Persian Archive

بحران ها و موقعيت های اجتماعی در وقوع يك پديده تاريخی دخيل هستند. درختی را می كاريم و ده پانزده سال صبر می كنيم تا نتيجه بدهد. يك سلسله شرايطی لازم است، زمين مناسب، هوا، آفتاب، محيط و غيره. همه چيز دست به دست هم می دهد در يك دوره تا نخبگانی ظهور و طلوع كنند. يك مجموعه است. نه اينكه در دوره های ديگر نباشد ولی شرايط آماده اين طلوع و ظهور نبوده تا اينكه اين بذر تبديل به درخت شود و ميوه دهد. اگر از منظری ديگر به اين قضيه نگاه كنيم، همان دوره ای كه عارف و شيدا و ديگر بزرگان موسيقی به عنوان شاخصه های موسيقی در اوايل قرن حاضر و اواخر قرن قبلی در آن مطرح هستند، علت های ديگری هم دارد از جمله اينكه در آن دوران انواع و اقسام موسيقی ها از ساير نقاط جهان وارد اين مملكت نشده بود. به خصوص موسيقی صرفا مصرفی. با توجه به شرايط اقتصادی، سياسی موجود در جهان كالاهای بسيار زيادی وارد می شود، از جمله كالاهای صوتی و تصويری كه درواقع مصرف مقطعی و روزانه و روزمره دارد. در دوره عارف و شيدا فقط يك نوع موسيقی وجود دارد و آن هم موسيقی شهری موسوم به سنتی. قطعا موسيقی مناطق هم وجود داشت ولی به خاطر نبودن رسانه ها كمتر روی هم تاثير می گذاشتند. در مجموع و درواقع می توان گفت فقط يك نوع موسيقی وجود داشت كه خود آن موسيقی هم در فضايی رشد كرد كه به لحاظ محيطی هم هماهنگ بود با فضايی كه در آن زندگی می كردند. تهران از چندين ييلاق خوش آب و هوا تشكيل شده بود. اين موسيقی هم در آن فضا نشو و نما می كند و می بينيم كه خود موسيقی با ساختار محيطی هماهنگ است. البته بحران در موسيقی ما مثل ديگر پديده ها فقط مختص ايران نيست و بحرانی است جهانی بعد از ورود تكنولوژی و مصنوعات و محصولات صنعتی كه تقريبا در سال های چهل به بعد وارد مملكت شد با خود فرهنگ های خاص آن مصنوعات و محصولات را هم همراه آورد و طبيعتا فضای زندگی عوض شد. خانه ها شكلش عوض شد، و خيلی چيزهای ديگر، به خصوص در پايتخت. از سال های سی ودو به بعد يواش يواش فرماسيون اجتماعی ايران به سمت تغيير از همه سو رفت. تغيير ظاهری فضا خودبه خود ذائقه ها را هم تغيير می دهد. كم كم وقت و حوصله مردم كم شد. قبلا آرامش بيشتری حاكم بود فراغت بيشتری وجود داشت. به هر حال من فكر می كنم در فضايی كه آرامش باشد خلاقيت ها بيشتر می شود و آدم های بزرگی مثل صبا و عارف و شيدا و نی داوود و ديگران ظهور و رشد می كنند. البته علت های بسيار ديگری هم در ظهور و رشد بزرگان نقش دارند كه از حوصله اين گفت وگوخارج است...


دو لايحه ای كه رئيس جمهوری برای تداوم اصلاحات به مجلس ارائه داده بود، پس از بررسی در جلسات علنی مجلس به شورای نگهبان فرستاده شد. اين شورا از لايحه 49 ماده ای انتخابات 36 ايراد گرفت و آن را به مجلس پس فرستاد. آن قدر جو مجلس نااميد از رفع ايرادهای شورای نگهبان بود كه كروبی ناچار شد كميته ای تشكيل دهد تا پيش از طی مراحل قانونی كار با انجام رايزنی زمينه تفاهم را ايجاد كند. او بلافاصله نفرات برگزيده خود را برای عضويت در اين كميته مشخص كرد، دولت نيز نمايندگان خود را برای حضور در اين كميته معرفی كرد. اما از نمايندگان شورای نگهبان خبری نشد. ظاهرا شورای نگهبان دليلی نمی ديد كه نظرات خود را در كميته ای مطرح كند كه هيچ وظايف و اختيارات قانونی ندارد، آنها ترجيح می دهند كه مسير كار به شكل عادی و در كميسيون مربوطه طی شود. در نخستين جلسه ای كه برای بررسی ايرادهای شورای نگهبان به لايحه اصلاح قانون انتخابات در كميسيون امنيت ملی و سياست خارجی تشكيل شد يك حقوقدان (ابراهيم عزيزی) و يك فقيه (آيت الله رضوانی) شورای نگهبان شركت كردند، همين نخستين جلسه كافی بود كه نمايندگان به طور كلی از به نتيجه رسيدن كار اين لايحه آن طور كه مورد نظر رئيس جمهور و مجلس است نااميد شوند. علت نااميدی در همان جلسه اول، اين بود كه موضوع نظارت استصوابی به عنوان ماده يك لايحه و مهم ترين چالش بين شورای نگهبان و مجلس در اين روز مطرح شد. اعضای شورای نگهبان گفتند كه اين شورا تفسير خود را از نظارت در قانون اساسی (كه استصوابی است) اعلام كرده و هيچ نوع نظارت ديگری را قبول ندارد...


‌به نظر می رسد جمع آوری 50 زن سابقه دار توسط ضابطين دادگستری از سطح شهر تأييد بر اين فرضيه باشدكه هنوز سيستم مديريتی جامعه نتوانسته است تداركی علمی ـ عملی برای به اصطلاح «زنان خيابانی» ببيند. اواخر فروردين امسال با حكم رئيس شعبه 29 دادگاه های عمومی، مأموران پليس و بسيج به جمع آوری زنان خيابانی از سطح شهر اقدام كردند. اين قاضی مجتمع امام خمينی(ره) تأييد كرده بود كه تاكنون 50 نفر روسپی كه غالبا سابقه دار نيز هستند دستگير شدند و پس از صدور حكم لازم برای آنان و تحمل حبس، در صورت نداشتن محل مناسب برای زندگی به بهزيستی معرفی می شوند. صحبت درباره اين قشر از جامعه كه آمار رسمی تاكنون هيچ گاه نتوانسته است برآورد صحيحی از آن ارائه دهد زمانی روشن می شود كه بدانيم راجع به چه چيزی سخن به ميان آمده است. اما بهتر است يادآور شويم كه در تمام جوامع دنيا حتی آمريكا كه از لحاظ فرهنگی ما آن را قبول نداريم،تن فروشی جرم محسوب می شود و در صورتی كه پليس متوجه چنين معامله ای شود با مرتكبين برخورد می كند. اما پرداختن به اين ماجرا از آن جهت قابل توجه است كه باز هم يك تجربه آزموده شده به اجرا درآمده است. گويی حكايت برخورد در جامعه ما با هر مسئله ای تكرار اين ضرب المثل است كه «آزموده را باز آزمودن خطا نيست.


گلدان ها در صحن علنی مجلس گردانده می شوند. قرار است نمايندگان مجلس ششم به وزير پيشنهادی خاتمی برای وزارتخانه راه وترابری رای اعتماد دهند. پس از ادغام وزارتخانه های جهاد سازندگی و كشاورزی، محمود حجتی، وزير راه وترابری وقت، راهی وزارتخانه جديد شده و رحمان دادمان در دی ماه 1379 به مجلس معرفی می شود تا در صورت كسب رای اعتماد از دفتر رياست راه آهن، به ساختمان وزارتخانه راه وترابری نقل مكان كند. دوستان و همكاران قديمی اش در سپاه و جهاد كه عمدتا بر صندلی های كابينه و كرسی های مجلس تكيه زده اند به شدت نگرانند. رحمان دادمان از صحن مجلس خاطره خوشی ندارد. نخستين حضورش در اين مكان وی را قريب بيست سال به حاشيه رانده است. آن هم با استناد به يك فريم عكس. مجيد انصاری از اعضای مجلس خبرگان و نماينده متنفذ مجلس شورای اسلامی متن پنج صفحه ای آماده می كند تا در صورت طرح دوباره موضوع عكس از جانب جناح رقيب، در دفاع از دادمان قرائت نمايد. همين عكس باعث شده بود كه اعتبارنامه رحمان دادمان به رغم كسب 93 درصد آرای مردم در انتخابات ميان دوره ای مجلس اول، توسط ساير نمايندگان رد شود و دادمان را هم از حضور در مجلس اول بازدارد و هم بيست سال پياپی به حاشيه بكشاند. دادمان كه از اعضای شورای مركزی دانشجويان پيرو خط امام در جريان تسخير لانه جاسوسی بود، پس از حمله آمريكا و ماجرای طبس تصميم می گيرد با توجه به ماموريتی كه به او واگذار شده، جمعی از گروگان ها را به طور مخفيانه با خود به تبريز ببرد...


شايد شما از ديدن كارلوس درصدر جدول شگفت زده شويد ولی من در مورد او مبالغه نمی كنم. او فقط يك بازيكن برزيلی حيرت آور نيست، بلكه يك ورزشكار فوق العاده است. شايد بهترين فوتباليست حرفه ای دنيا. مثلا سال گذشته (2002) او تنها كسی بود كه برنده ليگ قهرمانان و جام جهانی شد. با اين وجود جايزه بازيكن سال فيفا به او نرسيد زيرا او مثل رونالدو در جلوی زمين خودنمايی نمی كرد. اگر از من بپرسيد می گويم ناديده گرفته شدن او در مراسم اهدای جوايز سالانه فيفا و اروپا شرم آور است و نشان می دهد معيارهای تجاری در اعماق فوتبال رسوخ كرده. كارلوس می تواند هر كاری با فوتبال انجام دهد و بدون او رئال مادريد و برزيل تيم های كاملا متفاوتی خواهند بود. او تمامی جريان بازی در سمت چپ زمين را پوشش می دهد و حتی در نقاط مختلف ديگر زمين هم حضور چشمگيری دارد. حتی در دفاع و دويدن و پرش هايش نيز پيشرفت قابل توجهی كرده و اكنون بازيكن فوق العاده كاملی است. همچنين يكی از بهترين افرادی است كه تاكنون ديده ام. فروتن و مهربان.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو