Persian Archive

• عاشق يورو هستم
• نگرانی اوپك از سارز
• جهان به زبان ارقام
• ۱۰ فاز ديگر برای پارس جنوبی
• پرداخت وام به خودروهای فرسوده
• عراق و برنامه مارشال


ترجمه عباس فتاح زاده: جيم كانتالوپو (Jim Cantalupo) از اوايل سال ميلادی جاری رياست هيأت مديره شركت عظيم مك دونالد را برعهده گرفته است. دفتر مركزی مك دونالد در ناحيه اويك بروك در حومه شهر شيكاگو قرار دارد. كانتالوپوی 59 ساله قصد دارد شركتش را كه طی ماه های اخير با ركودی بی سابقه روبه رو شده بود به دوران اوج سابقش بازگرداند. جاك گرين برگ، مدير قبلی مك دونالد، در دسامبر سال 2002 به دليل كاهش سهم شركت در بازار جهانی و كاهش سود از سمت خويش كنار رفت. كانتالوپو در سال 1974 مسئول بخش كنترل در شركت مك دونالد بود. بعدها مديريت تجارت خارجی را در اين رستوران های زنجيره ای عهده دار شد. در سال 2002 نيز در مقام يكی از مديران مهم شركت بازنشسته شد. حالا كانتالوپو بازگشته است، اما اين بار در مقام مرد شماره يك، وی برنامه را تحت عنوان «برنامه ای برای پيروزی» مطرح كرده و قصد دارد با استفاده از اين برنامه مجددا شركت را به رشد وادارد. روزنامه آلمانی زود دويچه سايتونگ اخيرا در گفت وگويی با كانتالوپو به بررسی چالش های موجود پيش روی بزرگ ترين مالك رستوران های زنجيره ای دنيا پرداخته است، شركتی كه بسياری آن را هماهنگ با مقاصد سلطه جويانه امپرياليسم آمريكا می دانند. متن مصاحبه مدير شركت مك دونالد با كورنليا كنوست، خبرنگار زود دويچه سايتونگ، در زير از نظرتان می گذرد.

آقای كانتالوپو، معروف است كه شما بازی گلف را بيشتر از فعاليت تجاری دوست داريد. چرا حالا به جای آنكه گلف بازی كنيد اينجا هستيد؟

حرف بالا هيچ گاه درست نبوده است. من عمرم را در شركت مك دونالد سپری كردم و مدت بازنشستگی ام حتی يك سال هم طول نكشيد. بعد از آنكه از من دعوت شد به شركت بازگردم بلافاصله برگشتم. من به اين شركت عشق می ورزم و فكر می كنم می توانم كمكی در راه بازگشت آن به وضعيت سابقش باشم.

شما 30 سال در مك دونالد كار كرده ايد و طی اين مدت مسيری رو به پيشرفت و موفقيت را طی كرده ايد. آيا فكر می كنيد حالا واقعا قادر خواهيد بود به موتور تحول در شركت بدل شويد؟

ما به تغييرات بنيادين و گسترده نياز نداريم. مشكلات ما آنقدر هم كه غالبا ذكر می شود، بزرگ نيستند. در مورد خسارات ما در سه ماهه چهارم سال 2002 بزرگنمايی های زيادی صورت گرفت. علت مبهم بودن اوضاع بود. هيچ سالی به جز آن موقع ضرر ثبت نكرده ايم. ما گردش پول سالانه ای در حدود سه ميليارد دلار در سال داريم.

با وجود اين سهامداران نگران هستند. هرچه كه باشد اين اولين بحران واقعی شركت از تأسيس خود يعنی 42 سال پيش تاكنون است.

سهامداران نگرانند. اما ما با يك بحران واقعی و تمام عيار روبه رو نيستيم. در جهان برخی شرايط منفی به يك باره در كنار هم جمع شده اند و آمار و ارقام ما هم تحت تأثير آنها قرار گرفته اند. البته ما نيز فعاليت های اصلی خود را تا حدودی از نظر دور نگاه داشته ايم. حتما شنيده ايد كه من طرح كلی شركت برای رشد را لغو كرده ام. مدت ها بود كه شركت دستيابی به رشد سالانه ای معادل ده تا پانزده درصد را هدف خويش قرار داده بود. من چنين هدفی را از برنامه كار مك دونالد حذف كرده ام. بعضی شركت ها مجبورند كلا ساختار خود را تغيير دهند، زيرا الگوی تجاری آنها ديگر اقتضای وضعيت موجود را نمی كند. اما الگوی تجارت مك دونالد نيازی به تغيير ندارد. تنها بايد روند افزايش تعداد شعبه های خود را متوقف كنيم. در حال حاضر روزانه 45 ميليون مشتری داريم. بايد به جای افزايش تعداد رستوران ها بكوشيم تا در ميان تعداد بيشتری از مردم جهان انگيزه لازم برای رفتن به يكی از 30 هزار شعبه ما ايجاد شود.

شما اعلام كرده ايد كه برای اجرای ايده فوق برنامه ای هجده ماهه را اجرا می كنيد. اما آيا امپراتوری مك دونالد كه به موفقيت عادت كرده در موقعيتی هست كه بتواند تغييرات را بپذيرد و هضم كند؟

مك دونالد از زمان تأسيس خود تاكنون تغييرات شگرفی را پذيرفته است. به خصوص در بخش تجارت بين المللی تغييرات زيادی داشته ايم. در هندوستان رستوران هايی تأسيس كرده ايم كه هيچ نوع گوشت گاوی در ليست غذای آنها مشاهده نمی شود. در ژاپن هم همبرگرهايی موسوم به «تيری آكی» عرضه می كنيم. اين نشان از انعطاف پذيری ما دارد. حدود 1/5 ميليون نفر در مجموعه مك دونالد حضور دارند. آنها درك می كنند كه از آنان چه چيزی خواسته می شود. فكر نمی كنم طرح های من در اجرا با مقاومت زيادی روبه رو شوند.

شما قصد داريد غذاهای ارزان تری در ليست غذاهای رستوران هايتان قرار دهيد، غذاهايی مثل سالاد به همراه يك برش از جوجه كباب. آيا چنين كاری با وجهه سابق شما در مقام عرضه كننده غذاهای آسان و سريع همخوانی دارد؟

جواب خيلی ساده است. ما به مشتری هر چيزی را كه بخواهد می فروشيم. امروز همبرگر تنها بخش كوچكی از بازار ما را تشكيل می دهد.

در ايالات متحده در مواردی شكاياتی عليه شما صورت گرفت كه در آنها مك دونالد متهم به بی توجهی به مسائل بهداشتی و در نتيجه ايجاد اضافه وزن در بدن كودكان شده بود. آيا اقدام شما در روی آوردن به غذاهای جديد به علت ترس از اتهام فوق نيست؟

هر كدام از ما آزاد است كه در مورد نوع غذايش خودش تصميم بگيرد. ما گوشت، نان و سيب زمينی سرو می كنيم. اينها چيزهايی هستند كه مردم هميشه و همه جا می خورند. غذاهای مذكور غذاهای سالمی هستند. آنچه كه ما سرو می كنيم با هر نوع رژيم غذايی جور درمی آيد. مشكل اضافه وزن بيشتر مربوط می شود به سبك زندگی افراد. به عنوان مثال كمبود تحرك يكی از علل آن است. بيش از حد تلويزيون تماشا كردن، ساعت ها به بازی های رايانه ای مشغول بودن و نپرداختن به ورزش به اندازه كافی در مدارس از جمله علل اضافه وزن هستند. به جای آنكه كسی بخواهد ما را به معذرت خواهی وادار كند بايد در عادات فوق تغيير ايجاد كند.

سياست های مربوط به قيمت گذاری تا چه حد در موفقيت شركت ها تأثيرگذار هستند؟ آيا جنگ قيمت در زمينه همبرگر ادامه خواهد يافت؟

ما يك بوتيك كالاهای اشرافی نيستيم، بلكه عرضه كننده ای فراگير محسوب می شويم كه به صورت انبوه محصول خويش را می فروشد. لذا قيمت مناسب داشتن برايمان فوق العاده مهم است. اگر به قيمت ها توجه نمی كرديم الان به جايی كه هستيم نمی رسيديم. طبيعی است كه ساير شركت ها هم به رقابت بر سر قيمت ها توجه داشته باشند. ما به عنوان هدايت كننده و قدرت اول بازار در تصميم گيری های خويش پيرامون قيمت ها به رقبايی كه به سختی يك چهارم ما گستردگی دارند، توجه و واكنشی نشان نمی دهيم. مدتی يك بخش از بازار را به دست می آوريم و بعد آن را از دست می دهيم. اين بده و بستان ها زيادند اما در مجموع ما در اغلب بازارهايی كه در آنها فعاليت می كنيم قدرت برتر هستيم.

خب به رقبايتان توجه چندانی نمی كنيد، اما آيا با سهامدارانتان هم همين رفتار را داريد؟

وقتی مشتريانمان را راضی كنيم، تمامی ديگر گروه هايی نيز كه در شركت منافعی دارند سود می برند. تحليلگران بازار سهام مطالب زيادی راجع به جنبه های مالی برنامه شركت ها می نويسند. آنها همچنين به نحوه سرمايه گذاری ها و كاهش بدهی ها توجه زيادی می كنند. اما موضوع كاملا مهم و اصلی رضايت مشتری است. برخورد دوستانه، سرعت، نظافت و تميزی و همچنين كيفيت محصول از همه چيز مهم تر هستند.

• آيا موضوع رواج جنون گاوی هنوز هم برای شما مشكل زا است؟ آيا اصلا ديگر به آن توجه داريد؟

بله به آن توجه داريم، اما ديگر مشكل ساز نيست. مشتريان به عادات سابق غذا خوردنشان بازگشته اند. ميزان فروش گوشت هم به سطح سابق خود رسيده است.

رشد ارزش يورو چه تأثيری بر فعاليت هايتان دارد؟

من عاشق يورو هستم. از رشد يورو هم استقبال می كنم، زيرا ما تمامی مواد اوليه خود را به صورت محلی و با استفاده از واحد پول هر محل برای رستوران های آن محل تهيه می كنيم. رشد يورو فقط يك پيامد برای ما دارد: سودمان بر حسب دلار را افزايش می دهد.

جنگ عراق موجب ايجاد بی اعتمادی در روابط اروپا و آمريكا شده است. در بسياری از مناطق ديگر نيز نسبت به آمريكا اعتراضاتی صورت گرفته است. آيا اين وضعيت بر فعاليت ها و درآمدهای شما تأثير می گذارد؟

دائما سوال فوق را می شنوم. در اين زمينه نمی توانم پيامد قابل توجهی ببينم. شركت مك دونالد پلی ميان فرهنگ ها ايجاد می كند. اگر چه مك دونالد ريشه های آمريكايی دارد، اما به عنوان مثال از 30 سال پيش در كشور آلمان هم فعاليت می كند. مك دونالد در آلمان يك عرضه كننده محلی محسوب می شود. اغلب مردم آلمان می دانند همبرگرهايی كه می خورند آلمانی هستند نه آمريكايی. آنها می دانند سيب زمينی هايی كه می خرند در كشورشان رشد كرده اند و سود برندگان از فروش محصولات مالياتشان را در آلمان می پردازند. علت آنكه بازار ما در حال حاضر در كشور آلمان وضعيت مناسبی ندارد، ركود اقتصادی حاكم در كل كشور است. بسياری نيز حدس می زنند كه به علت بحران عراق فعاليتمان در فرانسه كاهش پيدا می كند. اما فرانسه طی 18 ماه گذشته يكی از بهترين بازارهايمان بوده است.

با وجود اين بسياری مك دونالد را سمبل امپرياليسم آمريكا و يكی از پيامدهای ناخوشايند جهانی سازی می دانند. آيا اين تفكر عملكرد شما را تحت تأثير خود قرار نمی دهد؟

اگر اكثر مردم چنين نظری داشتند، مشتری چندانی پيدا نمی كرديم. ما شايد تنها عرضه كننده ای باشيم كه در 120 كشور حضور دارد و همه جا هم سودده است. به سبب رشدی كه پيدا كرده ايم زير ذره بين قرار می گيريم. لذا به راحتی قابل تبديل شدن به هدف حملات كسانی هستيم كه قصد دارند توجه عموم را صرفا جلب كنند.

منبع: زود دويچه سايتونگ


ترجمه رضا علی اكبر پور: روزنامه لاتريبون در گفت وگويی با دو تن از كارشناسان اقتصادی فرانسه، كاترين لوو و آن پومير، نظر آنان را درباره آينده سازمان اوپك، با توجه به پايان جنگ در عراق، جويا شده است. آنان معتقدند كه دومين عامل نگرانی اين سازمان (پس از بحران عراق) بيماری سارز در كشورهای آسيايی است. با هم اين گفت وگو را می خوانيم.

آينده اوپك را چگونه می بينيد؟ آيا پايان جنگ در عراق می تواند اين كارتل نفتی را به حاشيه براند؟

كاترين لوو و آن پومير: در اين بازار كه تاريخ آن با پديده «كارتلی شدن» رقم خورده است، همواره به وجود بازيگری اصلی نياز بوده است كه بتواند نقش مكمل را ايفا نمايد. اوپك عملا نقش مهم خود را به عنوان تنظيم كننده ادامه خواهد داد. در حال حاضر به سختی می توان پيشگويی كرد كه آيا عراق به عضويت خود در اين سازمان ادامه خواهد داد يا خير. عراق، به عنوان كشوری عرب و يكی از بنيانگذاران اوپك، تاكنون 10 درصد از توليد نفت اين سازمان را تامين می كرد. در مقابل از مجموع 78 ميليون بشكه توليد جهانی در روز، سازمان اوپك توليد 27 ميليون بشكه را به عهده دارد. حضور يا عدم حضور عراق در اين سازمان محور اصلی مشاجره سياسی ميان عراق و ايالات متحده از يكسو، و در بطن سازمان اوپك، از سوی ديگر، خواهد بود، در حالی كه نبايد فراموش كرد كليدی ترين عضو توليدكننده نفت در اين سازمان، كشور عربستان سعودی است.

تصميم اخير اوپك مبنی بر افزايش سهم توليد و در عين حال كاستن 2 ميليون بشكه در روز از بازار را چگونه تعبير می كنيد؟

اين امر بدان معنی است كه اعضای سازمان ميزان صادرات نفت را 500 هزار بشكه كاهش خواهند داد، 1/5 ميليون بشكه ديگر نيز به توليد نفت عراق تا پيش از آغاز جنگ مربوط می شود كه اينك متوقف شده است. اوپك از چندين ماه پيش با درنظر گرفتن حضور عراق و با جبران كاهش توليد اين كشور، واكنش نشان داده است. در حالی كه بازارها فقط بر اساس ميزان توليد، بدون در نظر گرفتن عراق، عكس العمل نشان می دهند، همين امر باعث نوسانات شديدی در قيمت نفت شده است. سازمان اوپك تصريح كرده كه در گردهمايی 11 ژوئن آن را مورد بررسی قرار خواهد داد - تا آن زمان وضعيت عراق مشخص تر خواهد شد - اما آن گونه كه مشهود است، اين سازمان از عواقب بيماری سارز در آسيا بيشتر در هراس است. اگر تقاضای نفت خام در چين، به عنوان مصرف كننده بزرگ با 7 درصد رشد اقتصادی، كاهش شديد يابد، اين امر تاثيرمحسوسی بر ميزان تقاضای جهانی خواهد داشت. درواقع، اوپك از سه يا چهار سال پيش از نوعی سياست ماهرانه تنظيم، معروف به «سياست بانك مركزی آمريكا»، پيروی می كند (زيرا همانند اين بانك مركزی، آنچه را می گويد انجام می دهد و بالعكس).

پديده ای ديگر، يعنی توليد يك غول نفتی روسی در پی ادغام دو شركت رقيب يوكوس و سيب نفت، در جهان نفت روی داده است. آيا اين پديده تغييری در وضعيت جهانی ايجاد خواهد كرد؟

آری، اين اتفاق بسيار مهم است. شايعاتی به گوش می رسيد كه طبق آنها، سيب نفت بايد فروخته می شد و اكسون موبيل، رويال داچ و توتال فيناالف از سوی بازار به عنوان خريداران بالقوه اين شركت نفتی مطرح شده بودند - زيرا اين سه شركت عمده نفتی هنوز حركت آغاز شده توسط بريتيش پتروليوم را كه اخيرا با خريدن شركت نفتی TNK در بازار روسيه نفوذ كرده است، دنبال نكرده اند. در نتيجه، تاسيس شركت «يوكوس سيب نفت» نشانی از تقويت بازار روسيه در اثر تولد «يك غول جديد» است. اين ادغام، همچنين حاوی پيامی به شركت های غربی است: «شما TNK را تصاحب كرديد، اما به مابقی هرگز دسترسی نخواهيد داشت. » تصميم اخير مبنی بر عدم توسعه قراردادهای «تقسيم توليد» نيز در چنين راستايی قرار دارد. در اين قراردادها، شفافيت مالی تضمين شده و امكان بازگرداندن سود سرمايه مهياست، تضمين چنين شرايطی برای كار در اين كشور ضروری است.

آيا يوكوس سيب نفت واقعا می تواند رقيبی برای شركت های نفتی غربی باشد؟

جايگاه اين شركت جديد از نظر حجم توليد، بخش مهم قضيه يعنی پايين بودن ميزان بهره وری شركت های روسی در مقايسه با كمپانی های غربی را پنهان نگه می دارد، زيرا قيمت محصول در داخل روسيه بسيار پايين است. برای برون رفت از اين وضعيت، بايد مسئله ظرفيت تخليه و صدور حل شود، چرا كه خطوط لوله و بنادر كاملا پر هستند و شركت انحصاری دولتی ترانس نفت مديريت آنها را به عهده دارد. اين شركت برای مدرن سازی شبكه كهنه نفتی خود بايد مبالغ هنگفتی سرمايه گذاری كند. شركت های روسی همچنين برای سنجيدن قابليت رقابت خود با غربی ها، بايد به گروه های بين المللی تبديل شوند. از اين نظر، چينی ها از آنان پيشی گرفته اند، آنان در حال خريد اوراق بهادار در كشورهای خارجی، اندونزی، قزاقستان، ليبی و بيرمانی هستند.

منبع: لاتريبون


ترجمه غلامرضا رضايی نصير

بلغارستان

توليد ناخالص داخلی: 19 ميليارد دلار
سرانه توليد ناخالص داخلی: 2560 دلار
جمعيت: 7/5 ميليون نفر
رشد توليد ناخالص داخلی: 3/7 درصد
تورم: 4/8 درصد

حزب اصلی دولت، جنبش ملی سيمون دوم، در بلغارستان بی رقيب است اما مشكل آن چگونگی اصلاحات اقتصادی است. با تاثير عميق قيمت بالاتر انرژی بر اقتصاد اين كشور مشكلات بيشتری بروز خواهد كرد. بلغارستان در دور اول گسترش اتحاديه اروپا به اين باشگاه دعوت نخواهد شد. اما اين كشور اميدوار است كه اتحاديه اروپا يك «نقشه راه» برای عضويت اين كشور در دوره های بعدی ارائه دهد. در سال های 2003 فروش دارايی های دولتی ادامه خواهد يافت. خصوصی سازی در بلغارستان گاه به گاه بوده است. دولت سعی كرده است شركت مخابرات و دخانيات خود را بفروشد. در اين زمينه پيشرفت هايی حاصل شده است و پيشرفت های بيشتری به دست خواهد آمد. در نيمه اول سال 2003 بانك DSK (كه سابقا بانك پس اندازهای دولتی ناميده می شد) به همراه هفت شركت برق منطقه ای در معرض فروش قرار خواهند گرفت.

جمهوری چك
توليد ناخالص داخلی: 91 ميليارد دلار
سرانه توليد ناخالص داخلی: 8880 دلار
جمعيت: 10/3 ميليون نفر
رشد توليد ناخالص داخلی: 4/0 درصد
تورم: 1/9 درصد

با توجه به اينكه حزب دست راستی سيويك دموكراتيك اكنون در اپوزيسيون قرار گرفته است برای رهبر آن، واسلاو كلاوس پيروزی در انتخابات فوريه 2003 و گرفتن جای واسلاو هاول، رئيس جمهور، جمهوری چك دشوارتر می شود (البته همانطور كه احتمالا خوانندگان اكنون می دانند، واسلاو هاول پيش از انتخابات داوطلبانه از مقام خود كناره گيری كرد و واسلاو كلاوس، هر چند با دشواری، جای او را گرفت. م) احتمالا يكی از كانديداهای مقام رياست جمهوری ميلوش زيمان نخست وزير اسبق اين كشور خواهد بود. هنوز دو مشكل عمده بر سر راه جمهوری چك برای پيوستن به اتحاديه اروپا وجود دارد: اصلاح سياست های كشاورزی و رقابت. خصوصی سازی شركت های بزرگ نورد فولاد راه را برای پيشرفت در مورد دوم هموار خواهد ساخت. شركت های خارجی سرمايه گذاری های سنگينی در جمهوری چك می كنند. اين امر به بهره وری بيشتر و افزايش دستمزدها انجاميده است. قاعدتا ميزان مصرف و سرمايه گذاری های تجاری در سال 2003 قابل توجه خواهد بود.

لهستان

توليد ناخالص داخلی: 198 ميليارد دلار
سرانه توليد ناخالص داخلی: 5120 دلار
جمعيت: 38/6 ميليون نفر
رشد توليد ناخالص داخلی: 2/9 درصد
تورم: 3/3 درصد

دولت لهستان كه در بين مردم محبوبيت ندارد و با اقتصادی بسيار ضعيف مواجه است، سعی خواهد كرد دو طرف را داشته باشد. از يك سو وعده احتياط و دورانديشی مالی در عرصه بين المللی را خواهد داد و از سوی ديگر نويدبخش رشد اقتصادی سريع تر، امنيت شغلی و بخشش بدهی های شركت های دولتی در داخل خواهد بود. فشار از سوی رای دهندگان روستايی به دولت افزايش می يابد و دولت ائتلاف دموكراتيك چپ با تهديدهايی هم از درون و هم از شريك ائتلافی اش، حزب دهقانان لهستان مواجه خواهد شد. دولت عمده توجه خود را به عضويت در اتحاديه اروپا معطوف می سازد. اين كشور توانسته است «شكاف اصلاحی» خود را با كانديداهای موج اول عضويت در اتحاديه اروپا پر سازد. اين گروه پيشتاز احتمالا در اوايل سال 2005 به اتحاديه اروپا خواهند پيوست. اما در سال 2003 دولت لهستان با مشكلاتی در زمينه بودجه، كشاورزی و منطقه بندی كشور مواجه می شود. بانك مركزی لهستان با سياست های اين دولت در زمينه حفظ يك زلوتی (پول ملی لهستان) ضعيف موافق نيست، زيرا از كسری بودجه و تورم در هراس است. در سال 2003 تلاش هايی برای محدود كردن حوزه عمل و اختيارات بانك مركزی صورت خواهد گرفت.

مجارستان

توليد ناخالص داخلی: 77 ميليارد دلار
سرانه توليد ناخالص داخلی: 7690 دلار
جمعيت: 10/1 ميليون نفر
رشد توليد ناخالص داخلی: 4/3 درصد
تورم: 5/3 درصد

پيتر مدگيسی، نخست وزير مجارستان، از افشاگری های مربوط به اينكه وی در زمان رژيم كمونيستی سابق افسر ضد اطلاعات سرويس مخفی بوده است، جان سالم به در خواهد برد. اما احتمال تحقيق و تفحص های پارلمانی بيشتر وجود دارد. كسری بودجه در سال 2002 به ميزان انفجاری 6 درصد توليد ناخالص داخلی رسيد. در سال 2003 با توجه به رشد سريعتر اقتصادی و افزايش درآمدهای دولت از طريق بهبود نظام جمع آوری ماليات، احتمالا اوضاع بهتر خواهد شد. با اين حال كسری بودجه به كمتر از 5 درصد توليد ناخالص داخلی نخواهد رسيد. افزايش دورقمی ارزش فورينت، پول اين كشور در برابر يورو از سال 2001 به شدت به صادرات آن لطمه می زند، اما دولت رويكرد خود را تغيير نخواهد داد زيرا برای مهار تورم به پولی قوی احتياج دارد.


۱۰ فاز ديگر برای پارس جنوبی

از قرار معلوم به نظر می رسد كه مقامات وزارت نفت به دنبال رايزنی هايی برای بالا بردن تعداد فازهای عملياتی در منطقه گازی پارس جنوبی، با مجلسيان هستند؛ گفته می شود كه اين وزارتخانه تمايل خود را تا 10 فاز ديگر اعلام كرده است. ميدان گازی پارس جنوبی، بين ايران و قطر مشترك است و در بخش ايرانی آن تاكنون 18 فاز عملياتی تعريف شده است. از اين تعداد فازها يك تا 10 آن به پايان رسيده و در مرحله بهره برداری است و كارهای مناقصه و قرارداد آن به پايان رسيده است. فاز يك پارس جنوبی در تابستان امسال به بهره برداری خواهد رسيد. اين فاز توسط شركت ايرانی پتروپارس به بهره برداری خواهد رسيد. فازهای 2 و 3 آن نيز كه توسط كنسرسيوم توتال فرانسه، پتروناس مالزی و گاز پروم روسيه توسعه داده شد، در بهمن ماه سال گذشته به بهره برداری رسيد. فازهای 4 و 5 آن نيز توسط پتروپارس، نيكو و آجيپ ايتاليا در راه راه اندازی است و ،6 7 و 8 توسط پتروپارس و 9 و 10 هم توسط كنسرسيوم ايرانی كره ای. مناقصه فاز 11 آن نيز به پايان رسيده و فازهای 12 تا 18 نيز امسال برگزار خواهد شد.

پرداخت وام به خودروهای فرسوده

تدوين آيين نامه اجرايی پرداخت تسهيلات به مالكين خودروهای فرسوده در دستور كار بانك مركزی قرار گرفت، اين آيين نامه كه نحوه اعطای تسهيلات به مالكين خودروهای فرسوده را مشخص می كند با همكاری سازمان مديريت و برنامه ريزی در حال تدوين است. در اين آيين نامه ميزان اعتبار پرداختی به مالكين خودروهای فرسوده و همچنين كارمزد تسهيلات برای جايگزينی خودرو مشخص خواهد شد. مقرر است كارمزد دريافتی از اين تسهيلات كمتر از كارمزد عادی بانك ها باشد. اين اقدام تشويق مالكين خودروهای فرسوده برای جايگزينی را به دنبال خواهد داشت. براساس اين گزارش آيين نامه مذكور تا پايان خردادماه نهايی خواهد شد. جايگزينی خودروهای فرسوده تاثير به سزايی در كاهش مصرف سوخت خواهد داشت چرا كه طبق بررسی های انجام شده هر خودروی فرسوده 17 ليتر بنزين در هر 100 كيلومتر به طور متوسط مصرف می كند. اين درحالی است كه استانداردهای بين المللی بر مصرف 7 ليتر بنزين در هر 100 كيلومتر به طور متوسط دلالت دارد.

عراق و برنامه مارشال

براساس ارزيابی موسسه پژوهش های اقتصادی آلمان، امر بازسازی عراق همچون آلمان پس از جنگ جهانی دوم نيازمند يك برنامه بين المللی همچون برنامه مارشال است. برنامه ای متشكل از چهار بخش، يعنی تثبيت صلح، بخشش بدهی های خارجی، بازسازی و حق تعيين سرنوشت می تواند ثبات در عراق را احيا كرده و رشد اقتصادی اين كشور را تامين نمايد. مختصات اين برنامه بازسازی به راستی كدامند؟ ايده مربوط به بازسازی آلمان و اروپای پس از جنگ جهانی دوم توسط جورج سی. مارشال، وزير امور خارجه ايالات متحده آمريكا، دو سال پس از خاتمه جنگ جهانی دوم مطرح گرديد. اين برنامه كه به برنامه بازسازی اروپا، European Recovery Program شهرت يافت می بايست به شكل گيری پايه های رشد اقتصادی اروپا كمك رسانده و حتی بازسازی اقتصادی كشور تحت اشغال آلمان را نيز ممكن و ميسر سازد. برنامه پيشنهادی وزير امور خارجه آمريكا، به عنوان بنياد برنامه بازسازی اقتصادی آلمان در حافظه تاريخ ثبت شد. اينك تحليلگران موسسه پژوهش های اقتصادی آلمان برنامه مشابهی را برای امر بازسازی عراق پيشنهاد می كنند. گرچه عراق پس از عربستان سعودی از حيث ذخاير نفتی در پهنه گيتی در مقام دوم قرار دارد، ولی بهره گرفتن از اين منبع غنی درآمد در شرايط كنونی تنها به شكل محدودی ممكن و ميسر است. يكی از كارشناسان موسسه پژوهش های اقتصادی آلمان، تيلمان بروك در اين باره چنين می گويد: «نخست بايد گفت كه عراق كشور فقيری است. گرچه كه عراق دربرگيرنده سرزمين پهناوری است، ولی توليد ناخالص اجتماعی اين كشور بسيار نازل است. از حيث كارآمدی اقتصادی می توان كشور عراق را مثلا با شهر برمن آلمان مقايسه كرد، با اين تفاوت كه برمن تنها 650 هزار نفر جمعيت دارد. چنين است كه بازسازی عراق بدون كمك های خارجی ممكن نيست، چرا كه در شرايط كنونی نمی توان از همه ظرفيت نفت عراق برای تامين نيازهای مالی بازسازی عراق بهره گرفت و ساليان سال طول خواهد كشيد تا توليد نفت عراق بار ديگر افزايش يابد. »

از آن گذشته، درآمد ارزی ناشی از صدور نفت عراق نيز به طور تام و تمام در اختيار اين كشور قرار نمی گيرد. خسارات جنگی كويت در ارتباط با جنگ سال 1991 خليج فارس، بالغ بر 200 ميليارد دلار برآورد شده است و عراق ناگزير به پرداخت اين خسارت جنگی است و از آن گذشته بدهی های سنگين خارجی عراق نيز به مانعی جدی بر سر راه بازسازی اين كشور بدل شده است. كارشناسان مسائل اقتصادی تخمين می زنند كه ميزان بدهی های خارجی اين كشور با منظور كردن نرخ بهره اين بدهی ها، در شرايط كنونی بالغ بر 80 تا يكصد و بيست ميليارد دلار گرديد. كارشناسان پيش بينی كرده اند كه عراق ظرف 2 سال آينده به هيچ روی در موقعيتی نيست كه بتواند حتی بخشی از بدهی های خارجی خود را پرداخت نمايد. به احتمال زياد می بايست عراق مشمول بخشش بخشی از بدهی های خارجی خود گردد. كارشناس موسسه پژوهش های اقتصادی آلمان، تيلمان بروك در اين باره چنين می گويد: «آنچه كه حائز اهميت فراوان است، همانا ممكن ساختن يك آغاز واقعی است. مردم عراق نمی توانند تا ابد بهای خطای رهبران سياسی گذشته اين كشور را بپردازند. مگر نه آنكه آلمان در سال 1945 نيز در موقعيت مشابهی قرار داشت. مگر نه آنكه متفقين در آن هنگام گفتند كه آلمان نيازمند يك آغاز جديد است و بايد به مردم اين كشور شانس جديدی داده شود، تا بتواند در ثبات و رشد اقتصادی حضوری در خور يابند و دقيقا همين موضوع در عراق امروز مطرح است. »در همين ارتباط تيلمان بروك می افزايد: «من گمان می كنم كه استقرار ثبات، حال خواه ثبات سياسی و يا نظامی باشد، از اهميت فراوانی برخوردار است. چرا كه كمك های نوع دوستانه می بايست سريع توزيع گردند. مردم بايد بتوانند دگرگونی های مثبت را به سرعت مشاهده كنند و دريابند كه اوضاع در همه عرصه ها در حال پيشرفت و بهبود است. در همين رابطه نيز می توان گفت كه برنامه مارشال می تواند بسيار مفيد واقع شود. تنها از اين طريق است كه می توان مردم را در روند تثبيت و استقرار صلح مشاركت داد. ما شاهد آنيم كه با اتكا بر يك راه حل مسالمت آميز، امر افزايش آهنگ رشد اقتصادی در درازمدت تامين خواهد شد. »



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو