Persian Archive

• مردان باشگاه نفت
• بانك ملی نخستين سهام بورس
• سفر زوليك به اروپا
• آفريقا در آستانهن جهانی شدن
• هواپيمافروشی در مهمانی ناهار
• قرارداد ۴۵۰ ميليون دلاری
• آسيا و مهمانی لهستانی
• رشد ۵۸ درصدی مصرف انرژی


ترجمه عباس فتاح زاده: افسانه مردان نفتی تگزاس از «باشگاه نفت» آغاز می شود. دوستان قديمی جورج بوش به «بار» ويژه مردان نفتی می آيند، پولدارها و فقيرها، سرمايه گذاران و سركارگرها در اينجا فقط «دستان سيستم حفاری» ناميده می شوند. وقتی يكی از آن ها در جايی نفت پيدا می كند، اسكات دافورد به سلامتی او 200 دلار برای يك نوشيدنی می پردازد. اسكات دافورد، يك ميليونر نفتی در ميدلند به همراه همسرش از دوستداران اتومبيل های گران قيمت محسوب می شود. او در طول زمان حركت به سوی موفقيت حدود 60 بار چاه نفت كشف كرد. ترند اكسپلوريشن كمپانی، اولين شركت وی، تنها بعد از يازده سال حدود 57 ميليون دلار قيمت داشت. او اين شركت را به قيمت فوق فروخت و با بخشی از پول آن برای همسرش انگشتر ازدواج جديدی خريد و آن را به جای انگشتر قبلی كه 250 دلار قيمت داشت به دست كرد. بعد از آن دافورد يك خانه و يك شركت اينترنتی خريد. متعاقب آن نيز يك شركت حفاری جديد تاسيس كرد. اين شركت كه پاتريوت دريلينگ نام دارد در بدو كار 40 نفر پرسنل داشت. دافورد به اين بسنده نكرد و يك تيم هاكی روی يخ نيز با نام كاتن كينگز در شهر كوچك لوبك تاسيس كرد. اولين بانك ملی ناحيه ميدلند كه اخيرا پلاكاردهايی تبليغاتی را با هزينه خويش پيرامون جنگ عراق منتشر كرد، چهار سال پيش از دافورد برای حضور در شورای نظارتی خويش دعوت كرد. در «باشگاه نفت» هم وی دو سال پيش به عضويت هيات رئيسه درآمد. ساكنان ميدلند نيز او را به عضويت شورای شهر برگزيده اند، زيرا از وعده وی مبنی بر «يك همسايه خوب بودن» خوششان آمده بود. 40 درصد مردم به او رای دادند.

ميدلند را نوعی بهشت برای شركت های محافظه كار می دانند. 90 درصد مردم آنجا معمولا به جمهوريخواهان رای می دهند. جوانان ميدلند با بازوبندهای حاوی عبارت WWJD (مخفف عبارت What Would Jesus Do) در شهر پرسه می زنند همسران مديران نفتی ظهرها به پتروليوم كلاب می روند تا نسخه های شيرينی های وانيلی را يادداشت كنند. در دكه های روزنامه فروشی بيش از همه واشنگتن تايمز، ارگان محافظه كاران جديد واشنگتن، خريده می شود. در رستوران ها هم بدون استثنا همه به شبكه تلويزيونی فاكس نيوز، شبكه محافظه كاران راستگرا كه به رابرت مورداخ تعلق دارد، نگاه می كنند. نيل، پسر دافورد، يازده سال دارد. او اخيرا نامه ای به روزنامه محلی نوشته و از اين همه اعتراض نسبت به جنگ انتقاد كرده است. وی درنامه اش می نويسد: «راهپيمايان عزيز. آرزو می كنم رسانه های ما ديگر اعتراضات شما را نشان ندهند. خانواده ما به پرچم آمريكا افتخار می كنند. اگر می خواهيد كاری انجام دهيد نبايد در ميدان تايمز تجمع كنيد بلكه بايد زانو زده و دعا نماييد. »خانواده دافورد قصد دارند تمامی خانه های بزرگ خود را بفروشند و زندگی ساده تری برگزينند. خانم دافورد پيشنهاد كرده تا خانه های كوچك تری جايگزين شوند. او می گويد از چند ماه پيش بيشتر انجيل می خواند. ميدلند جاذبه طبيعی چندانی ندارد، نه كوهی نه رودخانه ای و نه درختی. تنها صحرا و باد.

وقتی باران می آيد گل و لای صحرا همه جا را می گيرد. البته هنوز هم ناحيه «پرميان بازين» بزرگ ترين حوزه نفتی متمركز در ايالات متحده است و بيست درصد توليد نفت كشو را به خود اختصاص می دهد. از زمان آغاز جنگ عراق و متعاقب فروپاشيدن بغداد شركت های نفتی مجددا فعال شده اند. اتحاديه صنايع نفت اعلام كرده است كه مجددا 180 برج حفاری به صورت عملياتی دارد ـ يعنی 50 درصد بيش از رقم مربوط به يك سال پيش. همه مطمئن هستند كه قيمت نفت مجددا به سرعت كاهش پيدا می كند. ميدلند بحران های زيادی را تجربه كرده. در مقايسه با شهرهای مشابه ميزان فضاهای اداری هنوز هم چهار يا پنج برابر هستند. اوايل دهه هشتاد زمانی كه جورج بوش در مقام «شاگرد خاص مكتب شرق» به غرب آمد اوج فعاليت ها در ميدلند بود. در آن زمان بوش می خواست شانس خود در مقام يك مدير نفتی را بيازمايد. قيمت نفت به بشكه ای 30 دلار رسيده بود و تقريبا همه در ميدلند معتقد بودند كه قيمت ها به زودی به 100 دلار می رسند. شهر ميدلند هشت ميليونر را در ليست 400 نفری ثروتمندترين مردان آمريكا كه در مجله فورچون چاپ می شود، جای داده است. اين رقم برای شهری كه كمتر از صدهزار نفر جمعيت دارد، قابل توجه است. فروشنده رولز رويس در ميدلند به عنوان يكی از «دو تاجر موفق قاره» شناخته شده است. همسران مردان نفتی با جت های شخصی برای خريد به هوستون می روند. رئيس اداره پليس با صرف مبالغ هنگفتی هلی كوپترهای جنگی و اتومبيل های ضدگلوله می خرد، زيرا معتقد است كه تنها از اين طريق می توان از ثروت شهر محافظت كرد. بوش در خاطراتش می نويسد: «من نمی دانم هنوز چند درصد از ميدلند در وجودم باقی مانده است. اما هر كس می خواهد من را درك كند بايد ابتدا ميدلند را درك كند.»

اگر اسكات دافورد بخواهد با يك جمله ميدلند را توصيف كند، احتمالا چنين خواهد گفت: «ميدلند چيزی است شبيه يك كمپ تمرين برای نخبگان كاپيتاليسم. » دو رئيس جمهور كار خويش را با مديريت نفتی در اينجا آغاز كرده اند: جورج بوش پدر و جورج بوش پسر. دانالد ايوانز، وزير اقتصاد، در آنجا بزرگ شده است. لورا بوش، همسر رئيس جمهور و تامی فرانكس، فرمانده نيروهای آمريكايی در عراق، هم در ميدلند رشد كرده اند. در باشگاه نفت گفته می شود كه در ميدلند كاپيتاليسم چهره ای متفاوت از شرق دارد. وقتی يكی نفت پيدا می كند همه در آنجا از اين كار سود می برند. به عبارت ديگر وضعيت برخلاف وال استريت است كه در آن همگی به دنبال ضرر ديدن ديگران هستند. يك پيرمرد در باشگاه نفت می گويد: «اينجا شاهد يك روند خلاقانه هستيم. » حتی شعاری هم در اين زمينه مطرح می شود: «آسمان مرز ماست.»

23 سال پيش اسكات دافورد به غرب تگزاس آمد. خودش می گويد: «ما در آن زمان به اندازه كافی جوان بوديم و می توانستيم ريسك زيادی بپذيريم» اوايل وی پيشرفت چندانی در اكتشاف نفت نداشت. حتی ابتدای دهه نود كار به جايی رسيد كه همسر دافورد برخی لوازم زندگيشان را فروخت. دافورد می گويد كه در آن زمان شب ها گريه می كرد. اما بعد به يكباره نفت پيدا كرد: يك بار، دوبار و بالاخره شش بار پشت سر هم. او به ميليون ها بشكه نفت رسيد. دافورد دفتر جديد خويش را در طبقه هفدهم ساختمان «بانك آو آمريكا» (Bank Of America) تاسيس كرد، ساختمانی كه مرتفع ترين برج شهر محسوب می شد. همسرش داخل دفتر را با دكوری غربی شكل داد: لامپ هايی درون شاخ های گوزن، صندلی هايی با روكش پوست آهو و تصاويری از بازی گلف. دافورد شركت نفتی ماراتون را كه كارفرمای سابقش محسوب می شد، ترك كرد، زيرا نمی خواست گوش به حرف كسی بوده و مستقل باشد. او می گويد: «فكر می كنم يك نفر آن بالا در آسمان برنامه ای برايم دارد ولی نمی توانم بپذيرم كه مدير يك شركت ديگر برای من تصميم بگيرد. »

او تاكيد دارد كه در ميدلند مردم ترجيح می دهند خودشان سرنوشتشان را در دست داشته باشند. اين تفكر به حدی در وی رسوخ كرده كه اخيرا در شورای شهر حتی با ايجاد يك سيستم اتوبوسرانی خاص افراد مسن مخالف كرده است. استدلال وی چنين بود: «هر كس خودش مسئول رفت و آمدش است. اگر كسی خودش نمی تواند چنين كاری را انجام دهد، خانواده در رتبه بعد دوستانش بايد اين كار را برايش انجام دهند. دولت و حاكمان در اين زمينه در رده چهارم قرار دارند.» در چنين جوی دوستان در تگزاس برای هر فرد اهميت زيادی دارند. دوستان دافورد هم در همه جای «باشگاه نفت» ديده می شوند. جواونيل، دوست دوران جوانی جورج بوش، می گويد: «برای يك مرد نفتی هيچ چيز مهم تر از سياست نيست. سياست جهانی برای يك مدير نفتی همان مفهومی را دارد كه آب و هوا برای يك كشاورز معنی می دهد. » مديران نفتی از بوش حمايت كرده و به وی افتخار می كنند. لذا در ميدلند حتی يك بار هم عليه جنگ راهپيمايی نشد. در ميدلند هيچ كس ترديدی پيرامون ضرورت انعقاد قراردادهای مربوط به بازسازی عراق ندارد. اعضای باشگاه نفت از فرانسوی ها نفرت دارند و نمی خواهند چيزی به آن ها برسد. آنان از اين كه بوش به ارزش های ميدلند وفادار مانده از وی راضی هستند. حتی يكی از همين مديران نفتی می گويد: «بوش می توانست برای همه خوب باشد هم انگليسی ها، هم فرانسوی ها و هم آلمانی ها. »

در جايی دافورد به نامه ای اشاره كرده كه شريك تجاريش در جريان مبارزات انتخاباتی در سال 2000 برای جورج بوش نوشته است. به گفته وی در اين نامه آمده بود: «ما از اين كه ممكن است بوش منافع صنايع نفت را از نظر دور نگه دارد نگرانيم. » اندكی بعد اونيل، دوست بوش، تلفن می زند. او در پاسخ نامه ارسالی، پشت تلفن چنين گفته بود: «بوش اگر بخواهد رئيس جمهور شود نمی تواند آشكارا و مستقيما برای صنايع نفت تبليغ كند. اميدوارم اين موضوع را درك كنيد. »

منبع: زوددويچه سايتونگ


رضا زندی: رجايی سلماسی، دبير كل سابق بورس سال 1970 در فدرال رزرو (بانك مركزی ايالات متحده آمريكا) دوره نظارت بر بانك ها و مراجع پولی را ديده و حدود 17 سال دبير كل بورس اوراق بهادار تهران بوده و هم اكنون نيز به عنوان مديرعامل بانك خصوصی سامان فعاليت می كند. چند ماه پيش وقتی دكتر محسن نوربخش به عنوان رئيس كل بانك مركزی ساختمان اصلی بانك سامان را افتتاح كرد شادمانی را می شد از چهره ای كه گرد پيری بر آن نشسته احساس كرد. رجايی سلماسی آن قدر در اقتصاد ايران شناخته شده است كه رئيس كل سابق بانك مركزی را برای افتتاح ساختمان بانكش به خيابان انقلاب بياورد. در حوالی ظهر يك روز بهاری وقتی در دفتر كارش حاضر شدم می دانست كه می خواهم راجع به مرحوم دكتر با او صحبت كنم. او هم مثل هر اقتصاد خوانده ديگری متاثر بود از رجعت مردی كه بسياری معتقدند سنگ بنای بانكداری اسلامی را گذاشته است. به عنوان نخستين سوال از اولين برخوردش با مرحوم دكتر می پرسم؛ می گويد: «حدود سال 60 وقتی ايشان رئيس كل بانك مركزی شد رفتم محل كارش و نظرش را راجع به بورس پرسيدم. به نظرم آمد كه مرحوم دكتر موافق است اما از من خواست گزارشی تهيه كنم تا در شورای پول و اعتبار مطرح كند. بعد هم كه شورای پول و اعتبار تشكيل شد، خيلی خوب توجيه كرد. او كار نكرده بورس را خيلی خوب می شناخت و در حقيقت آن زمان مجوز بورس را با كمك دكتر نوربخش توانستيم بگيريم. » از رجايی سلماسی خواستم كه برداشتش را از شخصيت مرحوم دكتر پس از اولين برخوردش شرح دهد. كمی فكر كرد و ادامه داد: «روز اول كه مرحوم دكتر را ديدم به نظرم انسان بسيار توانا و متينی آمد. اوبر تئوری های اقتصادی تسلط كاملی داشت. خوب درس خوانده بود و اقتصاد جهان و ايران را خوب می شناخت و در عين حال بسيار افتاده و موقر بود.» رجايی بسيار تأكيد داشت كه اگر كمك های مرحوم نوربخش نبود بورس تهران شكل نمی گرفت.

«آقای نوربخش و وهاجی در شكل گيری بورس اوراق بهادار تهران بسيار كمك كردند. يادم هست در سال 63 اولين جلسه هيأت پذيرش توسط دكتر نوربخش تشكيل شد و اولين سهام شركت سرمايه گذاری بانك ملی را او وارد بورس كرد. » هنگامی كه از رجايی خواستم راجع به خصوصيات مرحوم دكتر نوربخش بگويد سعی كرد همه حرف هايش را با دو مثال عنوان كند «اواخر دوره اول خدمتش در بانك مركزی بود كه در جلسه ای با حضور مسئولين ادارات بانك مركزی بنده هم به عنوان دبير كل بورس در خدمت آقای نوربخش بودم. مسئول يكی از ادارات با مرحوم دكتر تند صحبت كرد و من فكر كردم كه الان دكتر نوربخش عصبانی خواهد شد. اما ايشان با آرامی و نرمش جواب آن آقا را داد. در يك جلسه ديگر يكی از روسای بانك ها در هنگام سخنرانی مرحوم نوربخش خوابش گرفته بود. مرحوم دكتر وی را آنقدر با لطافت و محبت از خواب بيدار كرد كه باعث تعجب همه بود. » رجايی سلماسی كه خود از قدماست تأكيد می كند: «در بانك مركزی همه نوربخش را دوست داشتند. حتی بازنشسته ها نيز از مرحوم نوربخش بسيار راضی بودند. ايشان به كارمندانشان ارزش قائل بودند. » وقتی از رجايی سلماسی كه خود كارشناس امور بانكی است می خواهم تا تحليلی از اهداف دكتر نوربخش در بانك مركزی ارائه كند كمی مكث می كند و بعد با همان خونسردی هميشگی اش می گويد: «مرحوم نوربخش دو هدف را در بانك مركزی پيگيری می كرد. اول اينكه می خواست در نظام بانكداری تحول ايجاد كند كه به همين سبب پايه گذار تأسيس بانك های خصوصی شد تا با ايجاد رقابت سيستم بانك های دولتی هم متحول شود و ديگر اينكه عمليات بانكی مكانيزه شود، كه اين مسئله نيز با مكانيزه شدن بانك های خصوصی در حال تحقق بود. »

رجايی سلماسی يكی از خدمات مرحوم دكتر را حمايت و تلاش ايشان برای ورود بورس ايران به فدراسيون بين المللی بورس ها می داند و البته معتقد است آقای مظاهری نيز در اين مورد خيلی كمك كرده است. از رجايی می خواهم يك خاطره از دوران همكاری با مرحوم دكتر بگويد. «وقتی نوربخش به عنوان معاون اقتصادی رئيس جمهور فعاليت می كرد، اگر ما مشكلی در بورس داشتيم باز سراغ ايشان می رفتيم. يادم هست زمانی قرار بود يك سهامی در بورس عرضه شود اما آن سهام در جايی غير از بورس فروش رفت. ما رفتيم دفتر دكتر نوربخش و موضوع را مطرح كرديم. همان وقت مرحوم دكتر تلفن را برداشت و مشكل را حل كرد. مرحوم نوربخش هرجابود حامی بورس بود. در اين اواخر مرحوم دكتر نيز به برخی مفاد قانون بانكداری اسلامی نقد داشت.» رجايی سلماسی در اين خصوص معتقد بود: «خود مرحوم نوربخش بنيانگذار قانون بانكداری اسلامی بود. اما زمانی كه قانون بانكداری بدون ربا نوشته شد بحث بر سر مشاركت بود و قرار شد نرخ سود تعيين نشود و قرض گيرنده و قرض دهنده به عنوان مشاركت با هم در تعامل باشند. اما اين قانون در عمل در برخی موارد دچار مشكل شد. يكی اينكه بعضی مردم راستش را نمی گفتند و دوم اينكه دفاتر مالی در بسياری موارد موجود نبود. البته دلايل ديگری نيز وجود دارد كه جای بحثش اينجا نيست. »


رابرت زوليك، نماينده تجاری ايالات متحده، از اتحاديه اروپا خواسته است، موانع بازارهای كشاورزی خود را سريعا از ميان بردارد. به گفته وی در غير اين صورت دور بعدی تجارت جهانی با شكست مواجه خواهد شد. زوليك اعتراف می كند كه در واشنگتن به سبب رفتار آلمان و فرانسه در مورد بحران عراق همچنان نااميدی حاكم است. زوليك در جريان سفر اروپايی خويش به خبرنگاران در برلين گفت: «نزد ما نوعی احساس درد و نااميدی عميق وجود دارد. آدم معمولا دوست دارد در مواقع دشوار بتواند به دوستانش تكيه كند. » زوليك كه در زمان مذاكرات دو به علاوه چهار (مذاكرات مربوط به اتحاد آلمان) به عنوان نماينده آمريكا در گفت وگوها شركت می كرد، گفت: «وقتی كه بايد اتحاد آلمان به وقوع می پيوست ما هم حاضر بوديم و كمك كرديم. » وی تاكيد كرد اين تفكر كه اروپا بايد به عنوان وزنه تعادلی در مقابل تفوق و برتری ايالات متحده مطرح شود، نشان دهنده نوعی عقبگرد و بازگشت به طرح های قرن نوزدهم است. به گفته زوليك فرانسه بيش از آلمان، آمريكا را نااميد كرده است، زيرا پاريس شديدا كوشيده كشورهای ديگر را به موضع گيری در مقابل آمريكا وادارد.

با وجود اين زوليك ابراز اميدواری كرد كه آزادسازی تجارت جهانی و رشد اقتصاد جهان همچنان در چارچوب «منافع متقابل» ايالات متحده و اروپا جای گيرد. ميزان مبادلات تجاری ميان اتحاديه اروپا و ايالات متحده بالغ بر 1/5 تريليون دلار در سال است و موجب می شود تا در هر سوی اقيانوس اطلس چهار ميليون موقعيت شغلی پابرجا باشد. ظاهرا نبايد هم چندان به تهديدهای موجود برای تحريم يكديگر توجه كرد. البته زوليك هشدار می دهد كه دور بعدی مذاكرات آزادسازی در چارچوب سازمان تجارت جهانی ممكن است به شكست بيانجامد. زوليك معتقد است كه برای ممانعت از چنين وضعيتی بايد اعضای اتحاديه اروپا حتما يارانه های كشاورزی خويش را كاهش دهند. نماينده تجاری آمريكا تاكيد می كند: «ما تنها زمانی يارانه های كشاورزی خود را كاهش می دهيم كه اروپا يارانه هايش را كاهش دهد. دولت های اروپايی بسيار بيشتر از ايالات متحده يارانه پرداخت می كنند. كاهش آنها راه را برای از ميان برداشتن محدوديت های مبادله كالاهای صنعتی و خدمات هموار می سازد. » بنابر اظهارات زوليك كاهش عوارض گمركی به ميزان 50 درصد در زمينه كشاورزی تنها در آلمان حدود 55 هزار موقعيت شغلی جديد فراهم می آورد. نماينده تجاری آمريكا از دولت آلمان خواست پيشنهاد فرانتس فيشلر، كميسر كشاورزی اتحاديه اروپا، را بپذيرد و ميزان يارانه ها را متناسب با ميزان توليدات در نظر نگيرد. زوليك خاطرنشان می كند كاهش يارانه ها به كشورهای در حال توسعه كه تقريبا دسترسی ای به بازارهای كشاورزی اروپا و آمريكا ندارند، كمك می كند تا در اين زمينه حرفی برای گفتن داشته باشند.

فرستاده تجاری آمريكا قبل از سفر به آلمان در پاريس نيز با مقامات سياسی و اقتصادی فرانسه ديدار كرده بود. پنج شنبه گذشته وی با پاسكال لمی، كميسر تجارت اتحاديه اروپا كه با او تماس های نزديكی هم دارد، گفت وگو كرده بود. وی جمعه گذشته به برلين آمد. بدين ترتيب زوليك اولين مقام دولت آمريكا است كه پس از جنگ عراق به آلمان سفر می كند. در برلين او با رناته كوناست، وزير حمايت از مصرف كنندگان، فرانك والتراشتاين ماير، رئيس دفتر صدراعظم، و لودولف فون وارتن برگ، مسئول اتحاديه صنايع آلمان، ديدار كرد. او با ولفگانگ كلمنت، وزير اقتصاد، هم ملاقاتی داشت. كلمنت قرار است سه هفته ديگر در راس يك هيأت اقتصادی راهی واشنگتن شود. زوليك در برلين كوشيد نااميدی موجود در روابط ميان آلمان و آمريكا را تا حدودی بزدايد.


ترجمه رضا علی اكبرپور: كنفرانس بين المللی تجارت و سرمايه گذاری در آفريقا، كه توسط سازمان همكاری و توسعه اقتصادی از 23 تا 26 آوريل در شهر داكار (پايتخت سنگال) برگزار شد، فرصتی بود تا زوايای مختلف ظرفيت های آفريقا و آمادگی اين قاره برای همراهی تمام عيار با روند جهانی شدن روشن گردد. صدها كارشناس (اقتصاددان، محقق، ديپلمات، اعضای سازمان های دولتی) و نمايندگان بخش های دولتی و خصوصی كه از چهارگوشه جهان در اين كنفرانس گرد هم آمده بودند، از فرصتی كه سازمان همكاری و توسعه اقتصادی فراهم آورده بود استفاده كردند تا به مبادله و انتقال تجربيات مربوط به موفقيت يا ناكامی برخی از كشورها در چارچوب اقتصاد جهانی بپردازند. وجود كارگاه های متعدد كاری به برخی از تيم های حاضر در كنفرانس امكان داد كه مشكلات موجود بر سر راه جهانی شدن را از يك بخش اقتصادی به بخش ديگر مورد تحليل قرار دهند، تا بدين وسيله هر كشور آفريقايی بتواند در سازماندهی بازاری كه بر گرد آن در حال شكل گيری است مشاركت نمايد. برخی انديشه های اقتصادی نيز از سوی سازمان های اتحاد اقتصادی و منطقه ای مطرح شد. به هنگام گزارش ها و تحقيقات از سوی گروه های مختلف، مشخص شد كه جامعه اقتصادی و پولی كشورهای آفريقای مركزی (CEMAC) و يا جامعه اقتصادی كشورهای آفريقای غربی (CEDEAO) زمانی می توانند كارآيی داشته باشند كه به فعاليت خود به عنوان اندام تنظيم كننده فعاليت های مختلف تجاری و اقتصادی مناطق ادامه دهند.

بسياری از كشورها توافقات سازمان تجارت جهانی (WTO) را به كار می بندند، اما نياز به تهيه برنامه هايی مانند «سند گمركی متحد» و ايجاد ارتباط ميان شبكه های اطلاع رسانی گمركات منطقه جامعه اقتصادی كشورهای آفريقای غربی (كه در دست تهيه است) و نيز ترانزيت جاده ای بين كشورها، بيش از پيش احساس می شود. اين تمهيدات، موجب روان تر شدن جريان مبادله كالا ميان اين كشورها می گردد. صاحبان شركت ها معتقد بودند كه همجواری دفاتر گمركی در كنار مرزها برای انجام عمليات «مشترك»، پيچ و خم های اداری را ساده تر می سازد و از سوی ديگر نوعی تعهد برای انجام كارها ايجاد می كند. آنان خواستار حذف پست های بازرسی گمركی و پاسگاه های نيروهای انتظامی در داخل كشورها شدند. اين پست ها و پاسگاه ها در سراسر محورهای عمده حمل و نقل ميان كشورها چيده شده اند. بازرگانان با تاسف تمام اعلام كرده اند كه كارمندان فاسد كه بسته به ارزش محموله و كالاها درخواست رشوه می كنند، «عامل ويرانی تجارت بومی و به طرز بی رويه ای موجب بالا رفتن هزينه تمام شده محصولات» می گردند.

بهره گيری از الزامات خارجی

در چارچوب فضاهای منطقه ای كه رو به سوی اتحاد اقتصادی دارند، توافقات متعددی حاصل شده كه متاسفانه، كارگزاران اقتصادی بهره چندانی از آن ها نمی برند. نبود اطلاعات در واقع اصلی ترين عامل اين بی بهرگی است، اما بايد اذعان كرد كه فقط «نهادهای رسمی» اين اطلاعات را دريافت می كنند و بخشی كه به آن «غيررسمی» گفته می شود، بيش از پيش خود را در حاشيه می يابد، هر چند كه اين بخش معادل 75 درصد از تجارت ملی كشورهای آفريقايی را به خود اختصاص می دهد. به گفته اقتصاددانان، از اين پس لازم خواهد بود كه اين نوع تجارت را مسئله ای روزمره بدانيم، كه به عنوان قسمتی جدايی ناپذير از اقتصاد ملی، همواره از چارچوب هنجارهای قراردادی پا فرا می نهد. اين بينش بايد چشم اندازهای جديدی را بگشايد، زيرا به فعاليت های غيررسمی امكان می دهد كه خود را توسعه دهند و الزاما به مقتضيات اقتصاد كنترل شده گردن نهند. از سوی ديگر، تقريبا تمامی شركت كنندگان در كنفرانس داكار به فقدان تدابير جهت كمك به ارتقای بخش خصوصی اشاره كرده اند. اين نقطه ضعف در عرصه صادرات نيز محسوس است و فقط شركای تجاری با اعطای برخی تسهيلات به صادرات بخش خصوصی كمك می كنند.

در اين زمينه می توان به توافق منعقده با ايالات متحده آمريكا تحت عنوان African growth and» «Opportunity اشاره كرده كه به كشورهای آفريقايی امكان می دهد مستقيما به بازار آمريكا دسترسی داشته باشند. صادرات نساجی نيز در چارچوب اين توافقات قرار دارد. جزيره موريس، سنگال و بسياری از كشورهای شرق آفريقا پيشاپيش شروع به بهره گيری از امكانات به وجود آمده در پی اين توافقات پرداخته اند. كانادا نيز پيشنهاد داده است كه كشورهای كمتر توسعه يافته بتوانند ضمن معافيت از تعرفه های گمركی، به بازار اين كشور دسترسی داشته باشند، البته كانادايی ها محصولاتی مانند لبنيات، گوشت مرغ و تخم مرغ را از اين معافيت ها استثنا كرده اند. اما مشكل ديگری نيز وجود دارد كه مانع از دستيابی مستقيم به بازارهای آمريكای شمالی و اروپا می شود: اين مشكل چيزی نيست جز كيفيت و استانداردهای حاكم بر محصولات كشورهای توسعه نيافته. كريم داهو، از سازمان غيردولتی ENDA - جهان سوم، معتقد است: «بهره گيری از الزامات خارجی بايد همانند سكوی پرتابی برای صنايع كشورهای آفريقايی باشد.»

جزيره موريس الگوی خوبی در منطقه آفريقا به شمار می رود. اين كشور، بدون داشتن منابع طبيعی عظيم، توانسته است صنايع تبديلی و خدماتی خود را توسعه دهد و اكنون به شهرتی جهانی در اين زمينه دست يافته است. به گفته اقتصاددانان، جزيره موريس «از قوانين سازمان تجارت جهانی بهره می گيرد و از روند جهانی سازی سود می برد. » اين گفته به طور ضمنی نشان می دهد كه اغلب كشورهای آفريقايی از تمامی عوامل و شرايط لازم برای بهره برداری از فرصت ها برخوردار نيستند. شركت نساجی جزيره اين امر را به عينه در سنگال تجربه می كند. اين شركت درصدد است برخی از فعاليت های خود در واحدهای بافندگی و دوخت و دوز را به كشور سنگال منتقل كند. دولت سنگال اميدوار است كه از اين فرصت در جهت ايجاد هزاران شغل استفاده كند، لذا پرونده را به يك آژانس ملی كه مسئول توسعه سرمايه گذاری و طرح های بزرگ است واگذار كرده است. هامات سال، مدير اين آژانس (APIX)، اطمينان داد كه سازمان تحت رياست او در حال مذاكره با تمامی شركا، وزير كار، سنديكاها و شركت های سنگالی است تا سرانجام اين ماجرا تا پيش از پايان سال به عاقبت خوشی بيانجامد.

منبع: سايت راديو فرانسه


هواپيمافروشی در مهمانی ناهار

شوهر يكی از وزيران ارشد دولت انگليس از امتياز دسترسی به يك وزير ديگر كابينه اين كشور برای عقد يك قرارداد چند ميليون پوندی با ايران استفاده كرد. هفته نامه آبزرور چاپ انگليس نوشت، اين معامله كه نمايندگان حزب محافظه كار در پارلمان انگليس، آن را منافع برای دوستان ناميدند، شامل تلاش شوهر تسا جاول، وزير فرهنگ انگليس از بارونس سيمونز، همكار همسرش برای كسب اطلاعات درباره فروش هواپيما به ايران است. سيمونز موافقت كرد كه به ديويد ميلز، شوهر جاول كمك كند و اين پس از آن بود كه آن دو تابستان گذشته در يك مهمانی ناهار در آكسفورد با يكديگر صحبت كردند. ميلز كه اكنون مدير قسمت انگليسی يك شركت تجاری خصوصی ايرانی است، تلاش كرده بود تا هواپيماهای انگليسی را برای يك شركت هواپيمايی مسافربری ايرانی خريداری كند. به گزارش اين هفته نامه، ايرانيان می خواستند تا سيستم های «آر. جی 146» بريتيش آئرو اسپيس را برای جت های مسافربری خود خريداری كنند، اما از آنجا كه اين سيستم ها برای موتورهای آمريكايی مناسب هستند، براساس قوانين آمريكا اين معامله مجاز نبود و هر شركت انگليسی كه اين هواپيماها را می فروخت، با مجازات های سخت آمريكا روبه رو می شد. ميلز كه تلاش می كرد اين مشكل را حل كند، با سيمونز كه وزير مشاور در امور خارجه دولت انگليس بود، در آن مهمانی ناهار درباره مشكلات خود گفت وگو كرد و سيمونز كه مدت های مديدی دوست جاول و ميلز بود، موافقت كرد تا به وی كمك كند.

در ميان تقاضای نمايندگان حزب محافظه كار انگليس برای افشای كامل مكاتبات ميان ميلز و سيمونز كه شب گذشته مطرح شد، معلوم شد كه جاول تصميم گرفته بود، دعوت برای سفر به ايران را به دليل وجود منافع بازرگانی شوهرش در ايران نپذيرد. جاول در اظهاراتی خطاب به هفته نامه آبزرور گفت، شوهر من از اوايل سال 2002 برای مشتريان ايرانی كار كرده است و در حال حاضر نيز به طور تمام وقت با آنها كار می كند. در انتصاب من به عنوان يك وزير دولت انگليس، شوهر من تمام فعاليت های تجاری خود را برای منشی دايمی من فاش كرد و در ماه مارس امسال، نيز فعاليت های جديد بازرگانی خود را همچون بار پيش برای منشی دايمی من فاش كرد. وی گفت: شوهر من پس از اين قضايا به من گفت كه درباره احتمال صدور مجوز صادراتی انگليس، درباره كالايی كه وی با آن سروكار دارد، با بارونس سيمونز گفت وگو كرده است. آن طور كه سيمونز پيشنهاد كرده بود شوهر من نامه ای برای وی نوشت و اين معامله را از طريق معمول پيگيری كرد. پس از آنكه معامله بريتيش آئرو اسپيس به سرانجام نرسيد، ميلز تلاش كرد تا معامله ديگری برای خريد سه فروند هواپيمای ايرباس دسته دوم خطوط هوايی تركيه ـ كه پيش از سال 1995 توليد شده بودند ـ برای شركت ماهان اير ترتيب دهد تا به اين شكل مشمول مجازات های اقتصادی آمريكا نشود.

قرارداد ۴۵۰ ميليون دلاری

انجمن سازندگان تأسيسات صنعت نفت كه چند سال پيش با هدايت دفتر همكاری های فنی رياست جمهوری شكل گرفت و هر چه از زمان تاسيس آن گذشت بر قوتش افزوده شد، امروز بسياری از سازندگان تجهيزات صنعت نفت ترجيح می دهند تا به جهت حمايت هايی كه وزارت نفت از اين انجمن دارد عضو آن باشند. خياميان، رئيس هيأت مديره انجمن سازندگان تاسيسات صنعت نفت می گويد: «آنچه واقعيت دارد اين است كه در سايه حمايت هايی كه وزارت نفت از انجمن به عمل آورده است اعضای آن گسترده تر شده اند و با نوآوری های بيشتری نيز به صحنه آمده اند.» خياميان به اراده ای اشاره می كند كه در وزارت نفت برای خريد تجهيزات از داخل كشور ايجاد شده است و در عين حال از عدم تن دادن برخی مديران ميانی به اين امر گله دارد. وی بر پيشبرد امور به صورت سيستماتيك تاكيد دارد و اميدوار است با اين روند هر ساله انجمن توانايی هايش را ارتقا دهد. خياميان رقم قراردادهايی را كه تا به حال شركت های تابعه انجمن با وزارت نفت منعقد كرده اند 450 ميليون دلار ذكر می كند و درباره استراتژی امسال انجمن می گويد: «استراتژی امسال ما تدوين استراتژی است به اين معنی كه می خواهيم استراتژی و دورنمای كلی انجمن را بنويسيم.» خياميان بر ضرورت مشاركت با شركت های خارجی برای بالا بردن توان كيفی واحدهای داخلی تاكيد دارد و معتقد است مشكل عمده شركت های داخلی تامين منابع مالی و گشايش اعتبار است.

آسيا و مهمانی لهستانی

يك روزنامه اقتصادی دو روز پيش در گزارش مفصلی نيمی از صفحه آخر خود را به انتشار گزارشی تصويرگونه از جشن روز ملی لهستان در منزل سفير اين كشور به چاپ رسانده است. در اين عكس ها كه سفرای كشورهای ديگر نيز ديده می شوند دو تن از روزنامه نگاران اين روزنامه با سفير يكی از كشورهای اروپايی گرم گرفته اند. به هرحال اين هم بخشی از سياست های اقتصادی است كه می تواند برای روزنامه درآمدزايی كند.

رشد ۵۸ درصدی مصرف انرژی

هند، چين و كره جنوبی بخش اعظم ميزان پيش بينی شده رشد 58 درصدی مصرف انرژی را در 20 سال آينده از آن خود می كنند. روزنامه «Asian Tribune » در گزارشی از آخرين پيش بينی اداره اطلاعات انرژی آمريكا (EIA) درخصوص پيش بينی مصرف جهانی انرژی تا سال 2025 نوشت: «بهره گيری بيش از اين ميزان برآورد شده انرژی در سه كشور چين، هند و كره جنوبی، مصرف تجاری انرژی در سطح جهانی را به بيش از 58 درصد ميزان برآورده شده آن افزايش می دهد. » در دوره زمانی بين سال های 2003 تا 2025 بهره گيری از گاز طبيعی به طور تقريبی 100 درصد افزايش می يابد و سهم اين نوع گاز در تأمين نياز جهانی با 5 برابر افزايش به 28 درصد می رسد. نفت با 55 درصد افزايش، 38 درصد از نياز جهانی انرژی را برآورده خواهد كرد.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو