Persian Archive

• مرگ در خانه است
• گم شدگان خليج فارس
• ماندگاری يك معلم
• نشست فرهنگی كارگران
• مدارس همچنان بسته اند
• تلاش جهانی وبلاگ نويس
• تهديد بزرگ اينترنتی


پاكسيما مجوزی: هنگامی كه فرهاد چهارم دستور داد تا فرزند ارشدش را برای جلوگيری از رقابت در سلطنت به قتل برسانند نشان از آن داشت كه فرزندكشی در تاريخ ايران ريشه ای قديمی دارد. از موارد ديگری كه می توان از آن نام برد آنتونی يوخوس (پادشاه سلوكی) است كه گمان می كرد پسر ارشدش قصد جانش را دارد و او را به قتل رساند و يا اردشير وقتی فهميد پسرش عليه او توطئه كرده آن قدر داريوش را زد تا جان سپرد. هر چند گذشت زمان و به پايان رسيدن حكومت های پادشاهی، قتل فرزند در خانواده های اشراف و سلطنتی را كاهش داد ولی اين بدين معنا نبود كه پرونده اين گونه اتفاقات بسته خواهد شد. «فرزندكشی» يكی از وحشيانه ترين اعمالی است كه در درون يك خانواده می تواند رخ دهد ولی نمی توان از وقوع اين امر در طول تاريخ چشم پوشيد. صاحبان قدرت، شاهان، امرا و حكام غالبا فرزندان خود را به قتل رسانده اند تا رقيبی برای خود نداشته باشند و اين عمل در دوره های كهن تاريخی آن قدر تكرار شد كه به امری توجيه پذير تبديل گشت. اما امروزه كه قتل در هر نوع آن امری مذموم است، فرزندكشی غير از بعد منفی آن جنايتی است كه هيچ توجيه عقلانی و منطقی ندارد. زيرا وقتی كودك در خانه و خانواده به عنوان يكی از امن ترين نهادهای جامعه قرار می گيرد انتظار دارد كه تحت حمايت والدين خود باشد. اما وقتی قتل توسط والدين رخ می دهد، تهديد جدی ای برای كودكان شكل می گيرد، تهديدی كه گريزی از آن نيست.

«پدری در اهواز سر دختر هفت ساله اش را با چاقو بريد و آن را در يك گونی در سطح شهر چرخاند و به همه می گفت كه برای حفظ آبرويش اين كار را انجام داده؛ ولی آزمايشات از معصوميت دخترك حكايت می كرد. » زمانی كه نتايج آمارها حكايت از اين دارد كه 70 درصد كودك آزاری ها در خانواده و از سوی والدين يا اعضای ديگر صورت می گيرد چه چيزی می توان بيان كرد؟ طبق اين آمار 66 درصد كودكان مورد آزار و شكنجه در سنين 5 تا 14 سال و دختران بيشتر از پسران در معرض كودك آزاری قرار می گيرند. «پدر 30 ساله ای كه برای آزار و اذيت كردن همسرش فرزند تازه متولد شده شان را خفه كرد پس از دستگيری اعتراف كرد كه نمی خواسته بچه را بكشد بلكه قصد داشته همسرش را ادب كند. » آسيب شناسان و جامعه شناسان عوامل متعددی را برای فرزندكشی عنوان كرده اند. هر چند برخی از اين عوامل به مرور زمان تغييراتی به همراه داشته است اما نفس آن يكی قلمداد می شود. دكتر مهيار خليلی فرزندكشی را در طول تاريخ ايران به چند دسته مختلف تقسيم می كند؛ نخست، كشتن فرزند به توهم اين كه او قصد جان پدر را دارد و ديگر اين كه كشتن فرزند برای جلوگيری از رقابت با او، همچنين كشتن پسر به جرم توطئه و كشتن فرزند به اتهامی وافی، كشتن پسر برای انتقام گيری از مادر و... با اين حال عوامل متعدد ديگری نيز در اين مورد از سوی كارشناسان ارائه شده است. به طور مثال دفاع از ناموس و تعصبات خشك و كوركورانه از ديگر مواردی است كه درخصوص فرزندكشی ديده می شود. هر چند «شيرين عبادی» حقوقدان و محقق مهم ترين عامل را جهل خانواده ها می داند و معتقد است والدين به حقوق و مسائل كودك آشنا نيستند و همين جهل و ناآگاهی باعث وقوع چنين اتفاقی می شود اما نمی توان چشم بر اين مسئله بست كه چنين والدينی به فرزند خود چون كالايی می نگرند كه خود مالك آن هستند.

«سينا 8 ساله، اين بار نيز نمره اش بالا نبود و نتوانست پدرش را راضی كند. نمره 16 او پدرش را آن قدر عصبانی كرد كه پدر بچه اش را با كمربند كتك می زد او نمی دانست قلاب كمربند به سر پسرش خورده و او مرده است. » «فرزندكشی» يكی از فجيع ترين اعمالی است كه زيرمجموعه كودك آزاری قرار می گيرد. شيرين عبادی، حقوقدان و محقق درخصوص اين امر می گويد: «قتل بزرگ ترين خطای بشری است و از خانواده ای كه قتل در آن رخ می دهد تا يكی، دو نسل اثرات سوء آن باقی می ماند و اين آثار زمانی زيان بارتر می شود كه قتل توسط بستگان نزديك رخ دهد. شما توجه داشته باشيد كه هنگامی به فرزند يك خانواده در مدرسه و يا جامعه ظلم می شود، كودك به پدر خود پناه می برد حال اگر اين پدر به بچه اش ظلم كند چه اتفاقی می افتد. » براساس نتايج يك پژوهش، پايين بودن سن والدين، شلوغی يا اعتياد يكی از اعضای خانواده، وجود استرس حاد و شديد، ضعف والدين در تربيت فرزندان و عدم آگاهی از مشكلات آن ها از عوامل مستعدكننده كودك آزاری در خانواده هاست. اما كودكانی كه دچار كودك آزاری می شوند 25 درصدشان به طور معمول در خانواده های طلاق، صورت می گيرد. كودكان معلوليت جسمی و ذهنی، كودكان نامشروع و ناخواسته، فرزندخوانده ها و كودكان بدقيافه يا نازيبا بيشتر در معرض كودك آزاری قرار دارند كه از اين ميان 40درصد والدين كودكان خود را تنبيه می كنند و 50 درصد آن ها معتقدند تنبيه برای كودكان لازم است كه اين نشان از گرايش والدين به تنبيه بدنی كودكان دارد. آسيب شناسان اجتماعی معتقدند كه به دليل موانع قانونی در كشور 90 درصد كودك آزاری ها از پيگيری قانونی مصون هستند. گويا اين امر برای پدران بسيار راحت تر از مادران است. به طور مثال مردی كه با شكايت همسرش مبنی بر شكنجه طفل دو ماهه خود دستگير شده بود، از مجازات كودك آزاری تبرئه شد. اين مرد در بازجويی ها به قاضی گفته بود: «فرزندم را دوست نداشتم و به همين دليل او را شكنجه می كردم. »

شيرين عبادی در خصوص مجازات والدين در قتل فرزند می گويد: «اگر مادری فرزندش را به قتل برساند، در صورتی كه پدر تقاضای قصاص كند، مادر قصاص می شود. اما اگر پدر يا جد پدری فرزندش را عمدا به قتل برساند قصاص نمی شود و تنها بايد ديه فرزند را به مادر بدهد و به تعزير محكوم می شود كه بنابر نظر دادگاه حداكثر 10 سال حبس، حكم پدری است كه فرزند خود را كشته باشد.» مردی كه فرزند يك سال و نيمه اش (فرزاد) را پس از شكنجه با سيخ استعمال موادمخدر كشته بود به 10 سال حبس محكوم شد و مادر مقتول (فرزاد) به دليل ترس از بقای زندگی خود از شكايتش مبنی بر سلامت روانی همسرش منصرف شد. چه بسا خلأهای قانونی موجود در اين بين موجب شده تا آمار فرزندكشی و كودك آزاری هر روز افزايش پيدا كند به طوری كه از حدود 1000 تا 1500 تلفن در روز، به بهزيستی، 27/7 درصد به مسائل خشونت در خانواده و كودك آزاری مرتبط می شود ولی از آنجا كه اوليای كودك از مجازات قانونی مستثنی هستند می توان به اين نتيجه رسيد كه كودكان عملا هيچ حامی و پشتيبانی ندارند. شايد ارائه چنين آماری بود كه طرح حمايت از حقوق كودكان و نوجوانان، پس از گذراندن سه سال در مجلس تصويب شد و در نهايت در 9 ماده در تاريخ دوم بهمن ماه 1381 به تصويب شورای نگهبان رسيد. هر چند اين قوانين دارای نواقص و كاستی هايی است (به طور مثال در خصوص قتل فرزند توسط والدين مجازات در همان حد اطلاعات بيان شده است) اما آن را می توان موفقيتی بزرگ قلمداد كرد.

شيرين عبادی در اين خصوص می گويد: «همان طور كه می دانيد، اين طرح توسط اين جانب به مجلس ارائه شد. هر چند كاستی هايی در قانون ارائه شده وجود داشت ولی بايد اين نكته را متذكر شد كه برای رسيدن به هدف نهايی كه همان مصون بودن كودكان در بستر خانواده و جامعه است بايد گام به گام قدم برداشت. » اگر باور داشته باشيم كه «خشونت» عاملی است كه از بطن خانواده شكل می گيرد و به سطح شهر و جامعه می رسد می توانيم برخی از حقايق به وقوع افتاده تلخ دور از ذهن را منطقی بدانيم. به طور مثال زمانی كه پدری به خاطر جابه جا كردن وسايل ماشينش، دو دختر خود را با زنجير ماشين به كتك می گيرد تا جايی كه يكی از دخترها در بيمارستان جان می سپارد اين سوال طرح می شود كه آيا بروز چنين رفتاری «اعمال خشونت» نيست؟ و يا مردی كه به خاطر علاقه داشتن به فرزند پسر، صاحب دختری می شود و برای كشتن دختر چندين بار او را در فريزر گذاشته بود و بنا به اظهارات خودش او را خيس جلوی كولر قرار می داد تا دچار عفونت ريه و در نهايت مرگ شود، خشونت را در خودش نشان نمی دهد؟

بسياری از روان شناسان اجتماعی بر اين عقيده اند كه چنين والدين آزارگری، از لحاظ روحی و روانی در تعادل نيستند و عموما در كودكی نيز توسط والدين شان مورد آزار و اذيت قرار گرفته اند. شيرين عبادی برای حمايت از كودكان آزار ديده چنين معتقد است و می گويد: «بازنگری در قوانين كيفری يكی از مهم ترين اقداماتی است كه می تواند كودكان را درخصوص ناعدالتی های والدين حفظ كند. » از سوی ديگر آشنا كردن والدين با حقوق فرزندان و آموزش چگونه تربيت كردن فرزند، از جمله تمهيداتی است كه می توان والدين را با مسئله كودك آزاری آشنا كرد، چه بسا هستند والدينی كه تنبيه كردن كودك را يك امر مهم می دانند و آن را به هيچ وجه كودك آزاری محسوب نمی كنند. در اين بين نقش رسانه ها و مطبوعات در آشنايی عموم مردم با اين مسئله را نبايد فراموش كرد و هميشه بايد به ياد داشت هنوز هستند كودكان بی پناهی كه در گوشه و كنار اين مرز و بوم دست های نجات بخش را انتظار می كشند!


ترجمه مسعود رجبی:‌ شيخ نشين فوق مدرن و غربگرای دبی در حالی بين دو كشور جهان اسلام يعنی ايران و عربستان واقع شده است كه پايگاه بزرگ دريايی آمريكا در خليج فارس را نيز در كنار خود دارد. دبی اكنون بين اين دو دنيا بندبازی می كند و اين دو هر روز خصومت بيشتری با هم پيدا می كنند. برخورد ارزش های غربی و اسلامی در مراكز خريد پرزرق و برق و مرمرين شيخ نشين های خليج فارس از همه جا آشكارتر است. مراكز خريد شيخ نشين ها كه محل تلاقی غرب و خاورميانه شده اند در امتداد سواحل خليج فارس تا تنگه هرمز قرار گرفته اند. در اين ميان مراكز خريد دبی از همه پرزرق و برق تر و شلوغ تر است. در اينجا می توان زنان نيمه عريان اروپايی را در كنار زنان عربی كه سرتاپا در عبا پوشيده شده اند مشاهده كرد. سينماهای چند سالنه آخرين فيلم های غربی همانند هری پاتر، جيمز باند و سانتا كلوس دو را روی پرده های متعدد نمايش می دهند و در ايام كريسمس شيشه های فروشگاه ها با درخت های كريسمس و عروسك های بابانوئل آذين بندی شده اند. در اين فضای سرشار از لذت و تفريح صدای ديگری هم به گوش می رسد؛ صدای روحانيون دينی كه مستمرا مردم را به نماز فرا می خوانند كه از بلندگوهای عمومی مراكز خريد پخش می شود. اين تناقض ها از چشم اسامه بن لادن كه خود را پاسدار ارزش های اسلامی می دانست پنهان نمانده بود و رهبر القاعده اين گونه مراكز خريد را پديده های غربی هرزه و منحطی می دانست كه برای نابود اسلام طراحی شده اند. حداقل در يكی از شيخ نشين های حاشيه خليج فارس، قطر، مقامات هشدار داده اند كه ممكن است مراكز خريد جزو اهداف عمليات های تروريستی باشند.

يوسف هريب در حالی كه از داخل يك كافی شاپ ايتاليايی به سرسرای يك مركز خريد نگاه می كند، می گويد: وقتی در خانه تان را به روی ديگران باز كرديد هزينه اين كارتان را بايد بپردازيد. او می گويد حتی تا پنج سال پيش در اينجا جشن های كريسمس صرفا در هتل های غربی برگزار می شد اما اكنون همه چيز به شدت در حال تغيير است. همه اين چيزها ما را كم و بيش به فرهنگ غرب وابسته می سازد. ما خود را مدرن به حساب می آوريم اما اگر بخواهيم با خودمان صادق باشيم بايد بگوييم كه هيچ يك از ما خواهان اين وضعيت نيست. ما سعی می كنيم با فرهنگ و ميراث خود پيوند داشته باشيم اما كشور ما به سمت و سوی ديگری سوق داده شده است. دولت ما خواهان آن است كه درهای كشور به روی بازرگانان و گردشگران غربی باز باشد و از اين راه به شكوفايی اقتصاد كمك كند. آنها می خواهند دبی جايی بشود همانند هنگ كنگ و بانكوك. هريب و دوستش سعيد جميری كه هر دو بيست و هشت سال دارند هر روز در اين مكان می نشينند، می گويند كه در محل كارشان انگليسی را بهتر از عربی صحبت می كنند زيرا در تجارت سروكارشان بيشتر با خارجی ها است تا با افراد بومی. سعيد و هريب دشداشه های بلند به تن دارند، لباس سفيد و بلندی كه هنوز مورد علاقه بسياری از جوانان عرب منطقه خليج فارس است. در حالی كه جميری شال عربی بر سر دارد دوستش يك كلاه بيسبال بر سر می گذارد. اين دو در حالی كه پشت سر هم سيگار مارلبورو دود می كنند با تلفن های همراهشان صحبت می كنند و در خصوص تعداد بسيار زياد خارجی هايی كه برای تجارت به دبی آمده اند گله می كنند. هريب كه خود غرق در شيوه زندگی غربی است می گويد در صورتی كه در مقابل نفوذ غربی ها فكری انديشيده نشود ما هويت خود را از دست خواهيم داد.

ما همانند بوميان استراليا نابود خواهيم شد و مردمانی كه بعدها به اينجا می آيند و به ما نگاه می اندازند، خواهند گفت: «مردمان عرب منطقه خليج فارس چيزی شبيه به اين مردمان بوده اند، » رئوف در آريزونای آمريكا مهندسی می خواند. او برای ديدن پدر و مادر خود به دبی آمده است. پدر و مادر رئوف چهار سال در كانادا زندگی كردند و پس از دريافت پاسپورت های كانادايی به دبی بازگشتند. رئوف می گويد مادرش دوست داشت به مكه نزديك تر باشد و برای همين به دبی بازگشته است. رئوف اگر چه شيفته لباس های غربی است اما در خصوص پوشش زنان ديدگاه های نسبتا سنتی دارد. او می گويد: «من طرفدار پوشش كامل زنان هستم. اين كار، كار درستی است. وقتی خواهران من بزرگ شدند آنها نيز حجاب كامل خواهند داشت. » وقتی از او پرسيده شد كه چگونه وضع پوشش خود را با ديدگاه هايش در مورد پوشش زنان تطبيق می دهد، پاسخ داد: «پوشش من از نظر اسلام هيچ مشكلی ندارد. بازوها و پاهای من پوشيده است. من به وظايف اسلامی خود كاملا عمل می كنم. زنان نيز با پوشيدن خودشان به وظايف اسلامی خود عمل می كنند. » اگرچه در كل حاشيه غربی خليج فارس اين تناقضات در آداب و رسوم عرب ها وجود دارد اما اين مسئله در امارات متحده عربی از همه جا آشكارتر است. امارات متحده آميزه ای است از قديم و جديد. حضور نظامی نيروهای غربی در اين كشور محدود بوده و نسبت به ساير همسايگان عرب اين حضور كمتر به چشم می آيد. عمده شيخ نشين هايی كه اين كشور را تشكيل می دهند عميقا محافظه كار هستند اما دبی و ابوظبی با مجاز دانستن ايجاد تفريح گاه های ساحلی، پارك های آبی، كلوپ های شبانه و ديسكوها نظر توريست های غربی و عرب را به خود جلب كرده اند. تنها در اين دو شيخ نشين است كه ايستگاه های راديويی برای پخش موسيقی راك اند رول (نوعی موسيقی پاپ) با هم رقابت می كنند و سعودی ها می توانند برای دخترانشان عروسك های باربی بخرند، كاری كه در كشورشان ممكن است گناه محسوب شود.

يك هندی مسيحی ساكن دبی می گويد: مردم بومی و عرب هايی كه به عنوان توريست به اينجا می آيند واقعا نمی دانند چه هستند و يا اينكه چه می خواهند باشند. او كه سال ها در دبی به عنوان مدير هتل كار كرده معتقد است كه افراد بومی نسبت به آداب و رسوم غربی و عربی در حالت دوگانه ای به سر می برند. آنها در عين حال كه شيفته آداب و رسوم غربی هستند از آن تنفر دارند. با توجه به حضور نظامی فزاينده آمريكا در منطقه نمی توان پيش بينی كرد كه اين رابطه حب و بغض سرانجام به كجا خواهد انجاميد. در سال 2002 ميلادی حدودا سه ميليون گردشگر از دبی ديدن كردند. بسياری از اين گردشگران از عربستان سعودی و ايران بودند. در عين حال هر روزه پروازهای جمبوجت هزاران اروپايی را در اين شيخ نشين پياده می كند؛ اروپايی هايی كه دوست دارند در اينجا دقيقا همانگونه خوش بگذرانند كه در سواحل فرانسه و يا دريای كارائيب حمام آفتاب می گيرند. از اين رو در سواحل زنان نيمه لخت غربی را در كنار زنانی كه حتی به هنگام شنا با اقوامشان لباس كاملا پوشيده به تن دارند با هم به چشم می خورند. با وجود آسمانخراش های عظيم و نورانی، اتوبان های بزرگ و نزديك به سيصد هتل، دبی هنوز خواهان آن است كه بيش از پيش غربی شود. تنها به فاصله يك ساعت سفر هوايی از مقدس ترين مكان مذهبی مسلمانان، مكه، آسمانخراش هايی سر به فلك كشيده اند كه مورد رشك كلان شهرهای غربی هستند. هفتاد هتل جديد در حال ساخت است كه در سال 2006 افتتاح می شوند. . . همه اين كارها با اين توجيه انجام می شود كه امارات به اندازه همسايگانش نفت ندارد، در نتيجه ترجيح داده است در تجارت سرمايه گذاری كرده و از اين راه شكوفايی اقتصاد خود را در آينده تضمين كند. در ميان اين جمعيت از اصولگراهای افغانی و پاكستانی با ريشه های انبوه گرفته تا سوری ها و مصری های تا حدی سكولار و همچنين هندی ها، اروپايی ها و آمريكايی ها را می توان يافت. يكی از اتباع امارات می گويد: «چگونه می توانيم كشور خود را دوست داشته باشيم در حالی كه تعداد مهاجرين از خود مردم كشور بيشتر است. آدم اينجا احساس می كند گم شده است. »

اگر چه ممكن است در ساير كشورهای حوزه خليج فارس تنش ها به حد بحران رسيده باشند اما در دبی تصور چنين چيزی دشوار است. رئوف و جميری صدام را يك كله خر می دانند و در مورد بن لادن معتقدند كه او اسلام را تحريف كرده است. اگر چه سيل نيروهای آمريكايی در منطقه جريان دارد اما اين نيروها اغلب در معرض ديد نيستند و رسانه های محلی نيز خبرهای كمی در خصوص آن ها می گويند. او می گويد ما از حضور نيروهای آمريكايی در منطقه آگاه نبوده ايم و تنها وقتی اين مسئله را فهميديم كه آمريكا حدودا هيجده پايگاه در منطقه ايجاد كرده بود. اين پايگاه ها به ظاهر برای كمك به ما ايجاد شده اند اما روزی ممكن است عليه ما به كار گرفته شوند. آمريكا می خواهد همه جا حضور داشته باشد و برای اين كار برنامه ريزی بلند مدت دارد. او می گويد: ما خواهان آزادی بيان و دموكراسی هستيم. كشتی های جنگی آمريكا به ظاهر طرفدار آزادی هستند اما در واقع آن ها از حاكمانی پشتيبانی می كنند كه به آزادی هايی كه آمريكا از آن سخن می گويد هيچ گونه اعتقادی ندارند.


باز هم روز دوازده ارديبهشت ماه فرا رسيد. روزی كه استاد بزرگوار مطهری، به دست نابخردان و كج انديشان گروه فرقان به شهادت رسيد و با توجه به عظمت روحی، فكری و انديشه توانای استاد، اين روز، روز معلم، نامگذاری شد. ما هر سال در اين روز به مناسبت سالگرد شهادت استاد، سوگوار و عزادار هستيم. بعد از گذشت زمانی، پروژه اصلاحات با شعار مردم سالاری دينی، شايسته سالاری و مشاركت مردم در سرنوشت خويش و در يك كلام (دموكراسی واقعی تعريف شده در اسلام) به ميدان آمد. ما هم جان تازه ای گرفتيم و دردهای بی درمان چندين ساله خود را به عناوين مختلف به گوش مسئولين نظام در مقابل مجلس و. . . رسانديم و نتيجه آن افزايش چند درصدی حقوق و بن غيرنقدی 5000 تومانی در هر ماه بود اما هيولای نداری و مشكلات اقتصادی آن چنان هراسناك و سهمناك بود كه اين ضربه وارده حريف اين هيولا نشد. دوباره اواخر سال گذشته اعتراضات در مناطق مختلف تهران به شكل های ديگر از جمله تحصن در مدارس، نامه نگاری و. . . از سر گرفته شد، مسئولين سروكله ای تكان دادند و ديگر خبری نشد. رئيس جمهور محبوبمان كميته ويژه ای به نام رسيدگی به امور معلمان تشكيل داد با توجه به گرفتاری ها و مشكلات جناحی و محدوديت قدرت اجرايی قوه مجريه و تصميم گيری های چندجانبه از طرف قدرت های متفاوت كار چشمگيری صورت نگرفت. خوشبختانه با توجه به موازنه قدرت در جهان و تحركات يك جانبه آمريكا در منطقه با شعار اصلاحات در خاورميانه دولت آقای خاتمی در امور مربوط به سياست خارجی موفق عمل كرده است اما به دلايل مختلفی در امور داخلی چندان موفق نبوده و نيست كه بزرگان و ملت عزيز بهتر از همه می دانند.

برای حل مشكلات آقای وزير اعلام می دارد با توجه به اعتباری كه مجلس در اختيار آموزش و پرورش قرار داده است نسبت به افزايش حقوق معلمان اقدام می كنيم، در صورتی كه در اعتراضات سال گذشته، رئيس مجلس به حقانيت خواسته های معلمان اعتراف كردند ولی نمی دانم چرا مجلس در تصويب اعتبارات به آموزش و پرورش اين همه كم لطفی می كنند، مگر ريشه اصلاحات را نبايد در آموزش و پرورش و آموزش عالی جست وجو كرد، و نگرش های منفی و كم رنگ جوانان و دانش آموزان را نسبت به جايگاه علم و دانش تغيير داد، نگرانی و اضطراب والدين از رفتارهای نابهنجار و كنترل نشده فرزندان را در اين سنگر كاهش داد و جوانان را نسبت به پايداری و هويت ملی و مذهبی اميدوار كرد، دانش آموزان ما با توجه به مقايسه معيشتی اقشار مختلف جامعه با معلمان دچار تعارض شده اند و آنها را باور ندارند تا با جان و دل به حرف هايشان گوش دهند. در واقع در اين جامعه ديگر معلمان، هنرمندان برجسته ای برای الگو شدن نيستند و فرزندان اين جامعه نيازمند الگوپذيری از الگوهای واقعی و ارزشمند هستند و بايد در جامعه بستر آن را فراهم كرد. ما فقط به دنبال افزايش حقوق و درآمد نيستيم، بلكه به دنبال گمشده ها و جايگاه واقعی خود هستيم، نمی خواهيم قشر فراموش شده و عقب نگه داشته شده باقی بمانيم.

چرا در كشورهای پيشرفته اروپايی و آسيايی اعتصابات و اعتراضات معلمان را نه می شنويم و نه می بينيم. مگر دولتمردان آنها چه ارزش و منزلتی به معلمان خود داده اند كه هميشه اعتصابات و اعتراضات را در ميان كاميونداران و كارگران می بينيم ولی صدای اعتراضی از معلمان به گوش نمی رسد، مگر آنها با كثرت تعداد معلمان مواجه نيستند؟ مگر حقوق معلمان برای آنها بودجه خور نيست؟ پس آنها چه چيزهايی می فهمند كه ما نمی فهميم. ايراد و نقص كار ما كجاست كه ناچار به تصويب اين چنين اعتباراتی برای آموزش و پرورش هستيم. مگر سرانه دانش آموزان ژاپن چهار برابر متوسط جهانی نيست. در سال 1374 (1995) مبلغی كه دنيا برای آموزش و پرورش مصرف كرد 1 ميليارد و 403 ميليون دلار بود كه سرانه دانش آموزی مربوط بالغ بر 1279 دلار بوده است. در آن سال ژاپن برای هر دانش آموز 4979 دلار اختصاص داد كه 4 برابر سرانه متوسط دنيا بود. در حالی كه در كشور ما در آن سال سرانه هر دانش آموز 133 دلار بوده است. «نگاه بهمن 81» آنها می دانند اعتبارات بودجه را چگونه مصرف كنند تا هزينه های گزاف ديگری جهت كنترل اختلالات نابهنجار رفتاری مانند بزهكاری، مبارزه با مواد مخدر، طلاق، كودكان خيابانی و. . . با درصد بيشتری نداشته باشند.

برای اشتغال زايی بايد علم و تكنولوژی را گسترش داد. ساخت و توليد ابزارآلات و وسايل يدكی هواپيما، كشتی ها، شاتل ها و. . . نيازمند نيروهای متخصص است كه با افزايش تقاضای موسسات مربوطه عرضه نيروی انسانی برای اشتغال در جامعه بيشتر خواهد شد و بستر جامعه برای كاهش بيكاری چشمگير خواهد شد، با دادن وام های اشتغال به نيروهای بيكار جامعه كه توان استفاده بهينه از آن را در ايجاد و توسعه كارگاه ها و اشتغال مفيد ندارند و احتمالا برخی در بازپرداخت قسط وام ها عاجز خواهند ماند راهكار مناسب و مطلوبی برای كاهش بيكاری نيست، فلذا راهكار اصلی و منطقی ارزش دادن به معلمان و سرمايه گذاری در مدارس و دانشگاه ها و كم رنگ كردن فروش علم در دانشگاه ها و مدارس غيرانتفاعی و... است و افزايش انتقال دانش به صورت كليشه ای و اهدای مدرك تحصيلی بدون اشتغال كافی نيست و برای فارغ التحصيلان دانشگاهی بيكار، جز عقيده درونی و هزينه های گزاف برای خانواده ها چيزی در بر نخواهد داشت. متاسفانه برخی معلمان نيز به علت مشكلات متعدد با توجه به توان مقاومتشان تسليم علم فروشی به عناوين مختلف شده اند كه جای افسوس و نگرانی دارد. كه بايد بگويم معلم شدن سهل و آسان است اما معلم ماندن سخت است و دشوار.

راستی استاد بزرگوار چه بايد كرد؟ اين چنين است وضع ما و امثال ما. ما روز معلم امسال را نيز مانند سال های گذشته با سوز دل گرامی می داريم و هميشه اميدوار و آرزومند آينده درخشان برای فرزندان اين مرزوبوم هستيم و خواهيم بود.

اصغر پورصالحی

كارشناس ارشد و مشاور پيش دانشگاهی دبيرستان های تهران


نشست فرهنگی كارگران

گروهی از كارگران و سنديكايی های قديمی كارگری به مناسبت روز جهانی كارگر روز پنجشنبه از ساعت 18 الی 20 در فرهنگسرای بهمن گردهم می آيند. گفتنی است با تداخل روز جهانی كارگر - 11 ارديبهشت - با رحلت حضرت رسول اكرم، كارگران مراسم راهپيمايی خود را لغو كردند. اين دومين نشست رسمی و فرهنگی كارگران است كه به مناسبت روز جهانی كارگران و بدون حضور شكل های رسمی و دولتی كارگری برگزار می شود.

مدارس همچنان بسته اند

مقامات شهر پكن پايتخت چين دستور داده اند به منظور مقابله با گسترش بيماری سارز دبستان ها و دبيرستان های شهر برای دو هفته ديگر تعطيل باقی بمانند. قرار بود در صورت توقف گسترش بيماری سارز مدارس شهر در آغاز هفته جاری بازگشايی شوند. به دانش آموزان در شهر پكن توصيه شده است به جای حضور در كلاس درس با استفاده از برنامه های آموزشی تلويزيون، راديو و اينترنت دروس خود را فرا گيرند. روز شنبه گذشته مقامات دولتی اعلام كردند كه يكصدوهشتاد مورد جديد ابتلا به بيماری عفونی سارز در چين تشخيص داده شده و نه نفر ديگر در اثر اين بيماری جان خود را از دست داده اند.

تلاش جهانی وبلاگ نويس

نويسندگان وبلاگ های اينترنتی در سراسر جهان به بازداشت سينا مطلبی وبلاگ نويس ايرانی اعتراض كردند. از دو هفته پيش مطلبی تحت بازداشت اداره اماكن است. در اين زمينه پس از نامه وبلاگ نويسان ايرانی به رئيس جمهوری يك طومار اينترنتی نيز تهيه شده كه خواستار آزادی مطلبی و پايان آزار خبرنگاران توسط دولت ايران است. ساير وبلاگ نويسان بيشتر به اين درخواست پيوسته اند و خواهان آزادی سينا مطلبی هستند.

تهديد بزرگ اينترنتی

به تازگی نشستی درباره كنترل شيوع جهانی هرزنامه در اينترنت برگزار شده است. منظور از هرزنامه يا «اسپم» ميليون ها نامه الكترونيكی تبليغاتی و ناخواسته است كه هر روز به آدرس الكترونيكی افراد فرستاده می شود. تخمين های اخير نشان می دهد كه اين نوع نامه های الكترونيكی چهل درصد از كل جابه جايی نامه ها در اينترنت در سرتاسر جهان را به خود اختصاص می دهد. به دليل آن كه بيشتر اين نامه ها از آمريكا فرستاده می شود موفقيت يا عدم موفقيت آمريكايی ها در كنترل اين پيام ها بر كاربران اينترنتی در كل جهان تاثير خواهد گذاشت. يكی از گرفتاری های كاربران اين شده كه با ورود به صندوق پست الكترونيكی خود اولين كاری كه می كنند خلاص شدن از حجم زياد اين نامه هاست. كنگره آمريكا به تازگی گفته بود كه حجم نامه های ناخواسته از مزاحمت برای جامعه فراتر رفته و تبديل به تهديدی برای جامعه شده است. چند شركت بزرگ اينترنتی از جمله آمريكا آن لاين، مايكروسافت و ياهو هفته گذشته اعلام كردند كه برای كنترل هرزنامه ها تلاش خواهند كرد.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو