|

• ديويد تيلور
رئيس اجرايی فدراسيون فوتبال اسكاتلند (SFA)
«ديويد تيلور» رئيس اجرايی فدراسيون فوتبال اسكاتلند از تابستان 1999 به اين سو محسوب می شود. اسكاتلند همپای انگلستان مهد فوتبال مدرن بوده است و دارای بالاترين نسبت هواداران فوتبال به كل جمعيت در دنياست. ديويد كه خود روزگاری بازيكن موفقی بوده نقشی كليدی در هماهنگی مسابقات، پيش بردن رقابت های ملی و باشگاهی و پررونق نگاه داشتن بازار فوتبال به كمك اهرم های تجاری دارد. او در مصاحبه با يكی از سايت های اينترنتی وابسته به بی بی سی، حرفه اش را تشريح می كند. نگاهی به تجربيات او و ساير روسای فدراسيون های كشورهای صاحب فوتبال ثابت می كند «فوتبالی بودن» ـ شعار قشر مرتجع فوتبال ايران ـ تنها يكی از ويژگی های يك رئيس فدراسيون موفق محسوب می شود.
• لطفا نقشتان در فدراسيون فوتبال اسكاتلند را به روشنی تشريح كنيد.
به طور خلاصه بايد بگويم جايگاه من برجستگی قابل توجهی نسبت به مجموعه دارد كه در معرض شديدترين انتقادات قرار می گيرد. اما تنوع وظايف اين شغل حقيقتا جذابيت خاصی بدان می بخشد. آنها در ابتدا مشتمل بر مسائل انضباطی مثل به سامان ساختن مسابقات و انتخاب داوران هستند. در درجه دوم ارتقا وجه مشخصه های فوتبال اسكاتلندی و ارائه آن به مردم است تا به ادامه بازی راغب شوند. سومين زمينه، شركت فعال در بازار فوتبال و سودگيری از شركت های تجاريمان محسوب می شود.
• چه زمانی برای اولين بار به فوتبال علاقه مند شديد؟
راستش زمانی را به ياد نمی آورم كه شيفته فوتبال نبوده باشم. به گمانم اين حس به طور غريزی از خانواده به من ارث رسيده. پدرم به طور آماتور فوتبال بازی می كرد و هميشه در خانواده ما بر سر اين بحث بود كه من بهتر بازی می كنم يا پدرم به ياد دارم كه او خيلی زيبا به توپ ضربه می زد.
• و از چه زمانی متوجه شديد كه فوتبال می تواند شغل آينده تان باشد؟
هرگز حرفه ام را در فوتبال يا مديريت ورزشی نمی ديدم و تقريبا اتفاقی بود كه چنين سمتی در فدراسيون به من رسيد. البته خوش شانس بودم كه دقيقا از همان مهارت هايی كه سازمان به دنبالش بود، برخوردار بودم. در آغاز از اينكه مهارت های تجاری ام را در تشكيلاتی با اين ابعاد به كار گيرم خيلی به هيجان آمده بودم. همين كه كارم در ارتباط با فوتبال بود از محرك های روحی بی نيازم می كرد زيرا خود فوتبال ابعاد ويژه ای به كار می بخشيد. پيشتر من مدير تجارت بين الملل اسكاتلند بودم و با طرف هايی سروكار داشتم. از فرهنگ ها و ملل گوناگون كه متقاضی محصولات اسكاتلندی يا بريتانيايی بودند. آن تجربيات خيلی خوب به كمك نقش بين المللی جديدم در فدراسيون فوتبال اسكاتلند آمدند.
• نقطه عطف سابقه كاری تان چه بوده است؟
«شكست انگلستان» اين بزرگ ترين دستاورد ما بوده است. پيش از آن مسابقه شانس اين را داشتم تا با بازيكنان ملاقات كنم. در آن لحظات بدين فكر می كردم كه من هم تا پيش از برگزيده شدن به سمت رياست فدراسيون ميان جمعيتی می نشستم كه از بازيكنان توقعات بی جايی دارند. البته اين خاطره خوب با خاطره شكستی كه هفته بعد از آن در ويمبلی حادث شد بی اثر می شود زيرا در نهايت ما نتوانستيم به يورو 2000 برسيم.
• به كسانی كه می خواهند روزی پا جای پايتان بگذارند، چه سفارش می كنيد؟
«شغل سختی است و يك لحظه سكون ندارد. »شما بايد انگيزه هايی بزرگ و واقعی برای تصدی چنين سمتی داشته باشيد زيرا تقريبا تمام زندگی حرفه ای تان را به خود مشغول می كنيد. كسانی كه عاشق فوتبال هستند در اين كار بر سايرين مزيت دارند. گذشته از اين شما بايد سياست و رسانه ها را خوب بشناسيد، مقبوليت داشته باشيد، از مهارت های تجاری بهره مند باشيد و همين طور قدرت تصميم گيری بالايی داشته باشيد و سازمان دهنده بزرگی باشيد. وقتی من به فدراسيون پا گذاشتم احساس كردم به تحول قابل ملاحظه ای احتياج هست. من در حد مقبول در زمينه های مختلف مهارت هايی داشتم اما آنچه كمك كرد در اين عرصه ها پيشرفت كنم اشتياقم به فوتبال بود.
• آيا سلسله مراتب مشخصی وجود دارد تا كسی به جايگاه شما برسد؟
نه به طور كلی! مراتب مقدماتی متعددی در زمينه هايی بسيار متنوع از مديريت ورزشی وجود دارند كه حتی وقتی امروز از بالا به آنها می نگرم گيج می شوم. بسياری از دانشگاه های بريتانيا متوجه شده اند كه بايد به طور تخصصی رشته هايی مربوط به سياست ورزش و تجارت ورزش راه اندازی كنند كه تازه اينها جدای از رشته هايی هستند كه ورزش را به صورت متنی مورد مطالعه قرار می دهند. گمان می كنم در دنيای امروز يك راه پيشرفت فدراسيون ها و باشگاه ها سرمايه گذاری روی عرصه های مربوط به مديريت و تجارت ورزشی است. چنين تخصص هايی روز به روز بيشتر مورد نياز قرار می گيرند و در حال حاضر ما مثل يك فناوری، صاحبان آن را خريداری می كنيم. در حالی كه در آينده بايد خود به پرورش چنين مديرانی اقدام كنيم.
• در جام جهانی اخير چه ويژگی خاصی ديديد؟
مثل بسياری از مردم اسكاتلند در غياب تيم ملی كشورمان، طرفدار برزيل بودم. علاقه ما به برزيل ريشه های متفاوتی دارد. تا آن جا كه می دانم فرانسوی ها، پرتغالی ها، اسپانيايی ها و ايتاليايی ها هم در اروپا به خاطر بازی زيبا و تهاجمی برزيل علاقه خاصی به آنها دارند. رابطه برزيلی ها با فوتبال شبيه ماست. يك رابطه احساسی و پرشور و حرارت. اما ما اسكاتلندی ها علاوه بر اين، دليل خاصی برای توجه نشان دادن به برزيل داريم. بيشتر ادواری كه تيم ما به جام جهانی راه يافته با برزيل هم گروه شده و اين يكی از دلايل اصلی ناكامی اسكاتلند در صعود به مراحل بالاتر بوده است.هرگونه رقابت فوتبال ميان نمايندگان بريتانيا و نمايندگان برزيل رقابتی است فرهنگی ميان سرزمين مادری فوتبال و سرزمين حاصلخير فوتبال. رشد آسيايی ها هم برايم جالب بود و همين طور قدرت های ناشناخته ای از سه قاره اروپا، آمريكا و آفريقا. آنها نشان دادند كه سبك های متفاوت فوتبال می توانند در جهان عرض اندام كنند. بنابراين تعجب نكنيد اگر در دوره آتی سبك اسكاتلندی در دنيا بدرخشد . |