Persian Archive

• مرد بی آرزو
• رابطه دور، رابطه نزديك
• طلا خواهيم داشت
• دربی بزرگ يا دربی كوچك
• خارجی های غيرفوتبالی
• سياستمداران ضددوپينگ
• معرفی آقايان X


امير حسين ناصری : انقلاب كه شد او زودتر به سربازی رفت؛ «پيش از موعد بود. آن موقع سربازی 14 ماه بود. من پس از آن وارد سپاه شدم تا مرداد يا شهريور 59 كه همان موقع هم جنگ شروع شد تا پايان جنگ در آنجا بودم. » بهزاد كتيرايی كه امروز رئيس حراست سازمان تربيت بدنی است، مرداد ماه می شود 45 ساله و 7 سال است كه رئيس است. بعد از جنگ در رشته اقتصاد - گرايش بازرگانی - دانشگاه علامه طباطبايی تحصيل كرده و دوباره به سپاه رفت. 7 سال قبل هم يكی به او می گويد: «چنين جايی هست، می روی يا نه؟» به اين ترتيب او وارد ورزش می شود. اما اگر بخواهيد بدانيد او كجا را نشانه رفته، بهتر است بدانيد، هيچ!«آرزويی ندارم. شايد عجيب به نظر برسد ولی من اين طوری هستم. به آينده فكر نكرده ام. » اما يادتان نرود، اين مرد بی آرزو، بهزاد كتيرايی است، رئيس حراست سازمان تربيت بدنی كه مرداد ماه می شود 45 ساله و رسيدن تا اين سن از نظر او يعنی پير شدن.

•••

حراست سازمان چه نوع و چطور جايی است؟

حراست در سازمان ها و نهادهای مختلف با هم فرق می كند. در سازمان تربيت بدنی، حفاظت فيزيكی، 70 درصد از وظايف ما را تشكيل می دهد. البته حفاظت فيزيكی در سازمان تربيت بدنی با جايی مثل سپاه فرق می كند. به طور مثال حراست صداوسيما، حفاظت از ساختمان ها و اماكن است اما در تربيت بدنی كمك به برگزاری مسابقات، سفرهای خارجی تيم ها و. . . است.

برخی از همكاران شما، كنار تيم های ورزشی به اردوهای خارجی و يا احيانا داخلی سفر می كنند. اين افراد ويترين سازمان و حراست محسوب می شوند. انتخاب و آموزش آنها چه اهميتی برايتان دارد؟

اين بخش برای ما اهميت زيادی دارد اما اين كار، بخش كوچكی از آن 70 درصد است كه می گفتم. اگر يك مسابقه از هر نظر - حفاظت امنيت - خوب برگزار شود ما به خواسته مان رسيده ايم. حالا امكان دارد خودمان امنيت را برقرار كنيم، يا بستر را آماده كنيم برای اينكه نيروهای انتظامی وارد شوند يا امكان دارد از مردم و هواداران برای ايجاد امنيت استفاده كنيم. يك قسمت آن سخت افزاری است، يعنی تامين نيروی مورد نياز، بی سيم و. . . يك بخش ديگر كه نرم افزاری است، برنامه ريزی ما محسوب می شود. آن هم جزو 70 درصد است، يعنی ما تصميم می گيريم كه از طرفداران پرسپوليس چگونه برای برقراری امنيت بازی های اين تيم استفاده كنيم. اما افرادی كه با تيم ها به خارج می روند به قول شما تابلوی حراست هستند. اگر اينها بتوانند خوب نقششان را ايفا كنند، اثرات مثبت اش به سازمان و ما باز می گردد. پس از درجه اهميت بالايی برخوردار است. لذا افرادی كه انتخاب می كنيم سعی می كنيم شرايطی را كه مدنظر داريم، دارا باشند.

چه شرايطی؟

يكسری شرايط عمومی مثل اعتقاد به نظام، وجدان كاری و. . . يكسری هم مسائل فنی است، يعنی از مسائل فنی آن رشته تا حدی اطلاعات داشته باشد. اگر يك جايی مشكلی پيش آمد، بتواند به سرپرست تيم كمك كند. افراد را بشناسد. حتی ما جديدا از كارشناسان سازمان تربيت بدنی هم استفاده می كنيم.دستورالعمل هايمان را هم به آنها می دهيم تا در پايان براساس آنها به ما گزارش بدهند.

يعنی می توان گفت شما طی سال های اخير در روش اجرايی خود، تغيير رويكرد داشته ايد؟

بله. ما درصد بالايی تغيير داشته ايم. اگر به عقب برگرديد، حراست اين تعريفی كه من می كنم را نداشت. يعنی همراهی تيم بود. كمك و در كنار نيروی انتظامی بودن و يا همين تعريف های بسيار ساده. ما تفكر را وارد برنامه هايمان كرده ايم.

پيش از سوال اصلی بپرسم، چند سال است در حراست سازمان فعاليت می كنيد؟

حدود 7 سال.

به عقب بازگرديم. اگر حدود 10 يا 15 سال پيش رفتار نمايندگان حراست را می پرسيديد، بسياری آنها را معلم اخلاق يا ناظم می دانستند. كسانی كه مرتب مراقبت می كنند كسی پايش را چپ نگذارد. اين مسئله ديگر وجود ندارد. اين تغيير هم در تعاريف شما مشهود است و هم ورزشكاران آن را تصديق می كنند چرا اين تفاوت به وجود آمد؟ اصلا اين تغيير را قبول داريد؟

حتما. اين دوره كه شما صحبت می كنيد مربوط می شود به اواخر جنگ يا اوايل دوره سازندگی. خب شرايط در آن زمان فرق می كرد. شرايط به گونه ای بود كه تعدادی به كشورهای خارجی كه می رفتند، پناهنده می شدند. لذا ماموريتی كه سازمان در آن روزها داشت اين بود كه آمار پناهندگان را پايين بياورد. پس آن، تعريف خاص خود را دارد. ولی ما هر چه جلوتر می آييم، شرايط متفاوت می شود. يعنی كشورهای خارجی پناهندگی سياسی به اتباع ايرانی نمی دهند. آن قدر وضعيت ايران را مطلوب می دانند كه پناهندگی سياسی نمی دهند، حتی اجتماعی هم نمی دهند. خب در اين شرايط سياست كاری ما تغيير می كند.

مشكلات آن دوره فقط پناهندگی ورزشكاران نبود. مراقبت ها كلی و بسيار سختگيرانه بود.

پناهندگی كم رنگ تر بود. گفتم اين بخش كوچكی از آن 70 درصد است. ما در سال به تناوب شايد 50 تا 60 سفر ورزشی خارجی داشته باشيم. البته اين تغيير رويكرد به خاطر تغييرات وضع جامعه هم می تواند باشد. آن زمان شرايط ايجاب می كرد كه فلان برنامه را داشته باشند، الان يك طور ديگر شده و ما تلاش می كنيم خودمان را با شرايط جديد هماهنگ كنيم. آنچه امروز باعث افتخار ما است، اين است كه توانسته ايم خودمان را برای جامعه ورزش معنی كنيم. آنها ما را فهميده اند. شايد 5 يا 6 سال پيش سوالی نبود كه شما بپرسيد اما امروز حتما ما را در كنار ورزش حس می كنيد.

البته دوره ای نمايندگان سازمان در مورد رفتارهای ورزشكاران سخت گيری می كردند. الان فكر می كنيم شرايط آزادتر شده اما ما يكسری شئونات اجتماعی را داريم كه وقتی ورزشكارانمان به خارج می روند از آنها می خواهيم رعايت كنند. وقتی آنها همراه تيم های ورزشی به خارج می روند، تقريبا سفيران نظام هستند. پس بايد شئونات را رعايت كنند. با اين حال بسياری از مواقع در اختيار خودشان هستند. اگر تخلفی بروز كرد، وظيفه نماينده سازمان اين است كه آن را به سرپرست تيم گزارش كند.

گاهی اوقات حس می شود پس از آن دوره سختگيری، ديگر هيچ مراقبتی از ورزشكاران نمی شود. مراقبتی كه در بقيه كشورها هم طبيعی است. شما موارد خلاف اخلاق بازيكنان را بسيار شنيده ايد.

اين را قبول دارم كه كنترل ورزشكاران فقط مختص ايران نيست. اين موارد حتی به لحاظ فنی و ورزشی هم زيانبار است. كشور ما هم همين طور است. اين از وظايف مربی و سرپرست است.

ما به عنوان حراست مواردی را كه خارج از چارچوب قوانين باشد به سرپرست يا مربی گزارش می دهيم. يعنی ما وظيفه اجرايی نداريم. البته بخشی از اين اخبار اغراق است، به نظرم بخشی از اينها ساختگی است، به خاطر جو است. در سفر تيم ملی به ايرلند من همراه تيم بودم. آنجا ما كاملا تيم را مراقبت می كرديم. حتی خبرنگاران و هواداران هم آنها را زير نظر داشتند. اما وقتی برگشتيم يكسری شايعات مطرح شد. شايد بالای 50 تا 60 درصد اين اخبار ساختگی باشد.

من اين 50 ، 60 درصد را قبول ندارم. اخبار حاشيه جام ملت های آسيا در لبنان را اطلاع داريم.

يك مقدار وجود دارد. شايد هم بيشتر. شايد 70 تا 80 درصد اين اخبار شايعه باشند. شما يك سفر را می گوييد، من مجموعه سفر تيم های ورزشی را می بينم. در برخی رشته ها، بعضی اتفاقات می افتد كه می توان آنها را استثنا دانست. در همان لبنان هم وقتی ما كمی جلو رفتيم، ديديم چيزهايی بوده كه آب و تابش را اضافه كرده اند.

نه، اخباری كه می گويم، هيچ گاه چاپ نشد.

نه، چاپ نشد. در همان لبنان هم كمی اغراق بود. چيزی كه مهم است وظيفه حراست است. وظيفه ما مقابله مستقيم نيست. ما بايد به سرپرست تيم گزارش دهيم تا آنها جلوی حركات را بگيرند.

و اگر نگرفتند؟

اگر نگرفتند همان ضربه ای را می خورند كه خوردند. مشكل خودشان است. شما از چشمتان چه توقعی داريد؟ فقط ديدن يا عمل كردن؟ ما آنجا اطلاع رسانيم. در سفرهای خارجی هيچ كدام از نمايندگان سازمان قدرت اجرايی ندارند.

در آنجا قدرت اجرايی نداريد. اينجا چطور؟

اين درست است. اصلا فلسفه وجودی حضور يك نماينده سازمان همين است. وقتی نماينده ما به آنجا می رود و موردی را می بيند گزارش می كند. اين گزارش اول می رود حضور رئيس سازمان بعد با صلاحديد ايشان به رئيس فدراسيون يا كميته های انضباطی می رود نهايت اش اين است كه اگر خلاف محرز بود، از سفرهای بعدی خارجی ورزشكار جلوگيری می شود يا از تيم ملی خط می خورد.

موردی داشته ايم؟

حتما داشته ايم ولی نمی توانم بگويم. خيلی جاها بوده. نه فقط در فوتبال، بقيه رشته ها هم همين طور. شديدا برخورد كرده ايم.

شديدترين برخوردتان چه بوده؟

چند ورزشكار از سفرهای خارجی كلا حذف شدند. حتی از نظر فنی بالا بودند اما ديگر دعوت نشدند.

بيشترين تعداد تخلفات در كدام رشته ها بوده؟

اين را نمی شود، گفت. هر رشته قداستی دارد. ما جامعه ورزشی را يكی می بينيم. كسی كه تخلف می كند به رشته اش مربوط نيست، به شخصيت اش ارتباط دارد. اصلا ربطی به رشته ورزشی ندارد. كسی هم كه خوب است، شخصيت اش اين گونه است.

اين از بحث تخلفات در سفرهای خارجی. شما در داخل كشور چه نظارتی بر رفتار ورزشكاران داريد؟

اگر تخلفی از سوی ورزشكاران انجام شود، دستگاه های مربوط و مسئول برقراری امنيت كشور، به ما گزارش می دهند. نيروی انتظامی، قوه قضاييه و. . . آنها اعلام می كنند. حتی حكم دادگاه ها هم برای ما ارسال می شود. يعنی اگر ورزشكار بخواهد ارتقا پيدا كند براساس حكم قوه قضاييه ما مقابل آن را می گيريم. البته هميشه وظيفه ما فقط از اين سمت نيست، بلكه امكان دارد مشكلی برای ورزشكاری پيش آيد. ما در اين مواقع وارد شده و از او دفاع می كنيم.

شكل ارتباطی شما با دستگاه های اجرايی مملكت چگونه است؟

رئيس حراست و نمونه امضای او به دستگاه های اجرايی كه در ارتباط با ماست معرفی می شود. يعنی من را معرفی كرده اند به حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی، سپاه، ارتش و ديگر سازمان ها و نهادها. لذا وقتی من مكاتبه می كنم برايشان غريبه نيستم. آنها نيز وقتی به موردی يا مشكلی در حيطه ورزش برخورد كنند به من اطلاع می دهند. ما از طريق حراست كل كشور معرفی شده ايم.

شما آماری از وضعيت تخلفات اجتماعی ورزشكاران داريد؟اينكه مقايسه كنيد برنامه های شما هر ساله چند نتايجی داشته.

اصلا ذات ورزش، حالت تقويتی دارد. هر كسی وارد ورزش می شود تحت تاثير منش پهلوانی قرار می گيرد و اين خود حالت بازدارنده دارد. اين حتی در زندگی اجتماعی فرد هم وارد می شود لذا جرائم و تخلفات در ورزشكاران نسبت به طبقات ديگر جامعه كمتر است. اگر هم بررسی بكنيم به اين مسئله می رسيم.

مطمئن هستيد؟

ما نمی خواهيم بگوييم ورزشكار نسبت به صنف مثلا آهنگر سالم تر است اما اگر شما آمار بگيريد در مجموع كسانی كه منش ورزشی و پهلوانی را می پذيرند حتما كمتر تخلف می كنند.

اين حرف شما متضاد جملات قبلی تان است. شما در آنجا گفتيد شخصيت افراد اصل است و ربطی به ورزش ندارد.

اين هم هست. ما استثناها را می گذاريم كنار. ورزش تربيت است. وقتی به ورزشكار می آموزند كه به بزرگ تر، هم تيمی و حتی رقيب احترام بگذارد، حتما در زندگی اش تاثيرگذار است. حتما در زندگی فرد اثرات مثبتی دارد. اين آمار كه شما می گوييد ما تا حالا نگرفته ايم اما حس ما اين است كه جامعه ورزشی نسبت به گذشته شرايط بهتری پيدا می كند.

در مورد گزارشی، مجبور به تحقيق در مورد پرونده تخلفات بازيكنان بودم. يكی از مسئولان سابق نيروی انتظامی وضعيت نامناسبی در اين موضوع را گزارش می دادند. حتی از وضعيت نابه سامان مدارس فوتبال هم بحث هايی كردند. وظيفه سازمان برای كاهش جرايم در ورزش چيست؟ آيا اصلا وظيفه ای تعريف شده است. يك نمونه بارز آن مشكل مجاهد خذيراوی بود.

اينها كه شما در مورد پرونده می گوييد، همه را من می دانم. اين كه شما می گوييد پرونده های زياد، اين طور نيست. شما نسبت به جامعه نگاه كنيد. در مورد خذيراوی كه بحث كرديد و يكی دو نفر كه مشابه همين بودند تحقيق كرديم. اين نبود كه آدم های ذاتا خلافكاری باشند به نظر ما در تله افتادند. حالا زمينه ها در اين افراد آماده بوده باشگاه ها كم كاری كردند و يا هر چه دليل ديگری داشته باشد فرقی نمی كند.

اين افراد شكار بودند تا شكارچی يك نفر از شهرستان می آيد با آن محيط بسته. می آيد و در تيمی بازی می كند با اقبال عمومی بالا. او بايد تهذيب شده باشد وگرنه احتمال به خلاف افتادنش بسيار است. اگر به خطا بيفتد همه تقصير گردن او نيست. متوجه كسانی كه بايد او را تربيت می كردند و نكردند، است.

در مورد مدارس فوتبال؟

ورزش حرفه ای كنترل اش سخت است. مدارس فوتبال هم در همين بخش است. يكسری می آيند مجوز می گيرند برای ورزش و با ديد احيانا اقتصادی. اين می شود بنگاه اقتصادی. نظارت بر آن فقط مختص به سازمان تربيت بدنی نيست. اماكن نيروی انتظامی هم وظيفه دارد و بقيه مراجع. از تخلفاتی كه در آن بخش انجام می شود آگاهی ما كم است. زيرا ابزار كنترل ما محدود هستند مگر اينكه نيروی انتظامی طی بازديدها به تخلفاتی برخورد كند كه به ما گزارش دهد و مجوز آنجا را ابطال كنيم. حتی می شود به دادگاه هم معرفی كرد. حتی بوده كه مدرسه ای شاكی خصوصی داشت، ما پرونده را به دادگاه قوه قضاييه فرستاديم و حتی پيگيری كرديم.

چند مورد داشته ايد كه به تعطيلی منجر شده؟

كم بوده

موردی كه تخلف در آن وجود داشته كم بوده يا تخلفی كه به تعطيلی منجر شده؟

هر دو مورد. شايد هم به اطلاع ما نرسيده. اكثر آنهايی كه وارد اين بخش می شوند فقط ديد اقتصادی ندارند. نبايد طوری صحبت كرد كه دامن همه را بگيرد. البته امكان دارد مربی ای كه صاحب مدرسه است خلاف انجام دهد. اگر ما به آن مسئله برسيم به شدت برخورد می كنيم، برای حفظ سازمان خودمان.

شما در مورد شكار و شكارچی صحبت كرديد. از نظر اينكه فردی در جامعه ورزشی اغفال شود حرف شما درست است، اما اگر اين فرد خود الگوی بسياری از جوانان باشد، بازتاب منفی آن به شدت زياد است. اين نكته غيرقابل انكاری است كه خلاف برخی فوتباليست ها در جامعه آن قدر زياد بوده كه ديد كلی جامعه نسبت به فوتبال و فوتباليست ها را تغيير داده است.

بايد حرف شما را اصلاح كنم. واقعا يكسری از حرف هايی كه در مورد فوتبال گفته می شود اغراق است. ما آنها را می شناسيم. تخلف هست ولی اين كه جامعه فوتبال ما فاسد است، صحيح نيست.

من در مورد فساد جامعه فوتبال حرف نزدم. در مورد عده ای صحبت می كنم كه بيشتر از بقيه در انظار عمومی هستند و باعث تغيير ديدگاه نسبت به كل جامعه فوتبال می شوند.

ما با خلافكاران به شدت برخورد می كنيم. در مورد آن بنده خدايی هم كه گفتيد (مجاهد خذيراوی) او فعلا محروم است. ما می گوييم وقتی كسی خلاف می كند او تنها مقصر نيست. تيم و باشگاهم مقصرند.


• نيك بارون (مسئول روابط عمومی فدراسيون فوتبال انگلستان)

«نيك بارون» 27 ساله مسئول روابط عمومی فدراسيون فوتبال انگلستان از سال 1997 همراه با آغاز پروژه نامزدی انگلستان برای جام جهانی 2006 وارد اين حرفه شد و هم اكنون يكی از مديران شايسته و جوان فدراسيون فوتبال جزيره محسوب می شود.

نخستين بار چگونه به سيستم فوتبال راه يافتيد؟

درواقع پيشنهاد انگلستان برای ميزبانی جام جهانی 2006 بود كه سبب راه يافتن من به فدراسيون شد. من مشغول درس خواندن برای امتحان نهايی دانشگاه آكسفورد بودم كه از راديو صحبت های «آلك مك گيوان» مدير پروژه ميزبانی انگلستان را شنيدم. برايم خيلی جالب بود به همين خاطر با او مكاتبه كردم تا اگر امكان دارد شغلی به عنوان مشاور تحقيقاتی پروژه به من بدهند.

می توانيد شغلتان را برای ما تشريح كنيد؟

آنچه به طور غالب انجام می دهم در شرح وظايف يك مسئول مطبوعاتی تعريف می شود، به خصوص آنجا كه مسئوليت مطالعه روی بازتاب اقدامات فدراسيون در مورد تيم ملی و جام حذفی ـ كه مستقيما زيرنظر فدراسيون فوتبال انگلستان اداره می شود ـ به من محول می شود. ما همچنين می خواهيم بر روی تك تك كارهايی كه می كنيم مانور دهيم تا بدين وسيله فوتبال در همه سطوح در جامعه رشد يابد. به خصوص فوتبال زنان و بال و پر گرفتن يك اقليت فراموش شده بستر را برای پيشرفت فوتبال فراهم می كند و حتی نسلی موفق از هواداران و بازيكنان را كه همسران يا فرزندان زنان فوتباليست هستند تربيت می نمايد. اين يكی از تمهيداتی است كه ما را در رسيدن به هدف نهايی مان يعنی افزايش فوتباليست های زن و مرد تا سقف سه ميليون مغز، كمك می كند.

كار پيرامون فوتبال چه جذابيت هايی دارد؟

من بيشتر دوست دارم در زمينه هايی كه مردم بدان ها اهميت می دهند كار كنم. فوتبال صنعتی است كه بر احساسات بنيان گذارده شده، عواطف هواداران، احساس بازيكنان و هركس ديگری كه اينجا در فدراسيون با عشق به فوتبال كار می كند. من خود از شغلم بسيار راضی ام زيرا شانس اين را داشته ام كه دوباره به آغوش بازی مورد علاقه ام بازگردم.

نقاط عطف سابقه كاری تان چه بوده اند؟

خب، من با يك تيم كاری بزرگ همكاری می كنم. اما بهترين لحظاتم مربوط به زمانی بودند كه با سربابی چارلتون فوتبال بازی می كردم، آن هم در يك بازی نمايشی ـ تبليغاتی كه به همراه ساير اعضای پروژه ميزبانی جام جهانی 2006 در غنا انجام داديم. من و چارلتون در تيم فرستادگان بلندپايه انگلستان مقابل تيم ژورناليست های بومی آكرا بازی كرديم و حتی من با يك سانتر عالی برای چارلتون گل سازی كردم.

در آخر برای كسانی كه می خواهند شغل شما را دنبال كنند چه پيشنهادی داريد؟

هرگز از جست وجوی موقعيت هايی كه نمی دانيد كی و كجا انتظارتان را می كشند، نااميد نشويد.

•••

پرستو يونچی (مسئول سابق روابط عمومی فدراسيون فوتبال ايران)

چگونه وارد اين حرفه شديد؟

من فارغ التحصيل رشته ارتباطات بودم و در دانشگاه با آقای نعمت اللهی مسئول سابق روابط عمومی فدراسيون آشنا شدم. بعدها وقتی در توانير مشغول

به كار شدم اين فرصت را يافتم تا وارد روابط عمومی فدراسيون شوم

چگونه با فوتبال رابطه برقرار كرديد؟

قبل از آنكه كارم را شروع كنم رابطه ام با فوتبال عادی بود اما وقتی وارد روابط عمومی فدارسيون شدم بايد خيلی سريع اطلاعاتی كلی مثل تاريخچه فوتبال ايران را مطالعه می كردم كه در اين زمينه دكتر خبيری نايب رئيس فدراسيون و دكتر غفاری كمكم كردند. بخشی از كار ما تجربه است به همين خاطر مطبوعات و روزنامه نگاران مثل آقای زاهدی با تذكراتشان تأثير زيادی بر شناخت من از فوتبال گذاشتند.

روابط عمومی فدراسيون را چگونه تعريف می كنيد؟

روابط عمومی مسئول انعكاس سياست ها و فعاليت های فدراسيون به افكار عمومی از طريق رسانه هاست و همچنين مسئول بررسی فيدبك ها ـ تصوير سازمان در رسانه ها است. اين مهم است كه رئيس فدراسيون چگونه شرح وظايف روابط عمومی را مشخص كند. مثلا مهندس صفايی فراهانی معتقد بود همه اجزای فدراسيون بايد از طريق روابط عمومی سخن بگويند. مديريت روابط عمومی مستقيما زير نظر آقای صفايی بود و همين سبب می شد استقلال اين بخش در مواجهه با بخش های اجرايی حفظ شود.

رابطه شما با رسانه ها بر چه اساس بود؟

ما مسئول كنترل اوضاع فوتبال از طريق تنظيم جريان اخبار بوديم تا از هيجان كاذب جلوگيری شود.

جذابيت هايی در فوتبال ديديد؟

طی دو سال و اندی كه در فدراسيون بودم به ياد ماندنی ترين روزها را سپری كردم. فوتبال ورزشی است كه هيچ لحظه اش قابل پيش بينی نيست و اين شرايط در كار ما هم وجود داشت.

بهترين تجربياتتان چه بوده اند؟

يكی از بزرگترين شانس های من كار زير دست مديری مثل مهندس صفايی بود. بازی ايران ـ ايرلند كه تعداد زيادی از خبرنگاران ايرلندی و انگليسی به كشورمان آمده بودند و يا مسابقات فوتسال قهرمانی آسيا (1380) بهترين تجربياتم بودند. هر بار كه يكی از مسئولان بلندپايه روابط عمومی كنفدراسيون فوتبال آسيا به تهران می آمد آقای صفايی تأكيد داشتند كه نبايد از اين فرصت ها برای آموزش غافل شد. در ضمن در اواخر دوران مسئوليتم از طرف AFC به عنوان ناظر رسانه ای مسابقات بانوان انتخاب شدم.

چه پيشنهادی برای علاقه مندان اين كار داريد؟

روابط عمومی در يك سازمان نيازی الزاما به تخصص ثانويه ندارد بلكه به اصول علمی خود متكی است.


طلا خواهيم داشت

با كسب عنوان بهترين وزنه بردار مسابقات جايزه بزرگ بوداپست توسط حسين رضازاده بارقه های اميد برای مدال طلای المپيك 2004 همچنان پرفروغ تر می شود. البته مقام چهارم حسين توكلی در اين مسابقات نشان می دهد كه قهرمان پيشين المپيك هنوز نتوانسته به روزهای اوج بازگردد. ممكن است اين ذهنيت در علاقه مندان به وجود بيايد كه قهرمانی توكلی يك اتفاق بوده است.

دربی بزرگ يا دربی كوچك

بازی استقلال و پرسپوليس به روز 18 خرداد موكول شد. اين دو تيم اين بار در فضايی تازه و متفاوت با ادوار گذشته به ديدار هم خواهند رفت. شايد تنها لطف اين مسابقه افتتاح دوباره ورزشگاه آزادی با شكل و شمايل جديد باشد، وگرنه با توجه به شرايط موجود رقابت دو رقيب سنتی فوتبال ايران، جنگ بزرگ برای قهرمانی نيست. اين بار در دربی تهران، مسائل ديگری وجود دارد كه ممكن است به زيبا شدن بازی كمك كند، تجربه ثابت كرده هرگاه اين دو تيم در شرايط بسيار حساس به ديدار يكديگر رفته اند، به همان مقدار زيبايی از بازی رخت بربسته است. اين بار شايد بازی استقلال و پرسپوليس حتی از سوی هواداران سينه چاك دو تيم نيز مورد استقبال قرار نگيرد. شايد شب قبل از شروع بازی نبينيم كسانی را كه برای حضور در ورزشگاه كنار نرده های سبزرنگ ورزشگاه بخوابند. شهرستانی ها هم اين بار حواسشان بيشتر به تيم محبوب شهرشان جمع است. دل آنها برای قهرمانی بيشتر می تپد.

خارجی های غيرفوتبالی

تب دعوت از مربيان خارجی در ورزش همچنان بالاست. بعد از رايزنی های پرسروصدای فدراسيون فوتبال برای استفاده از مربيان خارجی به نظر می آيد ديگر فدراسيون ها هم برای اين مسئله حياتی دست به كار شده اند. «محمد سرور» از جمله مربيان خارجی صاحب نام در رشته بسيار افتخارآفرين كبدی يا همان «زو» خودمان است كه قرار است از پاكستان به ايران ترانسفر شود. با آمدن اين مربی اميد می رود كه نفس اعضای تيم ملی چاق تر شود. به غير از فدراسيون كبدی، فدراسيون مشتزنی هم برای عقب نماندن از قافله، يك مربی ازبك را به منظور هدايت تيم ملی به خدمت خواهند گرفت. اين مربی كه برای آماده سازی تيم ملی مشتزنی در مسابقات المپيك 2004 آتن دعوت شده، قبل از هر چيز بايد فيلم بازی های المپيك بارسلون و صحنه روی رينگ رفتن كاظمی را ببيند. پيش بينی می شود 5 نفر از مشتزنان ايران توانايی حضور در مسابقات المپيك را داشته باشند. حدس بزنيد چند مدال برای ما كسب می شود؟

سياستمداران ضددوپينگ

رئيس سازمان تربيت بدنی اعضای شورای سياست گذاری ستاد مبارزه با دوپينگ جمهوری اسلامی ايران را منصوب كرد. به گزارش روابط عمومی سازمان تربيت بدنی، مهرعليزاده طی احكام جداگانه ای مصطفی هاشمی طبا رئيس كميته ملی المپيك، علی كفاشيان معاون ورزشی در امور فدراسيون های سازمان تربيت بدنی، رضا قراخانلو معاون فرهنگی ـ آموزشی سازمان تربيت بدنی، شادگان مشاور رئيس سازمان تربيت بدنی در امور پزشكی ـ ورزشی، محمود خسروی وفا رئيس كميته ملی پارالمپيك، احمديانی معاون دارو و درمان وزارت بهداشت، نصرالله سجادی معاون تربيت بدنی و تندرستی وزارت آموزش و پرورش و طاهره طاهريان معاون امور ورزش بانوان را به عنوان اعضای اين ستاد منصوب كرد. در بخشی از حكم صادره از سوی سازمان تربيت بدنی با اشاره به ضرورت و نياز ملی برای حفظ و نگهداری از ورزش جوانمردانه در سطوح قهرمانی و همگانی آمده است: اميد است در پيشبرد اهداف سازمان موفق و مويد باشيد.
معرفی آقايان X

«محمد دادكان» رئيس فدراسيون فوتبال طی احكام جداگانه ای اعضای «كميته فنی» و «ستاد برنامه ريزی و نظارت» اين فدراسيون را معرفی كرد. با تصميم دادكان در كميته فنی فدراسيون فوتبال علی اكبر عرفانيان دانشور، منوچهر نظری، حسن غفاری، احمد خداداد، علی كاظمی و مهدی محمدنبی حضور خواهند داشت. همچنين علی كاظمی، احمد خداداد، عباس ترابيان و مهدی محمدنبی به عنوان اعضای ستاد برنامه ريزی و نظارت فدراسيون فوتبال برای رقابت های مقدماتی المپيك 2004 آتن و بازی های آسيايی 2006 قطر انتخاب شدند. براساس احكام صادره، رياست هر دو كميته فنی و ستاد برنامه ريزی و نظارت فدراسيون فوتبال برعهده علی كاظمی خواهد بود و مهدی محمدنبی نيز به عنوان دبير كميته فنی فعاليت خواهد كرد. اين در حالی است كه معمولا اعضای كميته فنی فدراسيون هيچ گاه معرفی نمی شدند.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو