|

ترجمه عباس فتاح زاده: جيم كانتالوپو (Jim Cantalupo) از اوايل سال ميلادی جاری رياست هيأت مديره شركت عظيم مك دونالد را برعهده گرفته است. دفتر مركزی مك دونالد در ناحيه اويك بروك در حومه شهر شيكاگو قرار دارد. كانتالوپوی 59 ساله قصد دارد شركتش را كه طی ماه های اخير با ركودی بی سابقه روبه رو شده بود به دوران اوج سابقش بازگرداند. جاك گرين برگ، مدير قبلی مك دونالد، در دسامبر سال 2002 به دليل كاهش سهم شركت در بازار جهانی و كاهش سود از سمت خويش كنار رفت. كانتالوپو در سال 1974 مسئول بخش كنترل در شركت مك دونالد بود. بعدها مديريت تجارت خارجی را در اين رستوران های زنجيره ای عهده دار شد. در سال 2002 نيز در مقام يكی از مديران مهم شركت بازنشسته شد. حالا كانتالوپو بازگشته است، اما اين بار در مقام مرد شماره يك، وی برنامه را تحت عنوان «برنامه ای برای پيروزی» مطرح كرده و قصد دارد با استفاده از اين برنامه مجددا شركت را به رشد وادارد. روزنامه آلمانی زود دويچه سايتونگ اخيرا در گفت وگويی با كانتالوپو به بررسی چالش های موجود پيش روی بزرگ ترين مالك رستوران های زنجيره ای دنيا پرداخته است، شركتی كه بسياری آن را هماهنگ با مقاصد سلطه جويانه امپرياليسم آمريكا می دانند. متن مصاحبه مدير شركت مك دونالد با كورنليا كنوست، خبرنگار زود دويچه سايتونگ، در زير از نظرتان می گذرد.
• • •
• آقای كانتالوپو، معروف است كه شما بازی گلف را بيشتر از فعاليت تجاری دوست داريد. چرا حالا به جای آنكه گلف بازی كنيد اينجا هستيد؟
حرف بالا هيچ گاه درست نبوده است. من عمرم را در شركت مك دونالد سپری كردم و مدت بازنشستگی ام حتی يك سال هم طول نكشيد. بعد از آنكه از من دعوت شد به شركت بازگردم بلافاصله برگشتم. من به اين شركت عشق می ورزم و فكر می كنم می توانم كمكی در راه بازگشت آن به وضعيت سابقش باشم.
• شما 30 سال در مك دونالد كار كرده ايد و طی اين مدت مسيری رو به پيشرفت و موفقيت را طی كرده ايد. آيا فكر می كنيد حالا واقعا قادر خواهيد بود به موتور تحول در شركت بدل شويد؟
ما به تغييرات بنيادين و گسترده نياز نداريم. مشكلات ما آنقدر هم كه غالبا ذكر می شود، بزرگ نيستند. در مورد خسارات ما در سه ماهه چهارم سال 2002 بزرگنمايی های زيادی صورت گرفت. علت مبهم بودن اوضاع بود. هيچ سالی به جز آن موقع ضرر ثبت نكرده ايم. ما گردش پول سالانه ای در حدود سه ميليارد دلار در سال داريم.
• با وجود اين سهامداران نگران هستند. هرچه كه باشد اين اولين بحران واقعی شركت از تأسيس خود يعنی 42 سال پيش تاكنون است.
سهامداران نگرانند. اما ما با يك بحران واقعی و تمام عيار روبه رو نيستيم. در جهان برخی شرايط منفی به يك باره در كنار هم جمع شده اند و آمار و ارقام ما هم تحت تأثير آنها قرار گرفته اند. البته ما نيز فعاليت های اصلی خود را تا حدودی از نظر دور نگاه داشته ايم. حتما شنيده ايد كه من طرح كلی شركت برای رشد را لغو كرده ام. مدت ها بود كه شركت دستيابی به رشد سالانه ای معادل ده تا پانزده درصد را هدف خويش قرار داده بود. من چنين هدفی را از برنامه كار مك دونالد حذف كرده ام. بعضی شركت ها مجبورند كلا ساختار خود را تغيير دهند، زيرا الگوی تجاری آنها ديگر اقتضای وضعيت موجود را نمی كند. اما الگوی تجارت مك دونالد نيازی به تغيير ندارد. تنها بايد روند افزايش تعداد شعبه های خود را متوقف كنيم. در حال حاضر روزانه 45 ميليون مشتری داريم. بايد به جای افزايش تعداد رستوران ها بكوشيم تا در ميان تعداد بيشتری از مردم جهان انگيزه لازم برای رفتن به يكی از 30 هزار شعبه ما ايجاد شود.
• شما اعلام كرده ايد كه برای اجرای ايده فوق برنامه ای هجده ماهه را اجرا می كنيد. اما آيا امپراتوری مك دونالد كه به موفقيت عادت كرده در موقعيتی هست كه بتواند تغييرات را بپذيرد و هضم كند؟
مك دونالد از زمان تأسيس خود تاكنون تغييرات شگرفی را پذيرفته است. به خصوص در بخش تجارت بين المللی تغييرات زيادی داشته ايم. در هندوستان رستوران هايی تأسيس كرده ايم كه هيچ نوع گوشت گاوی در ليست غذای آنها مشاهده نمی شود. در ژاپن هم همبرگرهايی موسوم به «تيری آكی» عرضه می كنيم. اين نشان از انعطاف پذيری ما دارد. حدود 1/5 ميليون نفر در مجموعه مك دونالد حضور دارند. آنها درك می كنند كه از آنان چه چيزی خواسته می شود. فكر نمی كنم طرح های من در اجرا با مقاومت زيادی روبه رو شوند.
• شما قصد داريد غذاهای ارزان تری در ليست غذاهای رستوران هايتان قرار دهيد، غذاهايی مثل سالاد به همراه يك برش از جوجه كباب. آيا چنين كاری با وجهه سابق شما در مقام عرضه كننده غذاهای آسان و سريع همخوانی دارد؟
جواب خيلی ساده است. ما به مشتری هر چيزی را كه بخواهد می فروشيم. امروز همبرگر تنها بخش كوچكی از بازار ما را تشكيل می دهد.
• در ايالات متحده در مواردی شكاياتی عليه شما صورت گرفت كه در آنها مك دونالد متهم به بی توجهی به مسائل بهداشتی و در نتيجه ايجاد اضافه وزن در بدن كودكان شده بود. آيا اقدام شما در روی آوردن به غذاهای جديد به علت ترس از اتهام فوق نيست؟
هر كدام از ما آزاد است كه در مورد نوع غذايش خودش تصميم بگيرد. ما گوشت، نان و سيب زمينی سرو می كنيم. اينها چيزهايی هستند كه مردم هميشه و همه جا می خورند. غذاهای مذكور غذاهای سالمی هستند. آنچه كه ما سرو می كنيم با هر نوع رژيم غذايی جور درمی آيد. مشكل اضافه وزن بيشتر مربوط می شود به سبك زندگی افراد. به عنوان مثال كمبود تحرك يكی از علل آن است. بيش از حد تلويزيون تماشا كردن، ساعت ها به بازی های رايانه ای مشغول بودن و نپرداختن به ورزش به اندازه كافی در مدارس از جمله علل اضافه وزن هستند. به جای آنكه كسی بخواهد ما را به معذرت خواهی وادار كند بايد در عادات فوق تغيير ايجاد كند.
• سياست های مربوط به قيمت گذاری تا چه حد در موفقيت شركت ها تأثيرگذار هستند؟ آيا جنگ قيمت در زمينه همبرگر ادامه خواهد يافت؟
ما يك بوتيك كالاهای اشرافی نيستيم، بلكه عرضه كننده ای فراگير محسوب می شويم كه به صورت انبوه محصول خويش را می فروشد. لذا قيمت مناسب داشتن برايمان فوق العاده مهم است. اگر به قيمت ها توجه نمی كرديم الان به جايی كه هستيم نمی رسيديم. طبيعی است كه ساير شركت ها هم به رقابت بر سر قيمت ها توجه داشته باشند. ما به عنوان هدايت كننده و قدرت اول بازار در تصميم گيری های خويش پيرامون قيمت ها به رقبايی كه به سختی يك چهارم ما گستردگی دارند، توجه و واكنشی نشان نمی دهيم. مدتی يك بخش از بازار را به دست می آوريم و بعد آن را از دست می دهيم. اين بده و بستان ها زيادند اما در مجموع ما در اغلب بازارهايی كه در آنها فعاليت می كنيم قدرت برتر هستيم.
• خب به رقبايتان توجه چندانی نمی كنيد، اما آيا با سهامدارانتان هم همين رفتار را داريد؟
وقتی مشتريانمان را راضی كنيم، تمامی ديگر گروه هايی نيز كه در شركت منافعی دارند سود می برند. تحليلگران بازار سهام مطالب زيادی راجع به جنبه های مالی برنامه شركت ها می نويسند. آنها همچنين به نحوه سرمايه گذاری ها و كاهش بدهی ها توجه زيادی می كنند. اما موضوع كاملا مهم و اصلی رضايت مشتری است. برخورد دوستانه، سرعت، نظافت و تميزی و همچنين كيفيت محصول از همه چيز مهم تر هستند.
• آيا موضوع رواج جنون گاوی هنوز هم برای شما مشكل زا است؟ آيا اصلا ديگر به آن توجه داريد؟
بله به آن توجه داريم، اما ديگر مشكل ساز نيست. مشتريان به عادات سابق غذا خوردنشان بازگشته اند. ميزان فروش گوشت هم به سطح سابق خود رسيده است.
• رشد ارزش يورو چه تأثيری بر فعاليت هايتان دارد؟
من عاشق يورو هستم. از رشد يورو هم استقبال می كنم، زيرا ما تمامی مواد اوليه خود را به صورت محلی و با استفاده از واحد پول هر محل برای رستوران های آن محل تهيه می كنيم. رشد يورو فقط يك پيامد برای ما دارد: سودمان بر حسب دلار را افزايش می دهد.
• جنگ عراق موجب ايجاد بی اعتمادی در روابط اروپا و آمريكا شده است. در بسياری از مناطق ديگر نيز نسبت به آمريكا اعتراضاتی صورت گرفته است. آيا اين وضعيت بر فعاليت ها و درآمدهای شما تأثير می گذارد؟
دائما سوال فوق را می شنوم. در اين زمينه نمی توانم پيامد قابل توجهی ببينم. شركت مك دونالد پلی ميان فرهنگ ها ايجاد می كند. اگر چه مك دونالد ريشه های آمريكايی دارد، اما به عنوان مثال از 30 سال پيش در كشور آلمان هم فعاليت می كند. مك دونالد در آلمان يك عرضه كننده محلی محسوب می شود. اغلب مردم آلمان می دانند همبرگرهايی كه می خورند آلمانی هستند نه آمريكايی. آنها می دانند سيب زمينی هايی كه می خرند در كشورشان رشد كرده اند و سود برندگان از فروش محصولات مالياتشان را در آلمان می پردازند. علت آنكه بازار ما در حال حاضر در كشور آلمان وضعيت مناسبی ندارد، ركود اقتصادی حاكم در كل كشور است. بسياری نيز حدس می زنند كه به علت بحران عراق فعاليتمان در فرانسه كاهش پيدا می كند. اما فرانسه طی 18 ماه گذشته يكی از بهترين بازارهايمان بوده است.
• با وجود اين بسياری مك دونالد را سمبل امپرياليسم آمريكا و يكی از پيامدهای ناخوشايند جهانی سازی می دانند. آيا اين تفكر عملكرد شما را تحت تأثير خود قرار نمی دهد؟
اگر اكثر مردم چنين نظری داشتند، مشتری چندانی پيدا نمی كرديم. ما شايد تنها عرضه كننده ای باشيم كه در 120 كشور حضور دارد و همه جا هم سودده است. به سبب رشدی كه پيدا كرده ايم زير ذره بين قرار می گيريم. لذا به راحتی قابل تبديل شدن به هدف حملات كسانی هستيم كه قصد دارند توجه عموم را صرفا جلب كنند.
منبع: زود دويچه سايتونگ |