Persian Archive

تنها يك رئيس سابق دولت در جهان وجود دارد كه ديدگاهش درباره سياست خارجی نه فقط در سطح منتقدان قدرت كه همتای دستگاه رسمی ديپلماسی ارزيابی می شود؛ چه موافق آن باشيد و چه مخالفش. و اين گونه است كه رئيس سابق جمهوری اسلامی با گفت وگويی می تواند محافظه كارترين جناح های سياسی را در ايران به واكنش وادارد و اصلاح طلبان را به چالش برانگيزد. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام دو ماه پيش در گفت وگويی با فصلنامه راهبرد كوشيد راهكارهايی برای طرح و شايد حل مسئله رابطه با آمريكا ارائه كند. اين فصلنامه همان نشريه ای است كه پيش از سال 1376 توسط جناح چپ منتشر می شد و افرادی چون عطاءالله مهاجرانی، سعيد حجاريان، عليرضا علوی تبار، جميله كديور، محسن كديور و... در آن مقاله می نوشتند. با پيروزی سيدمحمد خاتمی در انتخابات رياست جمهوری ناشر اين مجله از دفتر رئيس جمهور به دفتر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام نقل مكان كرد و برخی مقامات سابق وزارت خارجه از جناح محافظه كار اداره مركز و مجله آن را در دست گرفتند. عباس ملكی مدير سابق مجله سياست خارجی و محمود واعظی معاون وزير سابق خارجه كه همين مصاحبه را انجام داده اند از اين گروه به شمار می روند. كسانی كه چندی پيش در معرض اين شايعه قرار گرفتند كه دفتری در حاشيه خليج فارس برای بررسی راهكارهای رابطه با آمريكا تأسيس كرده اند. هر چند اين خبر از سوی دكتر ولايتی وزير سابق خارجه تكذيب شد اما با مصاحبه اخير واجد معنا شده است. واجد چنان معنايی كه جناح های سياسی را به واكنش وادار می كند آن گونه كه گروهی از چپ از ياد می برند كه خود روزی در روزنامه سلام پيشنهاد رفراندوم را داده اند و گروهی ديگر در راست از ياد می برند كه در همه سال های رياست جمهوری سابق از ديپلماسی او حمايت كرده اند...


به گمانم تابستان 1381 بود كه به آقای رضا نوربختيار پيشنهاد كردم به بهانه انتشار مجموعه عكس زيبای «زاينده رود، از سرچشمه تا مصب»، با او به گفت وگو بنشينيم. بختيار عكاس درس خوانده و با تجربه ای است كه پس از آموختن حرفه عكاسی در يكی از معتبرترين دانشگاه های انگلستان به ايران بازگشت و علی رغم 35 سال كار حرفه ای و آموزش اين فن - هنر به ديگران، به دليل پرهيز از آوازه گری و خودنمايی و دوری از سليقه های بازاری، جز اهل فن، كمتر او را می شناسند. با اينكه او دانش و تجربه كم نظيری در عكاسی و مباحث نظری و فناوری مربوط به آن دارد، و آثار نسبتا فراوانی هم از او چاپ شده، اما احساس می كنم كه قدرش هنوز ناشناخته مانده است. به هر جهت، به همين دلايل، و به دليل اينكه مجموعه «زاينده رود، از سرچشمه تا مصب» را خيلی دوست داشتم، فكر كردم خوب است در گفت وگويی با او از ظرايف و ظرفيت های كارش بيشتر آگاه شويم. موضوع را با او در ميان گذاشتم كه بالاخره پذيرفت؛ و قرار شد برای اينكه نگاه سومی هم در كار باشد، از آقای محمد رحيم اخوت بخواهيم در گفت وگوی ما شركت كند. هر سه نفر اصفهانی هستيم و در دلبستگی به اين شهر، و فضا و فرهنگ آن، وجه اشتراك داريم؛ اما حوزه فعاليت فرهنگی هر كدام متفاوت است. من در سينما، بختيار در عكاسی، و اخوت داستان نويس و منتقد شعر و داستان...


از هر پديده ای كه يك سال بگذرد انگار اتفاق مهمی رخ داده است. يك سال كه گذشت و تو سرت سلامت ماند بايد خوشحال باشی.سال اول مهم تر از سال های بعدی است به خصوص برای يك نشريه، هر نشريه ای كه شانس بياورد و يك سال از عمرش بگذرد با شادی زيادی برای خودش يك سالگرد می گيرد.حالا سالگرد انتشار ضميمه همشهری است يعنی يك سال گذشته و اين ضميمه 8 صفحه ای با تيتر جداگانه چاپ شده و لای روزنامه همشهری گاهی به سراسر كشور و حالا فقط در تهران رفته است. يك سال با فراز و فرود گذشته و ما می خواهيم بدانيم در اين يك سال با كدام مخاطب ارتباط برقرار كرده ايم، به كدام نياز مخاطب پاسخ داده ايم و در چه حوزه هايی ضعيف تر از ديگر حوزه ها عمل كرده ايم.گروهی از صاحب نظران به سوالات ما پاسخ داده اند...


دولت در سال 81 رقم 1500 ميليارد تومان و در سال جاری هم رقمی حدود 16 هزار ميليارد ريال وصولی از محل واگذاری در نظر گرفته. در رقم 15 هزار ميليارد پارسال و امسال دو راهبرد وجود دارد كه بايد به همديگر كمك كنند. يك راهبرد وصول مطالبات صندوق ها از دولت است كه منظور صندوق تامين اجتماعی و بازنشستگی كشوری است از 1500 ميليارد تومان پارسال 9 هزار ميليارد مال صندوق است. دولت در اين رويكرد رد ديون صندوق ها را دنبال می كند. اين ظاهر قضيه است. اما باطن قضيه حسب مصوبه ای است كه دولت از 4-3 سال پيش داشته و آن اين بوده كه صندوق ها شركت ها را بگيرند سر و سامان بدهند و واگذار كنند به آحاد مردم. بنابراين صندوق ها از نگاه دولت بودجه سازی كشور محسوب می شوند. اگر دولت شركت ها را ارزان تر يا گران تر داد مال خود صندوق هاست. دولت نمی خواهد كه از حجم خودش كم كند و صندوق ها را بزرگ كند. به هر حال دولت شركت هايی را كه دارد و وزارتخانه را هم براساس آن تعريف كرده، مانند پتروشيمی و فولاد و. . . مشكل اين بود كه در واگذاری های سال های 79 و 80 با كند بودن كاربورس مواجه شديم. بنا بود كه اين بازار سريع نرخ گذاری كند و مالكيت سهام بيشتر به آن طرف رود...


1. نخستين بار كه نشريه ورزشی خريدم و خواندم، حدود 42/5 سال پيش بود. در ميدان مولوی تهران، دهانه جنوبی بازار، دكه ای بود كه روزنامه می فروخت و من، هنگام رفتن به دبيرستان (دبيرستان فرخی) از جلوی آن می گذشتم. نشريه ای توجهم را جلب كرد كه قطع و اندازه اش با نشريه های ديگر فرق داشت. كاغذ كاهی داشت. تك رنگ (مشكی) چاپ شده بود و عكس قهرمان زن مشهور و موفق آمريكايی، ويلما رودلف، روی آن چاپ شده بود. المپيك رم (1960) تازه به پايان رسيده بود، و اين قهرمان در آن المپيك 4 مدال طلا به دست آورده بود. پنج ريال دادم و آن نشريه را خريدم. كيهان ورزشی بود. اين نشريه، در آينده زندگی من، بسيار اثر گذاشت. من را به ورزش جذب كرد؛ بسياری از اصول و ضوابط اخلاقی را از اين نشريه فرا گرفتم؛ اصول و آيين درست نويسی را ابتدا از اين نشريه آموختم؛ نقد و بررسی و چگونگی نگرش انتقادی به پديده ها را نويسندگان اين نشريه به من ياد دادند؛ و خلاصه اينكه كيهان ورزشی، سهم و نقش تعيين كننده ای در «فرهنگ سازی» برای من ايفا كرد...





پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو