Persian Archive

• پرسپوليس طفل عقب مانده
• مهدی مهدوی كيا ركورددار بوندس ليگا
• در يك قدمی فينال جام يوفا
• مدال بی مدال
• كارشناس ارتباطات در فوتبال
• خداحافظ انگشت نگاری
• زنده برای آگهی
• كرويف های تنيس
• يوفا هم يقه آذربايجان را گرفت
• بارسلونايی های تنيس


امير حسين ناصری : امروز چه كسی می تواند مدعی شود كه در پرسپوليس هيچ بحرانی وجود ندارد؟ چه كسی اتفاق ها، اختلاف ها، درگيری ها، احضار بازيكنان به كميته انضباطی باشگاه يا فدراسيون، سر باز زدن بازيكنان از مقررات باشگاه، حقوق های معوقه و. . . را می تواند جزو شرايط عادی باشگاه پرسپوليس تلقی كند؟ با وجود بحران امروز باشگاه پرسپوليس در ذهن كسانی كه به دور از تعصبات كور شرايط را تحليل می كنند، چه نقش می بندد؟ بحران های موجود، دليل بر چه ضعف هايی است؟ چه كسانی عامل آن هستند؟ آيا می توان بحران امروز باشگاه پرسپوليس را، شرايطی تحت كنترل عنوان كرد؟ اين گونه به نظر نمی رسد كه امروز پرسپوليس با چالشی مصنوعی دست به گريبان است؟

علی القاعده هر باشگاه يا تيمی در چنين شرايطی از هم می پاشد، نتيجه نمی گيرد، روز به روز بر ضعف عمومی اش افزون می شود، ولی چه عاملی باعث شده كه با تمام اين معضلات پرسپوليس همچنان به روزمرگی خود ادامه دهد؟ آيا هر شخص ديگری جز اكبر غمخوار مديرعامل بود، كادر فنی پرسپوليس اين گونه سكوت می كرد؟ هنوز يادمان نرفته كه در تمام سال های گذشته، وقتی پرسپوليس به شرايط دشوار مالی می رسيد، علی پروين و دستيارانش، باشگاه و مديريتش را به بی كفايتی و هر آنچه كه خود بهتر می دانيد متهم می كردند ولی امروز چه عاملی باعث شده كه علی پروين سكوت كند. هنوز از آن روزها فاصله نگرفته ايم كه اگر كسی به كادر فنی مورد علاقه پروين، نظری می داشت يا قصد ترميم كادر را در ذهن می پروراند چگونه مورد ترور شخصيتی قرار می گرفت، پس امروز چه دليلی وجود دارد كه علی پروين با آمدن هانس ديتر اشميت آلمانی، و رفتن ناصر ابراهيمی و ناصر محمدخانی از كادر فنی موافقت می كند؟ آيا همين علی پروين نبود كه يكی از مخالفان حضور هر مربی خارجی در كادر فنی به شمار می رفت؟ آيا همين فرد نبود كه حضور استانكو يا هر مربی خارجی ديگری را در نطفه خفه می كرد؟ آيا دليل «بچه ها از قيافه ناصر ابراهيمی خسته شده بودند» برای جدايی ابراهيمی قابل قبول است، آن هم از فردی چون علی پروين؟ اما چه افرادی در بحران امروز پرسپوليس چهره های برتر به شمار می روند؟

1ـ سازمان تربيت بدنی

شخصيت حقوقی سازمان پس از ماه ها درگيری باشگاه را به حكم قوه قضاييه در اختيار گرفت. كدام منطق امروزی می تواند پذيرای قبول مسئوليت بيشتر از سوی سازمانی باشد كه در جهت خصوصی سازی حركت می كند؟ سازمانی كه حتی اماكن ورزشی اش را كه قاعدتا برايش سودآور است به بخش خصوصی واگذار می كند، با كدام منطق برای گرفتن حكم مالكيت پرسپوليس آن قدر تلاش كرد؟ پرسپوليسی كه اگر كسی نداند، مسئولان سازمان می دانستند و می دانند كه امروز جز هزينه برای مالكانش چيزی ندارد. محسن مهرعليزاده، رئيس مجمع دو باشگاه پرسپوليس و استقلال است. مجمعی كه از سوی سازمان انتخاب می شود، و اين مجمع هيأت مديره را انتخاب و آنها مديرعامل را برمی گزينند. پس بافت دو باشگاه مزبور آن چيزی است كه سازمان به آن اعتقاد و ايمان دارد. پس چرا امروز در اين شرايط، علی كفاشيان مدعی است كه خرج باشگاه پرسپوليس را مديرانش بايد تامين كنند نه سازمان؟ پرسپوليس يا حتی استقلال امروز مانند طفلان عقب مانده ای هستند كه توانايی لقمه گرفتن در سفره پرنعمتی را ندارند، چه رسد به اينكه خود با كسب درآمد سفره ای را آماده پذيرايی كنند. وقتی علی كفاشيان مدعی است كه ديروز هم مديرانش خود هزينه های باشگاه را تامين می كردند آيا نبايد پرسيد كه چرا باشگاه را از اختيار كسانی كه توانايی تامين هزينه هايش را داشتند گرفتيد و به دست كسانی سپرديد كه. . . وضعيت امروز، خود توجيه كننده باقی مسائل است.

2ـ هيأت مديره و مديرعامل

بگذاريد به چند ماه قبل بازگرديم، جايی كه اكبر غمخوار در مصاحبه ای مدعی شد او هميشه مدير شرايط بحرانی بوده. به آن روزی كه ادعا بر اين بود، هيأت مديره پرسپوليس از افراد توانمند اقتصادی و سياسی انتخاب شده اند. پس امروز اين ادعاها كجای اين بحران قرار دارند؟ مگر غمخوار مدعی نبود كه بهترين قرارداد اسپانسر روی پيراهن را به لحاظ مالی برای پرسپوليس منعقد كرده، مگر حامد كاويانپور را با مبلغی حدود 400 ميليون به الوصل نداد و. . . بحث بورس هم از ديگر نكاتی است كه هرازچندگاهی برای انحراف اذهان عمومی مطرح شده و به سرعت فراموش می شود. حتی اگر بپذيريم كه بورس با شرايط جديد، پرسپوليس بدون پشتوانه مالی را بپذيرد، كدام منطقی می پذيرد كه طرفدار تيم سرخ پايتخت با اطمينان از اينكه اين تيم هزار تومان هم در سال سوددهی ندارد، سهام باشگاه پرسپوليس را بخرد؟

شايد غمخوار هنوز به اين استنباط نرسيده كه مديريت باشگاه ورزشی با مديريت جنگ يا بخشی در بنياد مستضعفان و جانبازان تفاوت دارد. مشكل كريم با باشگاه را بررسی كنيم. كريم باقری پس از رای كميته انضباطی فدراسيون در اولين بازی پرسپوليس روی سكوی تماشاگران نشست تا اين گونه به نظر رسد كه او و باشگاه به توافقاتی رسيده اند ولی دوباره بحث صدور رضايت نامه باقری در نشريات مطرح می شود كه اين ميدان خالی از بحران نباشد. آقای غمخوار، خود به كفايت مديريت پرسپوليس نمره بدهيد.

3ـ كادر فنی

علی پروين كه مدت هاست تلاش می كرد پرسپوليس به اختيار سازمان تربيت بدنی درآيد، امروز در مصاحبه هايش به طور مداوم تكرار می كند كه سازمان بايد هزينه های پرسپوليس را بپردازد و اگر نمی تواند بدهد خودمان اداره اش می كنيم. آقای پروين، شايعه 6 دستگاه پيكان را ما هم شنيده ايم، امروز در اين مورد چه نظری داريد؟ اما مهم ترين مسئله جبهه امروزی علی پروين است. تاكنون سابقه نداشته علی پروين در شرايط مشابه اين چنينی بر عليه مديريت باشگاه صحبت نكند. سكوت امروز پروين در برابر مديريت باشگاه چه دليلی می تواند داشته باشد؟ در مقابل محمود خوردبين در مصاحبه ای هيأت مديره را در برابر حل مشكلات مالی باشگاه ناكارآمد خوانده است. آيا محمود خوردبين اطلاع ندارد كه هيأت مديره سياستگذار است و مجری سياست های اتخاذ شده در اين جمع مديرعامل است؟ چرا ناصر ابراهيمی كه هميشه ساز مخالف را در برابر مديريت می زده، پس از استعفايش ـ شايد هم كنار گذاشتن اش ـ هيچ حرفی نزد؟

4ـ بازيكنان

بازيكنان، تهديد كرده اند كه چك هايشان را به اجرا می گذارند مصاحبه می كنند، در لفافه بر عليه مديريت باشگاه حرف می زنند و. . . اين گونه به نظر می رسد آنها هميشه زبان كادر فنی بوده اند، يعنی در بسياری موارد كه كادر فنی خود نمی خواست مسئله ای را مطرح كند، آنان مصاحبه می كردند و البته پس از كمی توبيخ از سوی مديريت معضل حل می شد. سه بازيكن پرسپوليس به كميته انضباطی باشگاه فراخوانده می شوند و در مقابل چشمان حيرت زده هواداران از حضور در جلسه انضباطی سر باز می زنند. آيا اين مسئله مويد قدرت برتر آنان در برابر مديريت باشگاه نيست. با وجود اين شرايط پرسپوليس شهر بی قانونی است كه در آن هر كسی بنا به مصالح شخصی هر حركت يا صحبتی را بر خود حق می داند و نتيجه همين است كه امروز شاهد آن هستيم.

5ـ مطبوعات

آنها بيشتر از بسياری می دانند چه اتفاقاتی درون پرسپوليس را به بحران كشيده. آنها خوب می دانند اما هيچ كدام توان به نقد كشيدن آن را در خود نمی بينند. چشم و زبان مردم هستند ولی ترس از شكايت، در دست نبودن مدارك معتبر و... آنان را به سكوت كشانده است. آنها هم امروز در شرايط بحرانی پرسپوليس حل شده اند. اما چرا كسی نمی نويسد به چه دليل تعداد تماشاگران پرسپوليس و هوادارانی كه حاضرند به استاديوم ها بيايند، اين قدر كاهش يافته است؟ مگر آنها مدعی نبودند كه مشكلات مديريتی دليل اصلی كاهش تعداد تماشاگران است، پس امروز چه اعتقادی برای ادامه اين معضل دارند؟ و تنها جوابی كه از همه آنها می شنوی سكوت است. سكوت!


ترجمه قاسم طولانی: هيچ بازيكنی در آلمان به اندازه مهاجم ايرانی تيم هامبورگ در تيم خود سازنده و مثمرثمر نيست. مهدی مهدوی كيا در ايران يك قهرمان است، در حالی كه او در آلمان يك ستاره خاموش به شمار می آيد. در اين باره ترديدی وجود ندارد، كه در حال حاضر رودولفو كاردوسو ساير بازيكنان هامبورگ را تحت الشعاع خود قرار داده است. اين هافبك 34 ساله نقش بسيار مهمی در پيروزی ها و موفقيت های اخير تيم هامبورگ ايفا كرده بود. اين بازيكن آرژانتينی بازی گردان و مغز متفكر تيم هامبورگ در داخل زمين به شمار می آيد. كورت يارا سرمربی هامبورگ درباره وی چنين می گويد: «رودولفو عروسك گردان هامبورگ است.» اما تنها اين بازيكن آرژانتينی نيست كه خود را در دل كورت يارا جای داده است. بلكه مربی هامبورگ از مهدی مهدوی كيا هم تجليل می كند. او درباره بازيكن ايرانی خود چنين می گويد: «مهدی اهميتی حياتی برای تيم هامبورگ دارد. نقطه قوت او در خط حمله است، ولی با اين حال اگر از او در خط دفاع هم استفاده شود به خوبی جواب می دهد. برای همين مهدی به مهره ای بسيار مهم برای هامبورگ تبديل شده است. » در اكتبر سال گذشته هنگامی كه كورت يارا مربيگری هامبورگ را بر عهده گرفت، مهدی مهدوی كيا در خدمت تيم ملی ايران قرار داشت. پس از آن هم مهدوی كيا مدتی مصدوم شد. كورت يارا با يادآوری بازی های درخشان مهدوی كيا در ليگ قهرمانان درباره نحوه آشنايی با اين بازيكن ايرانی می گويد: «من از طريق تلويزيون با مهدوی كيا آشنا شدم و بايد بگويم كه از همان موقع از بازی او خوشم آمد. در آن زمان هامبورگ به واسطه بازی خوب مهدوی كيا توانست در ليگ قهرمانان به موفقيت دست يابد. »

كورت يارا دريافته است كه مهدی مهدوی كيا يك بار ديگر در حال بازگشت به روزهای اوج خويش است. مربی هامبورگ در اين باره چنين می گويد: «مهدی در بازی های اخير با نفوذهای خطرناك و حركات روبه جلوی خود كمك موثری به ما كرده است. به طور كلی از اين منظر مهدوی كيا بازيكنی است كه به هيچ رو نمی توان از او صرف نظر كرد. » آمار و ارقام نيز به خوبی شايستگی های اين بازيكن ايرانی را نشان می دهد. هر چند مهدوی كيا در فصل جاری چندين بازی را به دلايل مختلف از دست داد، ولی با اين حال بيشتر از بازيكن ديگری در باشگاه های آلمان پاس گل داده است. به طور كلی در بوندس ليگا سه بازيكن بيشتر از مهدوی كيا پاس گل داده اند، اما شمار بازی های آن ها حداقل دو برابر بيشتر از مهدوی كيا بوده است. با توجه به تعداد بازی هايی كه مهدوی كيا در زمين حضور داشته، بيشترين پاس گل را در بوندس ليگا به خود اختصاص داده است. علاوه بر اين مهدوی كيا در زمينه انجام ضد حمله نيز در بوندس ليگا ركورددار است. در فصل جاری سه پاس او در حالت ضد حمله منجر به گل شده است. به هر حال از نظر سازندگی مهدوی كيا ستاره بی چون و چرای بوندس ليگا است. حتی زی روبرتو از بايرن مونيخ كه يك بازيكن جنجالی به شمار می آيد، قادر به رقابت با ستاره ايرانی هامبورگ نيست. مهدوی كيا در 87 بازی خود 30 پاس گل داده، در حالی كه زی روبرتو در 126 بازی 43 پاس گل داده است. به باور كارشناسان فوتبال آلمان مهدوی كيا از هر نظر بازيكن نمونه ای است.

كورت يارا در اين باره می گويد: «او بازيكنی است كه هر مربی آرزوی داشتن چنين بازيكنی را دارد. مهدوی همواره تمام توان خود را در زمين به كار می گيرد و خود را به طور كامل در خدمت تيم قرار می دهد. مسئله ديگر اين است كه مهدی از هر گونه جنجال و حاشيه ای به دور است. او در دوره مصدوميت تا حدودی خود را منزوی كرده بود. اما اكنون من حس می كنم، كه او يك بار ديگر اعتماد به نفس خود را بازيافته و از بازی خود لذت می برد. از اين رو نيازی نمی بيند، با كمك رسانه ها خود را نزد افكار عمومی مطرح سازد. » در حالی كه مهدی مهدوی كيا در ايران يك قهرمان بزرگ به شمار می آيد و طرفداران بی شماری دارد، در آلمان به ايفای نقش ستاره ای خاموش بسنده می كند.

منبع: دی ولت


آران: احتمال شكل گيری يك فينال تمام پرتغالی در جام يوفا به شدت افزايش يافته. پس از روشن شدن نتايج بازی های رفت مرحله نيمه نهايی دو نماينده پرتغال «پورتو» و «بواويشتا» از هم اكنون خود را به عنوان فيناليست های اين دوره در شهر سوی يا اسپانيا مطرح كرده اند.

«درلی» دوتايی

كار بزرگ را پورتو انجام داد و لاتسيوی ايتاليا را در استاديوم خانگی اش «آنتاس» 4 بر يك خرد كرد. يك بار ديگر اين «درلی» مهاجم برزيلی 27 ساله بود كه تيم پرتغالی را در جام يوفا پيش انداخت تا در اين رقابت ها ده گله شود. او تا اينجای كار به طور متوسط در هر مرحله از جام يك گل به ثمر رسانده است. همان شب بواويشتا، رقيب همشهری پورتو گرچه به اندازه آبی و سفيدها ندرخشيد اما با اعتماد به نفسی بالا سلتيك گلاسكو را در سلتيك پارك (1-1) متوقف كرد. . .

هنوز شانسی هست

لاتسيو كه اين فصل با مربيگری مانچوی جوان نسبت به فصل گذشته متحول شده، هم اكنون در جای چهارم سری آ قرار دارد. آسمانی های رمی در سال 1998 فاتح جام يوفا شده بودند و مثل يك ابرقدرت پای به استاديوم آنتاس گذاشتند اما پيراهن آبی رنگ و رو رفته ايتاليايی ها در مقايسه با پيراهن آبی سير تيم پرتغالی درخشش نداشت. حالا اولتراهای مسئله دار لاتسيو بايد در بازی چهارشنبه شب نشان دهند كه می توانند مثل همتايان پرتغالی شان بر جريان بازی تاثيرگذار باشند. سلتيك گلاسكو تيم محبوب كاتوليك های بريتانيا هم كه اقتدار چند سال اخير خود در ليگ اسكاتلند را از دست داده، بايد روز چهارشنبه 90 دقيقه دشوار را در بندر پورتو و مقابل بواويشتا به اميد حضور در فينال تاب آورد.

جرقه و آتش

لاتسيو در بازی رفت خيلی زود جرقه زد و كلوديو لوپس آرژانتينی تنها پس از 5 دقيقه دروازه ميزبان را گشود. اما اين گل به مثابه يك جرقه در انبار باروت استاديوم 76 هزار نفری داس آنتاس بود و تيم پرتغالی به فاصله 5 دقيقه توسط «مانيش» از فاصله 25 متری به گل رسيد. بعد نوبت طوفان درلی برزيلی بود تا دو گل ديگر به كيسه لاتسيو انداخته شود و در نهايت هلدر هافبك راست پرتغال چهارمين گل پورتو را جشن گرفت.

ما بهتر بوديم

«خوسه مورينيو» سرمربی پورتو پس از بازی گفت: «اين يك نتيجه عادی در مرحله نيمه نهايی يك رقابت اروپايی محسوب نمی شود. آن هم در برابر قدرتی مثل لاتسيو. اما بايد بگويم انتظار اين آتش بازی را می كشيدم. ما بسيار بهتر از لاتسيو بوديم. البته منظورم اين نيست كه تيم ما قوی تر از آنها بود اما در آن شب به خصوص ما بهتر بازی كرديم و مزد كارمان را گرفتيم. »

ما بهتر خواهيم بود

در نقطه مقابل روبرتو مانچينی سرمربی لاتسيو با لحنی مغموم شكست را چنين توصيف كرد: «شكست خيلی بدی بود و بايد اعتراف كنم كه برگرداندن نتيجه 4 بر يك در بازی برگشت كار بسيار دشواری است. به هر حال ما به ميدان می رويم تا هر تعداد گل كه می توانيم به ثمر برسانيم. به ما فرصت بدهيد تا يك شب به يادماندنی را خلق كنيم. »

نبرد گلاسكو

اما «خائيمه پاشكو» مربی بواويشتا نسبت به بازی نخست تيمش مقابل سلتيك بی تفاوت بود: «من حالا هم به اندازه قبل از بازی خوشبين هستم. ما در جريان بازی پنج شش موقعيت را خراب كرديم و بايد مصمم باشيم كه در بازی برگشت بهترين عملكردمان را ارائه دهيم. سلتيك تيم بزرگی است و ما بايد تمرين كنيم تا با روش بازی آنها بيشتر آشنا شويم. » پس از يك نيمه دشوار و فشرده «جوس والگائرن» مدافع سلتيك در دقيقه 48 دروازه خودی را گشود و گرچه هنريك لارسن ديگر اسكانديناويايی سلتيك در دقيقه 60 با يك ضربه آسان تيمش را نجات داد اما خود او دقايقی بعد روی يك ضربه پنالتی مغلوب «ريكاردو» دروازه بان پرتغالی بواويشتا شد. مارتين اونيل مرد شماره يك ايرلندی گلاسكو پارك اين تساوی را طبيعی می داند: «متاسفانه پنالتی ما از دست رفت. اما فوتبال همين است و نبايد لارسن را به خاطر اشتباهش سرزنش كنيم. » اونيل با يادآوری اين نكته كه سلتيك در بازی رفت مرحله يك چهارم نهايی هم در خانه مقابل ليورپول متوقف شده بود با كنايه گفت: صعود با پيروزی در خانه حريف، تا قبل از رسيدن به خود جام اين بزرگ ترين جايزه ممكن است و ما آن را به چنگ خواهيم آورد. تاكنون سابقه نداشته كه دو تيم از يك شهر به يك يك فينال اروپايی برسند. اگر پورتو و بواويشتا به فينال هفتم ارديبهشت ماه سوی يا اسپانيا برسند ديگر نبايد از لفظ «فينال تمام پرتغالی» استفاده كنيم زيرا آن وقت شاهد يك «فينال تمام پورتويی» خواهيم بود.


مدال بی مدال

«در صورت عدم سرمايه گذاری، رضازاده هم در آتن مدال نمی گيرد. » اين حرف های علی مرادی بدجوری بوی خون می دهد. ظاهرا مرادی كه می داند همه هوش و حواس مردم به مدال طلای رضازاده در المپيك است از اين حربه برای جلب توجه مسئولان سازمان تربيت بدنی استفاده كرده و می خواهد برای وزنه برداران امتياز بگيرد. او شرايط لازم برای تمرينات و ديدارهای تداركاتی را برای تيم ملی وزنه برداری لازم دانسته است. در مورد شرايط لازم برای تمرينات حرفی برای گفتن نداريم اما برای ديدارهای تداركاتی، ديدار با باشگاه های وزنه برداری رئال مادريد، بايرن مونيخ، بارسلونا، آرسنال و... را پيشنهاد می كنيم.

كارشناس ارتباطات در فوتبال

زيكو مربی برزيلی تيم ملی ژاپن نبود ارتباط كلامی بين بازيكنان تيم ملی را ضعف فوتبال ژاپن اعلام كرده و دليل پيروزی بر كره جنوبی را نيز به خاطر ايجاد اين ارتباط كلامی عنوان كرده است. در اين خبر آمده كه ژاپنی ها متاثر از فرهنگشان تا اندازه ای خجالتی هستند و رفع اين نارسايی مستلزم صرف مدت زمان زيادی است. با خواندن اين خبر به ياد بازيكنان خجالتی فوتبال خودمان افتاديم كه طفلكی ها به دليل خجالتی بودن بيش از حد و عدم توانايی در برقراری ارتباط كلامی به بد و بيراه گفتن و حتی ارتباط فيزيكی (درگيری) رو می آورند. از قضا بازيكنان ما هم زمان زيادی برای يافتن راه های ارتباط كلامی نياز دارند. همچنين برخی از تماشاگران ما هم همينطور، منظور آنهايی است كه پيغامشان را به روش قديمی در بطری انداخته و آن را به سمت زمين پرتاب می كنند.

خداحافظ انگشت نگاری

از قرار معلوم روابط ديپلماتيك فدراسيون كشتی ايران و آمريكا دارد به جاهای خوبی می رسد كه حضور تيم ملی آمريكا در مسابقات جام تختی از اولين آثار و نشانه های آن است. دبير فدراسيون كشتی حتی به طور تلويحی اعلام كرده كه مسئله انگشت نگاری از اعضای تيم ملی ايران برای مسابقات جهانی آتی نيز منتفی است. البته اين خبر هنوز به طور رسمی تاييد نشده و بايد منتظر اعلاميه دولت آمريكا بود. با اين حال انتصاب كوين جكسون رقيب اسبق رسول خادم در مسابقات جهانی به عنوان مربی تيم اعزامی آمريكا به جام تختی نشان دهنده اين است كه حضور تيم ملی در آمريكا و به دست آوردن سهميه المپيك دور از دسترس نيست.

زنده برای آگهی

بعد از بازی عجيب و غريب استقلال و برق شيراز در تهران كه در نهايت منجر به شكست استقلال تهران شد، می توان اميدوار بود كه در هفته آينده حداقل يك اسپانسر برای تبليغات روی پيراهن اين تيم پيدا شود. برق شيراز كه اوضاع وخيمی را در انتهای جدول سپری می كرد با اين پيروزی اميدواری زيادی برای بقا پيدا كرده و حالا می تواند برای برنامه های اقتصادی و جذب آگهی و اسپانسر اقدام عاجلی به عمل آورد. حدس بزنيد چه كسی روی اسب برق شيراز شرط می بندد.

كرويف های تنيس

در حالی كه يوهان و يوردی كرويف به عنوان مشهورترين پدر و پسر در دنيای فوتبال شناخته می شوند در رشته های ديگر نيز هستند خانواده هايی كه نبوغ و استعداد را نسل به نسل انتقال می دهند. برای مثال می توان به خانواده «كليخترز» اسطوره سابق تنيس بلژيك اشاره كرد. دختر او كيم نه تنها به جمع پنج تنيس باز برتر زن جهان راه يافته بلكه اخيرا او و «ليتون هيويت» مرد شماره يك تنيس دنيا باهم نامزد شده اند. البته هنوز نمی توان پيش بينی كرد فرزند احتمالی كيم و ليتون قهرمان كدام رشته خواهد شد: تنيس مردان يا زنان؟

يوفا هم يقه آذربايجان را گرفت

مقامات عالی رتبه ورزشی فوتبال آذربايجان تحريم اين كشور را از سوی فدراسيون بين المللی فوتبال «فيفا» و اتحاديه فوتبال اروپا «يوفا» مايه ناراحتی و حيرت دانستند. به گزارش خبرگزاری فرانسه از باكو، «الهام علی اف» رئيس كميته ملی المپيك آذربايجان به مطبوعات اين كشور گفته است كه اختلاف ميان باشگاه ها و فدراسيون منتفی شده و هر دو طرف باهم برای راه اندازی مسابقات قهرمانی باشگاه ها به توافق رسيده اند و محلی برای شدت عمل به خرج دادن فيفا وجود ندارد. الهام علی اف فرزند «حيدر علی اف» رئيس جمهور آذربايجان است. فيفا سه شنبه هفته گذشته آذربايجان را از شركت در كليه مسابقات بين المللی در سطح ملی و باشگاهی محروم كرد. علت اين تصميم گيری دخالت غيرمستقيم دولت در چرخش كار فدراسيون بود كه از سوی برخی باشگاه های تحت حمايت دولت اعمال می شد. به دنبال فيفا، يوفا هم آذربايجان را از كليه مسابقات تحت نظرش محروم ساخت. به تبعيت از اين تحريم آذربايجان حق شركت در ادامه مسابقات مقدماتی جام ملت های اروپا در سال 2004 را ندارد. آذربايجان در گروه 9 اين پيكارها تيم پنجم و آخرين تيم گروه است. در اين گروه علاوه بر آذربايجان تيم های ولز، ايتاليا، صربستان ـ مونته نگرو و فنلاند قرار دارند. ديدار آتی آذربايجان در اين مسابقات 11 ژوئن مقابل صربستان ـ مونته نگرو ترتيب داده شده بود.

بارسلونايی های تنيس

هفته گذشته يك جوان شانزده ساله اسپانيايی به نام رافائل نادال در مسابقات تنيس روی زمين خاك رس موناكو توجه همه را به خود جلب كرد. جالب اينجاست كه رافائل هم با يكی ديگر از ستاره های ورزش فاميل درآمده. او برادرزاده ميگل آنخل نادال ملی پوش سابق باشگاه بارسلونا است. او توسط همان مربی كشف شده كه «مويا» اسطوره حال حاضر تنيس اسپانيا را كشف كرده. خانواده نادال از جزيره مايوركا برخاسته اند و از اين نظر هم محله ای خانواده مويا نيز محسوب می شوند.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو