Persian Archive

• آمريكا عضو اپك
• چهار راه پولشويی
• اروپای مركزی به سوی غرب
• اوراق مشاع
• پنج ميليون بيكار
• سقوط سونی
• ترس از سارس در اروپا
• كانادا می ترسد
• اتومبيل شفاف
• اتحاد ايتاليا و اسپانيا برای گاز
• سرمايه گذاری چين برای LNG


بهمن احمدی امويی: جنگ آمريگا و انگليس با عراق كه شروع شد تا مدت ها هيچ يك از سياسيون و دست اندركاران اقتصاد كشور، تحليل جامعی از شرايط پيش رو ارائه ندادند؛ حداقل در كوتاه مدت و روزها و هفته های اوليه جنگ، با هركدام از مقامات ارشد اقتصادی كشور كه بحث اثرات جنگ بر اقتصاد ايران را در ميان می گذاشتی، تحليل هايی از آن گونه كه همه روزه از مردم در كوچه و خيابان شنيده می شود، ارائه می دادند. همه خالی الذهن بودند و به سبك و سياق سياسيون منتظر فرو افتادن آخرين پرده جنگ، تا تحليل خود را با حداقل عيب و نقص بيان كنند. واقعيت اين است كه حالا ديگر ايران با آمريكا هم مرز شده است و آمريكا حوزه امنيت جغرافيايی خود را تا خاورميانه و مرزهای غربی و جنوب غربی ايران گسترش داده است. اين را بايد پذيرفت كه از اين به بعد آمريكايی ها يكی از اعضای ثابت اوپك خواهند بود. حتی اگر آن نماينده نامی عربی داشته باشد و از جانب يك دولت عراقی روانه وين اتريش شده باشد. اگرچه در روزها و هفته های گذشته تعدادی از اعضای دولت از انديشيدن تدابيری برای مواجهه با اثرات احتمالی جنگ بر اقتصاد كشور خبر دادند و از اين بابت خود را آماده نشان دادند، اما در پس همه اين واقعيت ها و شعارها، شرايط جديدی پيش آمده كه مقابله با آن و حفظ منافع ملی كشور تدابير تازه ای را می طلبد. تدابيری تازه هم در عرصه اقتصاد و هم در عرصه ديپلماسی. با دكتر مسعود نيلی، اثرات همسايگی ايران با آمريكا را بر اقتصاد ايران و راه برون رفت از شكنندگی هايی كه به تعبير وی اقتصاد ايران را در اين شرايط تهديد می كنند، در ميان گذاشته ايم كه می خوانيد:

در شرايط فعلی و پس از پايان جنگ آمريكا و انگليس با عراق، شما چه اثراتی را برای اقتصاد ايران در مواجهه با تحولات اخير پيش بينی می كنيد؟

به نظر می رسد تحولاتی كه در منطقه به دنبال حمله آمريكا و انگليس به عراق ايجاد شده اتفاق و تحولات بسيار بزرگی در تاريخ خاورميانه است، كه پيامدهای بسيار مهمی بر كشورهای منطقه و به ويژه كشورهای بزرگی چون ايران و عربستان بر جای خواهد گذاشت. منظور از اين پيامدها نتايج مترتب بر حمله احتمالی آمريكا به ايران نيست. بلكه منظور تداوم شرايطی است كه در نتيجه استقرار سازوكارهای حاكميت آمريكا بر عراق به وجود خواهد آمد. به سادگی می توان ارزيابی كرد كه هدف آمريكا و انگليس از حمله به عراق آن گونه كه گفته می شود تسلط بر منابع نفتی اين كشور نيست. اگر اين گونه فكر شود، ساده انگاری يك مسئله بسيار مهم است. برآوردها نشان می دهد كه دولت آمريكا تاكنون بيش از 120 ميليارد دلار هزينه جنگ با عراق را داده است. بنابراين منابع نفتی عراق، تا چند سال قادر خواهد بود كه اين هزينه ها را بازپرداخت كند. بنابراين بايد آمريكا و انگليس به دنبال چيزی بزرگ تر باشند كه نفت و منابع نفتی عراق جزء كوچكی از آن است و اين همان تحول بزرگی است كه گفتم در خاورميانه ايجاد خواهد شد.

بايد اين حركت را يك حركت برنامه ريزی شده با افق بلندمدت دانست. بنابراين بايد پيامدهای حاصل از اين اتفاق را هم در يك افق ميان مدت و بلند مدت جست وجو و آن را تجزيه و تحليل كرد. به نظر من پيامدهای بلندمدت اقتصادی تحولات اخير عراق برای كشور بسيار تعيين كننده خواهد بود كه لازم است به طور جداگانه به آن پرداخته شود. اما از ديد سياستگذاری نگرانی ناشی از اين پيامد بر اقتصاد ايران در سال 82 يكی از فوری ترين مسائلی است كه بايد به آن پرداخته شود. آنچه كه به عنوان نگرانی های اقتصاد كشور در اين مورد می توان مطرح كرد، نتيجه قرار گرفتن شكنندگی های اقتصاد ايران به همراه اتفاق هايی است كه در منطقه روی داده است يعنی تلفيق اين دو خصوصيت است كه اين نگرانی ها را دامن می زند. شايد اگر اقتصاد ايران اين شكنندگی ها را نداشت، نگرانی های ما برای سال جاری، در صورت وقوع اين تحولات، چندان جدی نمی بودند و خيلی كمتر می شد.

شكنندگی های اقتصاد ايران كه شما را نگران كرده است، چه هستند؟

در همين فاصله زمانی كوتاه شروع جنگ تا پايان، حدود 10 دلار كاهش قيمت نفت را شاهد بوده ايم. به نظر می رسد در شرايطی هم قرار داريم، كه توليد مازاد نفت در بين كشورهای عضو اوپك وجود دارد. همچنين با توجه به ورود نفت عراق به بازار در آينده نزديك و از طرف ديگر وارد شدن به فصل دوم سال كه همراه با كاهش تقاضا و مصرف است، اين وضعيت مازاد توليد نفت تشديد خواهد شد. پس نخستين احتمال در اين باره كاهش بيشتر قيمت نفت و قرار گرفتن آن در حدی كمتر از آنچه كه در بودجه امسال به آن نياز دارد، است. از سوی ديگر در بودجه امسال در شرايط پيش از كاهش قيمت نفت با كسری بودجه قابل توجهی روبه رو بوديم. بنابراين پايين آمدن قيمت نفت اين معضل كسر بودجه را تشديد خواهد كرد. اگر اين اتفاق روی دهد، كشور در بعد تحقق كسری بودجه و به دنبال آن افزايش حجم نقدينگی نگرانی های عمده ای خواهد داشت. عامل سوم نگرانی اين است كه حجم نقدينگی در طول سه سال گذشته نرخ رشد بسيار بالايی داشته است. در بعضی از سال ها 28 درصد و در بعضی از سال ها 30 درصد رشد داشته است. در اين حالت نرخ تورم بسيار پايين تر از نرخ رشد حجم نقدينگی بوده است. در حالی كه معمولا يك تناظری بين اين دو وجود دارد و نبايد تا به اين حد اختلاف داشته باشند. در واقع فاصله بين اين دو در وضعيت فعلی يك فاصله واقعی و ماندگار نيست و به نظر می رسد كه پتانسيل افزايش تورمی نيز در اقتصاد ايران نهفته است. كه اين هم می تواند در نهايت اضافه شود بر اثرات افزايش حجم نقدينگی در نتيجه كسر بودجه.

چهارمين عامل هم اين است كه در طول سه سال گذشته نرخ ارز ثابت بوده است. اين در شرايطی بوده كه نرخ تورم كشور با نرخ تورم در كشورهای طرف تجاری فاصله قابل توجهی داشته است. اصولا فارغ از اين كه ثابت نگه داشتن نرخ ارز سياست درستی است يا غير درست، به لحاظ فنی در اقتصاد كلان بحثی وجود دارد تحت عنوان اين كه چه شرايطی بايد در كلان اقتصاد ايجاد شود تا نرخ ارز ثابت بماند. اگر اين شرايط فراهم نباشد و نرخ ارز بنا به دلايلی كه خواهم گفت ثابت نگه داشته شود، در نتيجه هر اتفاقی (سياسی يا اقتصادی) نرخ ارز به سرعت خودش را با نرخ واقعی اش منطبق خواهد كرد و يك جهش ناگهانی را در نرخ ارزی كه با اعمال فشارهايی ثابت نگه داشته شد، ايجاد خواهد كرد كه حتی ممكن است بالاتر از آن چيزی كه بايد باشد، برود. در تئوری اقتصاد يكی از متغيرهايی كه وجود بحران های نرخ ارز را توضيح می دهد (در كنار ساير متغيرها)، كسری است كه صورت آن حجم نقدينگی و مخرج آن حجم ذخاير بانك مركزی است. صورت اين كسر به مفهوم تقاضای ارز و مخرج آن قدرت و توانايی بانك مركزی در پاسخگويی به آن تقاضاها است.

اگر اين كسر كاهش پيدا كند، نشان می دهد كه قدرت بانك مركزی در كنترل نرخ ارز افزايش يافته و به طور معمول فعالين در بازار ارز از اين موضوع آگاهی كامل دارند. لذا نرخ ارز كنترل می شود. اما برعكس اگر اين كسر افزايش يابد، يعنی تقاضا برای ارز افزايش می يابد و قدرت بانك مركزی در كنترل نرخ ارز پايين است، در نتيجه شاهد افزايش نرخ ارز در بازار خواهيم بود. به عنوان مثال در همان 1374 و 1373 كه با جهش نرخ ارز مواجه بوديم اين كسر به حداكثر خود رسيده بود. يعنی بانك مركزی ذخايری نداشت و حجم نقدينگی هم به ميزان بسيار بالايی رشد كرده بود. در نتيجه موجب شد كه نرخ ارز به سرعت خود را با چارچوب واقعی اقتصاد كلان كشور تطبيق دهد و افزايش ناگهانی يابد. اين موضوع در بسياری ديگر از كشورها نيز صادق بوده است. اين كسر در طول سه سال گذشته علی رغم اين كه حجم نقدينگی رشد بالايی داشته، افزايش زيادی پيدا نكرده است. ايجاد حساب ذخيره ارزی كه در برنامه سوم توسعه پيش بينی شده بود و بهبود شرايط بازار نفت كه ذخاير ارزی بانك مركزی را جدای از حساب ذخيره ارزی افزايش داد، شرايطی را پيش آورد كه علی رغم اين كه صورت كسر به شدت بالا رفته بود مخرج آن نيز افزايش يابد و در نتيجه نرخ ارز ثابت باقی بماند. البته سياست يكسان سازی نرخ ارز هم به آن كمك كرد فشار برای افزايش آن وجود نداشته باشد. چرا كه بخشی از نرخ ارزی كه با قيمت 175 تومان عرضه می شد، وقتی با قيمت واقعی حدود 800 تومان ارائه می شد، تقاضای موثر برای ارز را كاهش می داد. در شرايط فعلی كه سياست يكسان سازی نرخ ارز اجرا شده بنابراين اگر قيمت نفت كاهش يابد و به ناچار حجم ذخاير ارزی بانك مركزی كاهش يابد و اگر از سوی ديگر به دليل كسر بودجه دولت حجم نقدينگی افزايش داده شود، اين كسر به يك باره افزايش خواهد يافت.

ضمن اين كه آنچه در طول سه سال گذشته در فاصله بين نرخ تورم داخل و خارج وجود داشته، فعال خواهد شد. اين فعال شدن همان گونه كه در ديگر كشورها هم شاهد آن بوده ايم، ما را با افزايش جهشی نرخ ارز مواجه خواهد كرد. مسئله بعد اين است كه در طول سه سال گذشته و به دليل ثبات در نرخ ارز و وجود نرخ بهره بالاتر از نرخ بهره جهانی، افراد زيادی سرمايه های خود را وارد كشور كرده و تبديل به ريال كرده اند. اين افراد با اين انگيزه چنين كاری كرده اند كه در واقع از رانت بالاتر بودن نرخ بهره در داخل كشور از نرخ بهره های جهانی و همچنين ثابت بودن نرخ ارز، استفاده لازم را ببرند. اما همين كه نرخ ارز افزايش يابد، آن قروض اوليه ای كه منجر به ورود سرمايه ها به كشور شده به هم خواهد ريخت. كسانی كه سرمايه وارد كرده اند، برای جلوگيری از ضرر بيشتر ناشی از افزايش نرخ ارز، شروع به تبديل سرمايه به ارز و خارج كردن آن می كنند. خود اين هم فشاری را بر نرخ ارز وارد می كند كه به نوبه خود افزايش بيشتر نرخ ارز را در پی خواهد داشت. عامل ديگر اين است، اگر در شرايط جديدی كه بر عراق حاكم شده است، ايران دوره ای همراه با تنش را با اين كشور پيش رو داشته باشد، وجود اين تنش خود به خود تقاضا برای ارز را بالا خواهد برد و مجددا موجب فشار بر نرخ ارز و بالاتر رفتن آن خواهد شد. بنابراين ما اگر بخواهيم راجع به شرايط كوتاه مدت اقتصادی در سال 82 صحبت كنيم، علی رغم اين كه عملكرد لايه بيرونی اقتصاد كشور، عملكرد خوبی را نشان داده است (رشد اقتصادی بالا، تورم پايين و محيط اقتصادی مناسب)، اما چون اين شكنندگی ها در بطن اقتصاد كشور وجود دارد، اين اتفاقات كه ناشی از ناكارآمدی های اقتصاد كشور به همراه عواقب ناشی از ايجاد شرايط جديد در خاورميانه است، می توانند دستاوردهای اقتصادی و يا همان عملكرد خوب لايه بيرونی اقتصاد را به سرعت از بين ببرند. در آن صورت تورم افزايش خواهد يافت، نرخ ارز بالا می رود و رشد اقتصاد كاهش می يابد. اين موضوع مهم ترين مسايلی است كه بايد توسط تصميم سازان كشور مورد توجه قرار گيرد.

برای اين كه اين ناكارآمدی ها و آن تنش بيرونی كه اشاره كرديد، مورد توجه دولتمردان قرار بگيرد، آن ها بايد چه اقداماتی انجام دهند، تا اقتصاد شاهد چنان وضعيتی كه ترسيم كرديد، نشود؟

در اينجا ديگر همه راه حل ها در اقتصاد و عملكرد اقتصادی خلاصه نمی شود. فقط ديپلماسی به اضافه عملكرد صحيح اقتصادی است كه می تواند مشكل كشور را حل كند. اساسا در آينده اين موضوع قوی تر خواهد بود. اگر چه در گذشته هم بايد چنين می شد. اما در آينده اين تركيب قوی تر و كارسازتر و چاره سازتر خواهد بود. من فكر می كنم ديپلماسی جزء بسيار مهم و تعيين كننده ای از عملكرد اقتصادی ما را در آينده تشكيل خواهد داد. به عنوان مثال در شرايط فعلی و با كنترل عراق توسط آمريكا قابل تصور است كه از اين به بعد آمريكا كشوری عضو اوپك خواهد بود. بنابراين، اينكه سياست اوپك چه خواهد بود؟ سياست ايران در اوپك چه خواهد بود؟ و آيا تركيب جديد اوپك می تواند اوپك را شكننده و يا تقويت كند، همه به ديپلماسی ايران برمی گردد. در شرايط فعلی تقويت و انسجام اوپك تامين كننده منافع آتی ايران است. لذا نوع رابطه ايران و چگونگی گفتمان ايران با آمريكا در اين راستا و از اين زاويه بسيار مهم است. نكته ديگر اين است كه در بعد مالی و بودجه كشور، اين نابسامانی هايی كه در مورد هزينه ها و درآمد و كسری بودجه وجود دارد، بايد به يك چارچوب مشخص برسد كه بالاخره كسری بودجه امسال كشور چه خواهد شد. به ويژه اين كه بودجه امسال بدتر از بودجه پارسال است و بودجه سال آينده بدتر از بودجه امسال خواهد بود. بنابراين روند مالی كشور بايد تحولات خود را به طور اجتناب ناپذيری شروع كند. مثلا بايد در مورد قيمت انرژی تصميم گرفته شود. اگر قرار باشد هيچ تغيير ساختاری ايجاد نشود، بيشتر به سمت آن شكنندگی ها حركت خواهيم كرد. بنابراين خواه ناخواه بايد بخشی از مسائل را از طريق ديپلماسی و بخشی ديگر را از طريق اصلاح اقتصادی پيش برد تا آثار ناشی از اين شرايط به حداقل خودش برسد.

فكر می كنيد اين ضرورتی را كه شما بيان كرديد، كه نشان دهنده ميزان نگرانی شما از وضعيت موجود است، در ميان تصميم سازان و مسئولان بازتاب خود را يافته است ؟ اصولا آيا نشانه ای از اين نگرانی در ميان آن ها ديده می شود؟

من اميدوارم كه اين نگرانی ها مورد توجه قرار گرفته باشد اگر اين چنين باشد بنده به عنوان يك شهروند بسيار خوشحال هستم در كشوری زندگی می كنم كه مسئولانش به فكر آينده كشور و بحران های پيش رو هستند و برای مقابله با آن ها برنامه و راهكار هم دارند. اما اگر اين، مورد توجه قرار نگرفته و با توجه به اين كه در ابتدای سال هستيم و اين اتفاقات نيز در ابتدای سال روی داده، بايد هر چه زودتر اين بررسی ها انجام شود و راهكارهای لازم مشخص و تعيين شود. اگر چه منظور من از ترسيم آن شرايط بحرانی آن نيست كه حتما همه آن حوادث روی خواهد داد. اما هميشه سياستگذار بايد خودش را در موضع احتياط قرار دهد و احتمالات مختلف و سناريوهای متعددی را در نظر بگيرد و خودش را برای برخورد با آن ها آماده كند.


محمد طاهری: كارشناسان اقتصادی سازمان ملل و بانك جهانی معتقدند ايران دومين كشور مستعد برای شست وشوی پول های كثيف است. عده ای از آنها، سال گذشته در «چهارراه پولشويی» ايران به اين نتيجه رسيدند كه ضعف قانونی سيستم بانكداری ايران بهترين امكانات را در اختيار پولشويان قرار داده است. از اواسط تابستان سال گذشته بود كه زمزمه ای در مورد ورود چند كارشناس مالی سازمان ملل برای رديابی پول های كثيف به ايران شنيده شد. بعدها شايع شد كارشناسان مورد اشاره، در چهارراه استانبول تهران به شدت مورد تهاجم قرار گرفته اند. يك مقام آگاه در بانك مركزی گفته بود، دلالان چهارراه استانبول، به يكی از كارشناسان سازمان ملل 600 هزار تومان پول تقلبی فروخته است و بلافاصله گفته شد، كيف زن های اين چهارراه كيف يكی ديگر از همين كارشناسان را با دو هزار دلار پول نقد، به سرقت برده اند. قطعا اين دله دزدی ها و بزهكاری ها نبود كه نام «چهارراه استانبول» تهران را به عنوان گذرگاه پولشويی به گزارش های سازمان ملل كشاند، بلكه حجم گسترده ورود و خروج پول های كثيف بود كه باعث شد سازمان مللی ها نام اين «چهارراه مالی» را «چهارراه پولشويی» بگذارند.

آنها تخمين زدند روزانه بين 3 تا 7 ميليارد تومان ارز خارجی در اين بازار به صورت های جزئی و كلی دادوستد می شود. گزارش آنها سرشار بود از گمانه زنی هايی كه می خواست ثابت كند اين «چهارراه»، بورس غيررسمی پولشويی ايران است. چهارراه استانبول يكی از قديمی ترين و پررونق ترين بازارهای دادوستد ارز، طلا و كالا در تهران به شمار می رود. وجود ساختمان های مركزی چند بانك بزرگ، چند سفارتخانه و ده ها صرافی غيررسمی طلا و ارز، اين بازار را همواره شلوغ و پرهياهو نگهداشته است. بين 100 تا 200 دلال شناخته شده ارز در حوالی اين بازار پرسه می زنند. آنها مدام از عابران می پرسند، دلار يا يورو؟ دلار يا يورو؟ قيمت غيررسمی ارز در بازارهای ايران در همين نقطه شكل می گيرد و هيچ كس هنوز نمی داند دستان كدام مافيای اقتصادی است كه اين بازار را همچنان سرپا نگهداشته است. وجود سفارتخانه های متعدد اروپايی در اين حوالی، پای صدها توريست را همه روزه به چهارراه استانبول می كشاند و خارجی ها از اين كه بايد دلارهای درشت شان را در اين هياهو به پول ريز ايرانی تبديل كنند، همواره اعتراض كرده اند. هنوز صرافان مجوز فعاليت ندارند و در شلوغی اين بازار مخوف روزانه بر سر ده ها ايرانی و خارجی نيازمند ارز «كلاه های مالی» می رود. كيف زنی، تقلب، مفت خری و حتی جيب زنی اتهام های كوچكی هستند كه در پرونده چهارراه استانبول به ثبت رسيده اند. اما «اتهام پولشويی» آن قدرها كه فكر می كنيم معمولی نيست. آيا دولت ايران در اثر فشارهای بين المللی بالاخره در «چهارراه استانبول»، چراغ راهنما نصب خواهد كرد؟

ايران گذرگاه «پولشويی»

برآوردها نشان می دهد حدود 40 درصد اقتصاد ايران زيرزمينی است. همه ساله به اندازه كل صادرات غيرنفتی و حتی بيشتر يعنی بين 3 تا 6 ميليارد دلار كالای قاچاق وارد ايران می شود. بررسی ها نشان می دهد دولت ايران همه ساله بين 500 تا 700 ميليارد تومان از قاچاق كالا زيان می بيند. براساس آمارهای موجود، ارزش پول، دادوستد مواد مخدر در طول دو سال گذشته در ايران، حدود دوهزار ميليارد تومان بوده است. تعداد زندانيان در ايران در طول 20 سال گذشته 4 برابر شده است. اين درحالی است كه جمعيت كشور در اين دوره تنها دو برابر رشد كرده است. بررسی ها نشان می دهد 47/6 درصد زندانيان فعلی ايران، در اثر جرايم مربوط به مواد مخدر، 19/32 درصد به دليل سرقت و 11/77 درصد زندانيان ايران نيز به دليل جرايم مالی در حبس به سر می برند. (سايت بازتاب) و باز بررسی ها نشان می دهد هزينه نگهداری بيش از 100 هزار زندانی فعلی در ايران بيش از 50 ميليارد تومان است. مرزهای گسترده ايران با كشورهای همسايه كه اغلب جرم خيز و ناآرام هستند، فضای نامتعادلی برای كشور به وجود آورده است.

همه ساله ميلياردها تومان انواع كالا و مواد مخدر از مرزهای ايران وارد و يا خارج می شود. كارشناسان معتقدند قاچاق مواد مخدر، اسلحه، انسان و طلا جزو مخوف ترين جرايم دنيا به شمار می رود و ايران به دليل قرار گرفتن در مركز اين جرايم همواره مورد اتهام مجامع بين المللی قرار دارد اما با اين وجود همواره بيشترين ضربات و هزينه ها را نيز متحمل شده است. افغانستان، بزرگترين توليدكننده مواد مخدر دنيا در مرزهای شرقی ايران قرار گرفته است. تركيه و برخی كشورهای شمال ايران، جزو جرم خيزترين مناطق ناامن منطقه به شمار می روند. بزرگترين باندهای قاچاق زن همواره در مسير كشورهای عربی، اوكراين و روسيه در حال رفت وآمدند و از سويی ديگر، هنوز محموله های بزرگ اسلحه از كشورهای تكه پاره شده شوروی سابق به كشورهايی همچون افغانستان، پاكستان، عراق، تركيه و سوريه حمل می شوند و ايران در مركز همه اين جرايم قرار دارد.

مقامات ارشد اقتصادی ايران با اين حال هرگز نتوانستند جريان ورود و خروج پول های كثيف از ايران را انكار كنند تا جايی كه مهدی كرباسيان، معاون كل وزارت امور اقتصادی و دارايی در سمينار جهانی مبارزه با فساد اقتصادی در مونت كارلو به گونه ای كاملا آشكار به آن اعتراف كرد. او گفته بود «مرزهای خاكی گسترده ايران با افغانستان به عنوان عمده ترين كشور توليدكننده مواد مخدر در جهان، مسير مناسب ايران برای ترانزيت مواد مخدر به اروپا، وسعت مرزهای آبی و خاكی و آسيب پذيری قابل ملاحظه در مقابل پديده قاچاق سازمان يافته كالا و انسان، همسايگی با كشورهای تازه استقلال يافته شوروی سابق به عنوان بازارهای درحال رشد و همسايگی با عراق به عنوان يكی از اركان بحران در دو دهه گذشته، همه از عواملی هستند كه ايران را به معبر مناسبی برای فعاليت سازمان های درگير با اعمال مجرمانه مبدل ساخته اند» (اخبار اقتصاد و دارايی، 13 آبان 81). سال گذشته و قبل از اين كه ايالات متحده آمريكا به افغانستان حمله كند، بازار طلا و سهام ايران به شدت دچار نوسان شد. منابع اطلاعاتی و امنيتی، پيش بينی می كردند كه ورود و خروج ناگهانی ميليون ها دلار ارز كه بازار را به شدت دچار نوسان كرده بود، جريانی كاملا عجيب است. بعدها شايع شد درآمد حاصل از يك دادوستد عمده مواد مخدر و اسلحه وارد اقتصاد ايران شده است.

در مورد جريان های مشكوك وجوهات نقدی كه ريتم بازارهای طلا، ارز و سهام را در ايران به هم می ريزد، نمی شود قضاوت قطعی كرد، اما كارشناسان معتقدند بين اين همه جرم اتفاق افتاده و نيفتاده و جريان نامتعارف بازارهای سرمايه ای ايران، رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد. بدون شك يك سر عمده جرايم كلان فعلی در ايران، به برخی گروه های مافيايی برمی گردد. اما اين نكته بر هيچ كس پوشيده نيست كه ايران همه ساله بيشترين هزينه، برای مقابله با اين جرايم سازمان يافته را متقبل می شود. همه ساله چند صد نفر از پرسنل پليسی و قضايی ايران در اثر درگيری با باندهای جنايتكار از بين می روند. در حقيقت می توان گفت دولت ايران در جريان برخوردهای سخت افزاری كه با پديده های برون و درون مرزی مبارزه با قاچاق كالا و مواد مخدر دارد بيشترين هزينه را متحمل می شود، اما همواره نيز در معرض اتهامات بين المللی قرار دارد. در اين بين دسته ای از كارشناسان معتقدند، ايران بايد سياست های سخت افزاری و مبارزات مسلحانه را كنار بگذارد و به سمت مبارزات نرم افزاری رو آورد. آنها معتقدند ايران برای مقابله با فسادهای مالی و قاچاق مواد مخدر، اسلحه و زن، نياز به طراحی مدل های تازه ای از قوانين مدرن دارد. اقتصاد ايران هنوز دولتی اداره می شود. رانت ها به صورت گسترده ای در اقتصاد ايران ريشه دوانده اند. قوانين پليسی، گمركی، مالی، بانكداری، بازار سهام و حتی قوانين اجتماعی رنگ باخته و خارج از رده هستند اما ايران هنوز برای اصلاح و يا جايگزينی اين قوانين اقدامی صورت نداده است. قوانينی مثل مبارزه با تراست ها، بنيادها و كارتل های بزرگ، مقابله با پولشويی، جرايم اينترنتی و تخلفات مالی هنوز در ايران تدوين نشده اند و دولت ايران تنها به همين راضی می شود كه هر سال يك يا دو پرونده فساد اقتصادی را علنی و با آن مقابله كند. اما دولت ايران هنوز به ريشه ها دست نيافته است.

بازی با پول های كثيف

«آل كاپون» هرچند كه از دل سينمای حرفه ای هاليوود به اوج شهرت رسيد اما خيلی ها او را از 15 رختشوی خانه ای كه در نيويورك راه انداخته بود، می شناسند. «آل كاپون» تبهكار حرفه ای سال های ،1900 اغلب دزدی می كرد. او حتی مرتكب قتل هم شده بود اما درآمد او از اخاذی و باجگيری هنوز هم پر رمز و راز باقی مانده است. «كاپون» بعد از دوره ای نسبتا سخت با اقدام به اخاذی های كلان، يكی از پولدارترين گانگسترهای سال های 1910 نيويورك شد. درحالی كه ثروت او هر روز در حال افزايش بود، ميل به تبهكاری و اخاذی در او كم می شد. كاپون به پيشنهاد دوست قديمی خود، رفته رفته تبهكاری را كنار می گذاشت و به جای آن هر روز يك رختشوی خانه در گوشه و كنار شهر بزرگ نيويورك راه اندازی می كرد. بعد از مدت كوتاهی، تعداد رختشوی خانه های كاپون به 15 رسيد. با اين حال او هنوز هم يك تبهكار حرفه ای باقی مانده بود. بعد از مرگ او هيچ كس نتوانست ميزان دارايی هايش را تخمين بزند اما همه می دانستند او زمانی به دزدی و اوباشی گری دست زد كه حتی يك سنت هم اندوخته نداشت. در همين حال قصه زندگی «آل كاپون» و شيوه زندگی او نقل به نقل و سينه به سينه منتقل شد، تا اين كه يك حقوقدان برجسته آمريكايی برای نخستين بار از واژه «پولشويی» برای اثبات يك جرم اقتصادی استفاده كرد. او معتقد بود، پولی كه از راه غيرقانونی به دست آمده و وارد چرخه قانونی اقتصاد شده است هنوز هم كاملا كثيف است. اظهارات او در محافل اقتصادی و قضايی آمريكا بازتاب گسترده ای داشت و همين باعث شد دولت آمريكا برای مبارزه با «اشباح پولشويی» مقررات ويژه ای تنظيم كند. از آن زمان تاكنون بيش از ده ها قانون و آيين نامه در كشورهای مختلف تدوين شده است كه هر كدام به نوعی راه های مبارزه با جريان پولشويی را مشخص كرده است. آخرين و جامع ترين تلاش در اين عرصه، تهيه پيش نويس مبارزه با فساد در سازمان ملل است كه طی آن كشورهای عضو در دو نشست مقدماتی، جزييات آن را بررسی كرده اند. اما هيچ كس نمی تواند ادعا كند، جريان پولشويی را به طور كامل مسدود كرده است.

آستين های ايرانی بالاخره بالا زده شد

اواخر سال 79 بود كه زمزمه هايی مبنی بر دخالت ايران در برخی جريان های تروريستی توسط آمريكا منتشر شد. محمد خاتمی رئيس جمهوری، در يك جلسه مهم از چند كارشناس مسائل بين المللی خواست تا اين موضوع را مورد بررسی قرار دهند. چندی بعد نتيجه بررسی ها مشخص شد ايران بايد كاری می كرد كه از فهرست كشورهای تامين كننده مالی گروه های تروريستی خارج می شد. خاتمی كه قصد داشت برای هميشه اين موضوع را خاتمه دهد دست به يك اقدام جسورانه زد. او در نخستين قدم، يك كارشناس مسائل اقتصادی را به سمت معاونت اقتصادی وزارت اطلاعات منصوب كرد. خاتمی از وی خواست تجربياتش را برای مقابله با فساد مالی بسيج كند. او، بلافاصله آستين ها را بالا زد. او جزو افرادی بود كه برخوردهای فيزيكی و پليسی را قبول نداشت و سعی كرد اين موضوع را به مقامات حكومت انتقال دهد. وی در نخستين اقدام، تيمی را مامور كرد كه امكان سنجی اجرای قوانين مبارزه با پولشويی در ايران را بررسی كنند. در حقيقت نطفه اوليه «لايحه منع پولشويی» در وزارت اطلاعات شكل گرفت و هفتمين پيش نويس آن به وزارت امور اقتصادی و دارايی سپرده شد. هنوز اطلاعات خاصی از اراده دولت برای مقابله با جريان پول های كثيف منتشر نشده بود اما زمزمه هايی از مخالفت برخی جريان ها در مقابل اين لايحه به گوش رسيد. در حقيقت مجموع رفتارهای آوانگارد معاون جديد برای تدوين قوانين ضد رانت، تشكيل پليس مالی، مبارزه با پولشويی و مبارزه با انحصار بنيادها نگرانی های زيادی برای باندهای مافيايی اقتصاد ايران ايجاد كرد.

شدت فشارها به حدی بود كه او به گونه ای عجيب از سمت خود استعفا كرد و رئيس جمهور نيز نتوانست برای او كاری كند. اما لايحه مبارزه با پولشويی به هر شكل از وزارت اطلاعات بيرون كشيده شد و به طور رسمی توسط وزارت امور اقتصادی و دارايی به دولت رفت. اين لايحه از همان ابتدا با مخالفت شديد بانك مركزی و شخص نوربخش مواجه شد. طهماسب مظاهری در يكی از جلسات كارشناسی اين لايحه، خطاب به حاضران گفت: بانك مركزی با تصويب اين لايحه مخالف است و محسن نوربخش علنا عليه آن موضع گرفته است. او بعدها گفته بود: اگر حادثه 11 سپتامبر اتفاق نمی افتاد و موضوع اتهام تكراری تامين منابع مالی گروه های تروريستی مطرح نمی شد محسن نوربخش باز هم با لايحه مخالفت می كرد. به هر صورت لايحه جنجالی مقابله با پولشويی بعد از موافقت دولت، با قيد دو فوريت به مجلس شورای اسلامی رفت. مجلس قيد دو فوريت آن را حذف كرد و برای بررسی بيشتر آن را به كميسيون تلفيق سپرد. 23 نماينده مجلس در چند جلسه متعدد در مورد اين لايحه بحث كردند اما مباحث به اين جا ختم شد كه لايحه ارائه شده با اصل 149 قانون اساسی مغايرت دارد. نمايندگان معتقد بودند، تصويب اين لايحه امنيت سرمايه گذاری در ايران را از بين می برد و مسائل حاشيه ای ايجاد می كند. به عقيده آن ها، اين لايحه اثرات منفی سياسی دارد و آن را به چماقی برای انتقام گيری های سياسی تبديل می كند. ارائه اين دلايل عجيب به اين منجر شد كه لايحه به صحن علنی مجلس نرود. در عوض مركز پژوهش های مجلس سعی كرد با برگزاری چند جلسه ديگر، شبهه نمايندگان را برطرف كند. در يكی از اين جلسات معاون مستعفی وزارت اطلاعات حاضر شد تا اطلاعات تازه ای از اندوخته های خود را در اختيار نمايندگان و كارشناسان اين مركز قرار دهد. شايد پس از برگزاری آن جلسه بود كه نظر كميسيون تلفيق كمی در مورد لايحه ارائه شده عوض شد.

فشارهای بين المللی

سال گذشته و در جريان برگزاری يك مصاحبه مطبوعاتی يكی از خبرنگاران اقتصادی از طهماسب مظاهری پرسيد آيا ايران به دليل حجم گسترده فعاليت های پولشويی كه در آن صورت می گيرد، از سوی جوامع بين المللی تحت فشار است؟ وزير امور اقتصادی و دارايی به شدت آن را تكذيب كرد. دوباره خبرنگار پرسيد «آقای وزير اصلا به اين معتقد هستيد كه ايران «چهارراه پولشويی» خاورميانه است»؟ و طهماسب مظاهری اين بار سوال را بدون پاسخ رها كرد و خبرنگار دوباره پرسيد «آيا سفر وزير امور اقتصادی و دارايی سوئيس به ايران، ربطی به فسادهای اتحاديه اروپا در مورد پولشويی ايران دارد؟» وزير كلافه، اين بار از آن خبرنگار سمج خواست اين سوالات را در يك جلسه خصوصی مطرح كند و در حالی كه فرياد اعتراض خبرنگاران معترض به اوج رسيده بود، وزير توپ را به ميدان يكی از معاونت های خود فرستاد.

مظاهری آن روز قول داد مفاد گزارش كه سال گذشته از نماينده خود در بانك جهانی گرفته بود، را افشا كند. اما وزير اين بار بدقولی كرد. شايد آن گزارش آن قدر تكان دهنده بود كه طهماسب مظاهری حق داشت از افشای اطلاعات آن واهمه داشته باشد. آيا به راستی ايران «چهارراه پولشويی» دنيا است. محمد خزاعی معاون فعلی وزير امور اقتصادی و دارايی پيش از آنكه در راس سازمان سرمايه گذاری های خارجی ايران قرار گيرد، به مدت 12 سال نماينده ايران در بانك جهانی بود. او به سفارش وزير امور اقتصادی و دارايی، قرار بود آخرين گزارش بانك جهانی در مورد ميزان پولشويی در ايران را در اختيار مطبوعات بگذارد. اين گزارش هرگز افشا نشد. اما حقيقت امر اين بود كه ايران به شدت از سوی جوامع بين المللی برای طراحی مكانيسم مبارزه با شست و شوی پول های كثيف تحت فشار بود. هيچ كدام از گروه ها و يا جريان های بين المللی، ايران را سرچشمه پولشويی نمی دانند اما معتقدند ايران بهترين مسير برای ورود و خروج اين پول ها به شمار می رود. دو سال پيش وزير امور اقتصادی سوئيس در ديدار با همتای ايرانی خود نسبت به جريان پولشويی در ايران هشدار داد. او كه در حقيقت پيام آور اتحاديه اروپا به شمار می رفت به طهماسب مظاهری گفت: «احتمال تحريم مبادلات بانكی بين المللی ايران وجود دارد، اگر شما قانونی برای مبارزه با پولشويی تدوين نكنيد. » اين موضوع بعدها نيز به كرات از سوی مقامات ارشد كشورهای اروپايی به ايران تذكر داده شد. وقوع حوادث تروريستی 11 سپتامبر يك بار ديگر نام ايران را به عنوان تامين كننده مالی گروه های تروريستی، بر سر زبان ها انداخت.

محسن نوربخش رئيس كل بانك مركزی بلافاصله مكاتبات گسترده ای را با مقامات ارشد بانك جهانی و صندوق بين المللی پول آغاز كرد و به پيشنهاد او بود كه «عباس ميرآخور» يك نسخه از «لايحه مبارزه با پولشويی» را به بانك جهانی فرستاد. مقامات بانك جهانی نتوانستند خوشحالی خود را از اقدام اخير دولت ايران پنهان كنند. آن ها در نامه ای به بانك مركزی ايران اظهار نظر كارشناسان خود را در 50 صفحه ارسال كردند. درست در همين شرايط، محمد جواد ظريف يكی از مقامات شناخته شده روابط بين الملل ايران در نامه ای به وزارت امور اقتصادی و دارايی به آن ها پيشنهاد كرد: «عبارت جلوگيری از تامين مالی اعمال خرابكارانه و تروريستی را در سطر دوم مقدمه لايحه و قبل از عبارت «امكان نظارت بر گردش پول و كالا در كشور» جای دهند.» او همچنين متن ماده های 6 و 7 «كنوانسيون پالرمو» را برای مقامات اقتصادی ايران ارسال كرد و از آن ها خواست، مفاد معاهدات اين كنوانسيون را نيز در لايحه جای دهند. اما در همين شرايط بود كه مجلس در اقدامی عجيب آب سردی بر پيشانی اقتصاد بين الملل ايران ريخت. نمايندگان اعلام كردند لايحه ارائه شده از سوی دولت، با اصل 149 قانون اساسی مغايرت دارد. به دنبال درج اين اظهارات در مطبوعات ايران و بازتاب آن در مجامع بين المللی، بانك جهانی اين بار ايران را تهديد كرد، در صورتی كه مراحل تصويب اين لايحه متوقف شود، احتمال تحريم مبادلات بانكی اين كشور وجود دارد. بانك انگليسی FSA بلافاصله ايران را در رديف كشورهای شوينده پول كثيف قرار داد و اعلام كرد به زودی مراودات خود را با بانك. . . ايران قطع خواهد كرد. اتحاديه اروپا نيز شدت فشارها را افزايش داد اما يك شاخه اقتصادی وابسته آن براساس آمارهايی كه به دست آورده بود، ايران را دومين كشور پولشوی دنيا اعلام كرد. وزارت امور خارجه ايران در اين شرايط واكنش شبكه های بين المللی پولی را به دولت منتقل كرد و در نهايت خاتمی مجبور شد در نامه ای به رئيس مجلس، از او بخواهد كه بررسی لايحه متوقف مانده را هر چه سريع تر آغاز كند. هنوز مجلس اقدامات عملی را در اين مورد آغاز نكرده است، اما به نظر می رسد طی چند روز آينده شرايط برای تصويب اين لايحه تغيير كرده باشد. آيا احتمال تحريم شبكه بانكی ايران وجود دارد؟


ترجمه غلامرضا رضايی نصير: مسلما همه مردم اروپای مركزی برنده نيستند، همان طور كه همه مردم اروپای شرقی نيز بازنده محسوب نمی شوند. اما مقايسه های مختصر بين برنو، دومين شهر بزرگ جمهوری چك و كستاندا، دومين شهر رومانی نمونه ای از شكاف بين اين دو منطقه را نشان می دهد. در سال 2003 دستمزد متوسط در برنو 400 دلار در ماه و در حال افزايش خواهد بود؛ در كستاندا اين مبلغ 60 دلار بوده و ثابت خواهد ماند. كليسای جامع گوتيك برنو در حال بازسازی است و ميدان های زيبای باروك آن به تدريج نوسازی می شوند. در عوض ويرانه های رومی، مساجد عهد عثمانی و ويلاهای دهه 1920 كستاندا به لانه موش ها تبديل شده، هر روز بيش از روز پيش فرسوده می شوند. در برنو اتوبان های كمربندی تازه ای ساخته می شود كه مردم می توانند برای رفتن به كلبه های تابستانی خود يا رفتن به وين، پايتخت اتريش از آنها استفاده كنند و به سرعت به مقصد برسند. البته برنو شهر ثروتمندی محسوب نمی شود، اما مسلما فقير هم نيست. بيمارستان های آن با بيمارستان های اتحاديه اروپا برابری می كنند؛ مدارس در اغلب موارد حتی بهترند. درست است كه كستاندا هم نوآوری های عجيب خود را دارد. بندر اين شهر كه تا دل آب های ناآرام دريای سياه كشيده شده است، ضمن شلوغ بودن به قدر كافی دارای نظم است. در خيابان اصلی آن مغازه های فروش موبايل، سوپرماركت ها و بنگاه های اتومبيل به چشم می خورد. اما مسلما كسی دلش نمی خواهد در اين شهر مريض شود يا به هنگام سپيده دم در خيابان هايی كه پر از سگ های وحشی است، قدم بزند.

اين موارد تنها مشتی نمونه خروار واقعيت های جغرافيای سياسی است. برنو تا سال 2005 يكی از شهرهای اتحاديه اروپا خواهد بود اما كستاندا حداقل تا سال 2009 چنين توفيقی نخواهد يافت. اما دير آمدگانی چون رومانی و همسايه اش بلغارستان حداقل دليلی برای شادمانی در سال 2003 خواهند داشت: روابط نزديك و دوستانه با آمريكا و عضويت در ناتو. هر دو كشور دوست دارند بگويند كه از 11 سپتامبر سال 2001 به ناتو پيوسته اند، مطمئنا از آن زمان در جنگ عليه تروريسم، حاميان بی قيدوشرط واشنگتن بوده اند. البته ناتو با كمی نگرانی آنها را خواهد پذيرفت و مسلما در مورد مسائلی مثل اطلاعات و قراردادهای تسليحاتی با احتياط با آنها برخورد خواهد كرد. در سال 2003 صادرات هر دو كشور، به خصوص اتومبيل های داسيای رومانی عملكرد بهتری خواهند داشت. قراردادهای اوپك (opaque) با خاورميانه بر ذخاير ارزی خواهد افزود. اما اين ذخاير آن قدر نخواهد بود كه جلوی فرار مغزهای كستاندا و ديگر شهرها را به سمت غرب بگيرد. سال 2003 برای لهستان، بزرگ ترين چوب فروش اروپای مركزی، سال سخت ديگری خواهد بود. دولت سابقا كمونيست لژك ميلر از هر چيزی حاضر است بگذرد الا ورود به اتحاديه اروپا. اين دولت با شور و حرارت در اين مورد صحبت می كند، دست كم به اين دليل كه آقای ميلر زندگی سياسی خود را بر سر گرفتن رای مثبت در رفراندوم پيوستن به اتحاديه اروپا در سال 2003 گذاشته است. لهستان زير شرايط بسيار نامطلوب ورود به اتحاديه را امضا خواهد كرد؛ توافق در مورد كشاورزی و نقل و انتقال آزادانه مردم در داخل مورد انتقاد و استهزا قرار خواهد گرفت. اما آقای ميلر سرانجام رای مثبت مورد نظر خود را خواهد گرفت علت اين امر تا اندازه زيادی گرفتن تاييديه از پاپ ژان پل دوم و مبارزات بی وقفه رئيس جمهور لهستان، الكساندر كواسينوسكی خواهد بود.

از سوی ديگر در سال 2003 كشور لهستان بيشتر بين فقرا و اغنيا، شهری و روستايی تقسيم خواهد شد. لهستانی های به حاشيه رانده شده، به خصوص آنها كه در مناطق روستايی زندگی می كنند، مايه تسلی خود را در پوپوليست های راست افراطی جست وجو خواهند كرد. برجسته تر از همه آندرژی لپر رهبر دو آتشه كشاورزان خواهد بود كه قيام مصمم اما در نهايت ناموفق كشاورزان در ورشو را رهبری خواهد كرد. اقتصاد لهستان دچار ركود خواهد شد. بيكاری حول و حوش 20 درصد خواهد گشت كار زيادی برای بازسازی شركت های صنعتی كه به شدت ضرر می دهند، صورت نخواهد گرفت. تمايل به واردات و هزينه كردن بيش از توان همچنان كشور را در يك تراز تجاری ناسالم باقی خواهد گذاشت. روشن نيست كه در سال 2003 لهستان صادر خواهد كرد تا از جمعيت 38 ميليون نفری خود حمايت كند. با اين همه، ورشو پوياترين شهر منطقه باقی خواهد ماند و لهستانی ها حداقل می توانند با اين فكر خيال خود را راحت سازند كه وقتی به اتحاديه اروپا بپيوندند، صدايشان شنيده خواهد شد. مجارستان و جمهوری چك سال راحت تری در پيش دارند. هر دو كشور با شرايط سخت اما به لحاظ سياسی قابل قبول پيوستن به اتحاديه اروپا موافقت خواهند كرد. مجارستان همچنان با گذشته اش دست و پنجه نرم خواهد كرد. اعضای دولت مدگيس، كه مثل دولت لهستان قبلا كمونيست بوده اند، از گناهان شان بخشوده خواهند شد، زيرا معلوم می شود كه حتی اپوزيسيون محافظه كار هم با پليس مخفی همكاری كرده است. چك ها ضايعات ناشی از سيل را جبران كرده، به لحاظ اقتصادی به پيش خواهند رفت. بهترين و روشنفكرترين فرزندان چك در وطن خود باقی خواهند ماند و جمهوری چك اولين كشور منطقه خواهد بود كه توجه سرمايه گذاران خارجی را به خود جلب خواهد كرد.

اسلواكی به لحاظ اقتصادی سكندری خواهد خورد، اما در سال 2003 به طور كامل سقوط نخواهد كرد. دولت جديد اين كشور نسبت به دولت قبلی پوپوليست تر اما به همان اندازه فاسد خواهد بود. در مورد اقليت كولی های اسلواكی سخن نويدبخشی نمی توان بر زبان آورد. اما با وجود تعداد كمتر شركت های دولتی كه بتوان از آنها دله دزدی كرد و با توجه به اينكه گروه های طرفدار حقوق بشر شاهين وار دولت را زير نظر خواهند داشت، انتظار می رود كه در سال ،2003 اسلواكی رفته رفته در مسير درست قرار گيرد. احتمالا كشور كوچك اسلوونی، همسايه ايتاليا در ساحل آدرياتيك و اولين تكه يوگسلاوی سابق در سال 2003 مستقل خواهد شد. اين كشور آن قدر به سادگی به الگوی كشورهای اروپای غربی درآمده است كه مشكل می توان باور كرد يك نسل را زير سلطه كمونيسم گذرانده باشد.


اوراق مشاع

اداره نظارت بر بانك های بانك مركزی انتشار اوراق مشاركت مشاع را مجاز اعلام كرد. بر اين اساس بانك های تجاری كشور می توانند با اخذ مجوز از بانك مركزی و سازمان بورس اوراق بهادار نسبت به تشكيل صندوق سرمايه گذاری مشاع و انتشار اوراق سرمايه گذاری آن، اقدام كند. گويا شورای بورس كه اكثريت آن را منصوبين وزير امور اقتصادی و دارايی تشكيل می دهند معتقد است بايد نقش نظارتی را خود بايد انجام دهد.

پنج ميليون بيكار

گرهارد شرودر، صداعظم آلمان، طی ماه های اخير برنامه های اصلاحی زيادی را برای كاهش بيكاری در كشورش ارائه داده است. با وجود جاروجنجال و تبليغات زيادی كه وی در اين زمينه به راه انداخته بسياری از كارشناسان همچنان بدبين هستند. يورگن كروم فارت، يك كارشناس اقتصادی، اخيرا در گفت وگو با مجله اشپيگل پيش بينی كرده است كه احتمالا تعداد بيكاران در زمستان آينده به بيش از 5 ميليون نفر خواهد رسيد.

سقوط سونی

كاهش شديد و ناگهانی ارزش سهام شركت الكترونيكی سونی، ناظران بازار بورس را غافلگير كرده است. ارزش سهام مذكور تنها در عرض يك روز 16 درصد كاهش پيدا كرد. علت اصلی اين موضوع كاهش سوددهی شركت عنوان شده است. برخی مطبوعات اروپايی از اين اتفاق تحت عنوان «فاجعه در توكيو» ياد كرده اند.

ترس از سارس در اروپا

نگرانی پيرامون احتمال سرايت بيماری سارس به اروپا به شدت در حال افزايش است. روابط تجاری اروپا با شرق آسيا چنان گسترده است كه عملا ايجاد هرگونه تضمينی از سوی مقامات بهداشتی اروپا را غيرممكن می سازد. حتی بازار سهام در اروپا هم اندك تاثيرهايی را پذيرفته است. به عنوان مثال ارزش داكس، شاخص بازار بورس فرانكفورت، به علت ترس از سرايت سارس با تغييراتی روبه رو شده است. در ميان سهام شركت های حاضر در بورس فرانكفورت سهام شركت هواپيمايی لوفتانزا بيش از سايرين تحت تاثير وضعيت فوق قرار دارد. در شهر هامبورگ نيز برخی كارشناسان محلی هشدارهايی را مبنی بر آسيب پذيری اين شهر در برابر بيماری مذكور مطرح كرده اند.

كانادا می ترسد

ترس از سارس در كانادا به حدی است كه تد كارمايكل، اقتصاددان برجسته و مشهور كانادايی، ضمن يك سخنرانی در تورنتو سرايت و فراگيری اين بيماری را با يك زلزله بزرگ مقايسه كرده و گفته است كه حتی اگر يك زمين لرزه شديد بيايد باز هم بهتر از فراگير شدن سارس در كشورش خواهد بود و تلفات آن می تواند كمتر باشد.

اتومبيل شفاف

ركود حاكم بر اقتصاد جهان كه صنعت خودروسازی را تحت الشعاع خويش قرار داده باعث شده است تا شركت های خودروسازی برای ادامه بقا به ابتكارهای جديدی دست بزنند. در اين راستا شركت هوندا يك اتومبيل شفاف ساخته است. بدنه اين خودرو به گونه ای است كه تمامی محوطه اتاقك خودرو و سرنشينان آن از بيرون قابل مشاهده هستند. جنس بدنه اين اتومبيل از ماده ای خاص است كه گفته می شود حتی از شيشه هم شفافيت بيشتری دارد. شركت هوندا كوشيده با تبليغ وسيع اين خودرو و انتشار عكس هايی از آن در كنار مانكن هايی معروف نام خود را بيش از پيش مطرح كند. در شرايطی كه فولكس واگن يك شركت پير، كرايسلر شركتی در حال «آب رفتن» و فورد يك خودروسازی بيمار ناميده می شوند، ژاپنی ها سعی دارند به روش هايی نظير ابتكار عمل فوق، رشد كنند.

اتحاد ايتاليا و اسپانيا برای گاز

ايتاليا و اسپانيا برای توليد گاز مايع طبيعی مشاركت می كنند. به گزارش خبرگزاری رويترز، انی شركت نفت و گاز ايتاليا و فنوسا سومين شركت گاز و نفت اسپانيا برای تقويت حضور خود در بازار گاز اروپا و نيز دسترسی به ذخاير گاز شمال آفريقا مشاركت كردند. بر پايه اين گزارش، انی ايتاليا با سرمايه گذاری 440 ميليون دلاری در اين همكاری مشترك (Joint Venture) با فنوسا در تجارت گاز سهيم می شود. اين مشاركت شرايط فنوسا را برای مايع كردن گاز در مصر و انتقال آن به اسپانيا فراهم می كند و برای انی نيز موقعيت فعاليت در خارج از ايتاليا و دسترسی به ذخاير گاز شمال آفريقا مهيا می شود. گفتنی است در حال حاضر فقط يك سوم مردم اسپانيا به گاز دسترسی دارند كه اين ميزان قابل مقايسه با حداقل دسترسی دوسومی مردم هر يك از ديگر كشورهای عضو اتحاديه اروپا است اين در حالی است كه وزارت انرژی اسپانيا تخمين زده است درخواست اين كشور برای اين نوع گاز حتی به 3 برابر سطح فعلی آن تا سال 2010 افزايش يابد.

سرمايه گذاری چين برای LNG

چين برای احداث نيروگاه های توليد گاز مايع طبيعی سرمايه گذاری می كند. روزنامه «فايننشال تايمز» نوشت: «چين برای گسترش بهره گيری از گاز و گاز مايع طبيعی در پی احداث چندين نيروگاه تامين و ذخيره «LNG» در ايالات مختلف است.» نخستين اقدام اين كشور در راستای تحقق اين برنامه احداث يك نيروگاه گازی در ايالت «فوجيان» است. نيروگاه گازی فوجيان تا سال 2006 با قابليت توليد سالانه 2/5 ميليون تن گاز مايع طبيعی آغاز به كار خواهد كرد. بر پايه اين گزارش، شركت چينی «CNOOC» كه مجری طرح احداث اين نيروگاه است برای راه اندازی آن با شركت های بريتيش پتروليوم، رويال داچ شل، شورون تگزاكو و LNG استراليا قرارداد منعقد كرده است. اين گزارش در ادامه افزوده است: «چين برای افزايش واردات LNG در كنار افزايش توليد اين نوع گاز سرمايه گذاری كرده و اعلام كرده است تا سال ،2010 8 درصد از نياز انرژی خود را از گاز مايع طبيعی تامين خواهد كرد.» گفتنی است، در حال حاضر 85 درصد از انرژی چين را منابع فسيلی تامين می كند.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو