Persian Archive

• پسر همچون پدر؟
• داروهای سنتی و سودهای كلان
• جهان به زبان ارقام-۳
• آمريكا با تحريم اروپا
• تاثير يورو بر اقتصاد آلمان


ترجمه حميدرضا فتاحی: تاريخ عادت تكرار دقيق رويدادهای گذشته را ندارد. اما به نظر می رسد قصد دارد در خاندان بوش چنين چيزی را امتحان كند. بوش پسر كم و بيش در همان مسيری قدم گذاشته، كه بوش پدر پيموده بود: از اندوور (Andover) و ييل (Yale) گرفته تا صنعت نفت، از مشاغل دولتی گرفته تا پست رياست جمهوری و از كاخ سفيد تا خليج فارس. آيا در پايان كار نيز شباهت هايی وجود خواهد داشت؟ با اينكه در حال حاضر بوش دوم از دستاوردها و ثمرات پيروزی در جنگ با عراق شادمان است اما نگرانی هايی در داخل آمريكا در مورد وضعيت نامطلوب اقتصاد اين كشور وجود دارد و همين موضوع است كه ترديد درباره تكرار تاريخ را غيرممكن می سازد. آيا او دومين بوشی نخواهد بود كه در مسير تصاحب جام پيروزی بين النهرين، در كپتول (كاخ سفيد) ناپديد می شود؟ امكان تحقق چنين رويدادی است كه چپ های آمريكا را به هيجان می آورد و در مقابل راست گرايان را به شكوه وامی دارد. كارشناسان مسائل سياسی معتقدند: از ديدگاه رأی دهندگان آمريكايی مسائل داخلی همواره مهم تر از امور سياست خارجی ايالات متحده هستند (برای اطمينان بيشتر بد نيست از روح وينستون چرچيل و بوش پدر نظرخواهی شود) بدون ترديد آنها به ارقام هشداردهنده ای كه پيرامون جورج بوش دوم را احاطه كرده اند، اشاره خواهند كرد. از زمانی كه بوش پسر بر صندلی رياست جمهوری آمريكا تكيه كرده است، آمريكاييان 2 ميليون شغل را از دست داده اند در حالی كه كلينتون 23 ميليون شغل خلق كرد و بوش پدر نيز 2/5 ميليون شغل به وجود آورد.

رئيس جمهور كنونی آمريكا اولين زمامدار اين كشور از 1945 تاكنون است كه با تجربه رشد خالص بيكاری، به انتخابات بعدی قدم می گذارد. ميانگين شاخص صنعتی داوجونز (Dow Jones) از ژانويه سال 2001 ميلادی تاكنون يك چهارم از ارزش خود را از دست داده است. بسياری از اقتصاددانان معتقدند چشم اندازی از دومين افت اقتصادی در حال شكل گيری است و بسياری ديگر نيز معتقدند اوضاع آن چنان آشفته است كه اميدی به بهبودی اقتصاد، قبل از نوامبر سال آينده نيست بنابراين رئيس جمهور قادر نخواهد بود از ثمرات بهبود اوضاع اقتصادی بهره مند شود. با وجود اين، ديدگاه جبرگرايانه اقتصادی فوق دو اشكال عمده دربردارد. اول اينكه جورج بوش پدر فقط به علت مشكلات اقتصادی شكست نخورد. او شكست خورد زيرا ماشين سياسی وی كارايی خود را از دست داد. او با زير پا گذاشتن تعهداتش، ماليات ها را افزايش داد و باعث نارضايتی محافظه كاران شد. بوش پدر مسائل داخلی آمريكا را ناديده گرفت و كاخ سفيد را به دو منطقه در حال جنگ تقسيم كرد، پس از مرگ لی آتواتر (Lee Atwater) كه پرنفوذترين چهره سياسی در دوران زمامداری بوش پدر بود، وضعيت به مراتب بغرنج تر شد. در يكی از جلسات برگزار شده در اتاق بيضی (كاخ سفيد) در سال ،1992 بوش پدر با اشاره به صندلی اش گفت: تصور می كنيد روزی كلينتون روی اين صندلی بنشيند؟ و حضار همگی خنده را سر دادند.

در واقع، كلينتون به طرز عجيبی يك رقيب خوب برای بوش پدر بود ـ يك سياستمدار بالفطره كه در هر نسل فقط يكی از آنها از راه می رسند. او خود را به عنوان يك چهره جديد دموكرات ارائه داد: سختگيری در برابر جنايتكاران و سياست خارجی بسيار جدی (او از جنگ اول خليج فارس حمايت كرد). امادر عين حال ذهن او مملو از ايده های جديد اقتصادی بود (حمايت های او، از نظام آموزشی و همكاری های دوجانبه بخش دولتی و خصوصی، هنوز در اذهان باقی است) او هم برای خود يك لی آتواتر داشت، يك جنوبی سرسخت به نام جيمز كارويل. وضعيت سياسی كنونی تقريبا برخلاف قبل است. بوش پسر مطمئن است كه اشتباه پدر خود را با ناديده گرفتن مسائل داخلی آمريكا، اصرار بر كاهش ماليات ها و ايجاد تغييرات ساختاری در نظام خدمات بهداشتی، تكرار نخواهد كرد. كاخ سفيد با تمام قدرت در حال پيگيری سياست های خويش است و عليرغم اختلافاتی كه بين كالين پاول و اعضای منتسب به گروه بازها در هيأت حاكمه اين كشور، وجود دارد سياستگذاری ها و تصميم گيری ها بدون مشكل اساسی پيش می روند. طيف راست جمهوريخواهان با احترام روزافزونی بوش پسر را همچون ريگان گرامی می دارند. كارل روو (Karl Rove) نيز از خود چهره ای قابل قبول به عنوان جانشينی شايسته برای لی آتواتر نشان داده است. سال گذشته كارل روو، به عنوان مغز متفكر جمهوريخواهان، پيروزی خيره كننده ای را در انتخابات ميان دوره ای برای آنان به ارمغان آورد. جمهوريخواهان در حال حاضر، هر دو خانه كنگره را در تصاحب خود دارند. آنها همچنين 195 كرسی مجلس قانونگذاری را در اختيار دارند، اين بهترين ركورد جمهوريخواهان از سال 1928 ميلادی تاكنون بوده است.

روو، هم اكنون در حال بازسازی ماشين انتخاباتی جورج بوش است، بدون ترديد اين ماشين با مشكل فقدان منابع مالی روبه رو نخواهد شد. در سال 2000 ميلادی بهای ورود به انجمن پيشگامان (pioneers) ـ كلوپ اعانه دهندگان به بوش ـ يكصدهزار دلار بود. اين حق وروديه اكنون به دويست هزار دلار و يا حتی دويست و پنجاه هزار دلار رسيده است. برخی پيش بينی ها حاكی از جمع آوری دويست ميليون دلار پول برای انتخابات دور بعد است، اين مبلغ دو برابر هزينه های سال 2000 ميلادی است. در سوی ديگر، دموكرات ها چندان شور و شوقی برای دستيابی به قدرت نشان نمی دهند. هيچ يك از پيشگامان كنونی حزب دموكرات از وجهه كلينتون برخوردار نيستند. جان كدی بدعنق از قدرت بيان خوبی برخوردار نيست. جان ادواردز بسيار بی تجربه و جوان است و در حالی كه كلينتون حزب دموكرات را به سوی ميانه روی سوق می داد، به نظر می رسد ديدگاه های ضدجنگ افرادی نظير هاوارد دين و ال شارپتون، دموكرات ها را بار ديگر به منتهی اليه چپ می راند. آنها خطر اميد بستن به تجديد حيات هراس مردم ـ كه همواره با احزاب چپ گرا بوده است ـ را به جان خريده اند. هراسی كه می گويد: آنها هميشه نمی توانند به قدرت دفاعی اعتماد داشته باشند.

جنگ از نوعی ديگر

حال به اشكال دوم نظريه پسر همچون پدر رسيديم. جنگ دوم خليج فارس، از بسياری جهات با جنگ پيشين متفاوت بود. جنگ اول خليج فارس برای بازگرداندن تعادل قدرت به منطقه خليج فارس بود. اين جنگ، در عين حال، در آخرين روزهای جنگ سرد به وقوع پيوست. زمانی كه آمريكا در حال ارتقای مفهوم امنيت در سياست های خارجی خود بود. قبل از اينكه صدام از كويت عقب بنشيند و به عراق باز گردد، توجه آمريكايی ها مجددا به مسائل داخلی معطوف شد و فرياد آنها برای به دست آوردن پاداش صلح به پا خاست. برخلاف جنگ اول خليج فارس، جنگ دوم بخشی از جنگ بر عليه تروريسم معرفی شد. البته هنوز برخی از آمريكايی ها هيچ رابطه ای بين خلع سلاح القاعده و نابودی دولت های حامی تروريسم نمی بينند. پيروزی كنونی در عراق نياز به تحكيم بيشتر دارد. (به دست آوردن تعدادی از سلاح های كشتارجمعی می تواند به اين موضوع كمك كند. ) البته با وجود خطر هميشگی، يك حمله تروريستی ديگر به خاك آمريكا، هيچ دموكراتی جرات تكرار شعار قديمی كلينتون، كه می گفت: «اين اقتصاد است، بی شعور» (خطاب به بوش) ندارد. و به همين ترتيب كسی در آمريكا حاضر نيست بگويد؛ اقدامات بوش و دستيارانش در اجرای سياست های خارجی، اتلاف وقت است، اما اينها به معنای پيروزی جورج بوش پسر در انتخابات سال بعد نيست. حتی كارل روو هم معتقد است رقابت بسيار نزديكی در راه است. بخش بزرگی از جامعه آمريكا تحمل قيافه بوش را ندارند، به همين دليل تمام تلاش خود را برای كنار گذاشتن وی در دور آتی انتخابات به كار خواهند بست. دموكرات ها نيز مطمئنا پيرامون يك چهره قابل قبول گردهم خواهند آمد. بوی خون بازهای كاخ سفيد (The white house hawks) را ديوانه خواهد كرد. اما آنها كه انتظار دارند ماشين انتخاباتی بوش در سال 2004 همان شكست سال 1992 را تجربه كند، بايد منتظر شگفتی باشند.

منبع: اكونوميست


شركت های بزرگ داروسازی جهان مدتی است كه علاقه مند به بهره گرفتن از داروهای گياهی و طب سنتی شده اند. يعنی همان داروهايی كه هزاران سال توسط بوميان آسيايی، آفريقايی و آمريكای جنوبی برای درمان بيماری ها به كار بسته شده اند. اينك طب مدرن نيز به بهره جويی از اين داروها روی آورده است. همان داروهای طبيعی و سنتی را به شكل قرص و يا شربت بسته بندی می كنند و به بازار می فرستند. شركت های بزرگ داروسازی از طريق فروش اين داروهای طبيعی سودهای كلانی به جيب می زنند. ولی اينك پرسيدنی است كه اين داروها به چه كسانی تعلق دارند. مگر نه اينكه ايده مربوط به بهره جستن از اين داروها از آن بوميان بوده است؟ پس بايد به اين بوميان نيز پولی پرداخت شود. اين به هر حال صحيح نيست كه ما ايده های بوميان را از آنان ربوده و آنگاه با فروش اين ايده ها، سودهای كلانی به جيب بزنيم. داگمار ويتك، گزارشگر دويچه وله، در ارتباط با اين موضوع به دو نوع از اين داروهای سنتی در آفريقای جنوبی اشاره می كند. فروشندگان فرآورده های گياهی، كه از «روی بوش» به دست می آيند، به شدت خشمگين هستند. آنان می گويند ما قادر به درك اين موضوع نيستيم كه چگونه گياهی كه در ابتدا در آفريقای جنوبی كشت می شده و تنها در اين منطقه قابل كشت است، توسط يك شركت آمريكايی ربوده می شود و آن گاه از آن كرم «روی بوش» توليد می كنند و در بازار می فروشند و اينك چنين است كه فروشندگان فرآورده های اين گياه تنها به خاطر آنكه اين شركت آمريكايی اين گياه را به ثبت رسانده، قادر نيستند كه محصولات خود را، نه در آمريكا و نه در هيچ نقطه ای از جهان به فروش برسانند و از آن هم بدتر، اين فروشندگان حتی حق ندارند اين فرآورده ها را در كشور خودشان هم عرضه كنند.

اين چنين است كه مقدمات يك دعوای حقوقی فراهم می گردد. از يكسو، توليدكنندگان «روی بوش» معتقدند كه اين گياه، گياهی است كه تنها در آفريقای جنوبی قابل كشت است و نام «روی بوش» نامی است محلی و هزاران سال توسط بوميان اين كشور برای مصارف درمانی مورد بهره برداری قرار می گيرد و فرد و يا شركتی نمی تواند اين را به اسم خود ثبت كند. اين در حالی است كه شركت Bruke در آمريكا مدعی است كه يك فرد تبعه آفريقای جنوبی در سال 1994 اين فرآورده را تحت نام ياد شده به ثبت رسانده و آن گاه شركت Bruke حق بهره جستن از نام اين فرآورده را خريداری كرده و چنين است كه هيچ كس در جهان حق ندارد با اين نام فرآورده ای را وارد كند. بهره جستن از گياه های دارويی توسط شركت های داروسازی كشورهای صنعتی تنها به يك مورد محدود نمی شود. به هر حال در پی رويكرد مردم جهان به شيوه های سنتی درمان، عرضه فرآورده های دارويی در بازارهای جهانی فزونی خواهد گرفت و موضوع اينكه چه كسی حق بهره جستن از اين داروها را دارد، موضوعی خواهد بود كه در آينده بارها و بارها مطرح خواهد شد. شركت داروسازی Pfizer از اينكه متهم به دزدی ايده گردد، تن می زند. از همين رو قراردادی با جنگليان منعقد كرده كه طبق آن می تواند از نوعی كاكتوس قرص های اعجازبرانگيز توليد كند. جنگليان می گويند ما تنها از آن رو كه اين نوع كاكتوس را می شناسيم قادر به تداوم بقا هستيم. رهبر يكی از اقوام جنگلی می گويد:

«اين همان چيزی است كه جنگليان می خورند. هم آب ماست، هم داروی ما و هم غذای ما. تشنه كه شدی، برايت همچون آب رفع تشنگی می كند. گرسنه كه شدی، غذايت هم همين است. » اينك قرار است كه از اين كاكتوس قرص های لاغری بسازند. چرا كه اين كاكتوس هزاران سال نه تنها به عنوان داروی درمان سرماخوردگی مورد استفاده قرار می گيرد، بلكه از آن برای تندرستی بهره می گيرند و مصرف آن می تواند جلوی اشتهای انسان را بگيرد. شركت داروسازی ياد شده برای تبديل كاكتوس هوديا به قرص های لاغری حاضر به سرمايه گذاری 500 ميليون دلار شده است.

منبع: دويچه وله


ترجمه غلامرضا رضايی نصير:

پرتغال
توليد ناخالص داخلی: 142 ميليارد دلار
سرانه توليد ناخالص داخلی: 14070 دلار
جمعيت: 10/1 ميليون نفر
رشد توليد ناخالص داخلی: 1/1 درصد
تورم: 3/0 درصد

دولت ائتلافی اين احساس ضروری را ايجاد كرده است كه بايد هر چه سريع تر با مشكلات عمده و بالاتر از همه وضع وخيم ماليه عمومی برخورد شود. در سراسر سال 2003 اقدامات رياضتی به اجرا درخواهد آمد. تنش های سياسی بالا خواهد گرفت اما دولت از اكثريت محكمی در پارلمان برخوردار است. پرتغال اولين عضو اتحاديه اقتصادی و پول اروپا است كه سقف تعيين شده برای كسری بودجه را نقض كرده است و اين امر موقعيت آن را در اتحاديه اروپا متزلزل ساخته است. بخش اعظم انرژی دولت صرف اجتناب از اقدامات تنبيهی، از جمله جريمه سنگين و به حالت تعليق در آوردن نقل و انتقالات مالی كشور خواهد شد. بعيد نيست كه پائولو پورتاس، رهبر دم دمی مزاج حزب پوپولار كه بخش كوچك تر دولت ائتلافی را تشكيل می دهد، وسوسه گردد تا از دولت بيرون آمده و انتخابات زود هنگام را باعث شود.

اسپانيا
توليد ناخالص داخلی: 763 ميليارد دلار
سرانه توليد ناخالص داخلی: 18710 دلار
جمعيت: 40/8 ميليون نفر
رشد توليد ناخالص داخلی: 2/8 درصد
تورم: 2/6 درصد

رقابت برای جانشينی خوزه ماريا آزنار در رهبری حزب پوپولار پيش از انتخابات سراسری در ماه مارس 2004 بالا خواهد گرفت. انتخاب در سال 2003 انجام خواهد شد. آرزومندان اين مقام كم نيستند و هيچ كس هنوز جلوتر از بقيه نيست. اصلاحات در بخش انرژی شدت می گيرد. دولت های اسپانيا و پرتغال موافقت كرده اند يك بازار واحد برق ايجاد كنند. توافق با فرانسه برای چهار برابر كردن اتصالات برق به رقبای جديد اجازه خواهد داد تا در اسپانيا به فروش متاع خود اقدام كنند و برای شركت های اسپانيايی نيز امكان دسترسی بيشتر به بازار فرانسه را فراهم خواهد كرد.

سوئد
توليد ناخالص داخلی: 292 ميليارد دلار
سرانه توليد ناخالص داخلی: 32800 دلار
جمعيت: 8/9 ميليون نفر
رشد توليد ناخالص داخلی: 2/5 درصد
تورم: 1/9 درصد

در سال 2003 رفراندومی در مورد پيوستن به منطقه يورو در سوئد برگزار خواهد شد و راه را برای پيوستن اين كشور به اتحاد پولی اروپا در سال 2005 هموار خواهد كرد. با توجه به اينكه نظرسنجی ها طرفداری از پيوستن به يورو را بسيار قوی نشان می دهند، سوئد مشكل چندانی در اين آزمايش خودخواسته نخواهد داشت. سوسيال دموكرات های متمايل به چپ در دولت غالب هستند. اما شركای ائتلافی آنها احتمالا در سال 2003 خواستار حقوق بيشتری خواهند شد و ممكن است اين امر گوران پرسون، نخست وزير كشور را وادارد تا برای كمك به احزاب راست ميانه متوسل شود.

سوئيس
توليد ناخالص داخلی: 306 ميليارد دلار
سرانه توليد ناخالص داخلی: 41880 دلار
جمعيت: 7 ميليون نفر
رشد توليد ناخالص داخلی: 2/1 درصد
تورم: 0/8 درصد

در آستانه انتخابات سراسری اكتبر 2003 روابط بين چهار حزب دولت ائتلافی دچار تنش خواهد شد. اعضای شورای هفت نفره اجرايی مهم ترين مسئله مورد بحث خواهد بود، اما هيچ يك از احزاب دولت را ترك نخواهد كرد. سوئيس دولت های فراگير را دوست دارد. ترغيب دولت هر چه باشد با تقاضاهای اتحاديه اروپا برای لغو رازداری بانكی مخالفت خواهد كرد. سوئيس در سال 2003 رسما به سازمان ملل پيوست، اما انتظار نداشته باشيد كه بيشتر از اين درهای خود را به روی جهان خارج بگشايد. طرفداری اكثريت كوچك مردم سوئيس برای پيوستن به سازمان ملل نشان می دهد كه اين كشور همچنان طرفدار بی طرف است. عضويت در اتحاديه اروپا باز هم در دستور كار قرار نخواهد گرفت.

تركيه
توليد ناخالص داخلی: 194 ميليارد دلار
سرانه توليد ناخالص داخلی: 2850 دلار
جمعيت: 68/1 ميليون نفر
رشد توليد ناخالص داخلی: 3/5 درصد
تورم: 36/0 درصد

جنگ آمريكا عليه عراق در سال 2003 خطراتی را برای تركيه دربر دارد. اگر كردهای عراق سعی كنند حكومت خاص خودشان را تشكيل دهند، كردهای تركيه نيز ممكن است بخواهند به آنان بپيوندند و قسمت هايی را از خاك تركيه جدا كرده، با خود ببرند. تركيه در اجازه دادن به آمريكا برای استفاده از پايگاه های هوايی خود بسيار مردد خواهد بود. اقتصاد تركيه پس از يك دوره ركود عميق در سال 2003 بهبودی حاصل خواهد كرد. اما خطر نكول بدهی ها منتفی نمی شود. استقراض از صندوق بين المللی پول كمك زيادی به اين كشور كرده است اما باز هم به كمك های بيشتری احتياج خواهد داشت. با توجه به بمب هايی كه در همسايگی تركيه فرو خواهد ريخت، صنعت گردشگری كشور ارزآوری چندانی نخواهد داشت.

انگلستان
توليد ناخالص داخلی: 1771 ميليارد دلار
سرانه توليد ناخالص داخلی: 29360 دلار
جمعيت: 60/3 ميليون نفر
رشد توليد ناخالص داخلی: 2/1 درصد
تورم: 1/2 درصد

دولت حزب كارگر به رهبری تونی بلر سال دشواری را پيش رو دارد. اپوزيسيون محافظه كار ضعيف است اما طرح های بلر برای احيای خدمات عمومی چندان موفق نخواهد بود و روابط بين دولت و اتحاديه های كارگری به تيرگی خواهد گراييد. اقتصاد نيز حالتی شكننده خواهد داشت و روابط با صاحبان صنايع نيز وخيم تر می شود. شركت بريتانيا در جنگ عراق نيز مورد حمايت نمايندگان حزب كارگر در پارلمان نيست. شكی نيست كه بلر مايل است انگلستان به منطقه يورو بپيوندد. اما هنوز مقامات ارشد وزارت دارايی و بانك مركزی انگلستان متقاعد نشده اند. همه پرسی در مورد پيوستن به يورو نيز از نظر مردم چيزی جز بهانه ای برای منحرف كردن توجهات از وظيفه بهبودی خدمات عمومی نيست. بنابراين برگزاری رفراندوم در سال 2003 بعيد به نظر می رسد. قوانين جديد به شركت های رسانه ای خارجی اجازه می دهد ايستگاه های راديويی و تلويزيونی خصوصی را خريداری كنند. پس در سال 2003 سر و كله شركت های واياكام، والت ديسنی و آئول تايم وارنر در انگلستان پيدا خواهد شد.


آمريكا مواجه با تحريم اروپا

اتحاديه اروپا برای اعمال تحريم های تجاری بر آمريكا از سازمان تجارت جهانی چراغ سبز دريافت كرده است. اين تصميم، كه در يكی از جلسات «نهاد حل اختلافات سازمان تجارت جهانی» در ژنو اتخاذ شده، در پی يك نزاع طولانی ميان آمريكا و اتحاديه اروپا بر سر تخفيف های مالياتی اهدا شده به شركت های آمريكايی صورت می گيرد. اين تحريم ها به سالانه 4 ميليارد دلار سر می زند و بزرگ ترين مجازاتی است كه سازمان تجارت جهانی تا به امروز تاييد كرده است. اين تحريم ها انواع گوناگون كالاهای آمريكايی از جواهرآلات گرفته تا حيوانات زنده، غلات، آهن، فولاد و حتی قطعات رآكتورهای اتمی را در برمی گيرد. اتحاديه اروپا از آغاز سال 2004 می تواند تعرفه هايی به ميزان صد درصد بر كليه اين كالاها اعمال كند. اما اتحاديه اروپا می گويد پيش از اعمال آنها، در انتظار خواهد نشست تا ببيند آيا آمريكا سياست خود در زمينه تخفيف های مالياتی برای صادركنندگان آمريكايی را تغيير خواهد داد يا خير. هم اكنون دو لايحه به منظور اصلاح نظام تخفيف مالياتی، در برابر كنگره آمريكا قرار دارد. شركت های بزرگ، مانند بوئينگ و مايكروسافت، از اين نظام كه به آنها اجازه می دهد با استفاده از شعبه های خود در مامن های مالياتی در خارج، تعرفه كمتری بابت صادرات بپردازند بهره برده اند. سازمان تجارت جهانی در سال 1998 حكم داد كه اين شيوه غيرمنصفانه است و ميزان تحريم هايی كه اكنون تصويب شده منعكس كننده ضررهايی است كه متوجه شركت های اروپايی شده است. اما اين مناقشه تنها يكی از چند مورد اختلافات ميان آمريكا و اتحاديه اروپا است. درباره تعرفه های اعمال شده بر فولاد و همچنين مواد غذايی اصلاح شده ژنتيكی كشمكش هايی وجود دارد. اكنون اين نگرانی وجود دارد كه اعمال تحريم ها می تواند به يك جنگ تجاری تمام عيار منجر شود.

تأثير ارزش يورو بر اقتصاد آلمان

بانك مركزی آلمان اعلام كرده است كه افزايش نسبی ارزش يورو در برابر دلار آمريكا و ارز ساير كشورها، خطری برای صادرات آلمان ايجاد نخواهد كرد. گزارش بانك مركزی آلمان فدرال متكی است بر گزارش های مربوط به شركت های فعال در بخش صادرات و همچنين ترازهای محاسباتی شركت ها و واحدهای اقتصادی آلمان. حتی با احتساب افزايش نسبی ارزش واحد پول يورو در قياس با دلار آمريكا، كماكان توان رقابتی اقتصاد صادراتی آلمان در قياس با ميانگين درازمدت همين كشور، بيشتر است. لازم به يادآوری است كه نرخ برابری يورو در برابر دلار آمريكا روز پنج شنبه در بازار ارز نيويورك به يك دلار و 12 سنت رسيد.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو