|

سهيلا قاسمی: تونی پاركر، ستاره اسپرزها در ورودی خانه مجللش در سی كيلومتری سن آنتونيو واقع در تگزاس نشسته است. او اولين فرانسوی است كه توانسته يك تيم حاضر در NBA را تا مرحله نيمه نهايی پلی آف بالا بكشد. هر چند كه در فصل جاری تيم سن آنتونيو اسپرز حضور موفق و متفاوتی داشته، اما اين امر هيچ چيز از درخشش فردی تونی پاركر كم نمی كند. او جوان ترين بسكتباليستی است كه بازی سازی يك تيم را بر عهده گرفته و واقعا موفق هم بوده است در واقع ميانگين امتيازهايی كه تونی در هر ديدار اين فصل به دست آورده تقريبا 16 است. حضور تونی پاركر شايد فرصتی باشد برای پايان دادن به بزرگنمايی بيش از حد ماربری بازيگردان سانزها. تونی تنها مردی در جهان است كه می تواند در روحيه اين مرد ترديد و دلهره به وجود آورد. هواداران اسپرز هميشه به او اعتماد دارند. يكی از آنها می گويد: «گاهی فراموش می كنيم كه تونی فقط 20 سال سن دارد.» گرگ پاپوويچ سرمربی اسپرزی ها روی قوای فكری و توانايی های او حساب زيادی باز كرده و در اين ميان تجربه كم تونی هيچ مانعی محسوب نمی شود. او می گويد: «تونی واقعا اهل رقابت است و خوب می داند چطور كارش را انجام دهد.
اين فرانسوی كوچولو با 1/86 متر قد روی دست ستاره های محلی بلند شده است. ستاره های بزرگی مثل هم تيمی اش تيم دونكن كه آمريكايی های زيادی سال های سال با هيجان بسيار به تماشای بازی هايشان می نشينند. استفون ماربری رقيب او در سانز با انرژی و استعداد فوق العاده اش دو سال تمام از تونی جلوتر بوده است. اين فرانسوی جوان هميشه در برابر ماربری در حدی پايين تر از توانايی هايش ظاهر شده و علی رغم موفقيت چشمگير اسپرز در فصل جاری، نتيجه بازی آنها در برابر سانز بسيار منفی بوده است. آنها در چهار ديدار فقط يك بار پيروز بوده اند. به لطف پلی آف و پوشش رسانه ای آن، تونی پاركر جلوه بسيار متفاوتی يافته است و همين امر باعث خواهد شد كه در قرارداد بعدی اش در سال 2004 يكی از كسانی باشد كه بالاترين حقوق ها را می گيرد. در واقع او از تمام ورزشكاران فرانسوی بيشتر پول خواهد گرفت. تونی پاركر شگردهای منحصر به فردی دارد، اما هيچ كس را فريب نمی دهد. او می گويد: «من شگردهايی دارم كه به فكر هيچ يك از اروپايی ها خطور نمی كند و در برنامه های آموزشی ای شركت می كنم كه NBA برای نشان دادن شيوه های تغذيه و جزييات كار ترتيب می دهد. همچنين در كلاس های زبان فرانسه هم حضور دارم. چون در اين كلاس ها زبان مسئله ای بسيار حائز اهميت است. » در واقع پاركر مورد بسيار متفاوتی است. فيليپ ساوندرز مربی مينه سوتا تيمبروالوز او را به عنوان بسكتباليستی نادر می شناسد: «هيچ نشانی از خامی و بی تجربگی در رفتارهای او به چشم نمی خورد. او قادر است وضعيت خارق العاده ای به وجود آورد و سپس بر آن مسلط شود. »
همه در آمريكا او را می شناسند تا حدی كه خودش می گويد: «در تمام شهرهای اين كشور، جايی نيست كه در آن كمتر از فرانسه مشهور باشم. » وال استريت ژورنال در اواخر ماه مارس تونی پاركر را به مصاحبه دعوت كرده بود تا نظر او را در مورد جنگ عراق بداند. دانستن نظر اين ستاره برای خيلی ها ارزشمند است. نام او اخيرا وارد كتاب پنجاه فرد زيبای جهان شده است. به اين ترتيب او زيباترين بسكتباليست دنيا لقب گرفته و اين امر محبوبيتش را چندين برابر كرده است. پاركر به زودی خط توليد لباس و رستوران های زنجيره ای داير خواهد كرد. شايد هم به زودی مجسمه نيم تنه اش را در شانزه ليزه ببينيم. مادرش معتقد است كه تونی به همين زودی ها به سراغ آواز خواهد رفت و پس از آن هم در موسسات خيريه فعاليت خود را گسترش خواهد داد. چون در سال 2004 دستمزد او به 8 تا 10 ميليون دلار در سال خواهد رسيد. تونی هم اكنون هشتصد هزار دلار می گيرد. اما پول انگيزه اصلی تونی نيست. حتی مشهور بودن بيش از حد كه باعث می شود از نام های جعلی برای ثبت نام در دفاتر هتل ها و رزرو جا استفاده كند يا ماشين های زيبا و حتی NBA كه استفاده از مواد نيروزای حاوی استروئيد يك بسكتباليست را از پنج بازی محروم می كند به تونی انگيزه نمی دهد. (آژانس جهانی مبارزه با دوپينگ برای اين جرم مجازات تعويق دو ساله در نظر گرفته است. ) تونی می گويد: «هميشه می خواستم اينجا بازی كنم. در آمريكا، هواداران رابطه ای بسيار خوب و طبيعی با ورزش دارند. فرانسه كشوری نيست كه بسكتبال در آن جايگاه ويژه ای داشته باشد. مگر چند نفر در فرانسه پای تلويزيون می نشينند تا بازی های ليگ را تماشا كنند؟»
در سال 2001 زمانی كه پاركر از اقيانوس اطلس عبور كرد تا به آمريكا برود، شيوه بازی بيشتر نبرد نفر به نفر و تن به تن بود و به هيچ وجه از روحيه تيمی و بازی گروهی اثری ديده نمی شد. در آن زمان آمريكايی ها اصلا معنی انتقال توپ را نمی فهميدند. بازی گردانی هم مفهومی نداشت. تونی پاركر با ورود به آمريكا نظر همه مغزهای متفكر بازاريابی NBA را به خود جلب كرد. اين جوان خارجی كه مدام «بونژور» و «مرسی» می گفت نگاه طماع دنيای تجارت ورزشی را به سوی خود می كشيد و اين در حالی بود كه برخی ستاره های محلی سوار بر ليموزين های ده متری، با جواهرات صدهزار دلاری كه به هر دست خود آويخته بودند به همراه اسكورت های اختصاصی خود حرف اول را می زدند. حتی در فرانسه هم پاركر برای انجام كاری كه ديگران از آن ناتوان بودند، استعداد عجيبی داشت. پاركر پيش از آنكه يك بسكتباليست فرانسوی در NBA باشد، يك آمريكايی حاضر در فرانسه بود. مادر او يك مانكن هلندی - آمريكايی و پدرش هم يك بسكتباليست شيكاگويی است كه برای بازی و انعقاد قرارداد با باشگاه های اروپايی آمريكا را ترك كرده بود. تونی در بروژ واقع در بلژيك متولد شد. هنوز 15 سال بيشتر نداشت كه در مركز آموزشی فرانسه توانايی های بی نظير خود را به معرض نمايش گذاشت: «خيلی زود فهميدم كه قدرت آن را دارم تا با فكر و نيروی آمريكايی خود همه را تحت تاثير قرار دهم. » لوسين لوگران كه در مركز آموزشی Insep عهده دار آموزش تونی بود می گويد: «همه چيز طبيعی بود. او همچنان با طبيعت خود پيش می رفت زمانی كه راه سبد باز می شد، من هيچ تلاش اضافه ای از او نمی ديدم. همه چيز عادی بود. پاركر عجيب ترين بسكتباليستی است كه تا به حال در كلاس های خود ديده ام. جالب اينجا است كه حتی يك بار هم حركتی سريع و غيرعادی و يا رفتاری ناشی از خشم و تنفر از او نديده ام. »
لوپوتی (كوچولو)
استانداردهای NBA ايجاب می كند كه يك بازی به صورت تهاجمی انجام شود و اين امر با استيل دوست داشتنی تونی جور درمی آيد. پاركر می گويد: «يك بازی ساز با هر جزء تيم رابطه ای تكنيكی برقرار می كند. او نمی تواند خود به تنهايی نبرد كند. » زمانی كه لوسين لوگران پاركر را به تيم رده دوم فرستاد او هيچ اعتراضی نكرد. در آنجا قديمی ها با او به شدت بدرفتاری می كردند و حتی آب دهان به رويش می انداختند. زمانی كه مربيانش او را در پاريس بسكت زيرنظر لوران اسكيارا گذاشتند باز هم هيچ اعتراضی نكرد. در اين شرايط او نخستين سلاح های خود را رو كرد. در رقابت های يورو 2001 در هر ديداری كه پاركر در آن حضور داشت تمامی تماشاگران در اضطراب و دلهره ای عجيب فرو می رفتند: «من كوچولو بودم اما حالا در تيم ملی فرانسه اين من هستم كه در مورد جوايز نظر می دهم. روزنامه نگاران برای حرف زدن در مورد بسكتبال به سراغ من می آيند. اين من هستم كه از آنتوان ريگودو (موفق ترين بسكتباليست فرانسوی كه در حال حاضر در دالاس است) درخواست می كنم تا به تيم فرانسه برگردد و در بازی های اروپايی سوئد در ماه سپتامبر آينده در كنار ما بازی كند. »
پاركر برخلاف طارق عبدالواحد، نخستين فرانسوی ای كه شانس خود را در خارج از مرزها آزمود، بيهوده در رقابت های شمال آمريكا خود را فرسوده نكرده است. او هيچ چيز و هيچ كس را فراموش نكرده: «به خصوص كسانی كه كمكم كرده اند و تكنيك های كليدی را به من آموخته اند. » او هنوز هم ويژگی های بسكتبال فرانسه را در خاطر دارد اما می گويد: «هنوز هم قديمی ها جای خود را حفظ كرده اند. تيم ملی فرانسه هنوز به من تعلق ندارد. اما كم كم همه چيز روبه راه می شود. » مسلما فدراسيون بسكتبال خوب می دانسته كه يك پديده اجتماعی، كسی كه حتما بايد از آن استفاده می شد را به خدمت گرفته است. شايد پاركر زياد وطن پرست نباشد اما به اندازه كافی احساسات مردمی را به خود جلب می كند. بهترين خاطره ای كه در ذهن اين ستاره نقش بسته، عنوان قهرمانی جوانان اروپا 2000 در كرواسی است. جامی كه نماد اين عنوان قهرمانی است، هم اكنون در مقر فدراسيون بسكتبال نيست، بلكه در قفسه ای در خانه مجلل تونی در تگزاس جای گرفته است .
• • •
ليدر فرانسوی سن آنتونيو اسپرز كه يكی از ستارگان ليگ حرفه ای آمريكا است علاقه عجيبی به قهرمانی و ادامه كار در اين ليگ دارد. روزنامه لوموند مصاحبه ای با او ترتيب داده كه با هم می خوانيم:
• حالا كه پايان دومين فصل حضورتان در NBA نزديك است، هنوز هم همان حس اوليه خود به هنگام آغاز كار با سن آنتونيو اسپرز را داريد؟
من هميشه همان احساس را دارم. مرحله آشنايی و آموزش سپری شده و ديگر يك فرد مبتدی نيستم. حالا من هم عضوی از اين خانواده شده ام. گرگ پاپوويچ، سرمربی ما از ابتدای اين فصل مسئوليت های بيشتری به من محول كرده و از من خواسته كه تهاجمی تر عمل كنم. در اين تيم احساس بسيار خوبی دارم. ما فصل خوبی داشتيم و با بهترين نتيجه آن را به پايان خواهيم برد.
• آيا در برخورد با استفون ماربری، ليدر فونيكس سانز و رقيب تان در مرحله اول پلی آف دچار مشكل می شويد؟ در اين وضعيت چه می كنيد؟
استفون ماربری برای من مشكلات بسياری ايجاد كرده است. اما معمولا شكست بيش از پيروزی درس های آموزنده دارد.
• می گويند رابطه شما و مربی تان گرگ پاپوويچ رابطه پدر و پسری است. آيا اين رابطه كمكی برای حل اين مشكل نبوده است؟
درست است. به هنگام ورودم او مرا زير بال و پر خود گرفته است. ما زياد باهم حرف می زنيم و اغلب جلسات دو نفره ای ترتيب می دهيم. او به دنبال پيشرفت سريع من است.
• به نظر می رسد كه فشار مسئوليت هايی كه به شما محول شده، وضعيت تان را آشفته كرده باشد.
مسئله روحيه رقابتی من و علاقه هميشگی ام به پيروزی است. من بسيار جدی هستم و روی هدفم متمركز شده ام. خوب می دانم چه می خواهم و چه هدفی دارم. به همين دليل هم جدی هستم.
• چه اهدافی داريد؟
هدفم قهرمانی NBA و بازی در All stars است.
• اين لبخند رمزآلودی كه در شرايط سخت بازی ها بر لب داريد، چه چيزی را در پشت خود مخفی می كند؟
من واقعا لحظه های پرفشار را دوست دارم. در اين لحظات است كه بازيكنان بزرگ شناخته می شوند. من می توانم طی يك ديدار نااميد باشم و از ده يا بيست پرتاب، هيچ يك را وارد سبد نكنم، اما مطمئنم كه در چنين شرايطی باز هم آخرين پرتاب وارد سبد می شود و همه اين ها هم به خاطر اعتماد به نفس ام است.
• فكر می كنيد ويژگی های يك ليدر را داريد؟
مردم اين طور می گويند. من سعی می كنم خودم باشم. اگر همين كه هستم كافی باشد خيلی خوب است. واقعا نمی توانم خودم را تغيير دهم.
• اعضای تيم اسپرز و ستارگانش خود را با بازی شما تطبيق داده اند يا اينكه برعكس؟
زمانی كه وارد جايی می شوی، اين تو هستی كه بايد خودت را با بقيه هماهنگ كنی. سپس بايد خودت را اثبات كنی و ويژگی هايت را نشان دهی. آن وقت تيم طوری هماهنگ می شود كه بتواند از ويژگی های تو استفاده كند.
• در اروپا با فرهنگ بسكتبال متفاوتی پرورش يافته ای كه سرعت و تك روی اش با آمريكا بسيار متفاوت است. اين تفاوت برايتان چگونه قابل تطبيق بود؟
من در حقيقت ميراث دار فرهنگ بسكتبال اروپا نيستم. درواقع نيمی آمريكايی و نيمی فرانسوی ام. به همين دليل قادرم به دو شيوه بازی كنم. اما شيوه آمريكايی را ترجيح می دهم. چون در آنجا همه چيز سرعت دارد.
• به نظر می رسد نگرانيد كه موفقيت تان در فرانسه بازتاب چندانی نداشته باشد. . .
نه، من فقط گفته ام كه نگرانم بازی ها در آنجا پخش نشوند. می دانم كه اغلب ديدارها در نيمه شب برگزار می شوند، اما بايد امكان پخش مجدد آنها فراهم شود. در فرانسه هميشه حرف از فوتبال است. می دانم كه فوتبال ورزش اول است، اما اين مسئله واقعا مايه تأسف است.
• و اين مسئله برايتان به شكست شبيه است؟
بله، كمی. طبيعی است كه هميشه بيش از آنچه كه موجود است طلب می كنيم.
• در پايان دو فصل حضورتان در NBA، باز هم می گوييد كه زمانی برای انتظار نداريد؟
اين علاقه به پيروزی و همچنين اراده ام برای سريع پيشرفت كردن است كه باعث می شود اين حرف را بزنم.
• هرگز ترس از حذف شدن در مراحل مختلف نداشته ايد؟
حقيقتا خير. چيزی كه برای من مهم است پيدا كردن آهنگ و توازن لازم است و اينكه چه برنامه و طرحی دارم.
• هيچ وقت احساس نكرده ايد كه نياز به يك وقفه داريد؟
اگر يك روز مرا ديديد كه توقف كرده ام، مطمئن باشيد كه به اين كار مجبور شده ام.
• پس از 82 ديدار در يك فصل، چطور می توانيد طراوت و شادابی جسمی و سلامت خود را حفظ كنيد؟
با استراحت زياد برای تجديد قوا. ما اينجا همه جور امكاناتی برای اين كار داريم. جكوزی، حمام آب يخ، استخر و غيره. خواب زياد هم مفيد است.
• پس از آمدن به تيم اسپرز از مصرف بخشی از توليداتی كه برای تجديد قوا به شما توصيه شده بود سرباز زديد. آيا هنوز هم همين رويه را ادامه می دهيد؟
در ابتدا بايد بدانيم مصرف چنين موادی در آمريكا قانونی است يا خير. مشكل اينجا است كه من می خواهم به بازی در تيم ملی فرانسه هم ادامه دهم.
• آلن ويسز، سرمربی تيم ملی فرانسه اخيرا با شما ديدار داشت، بين شما وضعيت چگونه است؟
در يك تيم بسكتبال، ليدر و مربی هميشه رابطه ای ويژه دارند. ليدر مثل يك مربی در داخل زمين است. آلن ويسز نظر مرا در مورد بازيكنان مختلف می پرسد و می خواهد بداند بيشتر دوست دارم در كنار چه كسانی بازی كنم.
• شما واسطه شديد تا آنتوان ريگودو به تيم ملی فرانسه باز گردد. آيا موفق شديد او را متقاعد كنيد؟
دوست داشتم كه برگردد و به همين دليل هم با او حرف زدم. اما به نظر می رسيد انگيزه زيادی ندارد.
• اين وابستگی به تيم فرانسه از كجا ناشی می شود؟
من خاطرات بسيار جذابی از تيم ملی جوانان دارم و از تعطيلاتی كه بيهوده وقت گذرانی می كرديم. بهترين خاطره زندگی ام قهرمانی جوانان اروپا در سال 2000 است.
• يعنی اين خاطره بهتر از بازی با تيم ليكرز و شكيل اونيل و كوبه برايان در مرحله پلی آف NBA در سال 2002 بود؟
بله. مسلما.
منابع: ليبراسيون، لوموند |