Persian Archive

• فوتبال تابان
• نگاه آنها. نگاه ما
• ستاره های خارجی جی ليگ
• رقيب جدی برای فرمول يك
• رضايت رئيس
• كشتی ورزش نياكان


آران: يك دهه پيش باشگاه های حرفه ای فوتبال ژاپن گرد هم آمدند تا جی ليگ (J-Leage) يا ليگ حرفه ای ژاپن را بنيان گذارند. از آن روز حركتی در بطن جامعه ژاپن آغاز شد كه به محبوبيت روزافزون فوتبال در سرزمين آفتاب تابان انجاميد. حالا ديگر در ميان نسل جوان اين كشور پرداختن به «بازی زيبا» يا تماشای آن مهجور نيست و تب فوتبال با برگزاری جام جهانی در ميان آنان همه گير شده. هرچند احساسات مردم ژاپن در خلال جام 2002 بيشتر به خاطر ميزبانی يك تورنمنت جهانی فوتبال بود و عمدتا فوتبال ملی اين كشور را در بر می گرفت ولی افزايش چشمگير حضور هواداران فوتبال باشگاهی ژاپن در استاديوم ها از تابستان گذشته به اين سو نشان از رونق گرفتن فوتبال در مقابل محبوب ترين ورزش ژاپن، بيسبال دارد.

جی ليگ از سال 1993 در قالب يك ليگ 10 تيمی آغاز شد و از سال 1999 بود كه سيستمی شامل دو دسته ممتاز و متوسط در آن پا گرفت. دسته اول (J1) شامل 16 تيم و دسته دوم (J2) شامل 12 تيم هستند در حالی كه هر دو دسته زير يك عنوان و نشان رسمی بازی می كنند. مثل ساير ليگ ها اينجا هم بازی ها به شكل رفت و برگشت انجام می شوند و يك جام حذفی با حضور تمامی 28 تيم مزبور برگزار می گردد. (J1) يا ليگ دسته اول به دو نيم فصل يا از نظر خود ژاپنی ها دو فصل مجزا تقسيم می شود. نيم فصل اول با عنوان بهاره از ماه مارس (اسفند) تا جولای (مرداد) به طول می انجامد و نيم فصل دوم يا پاييزه با يك وقفه كوتاه از ماه آگوست (شهريور) تا نوامبر (آبان) پی گرفته می شود. قهرمان های اين دو فصل در پايان مسابقه فينال را برگزار می كنند. چنين برنامه ای كه تا حدودی به وضعيت آب و هوای ژاپن نيز ارتباط دارد، سبب جذابيت بيشتری می شود و همواره به تيم های كوچك تر اين فرصت را می دهد تا به قهرمانی برسند. همچنين تقسيم بندی بازی های رفت و برگشت نشان می دهد كه در جی ليگ تقابل دو يا چند تيم آنقدر حساس نيست كه در يك دربی ميزان بودن يك طرف در ليگ بهاره و ميهمان بودنش در ليگ پاييزه آنقدر سرنوشت ساز باشد. تيم های دسته دوم (J2) نيز طی يك فصل پيوسته با هم رقابت می كنند و در پايان دو تيم صدرنشين آن جای دو تيم قعرنشين (J1) را می گيرند. بازی های جام حذفی از دور اول تا مرحله نيمه نهايی به شكل رفت و برگشت برگزار می شوند و بازی فينال به يكی از استاديوم های معروف ژاپن منتقل می گردد.

مطابق قانون در ژاپن هر باشگاه حق دارد پنج بازيكن خارجی استخدام كند. وقتی جی ليگ تازه به راه افتاده بود اين قانون كمك كرد تا تنی چند از مشهورترين بازيكنان جهان جذب باشگاه های ژاپنی شوند. مثلا زيكوی برزيلی به كاشيما آنتلرز پيوست و پير ليتبارسكی ژرمن به يونايتد ايچی هارا آمد. اين استعدادهای جهانی سطح انتظارات را بالا بردند و هوادارانی را گرد باشگاه ها جمع كردند با همان سطح بينش هواداران كلاسيك اروپا. ستاره های خارجی نقش بسزايی در محبوبيت جی ليگ داشته اند همان طور كه تأثير زيادی بر سبك بازی ژاپنی ها گذاردند. آنها نسلی از فوتباليست ها را به سوی گسترش مهارت ها و فراگيری نگرش حرفه ای سوق دادند. هر باشگاهی كه می خواهد وارد دسته اول جی ليگ شود، بايد از امكاناتی پايه در حد استاندارد برخوردار باشد. يك باشگاه علاوه بر يك تيم حرفه ای اصلی بايد يك مجموعه اقماری از تيم های پايه داشته باشد كه شامل سه رده سنی زير هجده سال، زير 15 سال و زير 12 سال می گردد. در (J2) شرايط كمی آسان تر است و جدای از يك تيم اصلی با قراردادهای حرفه ای فقط يك تيم پايه زير هجده سال لازم است. در حالی كه باشگاه های (J1) بايد به استاديوم هايی با گنجايش حداقل 15 هزار نفر دسترسی داشته باشند، شرط ظرفيت برای باشگاه های (J2) به 10 هزار نفر كاهش می يابد. ضمن اينكه هيچ باشگاهی نمی تواند بدون داشتن يك مجموعه تمرينی مجوز حرفه ای بگيرد. مسلما فراهم آوردن چنين سطحی از امكانات كار آسانی نخواهد بود به همين دليل از باشگاه ها به عنوان موسسات مالی يا شركت های تجاری ثبت نام می شود و در بسياری موارد كمپانی ها، دولت های محلی و ساير نهادهای اقتصادی وارد شراكت با باشگاه ها می شوند و نقش حامی مالی را بازی می كنند. بدين شكل باشگاه ها بخش قابل توجهی از بودجه شان را از اسپانسرها تأمين می كنند.

هريك از تيم های جی ليگ متعلق به يكی از شهرهای ژاپن هستند و مطابق قانون نام شهر حتما بايد بخشی از نام رسمی باشگاه باشد ولی معمولا قسمت نخست نام رسمی به حامی يا شريك مالی اختصاص می يابد. اين سنتی است كه از ليگ حرفه ای بيسبال به ليگ حرفه ای فوتبال ژاپن وارد شده. فلسفه نامگذاری باشگاه ها بر اساس شهرها و كمپانی ها، به منظور بهره مندی آنها از ريشه های قدرتمند اجتماعی و اقتصادی است كه اين هويتی منحصربه فرد برايشان به ارمغان آورده. فلسفه فوق مستقيما با گسترش فرهنگ هواداری در ارتباط است چنانكه تيم كوچكی مثل «اوراوا رد دياموندز» يا «الماس های سرخ شهر اوراوا» عليرغم اينكه افتخار خاصی ندارد صاحب هوادارانی است كه در هر بازی استاديوم تيم را پر می كنند و چنان شور و حرارتی به خرج می دهند كه هر مسابقه اوراوا به يك فستيوال رنگ و موسيقی تبديل می شود.

دو دليل اصلی برای راه اندازی جی ليگ می توان ذكر كرد. هدف نخست ارتقای سطح فوتبال ژاپن بود. پيش از تأسيس جی ليگ، ليگ فوتبال ژاپن (JSL) مهم ترين رقابت سراسری كشور محسوب می شد. «JSL» متشكل از تعدادی تيم های آماتور با حمايت های محدود مالی بود. اما به ندرت ژاپنی ها دريافتند كه اگر بخواهند در رقابت يك تيم ملی معتبر جمع شوند بايد ليگی با استانداردهای اروپا و آمريكای جنوبی داشته باشند يعنی آن بخش از دنيا كه فوتبال بر آن حكمفرماست. 6 سال پس از تأسيس جی ليگ ژاپن با غلبه بر ايران برای نخستين بار راهی جام جهانی (1998 فرانسه) شد. دومين هدف از راه اندازی جی ليگ، گسترش مفهوم ورزشی با الگوی باشگاه های ورزشی فراگير اروپايی بود. باشگاه های ورزشی در اروپا دارای زيربنايی اجتماعی هستند و در طيف وسيعی از رشته ها فعاليت دارند. مردم در باشگاه های محلی شام و نهار می خورند و اوقات فراغتشان را در آنجا سپری می كنند. هدف جی ليگ فعال كردن جوامع محلی پيرامون فوتبال به منظور نزديكی مردم به يكديگر است. اين هدف از طريق سازماندهی آيين ها مراسمی از سوی باشگاه ها و جذب شهروندان دنبال می شود. برای مثال باشگاه «يوكوهاما ـ اف ـ مارينوس» پروژه ای با نام «دوستيابی از طريق فوتبال» را در شهر «يوكوهاما» سازماندهی می كند. اين پروژه اجتماعی به موضوعات گوناگونی اختصاص يافته:

1 ـ تعامل بازيكنان مشهور با شهروندان محلی
2 ـ آموزش مهارت های فوتبال به نوجوانان، خانواده ها و زنان
3 ـ گشودن امكانات باشگاه به روی عموم مردم
4 ـ كلاس های آموزشی برای مربيان فوتبال.

از سوی ديگر باشگاه، تيم فوتبال قدرتمندی ساخته كه بازی های اين تيم به كانون گردهمايی های مردم يوكوهاما بدل شده اند. پروژه «دوست يابی با فوتبال» درست در روزهايی برگزار می گردد كه فستيوال سالانه «مينياتوماتسوری» در جريان است. پيوند مردم و فوتبال در اين جشن ها چشم اندازی روشن برای فوتبال ژاپن ترسيم می كنند. پيش از آغاز دهه نود ژاپن يك قدرت درجه دوی آسيا بود ولی به لطف جی ليگ آنها نه تنها يك جامعه فوتبال قدرتمند ساختند بلكه اين شهامت را يافتند تا ميزبانی جام جهانی را بپذيرند و به شكلی بی نظير از عهده آن برآمدند. به دنبال ميزبانی بزرگ ترين تورنمنت فوتبال دنيا حالا ژاپن پای ثابت بزرگ ترين تورنمنت های فوتبال است.


هاگ اسليت
معاون سردبير مجله Match Football
بريتانيايی

در ابتدا چگونه وارد حرفه فوتبال نويسی شديد؟

تازه تحصيلاتم در رشته حقوق دانشگاه كمبريج به پايان رسيده بود و كاملا مطمئن بودم كه نمی خواهم يك وكيل شوم. ترجيح می دادم با نوشتن زندگی كنم. بنابراين به كارديف رفتم تا يك سال دوره روزنامه نگاری مختص مجلات را سپری كنم. نمی خواستم برای هميشه در زمينه فوتبال كار كنم. چون باور داشتم آميختن آن چه كه عاشقش هستيم با آن كاری كه فقط به عنوان شغل و برای امرار معاش انجام می دهيم اصلا كار درستی نيست. اما خوشبختانه بعدها فهميدم كه اين باور درست نيست. بزرگ ترين فرصت برای من كار كردن و تجربه اندوختن برای يك مجله تازه كار ورزشی به نام «اسپورتد» بود. آنها كارم را دوست داشتند و در نتيجه به عنوان يك ورزشی نويس تمام وقت در اين نشريه ورزشی استخدام شدم. متأسفانه اين مجله شكست خورد و ناگزير تعطيل شد. بنابراين برای كار به مجله (Match) رفتم و هم اكنون هم به عنوان معاون سردبير در آنجا مشغول به كار هستم.

می توانيد در مورد كارتان توضيح دهيد؟

ما مصاحبه های زيادی با فوتباليست ها انجام می دهيم. اما من در حال حاضر معاون سردبير هستم و خودم ديگر اين كارها را انجام نمی دهم. در حال حاضر مقاله های اصلی را می نويسم و بيشتر درگير سازماندهی كارها هستم. به عنوان مثال با شركت های توليدكننده لباس های ورزشی مذاكره می كنم و يا با اسپانسرها و كارپردازان بازيكنان به صحبت می نشينم. مجله را ويراستاری می كنم و همه نويسندگان، طراحان و عكاسان را باهم هماهنگ می كنم.

در كار كردن با فوتبال، بيش از همه از چه چيز لذت می بريد؟

می دانم اگر بخواهم به تماشای بازی بزرگی بروم به احتمال زياد می توانم و اين مسئله بزرگترين مزيت اين شغل است. اما از ملاقات با برخی شخصيت های بلندپايه اين ورزش، شامل بازيكنان، مديران و ساير شخصيت های پشت صحنه نيز بسيار لذت می برم.

تاكنون برجسته ترين و بهترين لحظات كارتان، كدام بخش آن بوده است؟

حضور در فينال جام اروپا در سال 1999 كه بين دو تيم منچستر يونايتد و بايرن مونيخ در بارسلونا انجام شد، واقعا استثنايی ترين لحظه زندگی ام بود. يكی ديگر از اين خاطرات يورو 2000 بود. فكر می كردم تمامی اين تورنمنت جذاب باشد و به همين دليل برای تماشای 12 ديدار از نزديك به استاديوم رفتم. اگر مجبور بودم از ميان مسابقات يكی را انتخاب كنم، بدون ترديد محبوب ترين ديدار يعنی پيروزی چهار بر سه اسپانيا در مقابل نيوزيلند را انتخاب می كردم. زمانی كه اسپانيا دوگل در وقت اضافه وارد دروازه حريف كرد و يوگسلاوی كاملا ويران شده بود، فقط به اين دليل كه آنها در نهايت صعود كرده بودند، همه مردم خوشحالی می كردند.

در نهايت برای افرادی كه می خواهند پا جای پای شما بگذارند و در واقع نويسنده ورزشی شوند، چه توصيه ای داريد؟

به نظر من اطمينان به انتخاب خود و كاری كه درصدد انجامش هستيم بسيار مهم است

.

پژمان راهبر
سردبير روزنامه جهان فوتبال

چه مسيری را طی كرديد تا به اينجا رسيديد؟

من يك روزنامه خوان حرفه ای بودم و خواند مطالب تأثيرگذار رفته رفته من را دست به قلم كرد. دوست نزديكم در هفته نامه «ستاره ها»، كه اساتيد روزنامه نگاری مثل يونس شكرخواه و فريدون صديقی آن را می گرداندند، كار می كرد و در يك صبح به يادماندنی شهويور 76 در آنجا فريدون صديقی را ملاقات كردم. اساتيد ستاره ها كمكم كردند تا ورزشی نويس شدم.

برای اين كار چه دوره هايی را گذرانده ايد؟

دوره خاصی را نگذراندم. نوشته های عالی بودند كه به من درس می دادند. وقتی سال 77 وارد گزارش هفته شدم خيلی چيزها از آقايان افشار، خوانساری، شيبانی و مشايخی ياد گرفتم. آنها به من فضا دادند و من هم كار خبرنگاری می كردم. بعد وارد روزنامه های زن، ايران جوان و صبح ورزش شدم كه سطح متفاوتی داشتند اما از هر كدام تجربه ای به دست آوردم. در اين مدت با وجود اينكه مطالب ورزشی را دنبال می كردم اما هيچ وقت «صبح ورزش» و «خبر ورزشی» من را ارضا نمی كردند. بزرگترين تجربه ام شركت در يكی از كلاس های مركز پژوهش و مطالعات رسانه ها بود كه آنجا با نحوه تنظيم خبر آشنا شدم كه هنوز هم برايم مهمترين مسئله است.

روش كارتان را چگونه تشريح می كنيد؟

كار ما يك جور آشپزی است. ما به مواد خامی كه به دستمان می رسد، ادويه می زنيم و آنها را طبخ می دهيم. در اين ميان آشپزهايی موفق هستند كه با حوصله و با سليقه باشند. هميشه به اين توجه داشته ام كه اخبار و تحليل ها خشك نباشند بلكه يك ماجرای جذاب را روايت كنند.

نوع رويكردتان به فوتبال چگونه است؟

يك بخش فوتبال فنی است و بخش ديگرش اجتماعی كه جنبه سرگرمی دارد. من بيشتر فوتبال را سرگرمی می دانم. البته وجه فنی اش هم لازم است اما بايد راحت و قابل هضم توصيف شود. فوتبال يك رسانه است كه می تواند ميليون ها نفر را به سوی خود بكشاند پس از سينما هم مؤثرتر است.

تأثير گذارترين لحظات كارتان چه بوده است؟

رابطه ما با محصول كارمان يك رابطه پدر و فرزندی است. شب ها هر وقت كه صفحه های خوبی می بنديم احساس خوبی دارم. تلخ ترين خاطره ام از باخت ايران به بحرين بود كه مردم به جای عصبانيت بغض كردند. بهترين لحظه، قهرمانی ايران در بوسان بود كه نتيجه حمايت های جهان فوتبال از برانكو را گرفتيم.

به آنهايی كه می خواهند پاجای پايتان بگذارند چه می گوئيد؟

كار كنيد، حرف نزنيد.


از عمر ليگ فوتبال حرفه ای ژاپن تنها ده سال می گذرد اما به لطف ستاره های خارجی كه سفيران فوتبال مدرن در ژاپن هستند اين ليگ ابعادی جهانی يافته، اين ستاره ها چه از نظر فيزيكی و چه فكری تأثير شگرفی بر نسل جديد فوتبال ژاپن گذارده اند و بسياری از آنها خود از قدرت مديريت فرهنگ ژاپنی ها تأثيرپذيرفته اند. با هم نگاهی به مهمترين لژيونرهای جی ليگ ظرف ده سال گذشته می اندازيم.

پاتريك امبوما (كامرون)

او هم يكی ديگر از ستاره هايی بود كه در نقطه اوج بازی اش به ژاپن سفر كرد. او از 1995 تا 1998 در گامبا اوزاكا آنقدر گل زد و گل زد تا اينكه به «شانس سياه» مشهور شد و سرانجام در سال 98 آقای گل جی ليگ گشت. امبوما همچنين به خاطر حركات برق آسای خود نزد هواداران محبوب بود.

دراكان استويكويچ (يوگسلاوی سابق)

در سال 1994 مارادونای سرخ موی اروپا به ناگويا گرامپوس پيوست. به خاطر هوش بالا و ذهن سريع استويكويچ ژاپنی ها به او لقب «جن» داده بودند. او جزو معدود ستاره های بزرگ دنيای فوتبال بود كه در دوره اوج خود به جی ليگ آمد.

پير ليتبارسكی (آلمان)

او در فاصله 95 ـ 93 برای يونايتد ايچی هارا بازی كرد و مثل زيكو تأثير زيادی بر ارتقای سطح فوتبال جی ليگ داشت. دريبل های تماشايی ليتبارسكی و ضربه های آزاد دقيق پای راست اين هافبك چپ بسياری از هواداران را مجذوب ساخت

.

زيكو (برزيل)

او در سال های 94 و 93 برای كاشيما آنتلرز بازی می كرد. او قدرت نفوذ بالايی به عنوان يك بازيكن پر تجربه داشت و نيازی به ذكر نيست كه زيكو اسطوره فوتبال برزيل، بزرگترين استاد فوتبال ژاپنی ها بوده است. زيكو پس از مدتی مربی گری كاشيما، حالا به سمت سرمربی تيم ملی ژاپن منصوب شده است. گری لينه كر (انگلستان) گلزن اسطوره ای انگليسی در سال های 93 و 94 برای ناگويا گامپوس گلزنی كرد اما آنقدر كه در جام جهانی 86 گل كاشته بود در ژاپن خارق العاده نبود.

لئوناردو (برزيل)

در فاصله سال های (96ـ94) در بازگرداندن كاشيما آنتلرز به باريكه قدرت سهيم بود. لئوناردو پس از جام جهانی 94 نه فقط در ژاپن كه در سراسر دنيا يك ستاره بود ولی در جی ليگ ماند و پيشرفت كرد.

گيدو بوخوالد (آلمان)

بوخوالد همان مدافع تنومندی كه در فينال جام 90 مارادونا را از كار انداخت، به مدت سه سال (97ـ94) صخره خط دفاعی «اوراوا رد دياموندز» بود.

دونگا (برزيل)

كاپيتان تيم ملی برزيل از 95 تا 98 روح جنگندگی را به مردان جوبيلو ايواتا تزريق كرد و جوبيلو با حضور به يكی از بهترين های آسيا تبديل شد.

ميشل لادروپ (دانمارك)

پيش از آمدن به كوپه، او تجربه بازی در چند باشگاه بزرگ اروپا را داشت. البته بازيگری لادروپ در «ويسل كوپه» به يك دوره شش ماهه محدود شد.

رامون دياس (آرژانتين)

در سال هايی كه جی ليگ تازه شروع به كار كرده بود او بيش از هر كس ديگری با پيراهن آبی يوكوهاما مارينوس گل زد و در سال 1995 بازنشسته شد.

سالواتوره اسكيلاچی (ايتاليا)

وقتی ستاره اقبال اسكيلاچی در ايتاليا رو به افول گذاشت به جوبيلوايواتا كوچ كرد اما به درخشش ادامه داد. در فاصله (97ـ95) آقای گل جام جهانی 90 برای تيمش 56 بار گلزنی كرد.

هريستو استويچكوف (بلغارستان)

آقای گل جام جهانی (94) تنها يك فصل و اندی (99ـ98) برای كاشيوا ريسول بازی كرد و دوباره به اروپا بازگشت.دفاعی حريف فرستاد و سيروس با روی پا توپ را از بالای دستان دروازه بان درون دروازه دفاعی حريف فرستاد و سيروس با روی پا توپ را از بالای دستان دروازه بان درون دروازه حريف جا داد. » جالب ترين نكته اين گل بيرون رفتن مهدی فنونی زاده از كنار دروازه برای فرار از آفسايد بود. از حساس ترين گل های سيروس، گل هايی بود كه همراه ملوان انزلی به تيم های استقلال و پرسپوليس زد تا ملوان در آن سال به مقام قهرمانی جام حذفی دست پيدا كند. در برهه ای كه سيروس قايقران در تيم ملی بازی می كرد يك اتفاق مهم رخ داد و آن استعفای دسته جمعی بازيكنان تيم ملی بود. زمان مربيگری دهداری و در مسابقات آسيايی سئول جمعی از بازيكنان كه از عملكرد دهداری رضايت نداشتند استعفانامه ای را امضا كردند و از تيم جدا شدند. در اين جمع، سيروس قايقران، مجيد نامجو مطلق و چند بازيكن ديگر نامه را امضا نكردند و در همين ميان سيروس به عنوان كاپيتان تيم بين بازيكنان جوان انتخاب شد. سيروس بعد از اينكه بازی كردن را كنار گذاشت به سرعت به جمع مربيان پيوست و در دو تيم كشاورز و مسعود هرمزگان مربيگری كرد. در ضمن سيروس انسان شوخ طبعی هم بود، به گفته يكی از دوستانش سيروس خود را با هر جمعی به سرعت وفق می داد و اين به خاطر خوش زبانی اش بود، «دريكی از اردوهای تيم ملی به همراه صالح نيا و دهداری برای خريد به فروشگاه رفتيم، دهداری همراه خود بار زيادی داشت و وقتی از فروشگاه بيرون آمد صالح نيا اشاره كرد كه اين همه بار برای سيروس است و او با حركت و زبان خاص خودش اين حرف را تكذيب كرد كه در نوع خود جالب بود. » دوستان سيروس از بيان خاطراتشان در زمانی كه او درقيد حيات نيست امتناع می كنند چرا كه خانواده وی از اين امر ناراحت نشوند. سيروس به خانواده خود بسيار وابسته و در تمامی سفرها به ياد آنها بود. او جوان ترين فوتباليستی است كه به سرعت به تاريخ پيوست.

نام باشگاه ها: ملوان، استقلال انزلی، الاتحاد قطر، كشاورز تهران.
بازی در تيم ملی: 100 مسابقه (43 بازی رسمی)
كاپيتانی در تيم ملی: 21 بازی ملی
گل زده برای تيم ملی: 14 گل
اولين بازی ملی: 30 دی ماه 63 مقابل يوگسلاوی
آخرين بازی ملی: 26 فروردين 72 مقابل بوسنی
اولين كاپيتانی تيم ملی: 11 آذر 67 مقابل تيم قطر
مربيگری: كشاورز، مسعود هرمزگان

افتخارات دوران بازيگری: قهرمانی آسيايی 90 پكن، مقام سومی در جام ملت های آسيا ،88 مقام دوم ليگ قدس با تيم گيلان و قهرمانی در جام حذفی با تيم ملوان. زيباترين گل های ملی به تيم های دينامو درسدن ،64 تيم ملی كره جنوبی.


رقيب جدی برای فرمول يك

ماكس موزلی رئيس فدراسيون جهانی اتومبيلرانی (FIA) از پيدايش يك رقيب جديد برای مسابقات فرمول يك خبر داد. موزلی ادعا كرد كه پنج كمپانی مشهور حاضر در فرمول يك يعنی بی ام و، دايملر كرايسلر (مرسدس)، فورد (جاگوار)، فيات (فراری) و رنو در حال طراحی مسابقاتی جديد در عرصه اتومبيلرانی هستند، البته اين كمپانی ها درصدد كنار كشيدن از عرصه فرمول يك نيستند، اما يك دوره مسابقات جديد می تواند رقيب جدی برای پولسازترين مسابقات اتومبيلرانی سرعت جهان باشد.

رضايت رئيس

محسن مهر عليزاده رئيس سازمان تربيت بدنی همچنان حرف های جالبی می زند. خصوصا حرف های جديد او خبر خوشی برای مطبوعاتی های سمج و پردردسر ورزش مايه خوشحالی است. معاون رئيس جمهوری و رئيس سازمان تربيت بدنی گفت: از مطالب منتشره در مطبوعات به عنوان بهترين مشاوره در تصميم گيری ها و ارائه راهكارهای مناسب به مسئولان اين سازمان بهره می گيرد. «محسن مهرعليزاده» روز پنج شنبه در نشست «هم انديشی ورزشی نويسان با رياست سازمان تربيت بدنی» كه با همكاری انجمن نويسندگان و عكاسان ورزشی ايران در محل دايمی نمايشگاه ها برگزار شد. افزود: اميد دارم زمانی برسد كه به جای بهره برداری از 20 درصد مطالب ورزشی منتشره در مطبوعات كشور بتوانم از 80 درصد اين مطالب بهره گيرم. وی به قشر جوان كه بيشترين مخاطبان مطبوعات ورزشی كشور هستند، اشاره كرد و گفت: مطبوعات می بايست از سطحی نگری بپرهيزند و هر چه كارشناسی تر با مسائل برخورد كنند و از نوشتن مطالبی كه نشاط و شادابی را از قشر جوان دور می كند، پرهيز نمايند. معاون رئيس جمهوری در ادامه اظهار داشت: جوانان، سازندگان آينده ايران هستند از همين رو نبايد شور و نشاط را از آنان با نوشتن مطالب منفی گرفت. رئيس سازمان تربيت بدنی بر داشتن مطالب آموزشی در مطبوعات تاكيد كرد و گفت شايد در نخستين گام مطالب آموزشی برای مخاطبان جاذبه لازم را نداشته باشد، اما اين روند در آينده تغيير خواهد كرد و مخاطبان بسياری را جذب خواهد نمود. مهرعليزاده تصريح كرد: سطح مطالبی كه در مطبوعات ورزشی منتشر می شود، می بايست از سطح فرهنگ جامعه بالاتر باشد تا بتواند در فرهنگ جامعه تاثير بگذارد. وی از مطبوعات به عنوان يك «فرصت» مناسب برای مديران سازمان تربيت بدنی ياد كرد و گفت: سرمايه های سازمان تربيت بدنی تنها امكانات، تاسيسات و. . . نيستند، بلكه مطبوعات و جوانان نيز جز سرمايه های اين سازمان به شمار می روند. وی در ادامه به اهداف تشكيل كميته مطبوعات در سازمان تربيت بدنی اشاره كرد و گفت هدف ما سانسور نيست بلكه تلاش داريم با تشكيل اين كميته ارتباط مناسبی با مطبوعات ايجاد كنيم. معاون رئيس جمهوری گفت: آيين نامه اين كميته تدوين شده است و اميد داريم از همكاران مطبوعاتی در اين كميته بهره گيريم. رئيس سازمان تربيت بدنی با اشاره به نگاه مثبتی كه از سوی مسئولان نسبت به ورزش كشور وجود دارد اظهار داشت: در مدت بيش از يك سال كه از حضورم در اين سازمان می گذرد، تاكنون هيچ دستگاه، نماينده و. . . نسبت به مسائل ورزشی با بی ميلی برخورد و يا كارشكنی نكرده است، در طول اين مدت بودجه عمرانی و جاری اين سازمان افزايش چشمگيری داشته كه اين امر حكايت از نگاه مثبت مسئولان به اين مقوله اجتماعی، فرهنگی، سياسی و اقتصادی كشور دارد. در اين نشست شماری از ورزشی نويسان كشور نقطه نظرات و ديدگاه های خود را نسبت به مسائل مختلف ورزش ارائه كردند. همچنين در اين نشست از 3 تن از پيشكسوتان عرصه مطبوعات ورزشی كشور به نام های حسين فكری، ناصر مفخم و يونس عليشيری با اهدای لوح هايی سپاس تقدير و تشكر به عمل آمد. معاون رئيس جمهوری و رئيس سازمان تربيت بدنی پيش از شركت در اين نشست از برخی از غرفه های مطبوعات در نمايشگاه بازديد به عمل آورد.

كشتی، ورزش نياكان

ديدار اعضای فدراسيون كشتی با حجت الاسلام والمسلمين سيدحسن خمينی در روز پنج شنبه اتفاق جالبی بود. سيد حسن خمينی نشان داد كه مثل پدرش مرحوم سيد احمد خمينی علاقه خاصی به ورزش دارد. سيد احمد خمينی زمانی در يكی از تيم های فوتبال قم بازی می كرد و طبق شنيده ها سيد حسن خمينی هم به فوتبال علاقه زيادی دارد. در اين ديدار كه چهارشنبه شب انجام شد، محمدرضا طالقانی به بيان گزارش عملكرد فدراسيون و برنامه های آتی آن پرداخت. سپس «منصور مهديزاده» پيشكسوت و قهرمان اسبق جهان، ديدار جوانان رشيد و ورزشكار كه مظهر راستگويی و منش پهلوانی هستند با ايشان را ستود و لوح تقدير اهدايی از سوی فدراسيون كشتی را به وی تقديم كرد. حجت الاسلام والمسلمين حاج سيدحسن خمينی نيز در اين ديدار، كشتی را ورزش اول كشور و از آن ايرانيان دانست و گفت كشتی ورزشی بجا مانده از نياكان ماست كه بايد در حفظ و توانمندی اين ميراث با ارزش كوشيد. وی نام كشتی را توام با جوانمردی، خضوع و رفعت دانست و افزود كشتی گيران و پهلوانان نامی ايران زمين همچون پوريای ولی و تختی با رعايت كرامات اخلاقی و با تاسی به اميرمومنان علی(ع) به عنوان اسطوره ماندگار در اذهان باقی ماندند. حاج سيدحسن خمينی سرمايه گذاری در امر ورزش را مانعی جدی در مقابل ناهنجاری های اجتماعی خواند و گفت: با بسترسازی اختصاصی بودجه و تشويق مردم برای گرايش به ورزش از صرف هزينه های زياد برای برخورد با ناهنجاری ها در قسمت های مختلف اعم از نهادهای قضايی، انتظامی و خانوادگی جلوگيری می شود.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو