|

ميرمهرداد ميرسنجری: جنگ سوم خليج فارس كه علی رغم بسياری از پيش فرض ها به سرعت به پايان رسيد، تحت پوشش وسيع رسانه های همگانی جهان به نقطه عطف توجه جهانيان تبديل شده است. در فاصله آغاز و پايان اين جنگ نگاه تيزبين جهانيان به دقت عمل و گفتار كشورهای منطقه و ديگر كشورها را كه به نحوی از منافعی در منطقه برخوردار بوده اند زير نظر داشته است. در اين ميان موضع گيری رسمی دولت جمهوری اسلامی ايران مبنی بر بی طرفی، بهترين گزينه ای بود كه در اين مقطع حساسی تاريخی سبب گرديد دامن ايران از هرگونه تعرض و تهديدی در امان بماند. اين در حالی است كه رفتارها و موضع گيری های شتابزده و يكسويه برخی رسانه های داخلی به گونه ای احساسی، اين بی طرفی را خدشه دار كرد. اين عملكرد افكار عمومی جهان را به نوعی دچار ترديد در استنباط موضع قطعی ايران كرد. مروری بر عملكرد صدام حسين و رژيم بعثی عراق در طول سال های حاكميت می تواند در تعيين و برنامه ريزی خط مشی ها و استراتژی های ملی و منطقه ای ايران موثر باشد كه اين امر در راستای هدف تامين حداكثر منافع ملی به صورت كوتاه مدت، ميان مدت و بلندمدت از اهميتی ويژه برخوردار است. رژيم بعثی از آغاز تسلط خود بر عراق در سال 1968 ميلادی با اتخاذ سياست مشت آهنين كه الهام گرفته از سياست های شوروی پيشين بود، ضمن ايجاد رعب و وحشت و اختناق داخلی، مشكلات متعددی را برای تمام كشورهای منطقه به ويژه ايران ايجاد كرد. جنگ تحميلی هشت ساله عليه ايران از بارزترين نمونه های تجاوزگری اين رژيم محسوب می شود كه در نتيجه طی سال های بعد اين افزون طلبی حتی گريبان مشوقان و حاميان عراق در جنگ عليه ايران را نيز گرفت و سبب شد، دو جنگ ديگر نيز امنيت و ثبات منطقه را مورد تهديد جدی قرار دهد.
صدام حسين از آغاز تا اقتدار
صدام حسين در روز بيست و هشتم آوريل 1937 در روستای دورافتاده ای از توابع تكريت به نام «ال عوجه» به دنيا آمد. پدر صدام به گفته ای پيش از تولد و به روايتی ديگر چند ماه پس از تولد صدام، خانواده را ترك كرد و مادر او با فردی به نام ابراهيم ازدواج كرد. دوران كودكی صدام كه با سختی و مشكلات ناشی از بداخلاقی ناپدری توام بود سبب شد، او بيشتر دوران كودكی را به بهانه تحصيل نزد دايی خويش به نام خيرالله در بغداد بگذراند. او در خاطرات خود گفته است: ناپدری، او را مجبور به چراندن گوسفندان در بيابان و نيز دزديدن مرغ ها و تخم مرغ های همسايگان می كرد تا بتواند آنها را در بازار بفروشد.1 محروميت ها و مشكلات دوران كودكی زمينه شيفتگی بی حد صدام به قدرت را فراهم كرد. خانواده صدام به ويژه مادر و دايی او خيرالله به سنگ دلی و قساوت در ميان مردم روستا مشهور بودند. علاوه بر آن دايی صدام كه به دلايل ناشناخته ای كينه و تنفر شديدی نسبت به ايرانی ها و انگليسی ها بر دل داشت، همواره به مردم اين دو كشور توهين می كرد كه اين مسئله نيز در شكل گيری شخصيت كينه جويانه صدام و احساس انزجار شديد او به ويژه نسبت به ايرانيان بسيار موثر بود.در سال 1952 جمال عبدالناصر با ديدگاه پان عربيستی بر ضد ملك فاروق پادشاه مصر قيام كرد. بسياری از اعراب كه آرزوهای خود را در شعارها و عملكرد ناصر می ديدند شيفته او شدند و صدام حسين نيز كه دوران نوجوانی را سپری می كرد، به طرفداری از افسران مصری، فعاليت سياسی خود را آغاز كرد. به پيروی از قيام مصر، در عراق هم تعدادی از افسران جوان تصميم گرفتند رژيم سلطنتی حاكم بر عراق را سرنگون كنند كه كودتای آنان در سال 1956 به شكست انجاميد.
نام نويسی صدام در حزب بعث كه يك سال پس از كودتا انجام شد، سرآغاز ترقيات آينده اش بود. در سال 1958 تعدادی از افسران جوان و ملی گرای ارتش عراق به فرماندهی ژنرال عبدالكريم قاسم با كمك اعضای حزب بعث، با كودتايی ديگر موفق شدند فيصل دوم پادشاه عراق را از سلطنت خلع كنند و بدين وسيله پايان رژيم سلطنتی و برقراری نظام جمهوری را در عراق اعلام كردند. بعداز مدتی به دنبال بروز اختلاف بين سران نظامی حاكم و حزب بعث، اين حزب درصدد حذف عبدالكريم قاسم از قدرت برآمد كه با اين هدف تعدادی از اعضای حزب بعث، از جمله صدام حسين جوان در روز روشن اتومبيل قاسم را به گلوله بستند كه در اين طرح ترور، عبدالكريم قاسم جان سالم به در برد. پس از شكست توطئه، صدام حسين از طريق سوريه به مصر گريخت و در اين فرصت به دست آمده در سن 24 سالگی موفق شد تحصيلات دبيرستانی را به پايان برساند. او سپس در سال 1961 در دانشكده حقوق قاهره نام نويسی كرد اما نتوانست تحصيلات دانشگاهی خود را به اتمام برساند. (البته بعدها در سال 1970 دانشكده حقوق دانشگاه بغداد زمانی كه صدام مرد شماره دو كشور به شمار می رفت، يك درجه افتخاری در رشته حقوق به او اعطا كرد). صدام در قاهره برای نخستين بار ازدواج كرد و در آنجا به سر می برد كه شنيد، ژنرال عبدالكريم قاسم سرنگون شده است. صدام بيست و شش ساله به بغداد مراجعه كرد و به عنوان شكنجه گر در قصر النهايه (قصر سابق ملك فيصل كه پس از انقلاب به زندان و مركز بازجويی تبديل شده بود) سرگرم انجام وظيفه شد. نقل قول های بسياری از قساوت صدام در انواع شكنجه به ثبت رسيده است. حسن البكر پسرخاله صدام كه از قديمی ترين اعضای حزب بعث به شمار می رفت، در ترقيات بعدی صدام نقش عمده ای ايفا كرد. او در سال 1965 به مقام دبيركلی حزب دست يافت و سال بعد صدام به معاونت او برگزيده شد.
صدام برای نابودی مخالفان خود، سازمان تامين امنيت حزب را با عنوان «جهاز هانين» به وجود آورد و از همين جا بود كه تمايل صدام به ترور و از بين بردن مخالفان فزونی يافت. در سی ام جولای 1968 جناح حسن البكر و صدام قدرت حزب بعث را به دست گرفت و حسن البكر با حفظ سمت دبيركلی حزب، مقام رياست جمهوری كشور، فرماندهی كل قوا و رياست شورای عالی دفاع را نيز به دست آورد. صدام به معاونت البكر در شورای انقلاب و حزب دست يافت. در اين راه صدام برای حفظ و استحكام موقعيت خود، تعدادی از ياران و بستگان خود را به دوره های امنيتی ويژه اعزام كرد كه از آن جمله می توان به پسرخاله صدام، علی حسن المجيد (كه بعدها به دليل كاربرد بمب های شيميايی عليه مردم بی گناه ايران و كردها، به علی شيميايی معروف شد) اشاره كرد. صدام كه در اين هنگام سی و يك ساله بود به همه دستور داده بود تا او را معاون صدا بزنند و افرادی كه اين دستور را ناديده می گرفتند، به شدت تنبيه می شدند. صدام حسين كه هيچ دوره نظامی را طی نكرده بود، در سال 1976 هنگامی كه به عنوان نامزد احراز پست رياست ستاد ارتش مطرح بود، به مقام سرتيپ دومی كه پايين ترين درجه نظامی مورد نياز بود ارتقا يافت. سرانجام صدام حسين جهت نيل به آرزوهای خود از طريق اعضای خانواده حسن البكر را تحت فشار قرار داد تا در ظاهر به منظور كسب موقعيت بهتر برای خانواده از مقام خود كناره گيری كند. حسن البكر به ناچار در 16 جولای 1979 به ظاهر به دليل بيماری و عدم توانايی جسمانی از مقام خود كناره گيری كرد و صدام پس از يازده سال لحظه شماری در تاريخ بيستم جولای به مقام رياست جمهوری عراق رسيد و در همين سال پس از قبضه تمام و كمال قدرت به خود درجه فيلدمارشالی داد.
صدام حسين در نخستين روز رياست جمهوری نهايت قساوت و شقاوت خود را آشكار ساخت. او سران حزب بعث را دعوت كرد و براساس برنامه از پيش تنظيم شده، با اعلام نام های بسياری از دعوت شدگان با صدای رسا عنوان كرد كه رژيم عراق اجازه نخواهد داد خائنان به اهداف خود دست يابند و گفت افرادی كه نام آنها خوانده شد، فورا از جای برخيزند و شعار بزرگ حزب را تكرار كنند و از سالن خارج شوند تا به مجازات لازم برسند. صدام پس از پايان جلسه همه اين افراد را كه اكثرا پيرو مذهب شيعه بودند به جرم توطئه براندازی حكومت به دار آويخت. با توجه به اينكه در فاصله تجزيه عثمانی و تشكيل كشور عراق (1920) تا سال 1979 سيزده كودتای موفق و ناموفق انجام شده بود، اراده صدام بر اين بود كه كودتای حزب بعث آخرين آن باشد.
عملكرد صدام پس از دستيابی به قدرت
صدام حسين، با دستيابی به آرزوی ديرينه خود در اخذ قدرت مطلقه در عراق با بلندپروازی رويای سيادت اعراب را در سر می پروراند، او ملت عراق را بالاتر از همه ملت های عرب می دانست و معتقد بود عظمت و اقتدار اعراب رابطه مستقيمی با عظمت و اقتدار عراقی ها دارد و هر زمان عراقی ها به قدرت رسيده اند اعراب نيز برتری و سيادت خود را حفظ كرده اند و هرگاه عراقی ها ضعيف شده اند ستاره اقبال اعراب نيز افول كرده است. او با اين توجيه به تجهيز هر چه بيشتر نيروهای نظامی خود پرداخت و هم زمان با استقرار نظام نوپای اسلامی در ايران، به بهانه های واهی، درگيری های متناوبی را در مناطق مرزی با ايران تدارك ديد. صدام حسين كه خود را از سويی با بخت النصر پادشاه خونخوار بابل و از سوی ديگر با سعدبن ابی وقاص فرمانده سپاه عرب فاتح ايران (با عنوان سردار قادسيه) مقايسه می كرد، با شعارهای فريبنده و ارسال پول و اسلحه، از طريق مزدوران خود به ويژه كنسولگری عراق در خرمشهر، تشكيلات ضدايرانی را با نام خلق عرب در خوزستان به راه انداخت كه داعيه دار تجزيه خوزستان از مام ميهن بود. هم زمان نيروهای كرد تجزيه طلب نيز با كمك و ياری مالی و تسليحاتی صدام اين فرصت را يافتند كه جهت تامين خواسته های خود، دولت نوپای جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهند. در ادامه اين تنش ها در مرزهای عراق با ايران صدام حسين در سپتامبر 1980 با پاره كردن قرارداد 1975 كه خود پای آن را امضا كرده بود، در برابرديدگان حيرت زده و دوربين های تلويزيونی، جنگی سخت و پرهزينه را به ملت ايران تحميل كرد كه طولانی ترين جنگ كلاسيك سده بيستم لقب گرفت.
در جنگ هشت ساله، دولت عراق با مساعدت كشورهای غربی و به ويژه اعراب از تمامی امكانات و روش های غيرقابل تصور برای نابودی ملت و كشور ايران استفاده كرد، كه به كارگيری سلاح های شيميايی يكی از آنها بود. دولت عراق برای نخستين بار در جهان عامل اعصاب Tabon و VX را عليه مردم بی گناه و نيروهای رزمنده ايرانی به كار گرفت و علاوه بر آن از ديگر گازهايی كه به كرات توسط عراق عليه ايرانيان استفاده شده است، می توان به گاز مهلك Sarin اشاره كرد. براساس سندی كه دولت ايران به كنفرانس خلع سلاح سازمان ملل ارائه داده است، عراق از ژانويه 1981 تا مارس ،1988 242 حمله شيميايی عليه ايران انجام داد كه طی اين حمله ها حدود 44 هزار ايرانی قربانی شدند. علاوه بر ايرانيان، كردهای بی گناه عراقی هم در تاريخ اول مارس 1988 (25 اسفند 1366) در حلبچه مورد هجوم نيروهای صدام قرار گرفتند و به وسيله سلاح های شيميايی بيش از 5000 مرد، زن، پير و جوان قربانی جاه طلبی های صدام شدند. اين فجايع در حالی صورت گرفت كه عراق كنوانسيون منع به كارگيری سلاح های شيميايی را در سال های 1935 و 1931 به امضا رسانده است. صدام حسين بعد از دستيابی به قدرت در تدارك توليد و به كارگيری سلاح های هسته ای نيز برآمد. حمله هفتم ژوئن ،1981 16 فروند هواپيمای اسرائيلی به مركز اتمی اوزيراك عراق (كه به نام الهه مرگ مصر باستان نامگذاری شده بود) اين پايگاه را به طور كامل منهدم كرد. عراق پس از نابودی راكتورها از پای ننشست و درصدد تقويت توليد سلاح های شيميايی و ساير سلاح های غيرمتعارف برآمد. از كشورهايی كه در راه تجهيز عراق به اين سلاح ها كمك های بسياری كردند، می توان به فرانسه، روسيه، (شوروی سابق)، چين و آلمان اشاره كرد كه از پشتيبان های اصلی عراق در جنگ هشت ساله بوده اند. اين كشورها در بحران اخير عراق بيشترين مقاومت ها را از ترس در معرض خطر قرار گرفتن منافع خود در اين كشور در جهت پيشگيری و توقف جنگ به كار بستند.
رابطه شوروی و عراق
شوروی پيشين هم پيمان اصلی عراق در طول بيش از سه دهه بخش عمده ساختار اقتصادی نظامی عراق را طرح ريزی كرد. شوروی حتی در سال 1972 با ساختن بندر ام القصر در جنوب عراق در پی دستيابی هر چند غيرمستقيم به آب های گرم خليج فارس برآمد. شوروی با تجهيز ارتش عراق با انواع هواپيماهای ميگ و تانك های نفربرهای زرهی و موشك های اسكاد نقش عمده ای در تقويت ارتش عراق بر عهده داشت. موشك های اسكاد ساخت شوروی با تغييراتی به پانصد و سی مايل رسيد و با نام «الياس»، بيش از 200 بار به شهرهای ايران شليك شد و مردم بی گناه ايران را به خاك و خون كشيد. علاقه بی حد صدام به خريدهای كلان تسليحاتی به گونه ای بود كه براساس برآورد انستيتو بين المللی صلح استكهلم، تنها در سال 1984 بيش از چهارده ميليارد دلار اسلحه از سوی عراق خريداری و مصرف شده است. براساس نظر آنتونی كوردس كارشناس برجسته نظامی، دولت عراق بين سال های 1982 و 1985 بيست و هفت ميليارد و سيصد ميليون دلار و در فاصله سال های 1986 تا 1989 پانزده ميليارد و پانصد ميليون دلار و در مجموع 42 ميليارد دلار اسلحه خريداری كرده است.
رابطه فرانسه با عراق
فرانسه از ديگر هم پيمانان اصلی عراق بود. اين كشور به تنهايی از سال 1981 تا 1988 دوازده ميليارد دلار انواع تسليحات از جمله هواپيماهای ميراژ و ساير تسليحات را در اختيار عراق گذاشته است. با توجه به اينكه اين رقم، فروش بخش خصوصی را در برنمی گيرد. فرانسه همچنين عهده دار ساخت و راه اندازی نيروگاه هسته ای پيش گفته اوزيراك عراق نيز بود. چنان كه در حمله هواپيماهای اسرائيلی به اين نيروگاه يكی از مهندسان فرانسوی كشته شد.
رابطه آمريكا با عراق
بعد از جنگ شش روزه اسرائيل و اعراب در سال 1967 بسياری از كشورهای عربی از جمله عراق صدور نفت به اروپا و آمريكا را تحريم كردند و عراقی ها چون آمريكا را مشوق و حامی اسرائيل می ديدند، رابطه سياسی خود را با آن كشور قطع كردند. از اوايل سال 1982 عراق با توجه به شكست های سنگينی كه در جبهه های نبرد با ايران متحمل شده بود، به دليل ناتوانی در برابر فرزندان غيور ايران زمين، به سمت آمريكا متمايل شد و در سال 1984 كمی پس از انتخاب مجدد ريگان به رياست جمهوری، آمريكا و عراق كه تا آن زمان تنها از نظر اقتصادی ارتباطی داشتند، روابط سياسی خود را پس از 17 سال از سر گرفتند. آمريكا كه وجود ايران قدرتمند را مخل امنيت خود در منطقه خليج فارس می ديد با كمك به عراق به ويژه از طريق اطلاعات هواپيماهای جاسوسی آواكس و اخلال در فعاليت ناوگان دريايی نهايت تلاش خود را برای كمك به عراق معطوف داشت تا از پيروزی قريب الوقوع ايران در جنگ جلوگيری نمايد. آمريكا در اين راه حتی در باز پس گيری شبه جزيره فاو از ايران به طور مستقيم به ارتش صدام ياری رساند. به هر روی اين جنگ نابرابر در آگوست 1988 در شرايطی به پايان رسيد، كه كشور عراق با وجود آنكه پيش از جنگ با ايران 30 ميليارد دلار پول نقد در اختيار داشت، در پايان جنگ هشت ساله، بيش از 70 ميليارد دلار به كشورهای هم پيمان خود بدهكار شد. صدام حسين كه در طول جنگ با ايران نتوانسته بود به هيچ يك از هدف های ارضی خود از جمله، تصرف خوزستان، حاكميت كامل بر اروندرود و اشغال جزاير سه گانه ايرانی دست يابد، با هدف های تقريبا مشابه كه اصلی ترين آن دستيابی به چاه های نفت كويت، بهره گيری بيشتر از سواحل خليج فارس و معاف كردن خود از بدهی های معوقه به كويت بوده است، در سپتامبر سال 1991 به كويت حمله كرد و آن كشور را در عرض چند ساعت به عنوان استان نوزدهم عراق به اشغال خود در آورد. البته در آن زمان اين اقدام عراق با واكنش تقريبا هماهنگ جهانی مواجه شد و در نهايت كويت از اشغال عراق خارج شد.
پس از شكست عراق از آمريكا و متحدانش، صدام علی رغم فشارها و قيام های مردم كرد و شيعه در شمال و جنوب، بر اريكه قدرت پا بر جا ماند. به هر روی رفتار خصمانه و تجاوزكارانه صدام در منطقه بستر مناسبی را برای آمريكا فراهم كرد كه ضمن متهم كردن عراق به تلاش برای توليد سلاح های كشتارجمعی و انواع سلاح های بيولوژيك و شيميايی، به دنبال فرصتی باشد تا ضربه نهايی را به رژيم حاكم بر عراق وارد نمايد. در نهايت پس از بيش از يك سال تبليغات رسانه ای آمريكا عليه عراق اين كشور در 19 مارس 2003 نبرد خود را در عراق با همكاری انگلستان آغاز كرد و ظرف كمتر از 21 روز توانست با تصرف كامل بغداد به مهم ترين هدف خود كه سرنگونی رژيم بعثی عراق و پايان ديكتاتوری صدام حسين بود دست يابد. آمريكا از حضور خود در منطقه كه البته برخلاف جنگ دوم خليج فارس با پشتيبانی سازمان ملل و ساير كشورهای قدرتمند روبه رو نشد، اهداف ويژه ای را مورد توجه قرار داده است كه مهم ترين آنها عبارتند از:
1ـ دستيابی به منابع نفتی عراق كه با توجه به نياز روزانه بيش از 19 ميليون بشكه نفت آمريكا برای آن كشور بسيار حياتی خواهد بود.
2ـ مجاورت با ايران و سوريه به عنوان مهم ترين مخالفان روند سازش بين اسرائيل و فلسطينيان.
3ـ انحراف افكار عمومی جهانی از مسئله فلسطين و حتی الامكان جايگزينی فلسطينيان در بخش هايی از عراق تا از فكر بازپس گيری زمين های اشغالی به در آيند.
4ـ جايگزينی و مركزيت در قلب خاورميانه و نيز نزديكی و تامين امنيت به دو حوزه نفتی دريای مازندران و خليج فارس.
رويكرد واكنش ايران به جنگ سوم خليج فارس
موضع گيری رسمی ايران همان گونه كه پيش تر گفته شد در موقعيت حساس منطقه از گسترش آتش جنگ از سوی هر دو طرف درگير كه سابقه خصومت ديرينه ای را با ايران داشته اند جلوگيری كرد. در اين ميان عملكرد برخی افراد و رسانه ها كه با جبهه گيری عليه يكی از طرف های درگير همراه بود، علاوه بر خدشه دار شدن نقش بی طرفانه ايران، پيامدهايی را به دنبال داشت. در طول جنگ اخير به كارگيری خبرنگار عراقی توسط يكی از رسانه ها سبب ارائه برخی رفتارها از سوی آنان شده كه نشان دهنده اين است كه اگرچه صدام حسين رفته است ولی تفكر او همچنان در نزد عراقيان پا بر جا مانده است. به كارگيری واژه محمره به جای شهر خون و شهادت خرمشهر و كاربرد كلمه جعلی خليج به جای خليج فارس در اين رسانه علاوه بر آنكه ناديده گرفتن رشادت های رزمندگان ايرانی و توهين به ملت تلقی می شود، هيچ گونه توجيهی نمی تواند داشته باشد. علاوه بر اين پوشش يك جانبه سخنرانی های سران رژيم عراق به ويژه سخنرانی شخص صدام حسين كه برای نخستين بار صورت می گرفت، تعجب همگان را برانگيخت و علاوه بر آن به كارگيری عبارت ها و كلمه های ويژه در تفسيرها و گزارش ها برای رژيم بعث نگرانی افكار عمومی را سبب شد. اين در حالی است كه دولت و ملت ايران به طور هماهنگ در هفتمين روز جنگ در تظاهرات سراسری هم آمريكا و انگليس و هم عراق را به دليل ايجاد زمينه برافروختن جنگ سوم در منطقه مورد انتقاد قرار دادند. صدام حسين در راه اهداف پان عربيستی كه جمال عبدالناصر بنيانگذار آن بود، طی جنگ هشت ساله با ايران با هدف نابودی ملت ايران و زيرساخت های فرهنگی كشور به جنايت هايی دست زد كه انسان های عادل جای جای جهان را به حيرت واداشته است.
حمله موشكی به شهرها و استفاده از سلاح های شيميايی، حمله موشكی عراق به شهرهای دزفول، انديمشك، كرمانشاه، اصفهان، خرمشهر، اهواز و... كشتار كودكان معصومی كه در خيابان گيشای تهران در جشن تولدی شركت كرده بودند، كشتار دختران دبيرستان شهر ميانه و... هيچ گاه از ياد ملت ايران نخواهد رفت. پرتاب راكت در 22 اسفند 1363 به مسجد جامع اصفهان، انهدام برج و باروی دوره صفوی در هويزه، حمله به تالار رودكی تهران، انهدام قلعه سلاسل شوشتر، نابودی ايوان كرخه از كاخ های دوره ساسانی در شوش، (كه الهام بخش معماری سبك گوتيك اروپا بود) نابودی چهار طاقی قصرشيرين و صدها جنايت فرهنگی در شهرهای ديگر هيچ هدفی جز خاموش كردن كينه صدام حسين نسبت به فرهنگ باشكوه ايرانيان نداشته است. اين فجايع فرهنگی سبب گرديد در طول جنگ هشت ساله بارها سازمان فرهنگی ملل متحد (يونسكو) به رژيم صدام حسين اعتراض نمايد ولی اين اعتراضات هيچ اثری در قطع اين فجايع نداشت. با بررسی تاريخ حزب بعث، در وحشيگری صدام حسين و عدم تعهد او به قراردادها و معاهدات بين المللی هيچ شبهه ای باقی نمانده است كما اينكه او عهدنامه ای را كه در سال 1975 خود پای آن را امضا كرد در سال 1980 پاره كرد و مجددا در آستانه جنگ كويت با ارسال نامه ای بر پايبندی خود به آن عهدنامه و تقسيم مساوی اروندرود تاكيد كرد.
صدام حسين حتی به عهد خود در قبال نزديكان خويش نيز پايبند نبود كما اينكه با وجود اعلام تضمين امنيت جانی شوهرهای دو دختر خود كه با خانواده در سال 1996 به اردن گريخته بودند، به محض بازگشت دستور تيربارانشان را صادر كرد. در حكومت صدام حسين به محض پايان جنگ با ايران در آگوست 1988 پانزده روز جشن و پايكوبی توسط مردم انجام شد و هر سال اين روز به عنوان روز پيروزی!! در عراق جشن گرفته می شود البته پيروزی ای كه منجر به رسيدن به هيچ يك از اهداف تجاوزكارانه عراقيان نشد. در حال حاضر تمامی كشورهای منطقه و خارج از منطقه نهايت تلاش خود را اعمال می نمايند تا از شرايط موجود در عراق بيشترين فايده را ببرند. البته كشورهايی كه با اين جنگ به طوری رسمی مخالفت كرده اند نمی توانند انتظار زيادی از اين شرايط برای خود داشته باشند. به طور مثال با شرايط فعلی عراق سرمايه گذاری و قرارداد 40 ميليارد دلاری روسيه و عراق خود به خود منتفی شده است. در اين راستا بهترين گزينه برای كشور ايران اين است كه به دور از هرگونه فعاليت و ابراز نظر احساسی به طور واقع بينانه با توجه به ذخاير نفتی 112/5 ميلياردی كشف شده عراق و ذخاير نفتی 100 ميليارد بشكه ای كشف نشده اين كشور كه آن را در زمره بزرگ ترين كشور دارای منابع نفتی در آورده است، از حق خود مبنی بر دريافت حداقل 1000 ميليارد دلار خسارت ها و غرامت های جنگی اعم از غرامت های مستقيم و غيرمستقيم انسانی، اقتصادی، زيست محيطی و فرهنگی از حكومت جايگزين عراق دفاع نمايد و آن دولت را ملزم نمايد تا با رعايت مفاد قرارداد 1975 الجزاير اين قرارداد را به عنوان مبنايی برای صلح پايدار ميان دو كشور در نظر گيرد لذا دستيابی به هدف تامين امنيت و حفظ منافع ملی و تماميت ارضی ايران در منطقه خليج فارس و خاورميانه سياست ظريفی را می طلبد، تا با توجه به حضور نظاميان آمريكايی در بسياری از كشورهای منطقه از جمله ازبكستان، افغانستان، پاكستان، عمان، عربستان، عراق و تركيه، به حقوق ملی و جايگاه سترگ تاريخی ايران در منطقه خدشه ای وارد نيايد.
پی نوشت:
1ـ صدام حسين و بحران خليج فارس ـ جوديت ميلر |