Persian Archive

• زشت و زشت تر
• اسطوره های بليط فروش
• ورزش سياسی كوبا- قسمت آخر
• افغان ها و ورزش
• به كدام شهر سفر می كنيد
• طرح جامع جدی شد
• چين محروم از فوتبال زنان
• ژيمناستيك اروپا در مسكو


امين ساكت: چه فرقی می كند كه رولاند كخ رفته باشد يا هنوز در ايران با باشگاه های ديگر فوتبال مذاكره كند؟ چه فرقی می كند كه او می توانست كمی فوتبال استقلال را متحول كند؟ چه فرقی می كرد كه او می آمد يا اينكه استقلال مثل فصل های گذشته با مربيان داخلی به فعاليتش ادامه می داد؟ نه، بعيد به نظر می رسد بودن يا نبودن متخصص خارجی در ايران توفيری با نبودنش داشته باشد. به همين استقلال چند سال گذشته دقت كنيد. دو مربی خارجی به نام های سكو موروخوف و كخ، آمده اند و بعد مدتی كه هيچ كدام مهلت ماندنشان به يك سال نرسيد، رفتند. وقتی سكو موروخوف پس از حجازی، سرمربی استقلال شد، همه منتظر همان تيمی بودند كه از دسته سوم آمد دسته اول. چطور می توانستند اين دو وضعيت يكسان باشند؟ چه تشابهی بين استقلال آن روز و استقلال ،2 3 سال پيش بود؟ هيچ. در مورد رولاند كخ چه وضعيتی حاكم بود؟ آمدن يا نيامدن سرمربی خارجی، برنامه ای است كه با سيستم فعلی و با استراتژی امروز مديران باشگاه ها بی نتيجه خواهد بود، مگر با تغييراتی در ديدگاه ها و نظرات افرادی كه مستقيم يا غيرمستقيم قدرت تأثيرگذاری بر عملكرد يك متخصص خارجی را دارند.

1 ـ مديريت باشگاه ها

اينكه چرا مديران باشگاه ها ـ همان تيم ها مدنظرند ـ احساس می كنند كه به مربی خارجی نياز دارند، خود بحث جالبی است. از نظر آنها عقب افتادگی امروز فوتبال ايران به دليل جا افتادن مربيان داخلی از علم روز فوتبال است. مقصران اصلی اين فوتبال زشت ـ از نظر مديران، مديرانی كه درصددند با جذب مربيان خارجی خلأها را پركنند ـ همان مربيان داخلی هستند. آنها در شناسايی مشكل سازمان تحت امرشان با اشتباه مواجهند. آنها نمی دانند كه فوتبال امروز دنيا يك سيستم از قبل طراحی شده است كه يك بخش از آن را مربيان تشكيل می دهند. ورودی سيستم آنها ناقص است. ما به اين دستگاه فوتبال ساز توپ پلاستيكی دولايه می دهيم ـ فقط همين ـ و بعد در جايگاه خروجی اش انتظار فوتبال اروپايی داريم. مدير باشگاه فوتبال ما هنوز نمی داند كه خود دچار سنت زدگی است و می خواهد كه سيستم سازمانش نوين باشد. او به درستی دقت نكرده است كه تنها بخشی از نازيبايی فوتبال امروز ايران متوجه مربيان است. اگر فوتبال امروز دنيا چنين پيشرفتی را نظاره گر است، به دليل اين است كه از رئيس باشگاه تا تداركاتچی و حتی تماشاگرش حرفه ای برخورد می كنند. در فوتبال ما، ديوار كسی كوتاه تر از مربيان نيست. فقط آنها هستند كه بايد علم روز داشته باشند، مدرن فكر كنند، مثل خارجی ها تمرين بدهند و كوچينگ كنند. اما همين مديران سنت گرای ما، از خود نمی پرسند كه اگر قرار است مربی خارجی وارد چرخه فوتبال ما شود، تمامی امكانات برای او آماده است؟ آقای فتح الله زاده بايد پاسخ دهد كه آوردن كخ بر مبنای چه تفكری بود. جذب اسپانسر، قدرت نمايی مديريتی يا پيشرفت فوتبال تيم استقلال؟ در كجای فوتبال استقلال ذوقی برای پيشرفت ديد كه كخ را جذب كرد؟ او چرا پيش از آوردن كخ دقت نكرد كه فرهنگ، خواست های كخ و استقلالی ها، تفاوت نگرش به اهداف و هزار نكته ديگر در ميان اين مرد خارجی و بازيكنان و نفرات سيستمش وجود دارد؟ جعفر كاشانی در هياهوی شايعه جذب مربی خارجی از سوی پرسپوليس می گويد: «من مخالف آوردن مربی خارجی هستم. چرا؟ شما وقتی يك دانشمند فيزيك را به ايران می آوريد نمی توانيد آزمايشگاه يك دبيرستان را در اختيارش بگذاريد. چطور توقع داريد وقتی حتی زمين فوتبال نداريد، مربی خارجی بتواند موفق شود؟ وقتی شما ساده ترين امكانات را نداريد، مربی خارجی به چه دردتان می خورد؟ اول زمين داشته باشيد، باشگاهی واقعی با تمامی امكانات و تأسيسات داشته باشيد، آن وقت مربی خارجی بياوريد. » مديران باشگاه های ما، هيچ كدام از اين نكات اساسی را توجه نمی كنند، در مقابل با همه ناآگاهی مربی خارجی می آورند.

2 ـ مربيان داخلی

اين درست است كه آنها تنها بخشی از سيستم ناقص فوتبال ايران هستند ولی به اندازه خود مقصرند. آنها كمبودها و نواقص خود را با مصاحبه ها و حاشيه پردازی ها و ايجاد جوی ناآرام برای مربيان خارجی پر می كنند. كه البته نمی توان همگی مربيان داخلی را در اين صف قرار داد. به هر حال آنها می كوشند كه فوتبال پيش برود اما نه به سوی فردا، به سمتی كه مشخص نيست نامش پيشرفت است يا پسرفت اما آنچه كه طی ساليان گذشته رخ داده خود گواه است كه نتيجه عملكردشان چه بود. وقتی ليادين، سرمربی 30 سال قبل تيم ذوب آهن اصفهان برای مذاكره به ايران می آيد يعنی ما در بهترين شرايط 30 سال است كه درجا زده ايم و جالب است جمله ای كه او می گويد: «فوتبال ايران در 30 سال گذشته سقوط كرده است. »

3 ـ بازيكنان

مطمئن نيستيم كه آنها عاشق فوتبال هستند. وقتی بازيكن جوان تيم ملی، پس از دو دوره بازی كردن در اين تيم، مشهور می شود و با درآمدهای فوتبال از زير خط فقر ديروز به حد اعلای زندگی اجتماعی می رسد، نمی توان توقع داشت كه او همچنان به پيشرفت بينديشد. چند نفر آنها را می شناسيم كه مدعی اند از فوتبال بيزار شده اند. اين بازيكن در شرايط امروزی، وارد حواشی ای می شود كه نتيجه اش پرونده هايی است كه در قوه قضاييه وجود دارد. يك مربی خارجی می آيد كه به چه كسی فوتبال بياموزد؟ اين شاگردان اشباع شده، در ذهنشان ذره ای برای فوتبال جای خالی ندارند. يك مشكل ديگر هم وجود دارد. بازيكن فوتبال ما وقتی از 25 سال بالاتر می رود در تيم می شود پيشكسوت و منتظر است همه سر تعظيم فرود بياورند. به هيچ عنوان هم دلش نمی خواهد بيرون بنشيند. در اين شرايط مربی خارجی به چه درد می خورد؟ اين بازيكنان يا يك ديكتاتور می خواهند كه نتوانند نفس بكشند و يا يك دايه دلسوز كه نازشان را بكشد. نه مربی خارجی برای اين بازيكنان پرمدعايی كه قدرت دريافت اپسيلون ذره ای علم فوتبال را ندارند، به كار نمی آيد.

4 ـ هواداران

همين هواداران به لحاظ قبول يك متخصص خارجی در زمينه فوتبال به سه گروه تقسيم می شوند. برای يك گروه مربی خارجی قرار است فوتبال ما را وابسته به بيگانگان و اجنبی ها كند. اينها معتقدند كه فوتبال ما كفايت و ظرفيت پرورش خود را دارد و نيازی به مربی خارجی ندارد. اما يك گروه ديگر وجود دارد كه درصد بيشتری از طرفداران را تشكيل می دهد. اين گروه از طرفداران معتقدند كه لازمه پيشرفت فوتبال حضور مربی خارجی است. آنها با آغوش باز پذيرای مربی خارجی اند اما به همان اندازه كه ممكن است در لحظه ورود مربی خارجی او را غرق در بوسه كنند، به همان اندازه اين احتمال را بدهيد كه وقتی تيم چند هفته نتيجه را واگذار كند، با آجر دنبالش كنند. در نزد اين گروه، فرهنگ هوادارای به سرعت تغيير شكل می دهد. اما گروه سوم كه بخش كوچكی از اجتماع هواداران را تشكيل می دهند، معتقدند كه فوتبال ايران، نياز به متخصص خارجی دارد. آنها تحمل پذيرش دوره ای افت به دليل شكست فوتبال سنتی را دارند اما چه سود كه گروه اندك اين جماعت اند.

5 ـ مطبوعات

خود اين گروه نياز به مربی خارجی دارد. در اين جماعت اصلا مشخص نيست كه فرق بين يك روزنامه نگار و يك هوادار چيست. اين گروه را خوب می شناسيد. گروهی كه وقتی برانكو ايوانكوويچ به بازی های بوسان نرفته بود، هر روز شعار اخراج او را سر می دادند و وقتی كه پيروزمندانه بازگشت، معتقد بودند كه اگر طرفداری آنها نبود تيم ملی نتيجه نمی گرفت.


آرش راهبر: 404 روز ديگر جام ملت های اروپا در پرتغال آغاز خواهد شد. در سال آينده اين مسابقات كه از نظر اعتبار دست كمی از جام جهانی ندارد و بدل كوچك تر آن به شمار می آيد با شركت 16 تيم برتر اروپا آغاز خواهد شد. هم اكنون رقابت های مقدماتی 2004 EURO در حال انجام است و تيم های مدعی، رقابت سختی برای قرار گرفتن در جمع تيم های نهايی پيش رو دارند. اما دور از هياهوی مسابقات انتخابی و مقدماتی، پرتغال در حال فروش بليت های اين مسابقات است و ترفندهای ويژه ای را برای فروش هر چه بيشتر صندلی های استاديوم ها در نظر دارد. يكی از راه هايی كه پرتغالی ها برای فروش سريع تر بليت ها در نظر گرفته اند، استفاده از چهره های مطرح و محبوب دنيای فوتبال در برنامه های تبليغاتی ميزبان است. دوشنبه گذشته در يكی از اين برنامه ها كه شرايط و تعداد بليت های آماده در آن شرح داده می شد، دو فوق ستاره قديمی دنيای فوتبال كه از قضا هر دو نيز تيره پوست هستند در يك ملاقات پرهياهو فروش بليت را آغاز كردند. اوزه بيو اسطوره سال های دور فوتبال پرتغال و رود گوليت بهترين بازيكن جهان در سال 1988 در اين برنامه در حالی كه دست در گردن «كيناس» سمبل بازی های جام ملت های اروپا انداخته بودند، تعارفات زيادی را نثار گردانندگان برنامه كردند.

اوزه بيو كه سفير رسمی بازی های 2004 EURO است با شور و حرارت خاصی گوليت كاپيتان قهرمان سال 1988 را در آغوش كشيد و پس از آن دومين بليت بازی های سال آينده را به او تقديم كرد. اولين بليت هم لحظاتی قبل از آن از سوی كميته برگزاری به خود اوزه بيو هديه شد. پس از اين قسمت از مراسم پيش فروش بليت ها رسما آغاز شد. اوزه بيو در ميانه اين برنامه گفت: «مطمئنم كه فروش بليت ها با موفقيت بی سابقه ای همراه خواهد بود. من به تماشاگران و هواداران پرتغالی ايمان دارم و می دانم كه آنها اين فرصت گرانبها را برای مشاركت در برگزاری چنين تورنمنت معظمی از دست نخواهند داد. » اوزه بيو با حرارت بيشتری ادامه می دهد: «كشور ما پيش از اين نيز موقعيت ميزبانی را در مسابقات زير 20 سال قهرمانی جهان (جوانان )به دست آورده، اما اين دوره تفاوت زيادی دارد. ما با مسابقات مردمی تر و جذاب تری روبه رو هستيم. من مطمئنم كه پرتغال ميزبان مسابقاتی به ياد ماندنی خواهد بود. » اوزه بيو با آنكه سن و سال زيادی دارد اما نشانه واضحی از پيری در صورت او ديده نمی شود. او با اشاره به رود گوليت ادامه می دهد: «باعث افتخار ماست كه رود گوليت هم به اين مراسم آمده و به محفل ما گرمای خاصی بخشيده است. » گوليت هم در پاسخ به اظهار لطف اوزه بيو گفت: «اوزه بيو از طرفداران بازی من بوده و از اين بابت بسيار بسيار احساس غرور می كنم. »

گوليت در ادامه از فعاليت های كميته برگزاری تعريف و تمجيد كرده و انجام اين مسابقات را اعتبار بزرگی برای پرتغال خواند. «پرتغال و يوفا دست به دست هم داده اند تا مسابقات 2004 EURO به يادماندنی و خاطره انگيز شود. اگرچه ما نمی دانيم كه كدام تيم ها در مرحله نهايی اين مسابقات حضور خواهند داشت، اما بی ترديد تماشاگران اين دوره از مسابقات بهترين بازی های فوتبال را خواهند ديد. » رود گوليت علاوه بر حضور در مراسم افتتاحيه پيش فروش بليت ها دليل ديگری نيز برای حضور در پرتغال داشت و آن هم مشاهده ورزشگاه های برگزاركننده مسابقات از نزديك بود. «من استاديوم های سوژ و خوزه آلوالاده را از نزديك ديدم. راستش از راحتی، امكانات و ابعاد آنها خشنود شدم. درست است كه من تنها دو استاديوم را مشاهده كردم اما می توانم تصور كنم كه بقيه استاديوم ها نيز طبق استانداردهای سختگير يوفا آماده شده و جايگاه های بسيار مطلوبی برای تماشاگران خواهند بود. به تماشاگران قول می دهم كه فضايی لذتبخش را لمس خواهند كرد. » گوليت كه در حال حاضر مربی تيم جوانان هلند است اميدوار است تيم ملی پرتغال به آنچه كه استحقاقش را دارد دست پيدا كند. «من از سال های گذشته طرفدار پروپاقرص تيم ملی پرتغال بوده ام. سطح فوق العاده اين تيم با حضور ستارگانی مثل لوئيز فيگو و روی كاستا كم نظير است. اين يك رسوايی بزرگ خواهد بود اگر اين بازيكنان نتوانند به نتايج قابل قبولی دست پيدا كنند. بدون شك ميزبانی مسابقات تضمينی برای قهرمانی و موفقيت نخواهد بود، كافی است به هلند ميزبان در سال 2000 نگاه كنيد. هموطنان من در آن مسابقات عليرغم داشتن امتياز ميزبانی در بازی نيمه نهايی مغلوب ايتاليا شدند و از گردونه رقابت ها بيرون رفتند. فقط خدا می داند كه بعد از بيرون رفتن آن ضربه پنالتی لعنتی چند نفر از مردم هلند دچار عذاب و رنجش شدند. »


آران: سياست بيسبال

بيسبال كوبا در المپيك 1992 بارسلونا طلا گرفت. 500 سال پس از اينكه فرستادگان كريستوفر كلمبوس بر جزيره كوبا پای گذارده و فتح بزرگشان را جشن گرفتند، كوبايی ها در زادگاه كاشف اسپانيايی به مناسبت فتحی جديد جشنی ديگر به راه انداختند.

«پيروزی مستقيم بيسبال كوبا بر بيسبال آمريكا»

مهم نبود كه يانكی های حرفه ای در خانه ماندگار شده و به بارسلونا سفر نكرده بودند. آنچه اهميت داشت پرچم كوبا بود كه بر فراز پرچم آمريكا به اهتزاز درآمد. چهار سال بعد نيز كه كوبا اين بار در قلب ايالات متحده، «آتلانتا» طلای المپيك بيسبال را تكرار كرد كسی نگفت، جای حرفه ای ها خالی. «خوسه لوئيس والدس» سرمربی باشگاه «ماتانساس» كه در دوران بازيگری اش طی سال های (94 ـ 1977) با 234 پوئن منجر به پيروزی، صاحب بهترين ركورد چوب زنی ـ چوب زن در بيسبال يك بازيكن محوری است كه بايد توپ پرتاب شده توسط حريف را با چوب به دوردست ترين نقاط زمين بفرستد ـ در دسته اول ليگ ملی بيسبال كوبا محسوب می شد آن لحظات را به ياد می آورد: «در تيم ملی ما برای پرچم كوبا و به خاطر هم تيمی هايمان می جنگيديم. من خاطرات بسيار زيبايی از آن روزها دارم. اما بهترين آنها مربوط به زمانی است كه بر ايالات متحده پيروز می شديم. ما به خاطر وضعيت روحی فوق العاده و آمادگی بالايمان بر يانكی ها پيروز می شديم. ما هميشه برنده بوديم. بله، آن موقع هم می شنيديم كه بعضی مردم می گفتند آمريكايی هايی كه ما شكست داده بوديم آماتور بوده اند اما اصل قضيه تفاوت چندانی نمی كرد. »

از جلای وطن برخی ستاره های بزرگ كوبايی كه بگذريم، هنوز هم بزرگ ترين آرزوی بسياری جوانان كوبايی بازی برای «لو اكيپو ناسيونال» يا همان تيم ملی است. آنها از اينكه نماينده كشورشان شوند به خود می بالند. در عين حال آنها انگيزه فراوانی برای رقابت با بهترين های جهان دارند، حتی اگر بدانند گاهی حاصل چنين رقابتی جز شكست نخواهد بود. «انريكه دياس» ملی پوش باشگاه «مترو پوليتانوس» واقع در هاوانا اين حس رقابت را چنين تشريح می كند: «طبيعی است كه ما به دنبال شكست سيدنی به سوگ نشستيم نه بدين خاطر كه به ايالات متحده باخته بوديم بلكه به خاطر خود شكست و اينكه نتوانسته بوديم بار ديگر به مدال طلای المپيك برسيم. لحظه غمناكی بود، اما اهميتی فوق العاده داشت، چرا كه به ما گوشزد می كرد وقتی سطح رقابت ها چنان اوج گرفته ما هم بايد پيشرفت كنيم. » در ژوئن 2002 «INDER» نهاد اصلی تصميم گيرنده در ورزش ملی، مربی جديدی را برای تيم ملی بيسبال انتخاب نمود. وظيفه او گردآوری بازيكنان شايسته ای بود كه حضوری قدرتمند در بازی های جهانی تايوان در پاييز همان سال داشته باشند. مثل هميشه فوج انبوهی از استعدادها در بيسبال كوبا به چشم می خورند و اين بسيج همگانی به شكوفايی بيش از پيش آنها كمك بسزايی كرد تا بدان جا كه «مائلس رودريگس» نابغه راست دست 21 ساله در فاصله چند ماه مانده به آغاز رقابت های تايوان ركورد ضربه های دور از دسترسی را به 250 پوئن منجر به پيروزی، شكست و با اين كار سبب قهرمانی باشگاه «سانكتی اسپرتيوس» در ليگ دسته اول كوبا شد و يا «عثمان اورويتا» بازيكن باشگاه «لاس توناس» ركورد 429 ضربه بدون خطا را بر جای گذاشت.

با اين حال آنخل ايگلسياس قائم مقام «INDER» در نهايت اعزام تيم به تايوان ممانعت ورزيد و حتی شركت نكردن تيم رويايی يانكی ها متشكل از سوپراستارهای ليگ حرفه ای آمريكا در اين مسابقات هم به اين تصميم گيری تأثيری ننهاد. كوبايی ها هرگز در مسابقات حرفه ای بيسبال قدرت اول نبوده اند اما ايگلسياس معتقد بود كه حضور آنها در رقابت های جهانی بايد پس از احيای طلای المپيك آينده از سر گرفته شود: «بيسبال حرفه ای آمريكا روی ستاره هايی از سراسر دنيا متمركز شده در حالی كه بيسبال كوبا تنها بر بازيكنان داخلی تمركز دارد. درست است كه ما بازيكنان زيادی داريم كه می توانند در آينده حرفه ای شوند ـ سری مسابقات باشگاهی مقابل بالتيمور اوريولس آمريكا اين مسئله را ثابت كرد ـ ولی تمامی بازيكنان داخلی از چنين پتانسيلی برخوردار نيستند. البته من از همين جا به شما مژده می دهم كه تحولی در بيسبال كوبا در شرف وقوع است. » ورزش و به خصوص بيسبال برای كوبايی ها يك مسكن است. فراغتی از سختی های هميشگی زندگی روزمره. امروزه هوادارانی كه در پارك مركزی هاوانا جمع شده اند «مارك مك گواير» و «آلكس رودريگس» دو ابرستاره نيويوركی را به خوبی ستاره های كوبايی می شناسند، شناختی به همان روشنی آگاهيشان از اقتصاد سوسياليستی شكست خورده كوبا. آنها به شوق ورزش و قهرمانی فرياد برمی آورند و همچنين به شوق چشم انداز متفاوت و نوينی كه بيسبال به عنوان يك ورزش جهانی برايشان به ارمغان آورده. «دنيای نو در انتظار ماست.»


افغان ها و ورزش

افغان ها در آرامش پس از جنگ، همايش سه روزه ای به نام «ورزش برای همه افغان ها» برگزار كردند. در اين سمينار كه با همكاری يونسكو و كميته ملی المپيك افغانستان برگزار شد، راه های دسترسی تمام افغان ها به ويژه كودكان، زنان و معلولان به ورزش بررسی شد. در اين همايش محمدانور جك دالك، رئيس كميته ملی المپيك افغانستان اعلام كرد كه به ورزش معلولان توجه می كند؛ «ما به دلايل مختلف طی دو دهه گذشته تيم های ملی ورزشی نداشتيم. اكنون هم نداريم اما اقدامات لازم برای از بين بردن اين نقيصه را آغاز كرده ايم.» او در مورد ورود ورزش به جامعه افغانی گفت: «با سقوط رژيم طالبان و ايجاد فضای نوين، زمينه برای رشد ورزش افغانستان فراهم شده است و حضور در مسابقات آسيايی بوسان، گامی در اين راستا بود. » اما در اين همايش به ورزش زنان افغانی هم توجه شد. حبيبه سرابی وزير امور زنان نماينده قشر بانوان افغان در اين همايش بود؛ «زنان افغانستان به دليل تاثيرپذيری از شرايط نامناسب گذشته، دچار مشكلات روانی بيشتری هستند و ورزش می تواند از شدت اين مشكلات بكاهد. » n اين همايش می تواند آغاز فعاليت جدی دولت افغانستان در راستای توجه به ورزش تلقی شود.

به كدام شهر سفر می كنيد

اگر شما يكی از مسئولان كميته بين المللی المپيك بوديد، ترجيح می داديد به كدام شهر سفر كنيد؟ پيونگ يانگ كره جنوبی، سالزبورگ اتريش يا ونكوور كانادا؟ البته كميسيون ارزشيابی كميته بين المللی المپيك برای هر سه شهر امتيازات مساوی قائل شده زيرا هر كدام محاسن و معايب خاص خود را دارند. به هر حال در نشست كميته اجرايی IOC كه 25 تا 27 ارديبهشت برگزار می شود شهر ميزبان در انتخابی اوليه برگزيده می شود تا در مجمع 120 نفره عمومی كميته بين المللی المپيك - كه 11 تير ماه در پراگ پايتخت جمهوری چك برگزار می شود - انتخاب نهايی آسان تر باشد. اما شهر پيونگ يانگ 50 هزار نفر جمعيت دارد و حد فاصل دو كره واقع شده است. تمام مقامات رسمی و محلی از اين ميزبانی حمايت كرده اند اما ترافيك و ظرفيت كم هتل ها از عمده مشكلات اين شهر هستند. درمقابل سالزبورگ اتريش با 500 هزار نفر جمعيت زادگاه موتسارت است. اين شهر ديدنی جايگاه بسياری از توريست هاست ولی بودجه كافی برای برگزاری مسابقات را ندارد. شهر ونكوور كانادا هم مشكلی مثل سالزبورگ دارد. علاوه بر بودجه، راه های صعب العبور از ديگر نكات منفی برای پذيرش اين شهر به عنوان ميزبان بازی های المپيك زمستانی 2010 ميلادی است.

طرح جامع جدی شد

گويا فعاليت جدی برای به نتيجه رساندن طرح جامع ورزش آغاز شده است. در جلسه روز شنبه شورای راهبری طرح جامع تربيت بدنی پيش نويس قانون ورزش كشور بررسی شد. در اين جلسه مقرر شد برای بررسی نتايج مطالعات يكسال گذشته با يك تقسيم كار ملی، مجمعی برای بررسی دقيق و كارشناسانه جهت نهايی كردن موضوع قانون مذكور، تصحيح بخش هايی از پيش نويس فعلی به منظور نيل به قانون جامع، مانع و ناظر بر مصوبات كلان دولت در بخش ورزش تشكيل شود. همچنين قرار شد توجه قانون اساسی، قوانين برنامه های توسعه و محورهای اساسی مطروحه در طرح جامع از ملزومات راهبردی مجمع مذكور قرار گيرد.

چين محروم از فوتبال زنان

به حكم فدراسيون بين المللی فوتبال «فيفا» چين مسابقات فوتبال جام جهانی زنان را كه برای تاريخ 23 سپتامبر تا 11 اكتبر، (19 ـ 1 مهر) برنامه ريزی شده است برگزار نمی كند و اين مسابقات در كشوری ديگر سازماندهی می شود. به گزارش خبرگزاری فرانسه از زوريخ، فيفا صبح شنبه، اين خبر را اعلام كرد. شيوع بيماری سارز در كشور چين دليل اين تصميم گيری اعلام شده است. كميسيون پزشكی فيفا براساس مشاوره و اعلام نظر از سازمان بهداشت جهانی اين تصميم را اتخاذ كرده است. آمريكا و استراليا دو كشوری هستند كه برای برگزاری اين مسابقات اعلام آمادگی كرده اند. در صورت آماده نبودن يكی از اين دو كشور برای ميزبانی فيفا ممكن است تاريخ ديگری را برای برگزاری مسابقات تعيين كند. فيفا در عين حال اعلام كرده است كه چين دوره بعدی مسابقات جام جهانی زنان را در سال 2007 برگزار خواهد كرد.

ژيمناستيك اروپا در مسكو

رقابت های ژيمناستيك قهرمانی اروپا «در بخش تيمی» مردان و زنان در مجموعه ورزشی «المپيك» شهر مسكو آغاز شد. در اين رقابت ها كه تا دو روز ادامه دارد تيم هايی از كشورهای اتريش، ايتاليا، انگليس، مجارستان، بلاروس، اوكراين و روسيه شركت دارند. از ويژگی اين مسابقات شركت قهرمانانی از ژيمناستيك «ورزشی» و «هنری» در آن است. در بخش ژيمناستيك ورزشی قهرمانان برجسته ای چون سوتالانا خوركينا، يلنازامولو چيكووا، نيكلای كريوكوف شركت داشته و در رشته های بارفيكس، خرك، دار حلقه و حركات زمينی به رقابت می پردازند. در بخش ژيمناستيك هنری نيز قهرمانانی از كشورهای مختلف از جمله روسيه شركت دارند. مسابقات قهرمانی ژيمناستيك اروپا برای ورزشكاران اين رشته، يكی از آخرين مسابقات رسمی پيش از برگزاری بازی های المپيك به شمار می رود. اين رقابت ها فرصت خوبی برای ورزشكاران به منظور محك زدن آمادگی خويش برای شركت در بازی های المپيك خواهد بود. اين مسابقات امروز به پايان می رسد.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو