|

فرانك ويزارد - ترجمه سلينان فرهاديان: تلاش های صورت گرفته برای گمراه كردن سيستم های ناوبری و سلاح هايی كه توسط GPS هدايت می شوند، بيانگر نارسايی های فناوری به كار رفته در جنگ با عراق است.
• • •
سيگنال های ارسال شده توسط سيستم موقعيت ياب جهانی (GPS) كه بمب های هوشمند و موشك های كروز را تا اصابت به هدف مورد نظر هدايت می كند يكی از مهم ترين دلايل برتری فناورانه ايالات متحده در ميدان جنگ است. با اين همه از آنجايی كه پارازيت انداختن در اين سيگنال ها و گمراه كردن موشك ها نسبتا آسان است، شايد بتوان اين سيستم را پاشنه آشيل ماشين جنگی ايالات متحده در نظر گرفت. هر چند عملكرد صحيح سيگنال های GPS تا پايان جنگ با عراق ادامه يافت، اما تلاش های عراق برای منحرف كردن موشك ها، خود بيانگر لزوم حفاظت بيشتر از سيستم های ناوبری و سلاح های مبتنی بر GPS است. شايد در مقابله با حريفی قدرتمندتر، GPS از اولين تلفات جنگ جديد به شمار آيد. جك اسپنسر، يكی از تحليل گران جنگ كه با اعمال نفوذ خود، خواستار تقويت زيرساختارهای GPS و قرار گرفتن اين سيستم در چتر حمايت امنيت ملی شد، در بيان نقاط ضعف اين سيستم می گويد: «اكثر كارشناسان در اين نكته كه سيگنال های GPS آسيب پذيرند، اتفاق نظر دارند. » GPS سيستمی متشكل از 24 ماهواره است كه به طور پيوسته سيگنال های ناوبری به زمين ارسال می كند. هر ماهواره ای دو نوع سيگنال ارسال می كند، يكی از اين سيگنال ها كاربرد شهری و غيرنظامی دارد و سيگنال ديگر برای اهداف نظامی به كار می رود اما يك مولد پارازيت های الكترونيك كه بتواند پارازيت هايی را با فركانس های دقيق توليد كند، می تواند باعث شود كه اين سيگنال ها كه از سيگنال های معمولی راديو كه مردم هر روز به آن گوش می سپارند نيز ضعيف ترند محو شود.
در حقيقت نقطه ضعف و آسيب پذيری GPS در مقابل پارازيت های مزاحم عاملی بود كه عراق مبالغی را برای تهيه تعدادی از دستگاه های گمراه كننده GPS از يك شركت روسی اختصاص دهد. اين شركت در زمينه ساخت دستگاه هايی برای توليد پارازيت و گمراه كردن GPS فعاليت دارد. گفته می شود كه اين دستگاه های گرانقيمت و پرقدرت قادرند، پارازيت هايی را برای مقابله با GPS ارسال كرده و هر كدام محوطه ای به شعاع چندين كيلومتر را پوشش دهند. ارتش عراق طی جنگ حداقل از شش دستگاه پرقدرت پارازيت ساز GPS استفاده كرده است كه هر كدام از آنها بيش از 40 هزار دلار ارزش داشت. نيروی نظامی ايالات متحده توانست طی دو شب هر شش دستگاه پارازيت ساز را از كار بياندازد. هر چند كه مسئولين و كارشناسان نظامی اطلاعات دقيقی از اين امر را منتشر نساختند، اما با توجه به سرعت عمل به كار رفته برای مقابله با اين مشكل می توان حدس زد كه پارازيت سازهای به كار رفته توسط ارتش عراق نسبتا موثر بودند. برای شكست عراق در مقابله با تجهيزات و جنگ افزارهايی كه از سيستم GPS استفاده می كنند، همانند بمب های هوشمند و موشك های كروز، تام هاوك چندين دليل عمده می توان ذكر كرد. از جمله مهم ترين اين دلايل، نصب و استفاده از سيستم های ناوبری احتياطی (INS) را می توان نام برد. اين سيستم می تواند در صورتی كه سيگنال های GPS محو يا منحرف شدند بمب ها و موشك ها را به اهداف از پيش تعيين شده هدايت كند.
البته بايد در نظر داشت كه دقت سيستم INS به طور مختصر از GPS كمتر است و بدين ترتيب هميشه اين احتمال وجود دارد كه موشك ها و بمب هايی كه توسط INS هدايت می شوند به طور جزيی از مسير اصلی خود منحرف شده و خطر وارد آوردن خسارات در مناطق غيرنظامی و انباشته از جمعيت را افزايش دهد. با وجود همه اين مسائل بايد گفت كه خطری كه اين سيستم ها را تهديد می كند چندان هم نمی تواند جدی باشد: تجهيزات پرقدرت مولد پارازيت برای سيستم های GPS را می توان از طريق امواج صادره رديابی كرد و نهايتا به منشأ آنها پی برد، به عبارت ديگر اين تجهيزات با ارسال امواج، خود به صورت هدف بسيار مناسبی برای موشك ها و بمب ها در می آيند. سرهنگ ويكتور رنو آرت در كنفرانس خبری كه در قطر برگزار شد و طی آن گزارشی از حمله به تجهيزات گمراه سازی GPS ارائه شد، به خبرنگاران گفت: «در حقيقت ما سيستم های پارازيت ساز برای گمراهی GPS را با تجهيزات GPS نابود كرديم. » يكی ديگر از دلايلی كه باعث شد عراق در طرح خود برای ايجاد پارازيت و گمراه كردن موشك ها شكست بخورد، استفاده از فناوری جديد و پيشرفته ای در خصوص تقويت امواج است.
هدف اين طرح كه به طور مخفيانه در عراق اجرا و مورد آزمايش قرار گرفت، از بين بردن آثار تجهيزات مولد پارازيت برای گمراه كردن GPS است. شبه ماهواره های هوايی كه اختصارا سيودو لاتيس ناميده می شوند با استفاده از هواپيماهای بدون سرنشين پرديتور ساخته می شوند. اين هواپيماها با پرواز مداوم خود می توانند يك مجموعه مينياتوری از GPS را بر فراز عراق به وجود آورند. اين شبه ماهواره ها سيگنال های ضعيف GPS ارسال شده از فضا را جمع آوری كرده و سپس تقويت می كنند. در اثر اين تقويت قدرت اين امواج زيادتر و دقتشان بيشتر می شود اكنون اين امواج می توانند بمب و موشك ها را به دقت هدايت كنند. همانند ماهواره های مستقر در فضا برای انجام يك طرح ناوبری به چهار شبه ماهواره نياز است. آزمايشاتی كه در آوريل سال 2000 توسط سازمان تحقيقات پيشرفته دفاعی (DARPA)، كه شاخه تحقيقات پنتاگون است، به انجام رسيد ارتش را متقاعد كرد كه اين شبه ماهواره ها آن قدر قدرتمند هستند كه بتوانند بر تجهيزات پارازيت ساز فائق آيند. آنتن های پيشرفته ای كه امواج را گسيل می كنند يا پرداز شگردهای سيگنال اين شبه ماهواره ای را قادر می سازند حتی زمانی كه به آنها حمله شده است، سيگنال های ارسالی از GPSهای فضايی را دريافت كنند. گيرنده جديدی موسوم به گيرنده های سبك و دقيق PLGRS) GPS) نيز برای همراهی اين شبه ماهواره ها ساخته شده است.
استفاده از اين شبه ماهواره ها و سيستم های ناوبری كمكی موجب شده است، مادامی كه نيروهای ارتش برفراز منطقه تسلط دارند، بمب های هوشمند و موشك های كروز به اهداف از پيش تعيين شده اصابت كند. اما در صورتی كه نتوان از شبه ماهواره ها استفاده كرد، اگر نيروهای زمينی با ميدان مين انباشته از پارازيت سازهای GPS كه اندازه هر كدام تقريبا معادل يك توپ هاكی است، مواجه شوند، ممكن است در تشخيص صحيح هدف دچار اشتباه شده و آتشباری بی ثمری را به راه اندازند. هر كدام از اين گوی های پارازيت سازی می تواند در منطقه ای به شعاع يك كيلومتر باعث ارسال سيگنال های غلط GPS شود. ظاهرا عراق پيش از آغاز جنگ در منطقه حدود 400 گوی گمراه كننده تهيه كرده بود، اما اين كه از اين گوی ها استفاده كرده است يا خير، هنوز كاملا مشخص نشده است. جيم هندرشات، رئيس يكی از شركت های توليدكننده تجهيزات پارازيت ساز GPS است كه برای اهداف آموزشی به كار می رود. وی در تشريح عملكرد اين دستگاه ها می گويد: «اين تجهيزات تهديدات بسيار مهمی محسوب می شوند، زيرا اين پارازيت سازهای كوچك می توانند باعث گمراه شدن سربازان نيروی زمينی شوند. گيرنده های GPS سربازان سيستم جهت يابی كمكی ندارد و در نتيجه آنان توانايی جهت يابی خود را از دست می دهند. »
اين كه نيروهای زمينی تا چه حد می توانند به GPS اتكا كرده و اطمينان داشته باشند به طور اتفاقی در آگوست سال 2000 مشخص شد. در آن هنگام ايالات متحده بريتانيا و فرانسه برای موفقيت در يك مناقصه 1/4 ميليارد دلاری ساخت تانك با يكديگر رقابت می كردند. هنگامی كه تانك های هر كدام از اين كشورها وارد ميدان شده و قابليت های خود را به نمايش می گذاشت، مشخص شد كه تانك های ايالات متحده و بريتانيا نمی تواند سيگنال های GPS را برای جهت يابی دريافت كند. بعدها مجله «ميليتاری ريويو» شايعه كرد كه متخصصان فرانسوی پارازيت سازهای كوچك GPS را كه هر كدام به اندازه يك پا است، فعال كرده و در نتيجه باعث شدند هنگامی كه تانك های آمريكا و فرانسه در ميدان بودند نتوانند از سيگنال های GPS استفاده كنند. اگر به اين نكته توجه كنيم كه ارتش ايالات متحده استراليا مشتركا تحقيقاتی را در زمينه پارازيت سازهای GPS در منطقه دور افتاده «وومرا» در استراليا از مارس سال 2000 در دست اجرا دارد، متوجه می شويم كه پارازيت سازی برای GPS و گمراه كردن آن تاكتيك چندان دور از ذهن نيست.
در حقيقت توليد پارازيت سازهای GPS چندان هم مشكل نيست. برای مثال آماتورها هم با صرف هزينه ای در حدود 400 دلار برای تهيه قطعات الكترونيك و تهيه نقشه از مجله اينترنتی هكرها «Phrack » می توانند چنين ابزاری را بسازند. چنين دستگاه هايی به آسانی می توانند در سيگنال های GPSهای تجاری و يا حتی GPSهای نظامی تداخل ايجاد كنند، هر چند كه سيگنال های GPSهای نظامی به وسيله كدهای ويژه ای كه طبق روال معينی تغيير می كنند، رمزدار شده است. هاندرشات می گويد: «ايجاد تداخل در سيگنال های نظامی نسبت به سيگنال های تجاری كمی سخت تر است، اما در مجموع اين كار هم چندان مشكل نيست. » اكنون می توان دريافت كه چرا ارتشيان درصدد جلب آرا برای پرتاب 20 ماهواره جديد GPS در شروع سال جديد هستند. اين ماهواره ها قادرند سيگنال هايی را كه هشت مرتبه قدرتمندتر از سيگنال های ماهواره های فعلی هستند، توليد و ارسال كنند. در نتيجه برای پارازيت سازی و تداخل در اين امواج، پارازيت سازها بايد حجيم تر و پيشرفته تر شوند. هندرشات می گويد: «تا فرارسيدن آن زمان، GPS بسيار آسيب پذير است. »
Scientific American,Apr.2003 |