Persian Archive

• نابغه رايان
• ورزش سياسی كوبا- ۴
• دهكده را ترك نكنيد
• اسب های زين شده
• از ما بياموزيد
• آمارگيری ايرانی
• هيچی نبود
• قانون شكن


آران: «من پسر مادرم هستم» هنگامی كه پدر و مادرش از هم جدا شدند، تصميم خود را گرفت. هنوز فرصت داشت تا بنا به شرايط ميان ولزی بودن يا انگليسی بودن يكی را برگزيند اما رايان با جمله ای به يادماندنی به رويای جام جهانی كه بر تن كردن پيراهن انگليس می توانست آن را تحقق بخشد، پشت پا زد و در شانزده سالگی به «دره سبز» بازگشت تا پسر يك مادر ولزی باشد نه يك پدر انگليسی. آن هنگام او كاپيتان تيم ملی دانش آموزی انگليس بود و انگليسی ها دربه در به دنبال يك گوش چپ با آتيه مثل او می گشتند، ولی رايان می دانست كه مردم ولز بيشتر به يك قهرمان بومی نياز دارند. رايان گيگز يك فوتباليست عادی نيست. او ابرستاره ای است كه با سرعت و تكنيك خارق العاده اش هرگز پشت تصوير ستاره های رسانه ای مثل بكام گم نشده است. قدرت كنترل و تعادل بی همتای اين جادوگر ولزی كلاس بازی او را از سايرستاره های حاشيه ساز اولدترافورد متمايز ساخته. به راحتی می توان گفت رايان يك نابغه است. با اين وجود اين ولزی متواضع تأكيد می كند كه هيچ تفاوتی با ديگران ندارد؛ «من در زمين تمرين سخت تلاش می كنم درست مثل ديگر هم تيمی هايم. يك بازيكن هر اندازه كه بزرگ باشد و هر چقدر سن بيشتری داشته باشد باز هم بايد هنگام تمرين روی خيلی چيزها كار كند. من هم مستثنی نيستم. بايد كامل بودن را تمرين كرد تا بهترين شد. »

كودكی سرگردان

رايان هفت ساله بود كه خانه اجدادی اش در دره هميشه سبز كارديف را ترك كرد. او را به بندر منچستر بردند جايی كه پدرش «دنی ويلسون» برای سوينتون در ليگ حرفه ای راگبی بازی می كرد. چهار سال بعد والدينش از هم جدا شدند و رايان كه تنها و سرگردان مانده بود فوتبال را يافت. او بعدها اعتراف كرد فوتبال مايه رهايی اش از دغدغه های خانوادگی بوده است. او ورزش را خيلی ديرتر از بچه های عادی آغاز كرد. اولين بار كه پايش به توپ خورد يازده ساله بود ولی خيلی زود عضو ثابت تيم مدرسه ای «دينز» شد كه يكشنبه ها جلوی والدين بازی می كردند. وقتی رايان سوار بر توپ نخستين چشمه های حركات منحصربه فرد امروزی اش را به نمايش گذاشت ديگر به پشت سرش نگاه نكرد. او يك بال هجومی بود كه مستقيما به جلو حركت می كرد. بسيار كم اند فوتباليست هايی كه از همان آغاز پست تخصصی خود را برگزينند. رايان دوازده ساله تصميم گرفت برای هميشه يك بال چپ انفجاری باشد. اين نخستين گامی بود كه او به سوی شخصيت كنونی اش برداشت: «مرد انتخاب های يگانه و ابدی»

روياها

پس از آن رايان پا به توپ جلو رفت، مشكلات را دريبل زد و با سرعت از چنگ سرگردانی گريخت. دست تقدير همچنان دوراهی هايی پيش پايش می گذاشت تا قدرت انتخاب او رفته رفته بالاتر رود. وقتی رايان داشت قد می كشيد پيراهن آبی منچسترسيتی كم كم برايش تنگ می شد. او با اين پيراهن در «مين رود» زمين اختصاصی من سيتی مدارج پيشرفت در تيم های پايه رقيب همشهری من يو را می پيمود، اما قلبش برای سرخ های اولدترافورد می تپيد.

رايان از رويای آن روزها می گويد: «من هوادار سفت و سخت منچستريونايتد بودم در حالی كه بسياری از همبازی هايم حقيقتا به پيراهن منچسترسيتی عشق می ورزيدند. ستاره های محبوب من «مارك هيوز» و «يان راش» و «برايان رابسون» بودند كه آن موقع در اولدترافورد می درخشيدند. هرگز روزی را كه ساعت ها برای گرفتن امضا از رابسون معطل شدم فراموش نمی كنم. با اين وجود «مارك هيوز» و «يان راش» كمی فرق داشتند. آنها اسطوره های ملی ولز بودند. هميشه آرزو داشتم در كنار هيوز يا راش بازی كنم و اينقدر خوشبخت بودم كه چند سال بعد به آرزويم برسم. »

شيطان كوچك

رايان تازه چهارده سالش شده بود كه مردی با لهجه اسكاتلندی دم در خانه شان آمد. او «آلكس فرگوسن» بود كه داندی را قهرمان اسكاتلند ساخته و سپس جانشين «جاك استين» مرحوم بر نيمكت مربی گری اسكاتلند در جام جهانی 1986 شده بود. آن زمان فرگوسن تازه به شياطين سرخ پيوسته بود و از ابتدا در جست وجوی استعدادهای نابی بود كه بتوانند تيم رويايی اش را در آينده تشكيل دهند. فرگوسن «رايان ويلسون» را به آكادمی اولدترافورد آورد. در همان سال (1987) من يوها نخستين عنوان از عناوين زنجيره ای شان را كه تا شانزده سال بعد ادامه يافت به چنگ آوردند. كسی چه می داند شايد اين مسير درخشان به يمن قدم «ديمين» شكل گرفته باشد. ديمين لقبی بود كه همبازی های رايان به خاطر شباهت او به كاراكتر «طالع نحس» بر او نهاده بودند اما در حقيقت چنين لقبی از نبوغ بی پايان اين شيطان كوچك سرچشمه می گرفت. رايان خيلی زود نشانه های يك فوق ستاره را متبلور ساخت. «آلن اسميت» بزرگ ترين مربی آكادمی جوانان منچستريونايتد نبوغ او را چنين توصيف می كند: «وقتی بازی او را می ديدم می خواستم اشك شوق بريزم. »

تولد گيگز

رايان در 14 سالگی در پست بال چپ نوجوانان منچستريونايتد بی همتا به نظر می رسيد. درخشش او در كنار استعدادهای ديگری مثل ديويد بكام، پل اسكولز، نيكی بات و گری نويل آينده درخشانی را برای شياطين سرخ نويد می داد. او كه نخستين كشف بزرگ آلكس فرگوسن محسوب می شد از همان زمان بر همتايان نوجوانش تقدم داشت. دو سال پس از آن مايه تحولات بزرگی در زندگی رايان بودند. در شانزده سالگی او به مقطعی رسيده بود كه می توانست هويت خانوادگی اش را تعيين كند. رايان آن جمله معروف را در همين مقطع بر زبان آورد: «روزی دنيا بايد بداند كه من پسر مادرم بوده ام. » او فاميل پدری «ويلسون» را به كناری نهاد و فاميل «گيگز» را برگزيد كه يك واژه سلتی اصيل برگرفته از موسيقی سنتی ولز و ايرلند است. رايان گيگز شانزده ساله با هويت تازه اش گام های بلندی برداشت. فرگوسن به او مجال داد تا نخستين بازی رسمی اش در ليگ دسته اول انگلستان را برای يونايتدها برگزار كند. مسابقه ای كه هرگز از يادها نخواهد رفت. او پای به دربی بزرگ شهر منچستر گذاشت و تنها گل بازی را وارد دروازه تيم سابقش كرد. چند ماه بعد او كه هنوز برای تيم ملی ولز بازی نكرده بود، بازوبند كاپيتانی تيم ملی مدارس انگليس را بر بازو بست و در پايان نخستين فصل حضورش در فوتبال حرفه ای به عنوان پديده جوان فوتبال جزيره انتخاب شد. يك سال بعد گيگز در سن هفده سال و 321 روز پيراهن سرخ تيم ملی ولز را بر تن كرد تا جوان ترين ملی پوش تاريخ ولز لقب گيرد. او با اين كار به مطبوعات انگليسی كه انتظار داشتند «شيطان كوچك» تبديل به گوش چپ نوظهور تيم ملی انگلستان شود دهن كجی نمود و شير بال دار اساطيری ولز را به شيرهای مغرور نشان سلطنتی بريتانيا ترجيح داد. بدين ترتيب در سال 1991 او در نخستين بازی ملی مقابل آلمان غربی قهرمان جام جهانی به ميدان رفت و بلافاصله برای دومين فصل پياپی جوان اول فوتبال جزيره شد و جايزه ويژه فوتبال نويسان انگليس (PFA) را از آن خود كرد كه تاكنون هيچ پديده ديگری جز او نتوانسته دوبار متوالی اين عنوان را به دست آورد.

تشنه پيروزی

از آن زمان تا امروز گيگز 16 عنوان مختلف شامل هفت قهرمانی ليگ برتر، سه جام حذفی و يك قهرمانی ليگ قهرمانان اروپا را همراه من يو فتح كرده اما همچنان تشنه پيروزی است. می گويد: «احساس پيروزی همواره در من قوی تر و قوی تر می شود زيرا هرچه می گذرد بردن سخت تر می شود. » «احساس می كنم، هر سال كه از عمرم می گذرد فوتبال سخت تر می شود اما همين انگيزه ای است كه اراده ام را محكم تر می سازد. » «زمانی را به ياد می آورم كه هفده ساله بودم و می خواستم هر طور شده به تيم اصلی راه يابم اما حالا جوان ترهای دور و برم را می بينم كه بسيار حريص تر از جوانی من، جايگاهم در تيم اصلی را طلب می كنند. » با اين وجود من مصمم هستم جايگاهم را حفظ كنم. هركس كه می خواهد در منچستريونايتد بماند بايد همين طور باشد. عليرغم چنين انگيزه بالايی موفقيت تنها چيزی نيست كه رايان بدان می انديشد. او مهم ترين رويكرد خود را برقراری رابطه عاشقانه با فوتبال و لذت بردن از لحظه لحظه آن می داند. «به جوان ترها توصيه می كنم تا می توانند تمرين كنند و هميشه به مربيانشان گوش فرا دهند، زيرا آنها تجربيات بيشتری دارند. بله به تجربيات آنها گوش دهيد ولی مهم تر اعتنا كردن به احساس اشتياق درون خودتان است. »

كوتاه و شخصی

با نگاهی به زندگی رايان گيگز ردپای يك نابغه حقيقی را می بينيم. اگرچه حضور گيگز در اولدترافورد خبرسازترين استاديوم دنيای فوتبال، موهبت بزرگی برای اوست اما رايان هرگز در هياهوی تبليغاتی غرق نشده. او يك زندگی شاد و آرام دارد و همواره سعی می كند نماينده سربلندی برای جامعه ولزی های منچستر باشد. شهری كه بيش از يك قرن پذيرای كارگران مهاجر ولزی در صنايع و معادن خود بوده است. رايان علاقه بی حد و حصری به گردآوری كلكسيونی از اتومبيل های لوكس دارد و اين تنها زمينه ای است كه او و بكام در آن رقابت دارند. وقتی او بهترين بازيكن فينال جام بين قاره ای 1999 (جام تويوتا) ميان منچستر يونايتد و پالميراس شناخته شد و آخرين مدل لوكس كمپانی تويوتا را پاداش گرفت بكام علنا اظهار داشت كه برای لحظاتی به رايان حسادت كرده است. در كلكسيون او يك «سوبارو ايمپرزا»ی 50 هزار پوندی با موتور تقويت شده، يك بی. ام. وی 40 هزاردلاری، يك چروكی 30 هزار پوندی و يك رنوكليوی سفارشی 15 هزار پوندی به چشم می خورند اما گل سرسبد اين كلكسيون مجموعه فراری های بی نظير اوست كه مدل «مارانلو»ی 105 هزار پوندی در آن ميان می درخشد. اما اخيرا كمپانی پورشه يك مدل كاملا اتوماتيك خاص رايان طراحی كرده كه صندلی و پدال هايش با توجه به مصدوميت عضلات همسترينگ پای او طراحی شده اند. اتومبيلی كه در ماه های اخير به مونس رايان تبديل شده است.

اينك ولز

رايان همانند ديگر ابرستاره های فوتبال معاصر هرگز شانس درخشش در جام جهانی و جام ملت های اروپا را نداشته با اين وجود هميشه نام او در جمع نوابغ فوتبال آورده شده. امروز تصور «منچستريونايتد» بدون ايفای نقش گيگز غيرممكن است. او زيباترين گل يونايتدها در تاريخ ده ساله ليگ برتر را در فصل 99 ـ 98 وارد دروازه آرسنال نموده و تنها ستاره اولدترافورد بوده كه در ميانه دوران بازيگری اش برايش مراسم بزرگداشت ترتيب داده اند. وقتی در سال 94 در مسابقه يادبود بست و چارلتون او مقابل دو اسطوره پا به سن گذاشته يونايتدها بازی كرد، جورج بست گيگز 21 ساله را يگانه استعداد بريتانيايی بازمانده از سبك فوتبال كلاسيك دانست و به يك شركت كامپيوتری كه می خواست حركات او در دهه های 60 و 70 را به صورت گرافيكی شبيه سازی كند پيشنهاد داد از حركات امروزی گيگز الگوبرداری كند. برايان كيد دستيار سابق فرگوسن استعداد گيگز را چنين تشريح می كند: «استعداد او ناب و خدادادی است. كسی ديگر نمی تواند كارهای او را تقليد كند زيرا اين كارها فقط از گيگز برمی آيد. به خصوص آن پاس های ناگهانی كه هيچ كس انتظارش را ندارد. » سر آلكس فرگوسن مردی كه با گيگز پای به اولدترافورد گذاشت قديمی ترين شاگرد خود را چنين تمجيد می كند: «وقتی او به نقطه اوج بازی اش می رسد هيچ تيمی در دنيا نمی تواند جلوی شتاب و نفوذ او را بگيرد. » در حالی كه رايان تمام دوران بازيگری اش را با يك چشم انداز باشگاهی وسيع و يك چشم انداز ملی محدود سپری كرده است، حالا در آستانه 30 سالگی آينده ای كاملا متفاوت برای او در شرف تكوين است. اين بار من يو توسط تيم رويايی رئال از گردونه ليگ قهرمانان بيرون نهاده شده و در عوض تيم ملی ولز پس از نيم قرن شانس حضور در يك رقابت بين المللی طراز اول را بسيار پررنگ يافته است. ظهور نسل جديدی از ستاره های ولزی مثل كرگ بلامی و رابی ساويج سرخپوشان ولز را برای نخستين بار پس از جام جهانی (1958) در موقعيت صعود به يك رقابت بزرگ يعنی يورو 2004 قرار داده. گال ها حتی ايتاليای مغرور را هم از پا در آوردند و حالا در صدر گروهی ايستاده اند كه يوگسلاوی و ايتاليا اميدهای اصلی صعود محسوب می شدند.

گيگز آينده را روشن می بيند: «آينده پرجاذبه ای پيش روست حتی برای پيرمردی مثل من!» تا آنجا كه می دانم در سال های اخير هيچ فرصتی بهتر از اين برای بازی كردن با پيراهن ولز وجود نداشته است. » پس از قوت گرفتن شايعه ترك اولدترافورد توسط گيگز و پيوستن به اينترميلان او بسيار زير فشار قرار گرفته اما از خود دفاع می كند: «بله، می دانم شايعاتی راجع به پيوستن من به اينترميلان وجود دارد اما هنوز سه سال تا پايان قراردادم باقی مانده و من هم قصد ندارم اولدترافورد را ترك كنم. مسابقه حرفه ای من در اينجا شكل گرفته و من به باشگاه مردم و شهر منچستر عشق می ورزم. تمام زندگی ام را اينجا گذرانده ام، پس چه طور می توانم جای ديگری بروم. » اما نبايد فراموش كرد كه گيگز و بكام هميشه بر سر سرعت با هم رقابت داشته اند چه به عنوان دو بال موازی و چه در مورد اتومبيل های كورسی. آيا اين مسابقه سرعت به سفر هر دو از منچستر خواهد انجاميد؟

منبع: بی.بی.سی


آرش راهبر: «در همه جای دنيا قهرمانان زندگی بهتری نسبت به عموم مردم دارند. در ايالات متحده قهرمانان همه ميليونر هستند. اين يك پديده جهانی است. ما كوبايی ها از سياره ای ديگر نيامده ايم. بنابراين بايد به اين تفاوت ها توجه كنيم. به خصوص كه آمريكا درست بيخ گوش ماست و ممكن است قهرمانان ما به مقايسه هايی ميان خود و سوپراستارهای يانكی بپردازند. »

يك اسلحه سياسی

بازی های المپيك باستانی جنگجويان يونانی را از جبهه های نبرد به ميادين بازی و ورزش كشاند. اين حركت اگر در دوران المپيك جديد به شكل ديگری ادامه يافت اما گاهی اوقات جريانی معكوس پيدا كرد. آدولف هيتلر از جمله كسانی بود كه بازی های المپيك را از يك ميدان ورزشی صرف تبديل به نمايشگاهی برای نمايش قدرت نژاد برتر يعنی نژاد آريايی كرد. 60 سال بعد در حالی كه سال ها از پايان جنگ جهانی دوم می گذشت نوبت به آمريكايی ها رسيد تا در بازی های المپيك آتلانتا مظاهر سرمايه داری را به ناظران ميلياردی در سراسر جهان نشان دهند. به همين منوال كشورهای كمونيستی و سوسياليستی نيز از ورزش برای نمايش شرايط جاری در كشورشان استفاده كردند. كوبا هم از جمله كشورهای بلوك شرق بود كه از نظر سياسی و اجتماعی رد پاهای واضحی در سيستم ورزشی آن به چشم می خورد. در بطن اين نمايش های تبليغاتی اين ورزشكاران بودند كه به عنوان مهم ترين مولفه ها نقش اصلی را در تبليغ يا دفاع از نظام های اجتماعی و سياسی به عهده داشتند. در كوبا نيز نمونه های آشكاری وجود داشتند كه برای رژيم فيدل كاسترو تبليغ می كردند.

«آنا فيدليا كوئيروت» يكی از بزرگ ترين و مشهورترين تابلوهای تبليغاتی كوبا در زمان خود بود. او كه در يك خانواده فقير در شهر سانتياگو دكوبا متولد شده بود، در سن يازده سالگی به رقابت های بين المللی ورزش راه پيدا كرد. او به سرعت تبديل به يكی از بهترين دوندگان نيمه استقامت دنيا شد. تحريم المپيك های 1984 لس آنجلس و 1988 سئول از سوی دولت كوبا باعث شد تا كوئيروت در بهترين شرايط سنی و جسمانی از كسب مدال طلای حتمی المپيك محروم بماند. در سال 1993 او در حادثه انفجار اجاق نفتی منزل اش دچار سوختگی شديدی شد به طوری كه پزشكان معالج حتی راه رفتن را رويای ابدی او دانستند. اما دو سال بعد در ميان ناباوری و بهت جهانيان كوئيروت مدال طلای دوی 800 متر را در مسابقات گوته بورگ سوئد به دست آورد. اين پيروزی بزرگ اعتبار زيادی برای سيستم ورزش و در نهايت روش زندگی اجتماعی و سياسی كوبا به همراه آورد. كوبايی ها نيز روی بازگشت حيرت انگيز كوئيروت به مسابقات جهانی مانور تبليغاتی زيادی كردند.

كوئيروت در سال 1998 خود را بازنشسته كرد و با ترك دنيای قهرمانی زندگی آرامی را در ويلای مجللش در هاوانا در كنار همسر و دو فرزندش آغاز كرد. اين ويلای مجلل هديه ای ويژه از سوی دولت بود، چرا كه قهرمانی كوئيروت در مسابقات جهانی سبب شد تا كوبا اعتبار ويژه ای در عرصه بين المللی پيدا كند. هر چند كه اعطای اين ويلای مجلل نشانه های رونق اقتصادی كوبا به شمار نمی رفت و مشكلات اقتصادی مردم همچنان پا بر جا بود. شايد به همين دليل بود كه تنی چند از ورزشكاران كوبا كشورشان را برای كسب درآمد بيشتر ترك كردند. «آنا فيدليا كوئيروت» در يكی از مصاحبه هايش گفت: «درست است، بعضی از ورزشكاران ما به خصوص دوندگان، كوبا را به مقصد آمريكا يا كشورهای ديگر ترك كرده اند تا درآمدهای بيشتری به دست آورند اما آنها اين امتيازات را به اين دليل به دست آورده اند كه در كوبا آموزش مناسبی ديده و تمرينات بسيار خوبی را پشت سر گذاشته اند. اين كار يك نوع وطن فروشی است. » كوئيروت با لحن شديدتری نطق خود را آتشين ساخت و گفت: «اين عده از ورزشكاران ناسپاس هستند. آنها می بايست زحمات دولت، خانواده و همسرانشان را پاس می داشتند. دولت كوبا به خانواده های آنها سوبسيد و يارانه داده و امكانات شكوفايی استعداد آنها را فراهم كرده است. »

كوئيروت در هيأت يك وكيل مدافع با اين جملات سيستم ورزشی كوبا را درست جلوه می دهد و به نحوی به تبليغ آن می پردازد. شايد اين واكنش در قبال توجه دولت به وی توجيه پذير به نظر می آمد. به هر حال كوئيروت خواسته يا ناخواسته تبديل به سخنگوی دولت از موضع ورزش شد.


دهكده را ترك نكنيد

كميته ملی المپيك استراليا در نظر دارد محدوديت هايی برای رفت و آمد ورزشكاران استراليايی به رستوران ها، كلوب های شبانه و مركز شهر آتن در نظر بگيرد. مسئولان استراليايی تاكيد كرده اند كه امنيت ورزشكارانشان را فقط در داخل دهكده تامين خواهند كرد. از جايی كه مقامات استراليايی همواره تاكيد می كنند كه ورزشكاران اين كشور با هيچ تهديد مستقيم يا غيرمستقيمی مواجه نيستند، در نظر گرفتن چنين قوانينی برای افزايش پوشش امنيتی آنها به چه دليل است؟ مشكل از يك رستوران شروع شده. در حادثه بمب گذاری در رستورانی در جزيره بالی اندونزی كه 202 كشته داشت، 89 استراليايی هم حضور داشتند. به هر حال اين تصميم هنوز قطعی نشده و امكان تجديدنظر وجود دارد.

اسب های زين شده

اسب ها را زين كرده اند برای بازی های آسيايی 2006 قطر. رئيس فدراسيون سواركاری كه اعلام كرده منتظر نقد و بررسی رسانه های همگانی است، برگزاری مسابقات بين المللی سواركاری جام خليج فارس در ايران را يكی از برنامه های آتی خود عنوان كرده. تابش در مورد اينكه چه تصميمی برای فدراسيون سواركاری دارد گفته است: «با همياری كارشناسان اين رشته ورزشی، نخست به ارزيابی نقاط ضعف و قوت اين رشته ورزشی در جهات مختلف می پردازيم و سپس برنامه های خود را برای رشد و پويايی سواركاری اعلام می كنيم. »

از ما بياموزيد

فدراسيون فوتبال آرژانتين بازی های روزهای شنبه و يكشنبه گذشته را به خاطر برگزاری انتخابات رياست جمهوری تعطيل كرد. دو بازی لغو شده در اين دو روز ريور پلات ـ نويدا شيكاگو و بوكا جونيورز ـ ولز سارز فيلد بودند. گفته می شود برنامه ريزان فدراسيون فوتبال آرژانتين توانايی فدراسيون فوتبال ايران در برگزاری ليگ را ستوده اند، زيرا به نظر می رسد در صورت غيبت تمامی بازيكنان فوتبال يا مثلا مريضی آنها باز هم ليگ برگزار می شود. حتی اگر انتخابات رياست جمهوری هم برگزار شود كاری می كنند كه صندوق ها به زمين فوتبال بيايند.

آمارگيری ايرانی

طبق آخرين آمارگيری طبقه بندی شده، «بسيار زياد» درصدی از بانوان كشور به بازی بيليارد علاقه مندند. خانم حيدری، مسئول انجمن بيليارد بانوان، خبر از اين آمارگيری داده است. او اعلام كرده: «بانوان در سطوح، طبقات و سنين مختلف، علاقه زيادی به يادگيری و تمرين اين رشته دارند. » و خبرگزاری ايرنا صحبت های حيدری را با تيتر مزين كرده است: «استقبال بانوان از بيليارد، بسيار زياد اعلام شد.» روش جديد آمارگيری با تلاش متخصصان داخلی طبخ و با ساخت اين روش كلی ميليارد تومان هزينه ارزی صرفه جويی شده است. در اين روش آمارگيری، درصدهای اين هوا، چخ، بسيار زياد، خيلی، يه كمی بيشتر، از قبل كمتر، تا حدی، همين قدر، دو بند انگشت، چند كيلو، افتضاح، وای چه قدر بد پيش بينی شده است. با توجه به اطلاعاتی كه كسب كرديد، توجه كنيد كه چه قدر زيادند خانم هايی كه به بيليارد علاقه دارند. بنا به اطلاعات خانم حيدری، استان های تهران، خراسان، اصفهان، شيراز، گلستان و مازندران در اين زمينه خيلی فعال اند و جديدا استان های خوزستان، كرمانشاه، قم و سيستان و بلوچستان هم فعاليت شان را آغاز كرده اند. بد نيست بدانيد بيليارد قهرمانی باشگاه های كشور در سال گذشته با حضور 20 خانم از 6 باشگاه برگزار شد. خانم حيدری در مورد حضور خانم ها در ورزش بولينگ گفته است: «فعاليت در اين بخش بسيار محدود بوده و تنها تعداد معدودی از خانم های تهرانی در مجموعه ورزشی شهيد چمران به اين رشته می پردازند.»

هيچی نبود

مديرعامل باشگاه پرسپوليس اعلام كرده كه اگر كريم بخواهد می تواند در تمرينات پرسپوليس شركت كند. البته صحبت های مدير به اين معنا نيست كه كار كريم و پرسپوليس در شورای عالی انضباطی به پايان رسيده اما شما می توانيد به زودی پايان اين جنگ خانمانسوز را تماشا كنيد. البته مشكل همگی بازيكنان در مورد چك های برگشتی و پول به زودی حل می شود، مثل هميشه. در رابطه با آمدن مربی خارجی هم با مربيانی از كشورهای انگليس، آلمان، كرواسی و آرژانتين صحبت كرده اند و احيانا باب مذاكره با مربيان ساحل عاج، هند، ليختن اشتاين و. . . نيز گشوده خواهد شد.

قانون شكن

به علت شيوع بيماری سارز در برخی از كشورهای شرق آسيا، مسابقات قايقرانی قهرمانی آسيا كه قرار بود در چين تايپه برگزار شود، تا اطلاع ثانوی به تعويق افتاد. به گزارش ايسنا، سومين دوره مسابقات قايقرانی رشته آب های خروشان و اسلالوم قهرمانی آسيا (خرداد ماه 82) دهمين دوره مسابقات قايقرانی رشته كانوپولو قهرمانی آسيا (مهر ماه 82) و اولين دوره مسابقات قايقرانی رشته دراگان قهرمانی آسيا (مهر ماه 82) به علت شيوع بيماری سارز به تعويق افتاد. تاريخ جديد برای انجام اين مسابقات و يا تعيين ميزبان ديگر، به اعلام نظر و تصميم كميته اجرايی كنفدراسيون قايقرانی آسيا بستگی دارد. ضمنا مسابقات قايقرانی آب های آرام (سرعت)، جوانان قهرمانی جهان كه قرار است در تاريخ 9-6 شهريور 82 در شهر كوماتسو ژاپن برگزار شود و همچنين مسابقات قايقرانی آب های آرام (سرعت)، قهرمانی بزرگسالان و جوانان آسيا كه قرار است 13-9 مهر ماه سال جاری در هندوستان برگزار شود به قوت خود باقی است و لغو نشده است.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو