای نياوران برپا شود. جشنواره با هدف ايجاد هماهنگی ميان نمايندگان مجاز فروش ساعت و خدمات پس از فروش، ارتباط مستقيم فروشندگان با مصرف كنندگان، برآورد سطح تقاضای بازار، آگاهی از سليقه عمومی و در نهايت آشنايی هر چه بيشتر مردم با انواع مدل های ساعت برگزار شود. دبير اجرايی اين جشنواره معتقد است اين جشنواره بستری مناسب برای تقويت تشكل های صنفی و نهادينه كردن بازار فراهم می كند. برنامه های جشنواره شامل برگزاری نمايشگاه شركت های توليدی و نمايندگان مجاز ساعت در ايران، فروش انواع ساعت توسط شركت ها و تخفيف ويژه جشنواره با خدمات پس از فروش، معرفی تاريخچه پيدايش ساعت و روند تكاملی آن، انتشار كتاب ويژه نخستين جشنواره ساعت و اهدای وسايل كمك آموزشی ساعت به كودكان و نوجوانان است. از بخش های ديگر جشنواره می توان به مواردی چون اجرای برنامه های نمايشی مرتبط با فرهنگ استفاده از ساعت، برگزاری مسابقه نقاشی كودكان و نوجوانان، اهدای جوايز نفيس به بازديدكنندگان در مراسم قرعه كشی كه هر روز برگزار می شود و اهدای تنديس ويژه و لوح يادبود نخستين جشنواره ساعت به هر يك از شركت كنندگان اشاره كرد.

برنده جايزه سوفی

جايزه سوفی امسال به يكی از پيشرفته ترين روزنامه نگاران پژوهشگر جهان جان پيلجر داده شد. اين جايزه با اعتبار هر سال به كسی يا كسانی يا سازمان هايی داده می شود كه توانسته باشند آلترناتيوی نو در برابر وضعيت موجود برای پيشرفت در اختيار بشر قرار دهند. به برندگان يا برنده صدهزار دلار تعلق می گيرد. پيلجر به عنوان يك مدافع سرسخت دموكراسی و حقوق بشر آوازه يافته است. مقالات، فيلم های مستند و كتاب های او به مباحثات گسترده در مورد برابری حقوق انسان ها در سراسر كره زمين دامن زده و به نقد سياست های صاحبان قدرت و ثروت كمك كرده است. پيلجر سوء استفاده از قدرت و تاثير فاجعه بار آن بر زندگی مردم بی دفاع را بی محابا و بدون ملاحظه شخصی افشا كرده و از اين رو روزنامه نگار مردم بی دفاع لقب گرفته است. الين انگه از كميته نروژی تعيين جايزه در مورد پيلجر گفته كه او با اصالت، ژرفا و شهامت خود به ارزش های دموكراسی و حقوق بشر نيرو رسانده است. او افكار عمومی را در دفاع از آنها كه ضعيف اند به لحاظ سياسی و اخلاقی برانگيخته است. هيأت ژوری در رابطه با اهدای جايزه سال 2003 به او نوشته است: جان پيلجر، برای دموكراسی و حقوق بشر مبارزه كرده و نشان داده است كه بين انسان و طبيعت رابطه ای هماهنگ وجود دارد.او به طور خستگی ناپذير وظيفه قدرتمندان را مورد نقد قرار داده است. برای ارائه اسناد و مدارك انتقادی به تلاش دست زده است. يكی از برجسته ترين منتقدان تجاری كردن و دستكاری رسانه ها بوده است. بنيانگذار جايزه نويسنده نروژی جاستين گاردر است و نام آن از رمان موفق او «دنيای سوفی» گرفته شده است. پيلجر برای دريافت جايزه خود روز دوازدهم ژوئن به اسلو خواهد رفت.

تلاش برای انجمن صنفی

سايت تحكيم دموكراسی نوشت: يكی از فعالان در امور فناوری اطلاعات از تلاش برخی از روزنامه نگاران اينترنتی برای تشكيل انجمن صنفی روزنامه نگاران اينترنتی خبر داده و گفته با وجود تلاش برای محدود كردن آزادی بيان در اينترنت نياز ايجاد اين انجمن صنفی بيش از پيش احساس می شود و تمام تلاش ما اين است كه كليه روزنامه نگاران اينترنتی فارسی زبان اعم از وبلاگ نويسان و فعالان سايت های خبری بتوانند با اين انجمن همكاری كنند. وی يكی از مشكلات تاسيس اين انجمن را به كارگيری اسم های مستعار توسط روزنامه نگاران اينترنتی عنوان كرد و افزود با تمهيدات انديشيده شده اميدواريم كه وبلاگ نويسان و فعالان سايت های خبری بتوانند تنها به عنوان شخصيت حقوقی خود و حتی با نام مستعار در اين مجموعه فعاليت كنند. اين فعال در امور فناوری در پايان می گويد دفاع از آزادی بيان نيازمند يك عزم ملی است و فعالان اطلاع رسانی در گستره اينترنت در اين برهه از زمان خواسته و يا ناخواسته اين مسئوليت خطير را بر دوش می كشند و اين امر همت تمامی همراهان را در عرصه پيام رسانی در اينترنت طلب می كند.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو