|

امير حسين ناصری : انقلاب كه شد او زودتر به سربازی رفت؛ «پيش از موعد بود. آن موقع سربازی 14 ماه بود. من پس از آن وارد سپاه شدم تا مرداد يا شهريور 59 كه همان موقع هم جنگ شروع شد تا پايان جنگ در آنجا بودم. » بهزاد كتيرايی كه امروز رئيس حراست سازمان تربيت بدنی است، مرداد ماه می شود 45 ساله و 7 سال است كه رئيس است. بعد از جنگ در رشته اقتصاد - گرايش بازرگانی - دانشگاه علامه طباطبايی تحصيل كرده و دوباره به سپاه رفت. 7 سال قبل هم يكی به او می گويد: «چنين جايی هست، می روی يا نه؟» به اين ترتيب او وارد ورزش می شود. اما اگر بخواهيد بدانيد او كجا را نشانه رفته، بهتر است بدانيد، هيچ!«آرزويی ندارم. شايد عجيب به نظر برسد ولی من اين طوری هستم. به آينده فكر نكرده ام. » اما يادتان نرود، اين مرد بی آرزو، بهزاد كتيرايی است، رئيس حراست سازمان تربيت بدنی كه مرداد ماه می شود 45 ساله و رسيدن تا اين سن از نظر او يعنی پير شدن.
•••
• حراست سازمان چه نوع و چطور جايی است؟
حراست در سازمان ها و نهادهای مختلف با هم فرق می كند. در سازمان تربيت بدنی، حفاظت فيزيكی، 70 درصد از وظايف ما را تشكيل می دهد. البته حفاظت فيزيكی در سازمان تربيت بدنی با جايی مثل سپاه فرق می كند. به طور مثال حراست صداوسيما، حفاظت از ساختمان ها و اماكن است اما در تربيت بدنی كمك به برگزاری مسابقات، سفرهای خارجی تيم ها و. . . است.
• برخی از همكاران شما، كنار تيم های ورزشی به اردوهای خارجی و يا احيانا داخلی سفر می كنند. اين افراد ويترين سازمان و حراست محسوب می شوند. انتخاب و آموزش آنها چه اهميتی برايتان دارد؟
اين بخش برای ما اهميت زيادی دارد اما اين كار، بخش كوچكی از آن 70 درصد است كه می گفتم. اگر يك مسابقه از هر نظر - حفاظت امنيت - خوب برگزار شود ما به خواسته مان رسيده ايم. حالا امكان دارد خودمان امنيت را برقرار كنيم، يا بستر را آماده كنيم برای اينكه نيروهای انتظامی وارد شوند يا امكان دارد از مردم و هواداران برای ايجاد امنيت استفاده كنيم. يك قسمت آن سخت افزاری است، يعنی تامين نيروی مورد نياز، بی سيم و. . . يك بخش ديگر كه نرم افزاری است، برنامه ريزی ما محسوب می شود. آن هم جزو 70 درصد است، يعنی ما تصميم می گيريم كه از طرفداران پرسپوليس چگونه برای برقراری امنيت بازی های اين تيم استفاده كنيم. اما افرادی كه با تيم ها به خارج می روند به قول شما تابلوی حراست هستند. اگر اينها بتوانند خوب نقششان را ايفا كنند، اثرات مثبت اش به سازمان و ما باز می گردد. پس از درجه اهميت بالايی برخوردار است. لذا افرادی كه انتخاب می كنيم سعی می كنيم شرايطی را كه مدنظر داريم، دارا باشند.
• چه شرايطی؟
يكسری شرايط عمومی مثل اعتقاد به نظام، وجدان كاری و. . . يكسری هم مسائل فنی است، يعنی از مسائل فنی آن رشته تا حدی اطلاعات داشته باشد. اگر يك جايی مشكلی پيش آمد، بتواند به سرپرست تيم كمك كند. افراد را بشناسد. حتی ما جديدا از كارشناسان سازمان تربيت بدنی هم استفاده می كنيم.دستورالعمل هايمان را هم به آنها می دهيم تا در پايان براساس آنها به ما گزارش بدهند.
• يعنی می توان گفت شما طی سال های اخير در روش اجرايی خود، تغيير رويكرد داشته ايد؟
بله. ما درصد بالايی تغيير داشته ايم. اگر به عقب برگرديد، حراست اين تعريفی كه من می كنم را نداشت. يعنی همراهی تيم بود. كمك و در كنار نيروی انتظامی بودن و يا همين تعريف های بسيار ساده. ما تفكر را وارد برنامه هايمان كرده ايم.
• پيش از سوال اصلی بپرسم، چند سال است در حراست سازمان فعاليت می كنيد؟
حدود 7 سال. • به عقب بازگرديم. اگر حدود 10 يا 15 سال پيش رفتار نمايندگان حراست را می پرسيديد، بسياری آنها را معلم اخلاق يا ناظم می دانستند. كسانی كه مرتب مراقبت می كنند كسی پايش را چپ نگذارد. اين مسئله ديگر وجود ندارد. اين تغيير هم در تعاريف شما مشهود است و هم ورزشكاران آن را تصديق می كنند چرا اين تفاوت به وجود آمد؟ اصلا اين تغيير را قبول داريد؟
حتما. اين دوره كه شما صحبت می كنيد مربوط می شود به اواخر جنگ يا اوايل دوره سازندگی. خب شرايط در آن زمان فرق می كرد. شرايط به گونه ای بود كه تعدادی به كشورهای خارجی كه می رفتند، پناهنده می شدند. لذا ماموريتی كه سازمان در آن روزها داشت اين بود كه آمار پناهندگان را پايين بياورد. پس آن، تعريف خاص خود را دارد. ولی ما هر چه جلوتر می آييم، شرايط متفاوت می شود. يعنی كشورهای خارجی پناهندگی سياسی به اتباع ايرانی نمی دهند. آن قدر وضعيت ايران را مطلوب می دانند كه پناهندگی سياسی نمی دهند، حتی اجتماعی هم نمی دهند. خب در اين شرايط سياست كاری ما تغيير می كند.
• مشكلات آن دوره فقط پناهندگی ورزشكاران نبود. مراقبت ها كلی و بسيار سختگيرانه بود.
پناهندگی كم رنگ تر بود. گفتم اين بخش كوچكی از آن 70 درصد است. ما در سال به تناوب شايد 50 تا 60 سفر ورزشی خارجی داشته باشيم. البته اين تغيير رويكرد به خاطر تغييرات وضع جامعه هم می تواند باشد. آن زمان شرايط ايجاب می كرد كه فلان برنامه را داشته باشند، الان يك طور ديگر شده و ما تلاش می كنيم خودمان را با شرايط جديد هماهنگ كنيم.
آنچه امروز باعث افتخار ما است، اين است كه توانسته ايم خودمان را برای جامعه ورزش معنی كنيم. آنها ما را فهميده اند. شايد 5 يا 6 سال پيش سوالی نبود كه شما بپرسيد اما امروز حتما ما را در كنار ورزش حس می كنيد.
البته دوره ای نمايندگان سازمان در مورد رفتارهای ورزشكاران سخت گيری می كردند. الان فكر می كنيم شرايط آزادتر شده اما ما يكسری شئونات اجتماعی را داريم كه وقتی ورزشكارانمان به خارج می روند از آنها می خواهيم رعايت كنند. وقتی آنها همراه تيم های ورزشی به خارج می روند، تقريبا سفيران نظام هستند. پس بايد شئونات را رعايت كنند. با اين حال بسياری از مواقع در اختيار خودشان هستند. اگر تخلفی بروز كرد، وظيفه نماينده سازمان اين است كه آن را به سرپرست تيم گزارش كند. • گاهی اوقات حس می شود پس از آن دوره سختگيری، ديگر هيچ مراقبتی از ورزشكاران نمی شود. مراقبتی كه در بقيه كشورها هم طبيعی است. شما موارد خلاف اخلاق بازيكنان را بسيار شنيده ايد.
اين را قبول دارم كه كنترل ورزشكاران فقط مختص ايران نيست. اين موارد حتی به لحاظ فنی و ورزشی هم زيانبار است. كشور ما هم همين طور است. اين از وظايف مربی و سرپرست است.
ما به عنوان حراست مواردی را كه خارج از چارچوب قوانين باشد به سرپرست يا مربی گزارش می دهيم. يعنی ما وظيفه اجرايی نداريم. البته بخشی از اين اخبار اغراق است، به نظرم بخشی از اينها ساختگی است، به خاطر جو است. در سفر تيم ملی به ايرلند من همراه تيم بودم. آنجا ما كاملا تيم را مراقبت می كرديم. حتی خبرنگاران و هواداران هم آنها را زير نظر داشتند. اما وقتی برگشتيم يكسری شايعات مطرح شد. شايد بالای 50 تا 60 درصد اين اخبار ساختگی باشد. • من اين 50 ، 60 درصد را قبول ندارم. اخبار حاشيه جام ملت های آسيا در لبنان را اطلاع داريم.
يك مقدار وجود دارد. شايد هم بيشتر. شايد 70 تا 80 درصد اين اخبار شايعه باشند. شما يك سفر را می گوييد، من مجموعه سفر تيم های ورزشی را می بينم. در برخی رشته ها، بعضی اتفاقات می افتد كه می توان آنها را استثنا دانست. در همان لبنان هم وقتی ما كمی جلو رفتيم، ديديم چيزهايی بوده كه آب و تابش را اضافه كرده اند. • نه، اخباری كه می گويم، هيچ گاه چاپ نشد.
نه، چاپ نشد. در همان لبنان هم كمی اغراق بود. چيزی كه مهم است وظيفه حراست است. وظيفه ما مقابله مستقيم نيست. ما بايد به سرپرست تيم گزارش دهيم تا آنها جلوی حركات را بگيرند.
• و اگر نگرفتند؟
اگر نگرفتند همان ضربه ای را می خورند كه خوردند. مشكل خودشان است. شما از چشمتان چه توقعی داريد؟ فقط ديدن يا عمل كردن؟ ما آنجا اطلاع رسانيم. در سفرهای خارجی هيچ كدام از نمايندگان سازمان قدرت اجرايی ندارند. • در آنجا قدرت اجرايی نداريد. اينجا چطور؟ اين درست است. اصلا فلسفه وجودی حضور يك نماينده سازمان همين است. وقتی نماينده ما به آنجا می رود و موردی را می بيند گزارش می كند. اين گزارش اول می رود حضور رئيس سازمان بعد با صلاحديد ايشان به رئيس فدراسيون يا كميته های انضباطی می رود نهايت اش اين است كه اگر خلاف محرز بود، از سفرهای بعدی خارجی ورزشكار جلوگيری می شود يا از تيم ملی خط می خورد. • موردی داشته ايم؟
حتما داشته ايم ولی نمی توانم بگويم. خيلی جاها بوده. نه فقط در فوتبال، بقيه رشته ها هم همين طور. شديدا برخورد كرده ايم.
• شديدترين برخوردتان چه بوده؟
چند ورزشكار از سفرهای خارجی كلا حذف شدند. حتی از نظر فنی بالا بودند اما ديگر دعوت نشدند.
• بيشترين تعداد تخلفات در كدام رشته ها بوده؟
اين را نمی شود، گفت. هر رشته قداستی دارد. ما جامعه ورزشی را يكی می بينيم. كسی كه تخلف می كند به رشته اش مربوط نيست، به شخصيت اش ارتباط دارد. اصلا ربطی به رشته ورزشی ندارد. كسی هم كه خوب است، شخصيت اش اين گونه است.
• اين از بحث تخلفات در سفرهای خارجی. شما در داخل كشور چه نظارتی بر رفتار ورزشكاران داريد؟
اگر تخلفی از سوی ورزشكاران انجام شود، دستگاه های مربوط و مسئول برقراری امنيت كشور، به ما گزارش می دهند. نيروی انتظامی، قوه قضاييه و. . . آنها اعلام می كنند. حتی حكم دادگاه ها هم برای ما ارسال می شود. يعنی اگر ورزشكار بخواهد ارتقا پيدا كند براساس حكم قوه قضاييه ما مقابل آن را می گيريم. البته هميشه وظيفه ما فقط از اين سمت نيست، بلكه امكان دارد مشكلی برای ورزشكاری پيش آيد. ما در اين مواقع وارد شده و از او دفاع می كنيم.
• شكل ارتباطی شما با دستگاه های اجرايی مملكت چگونه است؟
رئيس حراست و نمونه امضای او به دستگاه های اجرايی كه در ارتباط با ماست معرفی می شود. يعنی من را معرفی كرده اند به حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی، سپاه، ارتش و ديگر سازمان ها و نهادها. لذا وقتی من مكاتبه می كنم برايشان غريبه نيستم. آنها نيز وقتی به موردی يا مشكلی در حيطه ورزش برخورد كنند به من اطلاع می دهند. ما از طريق حراست كل كشور معرفی شده ايم. • شما آماری از وضعيت تخلفات اجتماعی ورزشكاران داريد؟اينكه مقايسه كنيد برنامه های شما هر ساله چند نتايجی داشته.
اصلا ذات ورزش، حالت تقويتی دارد. هر كسی وارد ورزش می شود تحت تاثير منش پهلوانی قرار می گيرد و اين خود حالت بازدارنده دارد. اين حتی در زندگی اجتماعی فرد هم وارد می شود لذا جرائم و تخلفات در ورزشكاران نسبت به طبقات ديگر جامعه كمتر است. اگر هم بررسی بكنيم به اين مسئله می رسيم.
• مطمئن هستيد؟
ما نمی خواهيم بگوييم ورزشكار نسبت به صنف مثلا آهنگر سالم تر است اما اگر شما آمار بگيريد در مجموع كسانی كه منش ورزشی و پهلوانی را می پذيرند حتما كمتر تخلف می كنند.
• اين حرف شما متضاد جملات قبلی تان است. شما در آنجا گفتيد شخصيت افراد اصل است و ربطی به ورزش ندارد.
اين هم هست. ما استثناها را می گذاريم كنار. ورزش تربيت است. وقتی به ورزشكار می آموزند كه به بزرگ تر، هم تيمی و حتی رقيب احترام بگذارد، حتما در زندگی اش تاثيرگذار است. حتما در زندگی فرد اثرات مثبتی دارد. اين آمار كه شما می گوييد ما تا حالا نگرفته ايم اما حس ما اين است كه جامعه ورزشی نسبت به گذشته شرايط بهتری پيدا می كند.
• در مورد گزارشی، مجبور به تحقيق در مورد پرونده تخلفات بازيكنان بودم. يكی از مسئولان سابق نيروی انتظامی وضعيت نامناسبی در اين موضوع را گزارش می دادند. حتی از وضعيت نابه سامان مدارس فوتبال هم بحث هايی كردند. وظيفه سازمان برای كاهش جرايم در ورزش چيست؟ آيا اصلا وظيفه ای تعريف شده است. يك نمونه بارز آن مشكل مجاهد خذيراوی بود.
اينها كه شما در مورد پرونده می گوييد، همه را من می دانم. اين كه شما می گوييد پرونده های زياد، اين طور نيست. شما نسبت به جامعه نگاه كنيد. در مورد خذيراوی كه بحث كرديد و يكی دو نفر كه مشابه همين بودند تحقيق كرديم. اين نبود كه آدم های ذاتا خلافكاری باشند به نظر ما در تله افتادند. حالا زمينه ها در اين افراد آماده بوده باشگاه ها كم كاری كردند و يا هر چه دليل ديگری داشته باشد فرقی نمی كند.
اين افراد شكار بودند تا شكارچی يك نفر از شهرستان می آيد با آن محيط بسته. می آيد و در تيمی بازی می كند با اقبال عمومی بالا. او بايد تهذيب شده باشد وگرنه احتمال به خلاف افتادنش بسيار است. اگر به خطا بيفتد همه تقصير گردن او نيست. متوجه كسانی كه بايد او را تربيت می كردند و نكردند، است. • در مورد مدارس فوتبال؟
ورزش حرفه ای كنترل اش سخت است. مدارس فوتبال هم در همين بخش است. يكسری می آيند مجوز می گيرند برای ورزش و با ديد احيانا اقتصادی. اين می شود بنگاه اقتصادی. نظارت بر آن فقط مختص به سازمان تربيت بدنی نيست. اماكن نيروی انتظامی هم وظيفه دارد و بقيه مراجع. از تخلفاتی كه در آن بخش انجام می شود آگاهی ما كم است. زيرا ابزار كنترل ما محدود هستند مگر اينكه نيروی انتظامی طی بازديدها به تخلفاتی برخورد كند كه به ما گزارش دهد و مجوز آنجا را ابطال كنيم. حتی می شود به دادگاه هم معرفی كرد. حتی بوده كه مدرسه ای شاكی خصوصی داشت، ما پرونده را به دادگاه قوه قضاييه فرستاديم و حتی پيگيری كرديم.
• چند مورد داشته ايد كه به تعطيلی منجر شده؟
كم بوده
• موردی كه تخلف در آن وجود داشته كم بوده يا تخلفی كه به تعطيلی منجر شده؟
هر دو مورد. شايد هم به اطلاع ما نرسيده. اكثر آنهايی كه وارد اين بخش می شوند فقط ديد اقتصادی ندارند. نبايد طوری صحبت كرد كه دامن همه را بگيرد. البته امكان دارد مربی ای كه صاحب مدرسه است خلاف انجام دهد. اگر ما به آن مسئله برسيم به شدت برخورد می كنيم، برای حفظ سازمان خودمان. • شما در مورد شكار و شكارچی صحبت كرديد. از نظر اينكه فردی در جامعه ورزشی اغفال شود حرف شما درست است، اما اگر اين فرد خود الگوی بسياری از جوانان باشد، بازتاب منفی آن به شدت زياد است. اين نكته غيرقابل انكاری است كه خلاف برخی فوتباليست ها در جامعه آن قدر زياد بوده كه ديد كلی جامعه نسبت به فوتبال و فوتباليست ها را تغيير داده است.
بايد حرف شما را اصلاح كنم. واقعا يكسری از حرف هايی كه در مورد فوتبال گفته می شود اغراق است. ما آنها را می شناسيم. تخلف هست ولی اين كه جامعه فوتبال ما فاسد است، صحيح نيست.
• من در مورد فساد جامعه فوتبال حرف نزدم. در مورد عده ای صحبت می كنم كه بيشتر از بقيه در انظار عمومی هستند و باعث تغيير ديدگاه نسبت به كل جامعه فوتبال می شوند.
ما با خلافكاران به شدت برخورد می كنيم. در مورد آن بنده خدايی هم كه گفتيد (مجاهد خذيراوی) او فعلا محروم است. ما می گوييم وقتی كسی خلاف می كند او تنها مقصر نيست. تيم و باشگاهم مقصرند. |