Persian Archive

• ايرباس به جای تی شرت
• دردسرهای فورد
• بادهای تغير در فرانسه؟
• بانكداری هم نمی تواند
• برادران چلبی هم تاجر نيستند
• تراشه ساز ناموفق
• استقلال پتروشيمی در نمايشگاه
• ۴۴ ميليون نفر زير پوشش گاز


ترجمه عباس فتاح زاده: پاسكال لمی، كميسر تجارت اتحاديه اروپا، قصد دارد دور جاری مذاكرات تجارت جهانی را به شكلی مناسب به پيش ببرد. او معتقد است كه آزادی تجارت جهانی برای كشورهای در حال توسعه به اندازه كشورهای صنعتی سودمند است. اين سياستمدار اروپايی انتقاداتی را كه پيرامون مخفی كاری در مذاكرات سازمان تجارت جهانی مطرح می شود، بجا نمی داند. وی در بحث های موجود پيرامون بازار و منابع آب نيز محتاطانه موضع گيری می كند. متن مصاحبه وی با كورنليا بولش، خبرنگار روزنامه آلمانی زوددويچه سايتونگ، پيرامون موضوع تجارت آزاد در زير از نظرتان می گذرد.

شما اخيرا در بلژيك يك دكترای افتخاری دريافت كرديد. نسبت به اين موضوع اعتراضاتی صورت گرفت زيرا برخی از دانشجويان معتقد هستند كه كميسر تجارت اتحاديه اروپا سمبل كاپيتاليسم وحشی و جهانی است. نظر خودتان در اين مورد چيست؟

مادامی كه تنها يك اقليت كوچك چنين نظری را دارند من مشكلی را احساس نمی كنم. به اعتقاد من مهم حمايت اكثريت سياستمداران در شورای وزيران اروپا و پارلمان اروپاست. آن ها از پيشنهادهای من حمايت می كنند.

خودتان را پيرو چه خط مشی ای می دانيد، يك كاپيتاليست ميانه رو هستيد يا. . . ؟

من سوسيال دموكرات هستم و يك سياستمدار. نه فيلسوف هستم و نه يك فرد دانشگاهی. مجبورم به واقعيت ها توجه داشته باشم. قواعد بازی در جهان مطابق نوعی «اقتصاد بازار» هستند. بسياری از ويژگی های آن را نمی پسندم. رفتار من در قبال كاپيتاليسم همان رفتاری است كه در مقابل جهانی سازی دارم. ما بايد كنترل كنيم، تعادل ايجاد نماييم، تقسيم بندی انجام دهيم و فعاليت ها را قاعده مند نماييم. در يك كلام بايد نسخه خوب و قديمی سوسيال دموكراسی را به اجرا بگذاريم. البته حوزه عملكرد من تجارت بين المللی است. من نقش يك مدير بيمارستان و يا كارهای ديگری كه احتمالا آسان تر هستند را بر عهده ندارم. . .

اما همين پيامدهای اجتماعی بازار داخلی اتحاديه اروپا هم مورد انتقادهايی قرار دارد. هم اكنون در زمينه ايجاد يك بازار جهانی برای رشته خدمات رسانی نيز فعاليت هايی در جريان است. اين به معنای آن است كه هندی ها و مصری ها در آينده دفاتر مسافرتی و شعب متعدد بانك در اروپا داير خواهند كرد و يا به عنوان آرشيتكت و مهندس در اين قاره به فعاليت می پردازند. پيامد چنين وضعيتی برای بازار كار اروپا چه خواهد بود؟ آيا اروپايی ها كه در حال حاضر خودشان با بحران بازار كار روبه رو هستند بيش از گذشته به دردسر نمی افتند؟

شما بايد دو مقوله را از يكديگر تمايز دهيد: آنچه كه در اتحاديه اروپا اتفاق می افتد عبارت است از آزادسازی و رفع موانع خدمات رسانی. اما در مقابل در سازمان تجارت جهانی بحث های موجود پيرامون آزادسازی تجارت با استفاده از خدمات رسانی های گسترده است. تفاوت فوق كاملا بنيادين و روشن است. در سازمان تجارت جهانی ما نمی خواهيم بازاری داخلی را مشابه آنچه كه در اتحاديه اروپا وجود دارد، پديد آوريم. در اروپا رفع موانع تجارت و خصوصی سازی هر دو به موازات هم پيش می روند. تمام پيامدهای مشهور چنين كاری نظير اخراج های دسته جمعی و كاهش موقعيت های شغلی نيز مورد توجه هستند. اما در سازمان تجارت جهانی اينچنين نيست. در سازمان مذكور ما به دنبال باز كردن مرزهای تجارت با استفاده از خدمات رسانی هستيم. سازمان تجارت جهانی در عين حال كه سعی می كند موانع تجارت را بردارد امكان كنترل هايی توسط دولت ها را هم محفوظ می شمارد.

به نظر می رسد روش اروپا موفق تر بوده و رقابت در آنجا بيشتر است. چنين نيست؟

حرف شما درست است. ما در ضمن افزايش رقابت سعی در دستيابی به بازار نقاط ديگر هم می كنيم. حضور در بازارهای ديگر موقعيت های شغلی جديدی در اروپا ايجاد كرده است. آزادسازی تجارت يك بازی بی ارزش نيست. تاريخ چنين چيزی را نشان می دهد. همه می توانند از اين وضعيت نفع ببرند ـ البته تحت شرايط خاصی. برای آنكه همه از فوايد آزادی تجارت سود ببرند من سعی كرده ام بعضا محدوديت هايی را هم در نظر بگيرم. به عنوان مثال هيچ گاه پيشنهاد نكرده ام كه در اروپا رشته های حساسی نظير بخش بهداشت و درمان و يا خدمات رسانی های صوتی و تصويری برای رقابت های جهانی آزاد گذاشته شوند. من می خواهم چينی ها، مصری ها و يا هندی ها به صنعت توريسم و رايانه در اروپا راه پيدا كنند. چنين كاری می تواند باعث شود تا در مقابل شركت های اروپايی در زمينه بيمه و فعاليت های بانكی و يا در بازار مخابرات در كشورهايی مثل هندوستان شكوفا شوند. ما با اين كار در واقع در اروپا توليد شغل می كنيم نه كاهش موقعيت های شغلی.

بايد با خودمان روراست باشيم. ما داريم وانمود می كنيم كه اروپايی ها در درازمدت می توانند در دنيای جهانی شده استانداردهای زندگی خويش را حفظ نمايند. آيا اين پيش بينی نادرست نيست؟

خير، اين طور فكر نمی كنم. در تمام طول تاريخ ديده ايم كه مكانيسم غالب چيز ديگری است. يك مثال ذكر می كنم. ما می توانيم در اروپا ديگر تی شرت توليد نكنيم. كشورهايی وجود دارند كه می توانند ارزان تر از اروپا اين محصول را توليد نمايند. ما به جای تی شرت ايرباس می سازيم. وقتی ما از چين تی شرت بخريم، چينی ها هم بالاخره به ايرباس های اروپا روی می آورند.

اما چنين چيزی نمی تواند خبر خوبی برای افرادی كه در اروپا تی شرت می دوزند، باشد.

اين را می دانم. ولی می توان با اتكا به سياستگذاری های جديد مشكل را برطرف كرد. بايد شبكه هايی امنيتی ايجاد كرد كه بتوانند دوره گذار را تسهيل كنند. بايد تحقيقات و آموزش را به خدمت گرفت تا افراد بتوانند در صورت نياز به مشاغل جديد روی بياورند.

ما تا حالا تنها در مورد ترس اروپايی ها صحبت كرده ايم. اما چه به سر كشورهای در حال توسعه خواهد آمد؟ با آزاد شدن تجارت در سطح جهان و حضور شركت های چندمليتی در عرصه آن ها ممكن است صنايع خويش را از دست بدهند.

تاريخ نشان می دهد كشورهايی كه بازارهای خود را گشوده اند در افزايش موقعيت های شغلی خويش و مبارزه با فقر موفق تر از كشورهای بسته بوده اند. برای اثبات اين موضوع تنها كافی است به كشورهای جنوب شرقی آسيا نگاهی بياندازيد و آن ها را با آمريكای لاتين مقايسه كنيد. جاهايی كه مشكل به وجود آمده به سبب تجارت آزاد نبوده بلكه علت آن سياست های داخلی كشورها بوده است. كيفيت پايين سيستم تربيتی و فساد مالی از جمله عوامل اصلی ايجاد مشكل بوده اند.

موضوع تامين آب برای تمامی دولت ها از حساسيت خاصی برخوردار شده است. آيا شما پيشنهادهايی را هم برای گشودن بازار آب در اروپا ارائه كرده ايد؟ آيا درخواست هايی در اين زمينه از كشورهای نقاط ديگر دنيا داشته ايد؟

ما تاكنون درخواستی در اين زمينه دريافت نكرده ايم. اما من يك پيشنهاد دارم، زيرا علاقه مندم كه موضوع تامين آب حالتی فراگير پيدا كند. در اروپا شركت های خوبی وجود دارند. ما بهتر از آمريكايی ها، ژاپنی ها و يا استراليايی ها هستيم. اما نوعی خط قرمز وجود دارد كه من نمی خواهم از آن فراتر بروم. بحث دسترسی به منابع آب را من تابو می دانم و به آن نمی پردازم. من خواستار تنظيم قيمت های آب و صرف نظر كردن از برخی شرايط خاص جهت تامين آب مورد نياز اقشار فقير جوامع هم نمی شوم.

بسياری از سازمان های غيردولتی كه اصطلاحا NGO ناميده می شوند، معتقدند كه تمايلات شركت های اروپايی در زمينه موضوع آب بسيار غيرانسانی و نادرست است. آن ها می گويند شركت های مذكور قصد دارند كار تامين آب در كشورهای فقير را در انحصار خويش در آورند.

من از چنين چيزی كاملا آگاهم. شرايط كنونی از نگاه سازمان های NGO مورد انتقاد قرار می گيرد. اما من اين شرايط را بد نمی دانم. شما نگاه كنيد و ببينيد چند ميليارد انسان نيازمند دسترسی به آب پاك هستند. بسياری از كشورهای فقير رسما قادر نيستند آب مورد نياز خود را تامين كنند. اين تصور كه ما می توانيم تمامی موانع را برداشته و بحث خدمات رسانی دولتی را كم رنگ كنيم، افسانه ای بيش نيست. در بسياری از زمينه ها در كشورهای فقير هيچ اميدی به بهبود وجود ندارد. هيچ چاره ای وجود ندارد جز اين كه خدمات رسانی خصوصی را وارد عرصه كنيم. در اجلاس جهانی توسعه پايدار كه با حضور سران كشورهای مختلف در ژوهانسبورگ برگزار شد، موضوع فوق مورد تاكيد قرار گرفت. شركت های خصوصی دانش نوين را بهتر از دولتی ها به خدمت می گيرند.

تنها افراد خاص و «اندرونی ها» خبر دارند كه در سازمان تجارت جهانی چه مذاكرات و بحث هايی مطرح می شود. موضوعات مهمی كه در مورد آينده مطرح هستند با پرده پوشی و مخفی كاری بررسی می شوند. آيا شما از اين مسئله نگران نيستيد؟

سياست مورد نظر من روشن و شفاف است و معتقدم در تمامی موارد بايد پاسخگوی محافل عمومی بود. كشورهای عضو اتحاديه اروپا و برخی از نمايندگان پارلمان اروپا جزييات ليست پيشنهادهای من را می دانند. خلاصه ای از آن ها هم در اينترنت ارائه شده است. در آينده كارهای بيشتری نيز انجام خواهم داد. اواخر ماه جاری پيشنهادهای نهايی خود را منتشر خواهم ساخت. در همان روز هم مجموعه مذكور را برای سازمان تجارت جهانی به ژنو می فرستم، هيچ كشوری تاكنون چنين كاری را انجام نداده است.

پارلمان اروپا هنوز هم نمی تواند در مورد موضوعات تجاری تصميم گيری كند. فقط با آن مشورت می شود. آيا شما اين را يك ضعف نمی دانيد؟

سال ها است كه من سعی دارم اين وضعيت را تغيير بدهم. اميدوارم كه اكنون بالاخره در مجموعه طرح های اصلاحاتی اروپا دادن اختيار بيشتر به پارلمان اين اتحاديه به شكلی قابل قبول مورد توجه قرار گيرد. اگر چنين شود وضعيت من در مذاكراتم با مقامات اقتصادی و سازمان تجارت جهانی بهبود خواهد يافت. اين امر همچنين بازخورد سياست های من را افزايش خواهد داد. تجارت بين المللی روز به روز سياسی تر از گذشته می شود. در گذشته ما بيشتر با موضوعات بی طرفانه سياسی كار داشتيم و هنوز هم در سازمان تجارت جهانی چانه زنی های بی طرفانه صورت می گيرد. اما ما روز به روز بيش از گذشته به محدوده ارزش ها و مباحث ارزشی وارد می شويم. موضوعاتی نظير محيط زيست، حمايت از مصرف كنندگان و حفاظت از حيوانات بيش از گذشته با جهت گيری های سياسی روبه رو می شوند. در مورد قوانين و دستورالعمل ها حساسيت بيشتری لحاظ می شود. سهم قوانين و دستورالعمل ها در سازمان تجارت جهانی افزايش پيدا می كند. اتحاديه اروپا بيش از آمريكا بر اين وضع اصرار دارد. لذا به بيداری محافل عمومی نيازمنديم. ما به جايگاه ها و نهادهای بيشتری نيازمنديم تا در آن ها بحث هايی آشكار پيرامون سياست های تجاری برگزار شود. بهترين نقطه برای انجام بحث های مذكور پارلمان است.

منبع: زوددويچه سايتونگ


شركت خودروسازی فورد دچار بحران عميقی شده است. 162 ميليارد دلار بدهی، خسارات جديد و درگيری های مدير شركت در برخی رسوايی ها چالشی بزرگ پيش روی فورد پديد آورده است.

مردی به شهرت وی حتما بايد مرد موفقی محسوب می شد. نيك شيل در عين حال كه يك مدير خودمانی با برخوردهای دوستانه محسوب می شود، مردی شديدا متمايل به بازسازی و انعطاف ناپذيری هم تلقی می گردد. مديری كه كارخانه ها را می بندد ولی همچنان محبوب باقی می ماند. او ابتدا جاگوار را كه زيرمجموعه فورد بود به دليل خسارات فراوانش تعطيل كرد و بعد از آن كل معاملات اروپا را متوقف كرد. بيل فورد، نتيجه (فرزند نوه) بنيانگذار شركت فورد، در لحظه ای بحرانی شيل را برای بازسازی به رياست شركت برگزيد. قرار بود كه وی در اين پست لياقت خود را نشان دهد. اما مرد انگليسی در درجه نخست تنها نشان داد كه وجهه يك فرد با واقعيات چقدر ممكن است فاصله داشته باشد.

اندكی قبل از صدمين سالگرد تأسيس شركت (در ماه ژوئن)، يكی از خودروسازی های بزرگ دنيا شايد در خطرناك ترين بحران طول تاريخ خويش قرار داشته باشد. طی دو سال گذشته فورد 6/4 ميليارد دلار خسارت ديد و سقف بدهی های آن به رقم باورنكردنی 162 ميليارد دلار رسيد. همزمان سرمايه های اختصاصی شركت نيز به شدت كاهش يافت. صلاحيت اين شركت برای دريافت وام حتی با وضعيت كشوری مانند كرواسی مقايسه می شود. آژانس ارزيابی Eagan-Jones ادعا می كند كه اگر شركت نام پرآوازه و وجهه سنتی خويش را نداشت تا به حال مجبور بود اعلام ورشكستگی كند. تحليلگران يونيون بانك سوئيس (UBS) در مقابل معتقدند كه احتمال ورشكستگی فورد كم است. خودروسازی مذكور در حال حاضر ذخاير نقدی معادل بيش از 25 ميليارد دلار دارد. با اين حال كاملا روشن است كه روزبه روز بيش از گذشته تحت فشار قرار می گيرد. از اين وضعيت بيش از هر چيز شركت جنرال موتورز سود می برد. بزرگ ترين شركت خودروسازی دنيا كارخانه هايش را دچار تغييراتی كرده، هزينه ها را كاهش داده و توانسته است محصولاتش را با تخفيف های قابل توجهی بفروشد. اين تخفيف ها بعضا تا سقف 3000 دلار هم می رسند. فورد نيز مجبور است تخفيف هايی را قائل شود، اما خودروهای آن هنوز با هزينه هايی بيشتر از رقبا توليد می شوند. بنابر برآورد گری لاپيدوس، تحليلگر مؤسسه گلدمن ساكس، با روند فعلی امسال فورد 850 ميليارد دلار خسارت ثبت خواهد كرد. پس شيل كه به استاد بازسازی معروف شده چه می كند؟ او سعی می كند جو خوشبينی بپراكند و می گويد: «كار بازسازی بهتر از آنچه كه برنامه ريزی شده بود پيش می رود. » اما واقع آن است كه شركت هنوز از مشكلات زمان بدو مديريت شيل رنج می برد: هزينه های بالا، كيفيت پايين و كارخانه های انعطاف ناپذير.

طرح شيل برای بازسازی از همان آغاز در مقايسه با طرح ديتر زچ، مدير كرايسلر برای شركتش كه آن هم بحران زده بود، چندان موفق ارزيابی نمی شد. ديتر زچ در كرايسلر ظرف درست دو سال شش كارخانه را تعطيل كرد و 26 هزار موقعيت شغلی را از ميان برد. اين كار سخت گيری بيش از حد و حتی وحشی گری تلقی شد، اما سنديكای كاركنان شركت به هر نحوی كه بود تحمل كرد و كرايسلر ظرف مدت كوتاهی به سوددهی رسيد. شركت فورد كه بسيار بزرگ تر از كرايسلر است تنها قصد دارد پنج كارخانه را ببندد و 35 هزار شغل را حذف كند. تازه آن هم چنين كاری به صورت تدريجی و تا اواسط دهه جاری صورت خواهد گرفت. در اروپا تقريبا هيچ يك از مديران فوق از اينكه شيل نتوانسته موفق باشد، تعجب نمی كنند. آنها می دانند كه مرد انگليسی مو خاكستری اگرچه هميشه كوشيده خود را فردی متحول كننده جا بزند، اما پرسنل شركت تحت تأثيرفرد ديگری قرار دارند: ديويد تورس فيلد، كارشناس امور توليد. تورس فيلد از همان آغاز با شيل مخالفت می كرد و ميان اين دو نوعی دشمنی وجود دارد. تورس فيلد در حال حاضر از سوی بيل فورد به سمت رئيس بخش خريدهای شركت برگزيده شده است. ناتوانی شيل موجب شده تا اين شايعه رواج پيدا كند كه بيل فورد به دنبال جانشينی برای اوست. فورد اكنون پيامدهای اشتباهات گذشته خويش را می بيند. طی دهه نود برای ساخت مدل های جديد به اندازه كافی سرمايه گذاری نشد و آن گونه كه بايد و شايد به مدرن سازی كارخانه ها پرداخته نشد. حالا بايد از يك سو صرفه جويی كرد تا هزينه ها پايين بيايند و از سويی ديگر سرمايه گذاری بيشتری برای مدرن سازی خط توليدهای كهنه به عمل آورد. اگر قرار باشد يكی از مديران داخل شركت جانشين شيل شود تورس فيلد، رقيب شيل، قطعا بيشترين شانس را خواهد داشت. اما نفر اول در ليست كانديداهای فورد يك آلمانی است: زچ، رئيس فعلی شركت كرايسلر.

منبع: اشپيگل


ترجمه غلامرضا رضايی نصير: ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه ديگر هيچ بهانه ای ندارد. در سال 1997 از روی بی عقلی خواستار برگزاری زودرس انتخابات پارلمانی شد و پنج سال بعد از آن را صرف «همزيستی» دشوار با دولتی سوسياليست به رهبری ليونل ژوسپن نمود. اما در سال 2002 شيراك بار ديگر انتخاب شد و در مجلس ملی نيز گليست ها اكثريت قدرتمندی به دست آوردند كه با توجه به برتری ديرينه جناح راست در مجلس سنا حكومتی يك دست در فرانسه به وجود آمد. وی همچنين رسوايی هايی را كه در سال های اخير بر شهرت وی سايه افكنده بود، حل و فصل كرد و در يك كلام تا سال 2007 يعنی زمانی شيراك پا به 74 سالگی می گذارد، از تمامی قدرت هايی كه طبق قوانين جمهوری پنجم به يك رئيس جمهور فرانسوی اعطا شده است، برخوردار خواهد بود. سوال اينجاست كه آيا وی می داند با اين قدرت چه بكند؟ شيراك از تغيير سخن می گويد، همه از تغيير سخن می گويند، اما تغيير چه چيزی؟وقتی فرانسويان خواستار تغيير می شوند، معمولا منظورشان برگرداندن زمان به روزهايی است كه فرانسه بيشتر فرانسوی بود. آنچه فرانسه در سال 2003 به آن نياز دارد اصلاحاتی است كه دقيقا شيراك كمتر از هر كس ديگری توانايی انجام آنها را دارد. تمركز كمتر؛ قوانين كمتر؛ كاهش هزينه های اشتغال (و بنابراين مزايای شغل كمتر)؛ و خاتمه دادن به وعده های ناپايدار در مورد بازنشستگی. اين اصلاحات می تواند به معنای از هم پاشيدن طبقه نخبگان فرانسه و از بين رفتن يك نظام مالياتی دولتی باشد كه در سال 2003 حدود 46 درصد از ثروت كشور را شامل می شود، كه يكی از بالاترين نسبت های جهان به شمار می رود. حقيقت اين است كه فرانسه مدل دولت بوروكراتيك و سوسياليستی را به حد كمال رسانده است. هيچ كشوری بهتر از فرانسه در اين زمينه عمل نكرده است. اما اين مدل كامل نمی تواند ادامه پيدا كند و تغيير آن كاملا حياتی است.

در عمل فرانسويان تا حدودی سبك خود را تغيير خواهند داد. خود شيراك كه طی سه دهه گذشته در عرصه سياست چهره ای آشنا بوده است، حداقل اين روشن بينی را داشته است كه چند چهره جديد برای كابينه اش پيدا كند؛ ژان پير رافارن، سياستمدار دوست داشتنی منطقه ای در مقام نخست وزير؛ فرانسيس مر تاجر در مقام وزير اقتصاد؛ لوك فری و فيلسوفی در مقام وزير آموزش. پس از آنكه تكبر ديرجوش آلن ژوپه، نخست وزير، جناح راست را در سال 1997 با شكست مواجه كرد، اكنون روش دوستانه و دلپذير رافارن خوب هضم می شود. اما احتمالا ايشان كاری بيش از اين از دستش برنمی آيد. وظيفه اوست كه وعده های انتخاباتی شيراك را به اجرا بگذارد، اما در اغلب زمينه ها رشد كند اقتصادی و سير صعودی بيكاری دست او را بسته است. يكی از وعده های مهم شيراك كاهش 5 درصدی ماليات بر درآمد و در پی آن كاهش های مالياتی بيشتر و كاستن از بار سنگين تأمين اجتماعی است. بخش اول اين كاهش طبق برنامه و سر موقع به اجرا درآمد، اما به چه قيمتی؟ رافارن كسری بودجه ای بيش از حد انتظار را به ارث برد. اين كسری بودجه او را ناچار ساخت كه به طور موقت از حد كسری بودجه تعيين شده توسط اتحاديه اروپا عدول كند. برای آنكه بتوان همراه با كاهش ماليات ها اين كسری بودجه جديد را تحمل كرد، بايد هزينه های عمومی را كاهش داد. اما با توجه به اينكه اميدی به بهبود اقتصادی در سال 2003 وجود ندارد، چنين دستورالعملی به معنای گشتن به دنبال دردسر است. مسئله ديگری كه ذهن رافارن را به خود مشغول می سازد، خصوصی سازی است: در سال 2003 بخش بزرگی از سهام پنجاه درصدی دولت در ايرفرانس در معرض فروش گذاشته خواهد شد. پس از آن احتمالا نوبت به شركت برق فرانسه (الكتريسيته دوفرانس) و شركت گاز فرانسه (گاز دوفرانس) خواهد رسيد.

داشتن اكثريت در پارلمان به هيچ وجه ثبات و پايداری دولت را تضمين نمی كند. البته با توجه به اينكه حزب سوسياليست را چهره بی جذبه و بی روحی مثل فرانسوا هلاند رهبری می كند (تلاشی به منظور جلوگيری از بروز جنگ بين وزنه های سنگين تر حزب، نظير دومينيك استراوس كان و لوران فابيوس)، رافارن با اپوزيسيون واقعی در مجلس ملی مواجه نيست. اما وقتی فرانسويان ناراحت باشند به مقامات منتخب خود روی نمی آورند. در عوض كشاورزان، دانشجويان، آموزگاران، پزشكان، كارگران حمل و نقل و ديگر كاركنان بخش عمومی اعتصاب را ترجيح می دهند. كاهش دستمزدها، كاهش ماليات ها برای ثروتمندان و خصوصی سازی بيشتر كافی است تا آنها را در سال 2003 به خيابان ها بكشاند. در واقع اعتراضات آنها در پاييز سال 2002 آغاز شد. در نتيجه پايبندی خود شيراك به تغيير و اصلاحات خيلی زود محك می خورد. شيراك فراموش نخواهد كرد كه ناامنی يكی از بالاترين نگرانی های رأی دهندگان را تشكيل می دهد. فرانسه با كشورهايی مثل دانمارك و هلند كه در آنجا افزايش جرم و جنايت را به مهاجران نسبت می دهند تفاوت دارد، اما همين فكر به ذهن بسياری از فرانسويان نيز خطور می كند. مناطق حومه شهری يا به قول فرانسوی ها، بانليوها كه پليس و آتش نشانی به آنها راه ندارد، اغلب توسط باندهای مواد مخدر به رهبری مهاجران اداره می شوند. اولين اقدام دولت در اين زمينه شديدتر كردن مجازات برای نوجوانان بزهكار بود (اكنون توهين به يك معلم در فرانسه جرم محسوب می شود). نيكولاس ساركوزی، وزير كشور ضمن صحبت از «عدم مدارا با بزهكاران» نيروی پليس را هم تقويت كرده است.

امور خارجه همچنان در يد قدرت رئيس جمهور باقی می ماند و در اين حوزه شيراك سالی توفانی را پيش رو دارد. بزرگ ترين معضل او هدايت روابط فرانسه با ايالات متحده خواهد بود. روابط دوجانبه خدشه دار شده است. كاخ سفيد شك دارد كه فرانسه متحدی قابل اتكا باشد و از سوی ديگر بسياری از يهوديان آمريكا معتقدند كه فرانسه بار ديگر گرفتار احساسات ضديهودی شده است. برعكس، احساسات خفته ضدآمريكايی فرانسويان نيز در جورج بوش هدفی مناسب يافته است. در قاره اروپا، شيراك مايل است با گرهارد شرودر، صدراعظم آلمان همكاری نزديكی داشته باشد. اما فرانسه و آلمان در زمينه مسائل اساسی با يكديگر اختلاف دارند. برای مثال فرانسه از گسترش اتحاديه اروپا و پيشنهادهای مربوط به انتقال قدرت بيشتر به بروكسل نگران است. فرانسه يك بار ديگر اصلاح سياست مشترك كشاورزی اتحاديه اروپا را به تعويق انداخته است، اما به خوبی می داند كه زير فشار اتحاد آنگلو ـ ژرمن، سرانجام اين امتياز منحصربه فرد را از دست خواهد داد.


بانكداری هم نمی تواند

احمد چلبی، مرد 58 ساله عراقی كه در رشته رياضيات تحصيل كرده در حال حاضر در كشورش با بی اعتمادی مردم روبه رو شده است. برخی از مردم عراق اين روزها می گويند وی كه نتوانسته يك شركت را اداره كند چه طور می خواهد يك كشور را هدايت كند. در سال 1992 يك دادگاه نظامی در اردن چلبی را به 22 سال زندان محكوم كرده بود. جرم وی اختلاس در «پترا بانك» در امان بود. بانك مركزی اردن در سال 1989 كنترل موسسه مذكور را به دليل گم شدن 350 ميليون دلار از صندوق آن برعهده گرفت. در اين گيرودار بسياری از سرمايه گذاران موسسه، دارايی های خود را از دست دادند. البته چلبی خود را از اتهام فوق بری می داند. حتی برخی می گويند چلبی برای فرار از اردن درون صندوق عقب يك خودرو مخفی شده بود.

برادران چلبی هم تاجر نيستند

روزنامه آلمانی زوددويچه سايتونگ اخيرا با انتشار مقاله ای تحت عنوان «امپراتوری مالی مبهم» به فعاليت های اقتصادی خانواده چلبی پرداخته و هيچ كدام از آنها را دارای توانايی انجام فعاليت های اقتصادی نمی داند. به نوشته روزنامه مذكور نه تنها خود چلبی يك بانكدار ورشكسته محسوب می شود، بلكه برادرانش نيز هر كدام يك شركت را به ورشكستگی كشانده اند. حازم و جواد، برادران احمد، دو موسسه مالی در شهر ژنو را اداره می كردند. يكی از اين موسسات Socofi نام داشت و و دومی يكی از شعبه های بانك لبنانی Mebco بود. روزنامه Le Temps چاپ سوئيس خساراتی كه ورشكستگی Socofi برای سرمايه گذاران داشته 140 ميليون فرانك ذكر كرده است.

تراشه ساز ناموفق

سامسونگ، توليدكننده بزرگ تراشه در جهان، طی سه ماهه نخست سال جاری با كاهش سودی معادل 41 درصد مواجه شد. سامسونگ كه علاوه بر تراشه محصولاتی نظير تلفن همراه، تلويزيون، يخچال و ماشين لباسشويی هم توليد می كند، طی سه ماهه نخست سال ميلادی جاری يكی از كم سودترين توليدكنندگان تراشه در جهان بوده است.

استقلال پتروشيمی در نمايشگاه

شركت ملی حفاری ايران در هشتمين نمايشگاه بين المللی نفت، گاز، پتروشيمی، برای نخستين بار به طور مستقل به ارائه توانمندی های خود پرداخته است. محمدرضا پورحلاجی مسئول امور نمايشگاهی شركت ملی حفاری ايران گفت: اين شركت در دوره های گذشته تحت پوشش شركت ملی نفت ايران به عرضه توانمندی های خود می پرداخت. وی افزود: شركت ملی حفاری ايران در فضايی به وسعت 75 متر مربع با معرفی دو بخش مهم مديريتی، عمليات حفاری خشكی و دريا و مديريت خدمات فنی در نمايشگاه هشتم حضور يافت. پورحلاجی حضور ده كارشناس از واحدهای مختلف حفاری را در بخش مربوط به شركت ملی حفاری ايران از ويژگی های نمايشگاه بين المللی نفت، گاز و پتروشيمی دانست و افزود: اين كارشناسان در حوزه تخصصی خود از نزديك پاسخگوی سوالات ديداركنندگان نمايشگاه هشتم بودند. وی از موضوعات مربوط به واحد لوله مغزی سيار، نمودارگيری، لوله گذاری، عمليات حفاری خشكی و دريا، مديريت مهندسی، اداره بازاريابی و همكاری بين المللی در ارتباط با پروژه ها و قراردادها به عنوان موضوعات مطرح شده توسط كارشناسان در اين نمايشگاه نام برد. وی گفت: بخش عمليات شركت ملی حفاری ايران با داشتن 46 دستگاه حفاری خشكی و دريايی حاضر به همكاری با تمام شركت های متقاضی است. هشتمين نمايشگاه بين المللی نفت، گاز و پتروشيمی عصر چهارشنبه در محل دائمی نمايشگاه های بين المللی در تهران با حضور 300 شركت خارجی و 500 شركت داخلی فعال در زمينه صنعت برگزار شد.

۴۴ ميليون نفر زير پوشش گاز

در پايان برنامه سوم توسعه جمعيت استفاده كننده از گاز طبيعی به بيش از 44 ميليون نفر خواهد رسيد. مهندس عزيزالله رمضانی مدير برنامه ريزی تلفيقی شركت ملی گاز روز جمعه در حاشيه نمايشگاه بين المللی نفت، گاز، پتروشيمی در گفت وگو با خبرنگاران در تشريح فعاليت های اين شركت گفت: هم اكنون حدود 37 ميليون نفر از جمعيت كشور زير پوشش قرار دارند كه يك ميليون نفر آن جمعيت روستايی است. مهندس رمضانی افزود: 440 شهر و 675 روستا از گاز طبيعی بهره مند هستند و با برنامه ريزی انجام شده، تعداد شهرهای زير پوشش گاز طبيعی به 600 و تعداد روستاها نيز به 1500 خواهد رسيد. مدير برنامه ريزی تلفيقی اين شركت اظهار داشت: در شرايط كنونی توليد داخلی گاز طبيعی 77 ميليارد متر مكعب است و واردات گاز به كشور نيز 5 ميليارد و 300 ميليون متر مكعب است كه بخشی از واردات به مصرف داخلی و بخشی ديگر نيز به تركيه صادر شده است. وی ميزان مصرف داخلی گاز طبيعی را در سال ،81 افزون بر 77 ميليارد و 500 ميليون متر مكعب و ميزان گاز صادر شده را يك ميليارد و 300 ميليون متر مكعب اعلام كرد. وی گفت: در بخش صنايع و نيروگاه ها نيز در سال های گذشته گام های موثری برداشته شده به طوری كه سهم مصرف گاز در نيروگاه ها هم اكنون به 85 درصد رسيده و بيش از 4600 مورد از صنايع مختلف كشور از گاز طبيعی استفاده می كنند. رمضانی گفت: در سال 81 سهم گاز در سبد مصرف كشور 50 درصد بود و به همين نسبت از سهم فرآورده های نفتی كاسته شده و به كمتر از 50 درصد رسيده است. مدير برنامه ريزی تلفيقی شركت ملی گاز ايران افزود: افزايش ظرفيت توليد گاز طبيعی كشور به حدود 80 ميليارد متر مكعب از برنامه هايی است كه در دو سال آينده به آن خواهيم رسيد. مهندس رمضانی گفت: ايجاد 4600 كيلومتر خطوط انتقال فشار قوی كه عمدتا سراسری است همچنين گازرسانی به شهرهای ايلام، بوشهر و در صورت داشتن توجيه اقتصادی به استان سيستان و بلوچستان از برنامه هايی است كه شركت ملی گاز درصدد انجام آن در دو سال آينده است. وی ابراز اميدواری كرد تا سال 84 با حدود 20 هزار كيلومتر شبكه گاز كه برای شهرها و روستاها پيش بينی شده اين ميزان به يكصد هزار كيلومتر برسد.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو