Persian Archive

هفته گذشته ياسر عرفات با اكراه ليست وزرای نخست وزير تحميلی محمود عباس را پذيرفت. پس از عرفات، پارلمان فلسطينی ها و نيز شورای قانونگذاری نيز دولت عباس را مورد تاييد قرار داد. اما يك واقعيت را نمی توان انكار كرد. واقعيتی كه عرفات بيش از حد عريان آن را بيان كرد مبنی بر اين كه كابينه ابومازن يك كابينه آمريكايی است نه فلسطينی. ريشه بحث از آنجا ناشی می شود كه دولت بوش اعلام كرد با عرفات مذاكره نخواهد كرد و شرط حمايت و دفاع او از طرح صلح اين است كه دولت جديدی در دستگاه فلسطينی ها ملت فلسطين را نمايندگی كند. به اين ترتيب انتخاب محمود عباس به عنوان نخست وزيری كه قرار است در مذاكرات صلح از طرف فلسطينی ها شركت كند دقيقا هدفمند و هم جهت با فشار لابی های بين المللی بود كه نقطه نظرات بوش را تاييد می كردند. برای آغاز مذاكرات مربوط به طرح صلح، پيش شرط آمريكايی ها مبنی بر حذف عرفات انجام شد، اما پيش شرط دوم پيش شرط اسرائيلی هاست. شارون با اعلام دريافت طرح نقشه راه اعلام كرد تا عمليات انتحاری فلسطينی ها متوقف نشود و دولت فلسطينی به سركوب شبه نظاميان نپردازد مذاكره ای در كار نخواهد بود...


نصور خلج از سال 48 در يكی از دبيرستان های كرمانشاه فعاليت تئاتری خود را آغاز كرد. او در سال 55 از دانشكده هنرهای زيبای دانشگاه تهران در رشته تئاتر فارغ التحصيل شد. در دوره دانشجويی در يك دوره آموزشی كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان به مربيگری دان لاكان شركت كرد. در اين كلاس ها افرادی مانند بهروز غريب پور، قطب الدين صادقی، رضا كيانيان، مرضيه برومند، عادل بزدوده و. . . شركت داشتند تا درباره تئاتر كودكان آموزش های لازم را كسب كنند. او پس از اين دوره به عنوان مربی تئاتر كودك به شهرستان های كرمانشاه، قصرشيرين، سنندج و همدان اعزام شد. همچنين در يكی از كتابخانه های تهران به عنوان مربی تئاتر فعاليت می كرد. خلج در اولين فعاليت حرفه ای دكتر رفيعی به عنوان روابط عمومی حضور داشت. او بيشتر وقت خود را صرف نوشتن كرد. در ضمن با كارگردان هايی مثل حميد سمندريان (ملاقات بانوی سالخورده) و هوشنگ حسامی (برای آخرين بار مادرم را نديدی) همكاری كرد، تا اينكه در سال 57 نمايش «ماهی سياه كوچولو» را كارگردانی كرد كه نسبتا موفق هم بود. او بعدا نمايش «گفت وگوی فراريان» را كه براساس يك اثر برشت تنظيم كرده بود، در جشنواره تئاتر انقلاب و تئاترهای لاله زار به اجرا گذاشت. سه ماهی، جاری مثل جويبار و هدهد از جمله نمايش هايی بود كه خلج برای كودكان كارگردانی كرد. او يك مجموعه 5 جلدی به نام «درام نويسان جهان» را برای علاقه مندان ترجمه و تاليف كرده است و 15 سال برای نگارش اين مجموعه از سال 63 صرف شده است. «4 نمايش برای كودكان»، «تاريخچه نمايش در كرمانشاه»، «صحنه پردازان» و نمايشنامه «منطق الطير» از جمله ديگر كتاب های خلج است. آخرين پژوهش خلج به نام «درام نويسان ايران» است كه يك جلدش درآمده است. او در حال نگارش جلد دوم اين مجموعه است. همچنين مجموعه ای از نمايشنامه های خلج و يك كتاب به نام «تئاتر و نشانه ها» قرار است كه به زودی توسط نشر صنوبر چاپ شود...


محققين گمان می برند به زودی می توانند راه حلی برای يكی از غامض ترين مسائل فيزيك جديد بيابند: يافتن راهی برای اعدام گربه شرودينگر. گربه خيالی شرودينگر از سال 1935 تاكنون با دانشمندان لجبازی كرد و آنان را سردرگم كرده است. هيچ كس تنفر گربه دوستان را در سال 1935 از ياد نمی برد چرا كه در آن سال از يك گربه برای انجام آزمايشی جهت بيان وضعيت های دشواری كه در تئوری كوانتوم به وجود می آيد استفاده شد. اروين شرودينگر (Erwin Schrodinger) فيزيكدان اتريشی تئوری كوانتوم را ارائه كرد و در توسعه آن نقش بسيار موثری ايفا كرد. تئوری كوانتوم كه اغلب از آن به عنوان يكی از موفق ترين تئوری های علمی نام می برند ـ چرا كه بدون آن فاقد ليزر، سلاح های هسته ای و بسياری از اختراعات ديگر بوديم ـ برای ما توضيح می دهد كه طبيعت در سطوح زير اتمی چگونه رفتار می كند. در سطوح زيراتمی قواعد فيزيك كلاسيك كه هر روزه آن ها را تجربه می كنيم، اعتبار و كارآيی خود را از دست می دهند. برای مثال می توان گفت ذرات زير اتمی در يك آن می توانند در دو مكان مختلف باشند، ديگر آنكه به نظر می رسد می توان اطلاعات را سريع تر از سرعت نور منتقل كرد. قواعد حاكم بر دنيای كوانتوم آنچنان عجيب است كه حتی آلبرت اينشتين هم دست هايش را به علامت تسليم بالا برد و گفت: «اگر فيزيك كوانتوم، صحيح باشد، آن وقت بايد اذعان كرد قوانين جهان بسيار عجيب است. » حتی خود شرودينگر هم از تفسير يافته های خود ناخرسند بود و با تاسف بسيار به يكی از همكاران خود گفته است: «از اين كه در مورد تئوری كوانتوم كار می كند چندان راضی نيست...


جيم كانتالوپو (Jim Cantalupo) از اوايل سال ميلادی جاری رياست هيأت مديره شركت عظيم مك دونالد را برعهده گرفته است. دفتر مركزی مك دونالد در ناحيه اويك بروك در حومه شهر شيكاگو قرار دارد. كانتالوپوی 59 ساله قصد دارد شركتش را كه طی ماه های اخير با ركودی بی سابقه روبه رو شده بود به دوران اوج سابقش بازگرداند. جاك گرين برگ، مدير قبلی مك دونالد، در دسامبر سال 2002 به دليل كاهش سهم شركت در بازار جهانی و كاهش سود از سمت خويش كنار رفت. كانتالوپو در سال 1974 مسئول بخش كنترل در شركت مك دونالد بود. بعدها مديريت تجارت خارجی را در اين رستوران های زنجيره ای عهده دار شد. در سال 2002 نيز در مقام يكی از مديران مهم شركت بازنشسته شد. حالا كانتالوپو بازگشته است، اما اين بار در مقام مرد شماره يك، وی برنامه را تحت عنوان «برنامه ای برای پيروزی» مطرح كرده و قصد دارد با استفاده از اين برنامه مجددا شركت را به رشد وادارد. روزنامه آلمانی زود دويچه سايتونگ اخيرا در گفت وگويی با كانتالوپو به بررسی چالش های موجود پيش روی بزرگ ترين مالك رستوران های زنجيره ای دنيا پرداخته است، شركتی كه بسياری آن را هماهنگ با مقاصد سلطه جويانه امپرياليسم آمريكا می دانند. متن مصاحبه مدير شركت مك دونالد با كورنليا كنوست، خبرنگار زود دويچه سايتونگ، در زير از نظرتان می گذرد...


مسلما يونايتدها در فصلی كه توانستند بار ديگر آرسنال را مغلوب خويش سازند و اين فرضيه را كه قدرت فوتبال انگلستان به هايبوری منتقل شده است با قطعيت رد كنند، بابت از دست دادن ليگ قهرمانان بسيار اندوهگين هستند. عليرغم پيروزی پرگل (3 ـ 4) در برابر رئال مادريد، به نظر می رسيد كه منچستر در بعضی زمينه ها، استانداردهای لازم جهت غلبه بر قهرمان اسپانيايی را ندارد. شايد آنقدرها هم كه در روزهای بد اين تيم در ماه های اكتبر و نوامبر گفته می شد، اين تيم نياز به تغيير و تحول نداشته باشد ولی اگر منچستر واقعا قصد دارد تا يك بار ديگر بر بام فوتبال اروپا قرار بگيرد، بايد چند مهره را به تيم خود اضافه نمايد. با اينكه هم رئال مادريد و هم منچستر يونايتد، موضوع انتقال ديويد بكام را رد كرده اند، اما همچنان مسئله ماندن يا رفتن وی در پرده ابهام قرار دارد. در واقع يونايتد بهترين نمايش های خود را در نبود وی ارائه داده است. در عوض اوله گونار سولشاير توانست سمت راست خط هافبك يونايتد را در دو بازی مقابل نيوكاسل، و بازی های رفت و برگشت مقابل ليورپول و آرسنال و در واقع بازی های كليدی فصل در اختيار بگيرد. در خط حمله، رود ون نيستلروی به واقع عالی عمل كرد و در خط هافبك نيز بازيكنانی چون پل اسكولز كه مهره كليدی يونايتد در طول فصل بود و رايان گيگز كه توانست خود را سريعا به فرم ايده آل برساند، به همراه سولشاير كه انعطاف زيادی از خود نشان داد، بازی های بسيار خوبی به نمايش گذاشتند. در حالی كه بكام، نتوانست تأثيری را كه در بازی های ملی انگلستان از خود بروز می دهد در منچستر تكرار كند، به نظر می رسد كه با تغيير سيستم تيم از 2 ـ 4 ـ 4 به 1 ـ 5 ـ 4 قابل تبديل به 3 ـ 3 ـ ،4 ديگر تأثير سابق را نداشته باشد. در اكثر مسابقات اين فصل به نظر می رسيد كه تاكتيك های يونايتد، همانقدر كه طرفداران و رقيبان را گمراه كرده، خود بازيكنان را نيز با مشكل مواجه كرده است...



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو