Persian Archive

• پرونده يك پرواز
• جهان به زبان ارقام
• اميدواری در وال استريت
• صرفه جويی در لباس پليس
• اينتل پايان بحران را می بيند
• كرايسلر در اروپا
• نگرانی شبكه های تلويزيونی خصوصی
• هشدار وزير دادگستری آلمان
• صادرات 15 ميليون مترمكعب گاز
• رقابت برای حفظ بيماران


رضا زندی : گلدان ها در صحن علنی مجلس گردانده می شوند. قرار است نمايندگان مجلس ششم به وزير پيشنهادی خاتمی برای وزارتخانه راه وترابری رای اعتماد دهند. پس از ادغام وزارتخانه های جهاد سازندگی و كشاورزی، محمود حجتی، وزير راه وترابری وقت، راهی وزارتخانه جديد شده و رحمان دادمان در دی ماه 1379 به مجلس معرفی می شود تا در صورت كسب رای اعتماد از دفتر رياست راه آهن، به ساختمان وزارتخانه راه وترابری نقل مكان كند. دوستان و همكاران قديمی اش در سپاه و جهاد كه عمدتا بر صندلی های كابينه و كرسی های مجلس تكيه زده اند به شدت نگرانند. رحمان دادمان از صحن مجلس خاطره خوشی ندارد. نخستين حضورش در اين مكان وی را قريب بيست سال به حاشيه رانده است. آن هم با استناد به يك فريم عكس. مجيد انصاری از اعضای مجلس خبرگان و نماينده متنفذ مجلس شورای اسلامی متن پنج صفحه ای آماده می كند تا در صورت طرح دوباره موضوع عكس از جانب جناح رقيب، در دفاع از دادمان قرائت نمايد. همين عكس باعث شده بود كه اعتبارنامه رحمان دادمان به رغم كسب 93 درصد آرای مردم در انتخابات ميان دوره ای مجلس اول، توسط ساير نمايندگان رد شود و دادمان را هم از حضور در مجلس اول بازدارد و هم بيست سال پياپی به حاشيه بكشاند. دادمان كه از اعضای شورای مركزی دانشجويان پيرو خط امام در جريان تسخير لانه جاسوسی بود، پس از حمله آمريكا و ماجرای طبس تصميم می گيرد با توجه به ماموريتی كه به او واگذار شده، جمعی از گروگان ها را به طور مخفيانه با خود به تبريز ببرد.

حدود دو ماه قبل از آغاز جنگ تحميلی با تاكيد آيت الله شهيد مدنی، رحمان دادمان فرمانده آذربايجان می شود و نقش بسزايی را در سركوب توطئه های منافقين و اجانب كردستان ايفا می كند. با توصيه شهيد مدنی در انتخابات ميان دوره ای مجلس اول در شهر تبريز شركت كرده و به عنوان كانديدای حزب جمهوری اسلامی معرفی می شود. دادمان در آن انتخابات به عنوان نماينده اول مردم تبريز انتخاب و راهی تهران شد. حين تصويب اعتبارنامه او در مجلس شورای اسلامی، يكی از كانديداهای تبريز به روند انتخابات اين شهر (نه صلاحيت نمايندگان يا عملكرد آنها به هنگام انتخابات) اعتراض می كند و پرونده به كميسيون تحقيق ارجاع می شود. پانزده نفر از هفده عضو اين كميسيون به استناد اسناد باقيمانده و مشروح مذاكرات، صحت انتخابات را رد می كند. علت ايراد به انتخابات هم آن بود كه يك كانديدا به خاطر گزارشی كه از اسناد ملی مبنی بر همكاری وی با ساواك در زندان رد صلاحيت شده بود، در حالی كه همين كانديدا در مرحله اول انتخابات تاييد شده بوده، دقايقی قبل از طرح پرونده انتخابات تبريز در صحن علنی مجلس، از سوی يكی از نماينده ها عكسی در مجلس توزيع می شود كه حذف دادمان هدف اصلی آن بود. مجيد انصاری كه در متن پنج صفحه ای كه برای دفاع از وزارت رحمان دادمان آماده كرده بود و هيچ وقت خوانده نشد، ماجرای عكس را چنين شرح می دهد: «روز 22 بهمن 57 هفت روز پس از پيروزی انقلاب، جمعی از جوانان فعال در تبريز، شامل آقای دادمان، كه در اداره پادگان فعال بودند تصميم گرفتند به خاطر بزرگداشت قيام مردم تبريز و در سالگرد آن يك رژه مسلحانه در سطح شهر ترتيب دهند كه برای انقلاب و انقلابيون در فضای پر از شور و احساس، قدرت نمايی و يا تثبيت نظام محسوب می شد. اين رژه بيش از دو ساعت طول كشيد و در ميان آنان موسی خيابانی معدوم برای كمتر از دو دقيقه بر نفربر پيشاپيش رژه، سوار شد و همراهان وی از او عسكبرداری كردند.

متعاقبا اين عكس در جريان تبليغ برای كانديداتوری خيابانی معدوم در انتخابات مرحله اول تبريز به عنوان همراهی وی! با مردم انقلابی توزيع و در نشريه سازمان مجاهدين خلق چاپ شد.روشن است كه اين عكس يك سال و نيم قبل از كانديدا شدن آقای دادمان توزيع شد و در آن موقع آقای دادمان در لانه جاسوسی فعال بود و سپس هم فرمانده سپاه شد». رحمان دادمان كه پس از فاجعه هفتم تير سال 1360 به مجلس راه يافته بود به استناد همين عكس به همكاری با سازمان مجاهدين خلق متهم و اعتبارنامه اش رد شد». مجيد انصاری در بخش ديگری از نامه ناخوانده خود چنين آورده است: «هيچ كس داعيه آن را نداشت كه به خاطر اين عكس آقای دادمان صلاحيت كانديداتوری را ندارد يا فرمانده ارشد شايسته ای نيست. عملكرد وی نيز همواره در موضع افشا و مبارزه با جنايات گروهك ها به خصوص منافقين بوده است. روزنامه های طرفدار منافقين نيز بيشترين توهين و تهمت را بر ايشان به عنوان فرمانده سپاه نثار می كردند. اگر شيطنتی در كار نبود حتی می شد اين عكس را در زمان ارجاع پرونده انتخابات تبريز به كميسيون تحقيق ارائه يا حين رسيدگی پرونده به كميسيون بدهند تا در فضای آرام مورد رسيدگی و ريشه يابی قرار گيرد. به هر حال اين سوال جدی مطرح است كه آقای دادمان در آن زمان (7 روز پس از پيروزی انقلاب) در فضای پرشور و التهاب رژه مسلحانه چه كار بايد می كرد. آيا بايد موسی خيابانی را از روی نفربر به پايين پرت می كرد يا مانع از عكسبرداری وی می شد. مگر فقط آقای دادمان بالای آن نفربر حضور داشت؟ اصلا وی مرتكب چه گناه و اشتباهی شده است؟ البته اگر فضای مملو از توهم و نگرانی و شك پس از هفتم تير ماه 1360 به درستی مجسم شود پذيرش به ترديد افتادن محترمين و تصميم ابهام آلود چند دقيقه ای آن زمان قابل تصور است. فقط قدری تجربه، تامل و تصميم با صبر می توانست نتيجه ای كاملا متفاوت در برداشته باشد. نتايج آرا مربوط به صحت انتخابات تبريز در مجلس نيز بيانگر اين است كه بستر اصلی مخالفت مجلس برپايه ايراد به انتخابات تبريز ساخته شده بود و موضوع ترديد در صلاحيت آقای دادمان در فضای ابهام آلود بر آن افزوده شد و متاسفانه شد آنچه كه نبايد می شد. »

به هنگام بررسی اعتبارنامه آقای موسوی تبريزی با اينكه كسی در مخالفت با او صحبت نكرد، اما از 186 رای مجلس، 52 رای مخالف و 25 رای ممتنع به گلدان ها ريخته شد و با اينكه اعتبارنامه ايشان به تصويب رسيد اين ميزان رای مخالفت و ممتنع در حقيقت به اصل انتخابات تبريز اظهار شد. وقتی قرار شد اعتبارنامه رحمان دادمان به رای گذاشته شود 7 نفر از نمايندگان از صحن خارج شدند و در فضايی كه اتهامات غيرواقعی نظير ليبرال يا همكاری با گروهك ها (به استناد آن عكس) به دادمان زده می شد از 179 رای، 68 نفر رای مخالف و 62 نفر رای ممتنع به گلدان ها ريختند.

مجيد انصاری درباره شرايط پس از رای گيری اظهار می دارد: «شواهد قطعی نشان می دهد كه در همان روز و در راهروهای مجلس بخشی از نمايندگان اظهار به اشتباه خويش در رای دادن كردند و برخی محترمين موثر در ايجاد فضای ترديد و ابهام هم مكررا از دادمان طلب حليت كرده اند. حتی در پايان جلسه رای گيری، آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان رئيس مجلس اظهار كردند چون رای مخالف و ممتنع به آقای موسوی نيز قابل توجه است رای عدم اعتماد به دادمان به معنی رأی به عدم صلاحيت وی نيست و حتی تصريح كردند كه دادمان می تواند مجددا در انتخابات شركت كند. » دادمان با وجود اينكه می توانست از عملكرد اشتباه مجلس مبنی بر دخالت دادن موارد مرتبط به صلاحيت (بدون رسيدگی در كميسيون تحقيق) كه خلاف آيين نامه داخلی مجلس نيز بود به كميسيون اصل نود شكايت و پيگير احقاق حق خويش باشد، پس از اين اتفاق تلخ بی سروصدا به سپاه بازگشت. همسر دادمان درباره نخستين صحبتش بعد از رد اعتبارنامه می گويد: «رحمان پس از رد اعتبارنامه اش به من تلفن زد و گفت موضوع را شنيدی. گفتم بله. گفت نظرت چيست؟ من هم اصلا فكر نكردم و فقط در يك لحظه گفتم: الحمدالله. بعدها رحمان می گفت آن يك كلمه مرا تكان داد. در حقيقت ايشان رد اعتبارنامه اش را برای خودش حركت معنوی می دانستند. » وی ادامه می دهد: «بعد از رد اعتبارنامه، يك روز شهيد رجايی، رحمان را برای همكاری صدا كرد و به ايشان گفت: شما اكنون مانند تازه عروسی هستی كه در مقابل نعش شهيدش ايستاده است. يا می توانی فرياد بزنی كه عزيز مرا شهيد كردند يا می توانی سكوت كنی و در جهت ساختن دوباره كار كنی. » و رحمان دادمان راه حل دوم را برگزيد و بی آنكه كمترين تنشی ايجاد كند به همه دعوت های دوباره ای كه از او برای ورود به عرصه سياست انجام می شد پاسخ منفی داد تا دی ماه 1376 كه برای گرفتن رأی اعتماد به مجلس آمد اما نه برای كسب كرسی های مجلس، كه برای نشستن بر صندلی وزارت راه و ترابری در كابينه خاتمی. دادمان مزد بيست سال سكوت و سخت كوشی اش را گرفت و اين بار با اكثريت قريب به اتفاق بيش از 220 رأی موافق به عنوان وزير وارد دولت شد.

ماه عسل در لانه

رحمان دادمان به سال 1335 در شهرستان اردبيل متولد شد و تحصيلات ابتدايی را در همان شهر و تحصيلات متوسطه را در رشته رياضی در تهران گذراند. وی به سال 1353 در رشته مهندسی راه و ساختمان (كارشناسی ارشد پيوسته) دانشگاه تهران پذيرفته شد و نزديك به 90 درصد واحد درسی اش را گذرانده بود كه به خاطر فعاليت های مبارزاتی اش مجبور شد از دانشگاه فرار كند. وی در سال 1358 به اتفاق برخی دوستانش كلاس آشنايی با مسائل استراتژيك انقلاب اسلامی را در محله نازی آباد برگزار كرد و در آن كلاس ها با خانم ناظری آشنا شد و در 27 مهرماه همان سال با ايشان ازدواج كرد. همسرش از خاطره آن سال ها می گويد: «رحمان 23 ساله بود كه از طريق مسئول كلاس ها از من خواستگاری كرد. . . يك ماه دوران عقد ما طول كشيد. يك شب رحمان به منزل پدری ام آمد و گفت كه قرار است به زودی اتفاق مهمی بيفتد. هر چه سوال كردم نگفت چه اتفاقی. فقط گفت كه دانشجويان پيرو خط امام قصد دارند كار مهمی را انجام دهند كه ممكن است طولانی شود. يك هفته بعد لانه جاسوسی آمريكا به دست همين دانشجويان تسخير شد. رحمان از من هم دعوت كرد تا در جريان تسخير لانه شركت كنم. خوب خاطرم هست كه 13 آبان ماه 58 همه در ميدان انقلاب جمع شدند. رحمان ماموريت داشت خبر تسخير لانه را به گوش اعضای شورای انقلاب برساند. رحمان بعدا به من گفت كه وقتی خبر را به بنی صدر رساندم با عصبانيت گفت: غلط كرديد زود بياييد بيرون و وقتی خبر را به شهيد بهشتی می رسانند ايشان می گويند كه چرا ما را خبر نكرديد. »

همسر شهيد دادمان كه به اتفاق 3 پسر به نام های علی، هادی و محمد و دختر كوچكش مريم در آستانه دومين سالگرد و حادثه سقوط هواپيمای حامل دكتر دادمان پذيرای ما شده است از دوران ابتدايی زندگی با دادمان می گويد: «بعد از تسخير لانه جاسوسی هر كدام از ما اجازه داشت 12 ساعت در هفته به مرخصی برود. اواخر آبان ماه بود كه من بعد از خروج از لانه تصادفی كردم كه می بايست استراحت می كردم. در همان زمان رحمان به منزل پدرم آمد و گفت اتاق 12 متری را برای شروع زندگی آماده كرده است. مهندس بيژن نامدار زنگنه (وزير نفت فعلی) كه از دوستان بسيار نزديك رحمان بود آن روزها از رحمان خواسته بود كه با ماشين ايشان به منزلمان برويم. وقتی رحمان اين مسئله را طرح كرد از او خواستم مرا با موتور خودش ببرد. خلاصه بعد از 24 ساعت به لانه برگشتيم و در حقيقت ماه عسل را در آنجا گذرانديم. » ناظری خاطراتش را در لانه چنين مطرح می كند: «سعی می كردم پاس هايم را در لانه جاسوسی نزديك شورای لانه بگيرم تا به هنگام ورود و خروج دادمان وی را ببينم بعد هم كه جريان انتقال گروگان ها پيش آمد من يك هفته از ايشان بی اطلاع بودم كه يك روز از كنسولگری تبريز زنگ زد. رحمان قبل از ازدواجمان قولی از من گرفته بود مبنی بر اين كه هر كاری كه انقلاب داشته باشد ارجح به زندگی شخصی اش خواهد بود. در حقيقت عروس اول دادمان انقلاب بود و من هووی آن بودم. » دادمان پس از عزيمت به تبريز فرمانده سپاه تبريز شد و پس از رد اعتبارنامه نمايندگی اش در مجلس دوباره به سپاه بازگشت و در مسئوليت هايی نظير مسئول ستاد عملياتی سپاه، معاون هماهنگ كننده تداركات كل سپاه و جانشين معاون لجستيكی وزارت سپاه فعاليت كرد. همسر دادمان دوران حضورشان در تبريز را چنين توصيف می كند: «پيش از به دنيا آمدن فرزند اولم علی به تبريز رفتم و حدود يك سال دو ماه در آنجا زندگی كرديم.

سخت ترين دوران زندگی مان و البته قشنگ ترين لحظاتمان در دوره حضورمان در تبريز رقم خورد. تبريز در آن شرايط امنيت نداشت. رحمان هم فرمانده سپاه بود و ما در يك خانه نصفه و نيمه زندگی می كرديم. اسم ايشان هم در ليست ترور منافقين بود. ما جز يك بخاری كوچك وسيله گرم كننده ديگری نداشتيم و من برای اين كه بچه را گرم كنم مجبور بودم مدام علی را در بغل بگيرم. بعضی از شب ها حتی نان برای خوردن نداشتيم. بعد هم آمديم تهران و با شروع جنگ، رحمان تمام وقت در اختيار جنگ بود. » دادمان پس از سپاه ضمن مشاركت فعال در تأسيس جهاد سازندگی، چهار سال در پست های مسئول آموزش جهاد، قائم مقام عضو شورای مركزی و مسئول هماهنگی واحدها و كميته های جهاد فعاليت كرد. همزمان، با ادامه تحصيل واحدهای عقب مانده اش را در دانشكده فنی گذراند و به عنوان كارشناس ارشد عمران از دانشگاه تهران فارغ التحصيل شد و در سال 65 با صدور حكم حضرت امام(ره) مبنی بر الحاق شيلات به جهاد سازندگی رفت و به عنوان اولين مديرعامل شركت شيلات مشغول به كار شد و تا شهريور 1368 در آنجا ماند. پس از رحلت امام (ره) دوره جديدی برای دادمان رقم خورد و در سال 69 در آزمون اعزام به خارج برای اخذ مدرك دكتری پذيرفته شد و با چهار فرزند به عنوان دانشجوی بورسيه وزارت علوم عازم شهر منچستر انگلستان شد. همسرش می گويد: «ماهی 750 پوند حقوق می گرفتيم. رحمان درس خواندن برايش بسيار دشوار شده بود. چون به خاطر مسئوليت های اجرايی، سال ها از محيط درس دور بود. اداره يك زندگی آن هم با 4 فرزند نيز دشوار بود. معمولا ايشان يك هفته، ده روز مانده به امتحانات خانه را قرق می كرد. دوستان ايشان هم در انگليس آقايان دكتر نيلی، دكتر قاضی زاده، دكتر مرادی و دكتر نطری پور بودند. رحمان با مهندس ميرحسين موسوی (نخست وزير سابق) بسيار صميمی بودند به طوری كه هر دفعه به تهران می آمد حتما به ديدارش می رفت. رفتار دادمان به شكلی بود كه با وجود مشی سياسی خاصش همه دوستش داشتند چون در كارش سياسی بازی نمی كرد».

دادمان پس از 5 سال در سال 1375 با مدرك دكتری به ايران بازگشت و تا دوم خرداد 76 به تدريس در دانشگاه مشغول شد. پس از رياست جمهوری خاتمی محمود حجتی كه از همكاران جهادی اش بود دكتر دادمان را به راه آهن برد و تا سال 79 در اين سمت باقی ماند. خانم ناظری از دوران پس از دوم خرداد می گويد: «با آمدن آقای خاتمی، رحمان می گفت بايد اين سيد خدا را كمك كرد. خاتمی آن قدر با دادمان نزديك بود كه ايشان را آقا رحمان صدا می كرد. روزی هم كه رحمان را برای وزارت راه و ترابری انتخاب كرد بعد از رای اعتماد نمايندگان، رحمان با تلفن همراهش به من زنگ زد و هر دوی ما گريه كرديم. اشكی كه پس از 20 سال و با خاطره روزهای سخت رد اعتبارنامه اش جاری شد. اشكی كه غصه 20 ساله داشت» دكتر دادمان با كار و تلاش 20 ساله اش دوباره خود را ثابت كرد.

آخرين پرواز آقای وزير

سازمان هواپيمايی كشوری صبح روز پنج شنبه 27 ارديبهشت 1380 در اطلاعيه ای اعلام كرد: «صبح امروز يك فروند هواپيمای ياك ،40 متعلق به شركت هواپيمايی «فرازقشم» كه حامل وزير راه و ترابری و هيأت همراه بود در مسير ساری ـ تهران ناپديد شد. براساس اين اطلاعيه، هواپيما در ساعت 6/45 بامداد پنج شنبه، تهران را به مقصد ساری ترك كرد و ده دقيقه قبل از رسيدن هواپيما به مقصد با قطع ارتباط با ايستگاه مربوطه به عللی نامعلوم در 10 مايلی ساری سقوط كرد. » دكتر دادمان پس از چهارماه وزارت به همراه نمايندگان گلستان در مجلس شورای اسلامی قصد عزيمت به گرگان را داشتند تا فرودگاه اين شهر را افتتاح كنند. همسر مرحوم دادمان در اين خصوص می گويد: «خلبان هواپيمايی كه قرار بود دادمان و هيأت همراهش را به گرگان ببرد با دريافت گزارش هواشناسی از پرواز احراز كرد. هواپيمای هيأت تغيير می كند و در شرايط بد جوی به سمت گرگان پرواز می كند. »

ساعت 16/22 روز پنج شنبه گروه های مختلف به كار جست وجو برای يافتن لاشه هواپيما و اطلاع از سرنوشت مسافران مشغولند. رئيس سازمان هواپيمايی كشوری طی گفت وگويی اعلام می كند: «از طريق ماهواره های ايتاليا خبر داده شده كه هواپيما فورسرلندينگ (به شدت نشستن هواپيما) شده است. يعنی احتمال سقوط مطرح است ولی نمی توان آن را تاييد كرد.» از سوی رئيس جمهور خاتمی هيأتی به سرپرستی سيدمحمد ابطحی ـ رئيس دفتر وقت رئيس جمهوری ـ مأمور پيگيری موضوع می شود. خانواده دادمان در هواپيمای كشوری منتظر خبر نهايی هستند. علی فرزند ارشد دكتر دادمان در اين باره می گويد: «بعد از نماز مغرب و عشا با دوستم كه مشهد بود تماس گرفتم و گفتم: برو داخل ضريح امام رضا تلفن را بگير به سمت حرم. بعد گفتم: امام رضا نذر می كنم هرچه صلاح بدانی همان شود. بعد از نماز صبح از ستاد بيرون زدم و در ترمينال حجاج قدم زدم. ساعت يك بعدازظهر بود كه آقای محسن رضايی هم به جمع ما در ستاد پيوست. گروه تجسس همه جا را گشته بودند. وقتی به سمت آقای زحمتكش رفتم وی جواب تلفنش را داد و بعد هم چيزی به سردار كاظمی و آقای رضايی و سردار دهقان گفت و همگی ستاد را ترك كردند. » ساعت 17/42 روز 28 ارديبهشت سال 1380 سازمان هواپيمايی كشوری خبر رسمی سقوط هواپيما و به شهادت رسيدن خدمه آن را اعلام كرد. رهبر انقلاب اسلامی پس از اعلام اين خبر پيام تسليتی صادر كردند و پس از ايشان نيز سيدمحمد خاتمی رئيس جمهور در پيامی رحمان دادمان را نمونه ای از مجموعه فضائل والای انسانی دانستند. بيژن نامدار زنگنه، وزير نفت، نيز كه از دوستان قديمی دادمان بود بعد از درگذشت وی در يادداشتی كه روزنامه همشهری آن را به چاپ رساند آورده است: «حدود 27 سال دوستی، آن هم در شرايط سخت و دشوار قبل از انقلاب و سال ها پس از آن رشته هايی ناگسستنی از مهر و محبت از او را در جانم نشانده است».

محمدرضا خاتمی، نايب رئيس مجلس نيز در پيامی مرحوم دادمان را يك الگو خطاب می كند: «دادمان برای ما يك الگو بود. نجابت او، آرامش او، صدق و خلوص او، پرتلاشی و سخت كوشی او زبانزد همه ما بود. وقتی همه جا درمی مانديم و باری سنگين شانه های ما را می آزرد بی اختيار نام دادمان بود كه به ميان می آمد و وجودش به ما آرامش می داد. » همسر مرحوم دادمان درباره خصوصيات كاری ايشان می گويد: «رحمان در كار بسيار سخت كوش و جدی بود. اصلا هم اهل دخالت دادن بازی های سياسی در كارهای اداری نبود. يك روز از راه آهن اطلاع دادند كه مديری تخلفی كرده است. رحمان بلافاصله از منزل زنگ زد و علی رغم دوستی ای كه با برادرش داشت به آن مدير گفت كه تا يك ساعت ديگر در اداره هستم و شما نبايد آنجا باشيد. » خانم ناظری درباره سلوك شخصی مرحوم دادمان می گويد: «بسيار نسبت به بيت المال حساس بود. بچه ها حق نداشتند به موبايل اداره و يا ماشين دولتی دست بزنند. هيچ گاه هم در خانه وزارتی زندگی نكرديم و در زمان حيات ايشان نزديك به 15 بار منزل های استيجاری مان را تعويض نموديم.» مرحوم دكتر دادمان چهارماه بيشتر صندلی وزارت را برنتافت و سازمان هواپيمايی كشوری در اطلاعيه ای رسمی علت سقوط هواپيمای حامل ايشان را اشتباه خلبان اعلام كرد، گرچه بهزاد مظاهری، برای ادای توضيح سقوط هواپيمای ياك 40 به دادگاه احضار شد، اما همسرش می گويد: «مسائل اين پرونده هنوز به دقت روشن نشده است. »

4 ساعت در جمع خانواده

همه مبل ها از داخل اتاق پذيرايی جمع شده است تا مراسم سالگرد مرحوم دكتر دادمان برگزار شود. فرزندانش به همراه همسر مرحوم دادمان پذيرايمان می شوند خانم ناظری تأكيد دارد كه به نقش مادر مرحوم دادمان در شكل گيری شخصيت ايشان اشاره كنيم و شايد می خواهد اين جملات تسكينی بر زخم ايشان باشد. مريم دختر 9 ساله دادمان درباره پدرش می گويد. «تنها چيزی كه می توانم از پدر خوبم كه شايد فقط بعضی شب ها 1 يا 2 ساعت می ديدمش بگويم مهر و محبت است. » از پسر كوچك تر دكتر می خواهم كه جمله ای درباره پدرش بگويد با شوخ طبعی كه ظاهرا از پدر به ارث برده از روی نشريه ای كه كنار دستم است می گويد: «كار و خدمت برای او متن زندگی بود. » هادی 20 ساله كه دانشجوی رشته عمران دانشگاه يزد است يك خاطره از پدر دارد. «روزی مادرم با شدت ماهی تميز می كرد. پدرم از راه رسيد و با همان لهجه تركی اش گفت: خانم اين چه طرز رفتار با ماهی است. » و علی پسر ارشد مرحوم دكتر دادمان كه به تازگی متأهل شده است با 23 سال سن دانشجوی سال آخر رشته عمران است. او در اثنای صحبت من با ديگر افراد خانواده سه صفحه در مورد پدرش می نويسد و تأكيد می كند: «حتی بعد از شهادت پدرم برخی كم لطفی ها از جانب برخی ادامه پيدا كرد. حتی سفر ايشان به استان گلستان كه منجر به شهادت ايشان شد را سفری نمايشی و جهت بهره برداری تبليغاتی عنوان كردند و نشرياتی كه در زمان حيات ايشان وی را منافق ناميدند بعد از شهادت پدرم و تجليلی كه مردم از خدمتگزارشان كردند از اعتبار و آبروی وی برای رسيدن به اهداف خويش سوءاستفاده كردند».


ترجمه غلامرضا رضايی نصير : نيوزيلند

توليد ناخالص داخلی: 64 ميليارد دلار

سرانه توليد ناخالص داخلی: 16340 دلار

جمعيت: 3/9 ميليون نفر

رشد توليد ناخالص داخلی: 2/4 درصد

تورم: 1/7 درصد

هلن كلارك، نخست وزير دوباره انتخاب شده نيوزيلند يك دولت اقليت ديگر را رهبری می كند. اما اين يكی قوی تر است، زيرا ديگر مجبور نيست برای تصويب سياست های اقتصادی خود به حمايت سبزهای بهانه گير در پارلمان تكيه كند. اعتبار قانونی ممنوعيت رشد غلات با استفاده از روش اصلاح ژنتيكی در اكتبر سال 2003 به پايان می رسد و اكنون كه دولت احتياجی به سبزها ندارد، احتمالا ممنوعيت اين روش را لغو خواهد كرد تا به كشاورزان با نفوذ كشور كمك كند.

پاكستان

توليد ناخالص داخلی: 72 ميليارد دلار

سرانه توليد ناخالص داخلی: 476 دلار

جمعيت: 150/7 ميليون نفر

رشد توليد ناخالص داخلی: 5/0 درصد

تورم: 5/8 درصد

پرويز مشرف ژنرالی كه به حكم خود رئيس جمهور پاكستان شده است، همچنان متحدی ارزشمند برای آمريكا در جنگ عليه تروريسم باقی خواهد ماند. در واقع چاره ديگری هم ندارد، زيرا پاكستان برای پرداخت بدهی هايش به حمايت های مالی احتياج دارد و ژنرال برای تقويت مشروعيتش به حمايت آمريكايی ها نيازمند است. اما بنيادگرايان اكنون رهبر پاكستان را دشمن خود تلقی می كنند؛ بنابراين احتمال دارد كه در سال 2003 تلاش هايی برای ترور پرويز مشرف صورت گيرد. كمتر جايی را در روی زمين می توان يافت كه برای غربی ها خطرناك تر از پاكستان باشد. رزمندگان مسلمانی كه از افغانستان و كشمير به پاكستان آمده اند احتمالا در اين كشور عمليات خود را ادامه خواهند داد، بنابراين حمله به سفارتخانه ها، كليساها و مكان های تجاری غربی در سال 2003 افزايش خواهد يافت.

سنگاپور

توليد ناخالص داخلی: 97 ميليارد دلار

سرانه توليد ناخالص داخلی: 22180 دلار

جمعيت: 4/4 ميليون نفر

رشد توليد ناخالص داخلی: 5/7 درصد

تورم: 1/3 درصد

ركود سال 2001 ضربه هشداردهنده ای برای سنگاپور بود: اقتصاد اين كشور بيش از اندازه به صنعت الكترونيك وابسته شده بود و هزينه ها برای يك مركز توليدی بيش از حد زياد بودند. ماليات ها رو به كاهشند و در سال 2003 بيشتر كاهش خواهند يافت. صنايع ديگر، از جمله خدمات درمانی و آموزش بيشتر مورد توجه دولت قرار خواهد گرفت. دولت زورگوی سنگاپور در سال 2003 با نمايندگان پارلمان و شهروندان مهربان تر خواهد شد و اجازه خواهد داد تا در مورد سياست های عمومی بحث و جدل شود. اما خيلی توقعتان را بالا نبريد.

كره جنوبی

توليد ناخالص داخلی: 527 ميليارد دلار

سرانه توليد ناخالص داخلی: 10880 دلار

جمعيت: 48/4 ميليون نفر

رشد توليد ناخالص داخلی: 6/1 درصد

تورم: 2/7 درصد

عرصه مبارزات سياسی كره جنوبی در آستانه انتخابات رياست جمهوری دسامبر 2002 بسيار پر هياهو بود. با صف بندی مجدد احزاب، آشوب در سال 2003 بالا خواهد گرفت. رونق اقتصادی ناشی از جام جهانی فوتبال در سال 2003 رنگ خواهد باخت و هزينه های دولتی و همچنين مصرف كنندگان كاهش می يابد. اما به نظر می رسد كه سرمايه گذاران انتظار بازگشت رونق اقتصادی را دارند. مهم ترين مسئله كره جنوبی در سال 2003 روابط با كره شمالی خواهد بود. كره شمالی نشانه هايی از اصلاحات اقتصادی را از خود نشان داده است، اگر اين وضع ادامه يابد روابط بين دو كره گرم تر خواهد شد.

تايوان

توليد ناخالص داخلی: 249 ميليارد دلار

سرانه توليد ناخالص داخلی: 12940 دلار

جمعيت: 22/7 ميليون نفر

رشد توليد ناخالص داخلی: 4/4 درصد

تورم: 1/3 درصد

چن شويی بيان، رئيس جمهور تايوان به برگزاری يك همه پرسی در مورد استقلال اشاره كرده است. در سال 2003 نيز به لفاظی های خود در اين مورد ادامه خواهد داد، اما اقدامی عملی صورت نخواهد گرفت. چرا كه ممكن است آمريكا آن را تاييد نكند و چين واكنشی خشونت آميز نشان دهد. پس از يك دوره متوسط بهبود اقتصادی در سال ،2002 اقتصاد وابسته به تكنولوژی تايوان در سال 2003 عملكرد بهتری خواهد داشت، به شرط آنكه آمريكا دچار ركودی مضاعف نشود. با رشد اقتصاد مصرف كنندگان و بنگاه های اقتصادی احساس اطمينان بيشتری خواهند يافت. در سال 2003 كارخانه های بيشتری به قصد چين، تايوان را ترك خواهند كرد. دولت اجتناب ناپذير بودن اين امر را پذيرفته است و به شركت ها اجازه خواهد داد تا به چين منتقل شوند.

تايلند

توليد ناخالص داخلی: 131 ميليارد دلار

سرانه توليد ناخالص داخلی: 12940 دلار

جمعيت: 22/7 ميليون نفر

رشد توليد ناخالص داخلی: 4/4 درصد

تورم: 1/3 درصد

در سال 2003 اصلاحات سياسی در تايلند متوقف خواهد شد. تاكسين شيناواترا، نخست وزير اين كشور وقت چندانی برای سروكله زدن با ناراضيان ندارد. با توجه به اكثريت عظيمی كه در پارلمان دارد، هر طور كه دلش بخواهد عمل خواهد كرد. متمم های اضافه شده به قانون اساسی قدرت موسسات ضدرشوه خواری را محدود خواهد كرد. خصوصی سازی شتاب خواهد گرفت. 30 درصد سهام شركت هواپيمايی، 23 درصد از سهام تای ايرويز و سهام دو بانك دولتی كرونگ تای و بانك تای در سال 2003 به بخش خصوصی واگذار خواهد شد. تاكسين رويكرد آشتی جويانه تری را نسبت به كشور همسايه خود، ميانمار آغاز كرده است، اما ارتش كه سعی دارد صادرات امفتانی ها را از ميانمار به تايلند به حداقل برساند با اين رويكرد مخالف است.


اميدواری در وال استريت

پس از دو هفته رشد ارزش سهام در وال استريت دلالان سهام و سرمايه گذاران اميدوار شده اند تا بالاخره پس از مدت ها سقوط شاهد اندكی بهبود در وضعيت خويش باشند. با اين حال بسياری معتقدند كه در شرايط كنونی اميدوار بودن به بهبود شرايط ناشی از نگاهی بيش از حد خوشبينانه است. به اعتقاد برخی ناظران بايد در پيش بينی رشد محتاط بود.

صرفه جويی در لباس پليس

شرايط نامناسب اقتصادی در آلمان موجب شده تا برخی دستگاه های دولتی به ترفندهای عجيب و غريبی برای كاهش هزينه های خود روی بياورند. يك نمونه از اين راه حل های كم سابقه تغيير لباس پليس است. مقامات ايالت های هامبورگ و نيدرزاكسن در آلمان تصميم گرفته اند با استفاده از تغييراتی در لباس نيروهای پليس خويش سالانه ميليون ها يورو صرفه جويی كنند. البته طرح مذكور با مخالفت هايی هم روبه رو شده است.

اينتل پايان بحران را می بيند

دو غول تراشه سازی جهان يعنی اينتل و AMD پيش بينی می كنند كه پس از دو سال ركود امسال بازار تراشه شاهد رشد باشد. به اعتقاد اين دو شركت تنها رشته ای در ميان مشتريان نيمه هادی ها كه همچنان در وضعيت ركود باقی خواهد ماند، صنعت مخابرات است. اظهار نظر اينتل و AMD حتی اندك تغييراتی را هم در قيمت های نيمه هادی ها به وجود آورده است.

كرايسلر در اروپا

ديتر زچ، مدير شركت كرايسلر كه زيرمجموعه دايملر كرايسلر است، به اروپا هم چشم دوخته است. كرايسلر قصد دارد در آينده خودروهای مارك دودگ را در اروپا به فروش برساند. ديتر زچ قصد دارد سهم خود را در بازار خودرو كشورهايی نظير آلمان دوبرابر كند.

نگرانی شبكه های تلويزيونی خصوصی

اوضاع نابسامان اقتصادی بسياری از شبكه های تلويزيونی خصوصی را نگران ساخته است. در آلمان اكنون ترس از هضم شدن در دل دو شبكه اصلی دولتی يعنی ARD و 2DF (شبكه اول و دوم آلمان) به شدت در ميان مديران شبكه های خصوصی در حال افزايش است.

هشدار وزير دادگستری آلمان

بريجيت زوپريس، وزير دادگستری آلمان، از اينكه مديران عالی در كشورش در افشای ارقام مربوط به درآمدهای خود اكراه دارند، به شدت ابراز نارضايتی كرد. وی قصد دارد به موازات سخت گيری های صورت گرفته در آمريكا كه متعاقب رسوايی های مربوط به بيلان شركت ها صورت گرفت، در آلمان نيز برخورد سختگيرانه ای با مديران متخلف داشته باشد. او تهديد كرده است كه در صورت خودداری مديران در افشای حقوق هايشان اشد مجازات های قانونی را عليه آنان اعمال خواهد كرد.

صادرات 15 ميليون مترمكعب گاز

ميزان صادرات گاز ايران به تركيه در سال جاری مشخص شد. برآوردهای صورت گرفته توسط شركت ملی گاز نشان می دهد ميزان صادرات گاز به طور متوسط به 15 ميليون مترمكعب در روز رسيده است. حجم گاز صادراتی مطابق با مفاد قرارداد در اين دوره بوده است. به موجب پيش بينی های صورت گرفته ايران متعهد شده روزانه 15 مترمكعب گاز مصرفی تركيه را تامين كند كه تاكنون موارد قرارداد به اجرا درآمده است. حداقل گاز صادراتی 10 ميليون مترمكعب و حداكثر ميزان 15 ميليون مترمكعب گزارش شده است. هر چند قيمت گاز صادراتی ايران به تركيه طبق توافق طرفين هنوز رسما اعلام نشده اما طبق اعلام معاون برنامه ريزی وزير نفت هر متر مكعب گاز صادراتی 3 سنت درآمد ارزی را داراست. به اين ترتيب درآمد روزانه صدور گاز به حدود 450 هزار دلار می رسد.

رقابت برای حفظ بيماران

موضوع مسافرت بيماران اروپايی به كشورهای ديگر اخيرا در ميان صندوق های سرمايه گذاری مورد توجه قرار گرفته است. بر اثر فشار صاحبان بيمارستان های خصوصی دولت های اروپايی برای باقی ماندن بيماران در داخل كشور و گذراندن مراحل درمان در داخل قوانينی را به اجرا گذاشته اند.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو