Persian Archive

• تقدس و رقابت
• فراموش نشدنی
• ملاقاتی شوارتسكف
• جنگ در حقوق بين اللملی
• لابی يهود در آمريكا
• چالش شيعيان با آمريكا د رعراق - 1
• شبكه های جديد ماهواره
• سالگرد ۱۸ تير
• انزوای زبانی ايران
• راه خاص دموكراسی
• ابراز تمايل غيررسمی
• ميهمانی بدون شيراك
• پرچم سفيد هم نجاتش نداد
• بلر در محضر خدا!
• لاييسم در فرانسه قوی تر از گذشته


احزاب مذهبی شيعه و گروه های شبه نظامی عراق قدم به فضای خالی از تحرك سياسی در اين كشور گذاشته اند كه از فروپاشی حزب بعث در اين كشور ناشی شده و اين تحركات خصوصا در شهرهای مذهبی عراق محسوس تر است. اين تحولات بايد موجبات شگفتی پل ولفوويتز معاون وزير دفاع ايالات متحده را فراهم آورده باشد كه پيش از اين و در اوايل ماه مارس گفته بود عراقی ها را به عنوان متحد آمريكا به سعودی ها ترجيح می دهد. او در توضيح اين ديدگاه گفته بود عراقی ها سكولار و اكثرا شيعه هستند كه ديدگاهی متفاوت از وهابيت شايع در شبه جزيره عرب دارند و نهايتا آنكه آنان نسبت به شهرهای مقدس اسلامی قلمرو خود حساسيت نشان نمی دهند. ولفوويتز و ساير سياستگذاران آمريكايی طرفدار جنگ آنجا كه می گفتند تعداد قابل توجهی از شيعيان از طبقه متوسط تحصيلكرده تا كارگران كارخانجات عراقی های ملی گرا هستند درست می گفتند اما در خفيف شمردن قدرت نيروهای مذهبی و ناديده انگاشتن مركزيت شهرهای مقدس نجف و كربلا كاملا به خطا رفته بودند. تصورات خيال بافانه نئومحافظه كاران ايالات متحده اكنون در برابر عراق واقعی دنيای خاكی و شهرهای مذهبی عراق و همچنين شهرهای كوچكتر شيعی نشين درجنوب عراق قرار گرفته اند. مخاطبان غربی ناظر اين واقعيت هستند كه هر چند شايد شيعيان عراق درمورد انزجار و تنفرشان از رژيم تحليل رفته رژيم صدام متحد و يكپارچه نيستند اما در همين حين در زمينه ديدگاه خود نسبت به عراق پس از جنگ، نامتحد و دچار پراكندگی نيستند.

رقابت های نجف

رهبر مذهبی پيشرو شهر نجف آيت الله العظمی سيستانی 73 ساله و متولد مشهد است. او در سال 1952 به نجف نقل مكان كرد و در آنجا ساكن شد. به فاصله كوتاهی پس از آنكه نيروهای آمريكايی هشتم آوريل 2003 وارد نجف شدند گفته می شود او با صدور فرمانی شفاهی از شيعيان خواسته با سربازان مهاجم درگير نشوند. اين فرمان با خشنودی از سوی ولفوويتز اولين فتوای مراجع مذهبی عراق در حمايت از آمريكا تلقی شد در حالی كه فرمان آيت الله سيستانی فتوا نبود. هفته بعد سيستانی تاكيد كرد عراق بايد توسط بهترين فرزندانش هدايت و مديريت شود. محمدرضا سيستانی پسر ارشد و سخنگوی آيت الله سيستانی احتمالا هنگامی كه ديدگاه های ايشان در مورد نيروهای اشغالگر را بازگو می كرد چكيده گفتار آيت الله سيستانی را عنوان كرد: «ورود آمريكاييان را به فال نيك می گيريم اما گمان نمی كنم ماندن طولانی آنها در عراق چيز خوبی باشد. »هنگامی كه ارتش ايالات متحده ظاهرا برای مدت كوتاهی شيخ محمد الفرطوسی و دو روحانی ديگر را در تاريخ 31 آوريل پس از اعزام آنان به بغداد بازداشت كرد بلافاصله همايش اعتراض آميزی با حضور 5000 شيعه خشمگين در مقابل هتل فلسطين در مركز بغداد شكل گرفت. الفرطوسی توسط حوزه نجف به بغداد اعزام شده بود تا ضمن ايراد خطبه های نمازجمعه در مسجدالحكيم برای 50 هزار نمازگزار سخنرانی ايراد كند. در بخشی از خطبه ها او گفت آمريكا نمی تواند ادعا كند دموكراسی ای در عراق بنا نهاده كه در آن حق آزادی بيان افراد به رسميت شناخته می شود اما عراقی ها از حق شكل دادن به حاكميت خود محروم بمانند.

پس از ترور محمدصادق صدر در سال 1999سيستانی به عنوان رهبر ارشد شيعيان در نجف مطرح شد. صدر به دستور عدی پسر ارشد صدام و به دليل سرپيچی از فرامين ديكتاتور عراق به قتل رسيد. امروز مقتدی صدر پسر 30 ساله روحانی شهيد در زمره برجسته ترين رقبای آيت الله سيستانی در نجف است. در سال 1999 و پس از آنكه پدر مقتدی به قتل رسيد او ناپديد شد و زندگی ای زيرزمينی را آغاز كرد. او با سازماندهی شيعيان فقير و نااميد نجف و كوفه، حاكميتی پنهان را به وجود آورد كه دامنه اقتدارش تا آلونك های شيعه نشين اطراف بغداد كه بين 2 تا 3 ميليون نفر جمعيت دارند هم گسترش يافت. جنبشی كه صدر رهبريش را بر عهده دارد اصرار می ورزد كه تنها احكام و دستورات محمدصادق صدر لازم الاجراست و پيروان اين جنبش با نافذ بودن احكام روحانيون مهاجر ايرانی مثل آيت الله سيستانی مخالفت می ورزد. اين ايده ها با بستر اصلی اصول شيعه كه ديدگاه های مذهبی در ايران و عراق را تحت نفوذ خود دارد همخوان نيست. بر اساس آموزه های اين ديدگاه امكان پيروی از فقيه در گذشته وجود ندارد و حق شيعيان در پيروی از فقيه زنده حائز شرايط به رسميت شناخته شده است. مقتدی جوانتر از آن است كه بتواند عنوان فقيه را كسب كند.

نامگذاری شهر صدام

جنبش صدر ناشكيبا است و بستر حمايت از اين جنبش در نواحی فقيرنشين به دليل سركوبگری حزب بعث به نوعی سرسختی خاص رسيده است. شاهدان عينی می گويند قتل عبدالمجيد خويی از روحانيون عراقی كه روابط نزديكی با آمريكا داشت از سوی گروهی انجام شده است كه می گويند به جنبش صدر وابستگی دارد. خويی پس از يك دهه تبعيد در لندن به نجف آمده بود. اعضای جنبش صدر سپس منزل آيت الله سيستانی و سعيد حكيم نوه محمد باقر حكيم رئيس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق را محاصره كرده و خواستار خروج فوری اين دو از نجف شدند. اين تلاش كودتا مانند در برابر رهبری مذهبی شهر نجف با ورود 1500 تن از شيعيان قبايلی كه از نواحی اطراف برای حفاظت از آيت الله سيستانی و آيت الله حكيم به اين شهر آمدند، ناكام ماند. منتقدی به دليل اجتناب سيستانی از خروج از سكون و سكوت خود و عدم مخالفت با صدام حسين او را ترسو می پندارد. او سياستمداران جلای وطن كرده و روحانيونی كه اكنون به عراق بازمی گردند را هم به همين سياق می نگرد و به عنوان مثال احمد چلبی رهبر سكولار كنگره ملی عراق را با عباراتی اهانت آميز خطاب قرار می دهد. جنبش صدر خواستار برپايی جمهوری اسلامی در عراق است هر چند آنچه آنان می خواهند كاملا منطبق بر آنچه در ايران وجود دارد، نيست. گزارش های مطبوعاتی منتشره از آلونك های بغداد نشان می دهد مقتدی در آنجا به سان رهبری خدشه ناپذير می ماند و اكثر شبه نظاميان مسلحی كه در حواشی اين ناحيه كه به شهر صدر (سابقا شهر صدام) معروف است نگاهبانی می دهند از پيروان او هستند. در يكی از اين گزارش ها آمده آنها تلاش يكی از گروه های شبه نظامی رقيب شيعه برای نفوذ به شهر صدر را ناكام گذاشتند. گفته می شود اعضای سپاه بدر مجلس اعلای انقلاب اسلامی درصدد نفوذ به شهر صدر برآمدند كه با مقاومت شبه نظاميان وفادار به مقتدی صدر روبه رو شدند. مقتدی به سان اكثر رهبران شيعه عراقی خواستار خروج آمريكايی ها از عراق بر اساس جدول زمان بندی شده كوتاه مدتی است.

به سوی كربلا

مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق كه توسط محمدباقر حكيم رهبری می شود در جوهره خود نمونه ای الگو برداری شده از حزب الدعوه الاسلاميه است كه در دهه 50 ميلادی تاسيس شد. پس از آنكه رهبران ارشد الدعوه از سوی رژيم صدام تحت تعقيب قرار گرفتند حكيم در سال 1982 ناچار به ترك عراق و عزيمت به تهران شد. مجلس اعلا شاخه ای نظامی با ده تا پانزده هزار جنگجوی مسلح دارد كه عبدالعزيز حكيم فرماندهی آنان را بر عهده دارد. مجلس اعلا بخشی از كنگره ملی عراق است و در شورای مديريتی كه براساس نتايج نشست گروه های معارض عراق دسامبر 2002 تشكيل شد بين 15 تا 65 كرسی در اختيار داشت. نمايندگان مجلس اعلا در نشست های وزارت امور خارجه آمريكا در زمينه سرنگونی حاكميت صدام حسين شركت می جستند و با مطبوعات در مورد مذاكرات شان با دفتر رامسفلد وزير دفاع ايالات متحده و نقشی كه سپاه بدر در مبارزه با نيروهای رژيم صدام در كنار سربازان آمريكايی قرار بود ايفا كنند، سخن می گفتند. به رغم گفت وگوهای اوليه بين مجلس اعلا و دولت ايالات متحده پس از ژانويه 2003 ايدئولوژی بر خوش بينی غلبه كرد و دولت آمريكا به ناگاه روابط خود با مجلس اعلا را قطع كرد. تلاش هايی از سوی زلمای خليل زاد مشاور امنيت ملی كاخ سفيد كه گفته می شود با هماهنگی دفتر ديك چنی معاون رئيس جمهور بوده برای كاهش و حتی امحای نفوذ مجلس اعلا در كنگره ملی صورت گرفت.

سپس در ديدار اواخر ژانويه با نمايندگان گروه های معارض عراقی در تركيه خليل زاد اين نكته را آشكار كرد كه ايالات متحده قصد دارد پس از تغيير رژيم در عراق برای مدتی مستقيما مديريت امور در عراق را به دست گيرد و ايده روی كار آوردن دولت انتقالی را كنار گذاشته است. محمدباقر حكيم بلافاصله اين طرح را رد كرد و آن را معادل اشغال مستعمره گونه عراق از سوی آمريكا توصيف كرد و اعلام داشت چنانكه نيروهای آمريكايی درصدد استقرار طولانی در عراق برآيند هدف حملات سپاه بدر قرار خواهند گرفت. او به وضوح اين چرخش دور از انتظار در خط مشی ايالات متحده را نوعی خيانت در حق گروه های معارض عراقی می ديد. ايالات متحده به ايران هشدار داد اجازه ندهد نيروهای سپاه بدر طی تهاجم آمريكا به عراق وارد خاك اين كشور شوند. حكيم ادعا دارد كه نيروهای تحت امر او به رغم اين هشدارها وارد خاك عراق شده اند. با فرا رسيدن هفدهم آوريل نيروهای تيپ بدر شهر مرزی بعقوبه با 163 هزار نفر جمعيت در مجاورت قلمرو ايران را به اشغال خود درآوردند. يكی از واحدهای سپاه بدر به سيدالعباس از روحانيون عضو مجلس اعلا اجازه داد عمارت شهرداری كوت را به اشغال خود درآورد. هنگامی كه تفنگداران دريايی آمريكا درصدد مداخله برآمدند گروهی در حدود 1200 نفر از اهالی شهر گرد آمدند و عليه احمد چلبی رهبر كنگره ملی شعار سر دادند. تفنگداران آمريكايی تصميم گرفتند از هر اقدامی اجتناب كنند.

افسران آمريكايی در نشستی كه 19 آوريل در سالن شهرداری كوت برگزار شد عباس را تحويل نگرفتند و او را به عنصری حاشيه ای تبديل كردند اما پس از آن و عصرگاه همانروز عباس راهپيمايی گسترده ای را در كوت ترتيب داد. نماينده محلی ديلی تلگراف در اين رابطه نوشت: «عباس از نكاتی سخن گفت كه خيلی زود به مطالبات فراگير مردمی تبديل شد: حاكميتی اسلامی با حضور نافذ و غالب شيعيان و پايان گرفتن اشغالگری آمريكاييان.» عبدالعزيز حكيم جانشين رياست مجلس اعلا شانزدهم آوريل به عراق بازگشت و درميان هلهله و شادی مردم كوت وارد اين شهر شد و ظاهرا در حال آماده سازی شرايط برای ورود برادر بزرگتر خود به اين شهر است. برادر كوچكتر در مصاحبه ای مطبوعاتی خواستار همكاری مجلس اعلا و ساير گروه های معارض عراق شد. هجدهم آوريل و در كوت او در گفت وگويی با تلويزيون ايران شركت كرد كه در آن گفت: «ما در گام اول خواستار شكل گيری سيستم سياسی ملی هستيم اما در نهايت مردم عراق جمهوری اسلامی را برخواهند گزيد.» او همچنين افزود اشتياق و عزم شيعيان برای سيستمی اسلامی در همه پرسی دموكراتيك هم به منصه ظهور خواهد رسيد چرا كه 60 درصد جمعيت عراق شيعه است. روز هجدهم آوريل محمدباقر حكيم كه هنوز در تهران است از شيعيان عراق خواست 22 آوريل در شهر كربلا گردآيند تا مخالفت خود را با دولت موقت تحت رهبری آمريكا نشان دهند و از استقلال عراق صيانت كنند. ابواسلام الصيفر سخنگوی مجلس اعلا افزود: «برای مردم عراق، نفوذ و سلطه آمريكايی ها تفاوتی با رژيم سركوبگر ساقط شده صدام ندارد.»

هيچكس نماينده ما نيست

هر چند مجلس اعلا مولود حزب الدعوه اسلاميه است اما الدعوه اسلاميه خود سازمانی جداگانه است كه خواستار تشكيل حاكميتی اسلامی در عراق است. اين حزب در تهران، لندن و عراق فعال است كه در اين بين تنها نمايندگان لندن اين گروه به گفت وگو با آمريكايی ها اشتياق و علاقه نشان داده اند. بر اساس برخی گزارش ها اكثر اعضای شاخه عراق الدعوه پيرو محمد حسين فضل الله رهبر حزب الله لبنان هستند. فضل الله در نجف متولد شد و تحصيل كرد و سپس در سال 1965 به لبنان رفت. حزب الله تهديد كرده عليه نيروهای آمريكايی در عراق وارد عمل می شود. به استثنای شاخه تهران الدعوه، اين گروه به سان جنبش صدر به سياست بومی عراق گرايش دارد و ديدگاه های سياسی، مذهبی محمدباقر صدر در زمينه حكومت اسلامی را سرلوحه خود قرار داده است. ابراهيم الجعفری از رهبران ميانه روتر الدعوه از شركت در نشست رهبران معارضين عراقی كه شانزدهم آوريل توسط آمريكا در نزديكی ناصريه تشكيل شد اجتناب ورزيده اعلام داشت از همكاری با دولت نظامی آمريكايی ها در عراق خودداری خواهد كرد. به نظر می رسد ديدگاه های او اكنون در اين گروه اشاعه يافته است. الدعوه تظاهرات پانزدهم آوريل ناصريه را ترتيب داد تا برگزاری نشستی كه ژنرال گارنر، رئيس اداره كمك های بشردوستانه و بازسازی عراق كه از سوی واشنگتن نظارت بر وضعيت عراق پس از جنگ را بر عهده دارد، محكوم كند. بر اساس گزارش های مطبوعاتی هزاران نفر در اين همايش اعتراض آميز شركت كردند. آنها فرياد می زدند: «نه بوش نه صدام» و گروهی ديگر پاسخ می دادند: «آری، آری آزادی». روی پلاكاردهايی كه اين افراد حمل می كردند نوشته شده بود: «هيچكس نماينده ما در اين كنفرانس نيست.»

نوزدهم آوريل الجعفری نامه ای خطاب به نشست كشورهای همسايه عراق صادر كرد كه در آن خواستار تشكيل فوری دولت انتقالی تكنوكراتی در عراق شده و يادآورشده بود الدعوه كمتر از ساير گروه های شيعی به ديدگاه های مذهبی افراطی گرايش دارد. در بين رهبران الدعوه در ناصريه محمدبكر النصيری از رهبران تازه از تبعيد برگشته الدعوه هم حضور دارد كه از رهبران مذهبی صاحب نام عراق است. گفته می شود النصيری پيشوای ايدئولوژيك گروه است. رهبران ارشد الدعوه نگران اين هستند كه به دليل توانمندی های شبه نظامی برتر مجلس اعلا و جنبش صدر از مشاركت در رقابت های سياسی عراق كنار گذاشته شوند. در ميان نكات تعجب برانگيز بزرگ در دو هفته ای كه از سقوط حزب بعث در عراق می گذرد سرعت عمل رهبران مذهبی شيعه و گروه های عراقی است كه بلافاصله برای پر كردن خلا وارد ميدان شدند. اين روند به دليل پراكندگی نيروهای آمريكايی در عراق منطبق بر طرح های نظامی رامسفلد كه مغاير با درخواست های پنتاگون برای استقرار نيروی نظامی گسترده تری است، تسهيل شده است. شهرهای شرقی مثل بعقوبه و صدرا گفته می شود تحت كنترل شيعيان تحت الحمايه ايران قرار گرفته است. گروه هايی از شيعيان معارض و اكراد شيعه عراقی كه در رژيم صدام ناچار به مهاجرت به ايران شدند گفته می شود اكنون كنترل شهر مرزی بدر در شرق عراق را به دست گرفته اند. مجلس اعلا هم تلاش هايی برای بسط كنترل خود بر كوت انجام داده و به دليل حمايت گسترده مردمی توانسته است تفنگداران دريايی آمريكا را در تحقق اهدافشان ناكام گذارد. كوت ظاهرا در اختيار الدعوه الاسلاميه است. شهر صدر توسط شبه نظاميان وابسته به جنبش صدر محافظت می شود و اين گروه در كربلا و نجف هم از قدرت و نفوذ قابل توجهی برخوردار است. كربلا، از ديگر شهرهای مقدس شيعيان توسط شورايی مركب از روحانيون و شيوخ قبايل مديريت می شود. در ميان مراكز جمعيتی عمده شيعه تنها بصره در برابر اين شيوه مقاومت كرده است. يكی از دلايل سياست های متفاوتی است كه انگليسی ها در اين شهر در پيش گرفته اند. دليل ديگر نفوذ شيعه از طبقه متوسط و كارگر در بصره است. در خارج بصره شيعيان با گرايشات سكولار به دليل محروميت از سازماندهی مناسب و نداشتن نيروی شبه نظامی از مطرح كردن خود باز ماندند. شايد هم بسياری از آنان از ديدن شكست حقارت آميز قهرمان ناسيوناليسم سكولار عرب در برابر قدرتی غربی آنچنان منكوب شده اند كه ديگر توان حركت ندارند.

بايد منتظر ماند و ديد آيا دولت موقت آمريكايی ها می تواند گروه های شبه نظامی شيعه را خلع سلاح كند و كنترل خود در نواحی شيعه نشين را به شكلی بسط دهد كه حاكميتی فراحزبی در عراق ظهور يابد يا نه. بی شك جنبش صدر در نجف چنانكه بتواند در راه تحقق اين هدف از سوی نيروهای آمريكايی مقاومت كند در اين راه كوتاهی نخواهدكرد. مجلس اعلا به همين سياق علاقه واقعی ای به سياست های اجماعی ندارد. احزاب مذهبی شيعه ساختاری سلطه مراتبی دارند كه درمغايريت با حمايت همه جانبه ای است كه از آن برخوردار هستند.

كردها هم شاخه های شبه نظامی مسلح خاص خود را دارند. اروند ابراهاميان تاريخ شناس، ايدئولوژی شيعيان در ايران را با وطن دوستی شايع در آرژانتين دوران پرون مقايسه كرده است. لااقل در اين مقطع نئومحافظه كارانی كه اميد داشتند شبه نظاميان مسلح شيعه دوشادوش سربازان مهاجم آمريكايی با رژيم صدام بجنگند احتمالا اين قسم استنتاج های كلی را در مورد عراق رها كرده اند.

ميدل ايست ريپورت


ميرمهرداد ميرسنجری: جنگ سوم خليج فارس كه علی رغم بسياری از پيش فرض ها به سرعت به پايان رسيد، تحت پوشش وسيع رسانه های همگانی جهان به نقطه عطف توجه جهانيان تبديل شده است. در فاصله آغاز و پايان اين جنگ نگاه تيزبين جهانيان به دقت عمل و گفتار كشورهای منطقه و ديگر كشورها را كه به نحوی از منافعی در منطقه برخوردار بوده اند زير نظر داشته است. در اين ميان موضع گيری رسمی دولت جمهوری اسلامی ايران مبنی بر بی طرفی، بهترين گزينه ای بود كه در اين مقطع حساسی تاريخی سبب گرديد دامن ايران از هرگونه تعرض و تهديدی در امان بماند. اين در حالی است كه رفتارها و موضع گيری های شتابزده و يكسويه برخی رسانه های داخلی به گونه ای احساسی، اين بی طرفی را خدشه دار كرد. اين عملكرد افكار عمومی جهان را به نوعی دچار ترديد در استنباط موضع قطعی ايران كرد. مروری بر عملكرد صدام حسين و رژيم بعثی عراق در طول سال های حاكميت می تواند در تعيين و برنامه ريزی خط مشی ها و استراتژی های ملی و منطقه ای ايران موثر باشد كه اين امر در راستای هدف تامين حداكثر منافع ملی به صورت كوتاه مدت، ميان مدت و بلندمدت از اهميتی ويژه برخوردار است. رژيم بعثی از آغاز تسلط خود بر عراق در سال 1968 ميلادی با اتخاذ سياست مشت آهنين كه الهام گرفته از سياست های شوروی پيشين بود، ضمن ايجاد رعب و وحشت و اختناق داخلی، مشكلات متعددی را برای تمام كشورهای منطقه به ويژه ايران ايجاد كرد. جنگ تحميلی هشت ساله عليه ايران از بارزترين نمونه های تجاوزگری اين رژيم محسوب می شود كه در نتيجه طی سال های بعد اين افزون طلبی حتی گريبان مشوقان و حاميان عراق در جنگ عليه ايران را نيز گرفت و سبب شد، دو جنگ ديگر نيز امنيت و ثبات منطقه را مورد تهديد جدی قرار دهد.

صدام حسين از آغاز تا اقتدار

صدام حسين در روز بيست و هشتم آوريل 1937 در روستای دورافتاده ای از توابع تكريت به نام «ال عوجه» به دنيا آمد. پدر صدام به گفته ای پيش از تولد و به روايتی ديگر چند ماه پس از تولد صدام، خانواده را ترك كرد و مادر او با فردی به نام ابراهيم ازدواج كرد. دوران كودكی صدام كه با سختی و مشكلات ناشی از بداخلاقی ناپدری توام بود سبب شد، او بيشتر دوران كودكی را به بهانه تحصيل نزد دايی خويش به نام خيرالله در بغداد بگذراند. او در خاطرات خود گفته است: ناپدری، او را مجبور به چراندن گوسفندان در بيابان و نيز دزديدن مرغ ها و تخم مرغ های همسايگان می كرد تا بتواند آنها را در بازار بفروشد.1 محروميت ها و مشكلات دوران كودكی زمينه شيفتگی بی حد صدام به قدرت را فراهم كرد. خانواده صدام به ويژه مادر و دايی او خيرالله به سنگ دلی و قساوت در ميان مردم روستا مشهور بودند. علاوه بر آن دايی صدام كه به دلايل ناشناخته ای كينه و تنفر شديدی نسبت به ايرانی ها و انگليسی ها بر دل داشت، همواره به مردم اين دو كشور توهين می كرد كه اين مسئله نيز در شكل گيری شخصيت كينه جويانه صدام و احساس انزجار شديد او به ويژه نسبت به ايرانيان بسيار موثر بود.در سال 1952 جمال عبدالناصر با ديدگاه پان عربيستی بر ضد ملك فاروق پادشاه مصر قيام كرد. بسياری از اعراب كه آرزوهای خود را در شعارها و عملكرد ناصر می ديدند شيفته او شدند و صدام حسين نيز كه دوران نوجوانی را سپری می كرد، به طرفداری از افسران مصری، فعاليت سياسی خود را آغاز كرد. به پيروی از قيام مصر، در عراق هم تعدادی از افسران جوان تصميم گرفتند رژيم سلطنتی حاكم بر عراق را سرنگون كنند كه كودتای آنان در سال 1956 به شكست انجاميد.

نام نويسی صدام در حزب بعث كه يك سال پس از كودتا انجام شد، سرآغاز ترقيات آينده اش بود. در سال 1958 تعدادی از افسران جوان و ملی گرای ارتش عراق به فرماندهی ژنرال عبدالكريم قاسم با كمك اعضای حزب بعث، با كودتايی ديگر موفق شدند فيصل دوم پادشاه عراق را از سلطنت خلع كنند و بدين وسيله پايان رژيم سلطنتی و برقراری نظام جمهوری را در عراق اعلام كردند. بعداز مدتی به دنبال بروز اختلاف بين سران نظامی حاكم و حزب بعث، اين حزب درصدد حذف عبدالكريم قاسم از قدرت برآمد كه با اين هدف تعدادی از اعضای حزب بعث، از جمله صدام حسين جوان در روز روشن اتومبيل قاسم را به گلوله بستند كه در اين طرح ترور، عبدالكريم قاسم جان سالم به در برد. پس از شكست توطئه، صدام حسين از طريق سوريه به مصر گريخت و در اين فرصت به دست آمده در سن 24 سالگی موفق شد تحصيلات دبيرستانی را به پايان برساند. او سپس در سال 1961 در دانشكده حقوق قاهره نام نويسی كرد اما نتوانست تحصيلات دانشگاهی خود را به اتمام برساند. (البته بعدها در سال 1970 دانشكده حقوق دانشگاه بغداد زمانی كه صدام مرد شماره دو كشور به شمار می رفت، يك درجه افتخاری در رشته حقوق به او اعطا كرد). صدام در قاهره برای نخستين بار ازدواج كرد و در آنجا به سر می برد كه شنيد، ژنرال عبدالكريم قاسم سرنگون شده است. صدام بيست و شش ساله به بغداد مراجعه كرد و به عنوان شكنجه گر در قصر النهايه (قصر سابق ملك فيصل كه پس از انقلاب به زندان و مركز بازجويی تبديل شده بود) سرگرم انجام وظيفه شد. نقل قول های بسياری از قساوت صدام در انواع شكنجه به ثبت رسيده است. حسن البكر پسرخاله صدام كه از قديمی ترين اعضای حزب بعث به شمار می رفت، در ترقيات بعدی صدام نقش عمده ای ايفا كرد. او در سال 1965 به مقام دبيركلی حزب دست يافت و سال بعد صدام به معاونت او برگزيده شد.

صدام برای نابودی مخالفان خود، سازمان تامين امنيت حزب را با عنوان «جهاز هانين» به وجود آورد و از همين جا بود كه تمايل صدام به ترور و از بين بردن مخالفان فزونی يافت. در سی ام جولای 1968 جناح حسن البكر و صدام قدرت حزب بعث را به دست گرفت و حسن البكر با حفظ سمت دبيركلی حزب، مقام رياست جمهوری كشور، فرماندهی كل قوا و رياست شورای عالی دفاع را نيز به دست آورد. صدام به معاونت البكر در شورای انقلاب و حزب دست يافت. در اين راه صدام برای حفظ و استحكام موقعيت خود، تعدادی از ياران و بستگان خود را به دوره های امنيتی ويژه اعزام كرد كه از آن جمله می توان به پسرخاله صدام، علی حسن المجيد (كه بعدها به دليل كاربرد بمب های شيميايی عليه مردم بی گناه ايران و كردها، به علی شيميايی معروف شد) اشاره كرد. صدام كه در اين هنگام سی و يك ساله بود به همه دستور داده بود تا او را معاون صدا بزنند و افرادی كه اين دستور را ناديده می گرفتند، به شدت تنبيه می شدند. صدام حسين كه هيچ دوره نظامی را طی نكرده بود، در سال 1976 هنگامی كه به عنوان نامزد احراز پست رياست ستاد ارتش مطرح بود، به مقام سرتيپ دومی كه پايين ترين درجه نظامی مورد نياز بود ارتقا يافت. سرانجام صدام حسين جهت نيل به آرزوهای خود از طريق اعضای خانواده حسن البكر را تحت فشار قرار داد تا در ظاهر به منظور كسب موقعيت بهتر برای خانواده از مقام خود كناره گيری كند. حسن البكر به ناچار در 16 جولای 1979 به ظاهر به دليل بيماری و عدم توانايی جسمانی از مقام خود كناره گيری كرد و صدام پس از يازده سال لحظه شماری در تاريخ بيستم جولای به مقام رياست جمهوری عراق رسيد و در همين سال پس از قبضه تمام و كمال قدرت به خود درجه فيلدمارشالی داد.

صدام حسين در نخستين روز رياست جمهوری نهايت قساوت و شقاوت خود را آشكار ساخت. او سران حزب بعث را دعوت كرد و براساس برنامه از پيش تنظيم شده، با اعلام نام های بسياری از دعوت شدگان با صدای رسا عنوان كرد كه رژيم عراق اجازه نخواهد داد خائنان به اهداف خود دست يابند و گفت افرادی كه نام آنها خوانده شد، فورا از جای برخيزند و شعار بزرگ حزب را تكرار كنند و از سالن خارج شوند تا به مجازات لازم برسند. صدام پس از پايان جلسه همه اين افراد را كه اكثرا پيرو مذهب شيعه بودند به جرم توطئه براندازی حكومت به دار آويخت. با توجه به اينكه در فاصله تجزيه عثمانی و تشكيل كشور عراق (1920) تا سال 1979 سيزده كودتای موفق و ناموفق انجام شده بود، اراده صدام بر اين بود كه كودتای حزب بعث آخرين آن باشد.

عملكرد صدام پس از دستيابی به قدرت

صدام حسين، با دستيابی به آرزوی ديرينه خود در اخذ قدرت مطلقه در عراق با بلندپروازی رويای سيادت اعراب را در سر می پروراند، او ملت عراق را بالاتر از همه ملت های عرب می دانست و معتقد بود عظمت و اقتدار اعراب رابطه مستقيمی با عظمت و اقتدار عراقی ها دارد و هر زمان عراقی ها به قدرت رسيده اند اعراب نيز برتری و سيادت خود را حفظ كرده اند و هرگاه عراقی ها ضعيف شده اند ستاره اقبال اعراب نيز افول كرده است. او با اين توجيه به تجهيز هر چه بيشتر نيروهای نظامی خود پرداخت و هم زمان با استقرار نظام نوپای اسلامی در ايران، به بهانه های واهی، درگيری های متناوبی را در مناطق مرزی با ايران تدارك ديد. صدام حسين كه خود را از سويی با بخت النصر پادشاه خونخوار بابل و از سوی ديگر با سعدبن ابی وقاص فرمانده سپاه عرب فاتح ايران (با عنوان سردار قادسيه) مقايسه می كرد، با شعارهای فريبنده و ارسال پول و اسلحه، از طريق مزدوران خود به ويژه كنسولگری عراق در خرمشهر، تشكيلات ضدايرانی را با نام خلق عرب در خوزستان به راه انداخت كه داعيه دار تجزيه خوزستان از مام ميهن بود. هم زمان نيروهای كرد تجزيه طلب نيز با كمك و ياری مالی و تسليحاتی صدام اين فرصت را يافتند كه جهت تامين خواسته های خود، دولت نوپای جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهند. در ادامه اين تنش ها در مرزهای عراق با ايران صدام حسين در سپتامبر 1980 با پاره كردن قرارداد 1975 كه خود پای آن را امضا كرده بود، در برابرديدگان حيرت زده و دوربين های تلويزيونی، جنگی سخت و پرهزينه را به ملت ايران تحميل كرد كه طولانی ترين جنگ كلاسيك سده بيستم لقب گرفت.

در جنگ هشت ساله، دولت عراق با مساعدت كشورهای غربی و به ويژه اعراب از تمامی امكانات و روش های غيرقابل تصور برای نابودی ملت و كشور ايران استفاده كرد، كه به كارگيری سلاح های شيميايی يكی از آنها بود. دولت عراق برای نخستين بار در جهان عامل اعصاب Tabon و VX را عليه مردم بی گناه و نيروهای رزمنده ايرانی به كار گرفت و علاوه بر آن از ديگر گازهايی كه به كرات توسط عراق عليه ايرانيان استفاده شده است، می توان به گاز مهلك Sarin اشاره كرد. براساس سندی كه دولت ايران به كنفرانس خلع سلاح سازمان ملل ارائه داده است، عراق از ژانويه 1981 تا مارس ،1988 242 حمله شيميايی عليه ايران انجام داد كه طی اين حمله ها حدود 44 هزار ايرانی قربانی شدند. علاوه بر ايرانيان، كردهای بی گناه عراقی هم در تاريخ اول مارس 1988 (25 اسفند 1366) در حلبچه مورد هجوم نيروهای صدام قرار گرفتند و به وسيله سلاح های شيميايی بيش از 5000 مرد، زن، پير و جوان قربانی جاه طلبی های صدام شدند. اين فجايع در حالی صورت گرفت كه عراق كنوانسيون منع به كارگيری سلاح های شيميايی را در سال های 1935 و 1931 به امضا رسانده است. صدام حسين بعد از دستيابی به قدرت در تدارك توليد و به كارگيری سلاح های هسته ای نيز برآمد. حمله هفتم ژوئن ،1981 16 فروند هواپيمای اسرائيلی به مركز اتمی اوزيراك عراق (كه به نام الهه مرگ مصر باستان نامگذاری شده بود) اين پايگاه را به طور كامل منهدم كرد. عراق پس از نابودی راكتورها از پای ننشست و درصدد تقويت توليد سلاح های شيميايی و ساير سلاح های غيرمتعارف برآمد. از كشورهايی كه در راه تجهيز عراق به اين سلاح ها كمك های بسياری كردند، می توان به فرانسه، روسيه، (شوروی سابق)، چين و آلمان اشاره كرد كه از پشتيبان های اصلی عراق در جنگ هشت ساله بوده اند. اين كشورها در بحران اخير عراق بيشترين مقاومت ها را از ترس در معرض خطر قرار گرفتن منافع خود در اين كشور در جهت پيشگيری و توقف جنگ به كار بستند.

رابطه شوروی و عراق

شوروی پيشين هم پيمان اصلی عراق در طول بيش از سه دهه بخش عمده ساختار اقتصادی نظامی عراق را طرح ريزی كرد. شوروی حتی در سال 1972 با ساختن بندر ام القصر در جنوب عراق در پی دستيابی هر چند غيرمستقيم به آب های گرم خليج فارس برآمد. شوروی با تجهيز ارتش عراق با انواع هواپيماهای ميگ و تانك های نفربرهای زرهی و موشك های اسكاد نقش عمده ای در تقويت ارتش عراق بر عهده داشت. موشك های اسكاد ساخت شوروی با تغييراتی به پانصد و سی مايل رسيد و با نام «الياس»، بيش از 200 بار به شهرهای ايران شليك شد و مردم بی گناه ايران را به خاك و خون كشيد. علاقه بی حد صدام به خريدهای كلان تسليحاتی به گونه ای بود كه براساس برآورد انستيتو بين المللی صلح استكهلم، تنها در سال 1984 بيش از چهارده ميليارد دلار اسلحه از سوی عراق خريداری و مصرف شده است. براساس نظر آنتونی كوردس كارشناس برجسته نظامی، دولت عراق بين سال های 1982 و 1985 بيست و هفت ميليارد و سيصد ميليون دلار و در فاصله سال های 1986 تا 1989 پانزده ميليارد و پانصد ميليون دلار و در مجموع 42 ميليارد دلار اسلحه خريداری كرده است.

رابطه فرانسه با عراق

فرانسه از ديگر هم پيمانان اصلی عراق بود. اين كشور به تنهايی از سال 1981 تا 1988 دوازده ميليارد دلار انواع تسليحات از جمله هواپيماهای ميراژ و ساير تسليحات را در اختيار عراق گذاشته است. با توجه به اينكه اين رقم، فروش بخش خصوصی را در برنمی گيرد. فرانسه همچنين عهده دار ساخت و راه اندازی نيروگاه هسته ای پيش گفته اوزيراك عراق نيز بود. چنان كه در حمله هواپيماهای اسرائيلی به اين نيروگاه يكی از مهندسان فرانسوی كشته شد.

رابطه آمريكا با عراق

بعد از جنگ شش روزه اسرائيل و اعراب در سال 1967 بسياری از كشورهای عربی از جمله عراق صدور نفت به اروپا و آمريكا را تحريم كردند و عراقی ها چون آمريكا را مشوق و حامی اسرائيل می ديدند، رابطه سياسی خود را با آن كشور قطع كردند. از اوايل سال 1982 عراق با توجه به شكست های سنگينی كه در جبهه های نبرد با ايران متحمل شده بود، به دليل ناتوانی در برابر فرزندان غيور ايران زمين، به سمت آمريكا متمايل شد و در سال 1984 كمی پس از انتخاب مجدد ريگان به رياست جمهوری، آمريكا و عراق كه تا آن زمان تنها از نظر اقتصادی ارتباطی داشتند، روابط سياسی خود را پس از 17 سال از سر گرفتند. آمريكا كه وجود ايران قدرتمند را مخل امنيت خود در منطقه خليج فارس می ديد با كمك به عراق به ويژه از طريق اطلاعات هواپيماهای جاسوسی آواكس و اخلال در فعاليت ناوگان دريايی نهايت تلاش خود را برای كمك به عراق معطوف داشت تا از پيروزی قريب الوقوع ايران در جنگ جلوگيری نمايد. آمريكا در اين راه حتی در باز پس گيری شبه جزيره فاو از ايران به طور مستقيم به ارتش صدام ياری رساند. به هر روی اين جنگ نابرابر در آگوست 1988 در شرايطی به پايان رسيد، كه كشور عراق با وجود آنكه پيش از جنگ با ايران 30 ميليارد دلار پول نقد در اختيار داشت، در پايان جنگ هشت ساله، بيش از 70 ميليارد دلار به كشورهای هم پيمان خود بدهكار شد. صدام حسين كه در طول جنگ با ايران نتوانسته بود به هيچ يك از هدف های ارضی خود از جمله، تصرف خوزستان، حاكميت كامل بر اروندرود و اشغال جزاير سه گانه ايرانی دست يابد، با هدف های تقريبا مشابه كه اصلی ترين آن دستيابی به چاه های نفت كويت، بهره گيری بيشتر از سواحل خليج فارس و معاف كردن خود از بدهی های معوقه به كويت بوده است، در سپتامبر سال 1991 به كويت حمله كرد و آن كشور را در عرض چند ساعت به عنوان استان نوزدهم عراق به اشغال خود در آورد. البته در آن زمان اين اقدام عراق با واكنش تقريبا هماهنگ جهانی مواجه شد و در نهايت كويت از اشغال عراق خارج شد.

پس از شكست عراق از آمريكا و متحدانش، صدام علی رغم فشارها و قيام های مردم كرد و شيعه در شمال و جنوب، بر اريكه قدرت پا بر جا ماند. به هر روی رفتار خصمانه و تجاوزكارانه صدام در منطقه بستر مناسبی را برای آمريكا فراهم كرد كه ضمن متهم كردن عراق به تلاش برای توليد سلاح های كشتارجمعی و انواع سلاح های بيولوژيك و شيميايی، به دنبال فرصتی باشد تا ضربه نهايی را به رژيم حاكم بر عراق وارد نمايد. در نهايت پس از بيش از يك سال تبليغات رسانه ای آمريكا عليه عراق اين كشور در 19 مارس 2003 نبرد خود را در عراق با همكاری انگلستان آغاز كرد و ظرف كمتر از 21 روز توانست با تصرف كامل بغداد به مهم ترين هدف خود كه سرنگونی رژيم بعثی عراق و پايان ديكتاتوری صدام حسين بود دست يابد. آمريكا از حضور خود در منطقه كه البته برخلاف جنگ دوم خليج فارس با پشتيبانی سازمان ملل و ساير كشورهای قدرتمند روبه رو نشد، اهداف ويژه ای را مورد توجه قرار داده است كه مهم ترين آنها عبارتند از:

1ـ دستيابی به منابع نفتی عراق كه با توجه به نياز روزانه بيش از 19 ميليون بشكه نفت آمريكا برای آن كشور بسيار حياتی خواهد بود.

2ـ مجاورت با ايران و سوريه به عنوان مهم ترين مخالفان روند سازش بين اسرائيل و فلسطينيان.

3ـ انحراف افكار عمومی جهانی از مسئله فلسطين و حتی الامكان جايگزينی فلسطينيان در بخش هايی از عراق تا از فكر بازپس گيری زمين های اشغالی به در آيند.

4ـ جايگزينی و مركزيت در قلب خاورميانه و نيز نزديكی و تامين امنيت به دو حوزه نفتی دريای مازندران و خليج فارس.

رويكرد واكنش ايران به جنگ سوم خليج فارس

موضع گيری رسمی ايران همان گونه كه پيش تر گفته شد در موقعيت حساس منطقه از گسترش آتش جنگ از سوی هر دو طرف درگير كه سابقه خصومت ديرينه ای را با ايران داشته اند جلوگيری كرد. در اين ميان عملكرد برخی افراد و رسانه ها كه با جبهه گيری عليه يكی از طرف های درگير همراه بود، علاوه بر خدشه دار شدن نقش بی طرفانه ايران، پيامدهايی را به دنبال داشت. در طول جنگ اخير به كارگيری خبرنگار عراقی توسط يكی از رسانه ها سبب ارائه برخی رفتارها از سوی آنان شده كه نشان دهنده اين است كه اگرچه صدام حسين رفته است ولی تفكر او همچنان در نزد عراقيان پا بر جا مانده است. به كارگيری واژه محمره به جای شهر خون و شهادت خرمشهر و كاربرد كلمه جعلی خليج به جای خليج فارس در اين رسانه علاوه بر آنكه ناديده گرفتن رشادت های رزمندگان ايرانی و توهين به ملت تلقی می شود، هيچ گونه توجيهی نمی تواند داشته باشد. علاوه بر اين پوشش يك جانبه سخنرانی های سران رژيم عراق به ويژه سخنرانی شخص صدام حسين كه برای نخستين بار صورت می گرفت، تعجب همگان را برانگيخت و علاوه بر آن به كارگيری عبارت ها و كلمه های ويژه در تفسيرها و گزارش ها برای رژيم بعث نگرانی افكار عمومی را سبب شد. اين در حالی است كه دولت و ملت ايران به طور هماهنگ در هفتمين روز جنگ در تظاهرات سراسری هم آمريكا و انگليس و هم عراق را به دليل ايجاد زمينه برافروختن جنگ سوم در منطقه مورد انتقاد قرار دادند. صدام حسين در راه اهداف پان عربيستی كه جمال عبدالناصر بنيانگذار آن بود، طی جنگ هشت ساله با ايران با هدف نابودی ملت ايران و زيرساخت های فرهنگی كشور به جنايت هايی دست زد كه انسان های عادل جای جای جهان را به حيرت واداشته است.

حمله موشكی به شهرها و استفاده از سلاح های شيميايی، حمله موشكی عراق به شهرهای دزفول، انديمشك، كرمانشاه، اصفهان، خرمشهر، اهواز و... كشتار كودكان معصومی كه در خيابان گيشای تهران در جشن تولدی شركت كرده بودند، كشتار دختران دبيرستان شهر ميانه و... هيچ گاه از ياد ملت ايران نخواهد رفت. پرتاب راكت در 22 اسفند 1363 به مسجد جامع اصفهان، انهدام برج و باروی دوره صفوی در هويزه، حمله به تالار رودكی تهران، انهدام قلعه سلاسل شوشتر، نابودی ايوان كرخه از كاخ های دوره ساسانی در شوش، (كه الهام بخش معماری سبك گوتيك اروپا بود) نابودی چهار طاقی قصرشيرين و صدها جنايت فرهنگی در شهرهای ديگر هيچ هدفی جز خاموش كردن كينه صدام حسين نسبت به فرهنگ باشكوه ايرانيان نداشته است. اين فجايع فرهنگی سبب گرديد در طول جنگ هشت ساله بارها سازمان فرهنگی ملل متحد (يونسكو) به رژيم صدام حسين اعتراض نمايد ولی اين اعتراضات هيچ اثری در قطع اين فجايع نداشت. با بررسی تاريخ حزب بعث، در وحشيگری صدام حسين و عدم تعهد او به قراردادها و معاهدات بين المللی هيچ شبهه ای باقی نمانده است كما اينكه او عهدنامه ای را كه در سال 1975 خود پای آن را امضا كرد در سال 1980 پاره كرد و مجددا در آستانه جنگ كويت با ارسال نامه ای بر پايبندی خود به آن عهدنامه و تقسيم مساوی اروندرود تاكيد كرد.

صدام حسين حتی به عهد خود در قبال نزديكان خويش نيز پايبند نبود كما اينكه با وجود اعلام تضمين امنيت جانی شوهرهای دو دختر خود كه با خانواده در سال 1996 به اردن گريخته بودند، به محض بازگشت دستور تيربارانشان را صادر كرد. در حكومت صدام حسين به محض پايان جنگ با ايران در آگوست 1988 پانزده روز جشن و پايكوبی توسط مردم انجام شد و هر سال اين روز به عنوان روز پيروزی!! در عراق جشن گرفته می شود البته پيروزی ای كه منجر به رسيدن به هيچ يك از اهداف تجاوزكارانه عراقيان نشد. در حال حاضر تمامی كشورهای منطقه و خارج از منطقه نهايت تلاش خود را اعمال می نمايند تا از شرايط موجود در عراق بيشترين فايده را ببرند. البته كشورهايی كه با اين جنگ به طوری رسمی مخالفت كرده اند نمی توانند انتظار زيادی از اين شرايط برای خود داشته باشند. به طور مثال با شرايط فعلی عراق سرمايه گذاری و قرارداد 40 ميليارد دلاری روسيه و عراق خود به خود منتفی شده است. در اين راستا بهترين گزينه برای كشور ايران اين است كه به دور از هرگونه فعاليت و ابراز نظر احساسی به طور واقع بينانه با توجه به ذخاير نفتی 112/5 ميلياردی كشف شده عراق و ذخاير نفتی 100 ميليارد بشكه ای كشف نشده اين كشور كه آن را در زمره بزرگ ترين كشور دارای منابع نفتی در آورده است، از حق خود مبنی بر دريافت حداقل 1000 ميليارد دلار خسارت ها و غرامت های جنگی اعم از غرامت های مستقيم و غيرمستقيم انسانی، اقتصادی، زيست محيطی و فرهنگی از حكومت جايگزين عراق دفاع نمايد و آن دولت را ملزم نمايد تا با رعايت مفاد قرارداد 1975 الجزاير اين قرارداد را به عنوان مبنايی برای صلح پايدار ميان دو كشور در نظر گيرد لذا دستيابی به هدف تامين امنيت و حفظ منافع ملی و تماميت ارضی ايران در منطقه خليج فارس و خاورميانه سياست ظريفی را می طلبد، تا با توجه به حضور نظاميان آمريكايی در بسياری از كشورهای منطقه از جمله ازبكستان، افغانستان، پاكستان، عمان، عربستان، عراق و تركيه، به حقوق ملی و جايگاه سترگ تاريخی ايران در منطقه خدشه ای وارد نيايد.

پی نوشت:

1ـ صدام حسين و بحران خليج فارس ـ جوديت ميلر


غلامرضا رضايی نصير: سال هايی كه عبدالمجيد خوئی در تبعيد به سر می برد چند بار در مورد امكان بازگشت به عراق، زمانی كه ديگر تحت حاكميت صدام حسين نباشد، با مقامات آمريكايی گفت وگو كرده بود. در سال ،1991 در پايان جنگ اول خليج فارس پدرش كه رهبر روحانی اكثريت شيعيان عراقی در عراق بود وی را برای ملاقات با ژنرال نورمن شوارتسكف فرمانده نيروهای پيروز ائتلاف به رهبری آمريكا، گسيل داشت. در آن زمان آمريكايی ها مردم عراق را تشويق می كردند كه قيام كنند و با سرنگونی رژيم صدام حسين، كنترل دموكراتيك كشور را به دست گيرند. چهارده استان از هجده استان عراق چنين كردند. ماموريت خوئی اين بود كه از ژنرال شوارتسكف فرمانده نيروهای ائتلافی بپرسد چه حمايت هايی می توانند از نيروهای دموكرات بعد از اين بكنند. اما ملاقات لغو شد؛ نيروهای ائتلافی از عراق عقب نشينی كردند، صدام حسين كنترل كشور را بار ديگر به دست گرفت و هزاران نفر از مخالفان وی كشته شدند.

وقتی جنگ دوم خليج فارس آغاز شد، نام خوئی در فهرست كسانی قرار داشت كه آمريكا تصور می كرد، می توانند رهبری عراق جديد را در دست بگيرند. اين بار خوئی مطمئن بود كه نيروهای آمريكايی و انگليسی در عراق خواهند ماند. دوستان نزديكش به او توصيه كردند به عراق بازنگردد و خوئی سعی كرد نصيحت آنان را بپذيرد. وی در لندن، در تبعيد زندگی جديدی برای خود به وجود آورده بود و به اداره بنياد الخوئی، موسسه خيريه ای كه پدرش تاسيس كرده بود و در آفريقا و هندوستان مدرسه و بيمارستان می ساخت و همچنين به شيعيان جنوب عراق كمك می كرد، مشغول بود. وقتی تونی بلر، نخست وزير انگلستان پس از حوادث يازده سپتامبر، خواستار تشكيل اجلاسی از رهبران مذهبی شد، خوئی در اين اجلاس نماينده دين اسلام بود. او، همسرش و چهار فرزندش زندگی راحتی را در انگلستان داشتند. اما ميل بازگشت به وطن او را رها نمی كرد. روز سوم آوريل نيروهای انگليسی او را به داخل نجف، شهر مقدس شيعيان اسكورت كردند و در آنجا نيروهای آمريكايی برای او محافظ گماردند. طبيعی بود كسانی كه حوادث 12 سال پيش در خاطر داشتند، او را به عنوان متحد آمريكايی ها به سادگی نپذيرند. اما پارلمان 25 نفری او، متشكل از گرايش های مختلف در بين جمعيت 500 هزار نفری نجف، در حفظ نظم و ارائه كمك های مردمی موفقيت هايی كسب كرده بود. روز دهم آوريل، او و يكی ديگر از روحانيون وارد مسجدی در نجف شدند؛ جمعيتی كه بيرون مسجد جمع شده بودند به محافظان وی اجازه ورود به مسجد را ندادند. در داخل مسجد به اين دو روحانی حمله شد و هر دو با ضربات چاقو از پای در آمدند. برپيكر خوئی جای 30 ضربه چاقو وجود داشت.

در اين مورد كه حكومت مناسب برای يك كشور تازه اشغال شده يا «آزاد شده» چگونه بايد باشد اختلاف نظر زيادی وجود دارد. پس از جنگ جهانی دوم شارل دوگل كه پس از سقوط فرانسه به انگلستان گريخته بود منتخب مردم برای رياست دولت جديد اين كشور بود. در آلمان غربی، كشورهای پيروز انتخاب كنراد آدنائور را كه پس از به قدرت رسيدن هيتلر در آلمان باقی مانده اما هرگز نازی نشده بود تاييد كردند. وقتی ژاپن تسليم شد آمريكايی ها يك افسر آمريكايی به نام ژنرال داگلاس مك آرتور را به فرمانداری نظامی آنجا برگزيدند. در مورد عراق آمريكايی ها به تشكيل يك دولت منتخب مردم عراق گرايش دارند اما نظارت فائقه با يك آمريكايی به سبك مك آرتور خواهد بود. پل ولفوويتز، معاون وزير دفاع آمريكا در مورد خوئی گفت: قتل وی بدون شك شكستی برای آمريكا محسوب می شود. در ظاهر چنين به نظر می رسيد كه آقای خوئی كاملا با وظايفی كه نيروهای ائتلاف برای رهبر عراق در نظر گرفته بودند، جور در می آمد خوئی ميانه رو بود و بيش از يك دهه در يك كشور غربی زندگی كرده و گفت وگوهايش با بلر نشان داده بود كه طرفدار حكومت پارلمانی است. او از جنگ عليه طالبان و القاعده در افغانستان حمايت كرده بود. با توجه به اداره بودجه چند ميليون دلاری بنياد الخوئی، از تجربه اجرايی لازم برخوردار بود و در ميان شيعيان به دليل سيد (نواده پيامبر) بودن منزلت خاصی داشت. وی در كنفرانس تبعيديان عراقی در لندن گفته بود: «ما به دنبال عراق جديدی هستيم كه در آن هر كس سهمی داشته باشد.»

وی كه در دهه 40 عمرش به سر می برد، از قدرت فراوانی برخوردار بود. زبانی نافذ و رفتاری صميمانه داشت. آمريكايی ها مطمئن بودند وی توانايی آن را دارد كه هر گونه تصوری را در مورد اين كه استقلال 70 ساله عراق به سر آمده و گهواره تمدن بار ديگر به اشغال خارجيان درآمده است زائل كند. در سفری به ايران خوئی دريافت كه نفوذش هر چند بر روی كاغذ بسيار اثرگذار است اما به هر حال محدود است. در ايران با او از شعار «به آمريكا برگرد» استقبال كردند. منتقدانش از اين شكايت داشتند كه بنياد خوئی بيش از حد در غرب خرج كرده است. محمد باقر الحكيم، رهبر مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، گروهی از شيعيان عراقی مخالف صدام كه دفتر آنها در تهران قرار دارد، خوئی را به همكاری با غرب متهم ساخت. حتی در نجف هم بسياری از شيعيان چشم انتظار رهنمود از سوی ايران دارند. رهبر ايران كه در سال 1979 شاه را سرنگون ساخت و به مدت بيش از يك سال ديپلمات های آمريكايی در ايران به گروگان گرفته شدند، سال ها در نجف به سر برده و در حقيقت مبانی نظريات آزادی بخش خود را در مدت اقامت در اين شهر مقدس پی ريزی كرده بود. ايشان از صدام حسين و شاه به يك اندازه متنفر بود، اما به همان اندازه هم با «شيطان بزرگ» آمريكا سرستيز داشت. ديدگاهی كه هنوز هم بسياری از روحانيون ايران به آن اعتقاد دارند. با حذف خوئی چند نفر ديگر از شيعيان نجف به توانايی آمريكا برای حمايت از آزادی تازه دست يافته شان اعتماد دارند؟ همان طور كه ولفوويتز گفت، مرگ آقای خوئی برای آمريكا يك شكست محسوب می شود.

اكونوميست


محسن شكرچی زاده: دولت آمريكا بدون تصويب قطعنامه ای در شورای امنيت حملات همه جانبه ای را به كشور عراق وارد آورد. صرفنظر از ابعاد پيچيده سياسی موضوع، در اين مقال برآنيم تا از ديدگاه حقوقی به قاعده توسل به زور در عرصه بين المللی بپردازيم: مقدمتا بايستی گفت برای حل وفصل دعاوی در عرصه بين الملل دو راه حل پيش بينی شده است، نخستين و منطقی ترين راه حل، حل وفصل دعاوی به طرق مسالمت آميز است. براساس ماده 2 منشور ملل متحد اعضا مكلف شده اند كه دعاوی خود را از اين طريق حل وفصل نمايند و از توسل به ساير طرق خودداری ورزند. طرق مسالمت آميز حل وفصل دعاوی شامل طرق سياسی و طرق قضايی است كه در راه حل های سياسی دعاوی مذاكره مساعی جميله، ميانجيگری و سازش پيش بينی شده است. لازم به ذكر است مجمع عمومی سازمان ملل و شورای امنيت وظايفی را در زمينه حل مسالمت آميز دعاوی بر عهده دارند. متاسفانه راه دوم حل وفصل دعاوی در عرصه بين المللی، توسل به زور است. روزگاری جنگ قانونی بوده و دولت ها و سازمان های بين المللی نيز در جهت وضع قواعد بر جنگ تلاش می كرده اند تا اينكه طی پيمان بريان كلوگ جنگ غيرقانونی اعلام شد و اعضای اين پيمان توسل به جنگ را برای حل مناقشات بين المللی محكوم كردند و آن را به عنوان ابزار سياست ملی با يكديگر ملغی كردند. منشور سازمان ملل متحد نيز چنانچه مذكور افتاد همين رويه را اتخاذ كرده است.

از آن سال تاكنون اين اصل كرارا در قطعنامه های سازمان ملل مورد تاكيد قرار گرفته است. از جمله اعلاميه غيرقانونی بودن مداخله در امور داخلی دولت ها، اعلاميه اصول حقوق بين الملل درباره رابطه دوستانه، قطعنامه تعريف تجاوز، اعلاميه افزايش كارايی تحريم، استفاده از زور و. . . گر چه تحريم استفاده از زور و تهديد زور مورد قبول كشورها است، ولی در مورد قلمرو و دامنه اين اصل اختلاف نظر وجود دارد: بنابر يك نظر توسل به زور وقتی مجاز است كه با اهداف منشور سازمان ملل متحد مغايرت نداشته باشد، مانند اقدامات انسان دوستانه. ولی بنا بر نظر ديگر توسل به زور صرفنظر از انگيزه ممنوع است و ملاك های ذهنی مانند هدف های انسان دوستانه نمی تواند معيار درستی برای مجاز شمردن كاربرد زور باشد. حق دفاع (ماده 51 منشور) و اقدام عليه كشورهای دشمن در جنگ جهانی (ماده 107 منشور) تنها استثنائات وارد بر اصل تحريم استفاده از زور است. در رويه كشور ما هم راه حل دوم پذيرفته شده است و اكثر كشورهايی كه از زور استفاده كرده اند به اصل دفاع مشروع استناد كرده اند. (از جمله در بمباران راكتور اتمی عراق 1981) در اجرای هدف ها و اصول منشور ملل متحد، در فصل 7 به شورای امنيت اجازه داده شده است كه از نيروی نظامی عليه تجاوز، نقض صلح و تهديد به زور استفاده كند. در اين راستا شورای امنيت بايستی نخست وقوع تهديد يا تجاوز را بر صلح احراز نمايد، سپس برای مقابله با آن از تدابير غيرنظامی مانند تحريم های اقتصادی و سياسی استفاده كند و چنانچه اين تدابير موثر واقع نشد از ابزار نظامی استفاده كند.

اقدامات شورای امنيت بر عليه عراق پس از حمله به كويت در جريان جنگ خليج فارس در همين راستا بود كه به نيروهای متحد اجازه داد كه به مبارزه با نيروهای اشغالگر عراق بپردازد و حتی پس از عقب نشينی عراق قطعنامه های شورای امنيت مجوز اقدامات بعدی در عراق شد، مانند برقراری پناهگاه امن در كردستان شمال عراق و منطقه پرواز ممنوع در جنوب عراق و انهدام نيروی اتمی و سلاح های شيميايی و بيولوژيك اين كشور. قدرت الزام آور اين قطعنامه ها ناشی از مفاد ماده 25 منشور است كه به موجب آن اعضای ملل متحد موافقت می كنند كه تصميم های شورای امنيت را بر طبق اين منشور قبول و اجرا نمايند. بديهی است كه دولت هايی كه به عضويت سازمان ملل درمی آيند بايد تصميم های شورا را، خواه يا ناخواه بپذيرند. رويه شورای امنيت نيز مويد اين امر است كليه تصميم های شورا كه طبق اصل هفتم اتخاذ می شود، لازم الرعايه و الزام آور است. تصميمات شورای امنيت در خصوص اقدامات قهرآميز عليه كشورهای متجاوز كه قطعنامه های عملياتی ناميده می شود بنابر اصل، الزام آورند. به جز شورای امنيت، مجمع عمومی نيز می تواند با توجه به قطعنامه اتحاد برای صلح يا قطعنامه اكسون در مواردی كه در اثر حق وتوی اعضای دائم، فعاليت شورای امنيت بی نتيجه بماند، تصميمات لازم را در خصوص اقدامات دسته جمعی و حتی توسل به زور اتخاذ نمايد.

بنابر آنچه گذشت به نظر می رسد آمريكا برای اينكه حمله به عراق مورد قبول جامعه ملل قرار گيرد تلاش كرد شورای امنيت را با خود همراه و هم نوا نمايد. ولی قطعنامه موردنظر آمريكا هرگز به تصويب نرسيد و آمريكا بدون موافقت ساير اعضای شورای امنيت به عراق حمله كرد. در حال حاضر نيز با توجه به ساختار كنونی سازمان ملل اگر حمله آمريكا به عراق را تجاوز بدانيم، سازمان ملل نمی تواند قطعنامه ای عليه آمريكا صادر نمايد. چرا كه امتياز وتوی آمريكا كه يك امتياز قانونی است در سال 1945 توسط كليه كشورهای موسس و سپس اعضای جديد سازمان با تصويب منشور برای پنج عضو دائم پيش بينی شده و مورد قبول كليه كشورها قرار گرفته است. بنابراين اقدامات اخير آمريكا و رايزنی های متعدد او و ادعاهای فراوان مبنی بر وجود سلاح های كشتارجمعی و ميكروبی در عراق، حتما در جهت همسو كردن افكار عمومی ملت ها است. چرا كه تنها دادگاهی كه می تواند اقدامات آمريكا را ارزيابی كند افكار عمومی كشورها است.


دكتر حسين دهشيار: در قلمرو سياست، اعتبار تحليل ها، ريشه در گستردگی اطلاعات، درك محيط مورد مطالعه، انكار نكردن واقعيات و دوری گزيدن از يكسونگری های ارزشی دارد. آمريكا بسيار متمايز از ديگر دموكراسی های غربی است. اين تمايز به جهت چگونگی شكل گيری اين كشور در اوايل قرن هفدهم است. به جهت اين كه فرايند پا گرفتن آمريكا ماهيت استثنايی دارد و شاهد اين هستيم كه مجموعه ای از گروه های قومی، زبانی، نژادی و مذهبی مختلف اين كشور را تشكيل داده اند. بدين روی حضور منافع متضاد و متعدد طبيعی جلوه می كند. جهت واقعيات حاكم بر ماهيت دموكراسی آمريكايی بسيار متفاوت از ديگر ممالك غربی است. در بطن تنوع منافع و گستردگی و تعدد آن، دموكراسی مبتنی بر اكثريت ثابت خطرناك و ثبات زدا خواهد بود. از اين رو دموكراسی مديسونی در آمريكا شكل گرفت. مديسون چهارمين رئيس جمهور آمريكا بر اين اعتقاد بود كه افراد در بستر گروه ها فعاليت می كنند و به جهت تضاد در چشم اندازها، طبيعی است كه منافع متفاوت و متمايزی داشته باشند. با توجه به جايگاه گونه گون افراد در جامعه و شرايط اقتصادی، جغرافيايی، فرهنگی و سياسی آنان تضاد منافع مشروع است. از نظر مديسون «علت های نفاق را نمی شود از بين برد.» ولی هرچند ايجاد توازن در ميان انواع چند دستگی مشكل است، آمريكا سرزمينی است كه از در كنار هم قرار گرفتن اقليت های متعدد و بی شمار به وجود آمده است كه موجب می شود برای تداوم عملكرد دموكراتيك جامعه، دفاع از حقوق اقليت ها هدفی ارزشمند تلقی گردد. دموكراسی آمريكايی چنان شكل گرفته است كه اختيارات، قدرت و حقوق گروه ها در جامعه چنان متعادل گردد تا هر يك از گروه ها از ستم گروه های ديگر مصون بماند. با توجه به اين ويژگی ها است كه در آمريكا از ابتدا حكومت اكثريت ثابت وجود نداشته است بلكه قاعده «اكثريت های موج زن» وجود داشته است. دموكراسی اروپايی متاثر از نظرات روسو در خصوص حكومت اكثريت عددی است در حالی كه در آمريكا دموكراسی براساس گردهمايی اقليت های متعدد است. بدين روی كه هر گروهی در مقطعی در اجتماع جزو اكثريت بوده است، اكثريت نسبی و غير ثابت است، با توجه به اين موضوع است كه ماهيت اكثريت شكل می گيرد.

به جهت اين كه موضوع مورد بحث با توجه به زمان و مكان متفاوت است، تنها گروه هايی در فرايند تصميم گيری شركت می كنند كه در خصوص موضوع مورد بحث دارای منافع هستند. با توجه به اين مسئله است كه ماهيت اكثريت مداوما تغيير می كند و هيچ گاه اكثريت هميشگی به وجود نمی آيد. همچنين يك اقليت مسلط وجود ندارد بلكه عملكرد بيشتر به گونه ای است كه بين گروه ها توازن ايجاد می گردد. بين فرد و حكومت، گروه های ميانجی متعدد و متمايز وجود دارند كه اولا از شكل گيری ديكتاتوری اكثريت جلوگيری می كند و ثانيا هيچ گاه يك اقليت مشخص و معين نقش تعيين كننده به وجود نمی آيد. گروه ها در بهره گيری از منابع متفاوت و نابرابر هستند اما هر گروهی در يك مورد خاص دارای مزيت است و بدين جهت بين گروه ها رقابت شديد وجود دارد و گروه ها برای تامين منافع خود با گروه های ديگر با توجه به نوع موضوع ائتلاف می كند. اين ائتلاف ها تا زمانی دوام می آورد كه هدف كسب نشده است. به دنبال رسيدن به هدف ائتلاف گروه ها از بين می رود. پس اكثريت ها با توجه به موضوع شكل می گيرد و به دنبال دستيابی به هدف اكثريت از بين می رود و گروه ها ائتلاف را ترك می كنند. بنابراين هيچ گاه اين فرصت ايجاد نمی شود كه يك گروه خاص تعيين كننده باشد، تمامی گروه ها در جهت تامين منافع خود با يكديگر رقابت می كنند و از طريق تشكيل ائتلاف ها است كه دسترسی به منافع امكان پذير می گردد.

حدود پنج ميليون يهودی در آمريكا زندگی می كنند كه برای تعداد وسيعی از آنان بقای دولت اسرائيل يك الزام است. اكثر يهوديان در دو ايالت نيويورك و كاليفرنيا و بخشی از آنان هم در ايالت فلوريدا زندگی می كنند. به جهت چند ويژگی خاص يهوديان در نيويورك و كاليفرنيا از قدرت سياسی بالايی برخوردار هستند. يهوديان بسيار سازمان يافته هستند. به جهت اين مشخصات است كه يهوديان در نيويورك و كاليفرنيا از قدرت سياسی فراوانی برخوردار هستند. در عين حال نقش موثری در شكل دادن به افكار عمومی در آمريكا دارند چرا كه در مطبوعات حضور وسيع دارند. اما بايد آگاه بود كه يهوديان تنها يكی از گروه ها در بين گروه های متعدد هستند كه در سياست آمريكا فعالند. مسلمانان بيش از شش ميليون هستند وليكن سازمان دهی ندارند و فاقد توان فرهنگ سازی هستند. اما از نقطه نظر مالی دست كمی از يهوديان ندارند. دولت عربستان پيش از يك تريليون دلار در آمريكا سرمايه دارد. در سنای آمريكا كه مسئول تصويب قوانين و لوايح در جهت حمايت مالی و نظامی از اسرائيل در كنار مجلس نمايندگان است، غالب اوقات بيش از 90 سناتور رای مثبت می دهند. تنها 4 سناتور از ايالات كاليفرنيا و نيويورك هستند و اين بدان معنا است كه سناتوری كه رای دهندگان ايالت آنان يهودی نيستند و بسياری از آنان هم گرايش های مساعد نسبت به يهوديان ندارند و در جهت منافع اسرائيل رای می دهند. اين سناتورها در راستای خواسته های دولت اسرائيل رای می دهند چرا كه منافع آمريكا را همسو با منافع اسرائيل می يابند. آنچه آنان را وادار به رای در جهت دفاع از اسرائيل می كند اين است كه منافع آمريكا تامين می گردد. سياست آمريكا در خاورميانه قبل از 1948 و بعد از 1948 در يك جهت معين بوده است اين بدان معنا است كه اهداف آمريكا در خاورميانه با توجه به منافع ملی آمريكا شكل می گيرد و اگر منافع دولت اسرائيل در راستای اين منافع باشد از حمايت دولت آمريكا برخوردار می شود در غير اين صورت منافع آمريكا ارجحيت می يابد. يهوديان تنها يكی از گروه های فعال در سياست خارجی آمريكا هستند و اين نبايد ناديده گرفته شود.


پاتريك سيل: به نظر می رسد هيچ گريزی از اين نباشد كه آمريكا به زودی خود را بر سر قدرت در عراق با شيعيان درگير ببيند. زيرا از يك طرف شيعيان كه 60 درصد از ساكنان عراق را تشكيل می دهند تنها قدرتی هستند كه می توانند با حضور نظامی آمريكا در اين كشور به چالش برخيزند و از طرف ديگر در مقابل، ارتش آمريكا تنها قدرتی است كه می تواند شيعيان را از كسب قدرت منع كند. ميليون ها انسانی كه هفته پيش در يك انفجار بی سابقه، بر سينه و سرزنان راهی كربلا شدند تا احساسات خود را بيان كنند می توانست هر كس را كه چنين صحنه دراماتيك و پرشوری را مستقيم يا از صفحه تلويزيون می بيند دچار شگفتی و هراس كند. شيعيان در واقع علاقه و عشق خود را نسبت به حسين بن علی امام سوم شان كه در سال 680 ميلادی در كربلا به شهادت رسيد ابراز می داشتند زيرا سال ها بود كه از چنين كاری منع شده بودند، اما در همان حال كه از ستم صدام حسين خلاصی يافته بودند عطش خود را نسبت به انتقام و تصميم خود را برای در دست گرفتن سرنوشت شان اعلام می كردند. در اطلاعيه های پخش شده در حوزه علميه ـ كه نجف مهم ترين نهاد دينی آن به حساب می آيد ـ آمده بود: «ما حكومتی می خواهيم كه نماينده تمام مردم عراق باشد، حكومتی آزاد و مستقل» اما تظاهرات بزرگ كربلا گرچه يك حادثه سياسی صريح نبود يا حداقل اينكه تا اين زمان چنين نشده بود اما در بطن خود نمايشی بود از ابراز يك هويت دينی. اينك پرسشی كه امروزه در مورد عراق مطرح می شود اين است كه چه زمان اين بيان شورانگيز عريان به يك حركت سياسی به منظور پايان دادن به حضور آمريكا در عراق تبديل خواهد شد. اگر چنين اتفاقی بيفتد آمريكا خود را در موضع بحرانی سخت خواهد يافت زيرا عملا غول از شيشه بيرون پريده است.

در واقع آمريكا با بن بست بزرگی در عراق مواجه است. اگر مبارزات شيعی مردم را رها كند تا بدون هيچ قيدوشرطی اوج بگيرد، در نهايت مجبور خواهد شد كليدهای قدرت را به يك دولت شيعی مدل ايران واگذار نمايد و اگر سركوب شيعيان را از طريق يك حكومت نظامی در پيش گيرد خود را با يك انقلاب مردمی صريح رودررو خواهد ديد كه پيامدهای آن غيرقابل پيش بينی است. نافرمانی شيعيان می تواند برای ايالات متحده آمريكا بسيار مشكل زا باشد. زيرا افراط گرايان شيعی با شعارهای اسلامی و ملی خود افكار عمومی مردم عراق را تحريك خواهند كرد و آن وقت مقابله با توده های به هيجان آمده دشوار خواهد بود. به بيان ديگر آن گاه هرگونه تلاش برای ايستادن در برابر چنين جريانی منجر به ريخته شدن خون های بسيار از هر دو طرف خواهد شد و در نهايت نيروهای آمريكايی را مجبور به ترك عراق خواهد كرد. اشتباه است اگر كسی تصور كند ميليون ها شيعه در جنوب عراق و در نواحی اطراف بغداد صرفا گروه هايی هرج ومرج طلب يا بدون تشكل و رهبری هستند. نفوذ قبيله ای در جنوب، از قدرت و سيطره مهمی برخوردار است، اما در شهرهای اصلی شيعيان چون كربلا و كاظمين و نجف و بصره كميته های مردمی و ميليشياها و شبكه های محلی گوناگونی است كه هر روز خود را بيشتر نشان می دهند. بی ترديد حضور گسترده شيعيان در كربلا در هفته گذشته قدرت روحانيون در بسيج افكار عمومی شيعيان را نشان داد. وقتی انگليسی ها پس از جنگ جهانی اول عراق را اشغال كردند با همين تنگنا مواجه شدند. در ابتدا شيعيان جنوب به تصور اينكه انگليسی ها آمده اند تا آنها را از ستم ترك های سنی نجات دهند، استقبال كردند اما وقتی آشكار شد كه آنها آمده اند تا در عراق بمانند شروع به مقاومت عليه بريتانيا كردند. با ورود به سال 1920 جنبش های انقلابی در جنوب شكل گرفت و انگليسی ها جز با سختی بسيار نتوانستند آنها را سركوب كنند. اما امروزه آشكارا نشان داده می شود كه شيعيان عراق خواستار كسب قدرت سياسی هستند: حتی اگر قدرت به صورت كامل هم در اختيار آنها قرار نگيرد آنها می خواهند دولتی تاسيس شود كه شيعيان در آن نقش اول و كردها و اهل تسنن نقش دوم را داشته باشند. اگر آمريكا اين بلندپروازی ها را نپذيرد و با رهبران اين گروه ها وارد گفت وگو شود شيعيان خواستار يك دموكراسی واقعی براساس هر كس يك رای خواهند شد. مسئله ای كه به دليل وزن جمعيتی و بوم شناسی عراق قدرت را در انحصار آنها در خواهد آورد. اكنون چه يك شورش مردمی اتفاق بيفتد يا يك پيشروی آرام به سوی دموكراسی، در هر دو حالت اكثريت شيعيان خود را برنده خواهند يافت.

آيا ايران خواستار يك شورش شيعی است

ترديدی وجود ندارد كه ايران، حوادث عراق را با دقت بسيار پيگيری می كند. لزومی به اغراق نيست كه بگوييم منافع ايران و توجه اين كشور به سرنوشت شيعيان كه روابط تاريخی شان به قرن ها پيش برمی گردد و شيعيان مقيم ايران پيوسته به عتبات عاليات در عراق توجه داشته اند، در چه حد و اندازه ای است و به احتمال زياد نفوذ ايران بر شيعيان عراق به طوری غيرمستقيم كار خود را خواهد كرد. ايران تمايلی ندارد كه نيروهای شيعی افراطی را در عراق تحريك كند زيرا اين اقدام، واكنش آمريكا عليه تهران را در پی خواهد داشت. به خصوص كه ايران به خاطر حمايت از حزب الله لبنان در معرض هدف قرار دارد بنابراين تشديد بحران در روابط با واشنگتن به نفع اين كشور نيست. اما در عين حال ايران ترجيح می دهد حكومتی دموكراتيك در عراق تاسيس شود كه زير سيطره شيعيان باشد. كمال خرازی وزير امور خارجه ايران نيز در 11 آوريل به روزنامه «لوموند» فرانسه گفت: «طبعا ما آرزو می كنيم حكومتی دموكراتيك در عراق تشكيل شود اما مشكل در مشروعيت تغيير يك حكومت از خارج است. » وی افزود: «به اعتقاد من آمريكا خطای استراتژيكی را مرتكب خواهد شد اگر حكومتی آمريكايی را در عراق بر سر كار آورد، حتی اگر اين كار برای يك دوره موقت باشد. زيرا عراقی ها آن را تحقير خود تلقی خواهند كرد، چون خودشان می توانند حكومت شان را انتخاب كنند. »

الحيات

* نويسنده انگليسی متخصص در امور خاورميانه.


شبكه های جديد ماهواره

شمار شبكه های راديويی و تلويزيونی فارسی زبان كه از طريق ماهواره برای ايران برنامه پخش می كنند، افزايش يافته است. در اين تغيير و تحولات برنامه های ماهواره ای شبكه های جديدی از جمله كانال دو، شما (جايگزين جام جم) و دو شبكه ديگر تلويزيونی ايجاد شد كه پخش آزمايشی برنامه های خود را آغاز كرده اند. به اين ترتيب تعداد كانال های تلويزيونی ماهواره ای به 10 شبكه رسيده است. تعداد راديوهای 24 ساعته كه از طريق ماهواره نيز دريافت می شود، چهار شبكه است. با اين وجود پخش پارازيت در بخش هايی از شهر تهران سبب شده است كه دريافت اين برنامه ها در برخی از ساعات با اختلال مواجه شود. با ارسال پارازيت شبكه های تلويزيونی و راديويی فارسی زبان و در عين حال شبكه های خبری بی بی سی، سی ان ان، يورو نيوز و الجزيره دريافت نخواهد شد اما اين امواج اخلالی در ساير شبكه های خبری همچون نيل نيوز، فاكس نيوز و چند شبكه نيمه خبری اروپا و ساير شبكه های پخش كننده برنامه های سرگرم كننده و علمی ايجاد نخواهد كرد. كشورهای عرب زبان منطقه نيز از افزايش برنامه های ماهواره ای استقبال كرده اند و تعداد شبكه های راديويی و تلويزيونی عرب زبان قابل دريافت از طريق ماهواره رو به افزايش است.

سالگرد ۱۸ تير

در حالی كه زمان زيادی تا سالگرد حادثه 18 تير (حمله به كوی دانشگاه) باقی مانده است و هنوز برنامه ای از سوی تشكل های داخلی برای بزرگداشت اين روز اعلام نشده، شنيده ها حاكی است كه اپوزيسيون خارج از كشور قصد دارد امسال نيز مانند سال های گذشته تحركات تبليغاتی داشته باشد. طی چند سال گذشته در سالگرد حادثه 18 تير برنامه هايی از سوی تشكل های دانشجويی و برخی احزاب برگزار شد و در عين حال ناآرامی هايی در برخی شهرها رخ داده است.

انزوای زبانی ايران

شبكه ماهواره ای «نيل نيوز» مصر، كه اواخر سال گذشته راه اندازی شده است، در يك ويژه برنامه به بررسی نقش ايران در هماهنگی با مواضع اعراب مسلمان در جهان پرداخت. اين تلويزيون با اذعان به جايگاه بسيار مهم و حساس جمهوری اسلامی ايران در جهان و منطقه، زبان را مهم ترين عامل انزوای ايران در جهان اسلام ذكر كرد. «نيل نيوز» با اشاره به اينكه متكلمان به زبان فارسی به نسبت ديگر زبان های رايج در جهان اسلام، درصد كمی را تشكيل می دهند، تفاوت زبانی را مهم ترين عامل افتراق و انزوای ايران و باعث ضعف تفهيم و تفاهم ميان ايران و مسلمانان جهان خواند و افزود: می توان يكی از علل اصلی مشكلات موجود بين ايران و آمريكا را انزوای زبانی ايران در جهان اسلام دانست. احمد المنيسی تحليلگر سياسی مصری و عضو موسسه مطالعات الاهرام در گفت وگو با اين شبكه خبری با اعلام اين نكته كه موسسه الاهرام از سه سال پيش به منظور آشنايی عرب زبانان جهان اسلام با مسائل داخلی ايران اقدام به انتشار يك نشريه ويژه كرده است، گفت: مواضع ايران از اهميت ويژه ای در منطقه برخوردار است و جهان عرب كم و بيش در جريان مسائل چند سال گذشته اين كشور از جمله رشد اصلاح طلبی و تحولات اجتماعی قرار دارند. احمد اليسوی تحليلگر سياسی مصری نيز در سخنانی، اتخاذ موضع بی طرفی را از سوی ايران در جريان حمله آمريكا به عراق، مسئله ای بسيار دشوار دانست و گفت: ايران برای اتخاذ چنين موضعی تلاش زيادی كرد اما مهم ترين دليل اين رويكرد را می توان در جنگ افغانستان جست وجو كرد. وی در توضيح اين مطلب افزود: ايران پس از پايان جنگ افغانستان و مشاهده تاثيرگذاری و نقش اساسی آمريكا در اداره افغانستان به اين نتيجه رسيد كه در جنگ عراق، موضع بی طرفی فعال بگيرد كه می تواند از آن موضعی را كه تقريبا تاييدكننده سياست آمريكا در حمله به عراق بود، برداشت كرد. روزنامه سعودی «الزمان» چاپ لندن چند روز پيش از مذاكرات فشرده سه جانبه ايران، مصر و عربستان سعودی و از سرگيری روابط تهران ـ قاهره خبر داده بود.

راه خاص دموكراسی

ايران تلاش می كند راه خاص خود را برای رسيدن به دموكراسی بپيمايد. به گزارش خبرگزاری كار ايران از مونيخ روزنامه فايننشال تايمز آلمان در تحليلی به بررسی وضعيت داخلی ايران پس از تحولات عراق پرداخته است. به نوشته اين روزنامه در حالی كه آمريكايی ها از هر سو ايران را در محاصره در آورده اند، مقامات ايرانی نگران آينده تحولات منطقه هستند. به نوشته فايننشال تايمز با سقوط رژيم صدام حسين ايالات متحده در تمام كشورهای همسايه ايران به طور مستقيم يا غيرمستقيم قادر به اعمال نفوذ خواهد بود. در كشورهايی چون افغانستان، عراق، كويت، تركيه و حتی ازبكستان كه از همسايه های ايران هستند، آمريكا می تواند در عرصه های سياسی يا حتی نظامی اعمال نفوذ كند. البته خود آمريكايی ها هم به اين مسئله اذعان دارند. در اين ميان ايران تلاش می كند راه خاص خود را برای رسيدن به دموكراسی بپيمايد. از اين رو ريچارد آرميتاژ معاون وزير امور خارجه آمريكا در اين باره چنين می گويد: «ميان عراق و كره شمالی از يك سو و ايران از سوی ديگر تفاوت بسيار بزرگی وجود دارد.» به اعتقاد وی در حالی كه دو كشور عراق و كره شمالی تحت سيطره قرار داشته اند، در ايران محمد خاتمی رئيس جمهور با آرای مردم و در انتخاباتی آزاد انتخاب شده است.

ابراز تمايل غيررسمی

گفته می شود در حاشيه اجلاس رياض، وزير خارجه مصر در گفت وگويی خصوصی با وزير خارجه ايران، در مورد برقراری رابطه ميان مصر و ايران ابراز تمايل كرده است. بنا بر خبری كه سايت «بازتاب» منتشر كرده، «احمد ماهر» به خرازی گفته است: «در شرايط فعلی منطقه و با توجه به حساسيت های ايجاد شده، صلاح نيست ايران و مصر - كه دو كشور پرجمعيت و وسيع اسلامی هستند - با هم رابطه ای نداشته باشند. وزير خارجه مصر پيشنهاد داده است، ايران و مصر با انتشار يك بيانيه مشترك، آغاز برقراری رابطه خود را اعلام كنند.»

ميهمانی بدون شيراك

ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه به خاطر آن كه در جنگ عراق هيچ كمكی به آمريكا نكرد امسال ميهمان مزرعه بوش در تگزاس نخواهد بود. اگرچه بوش اين موضوع را به طور واضح بيان كرد اما گفته است فكر نمی كنم در اين روزها شيراك به مزرعه بيايد. جالب اين كه چندی پيش هوارد رئيس جمهور استراليا و يكی از حاميان آمريكا در جنگ در اين مزرعه مورد استقبال رئيس جمهور آمريكا قرار گرفت. البته بوش تنها به پذيرايی از هوارد در مزرعه اش راضی نشده و او را با هواپيمای درجه يك ويژه رياست جمهوری آمريكا به تگزاس برد. بوش درحالی كه با هوارد از پله های هواپيما بالا می رفتند مدام همتای استراليايی خود را دوست عزيزم خطاب می كرد. به اعتقاد برخی تحليلگران بوش اين كار را تنها برای نشان دادن خشم اش به شيراك انجام داده است. بوش و هووارد در اين سفر در مورد كره شمالی و بازرسان عراق گفت وگو و مذاكره كرده اند. آری فلچر سخنگوی كاخ سفيد نيز با اشاره به اين كه آمريكا و استراليا دوست خيلی نزديكی هستند گفت: «بوش از استراليا به خاطر همراهی اش در جنگ سپاسگذار است» استراليا 2000 سرباز برای كمك به سربازان آمريكايی در جنگ عراق فرستاده بود و بدين ترتيب هوارد در ليست خوب های بوش قرار گرفت. در ميان كسانی كه مهمان مزرعه رئيس جمهور آمريكا خواهند بود اسامی تونی بلر نخست وزير انگليس، وينسنت فوكس رئيس جمهور مكزيك، پرنس عبدالله وليعهد عربستان سعودی، ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه و جيانگ زمين رئيس جمهور چين به چشم می خورد.

پرچم سفيد هم نجاتش نداد

سربازان اسرائيلی يك خبرنگار مستندساز انگليسی را در شهر رافه فلسطين كشتند. جيمز ميلر خبرنگار انگليسی با وجود آنكه پرچم سفيدی در دست داشته، مورد اصابت تانك اسرائيلی قرار گرفت و قبل از آن كه هلی كوپتر نجات برسد جان داد. ميلر كه جزو خبرنگاران آزاد بود برای ساختن فيلمی درباره ويران كردن خانه فلسطينی ها در شهر رافه نزديك مرز مصر مستقر شده بود. عبدالرحمن عبدالله خبرنگار فلسطينی و يكی از ناظران واقعه گفت: «نزديك منطقه شديم و فيلمبرداری كرديم اما از آن جا دور نشديم چرا كه در 100 متری ما تانك اسرائيلی حضور داشت. ما به آنها علامت صلح نشان داديم اما آنها بی مقدمه آتش كردند. »

بلر در محضر خدا!

«من در محضر خداوند حاضر خواهم شد و حساب تك تك انسان هايی كه به خاطر تصميم من در جنگ عراق كشته شده اند پس خواهم داد. » اينها جملاتی از يادداشت های تونی بلر نخست وزير انگليس در زمان جنگ است كه توسط روزنامه تايمز چاپ شده است. به نوشته اين روزنامه بلر از روز دوم آوريل زمانی كه 7 زن و كودك عراقی در نقطه ای كه تحت كنترل انگليس بوده است كشته شدند شروع به نوشتن يادداشت هايی كرده و احساسات و ندای وجدان خودرا بر كاغذ آورده است. وی در اين يادداشت نوشته است كه خود را در مقابل انسان هايی كه به همان خداوندی اعتقاد دارند كه او ايمان دارد، گناهكار می بيند. بلر اعتراف كرده كه در روز سخنرانی اش در سازمان ملل برای جملات و نحوه ختم سخنرانی از مشاورانش كمك خواسته است. گويی نخست وزير انگليس می خواسته سخنانش را مانند جورج بوش رئيس جمهور آمريكا با جمله «خداوند شما را حفظ كند» به پايان برساند. اما با هشدار مشاورانش از به ميان آوردن نام خداوند صرفنظر كرده است. او اظهار داشته كه قبل از آغاز جنگ و در تمام روزهای نبرد زمانی كه خود را با سرزنش وجدانش مواجه می ديد به خانواده اش و موسيقی پناه می برده است.

لاييسم در فرانسه قوی تر از گذشته

ژان پير رافارين نخست وزير فرانسه در راستای قدرتمندتر كردن سيستم لائيك در فرانسه به تصويب قانون منع حجاب چراغ سبز نشان داد. رافارين كه در سخنرانی اش در جلسه مجمع اسلامی فرانسه از درگيری ها و مباحثاتی كه درباره ممنوعيت حجاب در مدارس اين كشور به وجود آمده انتقاد كرد و گفت: «اين مسئله را در چارچوب قوانين آموزش و پرورش حل می كنيم و تدابير لازم را اتخاذ خواهيم كرد. » وی با بيان اينكه قصد ندارند كسی يا گروهی را در جامعه تحت فشار قرار دهند اظهار داشت كه تنها هدفشان بازگرداندن قدرت قبلی به نظام لائيك در فرانسه است اما نه نظامی غيرمنطقی ! پس از آنكه نيكولاس ساركوزی وزير كشور فرانسه از قانون منع استفاده از عكس محجبه در اوراق شناسايی حمايت كرد و لوك فری وزير آموزش و پرورش اين كشور خواهان تصويب قانونی در جهت ممنوعيت فعاليت ها و آموزش های دينی شد، بحث بر سر موضوع حجاب در فرانسه شدت گرفت.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو