|

ريحانه محمدی: هيچ كس تجمع آنها را نديد. زير سقف های كوتاه و چهار ديواری های محصور ايستادند و فقط سكوت كردند. حرف های دلشان را روی پلاكارد نوشتند و نوشته ها را فرياد زدند. سكوت كردند چون بسيار تمرينش كرده بودند. سكوت كردند چون نمی خواستند تاوانی را كه در بهمن 80 پرداخته بودند با بهای سنگين تری متحمل شوند. اين بار سكوت كردند. به تلافی فريادهايی كه در طول 20 روز درسال 80 كشيدند. بهمن سال 80 بعد از گذشت سال ها، گسترده ترين قشر فرهنگی طبقه متوسط، اعتراضی صنفی اما آرام را آغاز كردند كه نزديك به بيست روز پياپی ادامه يافت. در آن 20 روز اتفاقات بسياری به نفع و ضرر معلمان معترض رخ داد. از وابستگی های سياسی و حزبی، جناحی گرفته تا كتك خوردن و بازداشت چند تن از معلمان و از سوی ديگر همراهی گروهی از نمايندگان مجلس، ائمه جمعه، مردم و... در همان دوران سرانجام پس از كشمكش های متمادی و اطلاعيه هايی كه مدام از سوی آموزش و پرورش منتشر می شد، رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات خوش خبر معلمان شد. اما خوش خبری كه خبرهای خوشش چندان تحقق پيدا نكرد. خبرهای خوشی كه از پذيرفتن سازمان مديريت و برنامه ريزی برای كسری اعتبارات معلمان نويد می داد.
سازمان مديريت و برنامه ريزی همچنين متعهد شد 25 ميليارد تومان به صندوق ذخيره فرهنگيان بپردازد تا طبق ضوابط هزينه شود. چند روز پس از آن نيز مرتضی حاجی اعلام كرد كه يارانه مسكن معلمان تا پايان سال 80 پرداخت خواهد شد ضمن اينكه تا قبل از اتمام سال 80 يك نوبت كمك غيرنقدی 20 هزار تومانی هم به هر معلم پرداخت خواهد شد. قول داده شد تا درسال 80 درسه نوبت به معلمان كمك های غيرنقدی شود و باز هم قول داده شد كه ديگر هيچ وقت يارانه مسكن معلمان عقب نيفتد. توافق با وزارت مسكن برای حل مشكل مسكن معلمان، بيمه مكمل درمانی معلمان، حل مشكل معلمان حق التدريسی و استخدام 30 هزار نفر از آنان از ديگر مسائلی بود كه بعد از اعتراضات برای معلمان به دست آمد. يك سال و نيم گذشت. معلمان تصميم گرفتند برای دومين بار خواسته های هزارساله خود را با زبانی ديگر تكرار كنند. رفع تبعيض، امنيت شغلی، تسريع در تأسيس بانك فرهنگيان، اصلاح اساسنامه صندوق ذخيره فرهنگيان، اجرای قانون پرداخت 25 درصد فوق العاده شغل معلمان و اولويت در استخدام معلمان حق التدريسی نيز اين بار از اساسی ترين مطالبات فرهنگيان بود. انگار كه در حد فاصل يك سال و نيم هيچ وعده و وعيدی متحقق نشده است.
همايش سكوت
آنها تصميم گرفتند يكبار ديگراعتراض كنند. اما اعتراضی كه ارزش وعده هايی را كه به آنها می دهند، داشته باشند. شايد تصور كردند در قبال 20 روز ترك كلاس و دوری ناخواسته از وظيفه و رسالت تدريس با وعده وعيدهايی مواجه شدند كه بعد از گذشت يك سال هيچ احتمالی برای وقوع آن وجود ندارد. پس اين بار فقط سكوت می كنند. اما سكوتشان زير سقف های كوتاه ادارات كل آموزش و پرورش پنهان ماند و در همان پنهانی باقی ماند. كميته پيگيری مطالبات معلمان در سال گذشته هر چند توانست 60 هزار تومان بن غيرنقدی را برای معلمان دريافت كند و از اين طريق 5 هزار تومان به حقوق فرهنگيان اضافه شد اما نتوانست حتی ذره ای فرهنگيان را از خط فقر دور كند. طبق آمار وزارت آموزش و پرورش متوسط دريافتی فرهنگيان 114 هزار تومان اعلام شده كه با اين رقم معلمان همچنان در رده گروه فقير جامعه جا خوش كرده اند و كميته مطالبات فرهنگيان نيز نتوانسته است شرايط زندگی متوسط را برای معلمان فراهم كند. دبير كل صنفی معلمان به صراحت عملكرد و نتيجه كار كميته پيگيری مطالبات را منفی ارزيابی می كند. به اعتقاد او در بسياری از كشورها برای حل مشكلات و پاسخگويی به اعتراضات دو طرف پای ميز مذاكره می نشينند، اما اين كميته بدون حضور نماينده تشكل ها و يا نماينده هايی مستقيم تصميم گيری می كند كه در نهايت به نتيجه ای هم نمی رسد. از سوی ديگر گفته می شود وزير آموزش و پرورش هيچ گونه ارتباط منطقی با نمايندگان معلمان يا تشكل های صنفی برقرار نكرده و حتی جلسات پرسش و پاسخ وی با فرهنگيان به اختلاف و بی ثمری كشيده شد.فرهنگيان اگرچه در كنار همه اعتراضات و خواسته های صنفی خود استيضاح وزير آموزش و پرورش را از مجلس و مجلسيان خواستار شدند اما همواره تأكيد كردند استيضاح وزير پاسخ همه خواسته ها و نيازهای آنان نيست.
تصميم گرفته شد شنبه 13 ارديبهشت فرهنگيان در مناطق نوزده گانه استان تهران و در نه شهرستان به طور همزمان برای رسيدگی به خواسته ها و مطالبات خويش در ادارات محل خدمت به صورت مكتوب و با دست داشتن پلاكارد خواسته های خود را بيان كنند. اما همه ماجرا به همين سادگی اتفاق نيفتاد. فرمانداری زنجان در نامه ای به رئيس آموزش و پرورش استان صدور هرگونه مجوز برای راهپيمايی يا مراسم را در معابر عمومی ممنوع اعلام كرد. در اين نامه برگزاری مراسم روز معلم در مكان های سرپوشيده و محصور با رعايت موازين قانونی، بلامانع اعلام شد. در بخش ديگری از اين نامه با تأكيد بر رسيدگی به مشكلات و نيازهای رفاهی فرهنگيان به شيوه مناسب، هرگونه اعتصاب فرهنگيان و حضور نيافتن در محل كار به ويژه كلاس های درس تخلف محسوب شد. تحصن همراه با سكوت در مناطق مختلف تهران و بسياری از شهرهای كشور آغاز شد. هرچند در برخی مناطق به خاطر تعداد زياد فرهنگيان و مطالبات، همايش سكوت دقايقی به تنش كشيده شد. در منطقه 15 تهران رئيس آموزش و پرورش منطقه به جمع معلمان پيوست و در منطقه 8 تهران نيز، فرهنگيان با تجمع در اداره آموزش و پرورش مطالبات خود را در چارچوب قانون بيان كردند. آنها در روی پلاكاردهای خود نوشتند سكوت كردن در اين تجمع به معنای پايين بودن سطح مطالبات آنها نيست، بلكه فقط به خاطر حفظ امنيت ملی از هرگونه رفتار تند اعتراض آميز خودداری می كنند. در ديگر مناطق تهران نيز فرهنگيان به شيوه ای اما با رعايت شرط سكوت مطالبات خود را بيان كردند. تقليل كار هفتگی از 24 ساعت به 22 ساعت و افزايش دستمزدشان به 27 درصد از جمله مطالبات فرهنگيان بود كه روز شنبه 13 ارديبهشت از ساعت 8 تا 12 ظهر ادامه يافت. در مشهد در همين چند ساعت محدود همايش سكوت تعدادی از معلمان مضروب شده و عده ای ديگر بازداشت می شوند. در اصفهان نيز تحصن معلمان منجر به تعطيلی نيمه رسمی مدارس اصفهان شد. اما با همه اتفاقات همايش سكوت به پايان رسيد.
مطالبات تكراری
همايش سكوت ظهر روز شنبه با همه درگيری های پنهان شده و همه پلاكاردهای فرهنگيان به پايان رسيد. هدف بيان دوباره مطالبات فرهنگيان بود و يادآوری اين نكته كه حتی با اعتراضات آنها در بهمن 80 و آن همه كشمكش هيچ گره ای از مشكلات اقتصادی و معيشتی فرهنگيان گشوده نشد. آنهايی كه اين بار معلمان را به ترس از فرياد زدن متهم كردند فراموش كرده بودند در ماه های پايانی سال 80 معلمان تاوان بسياری را برای بيان مطالباتشان پرداختند.همان روزی كه فرمانداری تهران مجوز تجمع فرهنگيان در مقابل مجلس را صادر نكردند، و معلمان و فرهنگيان خارج از همه قواعد و بايدها و نبايدهايی كه سر كلاس درس به دانش آموزانشان تدريس می كردند، قواعد را شكستند و خارج از قانونی كه حكم می كرد بايستند، نايستادند و حركت كردند، فهميدند آنها همان گونه كه با شاگردانشان در بيان حقايق صادقند ديگران اين گونه با آنها صادق نيستند.
هر چند به نظر می رسد نتايج تحصن های صنفی معلمان در سال 80 ظاهرا نتيجه بخش بوده و رضايت خاطر معلمان را به همراه داشت اما عدم تحقق وعده ها همه خوشی را از دل فرهنگيان زدود و آنها را خسته تر از روزهای قبل كرد آنقدر خسته كه تصميم گرفتند فردای روز معلم خواسته های تكراری اما بی پاسخ خود را به شيوه ای كم هزينه تر بيان كنند تا حداقل در بيان آن همچون گذشته متضرر نشوند. فقر اگر تا ديروز در چند قدمی فرهنگيان خانه كرده بود، امروز در خانه فرهنگيان بيتوته كرده و عجيب به آنان ياد داده چگونه گونه های خود را سرخ و خون دار نگه دارند تا همچنان در ديدگاه شاگردانشان با ابهت باقی بمانند. آنها نمی دانند چرا شاگردانشان همواره از چهره های خشن، پيشانی پراز خطوط عميق و نامفهوم آنها صحبت می كنند. آنها نمی دانند شاگردانشان چرا از ديدن چهره های رنجور آنها خسته اند، آنها نمی دانند شاگردانشان چرا اينقدر شلوغ می كنند، پرخاش می كنند، شيطنت می كنند و می خواهند كه آخر نوجوانی كردن باشند. آنها خوب می دانند كه از 8 ساعت ايستادن، از توضيح دادن، از تدريس كردن، از پاسخ دادن، از حمل كردن غصه های شاگردانشان در همه 24 ساعت زندگی، از ديدن چهره صاحبخانه ای كه گاه فراموش می كند اين مستأجر روزی معلم كودكش بوده و از همه و همه خسته اند. فقر مدت هاست كه در خانه فرهنگيان را كوبيده است. وارد شده و اتراق كرده و ميزبان چاره ای جز پذيرفتن آن نداشته است. آنها هر روز در صفحه اول مشق خود می نويسند: معلم نان ندارد. |