|

در پی چاپ گزارشی تحت عنوان «جنگ در سايه» روابط عمومی صدا و سيما پاسخی مفصل برای همشهری ارسال كرد كه به دليل آنكه حجم پاسخ بيش از دوبرابر مطلب چاپ شده بود با اندكی تلخيص آن را درج می كنيم.
• • •
آنچه كه تحت عنوان «جنگ در سايه» و با زيرعنوان «بررسی پوشش خبری جنگ عراق از صداوسيما» در قالب مقاله - گزارش ضميمه سياسی همشهری مورخ 82/1/24 بيشتر حجم صفحه اول آن را به خود اختصاص داده و موضوع اصلی و «تيتر يك» انتخاب شده بود، برخلاف ظاهر امر نه تنها دربردارنده يك بررسی علمی و حرفه ای نبود بلكه به رغم تيترهای مندرج و نحوه صفحه آرايی، سخن تازه و در خور اعتنايی در برنداشت. به نظر می رسد شتابزدگی و غلبه نگاه سياسی مبتنی بر پيشداوری موجب شده است، مقاله - گزارش مزبور تنها به مدد تيتر درشت و كاريكاتور بزرگ به جز تداوم حملات رسانه ای هفته های اخير عليه صداوسيما، كاركرد ديگری نداشته باشد. فقدان نگرش علمی و حرفه ای منصفانه، كلی گويی و ابهام آفرينی، تكرار ادعاهای نادرست و عدم ارائه مصاديق و دلايل روشن، از ويژگی های بارز مطلب مزبور است و برخلاف مقدمه مفصل آن كه به تلاش آمريكا برای ارائه تصوير مطلوب خود از جنگ عليه عراق در رسانه های آمريكايی و بين المللی و سانسور واقعيات، اشاره می كند، بررسی موضع رسانه ای ايران و باز نشر اتهامات بی اساس عليه رسانه ملی صداوسيما عمدتا در چارچوب پارادايم رسانه ای نيروهای مهاجم صورت پذيرفته و شان و جايگاه آن مقاله را در حد يك بيانيه سياسی جناحی متعارض با منافع و امنيت ملی فروكاسته است. در بخشی از اين مطلب با وجود آنكه به اين واقعيت اذعان شده كه «دو روز اول جنگ، اطلاع رسانی سريع و لحظه به لحظه و تقريبا بی طرفانه شبكه های مختلف صداوسيما از وقايع و رويدادهای جنگ مورد توجه همگان قرار گرفت»، مع الوصف بدون ارائه مصاديق و دلايل معتبر ادعا شده كه پس از كند شدن پيشروی نيروهای مهاجم آمريكا و انگليس، «شيوه اطلاع رسانی اخبار جنگ متحول شد. »
البته تغيير «تحول» ذاتا می تواند دربردارنده مفهوم مثبت تغيير باشد ولی با توجه به جملات بعدی، مقاله همشهری مدعی وقوع تغيير منفی در شيوه اطلاع رسانی صداوسيما پس از دو روز اول جنگ شده و برای اثبات اين ادعای نادرست به استفاده بيشتر «اخبار مربوط به احتمال شكست آمريكا در جنگ، مقاومت و ايستادگی عراق در برابر حملات، اذيت و آزار غيرنظاميان نسبت به نظاميان (!) و تظاهرات ضدجنگ در جهان و تلفات و خسارات جانی جنگ» استفاده شده است. طبق مفاد مقاله همشهری و تاكيد بر تغيير «بيشتر مورد استفاده قرار گرفتن»، اعتراض و انتقاد به بيشتر شدن استفاده از اخبار فوق است. در حالی كه كم وبيش بودن انتشار اخبار فوق مستند به ميزان وقوع وجود اين گونه اخبار است و رسانه در تغيير ميزان آنها نقش و دخالتی نمی توانسته داشته باشد. ظاهرا نتيجه پذيرش چنين انتقادی آن است كه رسانه می بايست مداخله می كرد و به رغم افزايش اخبار مزبور، بخشی و برخی از اخبار را سانسور می كرد. البته احتمال شكست آمريكا در جنگ، هيچ گاه در اخبار و تحليل ها مطرح نشد بلكه بالعكس همه اخبار و تحليل های كارشناسان و مقامات سياسی و نظامی ضمن اذعان به حتمی بودن غلبه نظامی نيروهای مهاجم آمريكا و انگليس در جنگ نابرابر عليه رژيم متلاشی شده بعث عراق، دو واقعيت شكست حيثيتی و سياسی آمريكا در جهان و احتمال قوی طولانی شدن جنگ را نيز دربرداشت. حتی مقامات سياسی و نظامی آمريكا و انگليس نيز احتمال طولانی شدن جنگ را بارها طرح و تاكيد كرده بودند كه اين امر با تعبير به كار رفته در مقاله همشهری كاملا متفاوت است. چه قبل از وقوع تهاجم و چه پس از جنگ، هيچ خبری مبنی بر ادعای تحليل گر يا مقام رسمی داخلی و خارجی وجود نداشته و انتشار نيافته است كه مدعی احتمال شكست نظامی آمريكا در جنگ باشد. مشكلات بعدی آمريكا در صورت تداوم اشغال نظامی عراق و انزوای سياسی و ديپلماتيك آمريكا در عرصه بين المللی و شكست نيروهای مهاجم در عرصه افكار عمومی جهانی واقعياتی است كه در همه رسانه های جهان و از جمله روزنامه همشهری نيز به انحا مختلف بازتاب و انعكاس يافته است.
اخبار مربوط به مقاومت و ايستادگی برخی نيروهای عراقی در هفته اول جنگ نيز واقعيتی بود كه علاوه بر انتشار در تمامی رسانه های بين المللی و ملی كشورهای مختلف حتی در سانه های تحت كنترل و سانسور شده آمريكايی نيز انعكاس می يافت. انتشار اين اخبار در صداوسيما متناسب با ارزش های خبری و طبق ضوابط حرفه ای انجام می گرفت و نمی توان رسانه را به دليل اطلاع رسانی از اين واقعيات جنگ، به تغيير سياست اطلاع رسانی متهم ساخت. البته مقامات پنتاگون و كاخ سفيد معمولا در قبال اين گونه اخبار و ساير خبرهای مربوط به جنايات جنگی و تلفات انسانی گسترده ناشی از تهاجم آمريكا و انگليس واكنش های منفی نشان می دادند، اما به نظر نمی رسد كه قصد مقاله همشهری الزاما تكرار همين گونه واكنش ها باشد. همچنين اخبار مربوط به اذيت و آزار غيرنظاميان توسط نظاميان مهاجم (كه در مقاله همشهری «اذيت و آزار غيرنظاميان نسبت به نظاميان» درج شده است) و تلفات و خسارات جانی جنگ نيز كه به طور طبيعی با گسترش جنگ و طولانی شدن آن افزايش می يافت، كاملا واقع بينانه و مبتنی بر ماهيت انسانی و صلح طلب رسانه در صداوسيما انعكاس يافت. بديهی است كه ميزان و حجم واقعيات و رخدادهای مربوط به تلفات جنگ در روزهای بعدی بيشتر از دو روز اول جنگ است و افزايش منطقی اخبار آن ارتباطی با سياستگذاری رسانه ندارد مگر آنكه انتظار رود كه صداوسيما نيز مانند رسانه های آمريكايی می بايست شيوه سانسور و كتمان واقعيات را در پيش می گرفت و برای حفظ پرستيژ پنتاگون و كاخ سفيد درد و رنج و آلام مردم مظلوم عراق و واقعيات جنايات جنگی عليه غيرنظاميان و مناطق مسكونی را پخش نمی كرد. اخبار مربوط به تظاهرات ضد جنگ در جهان، پيش از آغاز جنگ نيز در بخش های خبری صداوسيما متناسب با وسعت و گسترش روزافزون آن انتشار می يافت و تغيير خاصی در مورد ميزان و حجم آنها در روزهای اوليه پس از جنگ نداشت البته پس از آغاز جنگ، ميزان اعتراضات مردمی و تظاهرات عليه تهاجم آمريكا و انگليس به عراق روند مضاعف و شتابنده ای گرفت كه رسانه ملی صداوسيما نيز همگام با افكار عمومی مردم جهان و ايران، بنا به وظيفه حرفه ای رسالت خبری خود واقعيت افكار عمومی بين المللی عليه جنگ را در حد ميسور به نمايش گذارد.
ضميمه سياسی همشهری در تاريخ 31 فروردين 82 ذيل عنوان تيتر يك و با نام «اينك آخرالزمان» [مطلبی از واكنش های ضدجنگ در جهان [منتشر ساخته است و مشابه آن را بارها در ساير صفحات و شماره های همشهری طی ماه های اخير می توان مشاهده كرد. بنابراين چرا بايستی رسانه ملی صداوسيما به دليل انتشار اخبار اعتراض جهانی عليه جنگ و جنگ افروزان آمريكايی و انگليسی مورد اتهام و ايراد واقع شود؟ اگر تغيير در ميزان و افزايش اخبار مربوط به اعتراض گسترده افكار عمومی بين المللی به تبع جهان واقع و رخدادهای عينی صورت پذيرفته است، آيا بايستی آن را تغيير جهت دار در شيوه اطلاع رسانی جنگ محسوب كرد و زير سوال برد؟ آيا انتشار اخبار اين واقعيات توسط صداوسيما آگاه سازی افكار عمومی نسبت به جنايات جنگی عليه غيرنظاميان و خسارات جانی و مالی مردم مظلوم عراق، مستوجب شماتت و اتهام است؟ و آيا منصفانه است كه جانبداری از مردم عراق به مفهوم جانبداری از رژيم منحوس و جنايتكار بعث عراق تحريف و سوءتعبير گردد؟
مقاله روزنامه همشهری در ادامه تاكيد كرده است كه «نوع تحليل ها و ادبيات به كار رفته در برنامه های رسانه ملی» موجب برانگيختن گلايه ها و اعتراض ها و انتقادهايی «نسبت به شيوه اطلاع رسانی اخبار جنگ» گرديد. اما اين مقاله روشن نساخته است كه اولا: نوع تحليل ها و ادبيات برنامه ها چه ارتباطی با شيوه اطلاع رسانی اخبار جنگ دارد و آيا صحيح است كه اين دو مقوله را يكسان فرض كرد؟ يا منطق و قاعده ايجاب می كند كه شيوه اطلاع رسانی خبری مستقل و متفاوت از تحليل ها برنامه ها بررسی و ارزيابی شوند؟ مقوله تحليل در ذات خود چندوجهی، متنوع و مختلف به ميزان تفاوت و تنوع كارشناسان و تحليلگران است و مسئوليت محتوای آنها بر عهده ارائه كنندگان است و رسانه تنها نقش انتقال و انعكاس بدون داوری آنها را ايفا می كند. آيا می توان آن را با شيوع اطلاع رسانی خبری كه در چارچوب سياستگذاری و با مسئوليت رسانه صورت می پذيرد، يكسان انگاشت و اين مغالطه را تصادفی و اتفاقی تلقی كرد؟ خلط اين دو موضوع به مغالطه رايجی انجاميده كه در اغلب اظهارات معدود افراد معترض صداوسيما در اين زمينه، به چشم می خورد. ثانيا: در مقاله همشهری روشن نشده است كه گلايه ها و اعتراض ها و انتقادهای صورت گرفته در چه سطوح و تا چه ميزان بوده و آيا وارد و صحيح بوده اند يا خير؟ انصاف علمی و شيوه روزنامه نگاری حرفه ای ايجاب می كند كه در ترسيم انواع داوری نسبت به عملكرد صداوسيما در قبال جنگ عراق، بدون اغراق و برجسته سازی يك وجه كوچك مطلوب، ديدگاه های مخالف و موافق به ميزان اهميت و كميت آنها بی طرفانه گزارش شوند و بازتاب داده شوند. در قبال بسياری از ديدگاه های مثبت و موافق شيوه اطلاع رسانی صداوسيما كه توسط بسياری از مسئولان ارشد و نخبگان رسانه ای ابراز شده است، چرا مقاله همشهری سكوت پيشه ساخته و فقط به اعتراض ها و گلايه ها بسنده كرده است. به گونه ای كه گويا فقط اعتراض و انتقاد بوده و اكثريت به معترضان اختصاص داشته است.
حال آنكه اعتراضات و حملات عليه صداوسيما به افراد معدودی با گرايش افراطی سياسی و جناحی خاص تعلق داشته و ديدگاه های موافق عملكرد صداوسيما هم از حيث سطح سياسی و اجرايی و هم از حيث كثرت و شمول طيف های گوناگون و كارشناسان، به مراتب بيشتر بوده است. اظهارات مثبت بسياری از نمايندگان محترم مجلس شورای اسلامی از جناح های مختلف، رياست محترم مجلس شورای اسلامی و برخی ديگر از مسئولان ارشد ساير قوا، اساسا به ديده مقاله همشهری مشاهده نشده و فقط اظهارات سه تن از نمايندگان محترم مجلس كه به مخالفان ثابت و حرفه ای و هميشگی صداوسيما بدل شده اند و ظاهرا بخشی از وظيفه و رسالت سياسی آنان مخالفت با رسانه ملی در هر شرايط و به هر بهانه ای تعيين گرديده، برجسته شده است. آيا نبايستی تاكيد كرد كه چرا اظهارات ساير نمايندگان محترم مجلس و رياست محترم مجلس در پاسخ به اظهارات مزبور و مشابه آنها كه در صحن مجلس و يا در مصاحبه ها ايراد شده اند در مقاله همشهری ناديده گرفته شده و سانسور شده اند؟ آيا اين امر كاملا اتفاقی است و يا لازمه روش علمی ضميمه همشهری در «بررسی انتقادی» يك موضوع است؟ آيا در قاموس ضميمه سياسی روزنامه همشهری، بررسی يعنی داوری يك جانبه و يك طرفه و كتمان بسياری از حقايق و واقعيات برای جا انداختن يك پيشداوری و يا ماموريت جناحی و سياسی در پوشش روزنامه نگاری حرفه ای و با رنگ و لعاب فريبنده؟ آيا چنين رفتاری مصداق همان چيزی نيست كه در ديدگاه صاحبنظران و كارشناسان، روزنامه نگاری سفارشی و پروپا گاند سياسی و جناحی خوانده می شود؟ در مقاله ضميمه سياسی همشهری شش سطر كوتاه از پاسخ معاون پارلمانی صداوسيما، در كنار بيش از 90 سطر مطالب نقل شده از سه نماينده محترم مجلس درج شده است. ولی در همين سطور كوتاه، عدم ارائه مصاديق توسط معترضان، تاييد مقامات مسئول از عملكرد صداوسيما و تطابق شيوع اطلاع رسانی با مصوبات كميته جنگ شورای عالی امنيت ملی، ذكر گرديده است كه می توانست نويسنده مقاله همشهری را به اين صرافت بيندازد كه حداقل قبل از نگارش چنين مقاله ای و تكرار و تفصيل اتهامات بی اساس به رسانه ملی كشور، در مورد موضوع كمی تحقيق نمايد و ضمن درك حساسيت های سياسی و امنيتی پيچيده آن، اين گونه غيرمسئولانه و خام دستانه قلم را بی محابا به گردش درنياورد.
ظاهرا نويسنده مقاله ضميمه همشهری از كنار اين واقعيت و نكته كليدی به سادگی عبور كرده است كه سياستگذاری شيوه اطلاع رسانی رسانه ملی صداوسيما بسيار فراتر و بالاتر از سطح نظرات شخصی تعدادی از نمايندگان محترم مجلس صورت پذيرفته و اصولا ديدگاه های فردی و جناحی در اين گونه موضوعات نمی تواند واجد تاثير و اهميتی باشد. مع الوصف به گونه ای در مقاله همشهری به بزرگنمايی و برجسته سازی اظهارات نادرست عليه صداوسيما پرداخته شده كه گويی در واقع علاوه بر صداوسيما، مراجع ذی ربط سياستگذاری كشور نيز مورد حمله و اعتراض قرار دارند و مالا مصالح و منافع و امنيت ملی كشور به سادگی با بی مبادلاتی ناديده گرفته شده اند. اما لازم به تاكيد است كه حتی در ديدگاه صرفا كارشناسی و حرفه ای نيز، عملكرد صداوسيما در قبال جنگ عراق از اعتبار و مشروعيت و صحت كافی برخوردار بوده است. به عنوان نمونه رئيس محترم دانشكده علوم ارتباطات و مركز آموزش رسانه ها طی مصاحبه ای با روزنامه متعلق به خبرگزاری جمهوری اسلامی ضمن تاكيد بر اين واقعيت كه ذات رسالت اجتماعی رسانه ها ايجاب می كند كه با جنگ آمريكا و انگليس عليه عراق مخالفت شود و به همين دليل هم «رسانه های منتقد جنگ موفق تر از رسانه های حامی جنگ بوده اند» درباره صداوسيما داوری و ارزيابی خويش را اين گونه ارائه می دهد: «جهت گيری رسانه های ديداری و شنيداری ما معطوف به نقد تمام عيار جنگ بود و با تهاجم نظامی مخالفت كرد. . . به نظر من سيمای جمهوری اسلامی ايران از لحاظ كاركرد خبری قوی ترين عملكرد را داشت. از اولين ساعت های جنگ تا جايی كه مقدورات اجازه می داد، اخبار پخش شد. اين داوری را از وجه نسبی قياسی می گويم نه مطلق. به نظر می آيد تلويزيون در اين جنگ برخلاف گذشته به واسطه برنامه ريزی قبلی و حضور زنده و استفاده از شبكه های ديگر قصور چندانی نداشت. بنابراين در قياس با گذشته، زنده تر و با تحرك بيشتری عمل كرد. هر چند كه رسانه ملی كشور بايد در عرصه تصميم گيری ها به مصالح و منافع ملی توجه داشته باشد و در اين زمينه مستقل عمل كند. تصميمات صداوسيما بايد نسبت به شورای عالی امنيت ملی و نظرات مسئولان ذی ربط در زمينه منافع استراتژيك و بلندمدت كشورمان حساسيت داشته باشد. » (روزنامه ايران - مورخ 20 فروردين 82 - ص 2 ستون گپ سياسی)
بديهی است كه نقل داوری فوق به مفهوم آن نيست كه در ديدگاه مسئولان صداوسيما عملكرد رسانه در قبال جنگ عراق خالی از نقصان و اشكال بوده است. در فرآيند توليد و پخش هزاران سطر و دقيقه خبر و گزارش و برنامه سياسی توليدی و زنده و مشكلات مختلف پيش روی صدها ساعت فعاليت شبانه روزی در ايام تعطيلات و محدوديت های فراوان امكانات و حضور فعال در مناطق مختلف درگيری و پيچيدگی و سرعت برخی تحولات و رويدادها و ده ها عامل برونی و درونی تاثيرگذار بر كيفيت ميزان تلاش های مجموعه تلاشگران صداوسيما به طور طبيعی مشكلات و اشكالات و نقائصی بروز می يافت. اتفاقا انتظار می رفت در مقالاتی مانند مقاله همشهری به جای تكرار اتهامات و نفی يكسره و مطلق همه زحمات و دستاوردهای صداوسيما، بررسی منصفانه و همه جانبه ای از عملكرد رسانه ملی ارائه می گشت و نقاط مثبت و قابل انتقاد در كنار هم برای مخاطبان بيان می شد و برای دست اندركاران نيز مفيد و راهگشا واقع می گشت. البته ظاهرا بايستی شكرگزار بود كه حداقل در مقاله ضميمه همشهری اطلاع رسانی صداوسيما از «دو روز اول جنگ» مورد تاييد و تقدير واقع گشته است چرا كه حتی همين دو روز هم به چشم تيزبين و ريزبين ساير معترضان و منتقدان نيامده است. هر چند نمی توان انكار كرد كه اذعان به مثبت بودن عملكرد در دو روز اول برای اثبات ژست انصاف و بی طرفی و سپس از دم تيغ گذراندن كل عملكرد رسانه ملی، چندان كافی به نظر نمی رسد. در ادامه مقاله همشهری به نقل از يك نماينده محترم ديگر مجلس ضمن اشاره به جانبداری فوج فوج مردم عراق از حزب بعث حاكم كه در طول جنگ عليه ايران، صريحا دفاع از مردم عراق را نفی می كند و تاكيد می كند كه: «فقط صدام و دولت او نبود كه با ما جنگيد، مردم عراق نيز با ما جنگيدند. » داوری وجدان انسانی و افكار عمومی در قبال اين گونه اظهارات چه می تواند باشد؟ چرا مقاله همشهری برخلاف مقدمه و موخره ضدجنگ خود با تاكيد و باز نشر اين گونه مطالب، خود به «پرورش انديشه جنگ»، «ترويج ادبيات نفرت» و «نمايش ذائقه جنگ خواهانه» همت ورزيده است؟ تعابيری كه در مقاله همشهری به عنوان واقعيات غم انگيز دنيای امروز و برخی رسانه ها برشمرده شده است.
حتی اگر تحليل نادرست و واژگون مذكور در مورد حمايت فوج فوج مردم عراق از رژيم بعث در طول جنگ را برخی بپذيرند و به تهاجم عراق عليه ايران صورت دموكراتيك بخشند و رژيم بعث را دارای پشتوانه مردمی معرفی كنند، باز هم براساس كدام منطق انسانی می توان وجدان بشری را در همراهی با جنايات عليه مردم بی دفاع پاسخ گفت و نه تنها با قربانيان بی گناه جنگ همدردی و همراهی نكرد بلكه آنان را مستحق نابودی و كشتار دانست و آلام و ناله ها و رنج های آنان را تاوان گذشته برشمرد و دستمايه شادی و رضايت خاطر فراهم ساخت؟ آيا در شان يك رسانه انسانی است كه چنين ديدگاه هايی را همدلانه بازتاب دهد و به دليل عداوت، آن را معيار و ملاك سنجش عملكرد رسانه ملی در جهت گيری حمايت از مردم مظلوم عراق قرار دهد؟ در حالی كه در اين جنگ بيش از 12 هزار تن از مردم غيرنظامی به قتل رسيده و ده ها هزار نفر مجروح و بی خانمان شده اند و هزاران منزل مسكونی با خاك يكسان گرديده و عوامل حزب بعث و دولت صدام تلفات بسيار ناچيز و اندك داده اند و نه تنها عملا آسيب جدی نديدند بلكه هم اكنون بسياری از مقامات برجسته آن با خيال آسوده خود را به نيروهای اشغالگر تسليم می كنند و سرنوشت بسياری از سران اصلی آن در ابهام است، در چنين شرايطی نماينده مزبور جنايات آمريكا و انگليس عليه مردم عراق را «دست تقدير الهی» درگرفتن انتقام از صدام و حزب بعث توصيف كرده و صداوسيما را به دليل جانبداری از مردم مظلوم عراق مورد هتك و حمله قرار داده است.
همين نماينده از عدم اعلام دستورالعمل های قانونی مربوط به شيوه اطلاع رسانی جنگ به شورای نظارت بر صداوسيما نيز انتقاد كرده است. البته اين نماينده محترم كه قادر به ارائه دليل و مصداق روشن برای منافات سياست خبری صداوسيما با مواضع رسمی كشور نبوده و اين واقعيت را ناديده گرفته كه سياست های خبری صداوسيما مطابق دستورالعمل های رسمی مراجع ذی ربط و در هماهنگی مستمر روزانه و گاه لحظه به لحظه با مسئولان ذی ربط تنظيم و اجرا می شده و تحت نظارت مستمر قرار داشته است، برای جبران ضعف ادعای نادرست خود، مطلب نادرست ديگری به صداوسيما نسبت داده كه آن هم واقعيت ندارد. اما يكی از روشن ترين مصاديق آلودگی به ديدگاه های سياسی اظهارات كذبی نظير اين موضوع است كه ادعا شده «رويكرد اين رسانه مورد اعتراض شورای عالی امنيت ملی هم قرار گرفته است.» بديهی است كه تلقی عمومی مخاطبان از اين جمله آن است كه بعد از بحث و بررسی در شورای عالی امنيت ملی، جمع بندی و يا نظريه اكثريت، اعتراض به رويكرد صداوسيما بوده است. حال آنكه اين امر كاملا كذب و نادرست است و قطعا نمی توان گفت كه منظور از ادعای مزبور آن است كه يكی از اعضای شورای عالی امنيت ملی اعتراض و يا ديدگاهی را طرح كرده و پاسخ آن ارائه شده باشد. برخلاف اين ادعای نادرست نه تنها شورای عالی امنيت ملی هرگز به رويكرد رسانه ملی در قبال جنگ عراق اعتراضی نكرده است بلكه در صورتجلسات آن رسما از زحمات و خدمات صداوسيما تقدير نيز شده است. نماينده مزبور پس از بيان ادعای نادرست فوق با ذكر اتهام نادرست ديگری مبنی بر عدم توجه سازمان صداوسيما به نظارت و تذكرات مراجع ذی ربط، نحوه پوشش اخبار جنگ افغانستان و عراق را مشابه هم توصيف كرده است.
البته اگر منظور آن باشد كه صداوسيما می بايست هر لحظه خود را با اميال و نظرات متعدد و مختلف و متعارض و متنوع اشخاص مدعی گوناگون تطبيق نمايد و هر يك از افراد را در هر سطحی حتی در حد يك عضو دستگاهی را در جايگاه و مقام هويت حقوقی نظارت و تذكر به رسانه ملی محسوب نمايد، می توان گفت كه اعتراض و انتظار فوق وارد است. بديهی است كه صداوسيما نمی تواند و نمی بايست پاسخگوی انتظارات و توقعات غيرقانونی و شخصی افرادی باشد كه به دليل عضويت در كميته تحقيق و تفحص يا شورای نظارت، مطالبات خاص و ويژه برای اعمال نظرات شخصی يا جناحی خويش دارند. به طور طبيعی رويه و روال قانونی هر نوع نظارت و تحقيق و تفحصی مانند ساير دستگاه ها در مورد سازمان صداوسيما نيز طی می شود و اين گونه اتهامات و بدگويی ها درباره صداوسيما حتی اگر برخی اذهان را موقتا تحت تاثير قرار دهد، در درازمدت نخواهد توانست ايستادگی و پافشاری مسئولان رسانه ملی بر قانون و التزام به وظايف و اختيارات قانونی آنان را در مريی و منظر افكار عمومی مشوه و واژگونه سازد. در مورد تشبيه سياست خبری جنگ افغانستان و عراق هم كاملا روشن است كه اساسا تفاوت های ماهوی بسياری بين اين دو موضوع وجود دارد ولی از حيث اشتراك در نيروی مهاجم كه آمريكا است شايد برخی اشخاص از آشكار شدن بيشتر چهره جنگ افروز و جنايتكار آمريكا در اين دو واقعه و به ويژه در جنگ عراق، به خشم آمده اند و نگرانی و آزردگی خويش را متوجه رسانه ملی می سازند. اگر منظور از غلظت بيشتر پوشش جنايات آمريكا در عراق نسبت به افغانستان، گسترش ابعاد و دامنه جنايات آمريكا و انگليس است، نيروهای مهاجم خود بايستی پاسخگو باشند كه چرا حجم و ميزان بيشتری از كشتار غيرنظاميان در جنگ عراق به وقوع پيوسته است. رسانه مظلوم ملی كه مرغ عروسی و عزای برخی از افراطيون عرصه سياست شده است چه گناهی كرده و چرا بايستی تاوان پس بدهد و به دليل انعكاس واقعيات آماج خشم قرار گيرد؟
لازم به تذكر و تاكيد است كه اعتراض به شيوه اطلاع رسانی صداوسيما در قبال تهاجم آمريكا و انگليس به عراق ابتدا از تاريخ 82/1/2 توسط راديو فردا وابسته به دولت آمريكا آغاز شد و در ادامه بخش فارسی راديو رژيم صهيونيستی، راديو آمريكا، راديو بی بی سی، خبرگزاری انگليسی رويتر و چند رسانه بيگانه ديگر در اين زمينه به توليد و پخش خبر و گزارش و مصاحبه پرداختند كه متاسفانه برخی خطوط تبليغی و خبری آنها در برخی مطبوعات داخلی نيز آشكار و يا غيرمستقيم تكرار و انعكاس يافت. بديهی است كه نمی توان اثبات كرد كه الزاما معترضان و منتقدان صداوسيما همگی آگاهانه و دقيقا به همراهی و همكاری با راديوهای معاند و بيگانه پرداخته اند و همان تحليل ها و ديدگاه ها را به عنوان ديدگاه های خود بيان كرده اند. اما نمی توان از اين واقعيت نيز چشم پوشی كرد كه متاسفانه همزمانی، همسويی و مشابهت های فراوانی بين اتهامات و ادعاهای مطروحه در رسانه های بيگانه و اظهارات برخی اشخاص و مطالب بعضی مطبوعات داخلی وجود داشته است. در خاتمه همان گونه كه در پاسخ به اظهارات يكی از نمايندگان محترم مجلس در اطلاعيه روابط عمومی مورخ 82/1/20 اعلام گرديد مجددا تاكيد می شود كه: «سياست های خبری صداوسيما براساس مصوبات مراجع ذی ربط كشور و مبتنی بر واقع نمايی و اصول انسانی محكوميت تجاوز و دفاع از مردم مظلوم عراق، تنظيم شده كه صحت و درستی آن نزد افكار عمومی مردم رشيد و آگاه ايران اسلامی آشكار است و در قبال اين گونه اتهامات و جنجال آفرينی های بی اساس، داوری مردم كفايت می كند.» |