Persian Archive

• انتخاب ده ستاره
• واکنش هايی به انتخاب ۱۰ بازيکن برتر جهان
• حاميان هوشمند
• فروش بليت های المپيك 2004 آتن
• سرنا ويليامز هميشه در اوج
• خوان پابلو مونتويا بدون گواهينامه
• گسترش مرزهای ورزشی اتحاديه اروپا


ترجمه مهدی طاهری :

وقتی ليست بهترين بازيكنان دنيای توپ گرد را می نويسيد الزاما نبايد به مدل مو، ظاهر جذاب، ويژگی های شخصيتی يا كاراكتر رسانه ای آنها توجه كنيد. ژورناليسم فوتبال با معيارهای تجاری و تبليغاتی آغشته شده و توجه بيش از اندازه به خاصيت رسانه ای فوتبال، باعث ناديده گرفته شدن خواص متنی آن گشته است. نگاه پدرو پينتو از آن رو ارزش دارد كه او به دلايل سطحی دايره مخاطبان عمومی بسنده نمی كند و فوتبال را به عنوان يك پديده «نخبه» - Elit - ارزيابی كرده است. مطرح شدن نام 10 بازيكن برتر جهان از سوی CNN موضوع كم اهميتی نيست اما پينتو در اين كار شهامت و استقلال رای خود را نشان می دهد و حتی نام يك بازيكن انگليسی را در ليستی كه از سوی يك رسانه انگليسی زبان منتشر شده نمی آورد، زيرا آن طور كه خودش می گويد: «چيز قابل ذكری نديده!»

•••

1 ـ زين الدين زيدان (رئال مادريد ـ 30 ساله)

اولين باری كه بازی زيزو را ديدم قبل از سال 2000 بود وقتی كه به سن سيرو رفتم تا بازی اينترميلان را در برابريوونتوس ببينيم. قبلا می دانستم كه زيدان آدم منحصربه فردی است ولی از مهارت های عمومی اش خصوصا كنترل دقيق توپ و دريبل هايش شگفت زده شدم مثل اين بود كه نوعی چسب روی كفش هايش زده باشند. چون هيچ وقت توپ از پاهايش جدا نمی شد. اگرچه زيدان اكنون به پايان دوره كاری اش نزديك می شود ولی آشكارا هنوز در جهان بهترين است. او به طور كلی سرعت بازی را در كنترل خود دارد و با يك حركت سريع و فريبنده فرصت ها و موقعيت های خطرناكی را خلق می كند. ركورد كسب امتيازش نيز بد نيست. 9 گل در 31 بازی و اين آمار و ارقام حتی برای بسياری از بازيكنان خط حمله مايه خوشحالی است. خصوصا اينكه گل های زيزو هريك اثر هنری منحصربه فردی محسوب می شوند.

2 ـ روبرتو كارلوس (رئال مادريد ـ 29 ساله)

شايد شما از ديدن كارلوس درصدر جدول شگفت زده شويد ولی من در مورد او مبالغه نمی كنم. او فقط يك بازيكن برزيلی حيرت آور نيست، بلكه يك ورزشكار فوق العاده است. شايد بهترين فوتباليست حرفه ای دنيا. مثلا سال گذشته (2002) او تنها كسی بود كه برنده ليگ قهرمانان و جام جهانی شد. با اين وجود جايزه بازيكن سال فيفا به او نرسيد زيرا او مثل رونالدو در جلوی زمين خودنمايی نمی كرد. اگر از من بپرسيد می گويم ناديده گرفته شدن او در مراسم اهدای جوايز سالانه فيفا و اروپا شرم آور است و نشان می دهد معيارهای تجاری در اعماق فوتبال رسوخ كرده. كارلوس می تواند هر كاری با فوتبال انجام دهد و بدون او رئال مادريد و برزيل تيم های كاملا متفاوتی خواهند بود. او تمامی جريان بازی در سمت چپ زمين را پوشش می دهد و حتی در نقاط مختلف ديگر زمين هم حضور چشمگيری دارد. حتی در دفاع و دويدن و پرش هايش نيز پيشرفت قابل توجهی كرده و اكنون بازيكن فوق العاده كاملی است. همچنين يكی از بهترين افرادی است كه تاكنون ديده ام. فروتن و مهربان.

3 ـ تيری آنری (آرسنال ـ 25 ساله)

در 2 فصل گذشته آنری به يك سوپراستار تبديل شده است. برای فرصت های آسانی كه در گذشته از دست داده و مورد انتقاد واقع شده ولی تصور نمی كنم مردم بتوانند بار ديگر با انگشت به او اشاره كنند. ركورد كسب امتيازش به نوبه خود حرف های زيادی برای گفتن دارد. آنری 43 گل در 61 بازی در ليگ برتر به ثمر رسانده است. حركات پا به توپ آنری مهلك و كشنده است. او می تواند پيچ و تاب خورده و توپ را مانند يك سكه ده سنتی به گردش درمی آورد و سرعتی برق آسا دارد. همچنين دارای هوش و ذكاوت بالايی است و گل های زيادی را پايه ريزی می كند.

4 ـ رونالدو (رئال مادريد ـ 26 ساله)

ممكن است رونالدو همان بازيكنی كه زمانی در بارسلونا بود نباشد ولی هنوز پديده است. با نگاه به بازی هايش در جام جهانی، در فوتبال ملی او را شماره يك قرار می دهم ولی بايد فوتبال باشگاهی را نيز در نظر گرفت و در اين حالت او هنوز كمی بی ثبات است. 14 گل در 26 بازی آمار جالبی است. ولی به اندازه ركوردش در پی اس وی آيندهوون، بارسا يا اينتر تحسين برانگيز نيست. رونالدو هنوز ترس را به هر مدافعی القا می كند ولی چندين موقعيت آسان را از دست داده و اعتماد به نفس او هنوز به 100 درصد نرسيده است. وقتی به آن سطح برسد بار ديگر در رأس جهان خواهد بود.

5 ـ روبر پيرس (آرسنال ـ 30 ساله)

سومين فرانسوی اين ليست مثل من يك رگ پرتغالی دارد. من بسيار خوشحالم كه پيرس توانست از آسيب ديدگی جدی زانويش كه قبل از جام جهانی تابستان گذشته اتفاق افتاده بود، رهايی يابد. اين پسر محجوب در كار با توپ شگفت انگيز است. او مدام پيچ و تاب می خورد، می چرخد، بالا و پايين می پرد و حتی لنگ لنگان دست از بازی برنمی دارد. پيرس چنان در زمين مانور می دهد كه انگار كسی به غير او در زمين نيست. «بوب» به خاطر گل هايی كه می سازد و نيز گل های مهمی كه به ثمر می رساند مسلما يكی از بهترين هافبك های نفوذی دنياست. او امسال 10 گل در 18 بازی باشگاهی به ثمر رسانده است.

6 ـ لوئيس فيگو (رئال مادريد ـ 30 سال)

2 سال پيش من فيگو را يك ستاره درجه يك می دانستم. نه به خاطر اينكه پرتغالی است. وقتی او از بارسلونا به رئال مادريد نقل مكان می كرد بهترين بازيكن جهان بود. يك بال راست سحرآميز. ولی به خاطر بروز برخی مشكلات از جمله مصدوميت مچ پايش تلاش زيادی كرد تا بار ديگر به فرم دلخواه برسد. او بايد رنج و سختی را پس از شكست در يك جام جهانی ناقابل بر خود هموار می كرد. اكنون كه به لحاظ جسمانی بهبود يافته بار ديگر به بهترين حالتش نزديك شده. اگر چه احساس می كنم اين لوئيس در سرعت يكی دو قدم از آن لوئيس قديم عقب مانده است. فيگو بهترين عبوركننده از دفاع در موقعيت های تك به تك سرنوشت ساز است. وقتی گوش راست پرتغالی در بهترين وضعيت قرار داشته باشد، شما نمی توانيد متوقفش كنيد فقط می توانيد او را كنترل نماييد و تنها راه برای چنين كاری خطا كردن روی اوست.

7ـ الساندرو دل پيرو (يوونتوس ـ 28 ساله)

ممكن است آسيب ديده باشد ولی فصل درخشان ديگری را با به ثمر رساندن 16 گل در 25 بازی به پايان می برد. اين مرد خوش چهره ايتاليايی در انجام هر كاری در سطح باشگاهی موفق بوده و من تعجب نمی كنم اگر مدال های بيشتری در آينده نزديك به تالار افتخاراتش اضافه شود. آلكس با بازی منحصر به فردش در نقش فوروارد يا پشت مهاجمان می تواند از هر جا و در هر زمان امتياز كسب كند. در موقعيت های كم خطر هم او يك مهره مهلك و يك تهديد هميشگی به شمار می رود. اينكه او در جام جهانی 2002 جايی ثابت در تركيب ايتاليا نداشت برای من غيرقابل باور بود.

8ـ رائول (رئال مادريد ـ 25 سال)

اولين بازيكنی كه تاكنون بيش از 40 گل در ليگ قهرمانان به ثمر رسانده است. رائول هميشه از موهبت جای گيری مناسب در موقع حمله تيمش برخوردار بوده. او كه دارای مهارت های فوق العاده ای در گلزنی به شيوه های گوناگون است يك چهره بين المللی فوتبال اسپانيا محسوب می شود كه هميشه در هر نوع رقابتی نامش در ليست برترين گلزنان قرار می گيرد. از زمان اجرای اولين بازی اش در سن 17 سالگی رائول نه تنها برای طرفداران متعصب رئال بلكه برای تمام دوستداران فوتبال اسپانيا به يك بت بدل شده است. با همه اينها او هنوز با زدن 31 گل برای تيم ملی كشورش بهترين گلزن ملی كشورش به شمار می رود و احتمالا به اين زودی دست يافتنی نخواهد بود.

9ـ فرانچسكو توتی(رم ـ 26 ساله)

توتی حقيقتا معادل نام امپراتوری روم است. وقتی بازی می كند به نظر می رسد غول ايتاليايی هميشه شانس برنده شدن دارد. حتی وقتی آسيب ديده برای پيشبرد هر كاری تقلا می كند. اين فصل مثال بارزی از سختكوشی اوست. بازی او به عنوان فانتزيستای پشت سر دو مهاجم الهام بخش گلادياتورهای رومی است. با اين وجود رم در 24 بازی سری A تنها هشت پيروزی به دست آورده است. توتی در نقش يك هافبك آزاد پشت مهاجمين تيمش موثر است و وقتی برای گل زدن و خلق موقعيت های استثنايی برای هم تيمی هايش به سمت دروازه پيش می رود كاملا غيرقابل پيش بينی به نظر می رسد چنان كه اين فصل در 23 بازی او 15 بار توپ را به تور دروازه چسبانده و گل های زيادی خلق كرده. فرانچسكو آينده درخشانی پيش رو دارد و حتی می تواند بهترين بازيكن جهان باشد، البته اگر فوتبال ايتاليا اجازه بدهد.

10ـ ديه گو تريستان (دپورتيوو لاكرونيا ـ 27 ساله)

وقتی حرف از گلزن های بالفطره به ميان می آيد بهتر از او هم وجود دارد: كريستين ويری، آلن شيرر، آنری، آندره شوچنكو. همين اسامی كافی است تا نشان دهد من تريستان را فقط يك مهاجم نمی دانم. وقتی مجموعه عملكرد او را بررسی می كنيم او درست بالای اسامی فوق جا می گيرد. اين پسر خنده روی اهل مايوركا استعداد فوق العاده ای دارد و می تواند در مسيرش به سوی دروازه با دريبل های فريبنده خيلی راحت تغيير موقعيت دهد. او در كار با توپ اعجاب آور است و می تواند به راحتی آب خوردن از خارج محوطه جريمه گل بزند. اين فصل او مشكلاتی با مربی اش يعنی خاوير ايرورتا داشته كه زمان بازی اش را محدود كرده است ولی تريستان با اين مقدار كم كه بازی كرده توانسته است 17 گل در تمام رقابت های باشگاهی اش تا به امروز به ثمر رساند.

•••

پدرو پينتو كه در حال حاضر وزنه ای مهم در شبكه بين المللی ورزشی سی ان ان «CNN Sport Illustrated» به شمار می رود كار خود را از آگوست 1998 به عنوان نويسنده و گزارشگر ورزش های مختلف در اين شبكه آغاز كرده است. پينتو هم زمان سردبير برنامه ورزش كادرنو دياريو بود كه از شبكه دوم راديو و تلويزيون پرتغال (RIP2) پخش می شد و به دنبال مصاحبه ای مشهور با خورخه سامپايو رئيس جمهور پرتغال مورد توجه قرار گرفت. او فارغ التحصيل ارتباطات و تجارت از دانشكده های كارولينای شمالی و شارلوت است و تحصيلاتش را در زمينه خبرگزاری در دانشكده UNCC كارولينا ادامه داده است. پينتو سابقه كار در شبكه ورزشی NBC مخصوص كشورهای آمريكای جنوبی ـ به عنوان دبير خبرهای تصويری ـ همچنين شبكه بين المللی ورزش پرتغال «يورو واچ دپورتيوو» و تايم دانشگاهی ـ به عنوان نويسنده ورزشی در چهار رشته گوناگون ـ را داراست. او در حال حاضر مجری اصلی بخش ورزشی شبكه ماهواره ای CNN محسوب می شود و در سايت اينترنتی (CNNSI.com) به عنوان نويسنده مقالات و مسئول بخش تعامل با مخاطبان «Interactive mailbag» حضور دارد.


مخاطبان پدرو پينتو در سايت CNNSI درباره ليست 10 بازيكن برتر جهان كه به عنوان مطلب اصلی آورده ايم با او چنين تبادل نظر كرده اند:

نيك اسپانو ـ فرنداله (ايتاليا)

پدرو من نظر تو را تحسين می كنم فقط نمی دانم چرا بازيكنی مثل ويری كه سابقه آقای گلی در لاليگا و سری A را دارد و دو فصل اخير ماشين گلزنی اينتر بوده در ليست تو حضور ندارد ولی بازيكنانی مثل توتی و تريستان جزو ده نفر اول قرار گرفته اند؟ ويری ممكن است بهترين گلزن جهان باشد، حتی می پذيرم كه استعداد او در تمام كنندگی و جايگيری خارق العاده است. اما در معرفی بهترين ها مجموعه توانايی های يك بازيكن را در نظر می گيرند. آيا ويری می تواند برای خودش يا ديگران موقعيت گل بسازد؟ پس او مثل آنری، توتی، رائول يا تريستان قائم به ذات نيست.

ساس ـ بوستون (آمريكا)

چرا ديويد بكام، رود فان نيستل روی و ترزگه در ليست تو نيستند. فكر می كنم لازم باشد بيشتر فوتبال تماشا كنی. ببينم پدرو تو اصلا می دانی فوتبال چيست؟ ساس عزيز، فكر نمی كنم آدم های زيادی وجود داشته باشند كه بيشتر از من فوتبال نگاه كنند. پسر مثل اينكه تو نمی دانی من اصلا پرتغالی هستم و ديوانه فوتبال. نگاهی به ليست بالا يا هر ليست ديگری از بازيكنان نخبه بالا بيانداز. پله، رونالدو، ريوالدو، روبرتو كارلوس، فيگو، روی كوشتا و. . . همه اينها به زبان من سخن می گويند. چه برزيلی باشند چه پرتغالی. اتفاقا من فكر می كنم فوتبال را خيلی خوب می شناسم زيرا بيشتر عمرم را روی شناخت آن گذاشته ام. بنابراين سعی می كنم تو را قانع كنم. در مورد بكام! او يك سانتركننده بزرگ و يك خطر هميشگی روی ضربات آزاد پشت هجده قدم است اما فكر نمی كنم او بتواند جريان بازی را در دست بگيرد. اين همان چيزی است كه يك بازيكن نخبه بايد از عهده اش برآيد. اما در مورد فان نيستل روی و ترزگه! آنها مهاجمان خوبی هستند، اما من ويری را به آنها ترجيح می دهم و قبلا هم ذكر كردم چرا ويری در ليست من نيست.

ونسان ـ پاريس

مدافعان در ليست تو حضور ندارند؟ چرا؟ الساندرو نستا يا ريو فرديناند كجا غيبشان زده؟ روبرتو كارلوس هم يك دفاع كامل نيست و بيشتر به خاطر شركت در حملات مورد توجه قرار می گيرد. هافبك های تو همه دريبل زن هستند اما خبری از ميشائيل بالاك در ليست تو نيست. او يكی از باهوش ترين بازيكنان حال حاضر دنيا و گلزن ترين هافبك است كه چه در لوركوزن، چه در بايرن مونيخ و چه در تيم ملی آلمان نيروی محركه اصلی تيم بوده است. من روبرتو كارلوس را به اين خاطر انتخاب كردم كه هم می تواند در حمله تاثيرگذار باشد و هم در دفاع. او می تواند هر دو سمت زمين را در دست بگيرد. پيشتر مالدينی، فرناندو هيرو يا رونالد كومان چنين حالتی داشتند. آنها می توانستند با يك تكل نفس گير حمله حريف را متوقف كنند، توپ را به عمق دفاع رقيب بفرستند و ضدحمله ای كاری را طراحی كنند. فرديناند چنين استعدادی دارد و از او بالاتر كريستين چيووی رومانيايی ليبروی آژاكس است. اما نستا؟ او يك تكل زن خوب و بازی خوانی مجرب است. اما وقتی توپ را دفع كرد ديگر نقشی در بازی ندارد. پس او هم يك كريستين ويری ديگر است اما در عقب زمين. در مورد بالاك بايد بگويم كه او تداوم نداشته است. فصل قبل با لوركوزن عالی بود اما هنوز بايد زمان زيادی بگذرد تا خود را در بايرن پيدا كند شايد در آينده او به جمع ده مرد برتر فوتبال راه يابد.

وافيك ان سولی - لندن

چرا هيچ بازيكن انگليسی تباری در ليست ده نفره تو نيست؟ مگر ايتاليايی ها و فرانسوی ها در جام جهانی چقدر پيش رفتند؟ مثلا تيری آنری يك مهاجم كامل نيست زيرا هنوز هيچ ايده ای برای زدن ضربات سر ندارد. روبرتو كارلوس نمی تواند دفاع كند. دوره دل پيرو سرآمده! تريستان!!؟ او ديگر از كجا پيدايش شده؟ فرانسه به اين خاطر خيلی زود از گردونه جام جهانی خارج شد كه اكثر بازيكنان كليدی اش مصدوم يا نيمه مصدوم بودند. زيدان كه مصدوم بود، همين طور پيرس. تورام كاملا از پا افتاده به نظر می رسيد. لبوف و دزايی تنها دو سه ماه قبل از جام جهانی وارد دوران نقاهت پس از مصدوميت شده بودند. در ضمن اشتباه لومر در به كار بردن همان تاكتيك های قديمی نيز قابل تامل بود. ايتاليا هم از سرمربی محافظه كارش ضربه خورد. اگر بازيكنی انگليسی در اين ليست حضور ندارد صرفا به خاطر اين است كه من شايستگی های كمتری در آنها ديده ام. مورد بكام را كه شرح دادم. اوون هم فقط يك مهاجم تند و تيز است كه فرصت های بی شماری را از دست می دهد. فرديناند؟ او هنوز كامل نشده. به نظر من استيون جرارد بهترين بازيكن جزيره است. او می تواند به خوبی پاس بدهد، دريبل كند، تكل برود، شوت بزند و تغيير موقعيت دهد. اگر او به رشدش ادامه دهد می تواند خودش را در سطح جهانی هم مطرح كند. چرا كه نه؟

گاش - نيويورك

پدرو چرا نامی از پاول ندود نبرده ای، او آدرنالين خالص است و هميشه خطرناك به نظر می رسد. ندود حجم وسيعی از كارها، از توپ دزدی ميان زمين، تكل رفتن بازی سازی و تمام كنندگان را انجام می دهد و تازه در هنگام دفاع هم موثر است. تو نوشته ای كه زيدان برای رئال گل می زند اما رئال با زيدان برنده نمی شود. در حالی كه يووه با ندود است كه پيروز می شود. ندود بهترين فصل دوره بازيگری اش را پشت سر گذاشته. وقتی دل پيرو مصدوم شد او سعی كرد توانايی هايش را تا سطح استاد ايتاليايی گسترش داده و جای او را پر كند. اما كلاس بازی چيزی متفاوت از تاثيرگذاری است. يك تابلوی نقاشی يا يك فيلم زيبا نيازی به آمار و ارقام توصيفی ندارد. مقايسه بين زيدان و ندود را بايد به وجدان هنر فوتبال واگذارد.


آران : فصل داغ فوتبال فرا رسيده است. مثل هميشه رويكردهای گوناگونی به «بازی زيبا»وجود دارند كه براساس ميزان آگاهی و نوع شناخت مردم از فوتبال و تيم ها جهت می گيرند. مثل هميشه بزرگترين طيف «تماشاگران» را كسانی تشكيل می دهند كه از دريچه تنگ طرفداری متعصبانه از تيم مورد علاقه شان اين برخورد بزرگ را نگاه می كنند. در طيف مزبور كسانی هم وجود دارند كه تيم محبوب شان از رسيدن به مراحل پايانی بازمانده و احيانا واكنش آنها توأم با حسادت و تنفر نسبت به تيم های موفق خواهد بود. در تقابل با طيف تماشاگران توده گرا، طيفی بسيار كوچك اما نخبه گرا به چشم می خورد كه سعی دارد به شناختی متنی يا تعريفی جامع از فوتبال آن هم براساس دگم های شخصی يا ايده آل هايی متضاد، دست يابد. طيفی كه برای فوتبال شناسه هايی جديد تعريف می كند. البته همان طور كه مرزبندی پررنگی ميان دو طيف بالا وجود ندارد، در داخل هريك از طيف ها نيز نگاهی همگن حاكم نيست. بسيار محتمل است كه «تماشاگران توده» و «تماشاگران نخبه» خصوصيات يكديگر را به عاريت گيرند تا به چالش های عقلانی يا احساسی خود پاسخ گويند. آنچه مرز نسبی ميان اين دو طيف را مشخص می كند نوع نگرش به پديده فوتبال است نه الزاماطرفداری از تيم هايی كه بدان می پردازند. حتی كسانی كه طرفدار يك تيم به خصوص هستند نيز خود به دو بخش هواداران توده و نخبه تقسيم بندی می شوند. هواداران توده، تيم شان و هر سمبل و نشانه ای متعلق به آن را می پرستند يا دستاويزی برای غليان عواطف و احساساتشان قرار می دهند. در ميان آنان اگر ظاهرا تحليلی هم به چشم بخورد سطحی است، زيرا آنها به هيچ وجه حاضر نيستند لذت تفريح و سرگرمی با فوتبال را با دغدغه های فكری نسبت به آن زايل سازند. وقتی از فوتبال حرف می زنند به نظر می رسد در حوزه ای كوچك، سليقه ای و حاشيه ای از گستره تعريف فوتبال محدود شده اند و قصد دارند تمامی ابزار و ادوات مورد نياز برای يك استنتاج منطقی را به طور سردستی از همين حوزه محدود برگيرند كه كاری غيرممكن است.

می توان اين طيف را «توده مصرف كننده فوتبال» نيز نام نهاد كه البته وجودشان برای رونق بازار صنعت فوتبال حياتی است. اما صنعت فوتبال برپايه مبانی علمی ورزشی و جامعه شناسی شكل گرفته و مزيت طيف تماشاگران نخبه در اين است كه اگر به محتوای حقيقی فوتبال تسلط نداشته باشند لااقل آن را به رسميت می شناسند. براساس درجه نزديكی هواداران نخبه به مفاهيم فوق، تقسيم بندی ديگری در داخل طيف مزبور به وجود می آيد: «حاميان هوشمند»اينها گروهی بسيار موثرند كه از دل طيف نخبه بيرون می آيند و ديگر لفظ هوادار در موردشان صادق نيست. زيرا عملا مكانيزم فوتبال را حمايت كرده و جهت می دهند. در اينجا طيف نخبه كه نقش واسطه ميان عوام و خواص جامعه فوتبال ايجاد كرده بدين خاطر اهميت می يابد كه «حاميان هوشمند» از دل آن زاده شده اند. حاميانی كه گستره ای از مشاغل و مراتب اجتماعی را در بر می گيرند و در قالب روزنامه نگار، وابسته محلی يا خبری، عامل تبليغاتی، تكنسين، بازيكن، مربی، مشاور، مدير و حاميان مالی، سياسی و اجتماعی منشاء رشد و گسترش فوتبال باشگاهی می شوند.


فروش بليت های المپيك 2004 آتن

بليت های شركت در مسابقات المپيك 2004 آتن از روز دوشنبه به فروش گذاشته شده اند. سازمان دهندگان يونانی اين بازی ها مردم را دعوت كرده اند تا هر چه زودتر برای خريد بليت اقدام كنند، چون ممكن است به همين زودی بليت ها تمام شوند. سه ميليون بليت به فروش گذاشته شده و قيمت آنها هم از يازده يورو برای يك صندلی تا 71 هزار يورو برای يكسری جا كه «تجربه المپيك» نام دارد در نوسان است. قيمت متوسط يك صندلی 35 يورو است كه نسبت به بازی های المپيك سيدنی 2000 از كاهشی نزديك به 53 يورو برخوردار است. هزينه بليت بازی های مهم مثل فينال شنا و دو و ميدانی هم بين 40 تا 90 يورو است. يك صندلی برای افتتاحيه روز سيزدهم اوت 2004 بين 100 تا 950 يورو قيمت دارد. سازمان دهندگان اين بازی ها می گويند كه برای شركت در افتتاحيه، چهار برابر بيش از بازی ها درخواست داشته اند. ظرفيت استاديوم المپيك، محل برگزاری اين افتتاحيه هفتاد هزار نفری است. ساخت وساز برای اين بازی ها هنوز ادامه دارد. سه ميليون بليت برای شركت در اين چنين استاديوم هايی كه هنوز ساخته نشده اند از روز دوشنبه به مردم سراسر جهان فروخته شده اند.

سرنا ويليامز هميشه در اوج

سرنا ويليامز همچنان در راس ليست طبقه بندی بهترين تنيس بازان زن جهان قرار دارد. اما خواهرش ونوس به جايگاه سوم سقوط كرده است. كيم كليجسترز بلژيكی كه سال گذشته در جايگاه سوم قرار داشت، امسال به مكان دوم صعود كرده است. اين ليست كه نام بيست تنيسور برتر جهان در آن ثبت شده اواسط هفته توسط فدراسيون بين المللی اعلام شد.

خوان پابلو مونتويا بدون گواهينامه

خوان پابلو مونتويا يكی از رانندگان فرمول يك به علت رانندگی با سرعت 204 كيلومتر در ساعت در يكی از بزرگراه های فرانسه ناچار شد گواهينامه رانندگی خود را تحويل مامورين راهنمايی و رانندگی اين كشور بدهد.مامورين فرانسوی اعلام كرده اند كه پس از مشاهده سرعت بالای او در بزرگراه A8 بين فرژ وس و لوموی به سرعت با موتور به تعقيبش پرداخته اند. اين راننده كلمبيايی سوار بر يك بی ام و مدل X5 با سرعت 204 كيلومتر بر ساعت در حركت بود. نداشتن گواهينامه رانندگی تنها می تواند در جابه جايی های شخصی اين قهرمان به خصوص در موناكو، جايی كه زندگی می كند تاثير منفی داشته باشد. او به راحتی می تواند در مسابقات بعدی جايزه بزرگ كه در اتريش برگزار می شود، شركت كند.

گسترش مرزهای ورزشی اتحاديه اروپا

«باشگاه های اروپايی حق ندارند اتباع كشورهايی را كه با اتحاديه اروپا قرارداد شراكت امضا كرده اند اخراج كنند. » روز پنج شنبه هشتم ماه مه، ديوان عدالت جوامع اروپا در مورد پرونده يك بازيكن اسلواك در فدراسيون هندبال آلمان چنين رايی صادر كرد. موراس كولپاك، تبعه اسلواكی و ساكن آلمان از ماه مارس سال 1997 دروازه بان حرفه ای تيم دسته دومی اوسترينگن است و فدراسيون هندبال آلمان به دليل مليت او، مجوز A برايش صادر كرده است. اما اين مجوز به او اجازه نمی دهد كه در شرايطی مشابه با يك بازيكن اروپايی در رقابت های مختلف شركت كند. طبق قوانين فدرال يك باشگاه نمی تواند بيش از دو بازيكن دارای مجوز A را در رقابت های ليگ يا جام های مختلف به خدمت بگيرد. موراس كولپاك مجوزی درخواست كرده كه اين محدوديت ها را نداشته باشد و اعلام كرده كه قرارداد امضا شده در سال 1993 بين اتحاديه اروپا و جمهوری اسلواكی هر نوع تبعيضی در مورد مليت را منع می كند. اين قرارداد بايد يك چارچوب اختصاصی برای ورود تدريجی اسلواكی به جامعه اروپا داشته باشد. دادگاه لوگزامبورگ خاطرنشان می كند كه موعد اين قرارداد مخالف آن است كه باشگاه ها تعداد محدودی بازيكن از كشورهای ديگری كه عضو و همسو با فضای اقتصادی اروپا نيستند، استخدام كنند.

مسئولين قضايی خاطرنشان می كنند كه منع تبعيض نه تنها در مورد اعمال مسئولين عمومی مورد نظر است، بلكه در مورد قوانين صادر شده توسط مجامع ورزشی كه شرايط انجام يك فعاليت ورزشی توسط ورزشكاران حرفه ای را به آنها تكليف می كنند مصداق دارد. قرارداد شراكتی كه اتحاديه اروپا را به اسلواكی مربوط می كند هيچ آزادی عملی برای اسلواكی ها در نظر نگرفته است. اين قرارداد حق برابری حقوق كسانی را كه قانونا در زمين كشور عضو، استخدام شده اند، تحميل می كند. وضعيت موراس كولپاك كه به نظر آنها قربانی اين تبعيض شده نيز چنين است. اين قانون منع، ورزشكاران بسياری را شامل می شود. چرا كه اتحاديه اروپا قراردادهای شراكت بسياری با صدها كشور مختلف به امضا رسانده است. در واقع اين كشورها مايل به عضويت در اتحاديه اروپا هستند. اما 76 كشور واقع در منطقه آفريقا، كارائيب، اقيانوس آرام و كشورهای مغرب نيز قراردادهای شراكت مشابهی به امضا رسانده اند.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو