|

فرزانه روستايی: هفته گذشته ياسر عرفات با اكراه ليست وزرای نخست وزير تحميلی محمود عباس را پذيرفت. پس از عرفات، پارلمان فلسطينی ها و نيز شورای قانونگذاری نيز دولت عباس را مورد تاييد قرار داد. اما يك واقعيت را نمی توان انكار كرد. واقعيتی كه عرفات بيش از حد عريان آن را بيان كرد مبنی بر اين كه كابينه ابومازن يك كابينه آمريكايی است نه فلسطينی. ريشه بحث از آنجا ناشی می شود كه دولت بوش اعلام كرد با عرفات مذاكره نخواهد كرد و شرط حمايت و دفاع او از طرح صلح اين است كه دولت جديدی در دستگاه فلسطينی ها ملت فلسطين را نمايندگی كند. به اين ترتيب انتخاب محمود عباس به عنوان نخست وزيری كه قرار است در مذاكرات صلح از طرف فلسطينی ها شركت كند دقيقا هدفمند و هم جهت با فشار لابی های بين المللی بود كه نقطه نظرات بوش را تاييد می كردند. برای آغاز مذاكرات مربوط به طرح صلح، پيش شرط آمريكايی ها مبنی بر حذف عرفات انجام شد، اما پيش شرط دوم پيش شرط اسرائيلی هاست. شارون با اعلام دريافت طرح نقشه راه اعلام كرد تا عمليات انتحاری فلسطينی ها متوقف نشود و دولت فلسطينی به سركوب شبه نظاميان نپردازد مذاكره ای در كار نخواهد بود.
دقيقا همين پيش شرط اسرائيلی ها به عنوان اصلی ترين اختلاف جنجالی بين عرفات و محمود عباس نمودار گرديد. نخست وزير فلسطين محمد دحلان رئيس پليس امنيتی غزه را به عنوان وزير كشور معرفی كرد و عرفات تا آخرين نفس و تا جايی كه می توانست با آن مخالفت كرد. بی ترديد انتخاب يك مقام ارشد امنيتی به عنوان وزير كشور كابينه فلسطين فقط در راستای تامين پيش شرط اسرائيلی ها انجام شده است. هر چند كه با مخالفت عرفات دحلان وزير كشور نشد و به پستی امنيتی در كابينه اكتفا كرد. خود ابومازن مسئوليت اداره وزارت كشور را برعهده گرفت. با تعجب بسيار، چند روز بعد ابومازن اداره وزارت تحت نظارت خود را به دحلان واگذار كرد و با چراغ سبز به اسرائيلی ها تعمدش به اجرای طرح صلح خاورميانه و توقف حملات انتحاری را دوقبضه تاكيد كرد. ابومازن كه به مخالفت با عمليات شهادت طلبانه مشهور است در اولين سخنرانی دوران نخست وزيری اش اعلام كرده كه آماده خلع سلاح شبه نظاميان است. مواضع دحلان عليه حملات انتحاری و دستگيری عاملان حملات شهادت طلبانه نيز مخالفت اعضای ارشد فتح را برانگيخته است. با اين حال بسياری معتقدند فقط با انتخاب يك مقام امنيتی فلسطينی نمی توان بريگادهای حملات انتحاری را خنثی كرد. پيش شرط كنترل حملات انتحاری فلسطينی ها، توقف عمليات نظامی اسرائيلی ها و توقف كشتار غيرنظاميان و تخريب منازل فلسطينی هاست. در غير اين صورت، حتی اگر دحلان به اقدامات افراطی متوسل شود با حمايتی از سوی توده های مردم فلسطين مواجه نخواهد شد. مقام امنيتی وزير كشور دولت فلسطين به غير از مقابله با گروه اسلامی قدرتمند حماس، مجبور است با گروه های افراطی فتح و بريگاد الاقصی نيز به مقابله برخيزد. بسياری از اين گروه ها نه از حمايت عرفات دست بر خواهند داشت و نه اسلحه را كنار می گذارند.
انتخاب محمود عباس حاكی از يك درگيری بر سر قدرت رهبری در درون بدنه حاكميت فلسطينی ها نيز هست. با انتخاب محمود عباس، عملا عرفات از متن به حاشيه رانده شده است، آن هم در حالی كه اسرائيل و آمريكا هيچ يك كتمان نكردند كه قصد دارند عرفات را از صحنه كنار بگذارند. برخی معتقدند مخالفت عرفات با كابينه محمود عباس حمايت قابل توجهی را در ميان فلسطينی ها برای او به ارمغان آورده است. به هر حال كابينه محمود عباس بيش از حمايت داخلی، برخوردار از حمايت های بين المللی است، هر چند مخالفت های جدی عرفات وجهه او را تا حدودی تضعيف كرد. هم اكنون بسياری محمود عباس و محمد دحلان را نخست وزير و مقام امنيتی آمريكايی ها در حاكميت فلسطينی ها می دانند. اگر ابومازن و دحلان سركوب بريگادهای عمليات انتحاری موفق شوند ولی اسرائيلی ها دست از عمليات ترور و تخريب منازل فلسطينی ها برندارند، در آن صورت بی ترديد اندك حمايت خود را در ميان فلسطينی ها از دست خواهند دارد.
تدارك صلح جديد
دومين انتفاضه فلسطين به تدريج وارد چهارمين سال خود می شود. فلسطينی ها و اسرائيل هر دو از ماراتن نفس گير حملات انتحاری، ترور، بمب گذاری و ايجاد اغتشاش در اردوگاه مقابل به ستوه آمده اند. هرچند حملات نظامی و تخريب منازل فلسطينيان ادامه دارد و انفجارهای گاه و بيگاه بدن دختران و پسران فلسطينی در ميان انبوه جمعيت يهوديان طی سه سال گذشته قطع نشد، آمريكايی ها برای دو سال هر دو طرف را به حال خود واگذاردند. برای 4 سال شرايط اجتماعی و سياسی فلسطينی ها و اسرائيل به ترتيبی پيش رفت كه اكنون هر دو خود را در بن بستی گشايش نيافتنی يافته اند. مارتين ايندايك، سفير سابق آمريكا در اسرائيل و از سران لابی قدرتمند طرفدار اسرائيل در آمريكا در آخرين شماره فارين افرز می نويسد: «فقدان يك دولت منعطف در اسرائيل كه برای خروج از بحران احساس مسئوليت كند و نيز نبودن يك طرف فلسطينی قابل اعتماد كه بتواند نقش يك طرف مذاكره كننده را برعهده گيرد و كنترلی بر حملات اعمال كند هرگونه اميد به خروج از بن بست را به نااميدی و ياس نزديك ساخته است.» وی می افزايد: «اگر شرايط به همين ترتيب پيش رود و هيچ يك از طرفين كوتاه نيايند، در آن صورت دولت آمريكا همچنان از هرگونه مداخله ای اجتناب خواهد كرد و فلسطينی ها و اسرائيل نيز شانس اين را خواهند داشت تا هر كجا كه می خواهند جبهه های جديدی عليه يكديگر بگشايند.» «با توجه به انتخاباتی كه در آمريكا در پيش است، شرايط بحران اقتصادی آمريكا كه توجه خاص دولت را می طلبد، و ظرفيت ديپلماتيك وزارت خارجه آمريكا كه به دليل بحران عراق فضايی خالی باقی نگذاشته برای دولت آمريكا بسيار طبيعی و آسان تر است كه به شرايط عدم مداخله در بحران خاورميانه وارد شود و بوش تجربيات رؤسای قبلی آمريكا را درباره خاورميانه دوباره نيازمايد. »
ايندايك در ادامه می نويسد: البته اتخاذ چنين خط مشی برای آمريكا اشتباه فاحشی خواهد بود، زيرا اشتياق وصف ناشدنی در حل بحران عراق و صدام حسين و همزمان بی توجهی به بحران چندين و چندساله فلسطين وجهه سياست خارجی آمريكا را در جهان اسلام و خاورميانه با تناقضی جدی مواجه ساخته است. احيای اقتصاد بحران زده اسرائيل عطف به محال می شود، سرنوشت غيرنظاميان اسرائيل و فلسطينی ها در ابهام و فلاكت باقی می ماند و آمريكايی ها نيز اين فرصت را از دست می دهند كه نفوذ منطقه ای خود را در همسويی با صلح اعمال كنند. » گفتمان ديپلماتيك مقام های رسمی بر سر بحران خاورميانه همچون سفير سابق آمريكا در اسرائيل به شكلی است كه نقش دو طرف بحران را در ايجاد شرايط بن بست فعلی يكسان تلقی می كند. در حالی كه حتی اگر بر فرض محال دو طرف را در ايجاد شرايط فعلی مقصر بدانيم، طرف اسرائيل وزن بسيار قابل توجه تری را در بحران به خود اختصاص داده است. حملات نظامی، كشتار غيرنظاميان، ترورهای پی درپی سران تشكيلات فلسطينی، تخريب منازل كسانی كه حتی در روياهای خويش تصوری از مقابله با اسرائيل نداشته اند و تحميل يك تحريم اقتصادی كه تاثير آن تا عميق ترين لايه های اجتماعی و اقتصادی جمعيت فلسطين نفوذ كرده شرايطی را به وجود آورده است كه به تدريج فلسطينی ها هر گونه اميد به خروج از بحران و زيستن در غير سايه بمب ها و گلوله تانك ها را از دست می دهند و جايگزينی برای آن ندارند. عبدالكريم ابونصار مفسر سعودی امور خاورميانه معتقد است: فلسطينی ها به لحاظ نظامی شكست خورده اند، به لحاظ سياسی در جعبه ای دربسته در گوشه ای گير كرده اند و در معرض خطرند تا دستاوردهای اندك ده سال گذشته خود را از دست بدهند. با اين حال هيچ يك از عوامل فوق نمی تواند باعث شود ملتی كه سال ها تحقير شده و خشم و غصب خود را فرو برده است، تسليم شود.
شايد دولت خودگردان فلسطين و اداره كنندگان نظامی اسرائيل هر دو در خلق بحران فعلی مقصر بوده باشند، اما دولت اسرائيل در تداوم فشارهای سياسی ـ اقتصادی ـ نظامی و به ويژه روانی بر فلسطينی ها به مساعدت دستگاه ديپلماسی وزارت خارجه آمريكا مستظهر بوده و هست. اقدام آمريكايی ها در پس گرفتن شناسايی ياسر عرفات به عنوان رهبر و سمبل مبارزات فلسطينی ها آخرين ترفندی است كه با هماهنگی سياست سركوبگرانه اسرائيل به مرحله اجرا درآمد. آمريكايی ها توهين و تحقير رسمی رهبر فلسطينی ها را آغاز كردند و اسرائيلی ها نيز مقر رهبر دولت مختار را هدف قرار داده و آن را ويران ساختند. عكس مشهوری از عرفات كه در زير نور شمع در دفتر كارش مشغول مطالعه است نقطه اوج يك فشار منطقه ای و بين المللی بر بدنه دولت خودمختار است. اسرائيلی ها، به جز يك ساختمان كليه ساختمان های مجتمع دولت خودمختار را ويران ساختند. عرفات در همان ساختمان محبوس ماند و تانك های اسرائيلی برای چند هفته حتی اجازه ندادند وی از ساختمان خارج شود. خبرگزاری ها و عكاسان فرصت يافتند تا خبر و عكس های مربوط به عرفات در زنجير را به سراسر جهان مخابره كنند اما ورود خبرنگاران به محله های فلسطينی كه اسرائيلی ها با گلوله و تانك و موشك آن را با خاك يكسان می كنند و با سكوتی تأييدآميز از سوی مجامع جهانی انجام می پذيرد ممنوع است.
كسانی كه در تحليل بحران های منطقه ای يكسويه می نگرند همواره دچار خطا می گردند. در همين راستا اشاره ای به تأثير حملات انتحاری بر بدنه سياسی، اجتماعی، اقتصادی و روانی جامعه اسرائيل قابل توجه است. در جريان جنگ اول خليج فارس و در اوج حملات موشكی عراق به اسرائيل ظاهرا تعداد كسانی كه در اثر تخريب ناشی از اصابت موشك های اسكاد عراق كشته شدند از شمار انگشت های يك دست كمتر بود. اما دهها اسرائيلی در اثر ترس از مرگ و وحشت از حملات موشكی عراق جان دادند. می گويند يهودی ها از جرأت و شهامت بهره چندانی ندارند و ترس بر روان فردی و اجتماعی آنان زود مستولی می گردد. تأثير حملات انتحاری فلسطينی ها بر بدنه جامعه اسرائيل كمتر از حملات نظامی اسرائيل بر شهرهای فلسطينی نبوده است. مقايسه آماری كشته شدگان فلسطينی و اسرائيلی در اثر حملات نظامی و نيز انفجار حملات انتحاری امكان پذير نيست. زيرا فلسطينيان همواره متحمل تلفات بسيار بسيار بيشتری شده اند. اما حملات انتحاری فلسطينی ها بارها محله های تجاری و پرتردد تل آويو و بيت المقدس را به شهر ارواح مبدل ساخته است. در اوج حملات ادواری انتحاری، تجارتخانه ها تعطيل، هتل ها خالی و مراكز تفريحی و توريستی اسرائيل كه در اروپا طرفداران زيادی داردبا ورشكستگی كامل مواجه بوده اند. بارها مقام های امنيتی اسرائيل برای عادی نگه داشتن اوضاع شهرهايی كه يهوديان ساكن آن از وحشت قالب تهی كرده اند دچار مشكل گرديدند. هرچند كه با تأكيد بر حملات انتقام جويانه ارتش اسرائيل همواره سعی داشته است سياست مشت آهنين خويش را بر حريف يادآوری كند، التيام روان شهروندان اسرائيلی وحشت زده از حملات انتحاری نيز همواره دشوار بوده است.
دستاوردهای صلح
ده سال از امضای توافقنامه اسلو می گذرد. بر اساس اين توافقنامه فلسطينی ها جای پايی در سرزمين مادری خود يافتند و دولت خودمختاری را به رياست رهبر افسانه ای خود تشكيل دادند. تا پيش از مذاكرات مادريد و امضای توافقنامه اسلو، عرفات و ديگر كادرهای ارشد فتح در تونس و در ديگر كشورهای شمال آفريقا و خاورميانه به صورت مخفی زندگی می كردند. اولين توافق های فلسطينی ها و اسرائيل بعد از حدود نيم قرن تشكيل دولتی نيم بند را برای فلسطينی هايی به ارمغان آورد كه در سراسر خاورميانه و جهان پراكنده شده بودند. تا قبل از تشكيل دولت خودمختار، كليه رهبران فلسطينی به همان ميزان كه در انديشه حل معضلات جنبش فلسطين بودند درگير ملاحظات امنيتی و پنهان ماندن از چشم بريگاردهای شكار موساد بودند. با تشكيل دولت خودمختار كليه رهبران فلسطينی از سايه و مخفی گاه به درآمده و درگير هدايت علنی مبارزات فلسطينی ها در چارچوب های قانونی تعريف شده گرديدند. امروزه فلسطينی ها با فشار سياسی، اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی مواجهند اما در مقابله با رژيمی كه دستگاه عريض و طويل سياست خارجی آمريكا و پنتاگون از آن حمايت می كند و در مقايسه با ده سال قبل از امكانات بسيار قابل توجه تری برخوردارند. سهم امروز فلسطينی ها از اراضی اشغالی جز جای پايی از سرزمين مادری نيست، اما در فشار آوردن بر دولت اسرائيل از ابزار، ادوات، امكانات و ارتباطات بسيار بيشتری برخوردار شده اند و همين منطق، كارايی مذاكره را بر منطق طرد مذاكره به اثبات می رساند.
با مطالعه ابزاری كه فلسطينی ها برای فشار بر اسرائيل به آن دست يافته اند تاريخ مبارزات فلسطينی ها را به سه دوره متمايز می توان تقسيم كرد. در اولين دور از مبارزات، فلسطينی ها با اتخاذ شيوه ای كه بعدها به جنگ سايه ها شهرت يافت برای حدود دو دهه اقدام به ترور مقام های ارشد اسرائيل، هواپيماربايی و بحران سازی برای رژيم اسرائيل كردند. اوج اين مرحله عمليات المپيك مونيخ بود كه با هدف شناساندن سركوب فلسطينی ها به جهانيان انجام گرفت. دستاورد اولين مرحله از مبارزات فلسطينی ها شناساندن بحران فلسطين به عنوان بحران جهانی و معرفی رژيم مظلوم نمای اسرائيل به عنوان رژيمی غاصب سركوبگر، نظامی و تروريست بود. دومين مرحله از مبارزات كه ساليانی پس از پيروزی انقلاب ايران آغاز شد، جنبش انتفاضه و ناآرامی اجتماعی در شهرهايی بود كه فلسطينی ها امكان درگيری مستقيم اما محدود با نيروهای نظامی اسرائيل را داشتند. پياده نظام جنبش انتفاضه كودكان و نوجوانان فلسطينی و ابزار و ادوات آن سنگ و كلوخ هايی بود كه با فلاخن صورت سربازان اسرائيلی و نفربرهای آنان را هدف قرار می داد. جمعيت فلسطينيان شهرهای غزه، نابلس، رام الله، ناصره، طولكرم و حتی بيت المقدس با تلفات قابل توجهی طی ده سال اول انتفاضه مواجه شدند ولی موفق شدند به جهانيان و اسرائيل و نيز دولت آمريكا اين نكته را بفهمانند كه با سكوت نمی توان بحران اراضی اشغالی و آوارگان فلسطينی و ادعای مسلمانان بر بيت المقدس را حل كرد. جنبش خودجوش، مردمی و كم هزينه انتفاضه گام به گام دولت های اسرائيل را با بحرانی مواجه ساخت كه هيچ گاه تصوری از عمق آن نداشتند.
نظاميان اسرائيلی هيچ گاه در معادلات و محاسبات خود برای نوجوانان فلسطينی كه به چند عدد سنگ مسلح شده بودند حسابی باز نمی كردند. اما ادامه ده ساله درگيری های آرامی كه در هيچ روزی با تعطيلی مواجه نمی شد و برگزاری اعتصاباتی كه به حمايت از جوانان فلسطينی در شهرهای اراضی اشغالی برگزار می گرديد به تدريج فاكتورهای قابل معامله ای را در عالی ترين سطوح تماس فلسطينی ها و دولت اسرائيل پديد آورد. رهبران فلسطينی بدون پرداخت هزينه ای سنگين با درگير كردن نوجوانان و كودكان فلسطينی با نظاميان اسرائيل ابزاری را برای چانه زنی و گرفتن امتياز از طرف مقابل به دست آورند. دولت اسرائيل نيز همواره مجبور بود ادامه يا توقف انتفاضه را به عنوان وزنه و فشاری مردمی از سوی فلسطينی ها مورد شناسايی قرار دهد. رهبران فلسطينی در جريان مذاكرات خود با اسرائيل از جريان انتفاضه مردمی بيشترين بهره را برده اند. توسل به حملات انتحاری جديدترين و آخرين مدل از حملات سازماندهی شده فلسطينی ها است كه در كنار ادامه انتفاضه عليه اسرائيل سازماندهی شده است. توسل به انتفاضه و حملات انتحاری درواقع بهره برداری فلسطينی ها از امتياز و برتری جمعيتی آنان در مقايسه با يهوديان اسرائيل است. بسياری از تحليلگران كارايی آخرين موج از حملات فلسطينی ها عليه اسرائيل، يعنی حملات انتحاری را در منطق نظامی معادل كاربرد مشت نظامی اسرائيل عليه فلسطينی ها می دانند. به عبارت ديگر، با مطالعه عكس العمل يك عمل می توان به قدرت عمل اوليه واقف گرديد. بعد از هر حمله انتحاری ارتش اسرائيل هجوم به يك شهر يا يك منطقه فلسطينی را آغاز می كند. شدت حمله انتحاری و ميزان تلفات وارد شده به اسرائيلی ها همواره رابطه مستقيمی با شدت حملات انتقام جويانه اسرائيل داشته و دارد.
بسياری با توسل به منطق اخلاقی، تاكيد فلسطينی ها بر حملات انتحاری را مورد سوال قرار می دهند، غافل از اينكه وقتی ملتی كليه ابزار اعتراض را از دست داد و در آستانه سقوط از هستی قرار گرفت كسی نمی تواند حق مردن و ميراندن دشمنان را از آنان سلب كند. امروزه جوانان فلسطينی با انفجار بدن و مرگ خود، طعم جاری در محله های فلسطين يعنی طعم مرگ را به ساكنان محله های تجاری و پرتردد اسرائيلی می چشانند، و بر اين منطق اصرار می ورزند كه: حيات فلسطينی ها تحت فشار نظاميان ارتش اسرائيل و بدون امكانات بهداشتی، آموزشی، رفاهی، درمانی و بدون اميد به فردا، با مرگ تفاوت چندانی ندارد. در هرحال، هرچند كه رسانه های آمريكايی و نيز اسرائيل حملات انتحاری فلسطينی ها را تروريسم می نامند، بسياری از فلسطينی تبارها ـ هرچند نه همه آنان ـ به خصوص فقيرترين اقشار فلسطينی، انجام حملات انتحاری را تنها راه ابراز نارضايتی خود می دانند. با وجودی كه جمع قابل توجهی از رهبران كاركشته فلسطينی انجام حملات انتحاری را مغاير با اصول آزاديبخش جنبش فلسطين می دانند، ادامه آن در آستانه مطرح شدن طرح صلح جديد، ابزاری را برای چانه زنی در پشت ميز مذاكره فراهم آورده است. همراه شدن گرايشات بنيادگرايی با جناح هايی كه حملات انتحاری را هدايت می كنند عاملی است كه نگرانی شاخه های لائيك فلسطينی را موجب گرديده است. ادامه و كيفيت انجام اين عمليات بحث هماهنگی احتمالی شاخه های سياسی و نظامی فلسطينی را مطرح می سازد. هرچند در ظاهر ارتباط چندانی بين رهبران سياسی تكنوكرات و نيز اداره كنندگان ايدئولوژيك حماس و گردان های الاقصی وجود ندارد به نظر می رسد احتمالا در عالی ترين سطح، رهبران سياسی و نظامی اعم از لائيك و مذهبی مانور خود را با يكديگر هماهنگ می سازند. به رغم افتراق ظاهری شاخه های سياسی و نظامی فعال فلسطينی و همچنين به رغم دوگانگی كسانی كه در چارچوب دولت خودمختار و در خارج از چارچوب دولت رسمی فعاليت می كنند، فلسطينی ها در عالی ترين سطح، ديپلماسی خود را هماهنگ می نمايند. اسرائيلی ها نيز معتقدند كه شاخه نظامی حماس كه حملات انتحاری را سازمان می دهد و جناح سياسی فتح دو بازوی يك جريان فشار هستند كه متناسب با شرايط مختلف به نوبت مذاكره می كنند. يكی در پشت ميز، و ديگری در خيابان های تل آويو و بيت المقدس.
با وجود اين يك معضل جدی كل موجوديت فلسطينی ها را در معرض خطر قرار داده است. درصورتی كه هرگونه اخلالی در هماهنگی بين شاخه های سياسی و نظامی فعال فلسطينی ها در ميانه اعلام طرح جديد صلح خاورميانه بروز كند، هويت و حيثيت جنبش فلسطين با خدشه ای جبران ناپذير مواجه می گردد. اگر شاخه های نظامی كه حملات انتحاری را تدارك می بينند متناسب با تعهدات هيأت فلسطينی در جريان مذاكرات عمل نكنند بی ترديد شكافی جبران ناپذير در بدنه جنبش فلسطين بروز می كند كه می تواند منجر به يك جنگ داخلی در ميان فلسطينی های مبارز گردد. امروزه ياسر عرفات به عنوان سمبل مبارزات ملت فلسطين با اقدام موفق آمريكايی ها و اصرار اسرائيل از روند مذاكرات حذف شد و تا كابينه ای موافق با نظر آمريكايی ها تشكيل نگرديد، مفاد طرح صلح خاورميانه اعلام نشد. دوشنبه گذشته شارون در مصاحبه با هاآرتص اعلام كرد وقتی پيش شرط ما مبنی بر توقف حملات انجام شد دولت اسرائيل برداشتن چند گام دردناك را متقبل خواهد شد. ابومازن نيز به فشار دولت آمريكا بر اسرائيل برای توقف حملات نظامی حسابی جدی باز كرده است. آغاز عملی طرح صلح جديد خاورميانه با سه پيش شرط از سوی سه طرف آمريكايی، فلسطينی و اسرائيلی آغاز شده است. بی ترديد طرف آمريكايی و اسرائيلی در انجام هرگونه اقدامی از يكديگر حمايت خواهند كرد و هماهنگ خواهند بود. اگر چنين هماهنگی ای بين جناح های فلسطينی دولتی و غيردولتی، بنيادگرا و لائيك صورت نپذيرد احتمالا ديگر هيچ يك از رؤسای جمهور آمريكا شانس خود را برای پياده كردن يك طرح صلح در منطقه خاورميانه امتحان نخواهد كرد. |