|

• فرشاد محمودی: يك بار ديگر من به سوال مربوط به سخنرانی بوش برگردم، با اين نگاه به نظر شما آن اظهارات چه توجيهی دارد؟
هيچ توجيهی ندارد. همچنان در آمريكا تندروهای نظامی گرا و صهيونيست ها نقش بسيار محوری دارند و تأثير عميقی درسياست خارجی آمريكا به خصوص در اين منطقه می گذارند. اين رفتار هم محصول همين پديده ها بود. در يازده سپتامبر سال 2001 شايد يك ساعت بعد از حمله تروريستی به برج های نيويورك، از اولين افرادی كه به تحليل پديده پرداختند باراك و ساير مقامات اسرائيل بودند. آنان اصرار داشتند كه هدف مشخص است. ايران و سوريه است. اين خط را آنان برای ماه ها دنبال كردند. حمله به افغانستان و موضع آمريكا و ما در مورد مسائل افغانستان بسيار آنان را نگران می كرد. اتهام حمايت ما از تروريسم كاملا مورد ترديد قرار گرفته بود و ما بسيار راحت تر از گذشته درباره تروريسم دولتی اسرائيل و حقوق مردم فلسطين با ديگران گفت وگو می كرديم. به همين دليل هم اسرائيلی ها ماجرای كشتی كارين ـ آی را شكل دادند تا فضا را در مورد ما تغيير دهند. آنان مدعی شدند كه ما توسط اين كشتی برای اولين بار داخل سرزمين های اشغالی اسلحه فرستاده ايم. آنان به طرز گسترده ای سراغ همه مخالفان و موافقان ما در عالم رفتند و گفتند كه ايران از شرايط افغانستان سوءاستفاده كرده و كاری كرده كه تاكنون سابقه نداشته است. اين قصه ساختگی نمی تواند توجيه كننده اظهارات موهن آقای بوش باشد، اما مويد آن است كه دعوای ما و آمريكا در دنيا برای خيلی ها نان دارد و آنان علاقه مندند كه اين تنور داغ بماند.
• سياستی كه ما در بحران عراق در پيش گرفته ايم در همين مسير قرار دارد؟
ما مخالف جدی حمله آمريكا به عراق بوديم و در حقيقت نگران ماجراجويی های يكجانبه گرای آمريكا بوديم. اما به هر حال عليرغم اين مخالفت جدی سياست بی طرفی در پيش گرفتيم. صرفنظر از اينكه اين سياست كاملا درست بود، هيچ كس نمی توانست جز اين سياست را در كشور دنبال كند. در واقع اگر اعتراضی هم به سياست خارجی بود نسبت به بعضی نرمش های جزئی ما با رژيم صدام بود. واقعيت اين است كه مردم ما از سقوط رژيم صدام خوشحال شدند و دلشان می خواست كه چنين اتفاقی درعراق بيفتد. هيچ رئيس حكومتی به اندازه صدام در حق مردم ما ظلم و جنايت نكرده است. همه گرفتاری های ما پس از انقلاب با جنگ خانمان سوزی آغاز شد كه صدام آتش آن را برافروخت. جوانان ما در اوايل انقلاب با روحيه بالا به فكر ساختن كشور بودند اما حمله عراق به ايران همه آرزوها را به باد داد و فرصت های زيادی از ايران گرفته شد. جوانانی كه بايد در راه سازندگی قدم برمی داشتند، راهی جنگی شدند كه هشت سال باارزش را از ما گرفت و هزينه اقتصادی و انسانی زيادی را تحميل كرد. در واقع صدام نماينده همه آنانی بود كه نمی خواستند انقلاب اسلامی به سرانجامی برسد. بنابراين مردم ما قبل از اينكه به شكل سقوط صدام فكر كنند از نفس اين حادثه استقبال كرده اند.
البته در مرحله بعد نگرانی هم واقعی است. نسبت به اهداف آمريكا، نسبت به تمايلات تندروها در واشنگتن، نسبت به آنچه در عراق می گذرد و نسبت به آينده عراق نگرانيم. ما در عراق منافع داريم. عراق همسايه بزرگ ما با مرزهای طولانی است كه برای حفظ آن مرزها خون بسياری ريخته شده است. اينكه چه كسی در آن سوی مرزها حكومت می كند با منافع و امنيت ملی ما ارتباط مستقيم دارد. بنابراين ما خواهان نقش طبيعی خودمان در روند تحولات عراق هستيم. اگر رژيم صدام جنايتكار بوده ما بيش از هر كشوری جنايات او را مهار كرده ايم و از اين منظر خسارت ديده ايم. همه معارضان صدام از دوستان ما هستند و هيچ كشور ديگری چنين رابطه ای با اين معارضين نداشته است. چه آنان كه در ايران مهمان ما بودند و چه آنان كه در اروپا يا جای ديگر ساكن بودند. چه شيعه و چه سنی، چه كرد و چه عرب و... ما به شكلی با همه اينها رابطه صميمانه داشته ايم و اين نيروها می روند كه ساختار حاكميت آينده عراق را شكل دهند. ما موثرترين كشور منطقه در رابطه با تحولات عراق بوده ايم و طبعا بايد نقشی متناسب با آن هم در شكل گيری آينده عراق ايفا كنيم. طبعا جامعه بين المللی و آمريكا نيز نمی توانند چنين نقشی را انكار كنند و ناديده بگيرند، هر چند كه مايل به آن نباشد.
• چه ساختاری در عراق مورد نظر ماست؟
ما خواهان دموكراسی در عراق هستيم. هيچ كس ديكتاتوری ديگر را به هر شكلی در عراق تحمل نمی كند. ساختاری مردم سالار كه بر اساس رأی برابر مردم عراق تعيين شود، به اعتقادات مردم احترام بگذارد و برای مردم عراق آزادی و توسعه و برای منطقه صلح و دوستی و امنيت را به ارمغان بياورد، حكومت مناسبی است. حكومتی كه دوستی با همسايگان عراق را طلب كند و در پی ماجراجويی و بحران سازی نباشد. اميدواريم هر چه سريع تر دولت قانونی متشكل از رهبران عراقی در بغداد مستقر شده و حضور نيروهای خارجی نيز پايان يابد.
• آيا در دوره شش ماهه منتظر می شويد تا ببينيد چه اتفاقی می افتد؟
به هر حال اين دوره بايد تا حد ممكن كوتاه شود. فكر می كنم آمريكايی ها هم تدريجا به خاطر مشكلات موجود به اين نظر برسند. وقتی من با استراليايی ها هم صحبت می كردم آنان نيز بر ضرورت كوتاه كردن اين دوره انتقالی تأكيد می كردند. اصولا بايد تلاش شود كه با استقرار هر چه سريع تر دولت عراقی حضور نظاميان نيز پايان يابد و برای اين مرحله بايد با همكاری همه طرف های موثر هر چه سريع تر دولت انتقالی و روند همه پرسی و تعيين قانون اساسی و انتخاب و استقرار دولت منتخب مردم شكل بگيرد. طبعا ما علاقه مند هستيم كه اين مراحل تحت نظر سازمان ملل باشد و اصولا جايگاه طبيعی اين امور سازمان ملل متحد يا ساختاری متشكل از كشورهای موثر منطقه و خارج منطقه زير نظر سازمان ملل متحد است.
• به عقيده شما آيا مصالحه ای بين آمريكا و صدام يا نزديكان صدام بوده است؟
تطميع بخشی از نيروهای دشمن و جذب آنان جزئی از جنگ است و احتمال اينكه افرادی يا فرماندهی با آمريكا كنار آمده باشند وجود دارد. اما اگر تصور شود كه اين كنار آمدن ها عامل شكست صدام بوده است، اصلا درست نيست. صدام يك شكست نظامی قطعی در برابر توان تكنولوژيك آمريكا خورده است. هواپيماهای عراق زمين گير شدند. موشك های عراق همه پس از شليك منهدم شدند، نيروهايی كه با آمريكا درگير شدند همه از راه دور نابود شدند و آمريكا نهايتا حدود 120 كشته داد كه نيمی از آنها در اثر اشتباهات خودشان كشته شدند. اينها واقعيات جنگ عراق است. يكی از آرزوهای نظامی گرايان آمريكا نمايش همين توانايی ها بود كه موفق به نمايش آن شدند. پس از سال ها كه اين توان نظامی بالا هيچ كاربردی و مزيتی برای آمريكا نداشت، در اين جنگ مزيت اين تكنولوژی به نمايش درآمد.
• آيا می توانم از اين نتيجه بگيرم كه تقويت توان نظامی تأثيری در كاهش تهديد ندارد؟
به هر حال ارتقای توان دفاعی لازم است. اين توان بخشی از طمع ورزی ها را كنترل می كند. به خصوص اگر اين توان محصول تلاش و موفقيت صنعتگران و متخصصان خودمان باشد، حتما باارزش است. اما اگر برای مصونيت در برابر دشمن و به خصوص آمريكا به سلاح متكی باشيم حتما شكست می خوريم. نمايش توان نظامی حتی ممكن است به آمريكا در توجيه ديگران برای ضرورت حمله خود كمك كند. قدرت ملی ما قبل از هر چيز به مردم متكی بوده است. آنچه بازدارنده بوده و می تواند باشد انسجام ملی ماست. لذا اگر قرار باشد نگران چيزی باشيم دقيقا استحكام پيوندهای ميان مردم و مردم و حكومت است. در خرداد سال 1376 قبل از آنكه سياست خارجی دولت جديد كارآمدی خود را نشان دهد، مشاركت مردم و رأی آزاد آنان به آقای خاتمی در كاهش تهديدات موثر بود. امروز هم يكی از مواردی كه ممكن است ديگران را به طمع بيندازد عدم مشاركت مردم در شهرهای بزرگ در انتخابات شوراهاست. چيزی كه به شدت در برون مرزها مورد توجه موافقان و مخالفان ما قرار گرفته است. اگر قرار است كاری در داخل بكنيم مهم ترين آنها توجه به پيام مردم در انتخابات شوراها و تلاش برای اصلاح روندی است كه به اين عدم مشاركت منجر شده است. تكرار چنين پديده ای در انتخابات بعدی حتما تأثير خيلی بيشتری دارد.
• پيشنهادی هم ايران داد و برگزاری رفراندوم را مطرح كرد. البته بعضی اوقات اين گونه تصور می شود كه وزارت خارجه اصلا طرح را پيگيری نمی كند و فراموش شده است. چگونه می شود راهكاری عملی برای وضع موجود پيدا كرد؟
رفراندوم قبل از حمله چيز ديگری بود كه دوره اش هم تمام شد، ولی در آينده بايد اين همه پرسی اتفاق بيفتد. به هر حال برای تاييد قانون اساسی همه پرسی بايد در آنجابرگزار شود.
• زير نظر سازمان ملل؟
مكانيزم ها بايد تعريف شود سازمان ملل مناسب ترين است. حالا تصويب قانون اساسی احتياج به رفراندوم دارد كه اين مسائل خيلی طبيعی است و بايد اتفاق بيفتد. آن موردی كه ايران مطرح كرد راه حلی برای جايگزينی عمليات نظامی بود. يعنی اين كه جامعه جهانی راه حل غيرنظامی را دنبال كند دوره اش تمام شد. اما اين كه در عراق بايد انتخابات صورت گيرد، بله، در ساختار دموكراتيك جديد بسيار طبيعی است و بايد اتفاق بيفتد.
منظور اين است كه طرح چنين ديدگاه هايی چقدر به پيشروی سياست خارجی كمك می كند و ناديده گرفتن آن تا چه ميزان موجب انزوا و انفعال می شود؟
همه آن هايی كه تلاش كردند جنگ صورت نگيرد، راه حل های مختلف ارائه كردند، البته راه حل ها به جواب نرسيد برای اين كه آمريكا مصمم بود عمليات نظامی انجام دهد. اين كه ما يا بخشی از نظام ارزيابی مان اين بود كه اين عمليات نظامی اتفاق خواهد افتاد و احتمال وقوعش خيلی زياد است، توجيهی برای توقف تلاش ما نبود. ما بايد تلاش می كرديم و كه اگر راه حل قابل قبولی پيدا می شد، بسيار مهم بود و طبعا پيشنهاد راه حل و بيان طرح در اين شرايط يك ريسك محسوب می شود ولی متقابلا اگر راه حل غيرنظامی پيدا می شد منافع بسيار بزرگی داشت.
• اين اواخر به نظر می آيد كه رابطمان با تركيه پيشرفت كرده، می خواستم ارزيابی شما را در اين رابطه بدانم. به خصوص بعد از سركار آمدن دولت اسلام گرا به رهبری حزب عدالت و توسعه.
البته ما سعی كرديم روابطمان با تركيه متاثر از مسائل داخلی اين كشور نباشد. اين كه چه كسی نخست وزير است و چه كسی رئيس جمهور نبايد تاثيری در روابط ما داشته باشد و كم و بيش هم اين روش دنبال شده است. يعنی به هر حال روابط ما اگر گاهی هم شده از يك حدی پايين تر نيامده و طرفين نمی خواهند اين روابط تيره بشود. در واقع مرز ايران و تركيه چند صد سال است كه به همين شكل بين اين دو ملت باقی مانده است. خيلی از مرزها در دنيا از جمله كشور ما تغيير كرده، اما مرز ما با تركيه ثابت مانده است. اين برای طرفين مهم است. بنابراين طرفين تلاش و عزمشان متقابل است و می خواهند كه مرزهای دو كشور و مرزهای صلح و دوستی برای دو كشور باقی بماند و اين نكته مهمی است. طرفين می خواهند به امنيت مشترك دو كشور بينديشند و در اين راه قدم برداشته اند در سال های اخير در مسير اعتمادسازی امنيتی بيشتر گام برداشته ايم. شايد در سال 1376 شرايط بدی داشتيم. سفير ما از تركيه اخراج شد و ما هم سفير تركيه را اخراج كرديم و روابطمان تنزل پيدا كرد و بسياری از پروژه ها و طرح هايی كه ما با تركيه داشتيم متوقف شد. لحن مطبوعات عليه يكديگر بسيار تند شد و چند ماهی مطبوعات تركيه مملو بود از مسائل مختلف عليه ايران. بعدها حوادث مرزی اتفاق افتاد. حوادثی كه منجر به كشته شدن چند تن از شهروندان ايرانی شد و همه اين ها مسائلی بود كه در دو كشور بحران زا شده بود. ما تلاش دو طرفه كرديم و در اين رابطه ابتكارات زيادی را دنبال كرديم تا اعتمادسازی امنيتی نهادينه شود. كه در نهايت منجر به تقويت همكاری نهادهای ذی ربط در دو كشور شد.
• اين مسائل بعد از روی كارآمدن دولت جديد بود.
كدام دولت؟
• دولت جديد تركيه.
خير. اين مسئله بعد از روی كار آمدن دولت آقای خاتمی آغاز و دنبال شد. ارتباط مجدد و روابط دوجانبه، اعزام سفرا، فعال شدن كميته های امنيتی هر دو كشور و بعد هم تحرك در روابط اقتصادی. موضوع مهمی كه برای آن تلاش شده توسعه پايدار روابط اقتصادی است ما روابط اقتصادی خوبی داريم و سعی كرده ايم روابط اقتصادی را تقويت كنيم. بخش خصوصی هر دو كشور علاقه دارند كه با هم كار كنند و اين تمايل قابل توجه است و ظرفيت متقابلی برای كار وجود دارد، كه همه اين ها زمينه های خوب مستحكم شدن روابط بين دو كشور است. من به گسترش روابط اقتصادی خوشبين هستم و اين خوشبينی من در سفری كه با آقای عارف به تركيه داشتيم خيلی بيشتر شد بحث صدور گاز به تركيه و ترانزيت گاز از طريق تركيه به اروپا، موضوعات مهمی است. تركيه نياز به انرژی دارد و متقابلا احساس می كند، بيش از اين كه امروز هست می تواند روابط اقتصادی با ايران داشته باشد. البته يك نگرانی هم در تركيه وجود دارد. تركيه زمانی صادرات انبوهی به ايران داشته، اقتصاد ما تعقل پيدا كرد و اكنون خيلی از اين كالاها در ايران توليد می شود. بعضی از آن ها حتی كيفيت بهتری هم نسبت به كالاهای تركيه دارد. ما صادركننده سنتی مواد شوينده و محصولات بهداشتی بوديم و در مقطعی خاص به دليل تحولاتی از جمله جنگ واردكننده شديم. اين كمبود جبران شد و شاهد افت صادرات تركيه به ايران بوديم و صادرات ما به تركيه رشد كرد مقامات ترك نگران موازنه تجاری هستند و ما به آنان اطمينان داده ايم كه در شرايط مساوی به لحاظ كيفيت ترجيح می دهيم از تركيه واردات داشته باشيم تا كشوری كه خريدار كالای ما نيست.
• ديدگاهی می گويد بعد از روی كارآمدن دولت اسلام گرا در تركيه، ايران هم يك مجموعه خط قرمزها را رعايت می كند تا موجب تضعيف شدن دولت اسلام گرای تركيه نشود. اين امر تا چه حد درست است؟ چقدر ما سعی می كنيم سياست دوری و دوستی را در پيش بگيريم؟ و خيلی اين صميميت را تبليغاتی نكنيم؟
به هر حال دولت ها هر چه قدر روابط صميمانه ای با هم پيدا كنند، دولت هايی هستند كه در كشور خودشان به دنبال منافع ملی خويش هستند. دولت تركيه الگويی است كه مربوط به تركيه است. تفاوت ها و شباهت هايی با الگوی ما دارد اين الگو در چارچوب تركيه تعريف خودش را دارد. تفاوت های اين كشور با ايران ساختاری است. همچنان كه تفاوت های تركيه با كشورهای ديگر چنين است. روابط دولت ها با فرض پذيرش اين اختلاف ها و تفاوت ها است. يعنی تفاوت ها نمی تواند چيزی را تغيير دهد. آنچه مهم است منافع ملی دو كشور، منافع مشترك به عنوان محور تفاهم بين كشورها است. اصل مسئله اين است كه هر دولتی كه بر تركيه حاكم باشد ما در چارچوب منافع مشترك و عدم دخالت در امور ديگر و احترام متقابل بايد بتوانيم رابطه مان را حفظ كنيم. ما نمی خواهيم مسائل مان متاثر از اين باشد كه كدام حزب در تركيه حاكم می شود. البته وقتی حزبی، كه با ما ديدگاه نزديك تری دارد دولت حاكم می شود، طبعا با چنين دولتی روابط صميمی تری می توانيم برقرار كنيم. ولی اين دولت صميمی نيز در پی مصالح كشور خودش است.
• دوستی و صميميتی كه بين ايران و تركيه رشد كرده، آيا در كشورهای ديگری از جمله آذربايجان كه رابطه خوبی با تركيه دارند اثر گذاشته است؟
تاكيد می كنم كه بازسازی روابط با تركيه دائمی و آغاز دوستی مربوط به دولت جديد نيست و متاثر از سياست چند ساله ما در رابطه با تركيه است. ما با دولتی كه با او احساس صميميت نمی كرديم، مشكلات خودمان را به حداقل رسانديم و زمينه های همكاری را افزايش داديم. انتقال گاز ايران به تركيه در دوران آقای اجويت تحقق يافت. نخست وزيری كه هيچ گاه به ايران نيامد و ديدار متقابلی هم در آن زمان انجام نشد. انتقال گاز جزو امتيازات دولت اجويت محسوب می شد و او هم اين مسئله را به عنوان اقدام مثبت دولتش تبليغ كرد. اين واقعيت های روابط اقتصادی با تركيه است از خط لوله گاز. ما و تركيه هر دو منقطع می شويم و روابط اقتصادی ماندگار نمی تواند از دولت ها و تغيير دولت ها تاثير بگيرد، اما به طور طبيعی مثلا آقای گل و آقای اردوغان روابطشان با ما صميمی تراست و ما هم از اين مسئله خوشحاليم. مهم اين است كه ما برای تمام رهبران تركيه به عنوان رهبران همسايه احترام قائل هستيم و می خواهيم با همه آن ها رابطه صميمانه ای داشته باشيم، حتی با مقامات نظامی آن ها. ركودی كه در اين زمينه فكر می كنيم بايد از بين برود و صميميت ها شكل بگيرد، نه به خاطر اين كه ما اختلاف نظری با تركيه نداريم. به هر حال آن ها عضو ناتو هستند. با اسرائيل رابطه خوب دارند و ما مخالف آن هستيم بلكه به دليل پيوندهای ميان ما و تركيه كه به دوستی های ديرينه و همسايگی بدون بحران طی قرن ها مرتبط است آن ها همسايه ما محسوب می شوند و پيوندهای فرهنگی حتی ميان نظاميان بسيار زياد است. علائق مشترك زياد داريم.
• يكسری مشكلات هم با آذری ها بر سر سياست های دوگانه ای كه آن ها در قبال ايران داشتند، سياست های دوگانه ای كه آن ها در قبال ايران داشتند، بحث پان آذريسم و بعضی از تمايلات استقلال خواهانه و ... آن ها در ديدارهايشان با ايرانی ها صحبت از همكاری و دوستی می كنند اما عملا در كشور خودشان فضا را برای پان تركيست ها باز و بازتر می كنند. آقای علی اف رئيس جمهور آذربايجان در كلام همراه ايرانی ها است اما در داخل كشور طور ديگری عمل می كند. ما چگونه با اين قضايا كنار می آييم؟
چند سالی مسئوليت حوزه كشورهای مشترك المنافع در ساختار وزارت خارجه جزو اروپا بود. اما به خاطر سنخيت بسيار زيادی كه با كشورهای همسايه غيرعرب وجود داشت، اين ها در كنار هم قرار گرفتند. يعنی كشورهای مشترك المنافع هم آمدند مجموعه آسيا، اقيانوسيه و مشترك المنافع كه عملا همسايگان غيرعرب آسيايی و اروپای شرقی دركنار هم اداره می شوند. آسيا و تركيه و اوكراين و روسيه و آسيا در يك مجموعه قرار گرفتند در دوره ای كه مسئوليت اين حوزه را تثبيت كنند. اشتباهات قابل توجهی هم من بر عهده دارم. تلاش شده تا به سمت اعتمادسازی و صميميت بيشتر با اين كشورها حركت كنيم. به هر حال اين كشورها، در حال تحول هستند. كشورهايی هستند كه می خواهند، هويت خودشان را تثبيت كنند. اشتباهات قابل توجهی هم دارند كه ناشی از عوامل مختلفی از جمله مسائل داخلی آنان است. بايد آنان را درك كرد و حد و اندازه آنان و اشتباهاتشان را شناخت و از بزرگ كردن اين اشتباهات و ناديده گرفتن زمينه های تفاهم چيزی را حل نمی كند. به خصوص ما كه در موضع يك كشور بزرگ منطقه قرار داريم، بايد سعی كنيم تا دولت ها را به سمت تفاهم سوق دهيم، اختلافات را كم كنيم و اشتباهاتی كه از آنها سر می زند را تذكر دهيم و به سمت اصلاح پيش رويم. رقيبان و مخالفان ما در دنيا و در منطقه بسيار علاقه مندند ايشان كشورها را از ما دور كنند و حتی از آنان بر عليه ما بهره بگيرند لذا تدابير ما بايد با درك درست همه اين جوانب باشد. در مورد آذربايجان با درك جوانب. با واقع بينی اين تلاش صورت گرفته و خوشبختانه ارتباطات صميمانه ای بين آقای علی اف و آقای خاتمی در سال اخير ايجاد شده و اين ها كمك می كند به تقويت روابط. به نظر من، در روابط آذربايجان به سمت بهبود و صميميت گام برداشتيم. البته ما يك مسئله بسيار مهم با كشورهای حاشيه دريای خزر داريم و آن هم حل مسئله خزر است كه مسئله مهمی است و به منافع ملی ما و كشورهای ديگر مربوط است. در اين زمينه هم گفت وگوهای خوبی را با آذربايجان انجام داده ايم. كشورهای حاشيه دريای خزر نياز دارند كه با ايران رابطه صميمانه ای داشته باشند و ما هم هيچ دليلی نداريم تا با اين كشورها رابطه صميمانه ای نداشته باشيم. هر چه كه اين كشورها به سمت آرامش بروند، خطاهايشان هم كمتر می شود. به هر حال اين كشورها بازارهای اقتصادی خوبی برای كشور ما هستند و فرصت هايی برای ما وجود دارد. آن ها هم كالاهايی دارند كه ما بدان نياز داريم، مثلا ما از خيلی از كشورها می توانيم با قيمت مناسبی برق بخريم يا نفت و فرآورده با قيمت مناسب بخريم و نفت و انرژی خودمان را با قيمت بهتر صادر كنيم. توليدكننده غله و پنبه هستند و نياز دارند كه از مسير ترانزيت ما برای صادراتشان استفاده كنند كه اين ها زمينه همكاری را به وجود می آورد و منافع متقابل خوبی هم دارد و ما از همه اين ها استقبال كرديم. البته در اين ميان روسيه كشور مهمی است كه روابط ماندگار و عميقی را با اين كشور پايه ريزی كرده ايم و علاقه مند هستيم تا روابط اقتصاديمان را با اين كشور گسترش دهيم. فكر می كنم كه مسير خوبی در ارتباط با كشورها طی می كنيم نه به اين معنی كه مسائل مان با اين كشورها حل شده است چرا كه به هر حال اختلاف نظرها وجود دارد
• آقای خرازی پيشنهاد تازه ای را برای ثبات و امنيت منطقه ارائه كرده اند كه اسم آن را سه به اضافه سه گذاشتند كه سه كشوری است كه آقای خرازی تشريف بردند يعنی آذربايجان، گرجستان و ارمنستان به اضافه روسيه و تركيه و ايران. با توجه به حضور ناتو در منطقه و گرايشات متفاوت اين كشورها بر سر اين موضوع چقدر بحث شده و تا چه حد عملی است؟
ما معتقديم كه در تحولات قفقاز به دليل همسايگی اين كشورها با ايران منافع داريم و امنيت ملی مان تاثيرپذير است از رشد تحولات قفقاز. سه كشور مسائل خودشان را دارند و سه همسايه قدرتمند ايران، تركيه و روسيه هم هستند و ما فكر می كنيم كه اين تركيب مناسبی است تا بتوانيم درباره امنيت منطقه گفت وگو و همكاری كنيم. اينكه تا چه حد اين پيشنهاد تحقق پيدا كند، به هر حال وقتی يك پيشنهادی مطرح می شود همه بايد نظر بدهند. چارچوب خوبی است و تبعا ما گفت وگو خواهيم كرد اما وقتی اين مسئله تحقق پيدا می كند كه همه كشورها بپذيرند.
• به روسيه اشاره كرديد. وزير انرژی اتمی روسيه، از قبل اعلام كرد كه ما همكاری های خيلی شفافی با ايران داريم و اين زير نظر آژانس است ولی بعد گويا سياست تازه ای را در پيش گرفتند و پس از حمله آمريكا به عراق گفتند فعاليت های ايران در انرژی هسته ای شفاف نيست.
در واقع وزير انرژی روسيه كه معمولا به خاطر رابطه با ايران در معرض انتقاد قرار می گيرد، اين بار آمده توضيح داده كه كمپانی های ديگری هم كار می كنند كه ربطی به روسيه ندارند و خواسته با اين بيان بگويد، نوعی سياست دوگانه يا استاندارد دوگانه در اعمال فشار به كمپانی های روسی وجود دارد. پيشرفت های اخير هسته ای ما با همكاری روسيه اتفاق نيفتاده بلكه يك كار داخلی است و اين مسئله همان قدر كه برای كشورهای ديگر غيرمنتظره بوده برای روسيه هم غيرمنتظره بود. ما هيچ دليلی كه سياست روسيه تغيير كرده باشد نداريم و اين موضوعی است كه در چارچوب منافع ملی و استقلال روسيه بدان نگاه می شود و روسيه حق خودش می داند و مصمم است كه با صنايع هسته ای ايران همكاری كند و اين همكاری را توسعه دهد.
• اين مسئله چند بار تكرار شده و به نظرم می آيد كه بعضی اوقات اين سر نخ را به دست آمريكايی ها می دهند كه اين بازی را به راه بيندازند و با سياست ريسك پذيری كه دارند بردشان را مقابل آمريكا قوی تر كنند.
اگر منظور شما اين است كه روسيه با اين اظهارات سعی می كند كارش را با ما ادامه داده و در عين حال فشارهای آمريكا را هم كم كنند ممكن است و بعيد نيست. اما اگر منظورتان اين است كه فشارهای آمريكا واقعی نيست من اين را درست نمی دانم. آمريكا تلاش كرده كه همكاری هسته ای روسيه و ايران را متوقف كند و موفق نشده است. اجرای قرارداد هسته ای با ايران برای روسيه حيثيتی است و روسيه واقعا براساس اصول و استقلال خودش مصمم است كه اين همكاری را ادامه دهد و زير بار فشارهای آمريكا نرود و ما هم اين موضع را ارج می نهيم. البته ممكن است روسيه از اين كه ما چرخه سوخت را خودمان داشته باشيم خوشحال نباشد چون سوخت نيروگاه های ما بدون اين چرخه شديدا وابسته به خريد دائم از روسيه بود و در شرايط جديد نيازی به خريد از روسيه نخواهد بود. اما از سوی ديگر موفقيت ما در پيشرفت علمی در زمينه هسته ای ممكن است فشار به روسيه را كاهش دهد. زيرا تا قبل از اين عزم آمريكا بر اين قرار داشت كه كشورهای ديگر را قانع به عدم همكاری با ما بكند و مصمم بود كه مانع دستيابی ما به توان علمی هسته ای بشود. اما وقتی ما با توان داخلی به پيشرفت های مهم هسته ای دست يافته ايم طبعا همكاری روسيه با ما از اولويت قبلی برای آمريكا برخوردار نيست و آمريكا طبعا به فكر تعامل با خود ما بايد بيفتد. |