|

ترجمه مهرداد واعظی نژاد - بهمن دارالشفايی: كره شمالی نه احمق است، نه در آستانه فروپاشی و نه درصدد به راه انداختن جنگ. اما حكومتی است خطرناك. اگر كره شمالی تهديدی برای همسايگانش و كشورهای ديگر به شمار می رود، مقابله با اين تهديد نيازمند صبر و آرامش بيشتر و هياهيوی كمتر است و همچنين نيازمند تمايلی از جانب آمريكا برای بررسی دقيق تر و درك حقايقی كه منشاء موضع گيری های فعلی كره شمالی است.
كره شمالی، جزو محور شرارت است
خير! تنها رابطه ای كه ميان كره شمالی و دو كشور ديگری كه جورج بوش به عنوان «محور شرارت» از آنها ياد كرد (يعنی عراق و ايران)، می توان يافت، مسائل مالی است. كره شمالی تكنولوژی موشكی به ايران فروخته است، همان گونه كه اين تكنولوژی را در اختيار كشورهای ديگری از جمله پاكستان و مصر ـ كه از متحدين ايالات متحده به شمار می روند ـ قرار داده است. اگر در سال 1940 قدرت های محور اوليه ـ ژاپن، آلمان و ايتاليا ـ رسما پيمان اتحاد بسته بودند، اين بار و در مورد اين محور جديد، كره شمالی و عراق مشاركتی فراتر از مبادله كالا با يكديگر ندارند. علاوه بر اين كره شمالی هيچ گونه آرمان مشترك مذهبی، ايدئولوژيك يا استراتژيك با عراق ندارد. دغدغه های كره شمالی فقط و فقط بر مسائل شبه جزيره كره متمركز شده و هرگز بر حيطه خاورميانه گسترش پيدا نمی كند. با آنكه كره شمالی از انجام فعاليت های كثيفی مانند فروش مواد مخدر و چاپ اسكناس جعلی ابايی ندارد، اما بايد اذعان داشت كه در 16 سال اخير، اين كشور درگير فعاليت های تروريستی نشده و هيچ گونه ارتباطی ميان كره شمالی و القاعده وجود ندارد. البته می توان ويژگی های مشتركی ميان عراق و كره شمالی برشمرد كه اصلی ترين آنها مخالفت و رابطه غيرمسالمت آميزشان با ايالات متحده آمريكاست. همچنين آنها دارای حكومت های متمركز هستند. با اين حال، با استفاده از همين معيارها، خيلی از كشورهای ديگر می توانند جزو محور باشند. مثلا چرا پاكستان و عربستان سعودی كه از متحدان آمريكا هستند، در اين محور قرار ندارند؟
يونگ ايل ديوانه، غيرقابل پيش بينی و مهارنشدنی است
نادرست. كيم به همان اندازه كه بی رحم و ظالم است، عاقل و حسابگر هم هست. ديكتاتورها می خواهند بيشتر عمر كنند و كيم هم از اين قاعده مستثنی نيست. او آن قدر از عقل بهره دارد كه جنگی به راه نيندازد. چرا كه می داند مقابله با آمريكا و كره جنوبی، عواقب مرگباری برای او در پی دارد. در واقع كيم هم نشان داده كه مانند پدرش كيم ايل سونگ مهارشدنی است: كره شمالی طی پنج دهه، جنگی به راه نينداخته است. ديكتاتورها بدون قابليت های پيچيده سياسی، عمر زيادی نخواهند داشت. كيم در شرايطی به قدرت رسيد كه ارزيابی های اطلاعاتی، بقای حكومت او پس از مرگ پدرش را منتفی می دانست. اما او علی رغم قحطی، سيل، فروپاشی اقتصادی و بحران اتمی كه گريبانگير دولت او بود و با وجود از دست دادن حاميان اصلی اش در چين و روسيه، دوام آورد.
در اين مدت هيچ كودتايی ـ چه نظامی، چه درباری ـ رخ نداده، ناآرامی گسترده اجتماعی وجود نداشته، هرج ومرج در ارتش ـ حداقل در ظاهر ـ ديده نشده و از تصفيه وسيع در ميان مقامات رسمی خبری نبوده است. علاوه بر اينها، تصميم كيم برای ادامه اصلاحات اقتصادی گواه ديگری است بر اينكه او توان زيادی در محاسبه سود و زيان دارد. اما جنبه عقلايی او چيزی از خطر بالقوه او نمی كاهد. تحت فرمان كيم، كره شمالی استراتژی بحران زايی و سپس تحميل گفت وگو و چانه زنی را در برابر آمريكا در پيش گرفته است. مسائل تحريك آميزی چون آزمايش های موشكی، هواپيماهای جاسوسی نامريی و ناديده گرفتن معاهدات بين المللی، موجب تمركز و توجه به كره شمالی می شود تا جايی كه آمريكا و هم پيمانانش ناچار می شوند لوازم ترغيب كره شمالی را به بازگشتن از منطقه خطرساز فراهم كنند. چنين رويه ای شايد خالی از خطر نباشد ولی در هر حال عقلانی است. اگر برگ برنده ای برای مذاكره نداری، منطقی است كه از اهرم خراب تر كردن وضعيت برای گرفتن حداكثر امتياز ممكن در هنگام چانه زنی استفاده كنی.
كره شمالی، آمريكا را در معرض تهديد مستقيم اتمی قرار داده است
خونسرد باشيد. بحران كنونی پيرامون مقاصد هسته ای كره شمالی از اكتبر سال گذشته آغاز شد. زمانی كه برنامه های مخفی پيونگ يانگ برای توليد اورانيوم غنی شده و به كارگيری آن در توليد بمب های هسته ای فاش شد، اين حركت كره شمالی به معنای نقض چارچوب همكاری توافق شده در 1994 بين كره شمالی و دولت كلينتون بود. در اين چارچوب، كره شمالی موافقت خود را با توقف برنامه های هسته ای و بازرسی بين المللی در ازای دريافت سوخت و البته دو رآكتور هسته ای غيرقابل گسترش اعلام كرده بود. برملا شدن اين برنامه ها، عكس العمل سريع و شديد آمريكا را از جمله در قطع صدور سوخت به اين كشور در پی داشت. در همين زمان، كره شمالی هم بازرسان بين المللی را اخراج كرد، از معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای خارج شد و رآكتورهای هسته ای خود را مجددا راه اندازی كرد. با اين وصف بيم آن می رود كه به زودی اين كشور بسيار بيشتر از يكی دو بمبی كه تحليلگران اطلاعاتی آمريكا اعلام می كنند، در اختيار داشته باشد. اما آنچه در ميان همه هياهوها و زنگ خطرها مغفول مانده اين واقعيت است كه حتی اگر كره شمالی خود را به عنوان يك قدرت هسته ای مطرح كند، باز هم منطق بازدارندگی، تفكر غالب است. برای كره شمالی و ديگر كشورهايی كه در معرض خطر هستند، دستيابی به تسليحات هسته ای بيش از آنكه به دست آوردن يك اهرم فشار و اعمال زور باشد، عامل بازدارنده ای در برابر قدرت مسلح به سلاح هسته ای است. حتی اگر كره شمالی به سلاح های هسته ای مجهز شود، خطر واكنش ويرانگر ايالات متحده، مانع به كارگيری آنها می شود. آنچه مسلم است اين است كه كشورها، برخلاف گروه های مخفی تروريستی، نمی توانند از حمله های تلافی جويانه در امان بمانند.
اما در مورد تهديد موشكی كره شمالی برخی تحليلگران بر اين باورند كه كره شمالی در حال حاضر موشك های هسته ای دوربرد در اختيار دارد. اين باور نادرست است. دوربردترين موشكی كه كره شمالی تاكنون آزمايش كرده، موشك نودانگ است كه يك كلاهك 1500 پوندی را تا حدود 1300 كيلومتر حمل می كند. ضمن اينكه طبق خبرهای موجود، همين موشك هم تنها يك بار آزمايش شده است. موشك ديگر تائپو دانگ 2 است كه هنوز آزمايش نشده اما اسما كلاهكی چندصد پوندی داشته و برد آن 10 تا 15 هزار كيلومتر اعلام شده است. اين ميزان برد برای هدف قرار دادن سواحل غربی ايالات متحده نيز كافی است اما بدون آزمون های لازم، چنين موشكی به هيچ وجه قابل اطمينان نخواهد بود. واقعيت اين است كه كره شمالی می تواند هر هفته يك عمليات تروريستی يا يك انفجار بمب در مركز شهر سئول طراحی كند. می تواند از شبكه گسترده كره ای های مقيم ژاپن برای قاچاق تجهيزات هسته ای استفاده كند. با اين وصف چرا بايد كره شمالی يك موشك بالستيك با هزينه بسيار بالا توليد كرده و به سمت آمريكا شليك كند؟ در حالی كه قاچاق تسليحات هسته ای در يك كشتی باری به مراتب آسان تر و كم هزينه تر است. پاسخ در اين نكته نهفته كه مهم ترين خاصيت موشك های كره شمالی قدرت بازدارندگی آنهاست نه توان تهاجمی شان. تنها خطر بالقوه برای آمريكا، انتقال اين فناوری ها به كشورهای ديگر است. پيونگ يانگ نشان داده كه در فروش اسلحه به هر كس كه بهای آن را بپردازد، ترديد نمی كند. تسليحات هسته ای كره شمالی كه در ده ها هزار تونل زيرزمينی پنهان شده، ممكن است حتی در دقيق ترين جست وجوها نيز پيدا نشوند. اما تبادل مواد اوليه اتمی اقدامی بسيار خطرآفرين است. آن هم برای رژيمی كه بقای خود را بر همه چيز مقدم می داند. با در نظر گرفتن شرايط آمريكای پس از 11 سپتامبر و سياست پيشگيرانه آنها، كره شمالی بايد مطمئن باشد كه تبادلات احتمالی اش از چشمان ايالات متحده پنهان می ماند چون در غير اين صورت اقدامات تلافی جويانه آمريكا، خطرات جدی برای آنها در پی خواهد داشت.
كره شمالی به توافقنامه های بين المللی احترام نمی گذارد
تقريبا درست. بعد از اينكه كره شمالی در حدود نيم قرن به عنوان كشوری ياغی شناخته می شد، حالا به بعضی از تعهدات بين المللی اش عمل می كند. اين كشور عضو كنفرانس خلع سلاح، سلاح های بيولوژيكی و توافقنامه ژنو است. بعد از حمله های 11 سپتامبر ،2001 اين كشور دو توافقنامه ضدتروريستی سازمان ملل را امضا كرد. طی مذاكراتی برای دستيابی به چارچوب همكاری، ايالات متحده از كره شمالی خواست روابطش را با كره جنوبی گسترش دهد. پيونگ يانگ بالاخره كمال همكاری را انجام داد. (درست قبل از مرگ كيم ايل سونگ) تا هنگام نوشتن اين مقاله، كره شمالی حدود 4 سال است كه محدوديت قانونی آزمايش موشك های بالستيك را رعايت كرده است. با اين حال كره شمالی سابقه طولانی در انجام «نيرنگ های استراتژيك» دارد. يعنی امضا كردن توافقنامه ها به منظور كسب اعتبار و سپس عمدا به آنها عمل نكردن. به عنوان مثال روابط بين دو كره، پر از تعهداتی است كه كره شمالی به آنها احترام نگذاشته است. از جمله اعلاميه امحای سلاح های هسته ای در سال 1992 كه براساس آن كره شمالی پذيرفت از توسعه توان هسته ای خود صرف نظر كند. ممكن است آمريكا در اجرای توافقنامه همكاری كند عمل كرده باشد، اما كره شمالی با برنامه مخفی غنی سازی اورانيوم خود، به وضوح به روح توافقنامه وفادار نمانده است. هر چند ممكن است از كلمات توافقنامه تخطی نكرده باشد. ولی بهترين شاهد برای «نيرنگ استراتژيك» در ژوئن سال 1950 اتفاق افتاد: در شب آغاز جنگ كره، كره شمالی يك پيشنهاد صلح مفصل به كره جنوبی ارائه كرد.
فروپاشی سياسی و اقتصادی كره شمالی، حتمی و قريب الوقوع است
روی اين شرط نبنديد. مشاهده گران، از زمان سقوط ديوار برلين در سال ،1989 فروپاشی قريب الوقوع كره شمالی را پيش بينی كرده اند. وضعيت اقتصادی كشور بسيار بد است ولی نشانه های فروپاشی سياسی ديده نمی شود. بهترين شاخص پايداری رژيم اين است كه كنترل اجتماعی، هر چند نادرست، هنوز محكم و پابرجاست. اگر چه جريان پناهنده ها از كره شمالی، در حال افزايش است ولی مهاجرت داخلی گسترده ای وجود ندارد و نشانه های قابل ملاحظه ای از اعتراض نيز ديده نمی شود. بعضی شواهد نشان می دهد كره شمالی به طور جدی خواستار روابط عادی سياسی و اقتصادی با كره جنوبی و بقيه دنياست. تا دسامبر ،2002 كره شمالی بخشی از زمين های غيرنظامی شده حدفاصل كره شمالی و جنوبی (DMZ) را از مين های زمينی پاكسازی كرده است. جاده های هر كشور به وسيله خط آهن كيونك گويی به هم وصل می شوند. خط آهنی كه از كره جنوبی شروع شده و پس از عبور از كناره غربی DMZ به داخل كره شمالی می رود. همچنين پيونگ يانگ عمليات ساخت يك اتوبان چهار بانده را در كناره شرقی اين منطقه شروع كرده است. در جولای ،2002 حكومت مركزی رسما اقتصاد متمركز برنامه ريزی شده را رها كرد و اجازه داد كه قيمت ها و دستمزدها براساس قوانين بازار تعيين شوند. همچنين حكومت برای گسترش توريسم، سه منطقه ويژه اقتصادی ايجاد كرده و قوانين مربوط به مالكيت خارجی، اجاره زمين، ماليات ها و تعرفه های گمركی را اصلاح كرده است. اگر چه اين اصلاحات، موفقيت كمی داشته اند، ولی روز به روز برگشت ناپذيرتر می شوند. با وجود اينكه رژيم، ارتجاعی به نظر می رسد، دو منبع بالقوه برای شكاف در رژيم وجود دارد. اول، نتايج مختلف ابتكارات اخير كيم ـ مثلا تصميم او بر افزايش كنترل بر قيمت ها و اعتراف به اينكه كره شمالی در دهه ،1970 ژاپنی ها را می دزديده ـ او را در ميان رده های بالا به يك آزاردهنده بالقوه تبديل كرده است. دوم، روند اصلاحات می تواند شكاف هايی در پايه رژيم ايجاد كند. همان طور كه مونتسكيو اشاره كرده، انقلاب هنگامی كه شرايط مردم در بدترين وضعيت ممكن است، اتفاق نمی افتد بلكه هنگامی اتفاق می افتد كه اصلاحات، توقعاتی را ايجاد كند كه مردم برای عمل بر ضد سيستم احمق قبلی، به راه بيفتند.
چين، بيشترين نفوذ را بر كره شمالی دارد
بله. ولی خوشبختانه، چينی ها می توانند از آن استفاده كنند. اگر نفوذ يك كشور بر كره فقط و فقط تابع وابستگی كره شمالی به آن كشور از لحاظ مواد اوليه باشد، آن گاه چين برگ برنده را در اختيار دارد. 70 تا 90 درصد مصرف انرژی سالانه، 30 درصد كل كمك های خارجی و 38 درصد واردات كره شمالی از چين می آيد. پكن، نقشی بی سروصدا اما حياتی در مذاكرات دو كره تا اجلاس سران در ژوئن 2000 بازی كرد. همچنين با پذيرايی از كيم يونگ ايل در شانگهای در سال 2002 و پشتيبانی از ايجاد مناطق ويژه اقتصادی، بر تصميم كيم برای اصلاحات آزمايشی تاثير گذاشت. علی رغم وقايع اخير، مقامات وزارت خارجه چين هرگونه نفوذ چين بر كره شمالی را توضيحاتی از قبيل «كره شمالی به ما گوش نمی دهد، او به هيچ كس گوش نمی دهد» انكار می كنند. اما اعتراضات چين، نشان دهنده عدم تمايل اين كشور برای وارد آوردن فشار به همسايه خود است. سياست سنتی چين در كره شمالی اين بوده كه حكومت اين كشور را به صورت شناور به عنوان يك سپر ژئواستراتژيك در مقابل نفوذ آمريكا به مرزهايش حفظ كند. همچنين علاقه ای به دامن زدن به فروپاشی اين رژيم ندارد. زيرا اين اتفاق، ميليون ها پناهنده را به سمت مرزهای چين روانه خواهد كرد.
علايق ديگر چين، به زور آشكار می شوند. چين با وجود سلاح های هسته ای در جزيره كره مخالف است و در ماه ژانويه به خاطر پايبند نماندن به توافقنامه همكاری اعتراضی را تسليم مقامات سفارتخانه كره شمالی در پكن كرد. چين، هيچ سودی از كره شمالی مجهز به سلاح هسته ای نمی برد. تجهيز كره شمالی به سلاح هسته ای می توانست ژاپن را برانگيزد كه از كشوری كه تنها توانايی های دفاعی موشكی دارد به كشوری با موشك های بالستيك و سلاح های هسته ای تبديل شود. رهبران تايوان نيز وقتی می ديدند كره شمالی از اين راه امنيتش را به خوبی حفظ می كند، درصدد برمی آمدند به نيروی هسته ای مجهز شوند. تا هنگامی كه بقيه آسيا، نيروی حياتی اقتصاد چين را تامين می كند، اين كشور به سرازير كردن پول، غذا و سوخت به چاه ويل كره شمالی ادامه می دهد. هر چند كه چشم اندازی برای اصلاحات اساسی ديده نمی شود. با روی كار آمدن كادر رهبری جديد از جمله رئيس جمهور هو ژينتائو كه علاقه كمتری به روابط دوره جنگ سرد ميان پكن و پيونگ يانگ (معروف به لب و دندان) دارند، احتمال تغيير در سياست چين وجود دارد. يا شايد (البته به احتمال بيشتر) تامل پكن در ميانجيگری، تاكتيكی باشد. چون چين صبر كرد كه آمريكا، صدايش را برای كره شمالی بلند كند، سپس برای نزديك كردن نظرات و افزايش نفوذش وارد عمل شد.
DMZ هولناك ترين منطقه روی كره زمين است
بله، اگر می شد تنها با نگاه كردن كسی را كشت. هنگامی كه رئيس جمهور پيشين بيل كلينتون، مرز ميان دو كره را هولناك ترين مكان ناميد، اشاره استقرار انبوهی از نيروهای كره شمالی در اطراف DMZ داشت و همچنين به پايه های لرزان يك آتش بس موقت ـ و نه پيمان صلح ـ پنجاه ساله كه هنوز فی مابين دشمنان رخ داده كه در نتيجه آن 899 سرباز كره شمالی، 394 سرباز كره جنوبی و 90 سرباز آمريكايی كشته شده اند. تنش آنچنان بالا است كه در سال ،1976 ايالات متحده برای پيراستن يك درخت در DMZ ناچار شد يك گروه جنگی هوايی و تعدادی بمب افكن را بسيج كند. آرايش نظامی و نقشه های عملياتی هر طرف نشان دهنده آن است كه اگر خشونت عمده ای در منطقه آغاز شود، رشته ای از دشمنی های روزافزون، به سرعت از پی اش می آيند. در عمل، تا به حال اين مسئله اتفاق نيفتاده است. كره شمالی با دو مسئله روبه رو است. يكی ارتش مصمم كره جنوبی و مهم تر از آن، آرايش ارتش ايالات متحده كه در اوجش شامل 100 هزار سرباز و موشك های لانس دارای كلاهك هسته ای و حتی امروز شامل 37 هزار سرباز و نيروی هوايی مجهز سلاح هسته ای و امكانات ناوی است كه مداخله آمريكا در هر درگيری بين دو كره را تضمين می كند. توازن قدرت حفظ شده است چون هر جنگی، پيامدهای فاجعه باری برای هر دو طرف دارد.
كره شمالی حاضر است روی زياد شدن تهديدهای متوجه كمك های خارجی اش معامله كند. درست است كه بازها و فاخته ها هنوز در مورد اين مسئله به توافق كامل نرسيده اند؛ بازها، شكستن توافقنامه همكاری توسط كره شمالی را نشانه ای برای بی ميلی اين كشور به اين توافقات می دانند. فاخته ها شكستن همان عهدنامه را عكس العملی به اجرا نشدن عهدنامه توسط آمريكا می دانند و هنوز اعتقاد دارند كه پيونگ يانگ حاضر است در مقابل حمايت خارجی از اصلاحات اقتصادی، سلاح های هسته ای را تحويل دهد. اما اكنون برای بحث، يك اطلاعات اوليه وجود دارد. قبل از كلينتون هيچ راهی وجود نداشت كه آمريكا به كشوری كه 5 دهه با آن رابطه نداشته، فشار وارد كند. از ،1994 كره شمالی غذا، سوخت، كمك اقتصادی و رابطه سياسی نه تنها از كره جنوبی بلكه از ژاپن، اتحاديه اروپا، استراليا، كانادا و ديگر كشورها دريافت كرده است هويج كلينتون، چوب بوش شده است. كه به دومی اين امكان را می دهد تا سياست محكم تری اتخاذ كند و تهديد كند كمك هايی را كه روزی داده است، اكنون مضايقه خواهد كرد.
فارين پاليسی
ادامه دارد |