Persian Archive

• راه و بی راه
• صف آرايی
• بهانه جنگ
• جلب حمايت از جنگ طلبان
• استتعفای رويايی
• دوستان جديد بوش
• يادبود آزادی جای مجسمه صدام
• پرونده تئاتر مسكو
• در حاشيه مرگ سيسولو
• وزير گفت، سخنگو رد كرد
• تماس های محرمانه
• از «محمد هاشمی» تا «علی لاريجانی»
• مسكن، اشتغال و تخلفات صدا و سيما
• حجاريان را «تروريست» خواندند
• محتوای نامه ها چيست؟
• چرا بايد ترسيد


فرزانه روستايی: هفته گذشته ياسر عرفات با اكراه ليست وزرای نخست وزير تحميلی محمود عباس را پذيرفت. پس از عرفات، پارلمان فلسطينی ها و نيز شورای قانونگذاری نيز دولت عباس را مورد تاييد قرار داد. اما يك واقعيت را نمی توان انكار كرد. واقعيتی كه عرفات بيش از حد عريان آن را بيان كرد مبنی بر اين كه كابينه ابومازن يك كابينه آمريكايی است نه فلسطينی. ريشه بحث از آنجا ناشی می شود كه دولت بوش اعلام كرد با عرفات مذاكره نخواهد كرد و شرط حمايت و دفاع او از طرح صلح اين است كه دولت جديدی در دستگاه فلسطينی ها ملت فلسطين را نمايندگی كند. به اين ترتيب انتخاب محمود عباس به عنوان نخست وزيری كه قرار است در مذاكرات صلح از طرف فلسطينی ها شركت كند دقيقا هدفمند و هم جهت با فشار لابی های بين المللی بود كه نقطه نظرات بوش را تاييد می كردند. برای آغاز مذاكرات مربوط به طرح صلح، پيش شرط آمريكايی ها مبنی بر حذف عرفات انجام شد، اما پيش شرط دوم پيش شرط اسرائيلی هاست. شارون با اعلام دريافت طرح نقشه راه اعلام كرد تا عمليات انتحاری فلسطينی ها متوقف نشود و دولت فلسطينی به سركوب شبه نظاميان نپردازد مذاكره ای در كار نخواهد بود.

دقيقا همين پيش شرط اسرائيلی ها به عنوان اصلی ترين اختلاف جنجالی بين عرفات و محمود عباس نمودار گرديد. نخست وزير فلسطين محمد دحلان رئيس پليس امنيتی غزه را به عنوان وزير كشور معرفی كرد و عرفات تا آخرين نفس و تا جايی كه می توانست با آن مخالفت كرد. بی ترديد انتخاب يك مقام ارشد امنيتی به عنوان وزير كشور كابينه فلسطين فقط در راستای تامين پيش شرط اسرائيلی ها انجام شده است. هر چند كه با مخالفت عرفات دحلان وزير كشور نشد و به پستی امنيتی در كابينه اكتفا كرد. خود ابومازن مسئوليت اداره وزارت كشور را برعهده گرفت. با تعجب بسيار، چند روز بعد ابومازن اداره وزارت تحت نظارت خود را به دحلان واگذار كرد و با چراغ سبز به اسرائيلی ها تعمدش به اجرای طرح صلح خاورميانه و توقف حملات انتحاری را دوقبضه تاكيد كرد. ابومازن كه به مخالفت با عمليات شهادت طلبانه مشهور است در اولين سخنرانی دوران نخست وزيری اش اعلام كرده كه آماده خلع سلاح شبه نظاميان است. مواضع دحلان عليه حملات انتحاری و دستگيری عاملان حملات شهادت طلبانه نيز مخالفت اعضای ارشد فتح را برانگيخته است. با اين حال بسياری معتقدند فقط با انتخاب يك مقام امنيتی فلسطينی نمی توان بريگادهای حملات انتحاری را خنثی كرد. پيش شرط كنترل حملات انتحاری فلسطينی ها، توقف عمليات نظامی اسرائيلی ها و توقف كشتار غيرنظاميان و تخريب منازل فلسطينی هاست. در غير اين صورت، حتی اگر دحلان به اقدامات افراطی متوسل شود با حمايتی از سوی توده های مردم فلسطين مواجه نخواهد شد. مقام امنيتی وزير كشور دولت فلسطين به غير از مقابله با گروه اسلامی قدرتمند حماس، مجبور است با گروه های افراطی فتح و بريگاد الاقصی نيز به مقابله برخيزد. بسياری از اين گروه ها نه از حمايت عرفات دست بر خواهند داشت و نه اسلحه را كنار می گذارند.

انتخاب محمود عباس حاكی از يك درگيری بر سر قدرت رهبری در درون بدنه حاكميت فلسطينی ها نيز هست. با انتخاب محمود عباس، عملا عرفات از متن به حاشيه رانده شده است، آن هم در حالی كه اسرائيل و آمريكا هيچ يك كتمان نكردند كه قصد دارند عرفات را از صحنه كنار بگذارند. برخی معتقدند مخالفت عرفات با كابينه محمود عباس حمايت قابل توجهی را در ميان فلسطينی ها برای او به ارمغان آورده است. به هر حال كابينه محمود عباس بيش از حمايت داخلی، برخوردار از حمايت های بين المللی است، هر چند مخالفت های جدی عرفات وجهه او را تا حدودی تضعيف كرد. هم اكنون بسياری محمود عباس و محمد دحلان را نخست وزير و مقام امنيتی آمريكايی ها در حاكميت فلسطينی ها می دانند. اگر ابومازن و دحلان سركوب بريگادهای عمليات انتحاری موفق شوند ولی اسرائيلی ها دست از عمليات ترور و تخريب منازل فلسطينی ها برندارند، در آن صورت بی ترديد اندك حمايت خود را در ميان فلسطينی ها از دست خواهند دارد.

تدارك صلح جديد

دومين انتفاضه فلسطين به تدريج وارد چهارمين سال خود می شود. فلسطينی ها و اسرائيل هر دو از ماراتن نفس گير حملات انتحاری، ترور، بمب گذاری و ايجاد اغتشاش در اردوگاه مقابل به ستوه آمده اند. هرچند حملات نظامی و تخريب منازل فلسطينيان ادامه دارد و انفجارهای گاه و بيگاه بدن دختران و پسران فلسطينی در ميان انبوه جمعيت يهوديان طی سه سال گذشته قطع نشد، آمريكايی ها برای دو سال هر دو طرف را به حال خود واگذاردند. برای 4 سال شرايط اجتماعی و سياسی فلسطينی ها و اسرائيل به ترتيبی پيش رفت كه اكنون هر دو خود را در بن بستی گشايش نيافتنی يافته اند. مارتين ايندايك، سفير سابق آمريكا در اسرائيل و از سران لابی قدرتمند طرفدار اسرائيل در آمريكا در آخرين شماره فارين افرز می نويسد: «فقدان يك دولت منعطف در اسرائيل كه برای خروج از بحران احساس مسئوليت كند و نيز نبودن يك طرف فلسطينی قابل اعتماد كه بتواند نقش يك طرف مذاكره كننده را برعهده گيرد و كنترلی بر حملات اعمال كند هرگونه اميد به خروج از بن بست را به نااميدی و ياس نزديك ساخته است.» وی می افزايد: «اگر شرايط به همين ترتيب پيش رود و هيچ يك از طرفين كوتاه نيايند، در آن صورت دولت آمريكا همچنان از هرگونه مداخله ای اجتناب خواهد كرد و فلسطينی ها و اسرائيل نيز شانس اين را خواهند داشت تا هر كجا كه می خواهند جبهه های جديدی عليه يكديگر بگشايند.» «با توجه به انتخاباتی كه در آمريكا در پيش است، شرايط بحران اقتصادی آمريكا كه توجه خاص دولت را می طلبد، و ظرفيت ديپلماتيك وزارت خارجه آمريكا كه به دليل بحران عراق فضايی خالی باقی نگذاشته برای دولت آمريكا بسيار طبيعی و آسان تر است كه به شرايط عدم مداخله در بحران خاورميانه وارد شود و بوش تجربيات رؤسای قبلی آمريكا را درباره خاورميانه دوباره نيازمايد. »

ايندايك در ادامه می نويسد: البته اتخاذ چنين خط مشی برای آمريكا اشتباه فاحشی خواهد بود، زيرا اشتياق وصف ناشدنی در حل بحران عراق و صدام حسين و همزمان بی توجهی به بحران چندين و چندساله فلسطين وجهه سياست خارجی آمريكا را در جهان اسلام و خاورميانه با تناقضی جدی مواجه ساخته است. احيای اقتصاد بحران زده اسرائيل عطف به محال می شود، سرنوشت غيرنظاميان اسرائيل و فلسطينی ها در ابهام و فلاكت باقی می ماند و آمريكايی ها نيز اين فرصت را از دست می دهند كه نفوذ منطقه ای خود را در همسويی با صلح اعمال كنند. » گفتمان ديپلماتيك مقام های رسمی بر سر بحران خاورميانه همچون سفير سابق آمريكا در اسرائيل به شكلی است كه نقش دو طرف بحران را در ايجاد شرايط بن بست فعلی يكسان تلقی می كند. در حالی كه حتی اگر بر فرض محال دو طرف را در ايجاد شرايط فعلی مقصر بدانيم، طرف اسرائيل وزن بسيار قابل توجه تری را در بحران به خود اختصاص داده است. حملات نظامی، كشتار غيرنظاميان، ترورهای پی درپی سران تشكيلات فلسطينی، تخريب منازل كسانی كه حتی در روياهای خويش تصوری از مقابله با اسرائيل نداشته اند و تحميل يك تحريم اقتصادی كه تاثير آن تا عميق ترين لايه های اجتماعی و اقتصادی جمعيت فلسطين نفوذ كرده شرايطی را به وجود آورده است كه به تدريج فلسطينی ها هر گونه اميد به خروج از بحران و زيستن در غير سايه بمب ها و گلوله تانك ها را از دست می دهند و جايگزينی برای آن ندارند. عبدالكريم ابونصار مفسر سعودی امور خاورميانه معتقد است: فلسطينی ها به لحاظ نظامی شكست خورده اند، به لحاظ سياسی در جعبه ای دربسته در گوشه ای گير كرده اند و در معرض خطرند تا دستاوردهای اندك ده سال گذشته خود را از دست بدهند. با اين حال هيچ يك از عوامل فوق نمی تواند باعث شود ملتی كه سال ها تحقير شده و خشم و غصب خود را فرو برده است، تسليم شود.

شايد دولت خودگردان فلسطين و اداره كنندگان نظامی اسرائيل هر دو در خلق بحران فعلی مقصر بوده باشند، اما دولت اسرائيل در تداوم فشارهای سياسی ـ اقتصادی ـ نظامی و به ويژه روانی بر فلسطينی ها به مساعدت دستگاه ديپلماسی وزارت خارجه آمريكا مستظهر بوده و هست. اقدام آمريكايی ها در پس گرفتن شناسايی ياسر عرفات به عنوان رهبر و سمبل مبارزات فلسطينی ها آخرين ترفندی است كه با هماهنگی سياست سركوبگرانه اسرائيل به مرحله اجرا درآمد. آمريكايی ها توهين و تحقير رسمی رهبر فلسطينی ها را آغاز كردند و اسرائيلی ها نيز مقر رهبر دولت مختار را هدف قرار داده و آن را ويران ساختند. عكس مشهوری از عرفات كه در زير نور شمع در دفتر كارش مشغول مطالعه است نقطه اوج يك فشار منطقه ای و بين المللی بر بدنه دولت خودمختار است. اسرائيلی ها، به جز يك ساختمان كليه ساختمان های مجتمع دولت خودمختار را ويران ساختند. عرفات در همان ساختمان محبوس ماند و تانك های اسرائيلی برای چند هفته حتی اجازه ندادند وی از ساختمان خارج شود. خبرگزاری ها و عكاسان فرصت يافتند تا خبر و عكس های مربوط به عرفات در زنجير را به سراسر جهان مخابره كنند اما ورود خبرنگاران به محله های فلسطينی كه اسرائيلی ها با گلوله و تانك و موشك آن را با خاك يكسان می كنند و با سكوتی تأييدآميز از سوی مجامع جهانی انجام می پذيرد ممنوع است.

كسانی كه در تحليل بحران های منطقه ای يكسويه می نگرند همواره دچار خطا می گردند. در همين راستا اشاره ای به تأثير حملات انتحاری بر بدنه سياسی، اجتماعی، اقتصادی و روانی جامعه اسرائيل قابل توجه است. در جريان جنگ اول خليج فارس و در اوج حملات موشكی عراق به اسرائيل ظاهرا تعداد كسانی كه در اثر تخريب ناشی از اصابت موشك های اسكاد عراق كشته شدند از شمار انگشت های يك دست كمتر بود. اما دهها اسرائيلی در اثر ترس از مرگ و وحشت از حملات موشكی عراق جان دادند. می گويند يهودی ها از جرأت و شهامت بهره چندانی ندارند و ترس بر روان فردی و اجتماعی آنان زود مستولی می گردد. تأثير حملات انتحاری فلسطينی ها بر بدنه جامعه اسرائيل كمتر از حملات نظامی اسرائيل بر شهرهای فلسطينی نبوده است. مقايسه آماری كشته شدگان فلسطينی و اسرائيلی در اثر حملات نظامی و نيز انفجار حملات انتحاری امكان پذير نيست. زيرا فلسطينيان همواره متحمل تلفات بسيار بسيار بيشتری شده اند. اما حملات انتحاری فلسطينی ها بارها محله های تجاری و پرتردد تل آويو و بيت المقدس را به شهر ارواح مبدل ساخته است. در اوج حملات ادواری انتحاری، تجارتخانه ها تعطيل، هتل ها خالی و مراكز تفريحی و توريستی اسرائيل كه در اروپا طرفداران زيادی داردبا ورشكستگی كامل مواجه بوده اند. بارها مقام های امنيتی اسرائيل برای عادی نگه داشتن اوضاع شهرهايی كه يهوديان ساكن آن از وحشت قالب تهی كرده اند دچار مشكل گرديدند. هرچند كه با تأكيد بر حملات انتقام جويانه ارتش اسرائيل همواره سعی داشته است سياست مشت آهنين خويش را بر حريف يادآوری كند، التيام روان شهروندان اسرائيلی وحشت زده از حملات انتحاری نيز همواره دشوار بوده است.

دستاوردهای صلح

ده سال از امضای توافقنامه اسلو می گذرد. بر اساس اين توافقنامه فلسطينی ها جای پايی در سرزمين مادری خود يافتند و دولت خودمختاری را به رياست رهبر افسانه ای خود تشكيل دادند. تا پيش از مذاكرات مادريد و امضای توافقنامه اسلو، عرفات و ديگر كادرهای ارشد فتح در تونس و در ديگر كشورهای شمال آفريقا و خاورميانه به صورت مخفی زندگی می كردند. اولين توافق های فلسطينی ها و اسرائيل بعد از حدود نيم قرن تشكيل دولتی نيم بند را برای فلسطينی هايی به ارمغان آورد كه در سراسر خاورميانه و جهان پراكنده شده بودند. تا قبل از تشكيل دولت خودمختار، كليه رهبران فلسطينی به همان ميزان كه در انديشه حل معضلات جنبش فلسطين بودند درگير ملاحظات امنيتی و پنهان ماندن از چشم بريگاردهای شكار موساد بودند. با تشكيل دولت خودمختار كليه رهبران فلسطينی از سايه و مخفی گاه به درآمده و درگير هدايت علنی مبارزات فلسطينی ها در چارچوب های قانونی تعريف شده گرديدند. امروزه فلسطينی ها با فشار سياسی، اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی مواجهند اما در مقابله با رژيمی كه دستگاه عريض و طويل سياست خارجی آمريكا و پنتاگون از آن حمايت می كند و در مقايسه با ده سال قبل از امكانات بسيار قابل توجه تری برخوردارند. سهم امروز فلسطينی ها از اراضی اشغالی جز جای پايی از سرزمين مادری نيست، اما در فشار آوردن بر دولت اسرائيل از ابزار، ادوات، امكانات و ارتباطات بسيار بيشتری برخوردار شده اند و همين منطق، كارايی مذاكره را بر منطق طرد مذاكره به اثبات می رساند.

با مطالعه ابزاری كه فلسطينی ها برای فشار بر اسرائيل به آن دست يافته اند تاريخ مبارزات فلسطينی ها را به سه دوره متمايز می توان تقسيم كرد. در اولين دور از مبارزات، فلسطينی ها با اتخاذ شيوه ای كه بعدها به جنگ سايه ها شهرت يافت برای حدود دو دهه اقدام به ترور مقام های ارشد اسرائيل، هواپيماربايی و بحران سازی برای رژيم اسرائيل كردند. اوج اين مرحله عمليات المپيك مونيخ بود كه با هدف شناساندن سركوب فلسطينی ها به جهانيان انجام گرفت. دستاورد اولين مرحله از مبارزات فلسطينی ها شناساندن بحران فلسطين به عنوان بحران جهانی و معرفی رژيم مظلوم نمای اسرائيل به عنوان رژيمی غاصب سركوبگر، نظامی و تروريست بود. دومين مرحله از مبارزات كه ساليانی پس از پيروزی انقلاب ايران آغاز شد، جنبش انتفاضه و ناآرامی اجتماعی در شهرهايی بود كه فلسطينی ها امكان درگيری مستقيم اما محدود با نيروهای نظامی اسرائيل را داشتند. پياده نظام جنبش انتفاضه كودكان و نوجوانان فلسطينی و ابزار و ادوات آن سنگ و كلوخ هايی بود كه با فلاخن صورت سربازان اسرائيلی و نفربرهای آنان را هدف قرار می داد. جمعيت فلسطينيان شهرهای غزه، نابلس، رام الله، ناصره، طولكرم و حتی بيت المقدس با تلفات قابل توجهی طی ده سال اول انتفاضه مواجه شدند ولی موفق شدند به جهانيان و اسرائيل و نيز دولت آمريكا اين نكته را بفهمانند كه با سكوت نمی توان بحران اراضی اشغالی و آوارگان فلسطينی و ادعای مسلمانان بر بيت المقدس را حل كرد. جنبش خودجوش، مردمی و كم هزينه انتفاضه گام به گام دولت های اسرائيل را با بحرانی مواجه ساخت كه هيچ گاه تصوری از عمق آن نداشتند.

نظاميان اسرائيلی هيچ گاه در معادلات و محاسبات خود برای نوجوانان فلسطينی كه به چند عدد سنگ مسلح شده بودند حسابی باز نمی كردند. اما ادامه ده ساله درگيری های آرامی كه در هيچ روزی با تعطيلی مواجه نمی شد و برگزاری اعتصاباتی كه به حمايت از جوانان فلسطينی در شهرهای اراضی اشغالی برگزار می گرديد به تدريج فاكتورهای قابل معامله ای را در عالی ترين سطوح تماس فلسطينی ها و دولت اسرائيل پديد آورد. رهبران فلسطينی بدون پرداخت هزينه ای سنگين با درگير كردن نوجوانان و كودكان فلسطينی با نظاميان اسرائيل ابزاری را برای چانه زنی و گرفتن امتياز از طرف مقابل به دست آورند. دولت اسرائيل نيز همواره مجبور بود ادامه يا توقف انتفاضه را به عنوان وزنه و فشاری مردمی از سوی فلسطينی ها مورد شناسايی قرار دهد. رهبران فلسطينی در جريان مذاكرات خود با اسرائيل از جريان انتفاضه مردمی بيشترين بهره را برده اند. توسل به حملات انتحاری جديدترين و آخرين مدل از حملات سازماندهی شده فلسطينی ها است كه در كنار ادامه انتفاضه عليه اسرائيل سازماندهی شده است. توسل به انتفاضه و حملات انتحاری درواقع بهره برداری فلسطينی ها از امتياز و برتری جمعيتی آنان در مقايسه با يهوديان اسرائيل است. بسياری از تحليلگران كارايی آخرين موج از حملات فلسطينی ها عليه اسرائيل، يعنی حملات انتحاری را در منطق نظامی معادل كاربرد مشت نظامی اسرائيل عليه فلسطينی ها می دانند. به عبارت ديگر، با مطالعه عكس العمل يك عمل می توان به قدرت عمل اوليه واقف گرديد. بعد از هر حمله انتحاری ارتش اسرائيل هجوم به يك شهر يا يك منطقه فلسطينی را آغاز می كند. شدت حمله انتحاری و ميزان تلفات وارد شده به اسرائيلی ها همواره رابطه مستقيمی با شدت حملات انتقام جويانه اسرائيل داشته و دارد.

بسياری با توسل به منطق اخلاقی، تاكيد فلسطينی ها بر حملات انتحاری را مورد سوال قرار می دهند، غافل از اينكه وقتی ملتی كليه ابزار اعتراض را از دست داد و در آستانه سقوط از هستی قرار گرفت كسی نمی تواند حق مردن و ميراندن دشمنان را از آنان سلب كند. امروزه جوانان فلسطينی با انفجار بدن و مرگ خود، طعم جاری در محله های فلسطين يعنی طعم مرگ را به ساكنان محله های تجاری و پرتردد اسرائيلی می چشانند، و بر اين منطق اصرار می ورزند كه: حيات فلسطينی ها تحت فشار نظاميان ارتش اسرائيل و بدون امكانات بهداشتی، آموزشی، رفاهی، درمانی و بدون اميد به فردا، با مرگ تفاوت چندانی ندارد. در هرحال، هرچند كه رسانه های آمريكايی و نيز اسرائيل حملات انتحاری فلسطينی ها را تروريسم می نامند، بسياری از فلسطينی تبارها ـ هرچند نه همه آنان ـ به خصوص فقيرترين اقشار فلسطينی، انجام حملات انتحاری را تنها راه ابراز نارضايتی خود می دانند. با وجودی كه جمع قابل توجهی از رهبران كاركشته فلسطينی انجام حملات انتحاری را مغاير با اصول آزاديبخش جنبش فلسطين می دانند، ادامه آن در آستانه مطرح شدن طرح صلح جديد، ابزاری را برای چانه زنی در پشت ميز مذاكره فراهم آورده است. همراه شدن گرايشات بنيادگرايی با جناح هايی كه حملات انتحاری را هدايت می كنند عاملی است كه نگرانی شاخه های لائيك فلسطينی را موجب گرديده است. ادامه و كيفيت انجام اين عمليات بحث هماهنگی احتمالی شاخه های سياسی و نظامی فلسطينی را مطرح می سازد. هرچند در ظاهر ارتباط چندانی بين رهبران سياسی تكنوكرات و نيز اداره كنندگان ايدئولوژيك حماس و گردان های الاقصی وجود ندارد به نظر می رسد احتمالا در عالی ترين سطح، رهبران سياسی و نظامی اعم از لائيك و مذهبی مانور خود را با يكديگر هماهنگ می سازند. به رغم افتراق ظاهری شاخه های سياسی و نظامی فعال فلسطينی و همچنين به رغم دوگانگی كسانی كه در چارچوب دولت خودمختار و در خارج از چارچوب دولت رسمی فعاليت می كنند، فلسطينی ها در عالی ترين سطح، ديپلماسی خود را هماهنگ می نمايند. اسرائيلی ها نيز معتقدند كه شاخه نظامی حماس كه حملات انتحاری را سازمان می دهد و جناح سياسی فتح دو بازوی يك جريان فشار هستند كه متناسب با شرايط مختلف به نوبت مذاكره می كنند. يكی در پشت ميز، و ديگری در خيابان های تل آويو و بيت المقدس.

با وجود اين يك معضل جدی كل موجوديت فلسطينی ها را در معرض خطر قرار داده است. درصورتی كه هرگونه اخلالی در هماهنگی بين شاخه های سياسی و نظامی فعال فلسطينی ها در ميانه اعلام طرح جديد صلح خاورميانه بروز كند، هويت و حيثيت جنبش فلسطين با خدشه ای جبران ناپذير مواجه می گردد. اگر شاخه های نظامی كه حملات انتحاری را تدارك می بينند متناسب با تعهدات هيأت فلسطينی در جريان مذاكرات عمل نكنند بی ترديد شكافی جبران ناپذير در بدنه جنبش فلسطين بروز می كند كه می تواند منجر به يك جنگ داخلی در ميان فلسطينی های مبارز گردد. امروزه ياسر عرفات به عنوان سمبل مبارزات ملت فلسطين با اقدام موفق آمريكايی ها و اصرار اسرائيل از روند مذاكرات حذف شد و تا كابينه ای موافق با نظر آمريكايی ها تشكيل نگرديد، مفاد طرح صلح خاورميانه اعلام نشد. دوشنبه گذشته شارون در مصاحبه با هاآرتص اعلام كرد وقتی پيش شرط ما مبنی بر توقف حملات انجام شد دولت اسرائيل برداشتن چند گام دردناك را متقبل خواهد شد. ابومازن نيز به فشار دولت آمريكا بر اسرائيل برای توقف حملات نظامی حسابی جدی باز كرده است. آغاز عملی طرح صلح جديد خاورميانه با سه پيش شرط از سوی سه طرف آمريكايی، فلسطينی و اسرائيلی آغاز شده است. بی ترديد طرف آمريكايی و اسرائيلی در انجام هرگونه اقدامی از يكديگر حمايت خواهند كرد و هماهنگ خواهند بود. اگر چنين هماهنگی ای بين جناح های فلسطينی دولتی و غيردولتی، بنيادگرا و لائيك صورت نپذيرد احتمالا ديگر هيچ يك از رؤسای جمهور آمريكا شانس خود را برای پياده كردن يك طرح صلح در منطقه خاورميانه امتحان نخواهد كرد.


حسين رضوی: نظريه «خروج از حاكميت» هر دم در ميان حكومتگران اصلاح طلب طرفداران بيشتری پيدا می كند. اين روزها در محافل پارلمانی بيش از هر چيز، بحث «استعفا» و «كناره گيری از پارلمان» مطرح است. نمايندگانی كه اين ايده را مطرح می كنند، آشكارا از نارضايتی خود نسبت به ناكامی اقدامات اصلاح طلبانه شان در سه سال اخير سخن می گويند و بر اين موضوع پای می فشارند كه برای گريز از «انسداد قانونگذاری» كنونی و موانع مختلف شكل گرفته در راه دوره ششم پارلمان، راهی جز استعفا نمانده است. اين دسته از نمايندگان هرچند خود از طراحان مصوبه «چگونگی برگزاری همه پرسی» هستند، اما تقريبا اطمينان دارند كه شورای نگبهان با ايستادگی درمقابل اين مصوبه مانع تأييد آن می شود و يا چنان تغييراتی در آن به وجود خواهد آمد كه امكان برپايی رفراندوم با اهداف اصلاح طلبانه از ميان می رود. اين ديدگاه از اواخر هفته گذشته و با رد شدن دومين لايحه مهم خاتمی از سوی شورای نگهبان تقويت شده است. چرا كه تصويب لوايح اختيارات رياست جمهوری و اصلاح قانون انتخابات از زمان مطرح شدن توسط شخص رئيس جمهوری در اواخر تابستان سال گذشته به عنوان برنامه محوری اصلاح طلبان درون حاكميت شناخته شدن و به عبارتی، «سرنوشت اصلاحات» با آن گره خورده است.

اين اهميت به دنبال نتايج غيرمترقبه انتخابات شوراها در اسفندماه گذشته افزايش يافت. چرا كه حضور بسيار كمرنگ شهروندان در انتخابات كه منجر به خالی ماندن صندوق های رأی اصلاح طلبان شد، اين پرسش را در نزد بسياری از فعالان راديكال و جريان اصلاح طلب به وجود آورد كه «آيا حضور ما در حاكميت، دارای مشروعيت كافی هست يا نه؟» اين پرسش، اگر برای جريانی ديگر كه در ساختار سياسی حضور دارد، چندان با اهميت نيست اما قاعدتا برای اصلاح طلبان كه فعاليت سياسی خود طی شش سال گذشته را با تكيه بر پيروزی های پياپی انتخاباتی خود سامان می دادند، قابل طرح است. اين سخن «محمدرضا خاتمی» دبير كل جبهه مشاركت در جريان مناظره مكتوب سال گذشته خود با «حبيب الله عسگراولادی» همتای مؤتلفه ای او، هنوز از يادها نرفته كه «ما می گوييم رأی مردم، رفراندوم و صندوق رأی راه شناخت نظر اصلی شهروندان است، شما چه می گوييد؟» با شكست انتخاباتی در 9 اسفند، اصلاح طلبان از پايگاه مردمی كه در مجادلات سياسی بر آن تكيه می كردند، محروم شدند و در نتيجه، اندك بضاعت خود برای منازعه طاقت فرسای قدرت را از دست دادند. با اين حال، طيف تأثيرگذار و دارای هژمونی در جبهه دوم خرداد معتقد بود كه امكان بازگشت شهروندان نااميد به پای صندوق های رأی وجود دارد. آنها اميدواری خود را مشروط به دو ضابطه می كردند. اول، بروز نشانه هايی از عقلانيت در ميان جريان مخالف اصلاحات در جهت گشودن فضای سياسی و فرهنگی، و دوم، سازماندهی تازه در جبهه دوم خرداد برای واقف كردن شهروندان به صورت حضور در عرصه انتخابات.

البته در ميان اين دو ضابطه، مورد اول دارای اولويت بود. چرا كه اگر نشانه ای از سوی مخالفان مبنی بر تحول در فضای پيشين به افكار عمومی ارائه نمی شد، هرگونه تلاشی برای واقف كردن شهروندان برای پيگيری مطالبات خود از طريق صندوق های رأی بی نتيجه می ماند. رد لوايح خاتمی به عنوان «كف مطالبات» جبهه دوم خرداد به طور طبيعی باعث می شد تا اين جريان سياسی از تداوم وضع موجود كناره گيری كند و به قول طيفی از اصلاح طلبان راديكال، نتيجه «آزمون فيصله بخش» را منفی اعلام كند. اما در اين ميان، موضوعی تازه اتفاق افتاد و آن شكل گيری صف بندی تازه و تفرقه درون جبهه دوم خرداد بر سر اتخاذ موضع در قبال رد لوايح دوگانه خاتمی بود. در اين صف آرايی درون جبهه ای، جريان راديكال به رهبری جبهه مشاركت معتقد به استفاده از ابزارهای «همه پرسی» يا «استعفای دسته جمعی» است. اما در مقابل، بلوك تازه ای شكل گرفته كه با هدايت سران مجمع روحانيون مبارز، از بروز هرگونه راهكار راديكال در شرايط كنونی مخالفت می كند. نماد بارز اين رويارويی هفته گذشته هنگامی رخ داد كه فراكسيون مشاركت خبر از تشكيل جلسه ای داد كه در آن از اعضای ديگر فراكسيون های عضو جبهه دوم خرداد در مجلس نيز دعوت شده بود. هدف از اين جلسه، تصميم گيری در مورد گزينه های مقابله با رد لوايح بود. به گفته يك عضو ارشد فراكسيون مشاركت، قبل از اين جلسه اكثريت نمايندگان در نظرسنجی انجام شده حمايت خود را از گزينه های «همه پرسی» و «استعفا» اعلام داشته بودند. با اين حال، اين جلسه قبل از آنكه رسميت پيدا كند، پايان يافت.

آن طور كه خبرنگار پارلمانی «همشهری» گزارش داده، اعضای هيأت رئيسه فراكسيون دوم خرداد كه از اعضای مجمع روحانيون هستند، مانع تشكيل اين جلسه شده اند. «علی اكبر محتشمی پور» و «محمدعلی رحمانی خليلی» رئيس و نايب رئيس فراكسيون دوم خرداد از اعضای مجمع روحانيون هستند. آنها تشكيل فراكسيون مشاركت و دعوت از اعضای ساير فراكسيون ها برای حضور در جلسه خود را «دور زدن هيأت رئيسه فراكسيون دوم خرداد» دانسته اند و به سران فراكسيون مشاركت اعتراض كردند. هر چند اين جلسه بعدا در محل حزب مشاركت تشكيل شد اما منابع آگاه در پارلمان می گويند كه بحث دور زدن هيأت رئيسه دوم خرداد يا مطالبی از اين قبيل، مباحث غيراصلی است. به اعتقاد اين ناظران، نكته اصلی در موضع گيری نمايندگان عضو روحانيون مبارز عليه جلسه فراكسيون مشاركت آن است كه مجمع روحانيون نمی خواهد تصميمی براساس رأی نمايندگان مجلس در مورد رفراندوم يا استعفا اتخاذ شود. تحليل ناظران آن است كه روحانيون مبارز كه به دلايل خاص خود، با اقدام راديكال در برابر ديگر نهادهای حاكميت مخالف هستند، اين هدف را دنبال می كنند كه با جلوگيری از دستيابی اصلاح طلبان حاضر در مجلس و دولت به يك تصميم مشخص، همچنان با استفاده از جايگاه «پدرانه» خود در ميان اصلاح طلبان، راهكارهايی چون «رايزنی» و «لابی های پنهان» را ادامه دهند تا هم سهم خود در كسب امتيازات احتمالی را محفوظ نگاه دارند و هم از پرداخت هزينه های انجام اقدامات راديكال معاف بمانند. گفته می شود عدم تشكيل مجمع عمومی فراكسيون دوم خرداد و نيز كنگره جبهه دوم خرداد نيز به دليل مخالفت مجمع روحانيون مبارز و براساس همين برنامه صورت می گيرد. اخبار ديگری كه هفته گذشته در محافل پارلمانی منتشرشد، اين تحليل را تقويت می كند. مهم ترين خبر به جلسه ای مربوط می شد كه در آن سران فراكسيون مشاركت مجلس با «مهدی كروبی» ديدار داشته اند. بنا به اطلاعاتی كه خبرنگار «همشهری» به دست آورده، اين جلسه هفته گذشته و در پی جدی شدن بحث استعفای نمايندگان تشكيل شده است. طبق اين خبر، كروبی در اين جلسه، استعفا را اقدامی بی فايده برای اصلاح طلبان دانسته و پيش بينی كرده كه حداكثر بيست تا سی نفر از نمايندگان حاضر به استعفا می شوند كه اين تعداد، اثری به حد نصاب مجلس نخواهد داشت و آن را از رسميت نمی اندازد. او گفته كه خودش استعفا را قبول ندارد و تا پايان دوره مجلس ششم در سمت خود باقی خواهد ماند اما ديگر كانديدای مجلس هفتم نخواهد شد.

اين در حالی است كه سران فراكسيون مشاركت اعلام كرده اند كه تعداد نمايندگان طرفدار استعفا، براساس نظرسنجی انجام شده بيش از اين تعداد است. ضمن آن كه حتی اگر تعداد نمايندگان مستعفی اندك باشد، برای اصلاح طلبان در شرايط كنونی گزينه ای ديگر نمانده است. اين در حالی است كه گفته می شود روحانيون مبارز و طيف های نزديك به آن در مجلس، در نظر دارند كه از پذيرش استعفای احتمالی نمايندگان در هيأت رئيسه خودداری كنند و يا با رايزنی مانع از تحقق آن به شكلی وسيع شوند. در اين شرايط، خبری كه در شماره جمعه روزنامه «همشهری» درج شد و در آن به مخالفت «محمد موسوی خوئينی ها» از اعضای محوری مجمع روحانيون مبارز با استعفای خاتمی و نمايندگان اشاره شده بود، نشان داد كه سران جبهه مشاركت حتی نزديك ترين اعضای روحانيون مبارز به خود را در موضوع استعفا، همگام خويش نمی بينند. اين در حالی است كه موسوی خوئينی ها خود مدت ها از حضور در جلسات مجمع تشخيص مصلحت در دوره قبل خودداری كرد و آن طور كه محافل سياسی می گفتند دليل اين امر را مخالفت با تصميم های اتخاذ شده در اين نهاد و روند حاكم بر آن اعلام كرده بود. نكته ديگر آنكه موسوی خوئينی ها، در جايگاه «پدر معنوی» سران جبهه مشاركت قرار دارد. او هم در روزنامه «سلام» و هم در جريان تسخير سفارت آمريكا در سال ،58 هدايت چپ های جوان را برعهده داشت. با اين حال، او هم در جلسه ای كه اخيرا با حضور خاتمی داشته، مخالفت خود را با گزينه استعفا اعلام داشته و هم سال گذشته، هنگامی كه «عباس عبدی» سردبير روزنامه توقيف شده اش، اميد «خروج از حاكميت» را اعلام كرد. البته تحليل موسوی خوئينی ها با ديگر اعضای مجمع روحانيون به ويژه كروبی كه طرفدار «رايزنی» هستند، متفاوت است. او اعتقاد دارد كه استعفا اهداف اصلاح طلبان را برآورده نمی كند. بنا به تحليل موسوی خوئينی ها، پيامد استعفای خاتمی و نمايندگان مجلس از چند حالت خارج نيست: «يا اين استعفا چنان گسترده است كه به تعطيلی قوای مقننه و مجريه می انجامد و مردم نيز واكنش نشان داده و شورش می كنند، كه در اين حالت، نه تنها مخالفان اصلاحات كه اصلاح طلبان نيز از پيامدهای شورش مردم در امان نمی مانند. دومين احتمال آن است كه با استعفا، اتفاقی روی نمی دهد و تنها حاصل آن اين است كه اصلاح طلبان تريبون های انتقادی و بخشی از ابزار فعاليت سياسی خود در دولت و مجلس را از دست می دهند.»

يك منبع آگاه به خبرنگار «همشهری» گفته: «اين درست، همان موضعی است كه موسوی خوئينی ها سال گذشته و در پی طرح ايده «خروج از حاكميت» در جلسات خصوصی مطرح كرده بود.» اين منبع می افزايد: «آن زمان عبدی با اطلاع يافتن از موضع موسوی خوئينی ها، تأكيد كرد كه احتمالا ايشان متوجه هدف اصلی اين ايده نشده است. به گفته وی، هدف از استعفا و خروج از حاكميت، برهم زدن نظم عمومی يا فراخواندن مردم به شورش و اغتشاش نيست. بلكه هدف آن است كه چون اصلاح طلبان نمی توانند برنامه ها و شعارهای خود را از طريق حضور در حاكميت اجرا كنند، از حاكميت خارج می شوند تا جريان مقابل به تنهايی و با در اختيار داشتن كل قدرت پاسخگوی خواست مردم باشد. اگر توانستند كه مقصود اصلاح طلبان نيز برآورده می شود و اگر نتوانستند، احتمال دارد كه در راه فعلی خود تجديدنظر كنند.» به نظر می رسد، در حالی كه آرام آرام به سالگرد انتشار يادداشت بحث انگيز مزبور عبدی نزديك می شويم، احتمال تحقق اين ايده به تدريج قوی تر می شود. هرچند كه نشانه های روشنی از ترديدها، موانع و اختلافات در اين زمينه وجود دارد. مشكلاتی كه بخش عمده آن، به هزينه های اجرای چنين ايده ای بازمی گردد...


غلامرضا رضايی نصير: سلاح های كشتارجمعی عراق را يادتان هست؟ درست است كه اكنون مثل ستارگان تازه سال هاليوودی كه پير شده باشند بر سر زبان ها افتاده اند، اما همين چند ماه پيش همه جا صحبت از آنها بود. به مدت چند ماه، قبل از شروع جنگ با عراق رسانه های آمريكايی يا طرفدار آمريكا آنقدر از سياه زخم و گاز سارين و گاز اعصاب و گاز خردل و ريزين و. . . داد سخن داده و خطر آنها را برای جامعه بشری گوشزد كرده بودند كه اگر بازنشسته های آمريكايی هم به نيمكت نشينی در پارك ها عادت داشتند، مطمئنا موضوع صحبت آنها هم سلاح های كشتارجمعی عراق بود. با اين همه، با گذشت بيش از يك ماه و نيم از جنگ هيچ اثری از سلاح های كشتارجمعی در عراق پيدا نشده است. صد البته جست وجو همچنان ادامه دارد و قرار است آمريكا گروه جديدی متشكل از 1000 كارشناس، از جمله بازرسان تسليحاتی سازمان ملل و نيروهای اطلاعاتی را به منطقه اعزام دارد كه مجهز به انواع و اقسام كامپيوترها و تجهيزات برای تحليل اطلاعات، بازجويی از مقامات دستگير شده عراقی و جست وجو در مكان های مشكوك خواهند بود. اين گروه جديد كار را از گروه 200 نفره ای كه تاكنون اين وظيفه را انجام می داده اند، تحويل خواهد گرفت. اما مقامات آمريكايی از هم اكنون می گويند استقرار نيروهای جديد و نصب و راه اندازی تجهيزات حداقل دو ماه طول می كشد.

لورن تامپسون از موسسه لگزينتون در واشنگتن می گويد: «بايد صبر داشت. بازرسان تسليحاتی سازمان ملل ده، دوازده سال در عراق مشغول جست وجو بودند اما نتوانسته اند همه آنچه را به دنبالش بودند، بيابند. من شك ندارم كه سرانجام سلاح های كشتارجمعی عراق پيدا خواهد شد اما نكته مهم اين است كه رژيمی كه ممكن بود آنها را عليه ما به كار گيرد از بين رفته است. » تونی بلر، نخست وزير انگلستان نيز در مجلس عوام، در پاسخ به نماينده ای كه از وی می پرسد اگر سلاح های شيميايی، ميكروبی و هسته ای در عراق پيدا نشود آيا او از مقام خود استعفا خواهد داد، می گويد: «كسانی كه معتقدند صدام حسين سلاح های كشتارجمعی نداشته است پس از پيدا شدن آنها در عراق مجبور خواهند شد حرف خود را پس بگيرند.» جك استراو، وزير خارجه انگلستان نيز چنين استدلال می كند: «ما می دانيم كه به مدت شش ماه قبل از بازگشت بازرسان تسليحاتی سازمان ملل به عراق، صدام به طور سيستماتيك به پنهان كردن سلاح های خود مشغول بوده است. بنابراين نبايد زياد تعجب كرد كه هنوز نشانی از اين سلاح ها يافت نشده است. » وی می افزايد: سرهم كردن يك تصوير دقيق از برنامه های تسليحاتی صدام وقت خواهد گرفت، زيرا برای اين كار بايد از دانشمندان و كارشناسانی كه روی اين برنامه ها كار كرده اند، بازجويی كنيم. فراموش نكنيد كه در فهرستی كه سازمان ملل از اين كارشناسان تهيه كرده است، نام پنج هزار نفر وجود دارد. از سوی ديگر سروان بابی جكسون، افسر يگان شيميايی تيپ دوم لشكر چهارم پياده آمريكا عنوان می كند كه يافتن سلاح های NBC (هسته ای، ميكروبی، شيميايی) در حال حاضر اولويت نيروهای آمريكايی نيست و مسئله مهم برای آنها حفاظت از نيروها و استقرار امنيت در عراق است. وی می گويد: «وقتی مطمئن شديم كه ديگر مقاومتی وجود ندارد، عمليات جست وجو برای سلاح های ممنوعه را شدت خواهيم بخشيد. »

در اين ميان بوش همچنان اصرار دارد كه سلاح های كشتارجمعی را خواهد يافت، فقط دير يا زود دارد. كالين پاول، وزير خارجه آمريكا نيز می گويد: «من كاملا مطمئن هستم كه سلاح های كشتارجمعی در عراق وجود دارد و به زودی شواهد آن پيدا خواهد شد. »عده ای ديگر نيز عنوان می كنند كه صدام سلاح های كشتارجمعی اش را نابود كرده يا به جای ديگری انتقال داده است. روزنامه نيويورك تايمز در يكی از شماره های اخير خود به نقل از يكی از دانشمندان عراقی (كه صد البته خواسته نامش فاش نشود) ادعا می كند كه صدام چند روز پيش از آغاز جنگ سلاح های شيميايی و جنگ افزار ميكروبی خود را نابود كرده است. اين دانشمند به گفته نيويورك تايمز نيروهای آمريكايی را به ساختمان های متروكه ای كه ادعا می كند محل انجام برنامه های تسليحاتی غيرقانونی عراق بوده است، رهنمون ساخته است. وی همچنين ادعا كرده است كه از اواسط دهه ،1990 عراق به طور مخفيانه تكنولوژی و سلاح های غيرمتعارف خود را به سوريه منتقل ساخته است. اما جالب تر از همه گروهی هستند كه اساسا لزوم يافتن سلاح های كشتارجمعی را منتفی می دانند. توماس فريدمن كه در يكی از يادداشت های اخير خود بغداد را نوزاد تازه متولد شده آمريكا و عراق را پنجاه و يكمين ايالت 23 ميليون نفری اين كشور می نامد لزومی به يافتن سلاح های كشتارجمعی برای توجيه حمله آمريكا به عراق نمی بيند. وی با اشاره به تصويری از جمجمه ای يافت شده در يك گور دسته جمعی عراق كه در صفحه اول نيويورك تايمز به چاپ رسيده است و زير آن مقاله ای در مورد قول بوش مبنی بريافتن سلاح های كشتارجمعی عراق وجود دارد، می نويسد: «اين جمجمه و هزاران جمجمه ديگر كه زين پس از زير خاك بيرون كشيده خواهد شد برای توجيه جنگ با عراق كافی است و بوش برای پيدا نشدن سلاح های شيميايی، ميكروبی يا هسته ای هيچ توضيحی به جهان بدهكار نيست (حتی اگر معلوم شود كاخ سفيد در مورد سلاح های كشتارجمعی عراق مبالغه كرده است. ) روشن است كه با پايان استبداد صدام، يكی از ويرانگرترين ماشين های نابودی جمعی از بين رفته است. »

اما مگر نه اين است كه بهانه اصلی حمله آمريكا به عراق وجود سلاح های كشتارجمعی در اين كشور بود. مگر مقامات آمريكا نبودند كه پيش از جنگ با كمال اطمينان از وجود اين گونه سلاح ها در عراق سخن می گفتند. در جلسه ای كه كالين پاول برای متقاعد ساختن اعضای شورای امنيت به صدور قطعنامه عليه عراق و مشروعيت بين المللی بخشيدن به جنگ با اين كشور به سازمان ملل رفته بود، با ارائه مدارك مختلف شامل اسناد اطلاعاتی و تصاوير ماهواره های حتی ادعا كرد كه نيروهای اطلاعاتی آمريكا جای تسليحات و تأسيسات توليد و ذخيره سلاح های شيميايی و ميكروبی را مشخص كرده اند. يكی از كهنه كاران سيا می گويد: پيدا نكردن سلاح های كشتارجمعی عراق هم به لحاظ سياسی و هم به لحاظ اطلاعاتی رسوايی بزرگی برای آمريكا محسوب می شود. به همين دليل است كه مقامات آمريكايی مثل شعبده بازان مسخره ای كه هر بار چيز تازه ای از كلاه خود درمی آورند و هر بار هم چيزی نيست كه وعده اش را داده اند، هر از گاهی خبر از كشف مهمی در رابطه با سلاح های كشتارجمعی می دهند؛ اينكه بعدا معلوم شود كارخانه سلاح های شيميايی كه كشف كرده اند چيزی جز كارخانه آرد نبوده است، چندان مهم نيست. اما گرفتاری های آمريكا با پيدا كردن كم يا زياد سلاح های غيرمتعارف هم حل نمی شود. بازرسان تسليحاتی سازمان ملل از هم اكنون تصريح كرده اند هر سلاحی كه پيدا شود بايد توسط آنان مورد آزمايش قرار گيرد تا واقعی بودن آن مشخص گردد. طبيعی است اكنون كه آمريكا عراق را تحت تسلط خود دارد می تواند دست به صحنه سازی زده و مقداری سلاح های غيرمتعارف را در گوشه و كنار اين كشور جاسازی كند. نكته بسيار مهم و قابل توجهی كه در اين ميان وجود دارد، اين است كه عراقی ها برای دفاع از خود در برابر تجاوز نيروهای آمريكايی و انگليسی از سلاح های شيميايی يا ميكروبی استفاده نكردند. آيا آنها را برای شرايطی بدتر از سقوط حكومت خود نگه داشته بودند. از آن گذشته وقتی اين سلاح ها در خاك عراق نتوانستند تهديدی عليه نيروهای مهاجم آمريكايی باشند، چطور ممكن بود تهديدی عليه كشور و مردم ايالات متحده محسوب گردند. اينها سوالاتی است كه ذهن هر متفكری را به خود مشغول می سازد.


تازه ترين گزارش ها حاكی از آن است كه گروه تروريستی رجوی و سلطنت طلبان ايرانی تنها گروه های اپوزيسيون خارج از كشور هستند كه با هدف دستيابی به مقاصد سياسی خود در ايران، تكاپويی را آغاز كرده و به فعاليت های خود شدت بخشيده اند تا گمانه ها در خصوص اعمال فشار آمريكا به ايران و راه اندازی بحرانی ديگر، تحقق يابد. اين اتفاق تا حدودی قابل پيش بينی بود. چنان كه در اوايل ماه آوريل، نيروهای آمريكايی اردوگاه های گروه رجوی را بمباران كردند اما سه هفته قبل در ميان نگرانی های فزاينده پيرامون اعمال نفوذ ايران بر شيعيان عراق، آمريكا با اين گروه قرارداد آتش بس امضا كرد. در حالی كه فرماندهی مركزی آمريكا طی اين آتش بس به اين گروه اجازه داده است كه بسياری از سلاح ها و اردوگاه های خود را حفظ كنند، اما به نوشته روزنامه «واشنگتن پست»، دولت جورج دبليو بوش رئيس جمهور آمريكا تصميم گرفته است كه موضوع تسليم اعضای اين گروه در عراق را با جديت دنبال كند و به اين ترتيب سرنوشت اين گروه مخالف جمهوری اسلامی با اين كشمكش ها رقم خواهد خورد. به نوشته روزنامه واشنگتن پست، «برخی از مقام های وزارت امور خارجه آمريكا به گرم شدن روابط با ايران اشتياق نشان می دهند اما پنتاگون و ساير مقام های دولت آمريكا معتقدند دولت در ايران در داخل با فشارهای ناشی از نارضايتی عمومی روبه روست.» برخی مقام های پنتاگون اشاره كرده اند كه رجوی و گروهك او می تواند به عنوان يك نيروی فشار عليه نيروهايی «كه از مرز وارد جنوب عراق شده اند» به كار گرفته شود؛ يا حداقل وجود آن باعث نگرانی و اضطراب دولت ايران نسبت به نيات آمريكا در منطقه خواهد بود.

اين روزنامه می نويسد: «در مقابل، مقام های وزارت خارجه آمريكا معتقدند كه موافقت نامه آتش بس در ماه گذشته با سازمان رجوی، ناقض توافق های صورت گرفته با ايران پيش از جنگ داير بر خلع سلاح اين گروه بود.» بنا به اين گزارش، در ديداری ميان دوطرف آمريكايی و ايرانی در ماه ژانويه و همچنين پيام رسانی های متعاقب آن از طريق ديپلمات های سفارت بريتانيا در تهران، آمريكا اشاره كرده بود كه در مقابل همكاری ايران برای مراقبت از مرزها و ياری رساندن به ماموريت نجات خلبانان هواپيماهای ساقط شده آمريكايی، سازمان مجاهدين خلق (منافقين) را هدف خواهد گرفت. اين روزنامه نوشت كه نگرانی های فزاينده درباره اعمال نفوذ ايران در عراق پس از صدام، برخی از مقام های دولت بوش را قانع كرد كه لازم است موضع سخت تری در قبال ايران اتخاذ كنند و حتی برخی فشار آوردند تا از گروه رجوی به عنوان يك نيروی فشار استفاده شود. واشنگتن پست نوشت كه «در پی موفقيت نظامی آمريكا در عراق، مقام های وزارت خارجه آمريكا گفتند كه ايران با ارسال پيام هايی از علاقه خود به بهبود مناسبات خبر داده است.» بنا به اين گزارش ايران آتش بس آمريكا با سازمان مجاهدين(منافقين) را خيانتی نسبت به خود تلقی كرده است. واشنگتن پست نوشت: «اما در تحولی كه می تواند موفقيتی برای وزارت خارجه تلقی شود، مقام های ارشد دولت بوش هفته گذشته به اين نتيجه رسيدند كه آتش بس با سازمان رجوی برای اهداف وسيع تر دولت آمريكا در منطقه و مبارزه با تروريسم مضر است.» بنا به اين گزارش مقام های كاخ سفيد، وزارت دفاع و وزارت خارجه از اظهارنظر درباره اين تصميم كه در طول روزهای پايانی هفته گذشته از طريق يك كانال خاص به دولت ايران منتقل شد، خودداری كرده اند. به نوشته اين روزنامه اظهارات كمال خرازی، وزير خارجه ايران، در روز چهارشنبه در لوگزامبورگ داير بر تمايل ايران برای بهبود روابط احتمالا نشانه خرسندی ايران از اين تصميم بود. كمال خرازی گفته بود: «عموما، ايران خواهان گسترش روابط خود با كليه كشورها حتی آمريكاست.» از سوی ديگر، روزنامه بريتانيايی فايننشال تايمز در گزارشی در شماره روز جمعه (نهم مه) خود نوشته است كه سلطنت طلبان تبعيدی ايرانی در آمريكا در حال ائتلاف با گروه های صاحب نفوذ محافظه كار نو، مقام های پنتاگون (وزارت دفاع) و همچنين لابی اسرائيل در واشنگتن هستند. بنا بر اين گزارش، تحليلگران اظهارنظر می كنند كه حاميان رضا پهلوی، فرزند شاه سابق ايران، از احمد چلبی رهبر كنگره ملی عراق الگو می گيرند كه مورد حمايت چهره های قدرتمند پنتاگون برای رهبری آينده عراق است.

به نوشته اين روزنامه، پهلوی و چلبی در واشنگتن از حاميان مشابهی برخوردارند اما پهلوی در زمينه جلب منابع دولت بوش و نفوذ در سياست آن در قبال ايران هنوز در مراحل ابتدايی است. اين روزنامه به نقل قول از چند تن از تحليلگران موسسه تحقيقاتی آمريكن اينترپرايز پرداخته كه نهادی محافظه كار بوده و اين هفته ميزبان همايشی درباره ايران بوده است. بنا بر اين نقل قول ها، اعضای موسسه اينترپرايز برای حمايت از آرمان پهلوی به دولت فشار می آورند. اين روزنامه همچنين به نقل از يكی از سياستمداران كه نخواسته نامش فاش شود نوشته است: «محافظه كاران نو در واشنگتن به سختی تلاش می كنند گروهی ايرانی را برای مقابله با آنچه در ايران می گذرد به كار گيرند. آنها به تكاپو افتاده اند تا پيش از تمركز كامل جورج بوش بر مسائل اقتصادی و پيش از انتخابات رياست جمهوری سال آينده ايران را در دستور كار او قرار دهند.» به نوشته فايننشال تايمز، محافل داخلی دولت بوش می گويند پهلوی در مقطع فعلی از حمايت دفتر داگلاس فيث، معاون وزير دفاع آمريكا در امور سياستگذاری بهره می برد. بنا بر اين گزارش، فيث با وجود حمايت از رضا پهلوی، اخيرا پيشنهادی داير بر تهيه فهرستی سياه از شركت های غيرآمريكايی كه با ايران معامله می كنند را رد كرده است. هدف از تهيه اين فهرست، منع اين شركت ها از امضای قراردادهايی برای بازسازی عراق بود. اما حتی انتشار خبر چنين طرحی در پنتاگون، شركت های بزرگ آسيايی و اروپايی را به وحشت انداخت. فايننشال تايمز خبر می دهد كه مديران برخی از اين شركت ها در پرتو فرصت های ايجاد شده در عراق و تشديد خطر تجارت با ايران، در حال تجديدنظر در طرح های سرمايه گذاری خود در ايران هستند. قرار گرفتن گروه تروريستی رجوی در جايگاه «ابزار فشار مسلح آمريكا بر ايران» و فعال شدن جريان «سلطنت طلب» برای جلب حمايت جريان جنگ طلب در هيأت حاكمه آمريكا، در حالی صورت می گيرد كه ساير نيروهای اپوزيسيون در داخل و خارج كشور، همچنان بر رويه «تحولات بنيادی» از طريق مردم ايران و به شكل سياسی پای می فشارند. ناظران می گويند كه تضعيف اين طيف از اپوزيسيون به ويژه جريان داخلی و پايبند به قانون اساسی، زمينه ساز تقويت گرايش هايی نظير گروهك رجوی و سلطنت طلبان و نيز طيف جنگ طلب در هيأت حاكمه آمريكا خواهد بود.


داوود محمدی: مصوبه مجلس پيرامون چگونگی عينيت يافتن رفراندوم، اقدامی خاص در كارنامه مجلس ششم است كه با هر دو فرض رد يا تصويب نهايی، منشا و بسترساز وقوع تحولات اساسی در عرصه سياسی ايران خواهد شد. اين مصوبه كه با هدف هموارسازی مسير اعمال نظر شهروندان در مسائل مهم مملكتی از طريق برگزاری رفراندوم، تدوين و تصويب شد، ابهام زدايی از روش اجرايی شدن اصل 59 قانون اساسی را هدف قرار داده و در چارچوب اختيارات قانونی نمايندگان است. بنابراين، مصوبه مجلس، نافی حقوق ملت نيست، در تعارض با قانون اساسی قرار ندارد و تجاوز از دايره اختيارات قانونی قوه مقننه محسوب نمی شود. بنابراين، ابراز مخالفت با تصويب نهايی مصوبه فوق يا موضع گيری منفی در قبال رفراندوم ضروری و بن بست شكن آتی، فاقد توجيه است. مهم ترين ويژگی مصوبه اخير مجلس آن است كه برخلاف مصوبات پيشين، نمايندگان اصلاح طلب مجلس، متاثر از وقوف به حقانيت اقدام خويش، عزم خود برای تصويب نهايی مصوبه توسط نهادهای نظارتی را به نمايش گذارده اند و پيشاپيش، اعلام كرده اند كه بر اين مصوبه پافشاری خواهند كرد و تا حد استعفا پيش خواهد رفت. با صرفنظر از اين نكته كه چه عواملی باعث شده تا نمايندگان ملت برای استيفای حقوق مسلم موكلان خود و دفاع از عملكرد صحيح خويش، حتی تا حد استعفا پيش بروند و احتمالا به نشانه اعتراض به تحديدها «خانه ملت» را ترك كنند، مسئله جالب توجه ديگر در واكنش بخشی از جناح منتقد به اين تهديدات است.

طيف تندروی جناح منتقد كه اصرار دارد به هر قيمتی مانع گسترش و تعميق اصلاحات شود در تبليغات خود درصدد القای اين ادعا است كه با استعفای نمايندگان اتفاق خاصی برای نظام رخ نخواهد داد. در اين شرايط نمايندگان، به دليل سرخوردگی از عدم موفقيت و پيشبرد اهداف اصلاحی، برای يدك كشيدن عنوان پر طمطراق اما فاقد اختيارات عملی «نماينده مردم»، انگيزه و رغبت چندانی ندارند و در چنين شرايطی، ترجيح می دهند، در صورت عدم تغيير شرايط حاضر، استعفا داده و بار سنگين پاسخگويی به مطالبات و انتقادهای موكلان خود را بر زمين نهند و فعاليت سياسی خويش را از درهم آميختگی تعهدآور با مسئوليت نمايندگی شهروندان، تفكيك كنند. هم از اين رو، كم اهميت جلوه دادن استعفای نمايندگان در نهايت می تواند هزينه برگشت ناپذير را به جناح منتقد تحميل كند. مضافا بر اين، از اقدام به استعفای هر تعداد نماينده، تنها، مفهوم خالی شدن همان تعداد از كرسی های مجلس استنباط نمی شود، بلكه هر نماينده مستعفی، آرای موكلانش را نيز به همراه خود از قوه مقننه خارج خواهد ساخت و فراتر از محاسبه كمی و عددی، بايد به اثرات روانی استعفا بر كليت تفكری اشاره كرد كه به اميد وجود ظرفيت اصلاح در نظام، وكلايی اصلاح طلب را روانه مجلس كرده و سپس خروج ارادی و توام با نااميدی نمايندگان خويش را از قوه مقننه، به نظاره خواهد نشست. تحولات ناگزير مترتب بر استعفای نمايندگان اصلاح طلب مجلس، واقعيتی است كه ناديده گرفتن يا ناچيزانگاری تبعات سنگين آن، می تواند فرصت جبران مافات را سلب نمايد. مروری بر عواقب دنباله روی از خط دهی طيف تندروی جناح منتقد در چالش های گذشته، ضرورت و اهميت عيارسنجی ادعاهای فعلی آنان را بيش از پيش، مسجل می سازد.


دوستان جديد بوش

كاخ سفيد ميزبان دوستان نزديك جديد جورج بوش رئيس جمهور آمريكا شده است. بوش كه از رفتار روسيه، آلمان، فرانسه و حتی تركيه متحد استراتژيك آمريكا در منطقه در جنگ به شدت دلخور است به نظر می رسد سعی دارد از هر طريقی خشم خود را نشان دهد. اخيرا واشنگتن شاهد حضور سران كشورهايی است كه پيش از اين رابطه چندان نزديكی با آمريكا نداشته اما اكنون به عنوان عزيزترين دوستان بوش مهمان كاخ سفيد هستند. بوش چند روز پيش صبحانه اش را به همراه آندرس واسموسن نخست وزير دانمارك و ناهارش را در كنار شيخ حامد بن خليل آل ثانی امير قطر صرف كرد. رئيس جمهور آمريكا بعدازظهر همان روز با شركت در مراسمی با حضور وزرای خارجه هفت كشور اروپايی، بلغارستان، استونی، ليتوانی، لتونی، رومانی، اسلواكی و اسلوونی، از همكاری آنها در جنگ عراق تشكر كرد. به گفته سخنگوی كاخ سفيد 19 مه نيز از خانم آرويو رئيس جمهور فيليپين كه تنها با سخنانش از آمريكا در جنگ حمايت كرده است به عنوان مطمئن ترين و بهترين متحد بوش در ميهمانی ناهار رسمی كاخ پذيرايی خواهد شد. اين مراسم دومين مهمانی ناهاری است كه بوش پس از رسيدن به رياست جمهوری برگزار می كند. همچنين كويزومی نخست وزير ژاپن نيز كه مانند آرويو از سياست های آمريكا در جنگ عراق حمايت كرده بود در 22 مه يك شب مهمان مزرعه بوش در تگزاس خواهد بود. چهارشنبه هفته گذشته نيز هووارد نخست وزير استراليا مهمان ويژه مزرعه بوش بود. بوش از هووارد به عنوان مرد فولادين ياد كرده و او را تگزاسی افتخاری اعلام كرد.

يادبود آزادی جای مجسمه صدام

يادبود آزادی جايگزين مجسمه فرو افتاده صدام خواهد شد. نهم آوريل جهان شاهد سقوط رژيمی بود كه سال ها با اقتدار و استبداد بر عراق حكمفرما بود. در اين روز سربازان آمريكايی به كمك مردم عراق مجسمه صدام حسين رئيس جمهورسابق اين كشور را در ميدان فردوس، بزرگ ترين ميدان بغداد به پايين كشيده و شكستند. اكنون قرار است در اين ميدان كه يادآور سقوط رژيم بعث عراق است، يادبودی برگرفته از فرهنگ و تمدن سومر، جای مجسمه صدام بنا شود. هنرمندان عراقی برای ساخت اين يادبود كه در آن هلال ماه تمثيل كشورهای اسلامی خواهد بود، با تمام قوا تلاش می كنند. اين در حالی است كه هنوز خبری از وضعيت صدام پس از سقوط بغداد به دست نيامده و همچنين برخلاف ادعاهای آمريكا در جنگ، امنيت و آرامش به طور كامل برقرار نشده است.

پرونده تئاتر مسكو

شايعات دخالت برخی از عناصر اطلاعاتی روسيه در حادثه سال گذشته گروگان گيری تئاتر نورداست مسكو، خشم گروه ها و سازمان های مردمی روسيه را برانگيخت. به ادعای روزنامه نووايا كه هفته قبل نيز آن را تكرار كرده بود خانپاشا توكيبايف خبرنگار چچنی در حالی كه با سرويس اطلاعات و امنيت روسيه در ارتباط بوده و با آنها همكاری می كرده كسی است كه مبارزان چچنی را برای حمله كردن به تئاتر نورداست واقع در جاده دوبروكای مسكو تحريك و با ايشان نيز همراهی كرده است. به ادعای اين روزنامه توكيبايف پس از عمليات از محل فرار كرده يا فراری داده شده است. اكنون يكی از بزرگ ترين گروه های دفاع از حقوق بشر در روسيه با استناد بر ادعای روزنامه نووايا در 28 آوريل و 4 مه از سردمداران و دولتمردان روسيه بازخواست كرده است. اين گروه از مسئولان روس پرسيده است: «آيا واقعا در ميان شورشيان گروگان گير چچنی كه سال قبل تئاتر نورداست را اشغال كرده بودند، كسی يا كسانی كه نماينده يكی از مراكز يا سازمان های دولتی روسيه بوده نيز حضور داشته است يا نه؟» علاوه بر اين خويشاوندان كشته شدگان توريست در حادثه تئاتر مسكو نيز به اتهام استفاده نظاميان از گاز زهرآگين برای نجات گروگان ها و دستگيری شورشيان عليه دولت روسيه اقامه دعوی كردند. ايگور ترونف وكيل بازماندگان حادثه با بيان اين مطلب گفت كه سه دعوی جداگانه برای دو آمريكايی، يك قزاق و يك اكرانی را به دادگاه بسمن (Basman) روسيه ارجاع خواهد داد. در متن دعوی از مقامات روسی، 8 ميليون دلار ديه برای خويشاوندان جان باختگان درخواست شده است.

در حاشيه مرگ سيسولو

هفته گذشته سيسولو يكی از مبارزان مشهور عليه نژادپرستی در آفريقای جنوبی و دوست نلسون ماندلا در سن 91 سالگی درگذشت. در سال های مبارزه والتر سيسولو به همراه نلسون ماندلا به 26 سال حبس محكوم شد. به گفته كنگره ملی آفريقا (ANC) سيسولو مدت ها با بيماری صعب العلاج دست و پنجه نرم می كرد و عاقبت نيز تسليم اين بيماری شد.از او به عنوان رهبر تظاهرات و اعتراض های گسترده ضدنژادپرستی و كسی كه ماندلا را به عضويت كنگره ملی آفريقا درآورد ياد می شود. سيسولو و ماندلا برای گسترش و تقويت مبارزه نظامی ضدحكومت نژادپرست آفريقای جنوبی در سال 1944 بازوی قوی جوانان كنگره را بنيان نهادند. سيسولو كه به همراه ماندلا در سال 1964 به حبس ابد محكوم شد، سال 1989 از زندان رهايی يافت ليكن بيماری اش همواره او را آزار داده و رها نكرد. ماندلا كه به ياد سيسولو در مراسم ترحيم اش سخنرانی می كرد، اظهار داشت كه در آن دنيا با سيسولو قدم زده و طمع آزادی را نيز با يكديگر خواهند چشيد.

وزير گفت، سخنگو رد كرد

از اتفاقات قابل توجه عرصه سياست ايران در روزهای اخير، يكی هم تكذيب اظهارات وزير امور خارجه از سوی سخنگوی او بود. جريان از اين قرار است كه پنج شنبه گذشته «سيدكمال خرازی» كه به لوگزامبورگ سفر كرده بود، پس از ديدار با همتای خود، در جمع خبرنگاران به پرسش های آنها پاسخ گفت و از جمله اعلام كرد كه ايران آماده گسترش روابط با همه كشورها و از جمله آمريكاست. اين خبر از سوی شبكه های جهانی و نيز خبرگزاری های داخلی ايران منتشر شد اما ساعاتی بعد، «حميدرضا آصفی» سخنگوی وزارت خارجه در گفت وگو با ايسنا، اظهارات رئيس خود را تكذيب كرد و آن را «تعريف شده» خواند. با اين حال، كمتر رسانه ای به اظهارات «مردی كه هميشه تكذيب می كند» توجهی نشان داد.

تماس های محرمانه

روزنامه آمريكايی «نيويورك تايمز» هفته گذشته از «تماس های محرمانه» چند مقام عالی آمريكايی با كسانی در ايران در ماه های گذشته خبر داد. اين روزنامه در بخشی از يك گزارش مفصل تحليلی به نقل از «يكی از مقام های دولت آمريكا» نوشت: «زلمای خليل زاد» فرستاده كاخ سفيد و «رايان كروكر» قائم مقام معاون وزارت خارجه آمريكا، تماس های مخفيانه ای با مقام های ايرانی داشته اند كه برخی از اين تماس ها طی چند ماه گذشته در نيويورك و اروپا انجام شده است. نيويورك تايمز همچنين به نقل از مقام های دولت آمريكا نوشت كه سال گذشته به طور غيرعلنی با مقام های ايران روبه رو شده اند. بنا بر اين گزارش، مقام های آمريكايی می گويند: «اين تماس ها نتايج يكسانی نداشته است؛ در برخی ابعاد از جمله مسئله طالبان و القاعده و ايجاد ثبات در افغانستان ايران همكاری كرده است اما در موارد ديگر، آمريكا نسبت به حمايت ايران از انقلابيون شيعه عراقی كه علاقه ای به نفوذ آمريكا در عراق ندارند، ابراز نگرانی كرده است.»

از «محمد هاشمی» تا «علی لاريجانی»

«مسعود بهنود» در گزارشی كه در مورد تحقيق و تفحص مجلس از صدا و سيما برای بی بی سی تهيه كرده، از زاويه ای تاريخی به موضوع پرداخت. او اين تحقيق و تفحص را با مورد مشابه آن از سوی مجلس چهارم مقايسه كرده و گفته كه در آن دوران، «محمد هاشمی» رياست وقت سازمان صدا و سيما، در واكنش به گزارش مجلس از سمت خود استعفا داد و حتی حاضر به حضور در جلسه توديع خود نشد. در حالی كه آن گزارش بيشتر به انتقادات جناح راست از محتوای برنامه های صدا و سيما مربوط بود و تخلفات مالی را شامل نمی شد. اين در حالی است كه «علی لاريجانی» در نخستين واكنش به گزارش مجلس، آن را يك «پرونده كشكی» ناميد كه كار كارشناسی در آن وجود ندارد.

مسكن، اشتغال و تخلفات صدا و سيما

روزنامه «ياس نو» در يادداشتی با اشاره به برآورد 525 ميليارد تومانی هيأت تحقيق و تفحص از سازمان صدا و سيما نوشت: «در سال گذشته (81) مجموع بودجه اشتغال زايی برای 300 هزار جوان، 900 ميليارد تومان بوده است. با اين حساب، با 525 ميليارد تومان، دولت می تواند برای بيش از 170 هزار نفر ديگر از جوانان بيكار و بی آينده اين كشور كار ايجاد كند. يك مثال ديگر، اگر هزينه تأمين يك مسكن حداقل برای زندگی در تهران و (يك مسكن بسيار خوب در بسياری از شهرستان ها) را 15 ميليون تومان در نظر بگيريم، با 525 ميليارد تومان می توان برای حداقل 35 هزار خانواده فاقد مسكن ايرانی سرپناه مناسب تهيه كرد. ما قصد گذاشتن تحليل بر روی اين آمار را نداريم. فقط يادآوری اين نكته آموزنده است كه وقتی در اين مملكت از «رابطه سياست و اقتصاد» سخن گفته می شود، از چه بابت است.»

حجاريان را «تروريست» خواندند

جلسه پرسش و پاسخ مديرمسئول روزنامه «كيهان» در نمايشگاه مطبوعات با درگيری پايان يافت. بنا بر گزارشی كه سايت «رويداد» منتشر كرده، زمانی كه «حسين شريعتمداری» قصد شركت در جلسه را داشت كسی با صدای بلند «سعيد حجاريان» را «تروريست» خطاب كرد و همين موضوع باعث درگيری وی با يكی از حضار شد. بر پايه اين گزارش، يكی از بازديدكنندگان جشنواره مطبوعات هنگامی كه می خواست از سعيد حجاريان دفاع كند، مورد ضرب و شتم گروهی قرار گرفت.

محتوای نامه ها چيست؟

16 تن از نمايندگان مجلس طی نامه ای خطاب به هيأت رئيسه، خواستار برگزاری جلسه غيرعلنی مجلس با حضور وزير امور خارجه شده اند. در اين نامه از خرازی دعوت شده تا از طريق شركت در جلسه غيرعلنی مجلس، نمايندگان را در جريان محتوای برخی نامه های مبادله شده قرار دهد. اين نامه پس از آن ارائه شد كه در هفته گذشته «محسن رضايی» دبير مجمع تشخيص مصلحت از «پيام های كتبی» به ايران خبر داد و وزير خارجه آمريكا نيز تأييد كرد اين كشور از طريق كانال هايی در ارتباط است.

چرا بايد ترسيد

ايرانی ها، در نظم پس از جنگ عراق، دو هدف مهم را دنبال می كنند: آن ها، از يكسو می خواهند بهانه ای به دست ايالات متحده آمريكا ندهند كه به وسيله آن بتواند جمهوری اسلامی را هدف حملات تبليغاتی خود قرار دهد و از سوی ديگر خواهان استقرار رژيمی در بغداد هستند كه مطلوب تهران باشد و اجازه ايجاد پايگاه های دائمی را به آمريكا ندهد. اما بيان خواست های شيعيان عراق، در نخستين مرحله، نشان می دهد كه اين دو خواست نمی توانند با يكديگر هماهنگ شوند: واشنگتن از مداخله ايران (در امور شيعيان عراق) سخن می گويد. كمال خرازی وزير خارجه جمهوری اسلامی پاسخ می دهد: «آمريكايی ها عراق را اشغال می كنند و ما را به عنوان همسايه اين كشور متهم می سازند كه در مسايل داخلی آن مداخله می كنيم.» رئيس جمهوری محمد خاتمی، برخورد ايران را چنين بيان می كند: «آنچه ما برای برادران عراقی خود می خواهيم آزادی، عدالت و دموكراسی براساس يك رای برای هر عراقی است.» دوسوم عراقی ها را برادران دينی شيعه ايرانی ها تشكيل می دهند. به نظر می رسد كه اكثريت آن ها در حال حاضر به يك حكومت اسلامی تمايل داشته باشند. اما ايران، حتی اگر بخواهد، نمی تواند مانع بازگشت اپوزيسيون عراقی ـ اسلامی شود. در عين حال، هر چيزی محتمل تر از آن است كه حكومت دلخواه شيعيان عراق، رونوشتی از حكومت ايران باشد. اكنون، حركتی متقابل آغاز می شود. ايران، ممكن است وزن مذهبی خود را به دست نياورد اما در زمينه سياسی برنده باشد. زيرا عراقی كه شيعيان در آن ابراز وجود كنند، ديگر از خصومت موروثی ميان تهران و بغدادی كه تا پيش از اين به وسيله سنی ها كنترل می شده است، تيمارداری نخواهد كرد. تهران روی اين امر حساب می كند كه اروپايی ها از تهديدهای آمريكا عليه ايران پشتيبانی نخواهند كرد. جك استراو وزير خارجه بريتانيا گفته است كه ايران يك «دموكراسی موجود» است. اظهاراتی از اين دست، نشانه هايی مثبت به حساب می آيند. در مقابل، دونالد رامسفلد وزير دفاع ايالات متحده آمريكا گفته است: «يك رژيم اسلامی مطابق نمونه ايران اتفاق نخواهد افتاد» اما اگر چنين چيزی رخ دهد، از ديد ايران نه نتيجه دخالت، تحريك و پول اين كشور، كه ناشی از روند مستقل داخلی در عراق خواهد بود. دشواری های آمريكا، بدون دخالت ايران هم وجود دارند.

منبع: «زوددويچه تسايتونگ»، چاپ آلمان



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو