Persian Archive

وقتی سيد احمد معتمدی گفت: پرونده های ما را با وانت بار كردند و بردند، آقای «د» فهميد كه حالا زمان امتيازگيری است. آقای «د» دلال ايرانی شركت آلكاتل فرانسه پس از شكست در مناقصه پر سروصدای خريد تجهيزات شبكه تلفن همراه در سال گذشته فشار بر روی وزارت پست و تلگراف و تلفن را آغاز كرد. نظارت های قضايی به طورمشهودی تشديد شد و كار به جايی رسيد كه وزير رسما از مقامات خواست: سازمانی برای خريدهای دولتی تشكيل دهيد تا ما سفارش هايمان را به آنجا ارجاع دهيم تا وضعيت پايان پذيرد. حذف آلكاتل و اعلام اريكسون و زيمنس هزينه زيادی را به وزارتخانه تحميل كرد تا جايی كه آقای «د» بعدها گفت: بهرامپور رئيس شركت مخابرات، مقدس عضو هيأت مديره و صدری رئيس ارتباطات ديتا تا پشت در زندان رفتند و بازگشتند.


هنگامی كه قرائت گزارش تحقيق و تفحص از عملكرد مالی صدا و سيما در دستور جلسه هفته گذشته مجلس گنجانده شد، درخصوص تحقق آن ترديدی جدی وجود داشت. زيرا فراز و نشيب های ايجاد شده پيش روی اين تحقيق و تفحص اين توهم را دامن زده بود كه هرگز نخواهند گذاشت تا اين گزارش از تريبون مجلس خوانده شود. اما عليرغم فشارهای موجود و نيز تلاش های انجام شده برای جلوگيری از اين امر، تمامی وقت جلسه روز چهارشنبه هفته گذشته مجلس به قرائت اين گزارش اختصاص يافت. البته اين در حالی بود كه سازمان صدا و سيما كه پيش از اين هم يكبار ديگر تحقيق و تفحص مجلس را در دوره چهارم در كارنامه خود ثبت كرده است، از ابتدای طرح اين تقاضا از سوی هادی زاده از اعضای كميسيون فرهنگی حاضر به پذيرش آن نشد و به انحای مختلف تلاش نمود تا به استناد اصل 175 قانون اساسی و ماده 198 آيين نامه داخلی مجلس از نظارت نمايندگان ملت در امان بماند. چنانكه وقتی كميسيون فرهنگی به عنوان كميسيون اصلی رسيدگی كننده اين تقاضا قصد گرفتن اطلاعاتی از سازمان صدا و سيما برای بررسی و اعلام نظر درخصوص تصويب يا عدم تصويب آن كرد، از هرگونه همكاری در اين زمينه خودداری نمود.


«ران هاوارد» در اتاق نمايشی كه در زيرزمين خانه اش دارد، در برابر پرده ويدئو پروجكشن نشسته و می گويد: «اولين بار كه «فارغ التحصيل» را ديدم، مونتاژ كل اين سكانس به نظر شگفت انگيز آمد، نمی فهميدم چطور اين كار را كرده اند. » «داستين هافمن» با چهره ای سرد و بی احساس خود را از استخر بيرون می كشد. او نقش «بنجامين برداك» را دارد، كسی كه تازه از كالج بيرون آمده و در دام رابطه ای بی شور و احساس با خانم «رابينسون» همسر شريك پدرش، افتاده است. «سايمون» و «گارفانكل» ترانه «اصوات سكوت» را می خوانند. «بنجامين» زير نگاه نگران پدر و مادرش در كنار استخر به راه می افتد. آهسته و با طمأنينه پيراهن سفيدی را به تن می كند، يقه اش را مرتب می كند، و دكمه هايش را يكی يكی می بندد. سپس بدون يك كلمه حرف يا نگاهی به خانه پدر و مادرش قدم به تاريكی درون خانه می گذارد. بعد گرچه در ظاهر قطعی صورت نمی گيرد، او ديگر نه در خانه پدر، بلكه در اتاق يك هتل است، و «آن بنكرافت» را در نقش خانم «رابينسون» می بينيم كه برای ديدن او آمده است.


موزه ملی ايران كه پيش از اين موزه ايران باستان ناميده می شد، نخستين موزه علمی ايران است. ساختمان اين موزه با زيربنای 2744 مترمربع بر اساس طرح آندره گدار1 و با معماری حاج عباسقلی خان معمارباشی در سال ،1314 آغاز و پس از 2 سال مورد بهره برداری قرار گرفت. در اين طرح ورودی ساختمان با الهام از ايوان بلند ساسانی در تيسفون است. ساختمان موزه ايران باستان از نخستين بناهايی است كه مختص به موزه ساخته شد و تمامی موازين موزه های جديد از قبيل محل مناسب، طرح ساخت، نور ساختمان، بخش های نمايشگاهی، پژوهشی و. . . با توجه به موازين وقت رعايت شد. اين موزه پس از انقلاب تا سال 1366 تعطيل بود و در اين سال با عنوان موزه ملی ايران بازگشايی شد. متعاقبا ساختمان ديگری نيز به مجموعه اضافه شد كه به تمدن هنر اسلامی اختصاص يافت. با توجه به در نظر گرفتن تركيب علمی مجموعه و چگونگی تشكيل و غنی سازی آن، موزه ايران باستان به صورت يك موزه تخصصی باستان شناختی طراحی شده است. 2 موزه دوران اسلامی در موزه ملی ايران بزرگ ترين و مهم ترين موزه مربوط به دوره اسلامی در جهان است. مديريت اين موزه پراهميت در سال 1376 به محمدرضا كارگر واگذار شد. كارگر فارغ التحصيل رشته باستان شناسی در مقطع كارشناسی ارشد است.


قديم ها منچستر يونايتد يك هافبك دفاعی داشت به اسم «رمی موزس» كه به سال 1981 از وست برومويچ ابتياع كرده بود. آن زمان هنوز وست برومويچ شمايلی از سرسختی دهه هفتادش همراه داشت و همچنان به داشتن بازيكنان سمج شهره بود. در اولدترافورد موزس توسط هم تيمی هايش به لقب «سگ مصب» مفتخر شده بود و وقتی يك روزنامه نگار محلی علت را از آنها جويا شد گفتند: «چون سگ مصب همه جا هست!» نمی دانم چرا اين هفته صفحات وب ها و روزنامه های مختلف را كه باز می كردم ياد «رمی موزس» افتادم، نه به خاطر اينكه نام «بكام» همه جا بود. برعكس، رسانه های ما سر عقل آمده بودند و به جای «بكام» بالاخره روی اين سوال مهم كه جانشين روی كين در منچستر يونايتد چه كسی خواهد بود متمركز شده بودند، البته اگر پيدا كردن يك جانشين برای كسی مثل كين ممكن باشد. «گنارو گتوسو» گاو جنگنده ميلان آخرين هدف محسوب می شد اما چند روز جلوتر صحبت از «كلود ماكه له له» سياه دونده رئال مادريد بود. البته رمی موزس به خوبی هيچ يك از اين دو نبود اما خب به هر حال همان كار آنها را می كرد. اسپانيايی ها به چنين بازيكنانی «سگ شكاری El Perro de Caza» می گويند، هافبك هايی كه وسط زمين دست به كارهايی كثيف می زنند، مثل «خراب كردن» بازی حريف و «دزديدن» و «حمل كردن» توپ برای عزيز دردانه هايی كه كنار دستشان بازی می كنند و بايد انرژی خود را برای كارهای خلاقانه تر حفظ نمايند. رسانه ها و مردم اغلب اين زحمتكشان را تحويل می گيرند اما هيچ وقت كسی جايزه سالانه فيفا را دستشان نمی دهد. بازيكنی مثل كين هم از آن رو ارج وقرب بيشتری يافت كه قدرت تهاجمی و ثقل شخصيتی اش را با كارهای مزبور تلفيق كرد، وگرنه در كل چنين بازيكنانی حكم جاشوهايی را دارند كه در اعماق موتورخانه كشتی در عرق و روغن غوطه می خورند تا آن بالا ملوانان سپيدجامه روی عرشه زيبا جلوه كنند. آنها نمايندگان نسلی پرورش يافته از بازيكنان فوتبال هستند كه در حد انتظار ستايش نمی شوند اما جالب است بدانيد اخيرا روزگار بر وفق مرادشان شده است.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو