Persian Archive

• سياه و سفيد
• ما فقط نصيحت می کنيم
• بليت ها فروخته شد
• تقصير استويچف بود
• خط و نشان جودو برای آسيا
• بپا سارز نگيری
• فتح اورست در 70 سالگی
• قهرمانی با نام دشوار


آران: يوونتوس باشگاهی است كه به خاطر پيوندهايش با دو قشر هواداران نخبه و توده شهرت دارد. پيوندهايی كه مهمترين عامل موفقيت هميشگی اين باشگاه تورينی بوده اند. اما در حال حاضر نشانه هايی وجود دارند كه از ضعيف شدن آنها حكايت می كنند و شبهه سرگردانی يووه در خلاء احتمالی حاصل از فقدان پيوندهای مزبور از همين روست. بازی رفت رئال يوونتوس اگرچه با شكست نهايی بيانكونری پايان يافت اما بسياری معتقد بودند كه بانوی پير ايتاليا بهترين نمايش اروپايی خود در فصل جاری را در سانتياگو برنابئو ارائه داده است. البته اگر از جلوه های زشت ضد فوتبال به عنوان عنصر جداناشدنی كالچو يا فوتبال ايتاليايی بگذريم. سياه و سپيد رنگ های اشرافی فوتبال هستند. اساسا رنگ ها و نشان ها عناصر اصلی برجای مانده از بيرق های دوره فئودالی و سپس دوره بورژوازی اروپا هستند و بسياری از رنگ هايی كه بر پيراهن تيم های فوتبال اروپايی می بينيم مبنايی تاريخی يا محلی دارند. اما در اين ميان رنگ های سياه و سپيد كه نماد مطلق گرايی هستند سمبل اصول ايدئولوژيك اروپای قرن بيستم قلمداد می شوند كه می توان در اين مورد به طور خاص رنگ های طلايی، آبی آسمانی و بنفش و سرمه ای را افزود. رئال مادريد سمبل اشرافيت و قداست پادشاهی و ديكتاتوری اسپانيا بوده است، تاتنهام و آژاكس اميد يهوديان، مارسی نماد استقلال طلبی پروونس يا فرانسه مديترانه ای، پيراهن ايتاليا و آلمان دهه های سی و چهل سمبل فاشيسم، پيراهن انگلستان سمبل قداست امپراتوری بريتانيا و. . . امروز علی رغم فاصله زيادی كه از بحران های ايدئولوژيك و سياسی اروپا گرفته ايم هنوز هم می بينيم كه بسياری از تيم های بزرگ از رنگ های سياه، سفيد، سرمه ای و طلايی در تركيب رنگی لباس اصلی يا فرعی شان استفاده می كنند كه گرچه اين بار هدف تجاری است اما باز هم توجه به جلوه اشرافی و مطلق گونه اين رنگ ها صورت پذيرفته.

اما سياه و سپيد بودن پيراهن يوونتوس از زاويه ای ديگر قابل بررسی است. نام يووه معادل رنگ پيراهنش است و نشان از سرگشتگی يووه ميان مطلق ها و ايده آل هايی متناقض دارد. وقتی چند نوجوان در واپسين سال های قرن نوزدهم بر نيمكت زمخت حياط مدرسه كورسو ری اومبرتوی تورين خيال پردازی می كردند، تصويری از يك تيم فوتبال رويايی با پيراهن صورتی در ذهن داشتند كه نام جوانان يا يوونتوس بر خود داشت. اما پس از چند سال فضای سرد جامعه صنعتی تورين پيراهن سياه و سفيد الگوبرداری شده از ناتينگهام انگلستان را به جای آن بالاتنه صورتی غالب كرد. يوونتوس در تمام طول تاريخش دچار تناقض هايی بزرگ بوده است و از آن رو موفق بوده كه هرگز در ساحل هيچ ايده آلی كناره نگرفته. به همين دليل است كه مثلا پرهوادارترين باشگاه ايتاليا در شهر خودش تورين، از تيم ضعيف شهر تورينو محبوبيت كمتری دارد. بله، يوونتوس از شهر تورين برخاسته، شهری كوهستانی بر كوهپايه های شرقی آلپ جنوبی كه چه به لحاظ فرهنگی و چه جغرافيايی در حاشيه كشور چكمه ای قرار گرفته است. مردم تورين به سردی و سختی شهره اند. مردمی كه از اقليم كوهستان برخاسته اند و تعامل زيادی با خارجی ها به خصوص سوئيسی ها و فرانسوی ها داشته و دارند. تورين در عين حال يك شهر صنعتی است و پايتخت كمپانی سابقا معظم فيات شناخته می شود. آنها نه تنها مثل آميگوهای ايتاليايی شان زياد احساساتی نيستند بلكه ساير ايتاليايی ها را با تفاخر می نگرند.

با اين وجود تيم يوونتوس نماينده شهر كه يازده ميليون هوادار در سراسر ايتاليا دارد تنها محبوب 300 هزار نفر از جمعيت يك ميليون نفری تورين است. وقتی آلفردو ديك سوئيسی ـ اولين مدير يوونتوس ـ با بازيكنان تيم دچار اختلاف شد باشگاهی تازه تأسيس نمود و نام شهر را بر آن گذاشت. تورينو در طول تاريخش هر بار كه به اوج آمد ـ به خصوص در دوران سلطه فاشيسم ـ بسيار بيشتر از يوونتوس به عطش هويت خواهی مردم جداتافته تورين كه مليت ايتاليايی را تحميلی می دانستند اعتنا نمود و به همين خاطر اين قدر در تورين محبوب است. سپس كورادينو كورادينی شاعرپيشه به رياست يوونتوس رسيد، هم او بود كه سرود باشگاه را خلق كرد. اما به جای او چه كسی بر صندلی رياست نشست؟ يك مرد صنعتی. ادواردو آنيلی موسس كمپانی فيات در 1923 باشگاه را خريد و از اين پس بود كه اقتدار ماشينی يووه در فوتبال ايتاليا آغاز شد، درست برخلاف روح مردمی و ذات هنری بانوی پير كه آن زمان هنوز جوان بود. آنيلی پدر در 1935 طی يك سانحه هوايی كشته شد اما يووه كماكان در چنگ صنعت قاهر شهر، اتومبيل سازی فيات، باقی ماند. جيووانی آنيلی از دهه پنجاه تا سال گذشته كه چشم از جهان فرو بست به مدت نيم قرن به عنوان رئيس يا رئيس افتخاری، باشگاه را زير سايه خود برد تا بدانجا كه يوونتوس ـ رفته رفته تبديل به محصول دوم كمپانی فيات شد. البته يك محصول تجاری موفق كه توانست در سال های ابتدايی دهه هشتاد اروپا را تسخير كند. جيووانی و اومبرتو آنيلی با همه چيز تجارت می كردند و همه چيز از نظر آنها قابل خريد و فروش بود. آنها هرگز درگير بازی های سياسی نشدند و تنها بازی تجارت و بازی فوتبال را به رسميت شناختند.

يوونتوس تبديل به تيمی شد كه فراز و فرودهای شديد سياست ايتاليا هيچ گزندی به آن وارد نمی ساخت و شايد حتی موجب هموار شدن مسيرش نيز می شد. اينتر و ميلان گهگاه با ظهور و سقوط چپ و راست ضربه می خوردند اما قدرت فيات در ايجاد يك خط توليد بدون نقص با محصولی استاندارد و سپس برقراری ارتباط با توده مردم و فروش ميليونی به آنها نهفته بود. يووه نيز از طريق همين چرخه رشد كرد و سوار بر مدل های متنوع و ارزان فيات به سراسر ايتاليا و شرق اروپا صادر شد. برادران آنيلی با همه چيز و همه كس تجارت می كردند. حتی با رئيس جمهور، رئيس فدراسيون و البته داوران. خاصيت ضداقتدارگرايی ـ آنتی اتوريته ـ جوامع لاتينی كه به دليل سابقه ديكتاتوری سياسی در اين جوامع بود، در ايتاليا نيز كمابيش به چشم می خورد، از همين رو يوونتوس كه هميشه در حاشيه تحولات سياسی به موفقيت هايش ادامه می داد مورد توجه قشر عظيمی از مردم سراسر كشور قرار گرفت. اما رفته رفته با قوت گرفتن احتمال تبانی يووه با داوران از اواخر دهه هفتاد نگرشی سياه نيز در مقابل نگرش سپيد جامعه به يووه شكل گرفت. قهرمانی های اروپايی و ايتاليايی متوالی يووه در فاصله سال های 80 تا 85 و تيم باشكوهی كه با حضور زوف، پلاتينی و بونيك چشم ها را خيره می ساخت، سبب نشدند بانوی پير فوتبال ايتاليا از ابهامات و اتهامات رهايی يابد. آتيليو رومرو رئيس باشگاه تورينو رقيب يووه، صادقانه در اين باره می گويد: «ما ايتاليايی ها دچار ذهنيت تئوری توطئه هستيم كه مردم را به فكر وا می دارد كه هر اتفاقی بر اساس منافع افراد به خصوص طراحی شده است. »

اما عوام هميشه اشتباه نمی كنند. تجربه نشان داده كه آنها هميشه در لابه لای بافته هايشان به حقيقتی خالص اشاره می كنند. تئوری توطئه پيرامون نام يووه آن قدر جدی تلقی می شد كه پلاتينی بزرگ ترين اسطوره يوونتوس، مردی كه دو جام قهرمانی باشگاه های اروپا و دو عنوان سری آ را برای باشگاه به ارمغان آورد و با پيراهن سياه و سفيد سه بار مرد سال فوتبال اروپا شد، نتوانست فشار افكار عمومی ايتاليا را تحمل كند و از تورين فرار كرد. او بعدها هميشه از تصميم خود مبنی بر ترك يوونتوس در روزگار اوج دفاع می كرد زيرا می دانست نمی توانسته در آن محيط تاب آورد. استقبال سرد مردم تورين از يوونتوس حتی آنيلی ها را به فكر برگزاری بازی های خانگی در شهرهای مختلف ايتاليا انداخته. اين برای باشگاهی كه 1440 باشگاه هواداری در سراسر دنيا دارد چندان عجيب نيست. حتی سال گذشته برگزاری فينال سوپرجام ايتاليا در ليبی نيز ابتكار جالبی بود اما فاجعه زمانی آشكار می شود كه يووه در تعريف هويت خود دچار بزرگ ترين تناقض می شود و يكی از سران بلندپايه آن پيشنهاد انتقال باشگاه به ميلان يا يكی ديگر از شهرهای پرجمعيت ايتاليا را می دهد. ورشكستگی فيات نيز اين شايعه را قوت می بخشد. يوونتوس بدون فيات ديگر از آن حمايت ها و ثبات بی همتا برخوردار نخواهد بود. اين برای تيمی كه امروز 70 درصد مردم ايتاليا و 55 درصد مردم اروپا آن را قدرتی بزرگ می پندارند به معنای سرگردانی در آينده سياه و سفيد خود است.


اميرحسين ناصری: اين حرف شما درست است اما اگر من خلافی مرتكب شوم، ديگری را جای من تنبيه نمی كنند.

درست است. ما اين كارها را می كنيم برای آيندگان. می گوييم باشگاه ها بيايند كار تربيتی انجام دهند. خب يك باشگاه ميليون ها تومان پول انتقال فلان بازيكن را می دهد. بازيكن به خاطر يك خلاف يا خطا از بين می رود. سرمايه باشگاه هم از بين می رود. اين مسئله توجيه اقتصادی هم دارد.

مقصر اصلی چه كسی است؟

من تربيت كننده ها را مقصر می دانم.

منظورتان تيم و باشگاه است؟

بله. به خصوص باشگاه.

اينها هميشه پنهان مانده. كار با نصيحت و موعظه درست نمی شود

الان ابزار قانونی نداريم كه به باشگاه هايمان دستور بدهيم بايد فلان كار اخلاقی را انجام دهی. شما بايد روی روان ورزشكار هم كار كنی. اين كاری است كه ديگر كشورها هم انجام می دهند. ما كه نمی گوييم بياييم كار ايدئولوژيكی انجام دهيم.

اصلا دنبال راهكارهای قانونی هم هستيد

ما پيشنهاد می دهيم.

نه، منظورم پيشنهاد نيست.

راهكار قانونی يعنی چه؟

شما معتقديد مقصر اصلی در تخلفات، باشگاه ها هستند. برای كنترل باشگاه ها، تيم ها و هدايت آنها راهكار قانونی داريد؟ يا حتی برنامه ای برای رسيدن به قوانين جامع.

نه ما فقط نصيحت می كنيم. بله، اين پيشنهاد را هم می توانيم بدهيم كه اگر بازيكنی خلاف كرد باشگاه هم تنبيه شود. اين ابزار قانونی می شود كه البته فعلا نداريم. اين پيشنهاد خوبی بود. حتی اين مسئله برای جامعه هم واضح نيست كه اگر بازيكنی تخلفی كرد، ديگران هم مقصرند. همه فقط همين كسی كه شما گفتيد (مجاهد خذيراوی) را مقصر می دانند كه يك خلاف وحشتناك انجام داده اما به نظرم اگر او درست هدايت و تربيت می شد كار به اينجا نمی رسيد.

در مورد علی انصاريان بگوييد. اگر مصاحبه و توهين او به معاون سازمان نبود باز هم با آن مقابله می كرديد؟

اين سوال خوبی است. ما با اسم و خود علی انصاريان كاری نداريم. حركتی انجام شد كه به نظرم بدعت بود. يعنی اگر بررسی كنيد ما سابقه اين جور مصاحبه بر عليه كسی را نداشتيم. ما ادعا می كنيم كه ورزش، روش تربيتی است اما اين يك پديده بود. حراست معمولا وارد اين مسائل نمی شود، مگر اينكه حركتی انجام شود كه به نظرمان جامعه ورزش را به سوی ديگری سوق دهد كه به نظر ما مصاحبه انصاريان آغاز اين راه بود. اگر ما وارد نمی شديم جامعه ورزش به نقطه ديگری هدايت می شد. اين فقط توهين به آقای كفاشيان نيست، توهين به پيشكسوت و مسئول بود و بايد با آن برخورد می شد و به عنوان يك درس مطرح شد كه اگر هر كسی اين راه را ادامه دهد با او هم برخورد می شود. اين كار ما مانور بود. ما از اين مسائل نمی گذريم.

اين نوع برخوردها ادامه دارد يا همين جا پايان اين راه بود؟

حتما ادامه دارد.

حالا اگر به كسی جز آقای كفاشيان يا مسئولان رده بالای سازمان توهين شود باز هم برخورد می كنيد؟

در اين مورد آقای كفاشيان شكايتی نكردند و گذشت كردند اما اين جور صحبت ها پيگرد قانونی هم دارد. اگر يك جای ديگر ورزشكاری به پيشكسوتی بی احترامی كند، پيشكسوت می تواند به حراست سازمان مراجعه كند و ما هم لايحه اش را تنظيم كرده و پيگيری می كنيم. به راحتی نمی گذريم. از اين مسائل، اين گونه توهين ها، می توان شكايت كيفری كرد. اگر كسی بخواهد از فضای سالم ورزش سوءاستفاده كند حتما با او برخورد می شود. بگير و ببند و از اين مسائل هم نداريم، طبق قانون مملكت عمل می كنيم.

گويا قرار بود در كميته انضباطی سازمان اين مسئله بررسی شود.

نه. كميته انضباطی سازمان فقط به كار روسای فدراسيون ها و مسئولان سازمان رسيدگی می كند. كار آقای انصاريان به كميته انضباطی فدراسيون ارجاع می شد كه البته اگر آقای كفاشيان شكايت داشت، كل قضيه از بحث ورزش خارج و به دادگاه ارجاع می شد.

شما در مورد ساماندهی هواداران صحبت كرديد. برنامه ای كه می دانيم حراست با همكاری نيروی انتظامی در حال پيگيری آن است، كنترل تماشاگران توسط خودشان است. اين طرح تا كجا پيش رفته است؟

ما می خواهيم از مشاركت مردم استفاده كنيم. الان كانون هواداران پرسپوليس ثبت شده، كانون هواداران استقلال هم در حال ثبت است. بعد از اين مرحله، عضوگيری می كنيم. مرحله بعد معرفی برخی از هواداران به نيروی انتظامی تهران است. با صحبت هايی كه با سردار طلايی داشته ايم در مرحله اول 250 نفر از پرسپوليس و 250 نفر از استقلال را به ناجا معرفی می كنيم. آنها هم آموزش اوليه به اين نفرات خواهند داد. قدم بعدی استان ها است. كانون مشوقين تيم های ورزشی در استان ها را تشكيل می دهيم.

فكر می كنيد طرح شما از فصل آينده اجرا شود؟

سعی می كنيم. ما پس از مسائل بازی استقلال ـ فولاد در اهواز، از حراست مركزی نيرو به استان ها می فرستيم.

اين 250 نفر چگونه از ديگران جدا می شوند؟ چه شاخصه هايی نياز دارند؟

sty

تنها شاخصه اش طرفداری آن تيم است.

حالا اگر من خواستم جزو اين 250 نفر باشم و شما تحقيق كرديد و به اين مسئله رسيديد كه سابقه سوء دارم چه؟

سابقه سوء مدنظر ما نيست. اگر يك نفر سابقه هم داشته باشد می تواند عضو باشد چون امكان دارد 10 سال پيش خلافی كرده و تنبيه هم شده باشد. اين ربطی به حالا ندارد.

از مسائل اداری خارج شويم. اگر روزی برسد كه قرار باشد حراست سازمان را ترك كنيد، در ورزش می مانيد يا به كار ديگری مشغول می شويد؟

اول هم كه وارد اين كار شدم راجع به آينده خودم فكر نكرده بودم. گفتند در تربيت بدنی چنين كاری هست، می روی؟ گفتم آره. نمی دانم هر چه قسمت باشد. اينكه خودم بمانم يا طرحی داشته باشم نه، اين طور نيست.

برايتان بالاتر يا پايين تر بودنش اهميت ندارد؟

چه طور؟

يعنی اگر بگويند شما از فردا رئيس حراست فلان استان شويد. يعنی به جای رئيس كل بودن، رئيس يك بخش كوچك بودن.

نه، اصلا قبول نمی كنم. اصلا پايين تر نمی روم.

اينكه می گوييد خيلی جالب است. معمولا همه در حرف می پذيرند و فقط به خدمت فكر می كنند.

اگر اين طور رفتار كنم، كار را خراب می كنم. حراست مديريت نيمه نظامی دارد. من اينجا دستور می دهم. وقتی اين طور عادت كرده ام بروم يك جای پايين تر؟ نه نمی شود. خيالتان راحت.

چه كاری را بيشتر دوست داريد؟

اگر قرار باشد در اين پست نباشم كلا از حراست می روم. گفتم راجع به آينده نقشه نمی كشم.

جايی هست كه آرزو داشته باشيد روزی رئيس اش شويد؟

نمی دانم. شايد مشكل دارم ولی واقعا من آرزو هم ندارم. ديگر از ما گذشته.


بليط ها فروخته شد

بيست ويكم ماه مه در استاديوم المپيكوی شهر سويل اسپانيا غوغايی برپاست. در اين روز قرار است دو تيم سلتيك اسكاتلند و پورتوی پرتغال بر سر به دست آوردن جام يوفا 90 دقيقه پيكار كنند. از اين ديدار حساس 52 هزار تماشاگر ديدن خواهند كرد.

همه چيز آماده است

يوفا به كمك كميته تشكيلات محلی (LOC) اعلام كردند كه وضعيت بليت فروشی اين ديدار رضايت بخش است، چرا كه فروش عمومی از طريق فروشگاه های زنجيره ای و بين المللی بسيار موفقيت آميز بوده است. فروش بليت ها از طريق اسپانسرهای دو تيم فيناليست و با كمك باشگاه ها نيز صورت گرفته است. هر يك از باشگاه های فيناليست سهميه ای به اندازه پانزده هزار و هفتصد نفر از كل بليت ها را در اختيار دارند.

متقاضيان موفق

با توجه به بليت های فروخته شده از طريق اينترنت توسط آژانس موسوم به تيك تاك از اوايل ماه مارس، تمامی مشتاقان بازی های فينال موفق به دريافت بليت خواهند شد. متقاضيان می توانند از طريق ای ميل كد ديجيتالی دريافت و به اندازه مبلغ هر بليت از كارت اعتباری خود استفاده كنند. چنان چه هر متقاضی شماره ديجيتالی دريافت نكند و يا حساب كارت اعتباری او بدهكار نشود اين امر نشان دهنده خطا در تكميل دستورالعمل ديجيتالی و رد تقاضای اوست.

جزئيات يك تماس تلفنی

آژانس تيك تاك چند خط تلفنی جهت پاسخگويی به سوالات متقاضيان و رفع مشكلات ارائه بليت در نظر گرفته است. اين خطوط تلفن از روز پنجم ماه مه در دسترس متقاضيان قرار گرفت و تا دو روز قبل از شروع بازی ها قابل استفاده خواهد بود. اين افراد می توانند برای رفع ابهامات مربوط به فروش بليت تماس بگيرند و تلفنچی نيز به دو زبان اسپانيايی و انگليسی پاسخگوی همه سوالات آنها خواهد بود. اين تسهيلات همه روزه از جانب آژانس مزبور از ساعت 9 صبح الی 19 به وقت محلی در اختيار مشتاقان بازی های نهايی جام يوفا قرار گرفته است.

ارسال بليت

كليه متقاضيانی كه از امكانات اينترنتی برای اخذ بليت استفاده كرده اند پس از دريافت تاييديه از طريق ای ميل می توانند منتظر بليت های خود باشند. اين آژانس ارسال بليت های خود را شروع كرده است و تا اواخر هفته آينده تمامی متقاضيان بليت هايشان را دريافت خواهند كرد. در اين راستا يوفا و تشكيلات محلی (LOC) جهت همكاری با اين آژانس تعداد متقاضيان باقيمانده را با توجه به ظرفيت محدود و بدون تغيير 52 هزار نفر، سروسامان خواهند داد.

شبكه های باشگاه

فروش ديجيتالی بليت ها برای يوفا نيز مثمرثمر خواهد بود چرا كه با ظاهر شدن بليت های متقاضيان بر روی شبكه اينترنت ديگر نيازی به برقراری تماس تلفنی با آژانس مربوطه جهت مطلع شدن از فروش نهايی بليت ها نيست. در اين روند كليه بليت ها شخصی و همچنين قابل انتقال در نظر گرفته شده است و تمامی طرفداران از طريق شبكه های اداری دو باشگاه فيناليست جهت حضور در ديدار پايانی جام يوفا دعوت خواهند شد. متقاضيان بايد نكات زير را در نظر بگيرند: 1ـ قسمت عمده ای از بليت ها به صورت شخصی با قابليت انتقال به غير در نظر گرفته شده است. همچنين بليت های باقيمانده برای مهمانان نيز به صورت شخصی استفاده خواهد شد. بنابراين كليه متقاضيان می توانند بليت هايشان را فروخته، پس داده و يا به متقاضی مشتاق ديگری انتقال دهند. 2ـ از بليت ها نبايد برای مقاصد تجاری از جمله تبليغات، شرط بندی و. . . و در حقيقت به عنوان وسيله ای برای پيشرفت و كسب درآمد استفاده شود. 3ـ چنان چه متصديان فروش بليت، خدشه ای در بليت متقاضی ورود به استاديوم مشاهده كنند، بنا بر قوانين می توانند مانع از ورود شخص مربوطه به استاديوم شوند. در اين حالت هيچ قانونی برای پس دادن وجه بليت وجود ندارد و بليت مورد نظر لغو خواهد شد. همچنين متصديان وظيفه دارند به تمامی سوالات پاسخ داده و متقاضيان را راهنمايی كنند. 4ـ چنان چه متقاضيان و يا مهمانان نتوانند خودشان را با شرايط و قوانين موجود تطبيق دهند از ورود آنها جلوگيری و بليت آنها لغو خواهد شد.


تقصير استويچف بود

با وزنه هايی كه مربی تيم ملی وزنه برداری ايران برای من انتخاب كرد، نتوانستم تمام توانايی های خود را در رقابت های بين المللی وزنه برداری جايزه بزرگ مجارستان به نمايش گذارم. حسين توكلی ملی پوش دسته 105 كيلوگرم ايران در پيكارهای فوق با زدن وزنه های 170 و 210 كيلوگرم و با حدنصاب 380 كيلوگرم در رده چهارم قرار گرفت. وی گفت: استويچف كه به تازگی رهبری تيم ملی وزنه برداری ايران را بر عهده گرفته است، بدون شناخت از توانايی من و شرايط مسابقات، نگذاشت وزنه هايی را كه من خود درخواست كرده بودم، بزنم. دارنده مدال طلای بازی های المپيك 2000 سيدنی اظهار داشت: شرايط بدنی من به گونه ای بود كه می توانستم وزنه های 180 و 220 كيلوگرم را مهار كنم و با حدنصاب 400 كيلوگرم بر سكوی نخست اين وزن بايستم، ولی او به من اعتماد نكرد. ملی پوش دسته 105 كيلوگرم در ادامه اظهار داشت: اين موضوع از لحاظ روحی و روانی در من تاثير منفی گذاشته است و مدت زمانی به طول خواهد انجاميد كه بتوانم اين موضوع را به فراموشی بسپارم. ملی پوش مازندرانی تيم وزنه برداری كشورمان در خصوص چگونگی برگزاری رقابت های بين المللی وزنه برداری جايزه بزرگ مجارستان اظهار داشت: با آنكه اين پيكارها با شركت شماری از بهترين های اين رشته ورزشی در جهان برگزار شد، ولی تنها «حسين رضازاده» بود كه توانست به حدنصاب های مطلوبی دست يابد. وی گفت: در صورتی كه رضازاده در اين پيكارها شركت نمی كرد، بدون ترديد رقابت های جايزه بزرگ مجارستان در حد يك رقابت معمولی انجام می شد. توكلی كه از ناحيه زانو دچار اندكی آسيب ديدگی شده است، گفت: در ورزش قهرمانی آن هم در رشته ای همچون وزنه برداری اين آسيب ديدگی ها طبيعی است.

خط و نشان جودو برای آسيا

فدراسيون جودو اعلام كرد: تيم ملی جودو كشورمان در مسابقات قهرمانی آسيا كه در كره جنوبی برگزار می شود، با تركيب كامل شركت خواهد كرد. مسابقات جودو قهرمانی آسيا در روزهای بيست وسوم و بيست وچهارم خرداد ماه سال جاری در سالن ژيمناستيك جزيره «ججو» كره جنوبی برگزار می شود. اين رقابت ها در چارچوب رقابت های ورودی المپيك 2004 آتن است. بنا به همين گزارش، كنگره اتحاديه جودو آسيا نيز هم زمان با مسابقات آسيايی 2003 در روزهای بيستم و بيست ويكم خرداد ماه سال جاری در هتل پلازا برگزار خواهد شد. در اين كنگره كه محمد درخشان رئيس فدراسيون جودو ايران به عنوان رئيس كميته آموزش آسيا شركت خواهد داشت، رئيس، دبير و خزانه دار و چهار كرسی مسئولان فنی به اضافه يك دوره جديد سرپرستی اتحاديه جودو آسيا برای چهار سال آينده انتخاب می شوند.

بپا سارز نگيری

كميته بهداشت و تغذيه فدراسيون پزشكی ورزشی ايران در خصوص انجام سفرهای ورزشی به مناطق آلوده به بيماری سارز (سندرم حاد دستگاه تنفسی) محدوديت هايی را به شرح ذيل اعلام كرد: ـ سفر به مناطق با خطر بالا (مناطقی كه در آنها زنجيره انتقال محلی بيماری وجود دارد) كماكان ممنوعيت دارد. اين مناطق در حال حاضر (12 مه سال 2003 مصادف با 22 ارديبهشت ماه سال 82)، شامل: چين (مناطق هنگ كنگ، پكن، گوانگ دونگ، مغولستان داخلی، شانسی، تيان جين و تايپه)، كانادا (تورنتو)، سنگاپور و فيليپين (مانيل) است. ـ در خصوص ساير كشورها و مناطق آلوده، توصيه فدراسيون پزشكی ورزشی، لغو سفرهای فاقد اولويت و اهميت بالاست. اين مناطق شامل محدوده كشورهای آسيای جنوب شرقی و ساير نواحی كشور كانادا است. ـ در صورت الزام بر انجام سفر به مناطق آلوده (كه جزو ليست كشورهای ممنوعه قرار ندارند) انجام اقداماتی به شرح زير ضروری به نظر می رسد: 1ـ همراه داشتن يك كيف شامل لوازم اوليه از قبيل دماسنج طبی، ماسك مخصوص، دستكش يك بار مصرف، محلول های ضدعفونی كننده حاوی الكل و صابون مايع. 2ـ قرار گرفتن تحت پوشش يك بيمه بين المللی به دليل بالا بودن هزينه های درمانی در برخی از كشورهای آلوده به سارز. 3ـ كسب اطلاعات لازم در مورد سيستم بهداشتی و درمانی كشور مورد نظر از طريق سفارتخانه مربوطه. اين فدراسيون تاكيد كرد به دليل تغيير روزانه فهرست كشورهای آلوده از سوی سازمان بهداشت جهانی و نيز تغييراتی كه در دستورالعمل های مربوط به برخورد با بيماری مذكور می پذيرد، ضروری است قبل از برنامه ريزی جهت انجام سفر ورزشی به كشورهای آلوده و يا دعوت از تيم های ورزشی كشورهای مذكور برای شركت در رقابت های داخلی، حتما از فدراسيون پزشكی ورزشی جمهوری اسلامی ايران در خصوص آخرين اخبار و اطلاعات مربوط به بيماری سارز، استعلام لازم به عمل آيد.

فتح اورست در 70 سالگی

يك پيرمرد ماجراجوی 70 ساله ژاپنی برای نخستين بار در جهان قصد دارد، قله اورست را فتح كند. روزنامه ماينيچی چاپ توكيو روز دوشنبه نوشت يوايچيرو ميورا به همراه پسر 33 ساله خود و يك عكاس 46 ساله روز يكشنبه از پايگاه «بی سی» در ارتفاع 5300 متری صعود به قله اورست را آغاز كرده و نخستين اردوگاه را در ارتفاع 6050 متری داير خواهد كرد. دختر ميورا در توكيو گفت كه در صورت خوب بودن هوا، وی تا شنبه آينده قله را فتح خواهد كرد. ميورا در صورت فتح قله اورست سالمندترين فردی خواهد بود كه بلندترين قله جهان را فتح خواهد كرد. يك بانوی 63 ساله ژاپنی نيز مقام سالمندترين زنی را كه اورست را فتح كرده به دست آورده است. خانم تامائه واتانابه، كه يك كارمند بازنشسته است، ارديبهشت پارسال به اين قله كه در كشور نپال واقع شده، صعود كرد.

قهرمانی با نام دشوار

«فابيو رالداتو» از ايتاليا به مقام نخست دومين مرحله از مسابقه های دوچرخه سواری دور ايتاليا «جيرو» دست يافت. به گزارش خبرگزاری رويترز از ماترا، اين دوچرخه سوار ايتاليايی روز يكشنبه توانست مسافت 177 كيلومتری اين مرحله را كه ميان دو شهر «كوپرتينو» و «ماترا» برگزار شد با زمان چهار ساعت و 46 دقيقه و 57 ثانيه ركاب بزند و سريع تر از ديگر دوچرخه سواران به خط پايان برسد. «گابريل كلمبو» و «گولينانو فيگورز» هر دو دوچرخه سوار از ايتاليا با همين زمان به ترتيب مقام های دوم و سوم را به دست آوردند.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو