Persian Archive

• سرونوشت ملل
• كريز از خشم طبيعت
• كنيزكان اوديسه
• مضرات چای گياهی
• به پيچيدگی انسان
• روش جديد تشخيص جرم
• پرندگان خوش حافظه


ترجمه سليمان فرهاديان: كالين وو (Paul Colinvaux) در كالج دانشگاهی در همپستد (لندن) و كالج جيزس (عيسی) در كمبريج تحصيل كرده است. او در سال 1956 صد دلار قرض كرد تا به كانادا برود و نگاهی گذرا به دنيای جديد بيندازد. اين نگاه انداختن 74 سال طول كشيده و هنوز هم ادامه دارد. او اكنون استاد جانورشناسی در دانشگاه ايالت اوهايو است. پژوهش های كالين وو درباره محيط زيست آخرين عصر يخبندان او را به نواحی قطبی آلاسكا، جزاير گالاپاگوس و مناطق استوايی آمريكای جنوبی كشانده است. مهم ترين كتاب های كالين وو عبارت اند از «چرا جانوران درنده بزرگ كمياب هستند؟ (1980)، پليكان» و «بوم شناسی 2 (1993)، وايلی». اين مقاله ترجمه بخشی از كتاب «سرنوشت ملل» او است كه 32 سال پيش نوشته شده و سعی می شود كه در آن منطق نويسنده به اختصار بيان شود.

تاريخ چيزی نيست جز اعمال و آرزوهای جانوری غيرعادی، اعضای گونه ی sapiens در جنس Homo. اين گونه عجيب در اين چند هزار سال آخر چنان جمعيت خويش را افزايش داده كه تقريبا تمام زمين را به تصرف خود درآورده و شيوه زندگی اش را از شكارچی فروتن به انسان متمدن تغيير داده است. اين تغييرات در عادت و تعداد، علت چرخه های تاريخ هستند و سرنوشت تك تك ملل را تعيين می كنند. دفتر اعمال انسان در عمل داستان جنگ و شورش، كشورگشايی و بازرگانی، استعمار، استبداد، رهايی بخشی و امپراتوری است. ملت ها به جنگ يكديگر می آيند و می روند و كانون قدرت از ملتی به ديگری جابه جا می شود. هنگامی كه مردمی نوظهور قلمرو خود را عليه همسايگانشان وسعت می بخشند، مدتی در شكوه و آزادی زندگی می كنند و آنگاه به درون مرحله زوال و رسوايی فرو می غلتند، تاريخ تكرار می شود. برای ما غربی ها نام امپراتوری های باستانی مغرب زمين همواره ماندگار است. مصر، ايران، يونان و روم همگی در جنگ به اوج قدرت رسيدند اما همه آنها نيز آن قدر دوام آوردند كه شاهد زوال قدرتشان باشند و ببينند كه سربازان خارجی به سرزمين هايی كه روزگاری دست آنها بود هجوم می آورند. حتی در همين اواخر هم تا شكل گيری اروپای امروزی، امپراتوری ها به نوبت از پرتغال، اسپانيا، سوئد، فرانسه و هلند تا آلمان از هم گسيخته شدند و در پايان، خورشيد در ميان غرش تفنگ ها، در امپراتوری بريتانيا، بزرگ ترين سهم از املاك كه تاكنون در تاريخ جهان يكجا گرد آمده است، غروب كرد.

هماهنگ بودن تغيير در عادت و مهم تر از همه در تعداد انسان ها با چرخه های تاريخی به اندازه كافی آشكار است. توجه داشته باشيد كه ملل بزرگ يا امپراتوری ها اغلب توسط مردمی بنا شدند كه روزگاری بی اهميت و تعدادشان اندك بود - انگليسی ها، رومی ها، مهاجران آمريكا، پيروان محمد؛ در هر يك از اين موارد هنگامی كه اين اقوام پيروز شدند، افزايش تعداد فرزندانشان تنها با تغييرات اساسی در شيوه زندگی آنها معادل بود. اما تغيير در تعداد از پيروزی در جنگ ناشی نمی شود، بلكه از موفقيت در زادآوری ناشی می شود. و تغيير يافتن عادات، شيوه های كهنی را كه انتخاب طبيعی، هنگامی كه ده ها هزار سال پيش ما را از دودمان انسان بيرون كشيد به ما داد، تعديل می كند. برای فهم تاريخ ابتدا بايد بدانيم كه مردم چگونه زادوولد می كنند و چگونه شيوه هايشان را تغيير می دهند كه هر دو آنها كار يك بوم شناس است. هدف پژوهش های بوم شناختی معمولا يافتن پاسخ برای پرسش هايی نظير «چه عاملی جمعيت اين جانور را محدود می كند؟» يا «چرا اين جانوران به اين شكل رفتار می كنند؟» است. بوم شناسان در 15 سال گذشته از مرحله پاسخ های كلی به چنين پرسش هايی پا فراتر نهاده و ما فكر می كنيم كه جز در مورد خودمان عوامل محدودكننده تعداد و عادت را در بيشتر گونه ها می دانيم. و از آنجا كه انسان هم جانور است، همچون ساير جانوران در معرض انتخاب طبيعی قرار دارد. سرنوشت ملل دقيقا بازتاب جمعيت و عادات مردم آنهاست و از اين رو بايد در بستر تحليل های بوم شناختی درك شود.

بوم شناسان درباره ی حيات ديدگاه داروينی دارند. فقط جانورانی می توانند آينده ای طولانی داشته باشند كه هم برای به دست آوردن غذا و هم برای توليدمثل به نحو احسن شايسته باشند. ما بوم شناسان انتظار داريم هر كاری كه يك جانور می كند به خوبی متناسب با كسب غذا، فرار از مرگ يا برای پرورش فرزندانش باشد؛ كه در اين ميان پرورش فرزندان از همه مهم تر است. انتخاب طبيعی طوری عمل می كند كه از تمام جانوران، كارخانه هايی برای توليد جانوران تازه از مواد خامی كه از محيط تامين می كنند، بسازد. بوم شناسان گاهی به شوخی می گويند كه ما معمولی ترين مردم هستيم زيرا همواره يا به سكس فكر می كنيم يا به غذا. اين شوخی در مورد نظری ترين مباحث بوم شناسی كه موضوع اصلی آنها چگونگی به دست آوردن غذا و توليد مثل در جانوران و گياهان است، حقيقت دارد. مردم تمام دولت ـ ملت ها در كمال همكاری غذا به دست آورده و با هم توليدمثل می كنند. بنابراين، تاريخ ملل برای بوم شناسی موضوع مناسبی است. روزگاری انسان طبق همان قوانين بنيادی زندگی می كرد كه بر تمام جانوران ديگر حكومت می كند، اما در سپيده دم تاريخ بود كه ما پنجاه هزار سال پيش در زمان آخرين عصر يخبندان برای نخستين بار به عنوان Homo sapiens (انسان خردمند) پديدار شديم. از آن زمان انسان نه همه قوانين بنيادی اما بعضی از آنها را تغيير داده است. به ويژه، بررسی دقيق نحوه ی اداره زندگی خانوادگی مان به ما نشان می دهد كه از گذشته دور عصر يخبندان تاكنون، هيچ تغيير مهمی در عادات توليدمثل ما صورت نگرفته است ؛ ما هنوز مثل جانوران زادوولد می كنيم.

اما ما قوانينی را كه زمانی شيوه زندگی مان را تعيين می كرد تغيير داده ايم. جانوران ديگر درباره اينكه چگونه بايد زندگی كنند حق انتخاب چندانی ندارند و انسان اوليه نيز تقريبا همين طور بود؛ او هرچه از غذا به دستش می رسيد جمع می كرد، به پناهگاه می خزيد و به همين بسنده می كرد. در واقع تاريخ از هنگامی آغاز شد كه ما شروع به انديشيدن درباره امكان بهتر شدن زندگی مان كرديم و اين چنين قوانين جانوری شكسته شد. اكنون نه هزار سال است كه ما پيوسته با اختراع كشاورزی، شهرها، صنعت و دولت، راه های جديد زندگی كردن را آزمايش می كنيم سپس هر يك از آنها را به طور پايان ناپذيری بهبود می دهيم. دستاوردهای دولت - ملت ها سياهه ی اين تجربه هاست. اما قوانين تغييرناپذيری نيز همواره با ما بوده اند. به ويژه، عادات جانوری ما در مورد توليد مثل موجب شده است كه در هر جامعه ای نسبت به جامعه ی قبل جمعيت بزرگ تری زندگی كند. تاريخ، سلسله طولانی شيوه های گوناگون زندگی و جمعيت های مختلفی بوده است كه يكی به دنبال ديگری از راه رسيده اند. جنگ، بازرگانی و امپراتوری نتايج آن هستند. من دريافتم كه تحليل بوم شناختی، دلايل جنگ های تجاوزگرانه بزرگ و نحوه روی دادن آنها را روشن می كند. بدون درك آنچه واقعا در جنگ های تجاوزگرانه ی بزرگ رخ داده و اينكه چرا فاتح پيروز شده است، نمی توانيم به دلايل آنها پی ببريم. من از به كار گرفتن بوم شناسی در بررسی جنگ پشيمان نيستم، زيرا تنها با دانستن اينكه چرا حملات بزرگ انجام شده است می توانيم اميد داشته باشيم كه زنجيره ی تجاوزها را پايان دهيم. هنوز تا رسيدن به اين پايان راه درازی در پيش است اما بوم شناسی نبرد می تواند به ما بگويد كه رويداد نامعلوم بعدی چه خواهد بود.

بسياری از بلاهايی كه بر سر انسان می آيد، از جمله فقر و ستمگری اجتماعی، با نظريه ی بوم شناختی به وضوح قابل پيش بينی است. به ويژه فقر كه پيامد ناگزير تغيير عادات و رانش توليدمثلی است. ارتباط ميان اندازه ی خانواده، ثروت و آزادی نيز هنگامی كه موضوع تحليل بوم شناختی قرار گيرند، درك می شود. حتی خود آزادی نيز می تواند در چارچوب اصطلاحات بوم شناختی تعريف شود و نگرش يك بوم شناس به تاريخ به دقت ملت هايی را كه قادر خواهند بود آزاديشان را حفظ كنند، مشخص می سازد. و تازه اين در حالی است كه من هنوز در تحليل خود به مسايل گوناگونی كه بوم شناسی وارد حوزه بحث های عمومی كرده است اشاره ای نكرده ام. چيزی از فاجعه، از ويرانی، از مردمی كه در برابر نيروهای محيط زيست آسيب ديده يا آسيب رسان بی دفاع هستند، نگفته ام. نيز به قصه پردازی هايی كه در مورد غنای تكنولوژيك صورت می گيرد يا آن نوع ديدگاه های اجتماعی به تاريخ كه مردم را از طبيعت جانوری شان و دنيای فيزيكی كه در آن زندگی می كنند، جدا می كند، نپرداخته ام. به عقيده من تمام اين مكاتب فكری مدرن بنيادشان بر آب است، زيرا من بيشتر اين افسانه های بوم شناختی را بررسی كرده و آنها را ناقص يافته ام. از اين رو بر آنم كه سرنوشت تمام مردم را می توان با شناخت طبيعت بوم شناختی گونه ی انسان فهميد و حتی چارچوب آن را پيش بينی كرد.

من در جست وجوی آن هستم كه اين نظريه ی بوم شناختی تاريخ را در مورد بعضی از گوشه های سهمگين و آشناتر گذشته بيازمايم: ظهور و سقوط تمدن های مديترانه؛ طغيان وحشيانه اقوام جنگجو از دشت های آسيا؛ تجربه ی آمريكايی آزادي؛ و پيدايش قدرت غرب، با جنگ افزارهای بی سابقه و مهارتش در تغييرات هميشه پرشتاب. اغلب چنين به نظر می رسد كه سرنوشت هر ملت بستگی به شانس آن دارد: بستگی به كار يك مرد برجسته، به تناسب كامل آداب و رسوم اخلاقی با زمان خود، به بخت و اقبال در جنگ. قوه تخيل شخص بايد خيلی ضعيف باشد كه بخواهد نقش اين عوامل را در تعيين سرنوشت ما انكار كند. اما شانس تنها در صحنه ای وارد می شود كه توسط طبيعت بوم شناختی بنيادی گونه انسان برايش چيده شده باشد. رهبران بزرگ، اخلاقيات ناب، يا جنگ افزارهای برتر تنها هنگامی اهميت دارند كه روی جمعيت ها و شيوه های زندگی موجود عمل كنند. اين جمعيت ها و عادات هستند كه ما می توانيم آنها را با اصول بوم شناختی درك كنيم. با درك اين اصول نگاه به آينده ـ شايد با ترديد ـ امكان پذير می شود و با كمی اطمينان می توان رويدادهايی كه احتمال می رود در چند قرن آينده رخ دهند را پيش بينی كرد.


مارك ساپن فيلد - ترجمه سليمان فرهاديان: دانشمندان درصددند راهی برای آشكارسازی امواج زلزله بيابند، تا بتوانند پيش از وقوع زلزله با اعلام اخطار، از خسارات شديد پيشگيری كنند. ريچارد آلن زلزله شناس، بسيار اميدوار است هنگامی كه زمين لرزه شديدی روی می دهد و آسمانخراش ها را به جنبش وامی دارد، كاليفرنيای جنوبی برای مقابله با اين گونه حوادث از آمادگی كافی برخودار باشد. وی اخيرا گفته است دانشمندان آمادگی آن را دارند كه پيچيده ترين سامانه اخطار وقوع زمين لرزه را بسازند. اگر اين سيستم اطلاع رسانی شروع به كار كند، می تواند همه مردم را، اعم از كارگران كارخانجات و رانندگان بزرگ راه ها را مطلع كند و بدين ترتيب از تبعات اين واقعه كاسته و باعث كم شدن خسارت ناشی از آن شود.

در اين صورت نيروگاه های توليد برق اين فرصت را خواهند داشت كه پيش از وقوع زمين لرزه مولدهای خود را خاموش كرده و آن را از مدار خارج سازند. قطارها از سرعت خود كاسته و متوقف شوند و دانش آموزان مدرسه را ترك كنند. اما نكته مهمی كه وجود دارد اين است كه اين سيستم فقط می تواند چند ثانيه پيش از وقوع زلزله اعلام خطر كند. علی رغم آنكه طی چندين دهه تحقيقات وسيعی صورت گرفته است تا بتوان زمين لرزه را روزها و يا ماه ها پيش از وقوع تشخيص داد، اما امروز به نظر می رسد چنين چيزی دور از دسترس باشد. اما از اينها گذشته به نظر می رسد سه ثانيه برای آنكه كسی بتواند از عواقب زمين لرزه بگريزد، مدت زمان كمی است. با اين همه می توان گفت در عصر ما كه زمانه شبكه های به هم پيوسته و «ساختمان های هوشمند» است و می توانند توسط تجهيزات هيدروليك كه به وسيله كامپيوتر كنترل می شوند، به طور آنی با تبعات زمين لرزه مقابله كنند، اطلاع از وقوع زلزله حتی چند ثانيه پيش از وقوع تاثير بسزايی در پيشگيری از خسارات وارده و حفاظت از سلامت مردم دارد. اسپنسر يكی از مهندسين دانشگاه ايلی نويز می گويد: «اگر بدانيم طی زمين لرزه چه حوادثی روی می دهد، می توان سيستمی برای مقابله با تبعات آن طراحی كرد. »

با توجه به ماهيت زمين لرزه ها می توان گفت كه طراحی و ساخت سيستم های اعلام زلزله كه در تحقيقات علمی امروزی جايگاه ويژه ای را به خود اختصاص داده است، چندان هم دور از ذهن و غيرممكن نيست. هنگامی كه زمين لرزه روی می دهد، دو موج مختلف كه سرعت های متفاوتی دارند، باعث ايجاد لرزش در ساختمان ها می شود، موج سريع تر كه موج P نام دارد در اغلب موارد آثار تخريبی ناچيزی به همراه دارد. اما موجی كه پس از موج اوليه می رسد و موج S نام دارد بسيار شديدتر است. اين موج است كه باعث تخريب ساختمان ها می شود. دكتر آلن و هيرو كاناموری از موسسه فناوری كاليفرنيا با بررسی سه زمين لرزه كه در جنوب كاليفرنيا روی داده است، دريافتند كه چگونه می توان با بررسی امواج P شدت امواج S را به دقت ارزيابی كرد. به گمان اين دانشمندان كاليفرنيا مكان بسيار مناسبی برای شروع تحقيق در اين زمينه بود. به همين دليل 155 حسگر زلزله را در اين منطقه نصب كردند. رايانه های مستقر در اين منطقه نيز می توانند به طور آنی داده های حاصل از امواج P را پردازش كنند و اطلاعات از آن را به سرعت منتشر كنند، مناطقی كه در نزديكی كانون زمين لرزه قرار دارند، نمی توانند انتظار داشته باشند كه مدت زمان زيادی پيش از وقوع حادثه از آن مطلع شوند، اما مناطقی كه در فاصله دورتر قرار داشته باشند می توانند 40 ثانيه پيش از وقوع حادثه مطلع شوند. آلن كه يكی از دانشمندان دانشگاه ويسكانسين در مديسون است، در مورد مدت زمانی كه پيش از روی دادن زلزله می توان از وقوع آن مطلع شد، می گويد: «تنها فرصتی كه در اختيار ما قرار دارد همان فاصله زمانی بين امواج P و S است. » واضح است كه مهلت زمانی 40 ثانيه ای هم برای تخليه يك ساختمان زمان كافی نيست. اما وی می گويد استفاده از اين زمان می تواند در بسياری از موارد كارساز باشد برای مثال كارگری كه در يك كارخانه شيميايی مشغول كار است می تواند در اين فرصت خود را از مهلكه برهاند. از طرف ديگر می توان چراغ قرمز تابلوهای راهنمايی و رانندگی را روشن كرد تا از ميزان خسارات وارده به خودروها و سرنشينان آنها كاست.

پيش از اين نيز در ژاپن سيستم های مشابهی مورد استفاده قرار گرفته بود و سيستم های هشداردهنده از سرعت قطارهای سريع السير كم می كرد. تاكنون ژاپنی ها بيشترين استقبال را از حسگرهای زلزله كه توسط آلن و كاناموری ابداع شده است، به عمل آوردند. فعلا حدود 30 ساختمان در ژاپن از وزنه های تعادلی در طبقات بالا يا پيستون های جذب كننده ضربات در طبقات پايين استفاده می كنند تا بدين وسيله از عواقب زمين لرزه در امان باشند. اگر مشابه چنين ساختمان هايی در آمريكا ساخته شود و حسگرهای نصب شده در اين ساختمان ها بتوانند اطلاعات مورد نياز را از سيستم های هشداردهنده كسب كنند، عملكرد اين سيستم ها شديدا بهبود پيدا می كند. استفاده از اين ايده كه فعلا موافقين بسيار دارد نياز به مجوز مسئولين دارد اما در اينجا چند مسئله جلب توجه می كند. بسياری از اين سيستم ها به برق نياز دارند كه می تواند در اثر زمين لرزه قطع شود. از طرف ديگر وقوع زمين لرزه های خفيف يا حتی اشتباه در عملكرد سيستم می تواند باعث اعلام خطر بی موقع شود. آلن در مورد اهميت سيستم های اعلام خطر می گويد: «مشكل بتوان زلزله شناسی را پيدا كرد كه ادعا كند در آينده ای نزديك می توان سيستمی برای پيشگيری زمين لرزه ابداع كرد. در عين حال می توان با اتخاذ تدابيری از وسعت خسارات وارده كاست. »

Christian Science Monitor, 2 may2003


هنگامی كه اوديسه از جنگ تروا بازگشت، دوازده كنيزك حرمسرای خويش را جملگی به ظن خيانت در مدت غيبت خود بر يك طناب به دار آويخت. در اين كار مسئله درست و نادرست به هيچ وجه مطرح نبود، كنيزكان ملك او محسوب می شدند و در آن زمان، مثل امروز دخل و تصرف در ملك موضوع مصلحت بود نه درست و خطا. هنوز تاكنون اخلاقياتی كه به رابطه انسان و زمين و جانوران و گياهان آن مربوط شود به وجود نيامده است. زمين چون كنيزكان اوديسه يك دارايی است، رابطه با زمين هنوز هم يك رابطه صرفا اقتصادی است كه با خود امتياز به همراه دارد اما هيچ گونه الزام و تعهدی به بار نمی آورد. بوم شناسی، علم عصيانگر مجموعه مقالاتی است كه در اين رشته جنبه كلاسيك يافته و نام آنها كم و بيش در كتاب ها و متون مرتبط تكرار می شود. از مجموع هفده مقاله اين كتاب، نه مقاله از كتابی به همين عنوان نوشته پل شپارد برگرفته شده و بقيه از مراجع ديگر انتخاب و ترجمه شده است. اينها مقالاتی هستند كه يا در تكوين تفكر بوم شناختی سهم بسزايی داشته اند، يا خود منشاء پيدايش شاخه جديدی در اين علم بوده، يا مباحث پرشوری له يا عليه آنها برپا شده يا به هر صورت در مراجع مختلف مكررا مورد اشاره واقع می شوند و دانشجويان و علاقه مندان با نام آنها آشنا اما از محتوايشان بی خبرند.

كتاب در قطع رقعی و در 350 صفحه به چاپ رسيده است. طرح سياه و سفيد جلد آن كه محصول ذوق فروغ وهاب زاده است به كتاب جلوه و گيرايی خاصی بخشيده است. اين كتاب نخستين بار در نمايشگاه «موقتی» كتاب در محل نمايشگاه «دائمی» تهران عرضه می شود! خواننده ای كه با بوم شناسی آشنا باشد در زير عنوان مقالات با نام های آشنايی همچون آلدو لئوپولد، گارت هاردين، ريمون مارگالف، يوجين اودوم، جورج اولين هاچينسون و جيمز لاولاك روبه رو خواهد شد. مترجم در پيش گفتار كتاب می نويسد: «تاريخ انتشار اغلب مقالات بين سال های 1945 تا 1970 است. به خاطر اين شايد گفته شود كه چه ضرورتی مرا به گردآوری و ترجمه چنين مطالب «كهنه ای» واداشته است. درست كه به اين تعبير مطالب پيش رو كهنه محسوب می شوند، آن هم به خصوص برای كسانی كه امروزه در عرصه علم چنين می پندارند كه مطالب طرح شده در يكی دو سال گذشته نيز كهنه است چه رسد به آنچه بيش از نيم قرن پيش مطرح شده باشد؛ اما چنان چه خوانندگان محترم با دقت در محتوای مقالات تعمق كنند در خواهند يافت كه در اكثر آنها با چه روشن بينی عجيبی به هسته بنيادين مشكل بوم شناختی امروز بشر نگريسته شده است. »

پل شپارد در بخشی از مقدمه كتابش اشاره می كند: «وضعيت بوم شناسی امروز از نظر

ايدئولوژيك شبيه به وضعيت نهضت های مقاومت است و راشل كارسون و آلدو لئوپولد را بايستی ياغی محسوب كرد، چرا كه آنان حق جامعه و فرد در آلوده ساختن محيط، انهدام منظم و بی وقفه صيادان وحشی، پخش همه جايی و بدون تبعيض آفت زداها، آميختگی آب و غذا با مواد شميايی، تخصيص بی مهابای فضا و زمين به مقاصد فناوری و نظامی را به مبارزه می طلبند. اگر طبيعی دانان همواره با چيزی مخالفت می كنند، علت آن است كه نسبت به سهيم شدن يافته های خود با ديگران احساس مسئوليت دارند و مخالفت آنها به معنی دفاع از سيستم های طبيعی است كه انسان خود نيز به ناچار جزيی از آنهاست. »

پس از يك دوره طولانی كه انسان سرمست از پيشرفت های علمی و فنی گمان می برد برای هر يك از مشكلات زيست محيطی خود يك يا مجموعه ای از تدابير فنی می تواند راهگشا باشد، امروزه به اين نقطه باز می گرديم كه بدون تعريف مجدد رابطه انسان و طبيعت، شناخت اصول حاكم بر كل اين مجموعه و تبعيت فروتنانه از آن و همچنين بدون بازنگری در بديهی ترين مبانی ارزشی و اخلاقی پذيرفته شده، همچون يگانگی جايگاه انسان در بين جميع موجودات زنده، آزادی، عدالت، استقلال و حقوق بشر و نگاه مجدد به آنها در پرتو اصول مذكور راه به جايی نخواهيم برد و هر يك از مشكلات خود را به هزينه بروز مشكلات بس وخيم تر سعی به چاره جويی داريم و تازه در آخر در می يابيم كه در حل آن يك نيز ناتوان بوده ايم. اين چيزی است كه اكثر مقالات اين مجموعه، هر يك از زاويه ای روشنگرانه و پيامبرگونه آن را پيش بينی كرده اند، آن هم در بازه ای از زمان كه اكثر مكاتب علمی و فكری را عقيده بر آن بوده كه برای هر يك از مشكلات ناشی از تحميل اراده انسان بر طبيعت يا نسخه ای شفابخش از تدابير فنی موجود است و يا اينكه آن را در آينده می توان پيچيد، بدون آنكه به هرگونه تغيير در نظام ارزشی و اخلاقی ما احساس نياز شده باشد.

بوم شناسی علم عصيانگر
مجموعه مقالات كلاسيك در بوم شناسی
انتخاب و ترجمه: عبدالحسين وهاب زاده
نشر چشمه، 1381


مضرات چای گياهی

دندانپزشكان هشدار داده اند كه نوشيدن جوشانده، انواع گياهان به صورت چای به دندان آسيب وارد می كند. پژوهشگران دانشكده دندانپزشكی بريستول دريافته اند كه اين جوشانده های گياهی، مينا و يا لايه های محافظ دندان ها را به تدريج از بين می برند. به گفته آنان برخی از اين جوشانده های گياهی از آب پرتقال كه خاصيت اسيدی زيادی دارد و اثر منفی آن بر روی دندان ها نيز مشخص شده است مضرتر هستند. اين پژوهشگران معتقدند اين يافته ها هشداری است برای افرادی كه گمان می كنند نوشيدن جوشانده های گياهی می تواند جايگزين سالمی برای ديگر نوشيدنی ها باشد. پژوهشگران درجه اسيدی بودن چندين نوع جوشانده گياهی را اندازه گيری و دريافتند كه درجه اسيدی بودن در انواع جوشانده های گياهی بسيار متفاوت است به طوری كه برخی از آنها دارای اسيديته بالا بودند و برخی ديگر خاصيت قليايی داشتند كه اين خاصيت روی دندان ها اثر نمی گذارد. اما به طور كلی محققان به اين نتيجه رسيده اند كه بسياری از اين جوشانده ها مينای دندان را از بين می برند. در حقيقت برخی از اين جوشانده ها، 3 برابر بيشتر از آب پرتقال به دندان آسيب وارد می كنند.

به پيچيدگی انسان

محققان دانشگاه آكسفورد در يك مطالعه جديد متوجه شدند موش های درختی به منظور جلوگيری از گم شدن خود، در مسير خود اشيايی را به عنوان علامت و نشانه قرار می دهند. اين موش ها با قرار دادن دانه های گياهان، برگ ها، صدف ها و شاخه های كوچك در مسير خود، مسير بازگشت به لانه را علامت گذاری می كنند. دانشمندان عقيده دارند اين اولين باری است كه چنين رفتار پيچيده ای در پستانداران به جز آدميان مشاهده می شود. محققان، موش های درختی را وارد محيط آزمايشگاه كرده و از رفتار آنها تصويربرداری كردند. آنها موش ها را درون يك محفظه بزرگ اما بسته قرار دادند و يك لانه نيز برای آنها در نظر گرفتند. درون محفظه تعدادی قطعات دايره ای شكل سفيدرنگ پلاستيكی نيز قرار داده شد. تصاوير نشان داد كه موش ها قطعات پلاستيكی را به نقاط جديد می برند و مدتی در نزديكی آن قطعه می مانند. اما پس از آشنايی با آن منطقه، قطعه پلاستيكی را به يك نقطه جديد و ناشناخته برده و اين رفتار را تكرار می كنند. به گفته محققان موش ها احتمالا در مزارع نيز از اشيا برای علامتگذاری منطقه استفاده می كنند. اين روش ايمن تر از راه يابی با استفاده از باقی گذاشتن بوی خود در مسير از طريق ادرار يا روش های مشابه آن است زيرا شكارچيان را به خود جلب نمی كند.

روش جديد تشخيص جرم

دانشمندان مركز زيست شناسی سلولی و مولكولی در شهر حيدرآباد هند اعلام كردند كه می توانند با انجام يك نوع آزمايش DNA بر روی خون، مو و يا قطعه ای از گوشت مشخص كنند كه اين مواد متعلق به انسان است يا جانوران. به گفته اين دانشمندان اين آزمايش كه نخستين بار توسط دانشمندان هندی انجام شده می تواند نوع دقيق جانور را نيز مشخص سازد. كاربرد اين روش احتمالا ممكن است در شناسايی جرايمی كه عليه حيات وحش صورت می گيرد و تعيين نوع گوشتی كه صادر و يا در رستوران ها مصرف می شود با اهميت باشد. پژوهشگران هندی قطعه ای از ژن سيتوكروم B را كه در سلول ميتوكندری وجود دارد كشف كرده اند كه حاوی علامت ژنتيكی انواع مختلف جانوران است. اين پژوهشگران پس از 2 سال تحقيق و پژوهش موفق به اين كشف شده اند.

پرندگان خوش حافظه

پرندگان مهاجر حافظه درازمدتشان بهتر از پرندگانی است كه ناچار نيستند هر سال مسير بازگشت به محل سكونت اوليه شان را پيدا كنند. گروهی از پژوهشگران آلمانی موفق به كشف اولين شواهد علمی شده اند كه طول مدت حافظه را با مهاجرت مرتبط می كند. پژوهشگران مركز تحقيقات پرنده شناسی ماكس پلانك در آلمان با انجام يك بررسی، حافظه چكاوك باغی مهاجر را با چكاوك چشم قرمز كه خويشاوندی نزديكی با آنها داشته و مهاجرت نمی كند را مقايسه كردند. در اين بررسی، پرندگان دست آموز از اين دو گونه پرنده، به مدت 8 ساعت و نيم در دو اتاق متصل به هم قرار داده شدند. در يكی از اتاق ها غذا گذاشته شد و ديگری فاقد غذا بود. اين پرندگان در فواصل 4 روز تا 1 سال مجددا در اين اتاق ها قرار داده شدند اما اين بار در هيچ يك از اتاق ها غذايی گذاشته نشده بود. چكاوك های مهاجر تا مدت يك سال مدت زمان بيشتری را به جست وجوی غذا در اتاقی كه قبلا غذا در آن وجود داشت سپری كردند در حالی كه چكاوك های غيرمهاجر فقط تا 4 هفته اين اتاق را مورد جست وجو قرار دادند و بعد از آن توجهی به آن نشان ندادند. اين مطالعه نشان می دهد كه مهاجرت به تشكيل حافظه های قوی تر كمك می كند تا پرندگان توقف گاه ها و محل های مناسب توليد مثل را بيابند.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو