Persian Archive

• روزهای سخت
• روزنه ای در يک پادشاهی
• گرگی که بره شد
• تقسيم عراق و منافع ايران
• شورای امنيت در انتظار مصالحه
• عمليات انتحاری در چچن
• قدرتمندترين تانك جهان در چين
• اعلان جنگ عليه تونی بلر
• دور چهارم مذاكرات
• كميته دموكراسی
• اظهارات «كشكی» در محفل خودمانی
• اساسی ترين چالش
• «مقاومت مدنی» به جای استعفا
• پروژه های امنيتی
• تشكيل يك كميته ديگر
• وب سايت جديد با نامه «پاول»


زهرا ابراهيمی

دو لايحه، همه پرسی، استعفا، سه كلمه ای بودند كه هفته گذشته بيشتر از هر كلمه ديگری در راهروهای مجلس شنيده می شد. لوايح

دو لايحه ای كه رئيس جمهوری برای تداوم اصلاحات به مجلس ارائه داده بود، پس از بررسی در جلسات علنی مجلس به شورای نگهبان فرستاده شد. اين شورا از لايحه 49 ماده ای انتخابات 36 ايراد گرفت و آن را به مجلس پس فرستاد. آن قدر جو مجلس نااميد از رفع ايرادهای شورای نگهبان بود كه كروبی ناچار شد كميته ای تشكيل دهد تا پيش از طی مراحل قانونی كار با انجام رايزنی زمينه تفاهم را ايجاد كند. او بلافاصله نفرات برگزيده خود را برای عضويت در اين كميته مشخص كرد، دولت نيز نمايندگان خود را برای حضور در اين كميته معرفی كرد. اما از نمايندگان شورای نگهبان خبری نشد. ظاهرا شورای نگهبان دليلی نمی ديد كه نظرات خود را در كميته ای مطرح كند كه هيچ وظايف و اختيارات قانونی ندارد، آنها ترجيح می دهند كه مسير كار به شكل عادی و در كميسيون مربوطه طی شود. در نخستين جلسه ای كه برای بررسی ايرادهای شورای نگهبان به لايحه اصلاح قانون انتخابات در كميسيون امنيت ملی و سياست خارجی تشكيل شد يك حقوقدان (ابراهيم عزيزی) و يك فقيه (آيت الله رضوانی) شورای نگهبان شركت كردند، همين نخستين جلسه كافی بود كه نمايندگان به طور كلی از به نتيجه رسيدن كار اين لايحه آن طور كه مورد نظر رئيس جمهور و مجلس است نااميد شوند. علت نااميدی در همان جلسه اول، اين بود كه موضوع نظارت استصوابی به عنوان ماده يك لايحه و مهم ترين چالش بين شورای نگهبان و مجلس در اين روز مطرح شد. اعضای شورای نگهبان گفتند كه اين شورا تفسير خود را از نظارت در قانون اساسی (كه استصوابی است) اعلام كرده و هيچ نوع نظارت ديگری را قبول ندارد. همچنين در مورد احراز صلاحيت ها، شورای نگهبان كماكان بر نظر قبلی خود تاكيد دارد، آنها گفتند كه ما بايد شرايط نمايندگی را احراز كنيم و به قاطعيت برسيم به عبارت ديگر اصل بر برائت نيست، اگر شرط مسلمان بودن برای كانديدا وجود دارد، مسلمانی او بايد بر ما اثبات شود. در غير اين صورت ما تاييد صلاحيت نمی كنيم، نمايندگان در اين جلسه، آشكارا از رايی كه به ابراهيم عزيزی داده بودند تا به عنوان حقوقدان به شورای نگهبان برود ابراز پشيمانی كردند، آنها گفتند كه انتظارشان آن بود كه عزيزی به عنوان يك حقوقدان حداقل اصل برائت را قبول داشته باشد و او گفته بود كه براساس نظرات كارشناسی خود عمل می كند. وقتی به اعضای شورای نگهبان گفته شد كه برای انتخاب رئيس جمهور و يا اعضای مجلس خبرگان رهبری شرايط سهل تری وجود دارد و يا مردم برای انتخاب مرجع تقليد خود اين مراحل سخت را طی نمی كنند شما چرا سخت گيری می كنيد؟ آنها باكی نداشتند فقط گفتند تا وقتی كه ما هستيم به تكليف خود عمل می كنيم و اگر شما آمديد جور ديگری عمل كنيد.

اعضای شورای نگهبان گفتند كه نظارت شورای نگهبان مطلق است و هيچ قانونی نمی تواند آن را محدود كند لذا آنچه شما در ماده يك نوشته ايد كه نظارت شورای نگهبان بر انتخابات به موجب «اين قانون» خواهد بود، «اين قانون» را قبول نداريم زيرا نظارت ما را محدود می كند و با تفسير ما از مطلق بودن نظارت منافات دارد. به هر صورت اين جلسه هيچ نقطه وفاقی نداشت. نمايندگان در اين جلسه فهميدند كه حمايت از نظارت استصوابی شورای نگهبان قوی تر از آن است كه مجلس توان حذف آن را داشته باشد. و اما در مورد لايحه تبيين اختيارات رياست جمهوری كه گفته می شد نسبت به لايحه انتخابات حساسيت كمتری داشت شورای نگهبان نظر خود را در رد اين لايحه نيز اعلام كرد. به اين ترتيب هر دو لايحه رئيس جمهوری ظرف كمتر از دو ماه از سوی شورای نگهبان رد شد. مهم ترين قسمت اين لايحه كه علت وجودی آن هم هست مربوط به احكام دادگاه ها است كه به رئيس جمهور اجازه داده كه در صورت نقض قانون اساسی، اجرای حكم را متوقف كند تا پس از بررسی موضوع در يك شعبه ديوانعالی كشور در صورتی كه نظر رئيس جمهور تاييد شد حكم، نقض گردد و در غير اين صورت به دايره اجرا سپرده شود.

بی ترديد علت ارائه اين لايحه به مجلس، استنكاف از پذيرش اخطار قانون اساسی رئيس جمهور نسبت به احكام دادگاه ها به ويژه در خصوص احضار و بازداشت نمايندگان مجلس بود و شكی هم وجود نداشت كه شورای نگهبان اين بخش از لايحه اختيارات را مغاير اصل تفكيك قوا در قانون اساسی نداند و ترديدی نيست كه بحث در مورد اين قسمت، يكی از چالش های كاری بين شورای نگهبان و مجلس است و تجربه ثابت كرده كه نمی توان چندان اميدی هم به حل اين چالش داشت.

رفراندوم

اواخر سال 81 وقتی كار بررسی لايحه تبيين اختيارات رياست جمهوری به پايان رسيد، نمايندگان جناح اصلاح طلب كه سرنوشت نهايی دو لايحه رئيس جمهور را حدس می زدند، طرح نحوه انجام همه پرسی را تقديم مجلس كردند. پيش از اينكه اين طرح آماده شود همه بحث ها، در مورد سرنوشت آن مطرح شد از جمله اينكه شورای نگهبان قطعا آن را تاييد نمی كند. در جلسه ای كه اين موضوع در آن بررسی می شد، كسانی پيشنهاد كردند به جای ارائه اين طرح كه اصلاح آيين نامه داخلی است و بايد حداقل دو سوم آرای نمايندگان را كسب كند و از اين نظر نسبت به ساير طرح ها و لوايح عادی، مشكل بيشتری دارد و شورای نگهبان نيز آن را رد می كند، طرح تشكيل كميسيون ويژه بررسی عملكرد شورای نگهبان در بررسی صلاحيت داوطلبان نمايندگی مجلس ششم تنظيم و ارائه شود، پيشنهاددهندگان پيش بينی می كردند كه تشكيل اين كميسيون كه به نوعی تحقيق و تفحص از عملكرد شورای نگهبان بوده و نتيجه آن طبيعتا به نفع اين شورا نخواهد بود، می تواند عامل فشاری باشد كه اين شورا بر سر آن دو لايحه كوتاه بيايد زيرا گزارش كميسيون ويژه ضربه ديگری به جايگاه شورای نگهبان وارد می كند. اين پيشنهاد مورد توافق قرار نگرفت و بنا شد نمايندگان مسير قانونی را طی كنند. با اين تصميم، طرح نحوه انجام همه پرسی تنظيم شد. چون نماينده ای نبود كه احتمال تاييد اين طرح را از سوی شورای نگهبان بدهد، عده ای گفتند طرح همه پرسی پوست خربزه ای زير پای مجلس است تا موضوع رفراندوم در كش وقوس بررسی و تاييد اين طرح به مرحله اجرايی نرسد. كسانی كه طرح را پوست خربزه می دانستند استدلال می كردند كه مجلس بدون اينكه بر سر راه خود مانعی به نام نحوه انجام همه پرسی قرار دهد تا در رفت و برگشت از شورای نگهبان و احتمالا مجمع تشخيص مصلحت نظام زمان را از دست بدهد، می تواند اقدام به رای گيری از مجلس برای برگزاری رفراندوم راجع به دو لايحه رئيس جمهور كرده و پس از تصويب، رسما از وزارت كشور بخواهد كه اين رفراندوم را برگزار كند. اما مخالفان با اشاره به سكوت آيين نامه داخلی مجلس در مورد چگونگی ارائه و بررسی تقاضای همه پرسی در مجلس تاكيد می كردند نياز به اصلاح آيين نامه وجود دارد و بدون آن امكان طرح تقاضای همه پرسی نمايندگان نيست.

آنان با طرح سوال هايی از اين قبيل كه تقاضای همه پرسی اگر از سوی يك نماينده مطرح شود قابل طرح است يا خير؟ تقاضای همه پرسی چند امضا لازم دارد؟ چه كميسيونی موظف به بررسی آن است؟ آيا به صورت دو شوری در مجلس رسيدگی می شود و يا يك شوری است؟ بحث موافق و مخالف در مورد آن ضروری است يا خير؟ مقدار زمان بررسی تقاضا چقدر باشد؟. . . بر ضرورت ارائه طرح نحوه انجام همه پرسی تاكيد می كردند. بالاخره طرح آماده و پس از بررسی در كميسيون امنيت ملی و سياست خارجی، گزارش آن به مجلس داده شد. چون طرح يك فوريتی بود بايد مباحث مربوط به كليات و جزييات آن يك جا بررسی و تصويب می شد. برخلاف دو لايحه رئيس جمهور كه نمايندگان جناح اقليت برای به درازا كشاندن زمان بررسی آن پيشنهادهای زيادی مطرح كرده بودند، در مورد اين طرح پيشنهاد چندانی به كميسيون نرسيده لذا نمايندگان نمی توانستند پيشنهادهای فی البداهه در جلسه علنی داشته باشند.

به هنگام بررسی كليات، بحث اصلی در مورد اختياری بود كه در اين طرح به رئيس جمهوری داده شد كه او هم می تواند همانند نمايندگان مجلس تقاضای همه پرسی در يك موضوع مهم را داشته باشد. مخالفان طرح كه عمدتا وابسته به جناح اقليت مجلس بودند اصرار داشتند كه تقاضای رئيس جمهور را مقيد به بررسی آن در هيأت وزيران و تصويب از سوی آنان كنند تا به صورت لايحه قابل ارائه به مجلس باشد. مخالفان همچنين وجود شرايط خاص را برای درخواست همه پرسی ضروری می دانستند كه در طرح به آن اشاره نشده بود. در مجموع استدلال های مخالفان برای رد طرح نحوه انجام همه پرسی كه اصلاحيه ای بر آيين نامه داخلی بود بنيان محكمی نداشت و نشان دهنده موضع سياسی آنها در قبال خواسته اصلاح طلبان برای زمينه سازی انجام رفراندوم بود. آنها مخالف چيزی بودند كه بعدا قرار بود با استفاده از مواد آيين نامه داخلی اجرا شود. پس از پايان زمان بحث در مورد كليات طرح، رای گيری با قيام و قعود انجام شد و رئيس اعلام كرد كه طرح تصويب شد، اما مخالفان، درخواست تشكيك دادند تا يك بار ديگر رای گيری به صورت علنی و با ورقه انجام شود. آنها اميد داشتند كه با كار توضيحی، نظر مخالف عده ای را جلب كنند تا با توجه به مشكل بودن كسب آرای دو سوم نمايندگان روزنه ای برای رد طرح باز شود. جناح اقليت ترجيح می داد با رد طرح، چالش ديگری برای شورای نگهبان ايجاد نشود. رای گيری با ورقه به جلسه بعد موكول شد، زمانی كه ديگر نمايندگان از حال و هوای بحث كليات خارج شده اند، نگرانی اصلاح طلبان از احتمال رد طرح به دليل نياز به آرای بيشتر، باعث شد كه رايزنی ها آغاز شود.

اما آنها در اين رايزنی ها متوجه شدند كه عده ای از همفكران خودشان حاضر به رای دادن نيستند هر چند كه در قيام وقعود و به دليل مشخص شدن موضع آنها، از جای خود بلند شده بودند. اين عده كسانی هستند كه ترجيح می دهند روند امور به صورت كدخدامنشی و آرام مورد حل و فصل قرار گيرد و همواره نفرات اصلی و فعال مجلس را به دليل پيگيری خواسته های اصلاح طلبانه مورد شماتت قرار می دهند. به هر حال رای گيری انجام شد و از مجموع 217 نماينده حاضر در جلسه 152 رای مثبت، 47 رای منفی و 6 رای ممتنع بود. كليات تصويب شد تنها هشت رای بيشتر از دو سوم آرا به نفع طرح در گلدان ها ريخته شده بود. پس از تصويب كليات بحث جزييات آغاز شد. نمايندگان كه فقط مجاز به طرح پيشنهادهای حذف كننده كلمات، جملات و يا كل ماده و تبصره ای طرح بودند، درخواست كردند كه با حذف كلمه «رئيس جمهور» وی از ارائه درخواست همه پرسی ممنوع شود. اين پيشنهاد تصويب نشد. كروبی گفت در قانونی كه مجلس سوم در مورد همه پرسی تصويب كرده است، رئيس جمهور نيز می تواند درخواست رفراندوم كند و شورای نگهبان هم اين قانون را تاييد كرده است، اما مخالفان اصرار داشتند كه كلمه رئيس جمهور به هيأت وزيران و دولت تغيير كند تا او فقط از طريق ارائه لايحه و نه درخواست شخصی و فردی، مسئله رفراندوم و انجام آن را از مجلس بخواهد. اين پيشنهاد تصويب نشد.

محسن ميردامادی رئيس كميسيون امنيت ملی هم پيشنهاد كرد كه با اضافه كردن يك تبصره، زمينه ای فراهم شود تا در صورت رد پيشنهاد رئيس جمهور در مجلس وی بتواند مجددا با ايجاد اصلاحاتی در پيشنهاد همه پرسی خود آن را دوباره به مجلس ارائه كند. ميردامادی علت طرح اين پيشنهاد خود را مهم بودن موضوع رفراندوم و حق مستقل نمايندگان جهت ارائه پيشنهاد انجام همه پرسی دانست و گفت: وقتی مجلس می تواند خود پيشنهاد رفراندوم بدهد دليلی ندارد كه در پيشنهاد رئيس جمهور آن قدر تغيير به وجود آورد كه ديگر آن پيشنهاد، نظر به رئيس جمهور نباشد. مهدی كروبی كه طی سه سال گذشته و در مقام رياست مجلس، هيچ گاه از وقت موافق و مخالف پيشنهادی استفاده نكرده بود، اين بار وقت مخالفت با پيشنهاد ميردامادی را از يك نماينده ديگر گرفت و گفت دليل ندارد كه اگر چيزی را مجلس رد كرد آن را مجددا به دولت بفرستيم تا اصلاح كند. پيشنهاد ميردامادی و اظهارات كروبی كمی قضايا را پيچيده كرد، اگر چه رئيس كميسيون امنيت ملی به حق می خواست تا حق رئيس جمهور در ارائه درخواست رفراندوم به مجلس حفظ شود. كروبی هم تلاش می كرد تا حق مجلس در تاييد يا رد پيشنهاد رفراندوم رئيس جمهوری محفوظ بماند. پيشنهاد ميردامادی تصويب نشد و در نهايت آنچه كه به تصويب رسيد در جهت حق مجلس برای تغيير و رد يا قبول پيشنهاد رئيس جمهور برای رفراندوم بود، هر چند كه رئيس جمهور نيز می تواند اگر پيشنهادش رد شد، درخواست ديگری برای رفراندوم بدهد. ولی اگر پيشنهادش 180 درجه در مجلس تغيير كرد ديگر كاری از دست او بر نخواهد آمد. با اتمام كار بررسی طرح نحوه انجام همه پرسی كه در آن پيش بينی شده بود كميسيون ويژه ای برای درخواست رفراندوم كه از سوی يكصد نماينده يا رئيس جمهور مطرح شده تشكيل شود طرح برای اظهارنظر نهايی به شورای نگهبان ارسال شد تا سرنوشت آن چه باشد؟

استعفا

در كنار طرح علنی مسائل مربوط به دو لايحه و طرح همه پرسی، تحركات نمايندگان به ويژه فراكسيون مشاركت به عنوان اصلی ترين فراكسيون جبهه دوم خرداد برای برنامه ريزی تصميم گيری های آينده به ويژه در شرايط رد «دو لايحه» «طرح همه پرسی» مجلس توسط شورای نگهبان، جريان داشت. فراكسيون مشاركت با تكثير يك فرم نظرسنجی، از تعدادی از نمايندگان كه انتظار می رفت در تصميمات آينده اصلاح طلبان، مشاركت بيشتری داشته باشند خواست تا عقيده خود را در مورد انجام «رفراندوم» راجع به دو لايحه رئيس جمهور، «استعفا» و يا «طی مراحل قانونی» بررسی دو لايحه و انجام رايزنی مطرح كنند. دو گزينه رفراندوم و استعفا بيشترين طرفدار را داشت زيرا كسانی كه فرم را پر می كردند از طی مراحل قانونی كار كاملا نااميد بودند. هر چند كه طرفداران رفراندوم هم نسبت به رفع محدوديت های اين راه حل اميدوار نبودند، به همين جهت بحث استعفا داغ تر شد. به طوری كه موضوع به جلسه داخلی شورای مركزی مجمع روحانيون مبارز كه رئيس جمهور نيز در آن شركت داشت كشيده شد. در اين جلسه، تمام نتايج حاصل از استعفای نمايندگان و اعضای دولت مورد بررسی دقيق قرار گرفت. محمد موسوی خوئينی ها مدير مسئول روزنامه توقيف شده سلام در اين بحث ها فعال بود، نخستين خبر در مورد تصميمات اين جلسه را روزنامه رسالت به چاپ رساند، اين روزنامه نوشت كه محمد خاتمی رئيس جمهور به شدت در برابر پيشنهاد استعفا مقاومت كرده و نمايندگان را مورد انتقاد شديد قرار داده است. ظاهرا محمد موسوی خوئينی ها اين راه حل را به نفع كل نظام و اصلاح طلبان ارزيابی نكرده است. البته خبرهای مخالف نوشته روزنامه رسالت در مورد موضع رئيس جمهوری نيز مطرح می شد. به نظر می رسيد مجمع روحانيون مبارز تصميم خود در مورد مخالفت با استعفا را گرفته است و در اين وادی وارد نخواهد شد. حوادث روزهای بعد هم نشان داد كه آنها برای جلوگيری از برنامه رفراندوم و يا استعفا از هيچ تلاشی فروگذار نخواهند كرد.

فراكسيون مشاركت، برای جمع بندی نظرات نمايندگان در فرم نظرسنجی، تصميم به تشكيل جلسه گرفت، آنها از نمايندگان خارج از فراكسيون خود نيز دعوت كردند كه در اين جلسه شركت كنند اما اعضای هيأت رئيسه فراكسيون جبهه دوم خرداد اين دعوت را نوعی دور زدن هيأت رئيسه برای تشكيل مجمع عمومی فراكسيون جبهه دوم خرداد ارزيابی كرده و فراكسيون مشاركت را از انجام اين مهم برحذر داشتند. فراكسيون مشاركت نيز برای كاهش اختلافات، جلسه خود را كه قرار بود در صحن علنی مجلس تشكيل شود به ساختمان حزب مشاركت منتقل كرد. به نظر می رسيد نمايندگان موثر فراكسيون های كوچك تر جبهه دوم خرداد از تشكيل مجمع عمومی از آن جهت جلوگيری می كند كه فراكسيون مشاركت نتواند تعداد بيشتری از نمايندگان را با خود همراه كند، آنها تشكيل جلسات هيأت رئيسه فراكسيون را كافی دانسته اند. پيش از تشكيل جلسه فراكسيون مشاركت به تعدادی از نمايندگان كه مصر به استعفا هستند نزد كروبی رفته تا نظر وی را نيز جويا شوند.

كروبی استعفا را بی فايده دانسته و گفته بود اكثريت همراهی نخواهند كرد و لذا استعفای تعداد كمی از نمايندگان تاثيری بر رسمی بودن مجلس نخواهد داشت و كارها به صورت عادی پيش می رود. اما نمايندگان حاضر در اين جلسه بر تصميم خود اصرار كردند. كروبی بر عدم استعفای خود تاكيد كرده و گفته بود كه تا پايان دوره در مجلس می ماند و بعد از آن ديگر در انتخابات شركت نمی كند. در جلسه فراكسيون مشاركت نيز موافقان و مخالفان استعفا در يك تريبون آزاد نظرات خود را مطرح كردند. مخالفان استعفا استدلالشان اين بود كه ما هنوز همه راه را طی نكرده و به خط آخر نرسيده ايم كه بخواهيم استعفا كنيم ضمن اينكه اساسا استعفا كار درستی نيست و اصلاح طلبان نبايد با پای خود مواضع قدرت را ترك كنند بلكه بايد كار را ادامه دهند تا آنها را از مجلس بيرون كرده و حتی به زندان ببرند. مخالفان استعفا «خروج» از حاكميت را قبول نداشتند بلكه بر «اخراج» از حاكميت تاكيد می كردند. اما موافقان كه عمدتا نمايندگان جنبش دانشجويی كشور بودند، استعفا را اعتراض نمايندگان به بن بست ايجاد شده در كار مجلس و دفاع از حق مردم دانسته و معتقد بودند كه اگر بمانند مردم احساس می كنند كه نمايندگانشان به خاطر پست و مقام حاضر به استعفا نشده اند. موافقان وعده هايی را كه هنگام تبليغات انتخاباتی به مردم داده اند يادآوری كرده و اظهار می داشتند چون اين وعده ها را نتوانستند عملی كنند طبيعی است كه با استعفای خود نشان می دهند به قولی كه به مردم داده اند وفادارند.

بحث های اين جلسه به جايی نرسيد و تصميم گيری نشد هر چند كسانی كه از استعفا دفاع می كردند بر تصميم خود قاطع بوده و به پيامدهای آن از جمله احتمال دستگيری و زندان نيز اهميتی نمی دادند. آنها ترجيح می دادند پيش از كليد خوردن انتخابات مجلس هفتم تصميم خود را عملی سازند زيرا نزديك شدن به پايان دوره مجلس ششم از اهميت و تاثير كار آنها خواهد كاست. اگر چه بعضی سايت های خبری، طرح استعفای نمايندگان را به صورت هر جلسه چند استعفا عنوان كرده اند ولی هنوز در مورد شكل استعفا بحثی نشده است. تقريبا اكثر نمايندگانی كه اين روزها وارد بحث های جدی رفراندوم يا استعفا نشده و از آن ابراز بی خبری می كنند نسبت به استعفای تعداد زيادی از نمايندگان ابراز ترديد كرده و پيش بينی می كنند كه حداكثر بين 15 تا 25 نفر برای استعفا قاطع باشند هر چند كه اين تعداد، كسانی هستند كه فعال ترين نمايندگان مجلس را تشكيل داده استعفايشان بازتابی همانند استعفای يك نماينده گمنام و غيرفعال نخواهد داشت. از نظر نمايندگان: انتصابات جديد در قوه قضاييه و تحول در ديوان عالی كشور بی ارتباط با آنچه كه در مجلس می گذرد نيست، هر چند كه آنها استعفا را حق نمايندگان و امری قانونی دانسته كه پس از طرح در مجلس و تصويب نمايندگان عملی خواهد شد. بی شك مجلس اين روزها، دقايق سخت و دشواری را می گذراند، تصميم گيری برای استعفا يكی از دشوارترين و ظريف ترين كارهای نمايندگان است كه بايد ضمن توجيه جامعه و نظام، ساير نمايندگان را نيز قانع كنند تا به استعفای آنها رای دهند هر چند كه بعيد است نمايندگانی كه مخالف استعفا هستند و خودشان وارد آن نخواهند شد به استعفای ديگران رای دهند.

با نزديك شدن به ماه خرداد فعاليت ها برای انتخاب هيأت رئيسه سال چهارم مجلس نيز آغاز می شود هر چند كه هنوز فراكسيون ها تحركی در اين زمينه از خود نشان نداده اند ولی به زودی بايد فعاليت خود را آغاز نمايند. در حال حاضر از ميان يازده عضو هيأت رئيسه مجلس حداقل شش تن از آنها عضو فراكسيون مشاركت بوده و در صورت قطعی شدن تصميم استعفا، از كار كناره گيری خواهند كرد. در كنار طرح جدی مسئله استعفا، اظهارنظرهای بدبينانه ای نيز مطرح می شود مبنی بر اينكه اصلاح طلبان چون ديگر اميدی به تاييد صلاحيت خود در انتخابات مجلس هفتم ندارند و يا اينكه ديگر مردم در انتخابات شركت نكرده و به آنها رای نخواهند داد، طرح «استعفا» را به منزله دفاع و نوعی توجيه شكست استراتژی اصلاح طلبان می دانند، اهرمی كه شايد به وسيله آن پايگاه مردمی از دست رفته را به آنها بازگرداند. البته اين نگاه بدبينانه با آنچه كه در مجلس طی سه سال اخير گذشت كمی ناعادلانه به نظر می رسد. اصلاح طلبان هم تلاش خود را برای اجرای شعارهايی كه داده بودند به كار بستند ولی نتيجه چندانی نگرفتند. اكنون هم كه بحث «خروج» از مجلس و يا «اخراج» از آن مطرح است، هر دو راه حل هزينه گزافی را بر آنها تحميل خواهد كرد. اگر چه به نظر می رسد با استدلال هايی كه موافقان و مخالفان استعفا مطرح می كنند و در اين نوشته طرح همه آنها امكان پذير نيست، عدم استعفا و «اخراج» هزينه گزاف تری نسبت به استعفا، برای اصلاح طلبان دربرخواهد داشت. در هر صورت مجلس آبستن تحولاتی است كه طی يك يا دو ماه آينده نتيجه آن روشن خواهد شد.


ترجمه مسعود رجبی : حمله يازده سپتامبر سال 2001 به خاك اصلی آمريكا چشم اندازهای روابط آمريكا و عربستان را كه مبتنی بر بيش از پنجاه سال رابطه دوستانه بود دگرگون ساخت. سياستگذاران آمريكا اكنون عربستان سعودی را به عنوان مشوق معنوی ايدئولوژی ضدآمريكايی در سراسر جهان و نيز شاهرگ مالی نيروهای ضدآمريكايی می بينند. آمريكا فشار زيادی بر عربستان وارد كرده است تا سياست هايش را تغيير دهد. دولت عربستان تغييراتی را صورت داده است اما نه به آن اندازه كه آمريكا خواهان تغييرات در جامعه و مسائل اقتصادی اين كشور بود. در واقع مطالعه دقيق تر سياست های عربستان سعودی در سال های اخير اين مسئله را به ذهن متبادر می كند كه اين تغيير به اين معنی بوده است كه جامعه عربستان را از نفوذ آمريكا از آنچه كه در گذشته بود رهاتر سازد. اخيرا دستگاه های اطلاعاتی آمريكا نه تنها دريافتند كه سازمان های خيريه وابسته به عربستان در آمريكا با گروه های نظامی ضدآمريكايی روابطی دارند بلكه همچنين گزارش شده است كه سرمايه عربستان ـ كه اكثر آن توسط شهروندان حقيقی پرداخته می شود ـ در سمينارها و اتحاديه های اسلامی سراسر جهان جريان دارد و همچنين عربستان با رهبران سابق اخوان المسلمين همانند دكتر يوسف قرضاوی (Yusuf-Qardawi) ـ كه در امارات متحده عربی و كويت زندگی می كند ـ روابط صميمانه ای دارد. قرضاوی فعالانه با سياست های آمريكا در منطقه مخالفت می كند. اين مسائل روابط عربستان و آمريكا را تلخ تر كرده است. در گذشته عربستان سعودی پذيرش آن را يادداشت كه به توصيه های صندوق جهانی پول در مورد خصوصی سازی و سرمايه گذاری خارجی عمل نمايد، اما سال گذشته دولت عربستان نقش موسسات و شركت های خارجی را در اقتصاد كشور به حداقل رسانده است و به جای آن از منابع انسانی و مادی بومی هر زمان كه ممكن باشد بهره می گيرد. در اين بستر بود كه آسيا تايمز اخيرا با نصيرالعجمی كه يك مدير حرفه ای كهنه كار سعودی است مصاحبه كرده است. العجمی به عنوان قائم مقام اجرايی شركت نفت عربستان سعودی (آرامكو) و رئيس راه آهن اين كشور كار كرده است.

آسيا تايمز: اخيرا در عربستان تأكيدات زيادی در خصوصی سازی صورت گرفته است شما اين تحول را چگونه می بينيد؟ آيا خصوصی سازی برای عربستان مناسب است؟

العجمی: خصوصی سازی بخش های اقتصادی عربستان موضوع مطالعات و بازنگری های بسياری در طول پانزده سال گذشته بوده است. انگيزه خصوصی سازی در نتيجه توسعه طبيعی در جهت دگرگونی مثبت و تاريخی نهادهای اقتصادی، سياسی و اجتماعی و آموزشی جامعه عربستان و خواست ملی برای توسعه مستمر و نوسازی اين نهادها صورت گرفته است. انگيزه خصوصی سازی به اين خاطر پديد آمده است كه فرآيندی فعال شكل گيرد تا رشد اقتصادی و پيشرفت اجتماعی بادوام را در يك اقتصاد جهانی پويا و رقابتی امكان پذير سازد. از اين رو برنامه های خصوصی سازی برای عربستان ديرزمانی است كه به صورت يك ايده و هدف ملی است و در اثر فشارهای صندوق بين المللی پول يا هر كس ديگری انجام نمی گيرد.به نظر من در موضوعاتی همانند خصوصی سازی بايد توجه بسياری به جنبه های عملی و نظری مسئله و پيامدهای مستقيم و غيرمستقيم آن در حيطه های اجتماعی و اقتصادی شود. اين پيامدها هم پيامدهای بلندمدت و هم پيامدهای كوتاه مدت را در بر می گيرد. از اين رو من تاريخ تحولات اقتصادی و اجتماعی عربستان را از زمان يكپارچه شدن آن تا به امروز مورد بررسی قرار داده ام. هر تحليلگر توانايی بايد در نظر داشته باشد كه امنيت، ثبات و التزام به اسلام هميشه مهم ترين ويژگی های تحول تاريخی پادشاهی عربستان از زمان تأسيس آن در 1932 ميلادی بوده اند و اكنون نيز همين گونه است. به نظر من رشد تاريخی اقتصاد عربستان از پايان جنگ جهانی دوم تاكنون چهار مرحله را طی كرده است. اين مراحل عبارتند از: مرحله اول (1974 ـ 1945): كه ويژگی آن اتكای كامل بر منابع نفتی در پروژه های توسعه اقتصادی و اجتماعی بوده است. دولت تنها عامل و نيروی محركه توسعه و ساخت پروژه های شهری، زيرساخت ها، پروژه های آموزشی و بهداشتی، آبرسانی و... بوده است. در اين مرحله هيچ بخش خصوصی قابل ذكری به جز شركت نفتی عربی آمريكايی (ARabian American oil company) و تعداد محدودی پيمانكار و... وجود نداشت. نقش بخش خصوصی در اين مرحله بسيار محدود بود.

مرحله دوم (1985 ـ 1975): كه مرحله تشكيل زيرساخت ها نيز نام دارد شاهد انجام پروژه های صنعتی و اقتصادی بسيار عظيم بوده است در اين مرحله استراتژی های پويايی كه مبتنی بر برنامه های كوتاه مدت، ميان مدت و بلندمدت بوده اند انجام گرفتند و در پی تحقق اهداف فراگيری بودند كه به اقتصاد تنوع بخشيده و اتكای آن به منابع نفتی را كاهش دهند. تحليلگران سياسی، اقتصادی و اجتماعی اين مرحله را بزرگ ترين مرحله تحول از زمان يكپارچگی پادشاهی عربستان تاكنون می دانند. انجام پروژه های عظيم مواد گازهای طبيعی، ساخت شهرك های عظيم صنعتی در جبيل و ينبع، ايجاد شبكه راه ها و ساخت دانشگاه ها و مراكز علمی پژوهشی توسعه شهری و تأسيس موسسات بهداشتی و پروژه های كشاورزی و... در اين مرحله صورت گرفته است. مرحله سوم (1995 ـ 1985): در اين مرحله پروژه هايی كه در طول مرحله دوم بنيان شده بودند به بهره برداری رسيدند. اين مرحله شاهد بسط و توسعه بنيان های ساخت های اجتماعی و سياسی و تمركز بر روی توسعه منابع انسانی ملی برای مشاركت بيشتر آنان در حيات اقتصادی اجتماعی و جايگزينی آنها به جای نيروهای كار خارجی بوده است. مرحله چهارم (1995 تاكنون) مرحله بلوغ اقتصاد عربستان است كه در آن مراكز اقتصادی، مالی و تجاری عربستان در سطوح محلی، منطقه ای و بين المللی وارد عرصه های توليد، بازاريابی، پخش و صادرات شدند. طبيعی است كه شيوه ها و مفاهيمی كه در مراحل قبل برای ساخت، سازماندهی و فعال سازی بخش های دولتی و خصوصی به كار گرفته شده بودند در اين مرحله مورد بازنگری قرار گيرند.

طبق برنامه های خصوصی سازی يكی از گزينه های مورد نظر دولت سعودی واگذاری بخشی از فعاليت های آرامكو به بخش خصوصی (سرمايه گذاران خارجی) است. نظر شما در اين باره چيست؟

من علاقه مندم اين نكته غيرقابل بحث را بيان كنم كه روند خصوصی سازی به هيچ وجه به اين معنا نيست كه دولت وظايف خود را برای مشاركت فعال در تأمين مالی، جهت دهی و اجرای برنامه ها و خدمات اقتصادی و اجتماعی حياتی رها كند. عربستان سعودی به سرمايه گذاری و مشاركت خارجی خوش آمد می گويد، اما هيچ گاه دارايی های ملی از جمله بخش هايی از آرامكو را در اختيار سرمايه گذاران بين المللی قرار نمی دهد. مشاركت بين المللی از طريق سرمايه گذاری های مشترك و مستقل، مورد استقبال عربستان است.

برخی تحليل ها بر اين عقيده اند كه نرخ بيكاری 15 درصد امروز عربستان نتيجه آشفتگی سياسی داخل پادشاهی عربستان است. نظر شما در اين خصوص چيست؟

در خصوص بيكاری نشانه هايی از بيكاری غيرواقعی در عربستان وجود دارد كه دليل آن رشد سريع جمعيت، تابوهای اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی در خصوص برخی مشاغل، سيل كنترل نشده نيروی كار خارجی و گزينشی است كه در خصوص ورود زنان به مجموعه نيروی كار وجود دارد. عربستان سعودی اكنون در عصر «طلای سياه» زندگی می كند و بايد متوجه باشد كه رفاه اقتصادی و اجتماعی اش كاملا به يك ماده خام وابسته است. نفت مبنای مدرنيزاسيون و رشد و توسعه اجتماعی و صنعتی و ساير فعاليت های بازرگانی، تجاری، كشاورزی و... اين كشور بوده است.

سازمان های غيردولتی عربستان در طول دهه هشتاد ميلادی نقش عمده ای در جنگ افغانستان ايفا كردند. اين سازمان پس از پايان گرفتن رژيم كمونيستی نيز نقش حياتی خود را در اين كشور ادامه دادند. سازمان های غيردولتی عربستان در بوسنی، فلسطين و ساير مناطق اسلامی نيز بسيار فعال بودند. فعاليت اين سازمان ها در گذشته مورد انتقاد نبود. فكر می كنيد چرا پس از حملات يازده سپتامبر اين سازمان ها مورد انتقاد آمريكا قرار گرفته اند؟

برای پاسخ به اين سوال ضرورت دارد كه نگاهی به برخی جنبه های روابط آمريكا و عربستان بيفكنيم. بخش اعظم عرب ها و مسلمانان از حملات جنايت آميز 11 سپتامبر وحشت زده و اندوهگين شدند و آن را به عنوان عملی فجيع كه با فرهنگ پر افتخار و اعتقاد روادارانه و صلح دوست ما بيگانه است تلقی كردند. عرب ها و مسلمين همگی بدون استثنا اين حملات را محكوم كردند و حمايت خود را از جنگ عليه تروريسم ابراز كردند. با اين وجود سياست خارجی آمريكا و رسانه های اين كشور به شكل توهين آميزی با عربستان و ساير كشورهای مسلمان برخورد كردند. رئيس جمهور بوش به شكل يك غول قدرتمند و عصبانی ظاهر شد كه دنيا برای او فقط دو طرف داشت يا سياه و يا سفيد و يا درست و يا غلط. با توجه به دولت فعلی آمريكا و تحت شرايط كنونی مسلمانان به طور عام و عرب ها به طور اخص قربانی سياست خارجی، رسانه های خبری و افكار قالبی آمريكا بوده و آسيب ديده اند. عربستان و آمريكا روابط ويژه خوبی داشته اند كه بارها مورد آزمون های سخت قرار گرفته بود و وظيفه انسان های نيك دو طرف است كه در برابر نيروهای اهريمنی مبارزه كنند و از خلال تسامح فرهنگی، احترام متقابل و همكاری دوجانبه موجب توسعه روابط شوند. با توجه به سير روابط عربستان و آمريكا كه در بالا گفته شد من ديدگاه خود را در خصوص سوال شما ابراز می كنم. عربستان سعودی بر اساس اعتقاد نوعدوستانه، دولت نيكوكار و انجمن های خيريه ای كه دارد به حمايت و كمك های انسانی خود به مسلمانان نيازمند و سازمان های اسلامی ادامه می دهند و در اين خصوص به فشارهای سياسی و اقتصادی خارجی توجهی ندارند.

گزارش شده است كه برخی از سرمايه گذاران سعودی كه در آمريكا سرمايه گذاری كرده بودند سرمايه های خود را از آمريكا خارج ساخته اند. اين امر به خاطر دعوای حقوقی ای بود كه برخی بازماندگان حملات يازده سپتامبر آن را اقامه كرده و عربستانی ها را متهم كردند كه در اين ترورها دست داشته اند. عربستان نيز به نوبه خود در اين باره خواستار اعاده حيثيت شده است. شما اين رخداد را چگونه می بينيد؟

من اعتقاد ندارم كه اموال سرمايه گذاران عربستان در آمريكا در خطر ضبط شدن قرار داشته باشد و همچنين اطلاعات عينی از خارج شدن سرمايه های عربستانی از بازارهای آمريكا ندارم. از طرف ديگر بازارهای آمريكا در دو سال اخير بسيار كم رونق بوده اند و جای تعجب نيست كه عربستانی ها بازارهای پررونق تر خود را ترجيح دهند. حال آيا اين مسئله به اقتصاد عربستان كمك خواهد كرد؟ بله همين طور است.

اخيرا عربستان روابط تجاری خود را با عراق از نو گسترش داده است. شما اين تحول را چگونه ارزيابی می كنيد؟

عراق يك كشور عرب محبوب و همسايه ما است و من هر نوع برقراری كامل روابط و تحرك آزاد كالاها و خدمات را به اين كشور به عنوان اقدامی مثبت و منطقی توصيف می كنم.


در نگاه اول آنچه در داخل سوئيت مجلل هتل شرايتون بغداد به چشم می خورد كاملا شاهانه به نظر می رسد. محافظان مسلح، رهبران قبايلی و گفتگو و گپی دوستانه در ضمن سرو غذا و پذيرايی در حالی كه مردی مرتب و خوش پوش در حال امضای اوراق و صحبت كردن با مشاوران خويش است. در اين جا رئيس محمد محسن زبيدی از تبعيديان سابق عراقی است كه با فروپاشی صدام به اين كشور بازگشت. به فاصله كمی پس از آزادسازی عراق او به سان يك ميانجی قدرت در عراق وارد صحنه شد و آغاز به كار كرد. يكی از اطرافيان جديد زبيدی كه هفته گذشته به جمع دستياران او پيوست دستياری جديد با كوهی از كاغذ بود. وظيفه او جابه جايی خانوارها و پيدا كردن سرپناهی برای آنانی بود كه در ضمن جنگ كاشانه خود را از دست داده بودند و اكنون به منازل و اقامتگاه هايی نقل مكان می كنند كه زمانی دستياران و محافظان ديكتاتور سرنگون شده عراق را در خود جای داده بودند. كارت شناسايی تازه چاپ شده و سربرگ هايی كه زبيدی به كار می برد تنها عنوان می كند او رئيس شورای اجرايی بغداد است و بسياری از اطرافيان او اصرار دارند داوطلبانه به ياری او شتافته اند. حتی برخی از اطرافيان او پلاكاردی كه جلوی سوئيت مجلل هتل شرايتون نصب شده بود و «عنوان اقامتگاه شاهانه» را بر خود داشت را برداشته اند اما جای ميخ هايی كه نوشته های اين پلاكارد را روی ديوار محكم كرده بود اثری از خود به جای گذاشته كه می توان عبارت حك شده روی آن را خواند.

با اين اوصاف ابو زبيدی كه اكنون برخی او را شهردار بغداد می خوانند ادعا دارد اعضای شورای اجرايی 22 نفره ای كه او از 17 آوريل رياست اش را بر عهده گرفته همگی به درخواست و دعوت او آغاز به كار كرده اند. زبيدی می گويد به سمتی كه اكنون عهده دار آن است منصوب شده است و ادامه می دهد: «من در حال همكاری با ارتش ايالات متحده برای بازسازی عراق هستم». او در توضيح اينكه هزينه های شورای او از محل كمك های مردمی تامين می شود می گويد: «من به حد كافی پول دارم. من با تامين كنندگان دارو و لوازم بيمارستانی برای تامين نياز بيمارستان ها گفت وگو كرده ام. من از حمايت مردم عراق برخوردارم.» پس از سه دهه حاكميت سبعانه صدام بسياری از عراقی ها اكنون در ساختار قدرت شريك شده اند. شيخ های قبايلی كه عباهای سياه رنگ و نقش دار به تن دارند در حال رايزنی برای پيشبرد منافع افراد قبيله خود هستند. خانواده های فقير در حال رهاسازی خانه های به اشغال درآمده از چنگ مزدوران صدام هستند. عراقی های در تبعيد كه به اين كشور باز می گردند از روحانيون گرفته تا رهبران سياسی سابق ادعای رهبری گروه ها و محافل مختلف را دارند. اين در حالی است كه هيچ يك از اين شاه ها بالقوه بی پرواتر از زبيدی 51 ساله و مامور مخفی سابق نيست. زبيدی بخش اعظم 23 سال گذشته را به عنوان عامل مخفی كنگره ملی عراق فعاليت كرده است كه هدف از فعاليت هايش سرنگونی رژيم صدام بود. تنها عده انگشت شماری از ماهيت واقعی فعاليت های او مطلع بودند و حتی هويت او نيز افشا نشده بود و اكثرا او را با نام الدائب كه معادل عربی گرگ است می شناختند.

زبيدی شبكه ای از خبرچين ها و خرابكارهای داخل عراق را از پايگاه خود در پايتخت های نزديك به خاك عراق در دمشق، عمان و بيروت هدايت می كرد. زعيب ثنا سخنگوی احمد چلبی رئيس كنگره ملی عراق در مورد زبيدی می گويد: «او كاملا موفق بود.» در ميان فعاليت هايی كه به او نسبت داده می شود ترغيب مخالفان صدام و وابستگان ناراضی دستگاه او به پناهندگی به غرب بود. اين تلاش ها عدنان احسان حيدری طراح نظامی، اطلاعاتی اسبق عراق را كه خروجش از عراق به اعتقاد زبيدی برای پنتاگون شگفتی ساز شد و جمال قريری و ليزا دوست دختر عدی حسين فرزند صدام را نيز شامل می شد. يكی از عمليات منسوب به زبيدی كه به تيتر روزنامه ها تبديل شد خروج پرسيولا لمپسوس از معشوقه های صدام از عراق بود. او داستان های دهشت آوری در مورد ديكتاتور عراق تعريف كرد. يكی از اين موارد ذكر اين بود كه صدام از هيچ چيز به اندازه تماشای فيلم هايی كه شكنجه دشمنان او را به تصوير می كشيد لذت نمی برد. زبيدی ادعا می كند او بهترين معشوقه صدام حسين بوده است: «ما او را به اردن و از آنجا به سوريه و لبنان منتقل كرديم و در نهايت به تايلند رفت و اين همه بدون گذرنامه انجام شد.» پنتاگون كه از چلبی و كنگره ملی عراق حمايت می كند به اين استنتاج رسيد او واقعا معشوقه صدام بوده است در حالی كه سيا در مورد عناصر كليدی داستان او ابراز ترديد كرد. پس از دوره ای فعاليت در سايه اكنون گرگ به صحنه آمده است. می گويد از زمان بازگشت پرخطر او به بغداد در هشتم آوريل كه از آتش فداييان صدام جان سالم به در برد در حال هماهنگ كردن و سازماندهی گشت های مشترك پليس عراق با نظاميان آمريكايی بوده و ارسال كمك ها برای بيمارستان های غارت شده عراق را پيگيری می كرده است.

او حتی ترتيبی داده بود نماينده شخصی او در نشست اخير اوپك در ژنو حضور پيدا كند. اين اقدام موجب رنجش احمد چلبی شد و ژنرال بازنشسته جی گارنر كه رياست دولت انتقالی غيرنظامی عراق را بر عهده دارد نيز در برابر اين اقدام به تندی موضع گرفت. يك مشكل اين است كه تيم گارنر ديپلماتی آمريكايی را در خود دارد كه از سوی واشنگتن به عنوان هماهنگ كننده امور ناحيه مركزی عراق منصوب شده است. از اين ديپلمات كه باربارا بوداين نام دارد همچنين به عنوان شهردار بغداد ياد می شود. بوداين پس از ورود به بغداد به خبرنگار نيوزويك گفت: «زبيدی تنها كسی در دنيا است كه وزير منصوب می كند و نماينده به اوپك اعزام می كند تا برای خود مشروعيت و اعتبار كسب كند اما اين قسم كاركردها آنچه را او در پی اش است به او ارزانی نخواهند كرد.» چلبی در مقابل اين همكار خود برگ های برنده ای دارد. به عنوان شروع مقامات كنگره ملی عراق از طريق اخبار تلويزيونی دريافتند زبيدی نقب زنی ها و چانه زنی هايی را در بغداد آغاز كرده است. ثنا سخنگوی كنگره ملی عراق ماجرا را اين گونه به ياد می آورد: «ما از لندن تماسی تلفنی داشتيم كه می گفت شبكه الجزيره تصاويری از الدائب را پخش كرده كه در آن ادعا كرده مديريت بغداد را به عهده گرفته است». او ادامه می دهد: «همه ما گفتيم اين نمی تواند صحت داشته باشد. الدائب هيچ گاه در مصاحبه تلويزيونی شركت نمی كند. او ماموری مخفی است.»

نهايتا شانزدهم آوريل چلبی وارد بغداد شد و گرگ را به يكی از كلوپ های بغداد كه اكنون به مقر كنگره ملی تبديل شده فرا خواند. زبيدی در ابتدا به اين درخواست جواب نداد و هنگامی كه عاقبت اين دو ملاقات كردند در ابتدا فضای سردی بر ملاقاتشان حاكم بود. چلبی اكنون ادعا دارد زبيدی در دام ماموران اطلاعاتی سيا افتاده است در حالی كه زبيدی اين ادعاها را تكذيب می كند. تا آنجا كه موضوع به كنگره ملی مربوط می شود زبيدی اكنون عنصری ياغی است. ثنا می گويد: «او ديگر از ما نيست.» زبيدی اصرار دارد اين مسئله برای او ناراحت كننده نيست: «من صرفا سياستمداری هستم كه عاشق كشورش است.» او می افزايد: «اكنون صدام رفته است. ديگر لزومی ندارد گرگ باشم. كافی است مرا بره بخوانيد.»

نيوزويك


مير مهرداد مير سنجری :به دنبال پايان سريع جنگ سوم خليج فارس، چگونگی جايگزينی حكومت صدام حسين و اداره عراق به اساسی ترين پرسش كارشناسان سياسی منطقه تبديل شده است. پيش و حين نبرد، ميان سران ائتلاف و معارضان عراقی، نشست ها و گفت وگوهای متعددی انجام شد كه طی آن ها وعده هايی مبنی بر چگونگی جايگزينی صدام با تركيبی از گروه های مختلف معارض به آن ها داده شد اما پس از پايان جنگ، اين نيروهای ائتلافی و نه معارضان عراقی بودند كه هر چند آن گونه كه گفته می شود به طور موقت زمام امور را به دست گرفته اند. در گزينه هايی كه برای اداره عراق بعد از صدام طراحی شده بود، تقسيم عراق به سه منطقه شمال (با اكثريت كردها)، مركز (با اكثريت سنی ها) و جنوب (با اكثريت شيعيان) يكی از گزينه هايی بود كه در كنار گزينه عراق يكپارچه ولی با قدرت مركزی متمركز و به كارگيری گروه های متعدد قومی و مذهبی مطرح شد و البته با توجه به ماهيت تامين نيازهای قومی ـ مذهبی عراق و نيز برنامه های استراتژيك قدرت های حاضر در منطقه گزينه فدراليسم می رود كه به عنوان گزينه برتر به عمل در آيد.

هم اكنون كه زمزمه های تقسيم عراق به سه منطقه اداری نظامی در حال تكوين و اجرا است، دستگاه سياست خارجی جمهوری اسلامی ايران نيز بايد با هوشياری كامل، ضمن تعقيب دقيق رخدادهای جاری منطقه جهت تامين منافع ملی و حفظ تماميت ارضی و استقلال سياسی كشور تصميمات مقتضی را اعمال نمايد. ايجاد سه منطقه قومی و مذهبی در عراق در جوار مرزهای ايران خواه ناخواه پيامدهايی را برای كشور ما به دنبال خواهد داشت كه با توجه به حساسيت های موجود در مرزهای غربی ما، توجه و به كارگيری سياست های مناسب و منطقی می تواند تماميت ارضی ايران را از هر گونه تهديدی در امان بدارد. لذا توجه دقيق به برخی رخدادهای تاريخی در جغرافيای سياسی منطقه از جمله تجربه فروپاشی شوروی و پيامدهای آن در مرزهای شمالی ايران در شرايط فعلی منطقه برای ما راهگشا باشد. با اتفاقات و بستری كه در دهه 1980 ميلادی در شوروی سابق فراهم شد، در آغاز دهه 90 ميلادی اين اتحاد بزرگ فروپاشيد و 15 جمهوری مستقل به وجود آمد. اين امر از سويی سايه يكی از دو ابرقدرت آن روز را از مرزهای شمالی كشور، دور ساخت ولی برخی تصميمات اتخاذ شده از سوی ما پيامدهايی را به دنبال داشت كه در موقعيت كنونی منطقه قابل تامل است. در آن هنگام ايران با سعه صدر و با توجه به قرابت های نژادی و مذهبی يكی از نخستين كشورهايی بود كه استقلال جمهوری آذربايجان را به عنوان يكی از جمهوری های پانزده گانه شوروی سابق بلافاصله به رسميت شناخت.در اين ميان لازم به ذكر است كه براساس شواهد غيرقابل انكار تاريخی منطقه ای كه هم اكنون به نام جمهوری آذربايجان در آن سوی مرزهای ايران ايجاد شده همواره در طول تاريخ به نام منطقه «اران و شروان» بخشی از قلمرو ايران را تشكيل می داده است و حتی پس از قراردادهای ننگين تركمانچای و گلستان و اشغال اين مناطق به وسيله روسيه تزاری، تا پيش از برقراری نظام كمونيستی با نام «Persidesky » (يا منطقه پارس ها) شناخته می شده است.

ولی سياست های تفرقه آميز شوروی سابق جهت فراهم آوردن زمينه ای برای دستيابی هر چه سهل تر به آب های گرم خليج فارس سبب شد، اين منطقه به آذربايجان تغيير نام دهد، عليرغم اين كه آذربايجان يا آذر آبادگان همواره در طول تاريخ به منطقه آذربايجان ايران (شامل تبريز، اردبيل و. . . ) اطلاق می شده است. گزينش اين نام حتی دستاويزی شد كه پس از پايان جنگ جهانی دوم، دولت شوروی در سال 1945 آذربايجان ايران را اشغال نمايد و تماميت ارضی ايران را در معرض تهديد جدی قرار دهد. جالب توجه اين كه مشابه همين رخداد تاريخی در منطقه بالكان به گونه ای ديگر تكرار شد. پس از فروپاشی كشور يوگسلاوی سابق و ايجاد جمهوری های اسلوونی، كرواسی، بوسنی و هرزگوين، صربستان، مونته نگرو و مقدونيه، دولت يونان همسايه جنوبی يوگسلاوی با اين توجيه كه وجود كشوری با نام مقدونيه در مرزهای شمالی اين كشور می تواند تماميت ارضی يونان را به دليل وجود منطقه مقدونيه اصلی (زادگاه اسكندر) در يونان مورد تهديد قرار دهد، به هيچ وجه آن جمهوری را با آن نام به رسميت نشناخت و پيشنهاد كرد اين جمهوری جهت جلوگيری از ادعاهای ارضی احتمالی در آينده به جمهوری «اسكوپيه» تغيير نام دهد، تا توسط يونان به عنوان يك همسايه به رسميت شناخته شود.

به هر روی ايجاد مرزبندی جديد در مرزهای هر كشور پيامدهای نامشخص و تهديدكننده ای را می تواند به دنبال داشته باشد، همان گونه كه هم اكنون در مرزهای شمالی كشور، ادعاهای ارضی براساس ديدگاه های قوم گرايانه از سوی برخی كشورهای همسايه همواره تماميت ارضی ما را در معرض تهديد قرار می دهد، در مرزهای غربی هم تبديل عراق به سه منطقه (هرچند به صورت نظام فدرال) با توجه به حضور قوميت های مختلف در مرزها می تواند بستر مناسبی برای تحريك بيگانگان فراهم آورد. چنانچه با نگاه به تاريخ می توان زمينه های آن را مشاهده كرد. نكته ديگری كه برای ايران از اهميت زيادی برخوردار است، مسائل معوقه مابين ايران و عراق است و اينكه مسئوليت قراردادهای مرزی از جمله قرارداد 1975 و اجرای قطعنامه 598 سازمان ملل در آينده عراق چگونه خواهد بود. بديهی است تعيين متجاوز در جنگ هشت ساله و دريافت غرامت، يكی از حقوق غيرقابل اجتناب ملت ايران است كه هر حكومت جايگزين در عراق بايد به آن پايبند باشد ولی شكسته شدن يك حاكميت به سه حاكميت نبايد دستاويزی برای گريز از اين امر مهم تلقی گردد. با توجه به اينكه تجربه آلمان پس از جنگ و اينكه هنوز پس از حدود 60 سال غرامت های جنگی را به خسارت ديدگان جنگ جهانی دوم پرداخت می كند، پيش روی ماست. اينك پس از 15 سال اين امكان برای ايران فراهم شده است كه با بهره گيری مناسب از اين فرصت تاريخی بيش از اين درنگ نكرده جهت دريافت غرامت های بر حق خود، در صورت نياز به پای ميز مذاكره هم بنشيند. با توجه به اينكه هم اكنون دولت آمريكا وام دهندگان عراق را تحت فشار قرار داده است كه بدهی های اين كشور را ببخشند و يا آن را كاهش دهند تا به قولی منابع مالی عراق از مقاصد بازسازی منحرف نشود.


اردشير زارعی قنواتی : روز جمعه 9 مه آمريكا، بريتانيا و اسپانيا پيش نويس قطعنامه ای در خصوص عراق را به شورای امنيت سازمان ملل متحد ارائه كردند. در اين پيش نويس بر بازسازی انسانی، اقتصادی و سياسی عراق زير نظر مستقيم ايالات متحده و بريتانيا تاكيد شده است. طراحان قطعنامه خواستار لغو تحريم های اقتصادی عراق شده اند كه از سال 1990 تحت عنوان برنامه نفت در برابر غذا جريان داشته است. بر طبق متن 25 پاراگرافی اين پيش نويس نقش اصلی در بازسازی برای 12 ماه به نيروهای ائتلاف به رهبری آمريكا سپرده خواهد شد و در پايان هر سال نيز به طور خودكار تمديد می شود. در اين قطعنامه هيچ گونه اشاره ای به بازگشت بازرسان تسليحاتی سازمان ملل به عراق جهت ادامه بازرسی های تسليحاتی نشده است. در متن پيشنهادی درآمدهای نفتی عراق به صندوق ويژه ای واريز می شود كه تحت كنترل نهاد جديدی است اما از قبل روشن شده كه آمريكاو بريتانيا مديريت اين نهاد را در دست خواهند داشت. هر چند كه در يكی از پاراگراف های آن متصديان اين صندوق نمايندگان دبير كل سازمان ملل، صندوق بين المللی پول، بانك جهانی و بانك مركزی عراق معرفی شده اند ولی بر نقش مشورتی آنان تاكيد شده است. در اين پيش نويس همچنين نقش اساسی سازمان ملل ناديده گرفته شده و تنها جايگاه مشورتی و همكاری های محدود برای آن در نظر گرفته شده است. شورای امنيت قرار است روز چهارشنبه 14 مه بار ديگر در جلسه آتی خود به بررسی اين قطعنامه پيشنهادی بپردازد. همان گونه كه از قبل نيز پيش بينی می شد طرح جديد با عكس العمل انتقادی نمايندگان روسيه، فرانسه و ديگر اعضای منتقد جنگ در عراق روبه رو شده است.

ژان مارك دولاسابليه نماينده فرانسه در سازمان ملل گفته است كه فرانسه مايل به افزايش نقش سازمان ملل در مسائل عراق به خصوص امور سياسی است. روس ها نيز اظهار داشته اند كه خواهان بازگشت بازرسان تسليحاتی به عراق و ادامه برنامه نفت در برابر غذا تحت نظارت سازمان ملل هستند. قبلا نيز ولاديمير پوتين در نشست مشترك با تونی بلر در مسكو و ژاك شيراك و گرهارد شرودر در اجلاس سه جانبه مثلث وايمار به نقش اساسی سازمان ملل در خصوص بازسازی عراق تاكيد داشته اند. اكثر روزنامه ها و منتقدان تونی بلر در بريتانيا نيز چنين قطعنامه ای را مغاير با قول های نخست وزير در اجلاس مشترك با جورج بوش می دانند كه در آن بر نقش سازمان ملل تمكين شده بود. آنان نشست 8 آوريل در ايرلند جنوبی را با توجه به اين قطعنامه پيشنهادی يك دروغ بزرگ يا بازی دادن تونی بلر توسط جورج بوش قلمداد كرده و اعتبار نخست وزير را زير سوال برده اند. آنچه مسلم می نمايد اين است كه بررسی پيش نويس كنونی از خصوصيت متفاوتی نسبت به قطعنامه های پيشين در اين شورا سود خواهد برد. اتفاقاتی كه قبل از جنگ عراق در پروسه كاری سازمان ملل افتاد و چالش غيرقابل حلی كه دو طيف موافقين و مخالفين جنگ در پيش گرفتند نهايتا موجب شكست تلاش های بين المللی گرديد. اما عدم تصويب قطعنامه شورای امنيت در آن مقطع موجب آن نشد كه ائتلاف به رهبری آمريكا از اقدام نظامی صرفنظر نمايند. ايالات متحده با تكيه بر اقتدار خود ضمن ناديده گرفتن سازمان ملل جهان را با يك واقعيت مبتنی بر قدرت هژمونيك كه هيچ عامل بازدارنده ای در مقابل خود نمی ديد روبه رو كرد. همين واقعيت كه مطمئنا برای مناسبات بين المللی بسيار تلخ نيز بوده است ديگر اضلاع قدرت بين المللی را وا می دارد تا سطوح چالش فی مابين را كاهش داده و به حداقل ها قناعت نمايند.

بنابراين شرايط قابل پيش بينی است كه اين بار چالش ها و اختلافات در خصوص عراق در شورای امنيت با ديدی مصلحت گرايانه تر دنبال شود. هر دو سوی ماجرا ضرورتا به طرف تعديل خواست های خود حركت خواهند كرد. و بنيان قطعنامه جديد بر يك مصالحه و معامله خواهد چرخيد. چرا كه انشقاق كنونی در روابط بين المللی در چنين شرايطی نمی تواند به نفع هيچ كدام از طرفين باشد. دليل واضح چنين واقعيتی بدين جهت است كه منتقدان يكجانبه گرايی آمريكا در شرايط موجود به واسطه عدم همگرايی استراتژيك در ميان خود هنوز از محوريت برای يك رقابت فعال عاجزند. ضعف های ساختاری و تفاوت منافع در بين كشورهای منتقد آمريكا تاكنون تلاش آنان را برای ايجاد جهان چندقطبی با شكست مواجه كرده است. ائتلاف به رهبری آمريكا نيز به خاطر معضلات حقوقی پيش رو، مخالفت جامعه جهانی و مشكلات ميدانی عراق نمی تواند به اين وضعيت ژلاتينی در روابط بين الملل اعتماد نمايد. چرا كه ايالات متحده به همان ميزان كه موفق شده است در مناطق مختلف، دخالت نظامی نمايد مسلما در معرض فشارهای مختل كننده نيز قرار خواهد گرفت. به همين دليل تحميل هزينه های اقتصادی، سياسی و اخلاقی در درازمدت می تواند بر ساختار درونی آمريكا تاثير منفی بگذارد.

از طرف ديگر بحث كنونی در شورای امنيت برخلاف گذشته از رقابت های درون ساختاری در هر كدام از كشورهای فوق نيز تاثير خواهد پذيرفت. عنصر وحدت ملی كه بر مبنای احساسات وطن پرستانه در زمان جنگ توجيه می شد در موقعيت كنونی اهميت خود را از دست خواهد داد و جناح های موجود درونی می توانند نقش اخلال گرايانه ای را در اين خصوص بازی كنند. آنچه كه از هم اكنون روشن است بررسی يا تصويب اين قطعنامه پيشنهادی برخلاف انتظار آمريكا بسيار طولانی تر از خواست آنان خواهد بود. چرا كه اختلافات ماهوی و شكلی بين دو جناح مطرح در شورای امنيت در شرايط موجود تا بدان حد گسترده است كه يك توافق استراتژيك را می طلبد. هر گونه مصالحه يا چالش جديدی در شرايط كنونی بر بقای سازمان ملل و كل روابط بين المللی تاثير تعيين كننده ای خواهد داشت. همچنين عقب نشينی از مواضع قبلی و تمكين به گزينه رقيب برای هر دو طرف بدون يك تعديل دو جانبه می تواند آينده جايگاه آنان را در موزائيك قدرت بين المللی به خطر بيندازد. به همين دليل اين بار طرفين منازعه لزوم مصالحه و مسئوليت پذيری بيشتری را برای شكل دهی به نظام بين المللی بيش از هميشه درك خواهند كرد. چرا كه بازگشت به نقطه صفر برای تمامی بازيگران بين المللی غيرقابل قبول و تامين كننده منافع كلان آنان نخواهند بود.


عمليات انتحاری در چچن

كاميون پر از مواد منفجره در نزديكی يك مجتمع دولتی در شمال چچن منفجر و منجر به كشته شدن حداقل 41 نفر و مجروح شدن ده ها نفر ديگر شد. حال بسياری از مجروحان وخيم گزارش شده است.اين حمله بدترين مورد خشونت در چچن از زمان برپايی يك رفراندوم در مورد قانون اساسی در ماه مارس بوده است. هدف روس ها از برگزاری اين رفراندوم يافتن راه حلی مسالمت آميز برای خاتمه دادن به 44 ماه درگيری های خشونت آميز بود. هيچ يك از گروه های معروف جدايی طلب چچن مسئوليت اين بمب گذاری را نپذيرفته است، اما ولاديمير پوتين، رئيس جمهور روسيه در ديدار با اعضای كابينه در كرملين، هدف از اين حمله را متوقف ساختن تلاش های دولت برای ايجاد ثبات در چچن خواند. پوتين در سخنانی برای اعضای كابينه كه از تلويزيون روسيه نيز پخش شد، اعلام كرد: «اقداماتی مشابه اين تنها يك هدف دارد: متوقف ساختن روند برقراری صلح در چچن و ممانعت از رسيدن به يك راه حل سياسی. ما نمی توانيم به چنين اقداماتی اجازه بروز بدهيم و قطعا جلوی آن را خواهيم گرفت. »درست پس از ساعت 10 صبح، كاميونی كه حامل مواد منفجره و يك يا دو يا سه سرنشين بود به مجتمع دولتی شهر زنامنسكويه نزديك شد. به گفته شاهدان عينی، احتمالا كاميون زودتر از هنگام مقرر و پس از برخورد با يك مانع فولادی منفجر شده است. قدرت انفجار اين حمله برابر با حدود يك تن تی ان تی برآورد شده است و ساختمان های دولت محلی و همچنين دفاتر وزارت كشور و سرويس امنيت فدرال را كه مسئول مبارزه با جدايی طلبان چچنی است، تا حدود زيادی ويران ساخته است.

قدرتمندترين تانك جهان در چين

بنا به گزارش جينز ديفنس ويكلی، نشريه نظامی معتبر انگليسی، ارتش آزاديبخش خلق چين در نظر دارد تانك جديدی از نوع MBT بسازد كه قدرتمندترين تانك جهان از نوع خود خواهد بود. اين نشريه می افزايد، تانك چينی مجهز به يك تفنگ عظيم 152 ميلی متری و سيستم گلوله گذاری خودكار خواهد بود و زمانی كه با سيستم های هدف گيری پيشرفته جديد مجهز گردد، قادر خواهد بود در حال حركت با دقت تمام هدف های خود را مورد اصابت قرار دهد. تانك های M1A2 ارتش آمريكا، كه معمولا يكی از بهترين تانك های جهان محسوب می شود، تنها دارای يك تفنگ 120 ميلی متری است. اين تانك نيز كه توسط شركت راين متال جی ام بی اچ در آلمان توليد می شود، می تواند در حين حركت شليك كند. بنا به گفته يك تحليلگر مركز سياست خارجی آمريكا، روسيه نيز در حال به روز كردن تانك های MBT خود به مدل T-95 است. اين كار كاملا سری صورت می گيرد و هنوز هيچ تصويری از اين تانك منتشر نشده است. نشريه جينز ديفنس می نويسد كه تانك چينی بسيار مجهز خواهد بود و يك سيستم دفاعی نيز كه توان بقای آن را در صحنه های نبرد بالا می برد، بر آن نصب می گردد. يك منبع آگاه به نشريه جينز ديفنس گفته است كه برخی از تكنولوژی لازم برای ساخت اين تانك را روسيه در اختيار چين گذاشته و در عوض برای راه اندازی پروژه تانك سازی خود ارز از چين دريافت كرده است. تانك جديد چين به سيستم JD-3نيز كه يك سيستم ليزری هدف ياب (هشداردهنده) دفاع از خود است مجهز خواهد شد. اين سيستم برای هدف قرار دادن مستقيم سيستم های چشمی و شليك سلاح های دشمن از يك ليزر فوق العاده قدرتمند استفاده می كند.

اعلان جنگ عليه تونی بلر

كلر شورت، وزير سابق توسعه بين الملل انگلستان جنگی تمام عيار را عليه تونی بلر نخست وزير اين كشور اعلام كرد. شورت در سخنرانی خود به مناسبت اعلام استعفايش نخست وزير را ديكتاتور خطاب كرد و از او خواست در مقام خود كناره گيری كند. وی گفت تمام سعی خود را خواهد كرد تا بلر را به زير بكشد. وقتی شورت به معاملات پنهانی نخست وزير و جك استراو، وزير خارجه انگلستان با ايالات متحده در مورد عراق و كنار گذاشتن سازمان ملل اشاره كرد و اشغال عراق توسط آنها را غيرقانونی خواند، نمايندگان محافظه كار برای او هورا كشيدند. شورت از شيوه رياست مآبانه نخست وزير انتقاد كرد و مخالفت خود را از موضع جناح چپ با بسياری از سياست های بلر اعلام كرد. وی فاش ساخت كه گوردون براون، وزير دارايی انگلستان سعی كرده است او را متقاعد سازد كه در كابينه باقی بماند. از سوی ديگر جان ريد، رهبر نمايندگان حزب كارگر در مجلس عوام اظهار داشت كه خانم شورت با اين سخنان تنش و دشمنی را پرورش می دهد. او گفت: من از شيوه ای كه او برای استعفا انتخاب كرده است بسيار متاسفم. خيلی غيرمنصفانه است كه نخست وزير را به ديكتاتوری متهم كنيم. با اين حال آقای ريد حاضر نشد متن حكم لرد گلد اسميت، دادستان كل را در مورد قانونی بودن يا نبودن حمله به عراق منتشر سازد.

دور چهارم مذاكرات

در حالی كه بنا به گزارش يو. اس. تودی چهارمين دور از مذاكرات هفته گذشته در ژنو برگزار شد، «كوندوليزا رايس» مشاور امنيت ملی رئيس جمهوری آمريكا گفته كه «گفت وگو ميان ايران و آمريكا صرفا در جهت مسائل مربوط به عراق و افغانستان صورت می گيرد.» ظاهرا اين مذاكرات زير نظر «زلمای خليل زاد» نماينده ويژه بوش در امور عراق و افغانستان قرار دارد.

كميته دموكراسی

اين هفته، شماری از روشنفكران نام آور فرانسوی، آمريكايی، پرتغالی، يونانی، سوئيسی با انتشار بيانيه ای تاسيس كميته بين المللی با عنوان «گذار ايران به دموكراسی» را اعلام كرده اند. آن طور كه راديو فرانسه گزارش داده، در اين كميته شخصيت هايی چون «خوزه ساراماگو» برنده نوبل ادبيات، «گوستاو گاوراس» فيلمساز، «نوام چامسكی» زبان شناس و «آلبر ژاكار» بيولوژيست عضويت دارند. بنيانگذاران كميته مزبور اعلام كرده اند كه از تمام وسايلی كه در اختيار دارند برای كمك به آزادی همه زندانيان سياسی، استقرار آزادی های اساسی، برقراری شرايط لازم برای پيگرد قتل های زنجيره ای استفاده خواهند كرد.

اظهارات «كشكی» در محفل خودمانی

روزنامه «رسالت» در شماره سه شنبه خود از اظهارات اخير «علی لاريجانی» رئيس سازمان صدا و سيما مبنی بر «كشكی بودن گزارش هيأت تحقيق و تفحص مجلس» انتقاد كرد. اين روزنامه منتقد اصلاحات نوشت: «با قرائت گزارش تحقيق و تفحص در مجلس، آسمان به زمين نخواهد آمد. بلكه براساس موازين قانونی، كاستی های صدا و سيما قابل رفع و نارسايی های گزارش قابل اصلاح و دادخواهی است و هيچ دليلی برای كشانيدن مسئله به كوچه و بازار وجود ندارد. . . چه بسا رياست سازمان صدا و سيما احساس ضرورت كرده است كه متقابلا پاسخ خويش را به طور مستدل برای مديران و برنامه ريزان دستگاه تحت مديريت خويش ارائه نمايد. اما به نظر می رسد توضيحات وی كاربردی درون سازمانی داشته و در محفلی خودمانی برای همكاران، ايراد شده است. . . به ويژه آنكه شايد به دليل خودمانی بودن محفل همكاران، بعضی تعابير به كار گرفته شده از نظر ادبی «كشكی» و طبعا تحريك آميز است و نهايتا انعكاس اين سخنرانی با توجه به بازتاب سياسی آن، نقض غرض رياست صدا و سيماست كه در سخنان خويش از سياسی كردن مسائل اجرايی گلايه داشت. »

اساسی ترين چالش

«جان والف» مشاور وزير امور خارجه آمريكا در امور مربوط به منع گسترش تسليحات كشتارجمعی اخيرا گفته: «ايران برای دستيابی به توانايی اتمی، مسير تكذيب را دنبال می كند كه بازرسان بين المللی را با مانع مواجه می كند. از نظر ما، احتمالا در ميان 188 كشور عضو پيمان منع تكثير سلاح های هسته ای، ايران اساسی ترين چالش را ايجاد كرده است. »

«مقاومت مدنی» به جای استعفا

در پی طرح موضوع استعفای نمايندگان اصلاح طلب مجلس دبيركل ائتلاف ملی آزاديخواهان، گروه های دوم خردادی را از اين كار بازداشته و پيشنهاد كرده كه «مقاومت مدنی» را جايگزين استعفا كنند. وی گفته: «ملت كه با حضور خود در انتخابات خاتمی و نمايندگان را انتخاب كرده اند، اكنون قانع شده اند كه در چارچوب قانون اساسی فعلی با اختياراتی كه شورای نگهبان دارد هيچ نوع اصلاح در قانون گذاری امكان ندارد. بنابراين، بهتر است نمايندگان به جای استعفا با آبستراكسيون، از رسميت انداختن مجلس و حركات اعتصاب گونه در جهت اصلاح سياست های كلان حركت كنند.» «ابراهيم يزدی» هم به خاتمی پيشنهاد كرده كه به جای استعفا، در اعتراض به رد لوايح، در سر كار خود حاضر نشود.

پروژه های امنيتی

اوايل اين هفته روزنامه «كيهان» به نقل از شنيده های نماينده ای كه نام آن را نبرده، خبر از كشف پروژه های امنيتی تحت عنوان OLL داده است. اين روزنامه از مراكز اطلاعاتی كشور خواسته تا اين موضوع را بررسی كنند. در واكنش به اين خبر، روزنامه «ياس نو» در يادداشتی نوشته: «مجسم كنيد كه ما نيز بخواهيم مانند «كيهان» به «افشاگری بپردازيم. » اين روزنامه در «افشاگری تصوری» خود نوشته كه پروژه ای به نام SMS را كشف كرده كه نام اختصاری SEND MONEY TO SWISS (ارسال پول به سوئيس) است و در آن «يكی از گردانندگان گروه های موسوم به فشار» نقش دارند.

تشكيل يك كميته ديگر

در حالی كه كميته رايزنی با شورای نگهبان برای تصويب لوايح دوگانه خاتمی، اوايل اين هفته رسما منحل و دليل آن عدم همكاری شورای نگهبان اعلام شد، هيأت رئيسه مجلس كميته تازه ای تشكيل داده تا برای تصويب آيين نامه «همه پرسی» با شورای نگهبان رايزنی كند. «مجيد انصاری»، «محمد نعيمی پور»، «اسماعيل جبارزاده» و «ابراهيم امينی» اعضای كميته جديدالتأسيس هستند.

وب سايت جديد با نامه «پاول»

وب سايت جديد وزارت امور خارجه آمريكا به زبان فارسی با نامه كالين پاول وزير امور خارجه اين كشور به مردم ايران، آغاز به كار كرد. در اين نامه پاول ابراز اميدواری كرده است كه وب سايت منبع خوبی برای كسب اطلاعات در مورد ايالات متحده و سياست های آمريكا نسبت به ايران باشد. وی افزوده «اختلاف ما با مردم ايران نيست. ايالات متحده خواهان ايرانی دموكراتيك، موفق و عضوی از جامعه جهانی است. »



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو