|

امير هوشنك اميدی نژاد: از سری برنامه های نمايشنامه خوانی در كافه تريای مجموعه تئاتر شهر نمايشنامه ای از عباس نعلبنديان روخوانی شد. عباس نعلبنديان از نمايشنامه نويسان مطرح اواخر دهه چهل و دهه پنجاه است كه برخی از آنان عبارت اند از: «ناگهان هذا حبيب الله مات فی حب الله»، «اگر فاوست يه كم معرفت به خرج می داد»، «داستان هايی از بارش مهرومرگ»، «سندلی كنار پنجره بگذاريم...» محمدمير علی اكبری كارگردانی اجرای نمايشنامه خوانی «ناگهان هذا حبيب الله مات فی حب الله» را به عهده داشت. كاراكترهای نمايشنامه در حد شخصيت هايی زنده و پويا روی صحنه حاضر شدند. مهمان اين برنامه آتيلا پسيانی بود كه به پرسش های حاضران در مورد عباس نعلبنديان پاسخ داد. وی در مورد زندگی نعلبنديان گفت: پدر عباس نعلبنديان روزنامه فروش بود. وی نيز مدتی در آنجا به كار مشغول بودند. از سال 45 - 42 شروع به يادداشت هايی كرد كه بعدا از آنها برای نوشتن نمايشنامه های خود سود جست. در كل آدم كم حرفی بود و هيچ كس هم نمی داند كه چگونه و چرا به تئاتر روی آورد. در سال 47 با نمايشنامه «پژوهشی ژرف و سترگ و نو در سنگواره های دوران بيست و پنج ساله زمين شناسی. . . » در دومين جشنواره هنر شيراز شركت كرد و توانست مقام دوم نمايشنامه نويسی را از آن خود كند. جشنواره در اين سال برنده نخست نداشت. بعدها در انجمن ايران و آمريكا اين نمايش نزديك به هفت ماه اجرای عمومی داشت. وی در ادامه گفت كه نعلبنديان از معدود نويسندگانی بود كه روی بسياری از نويسندگان هم دوره خويش تاثير زياد گذاشت، حتی كسانی كه هم اينك می نويسند. نمايشنامه حاضر نيز در سال 51 در جشن هنر ششم برای اولين بار در باغ دلگشا اجرا شد. با گروه بازيگران شهر به سرپرستی آربی آوانسيان به دنبال آن در شهريور ،51 3 اجرا و در سال 52 به مدت يك ماه در تئاتر شهر روی صحنه رفت. پس از اجرا با پسيانی گفت وگوی كوتاهی انجام داديم كه می خوانيد:
• به عنوان كسی كه با نويسنده ناگهان. . . آشنايی داشتيد راجع به تبديل متن به اجرا و روند شكل گيری آن صحبت كنيد.
البته در آن دوره هنوز اين سنت كه نمايشنامه در جريان تمرين ها شكل بگيرد به وجود نيامده بود، فقط می دانيم كه خيلی از بخش های «ناگهان. . . » در جريان تمرين شكل می گرفت و آربی آوانسيان تمام تلاشش اين بود كه اجرای اثر به دور از ذهنيت عباس نعلبنديان نباشد. متاسفانه بعد از آربی آوانسيان كارگردان ديگری تمايلی به اجرای آثار نعلبنديان نداشت. نمی دانم علتش چه بود. در اواخر دهه 50 نعلبنديان زياد نويسنده محبوبی نبود. بسياری نيز معتقد بودند كه وی فقط ادا درمی آورد.
• ريتم كلام را در متن چگونه می بينيد؟
ريتم در نمايشنامه «ناگهان. . . » به صورتی است كه می توان گفت خوش ريتم ترين متن نعلبنديان است، به دور از اشعار بايد گفت اگر توضيح صحنه را هم نديد بگيريم باز صدای ريتميك اثر در آن شنيده می شود و به دور از تيپ، كاراكترها معرفی می شوند و آن نيز به خاطر پيچش هايی است كه در متن اثر هست.
• پايان نمايشنامه های نعلبنديان معمولا توضيحات است. آيا در اجرا به مشكل برخورد نمی كنيد؟
بايد توجه داشت كه بيشتر متن ها در قالب تمرين هايی است كه شكل نهايی اجرا پيدا می كند، اما همانطور كه گفتيد بايد بگوييم چون اين توضيحات در زمان و مكان واحدی شكل می گيرند پس در اجرا نيز زمان زيادی نمی برند. مثلا وقتی آربی آوانسيان اين نمايشنامه «ناگهان. . . » را در باغ دلگشا اجرا كرد هيچ گونه طراحی صحنه نداشت و فقط از محيط واقعی باغ استفاده كرد. در اجرايی هم كه در تئاتر شهر اتفاق افتاد به دليل اينكه خاك و آجر به صورت دكوراتيو طراحی شده بود بيشتر بازی ها در حالت نيمه تاريكی و تاريكی اجرا شد.
• ساختمان آثار نعلبنديان را چگونه می بينيد؟
قبل از هر چيز بايد بگوييم كه بهترين اثر وی از نظر ساختمان «هرامسا 709 - 705» است و اما فضای آثار وی بسيار ايرانيزه بود و با توجه به اينكه آثار غربی را ترجمه می كردند و آشنايی تام به متن های غربی داشتند باز آدم های آثار خود را در فضاهای آشنا و ايرانی قرار می داد و بسيار هم ايرانی می انديشيد. تمام تلاشش اين بود كه روابط ايرانی را در ذهن ما زنده كند.
• چرا شيوه نگارش وی مختص به خود او بود؟
بله ايشان بسيار به شيوه خودش می نوشت و كمتر كسی را سراغ داريم كه چنين باشد البته امروزه نيز تنها نويسنده ای كه به شيوه خودش می نويسد به نظر من محمد چرمشير است وی همواره من را به ياد نعلبنديان می اندازد. به نظرم اگر تاثيری از نعلبنديان هم گرفته باشد در آثارش هست.
• مذهب در آثار وی چه جايی دارد؟
نعلبنديان چون ايرانی بود، پس ايرانی هم می انديشيد و بسيار هم مذهبی می انديشيد، حتی يكی از مذهبی ترين افرادی است كه من در تمام عمرم ديده ام، پس جنبه بصری مذهبی در آثار وی بروز پيدا می كند. وی تصميم نمی گرفت كه مذهبی بنويسد مخصوصا در آن زمان، اما مذهب و رگه هايی از آن هميشه در آثارش جايی داشت. |