Persian Archive

«شبحی در حال تسخير اروپاست»؛ شبح اتحاد. اروپايی ها در پی كسب اقتدار امپراتوری های پيشين، گردهم آمده اند تا به قول خودشان جهان بهتری در سايه صلح و اتحاد فراهم آورند. اما آيا ساكنان اين قاره كوچك، صلح و امنيت و رفاه را برای همه مردم دنيا می خواهند يا گوشه چشمی به افسانه های به جا مانده از فتوحات قيصر و سزار دارند و سودای آرزوی تحقق نيافته رايش اعظم را در سر می پرورانند؟ مثل نخست وزير نديده ها از همه زودتر رسيدم. بعد از من سردبير عطريانفر آمد و بعد هم اشراقی و معظمی. قرار بود سردبير ما امروز ميزبان پيرمردی باشد كه روزی بر مسند نخست وزيری مهد آزادی و روشنگری، فرانسه، تكيه كرده بود؛ ميشل روكار (Michael Rocard). روكار متولد سال 1930 است. او در سال 1958 بازرس مالی شده و در تشكيل «حزب سوسياليست متحد» نيز نقش مهمی ايفا كرده است. حزب سوسياليست متحد، به رهبری او بود كه ابتكار عمل را در جنبش ماه مه 1968 به دست گرفت. روكار از سال 1969 تا 1993 نماينده مجلس ملی بود و در سال 1974 هم وارد حزب سوسياليست شد. در سال 1988 نخست وزير فرانسه شد و تا سال 1991 هم در همين مقام باقی ماند. مهمترين دستاورد او در اين دوران بازگرداندن صلح به كالدونيای جديد بود. پس از شكست چپ ها در انتخابات پارلمانی ،1993 روكار دبيركل حزب سوسياليست شد، اما به دليل ناكامی نامزدهای فهرستی كه رهبری آن را به عهده داشت، مجبور به كناره گيری شد و حالا هم رئيس كميسيون فرهنگی اتحاديه اروپاست. روكار به دعوت دولت جمهوری اسلامی ايران و كمال خرازی به ايران آمده بود، اما...


چيزی كه توی فيلم ها ديده بودم، فكر می كردم اينجا هم تكرار می شود، من تصور می كردم مثل جنگ جهانی دوم كه وقتی سربازان برمی گشتند به شهرهايشان و استقبال عظيمی از آنها می شد، از بالای ساختمان ها مردم گل می ريختند روی سر سربازان، همه جا چراغانی بود، كاغذهای رنگی روی سر اينها می ريزند، من فكر می كردم از منجيان اين آب و خاك استقبال می كنند، تصورم اين بود كه وقتی اين بچه ها برمی گردند، مردمی كه ديدند در هويزه بر سر دخترانشان چه آمد، مردمی كه تكه تكه شدن ايران را در چند صد ساله اخير مطالعه كرده و به ياد دارند، ديدند كه حتی يك وجب از خاك مملكت شان را از دست ندادند، من فكر می كردم مردم و روشنفكران اينها را می فهمند، تصور می كردم مدعيان ملی گرايی اينها را می فهمند، مدعيان غيرت، مردن غيرت را در هويزه ديده اند و قدر اين بچه ها را می فهمند، كسانی كه دم از مليت می زنند، از دست دادن سرزمين مان را در برهه های مختلف تاريخ ديده اند و قدر اين بچه ها را می دانند، من فكر می كردم وقتی اين بچه ها از دو كوهه سوار قطار می شوند و به تهران می روند، با يك استقبال عظيم جمعيت مثلا از قم، تهران كه صف كشيده اند و برای آنها دست تكان می دهند، مواجه می شوند. خودم خوشم نمی آمد در چنين فضايی باشم. ماندم در منطقه و به تهران نيامدم، ولی وقتی بچه ها هم آمدند، ديدم نه از اين خبرها هم نبود...


نوترون ها و پروتون ها از ذراتی ساخته شده اند كه كوارك های بالا و پايين ناميده می شوند. هر پروتون شامل دو كوارك بالا و يك كوارك پايين است، در حالی كه هر نوترون دارای دو كوارك پايين و يك كوارك بالا است. كوارك های پايين كمی سنگين تر از كوارك های بالا هستند و به همين دليل وزن نوترون ها از پروتون ها بيشتر است. بار هر كوارك بالا برابر دوسوم بار مثبت است و هر كوارك پايين دقيقا يك سوم بار مثبت را با خود دارد. به همين دليل پروتون دارای يك بار الكتريكی مثبت است در حالی كه نوترون ها خنثی هستند و باری ندارند. در عين حال ما هنوز هم جرم دقيق كوارك ها را نمی دانيم. به همين دليل دانشمندان سعی دارند ضمن آزمايشات مختلف جرم آنها را دريابند. در عين حال نظريه پردازان نيز سعی دارند قطعات حاصل از برخورد ذرات مختلف را بررسی كرده و سرعت انجام واكنش های مختلف را محاسبه كنند. آنها اميدوارند با اين روش بتوانند به ساختار يك هسته اتم دست نخورده دست يافته و دريابند چه ميزان از اختلاف در خواص كوارك های بالا و پايين از اختلاف جرمشان ناشی می شود و چه مقدار از اين اختلاف به خاطر تفاوت در بارهای الكتريكی است. آنها اميدوارند با اين آزمايشات جرم دقيق كوارك ها را دريابند...


انرژی پاك مثل گودالی پر از كود بوی تعفن می دهد. مهندس والتر راو در حالی كه سرفه كنان در مقابل يكی از مشهورترين فواره های آبگرم (آبفشان های) دنيا ايستاده است، سوراخی را كه از آن حباب های آب جوش بيرون می زند، نشان می دهد: «به آنجا نگاه كنيد؛ در آن داخل برای ما محصولاتی آماده می شود. »درست همانند فوران آب از بينی يك وال به يك باره آب با شدت زيادی بيرون می زند. اين مدير مرسدس كه در سفری شغلی به ايسلند به سر می برد، می گويد: «در چنين مواقعی آدم احساس می كند كه بايد كمی به طبيعت احترام بگذارد. »راو مدير بخش توسعه اتوبوس های مجهز به سيستم سلول های سوخت در شركت دايملر كرايسلر است. كشور جزيره ای ايسلند در شمال اقيانوس اطلس می تواند اولين بازار بزرگ اتوبوس های مذكور باشد. قرار است به زودی گرمای حاصل از درون زمين در خدمت تهيه سوخت های جايگزين برای خودروهای فوق قرار گيرد. ايسلند در حال حاضر به شكلی كم نظير مهم ترين پروژه اصلاحات صنعتی در دنيا را به پيش می برد: رهايی از وابستگی به نفت. حدود 40 سال پيش صنعت برق ايسلند آخرين نيروگاه ذغال سنگ خويش را تعطيل كرد. اكنون برق مورد نياز سكنه 280 هزار نفری ايسلند از منابع انرژی تجديدشونده به دست می آيد. در ريكجاويك، پايتخت كه حدود نيمی از جمعيت ايسلند در آن زندگی می كنند، منبع اصلی تامين انرژی، نيروگاه ژئوترميك «نسجاولير» است. اين جزيره آتشفشانی همانند يك بالش گرم سكنه خويش را نازپرورده می كند. تعداد چشمه های آب گرم در آنجا به حدی زياد است كه تقريبا در تمامی مناطق آن می توان در تمام طول سال حمام های گرمی با استفاده از گرمای طبيعی موجود به راه انداخت...


شايد هيچ چيز در دنيا به اندازه دعوای خانوادگی قديمی قدرت بالا بردن ميزان آدرنالين خون را نداشته باشد، به خصوص اگر اين دعوا از نوع فوتبال و با سابقه ای طولانی و در حدود 90 سال داشته باشد. كاملا واضح است كه منظور ما دربی مشهور ميلان بين اينترنازيوناله و آث ميلان است. دعوايی كه به خاطر جدايی يك گروه شورشی از باشگاه كريكت و فوتبال ميلان ـ كه بعدها به آث ميلان تغيير نام يافت ـ آغاز شده و تا به امروز همچنان ادامه دارد. امروز دويست و شصت و پنجمين بار است كه درگيری مسالمت آميز اين دو تيم تكرار می شود. از بازی قبلی اين دو تيم يك نيم فصل می گذرد. در بازی قبلی هم شور و حرارت فزاينده ای به چشم می خورد. پيدا كردن هواداران متعصب دو تيم هيچ زحمتی ندارد. يكی از آنها كه بيرون از رستوران ورزشگاه مشغول گاز زدن به ساندويچ همبرگر و پنير است در نزديكی آبخوری كثيف و نامرتب ايستاده و با پرچم آبی و سياه و صورتی رنگی كه با سس ساندويچ درهم آميخته توجه هر بيننده ای را جلب می كند. وقتی هواداران آث ميلان از جلوی او رد می شوند لوكا با نگاهی آكنده از خشم و تحقير به آنها نگاه می كند. بازی بين او و طرفداران ميلان از چند ساعت قبل شروع شده، با اين حال او می گويد: «ما بيشتر شبيه پسرعموهای دعوايی هستيم تا دشمنان سرسخت.» اين جمله لوكا تا حد زيادی درست است، چرا كه معمولا در هنگام بازی دو تيم همشهری به ندرت زد و خورد يا درگيری شديد بين هواداران دو تيم پيش می آيد...


سازمان های سه گانه شيعی كه با صدام حسين مبارزه می كردند همه به نوعی از سوی ايران مورد حمايت قرار می گرفتند. اين سازمان ها الزاما بر سر همه مسائل با هم توافق نظر ندارند اما به احتمال زياد خواهند توانست يك موضع واحد مبنی بر طرد آمريكا از عراق و به دست گرفتن قدرت را اتخاذ كنند. مهم ترين اين گروه ها «جماعت علما» است كه روحانيون عراق دوستدار ايران را در برمی گيرد. پس از آن نوبت به «مجلس اعلای انقلاب اسلامی» می رسد كه مركز آن در تهران و رياستش برعهده آيت الله محمدباقر حكيم است. سومين گروه «حزب الدعوة» است كه از نظر تجربه مبارزاتی طويل المدت و مخفيانه در عراق و بر ضد رژيم صدام حسين يكی از مهم ترين تشكل ها محسوب می شود. آمريكا برای غلبه بر مجلس اعلا و نيروهای آن موسوم به «سپاه بدر» دشواری چندانی نخواهد داشت اما اگر با حزب الدعوة درگير شود دشواری بيشتری پيدا خواهد كرد زيرا اين حزب در شبكه های پنهان خود عناصری اطلاعاتی و جنگجويان مجربی دارد. می گويند اين حزب سه شعبه در تهران، لندن و دمشق دارد كه بين هيچ كدام ارتباط مستقيمی وجود ندارد و در ميان آنها شاخه تهران از همه فعال تر است...



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو