Persian Archive

• محاصره به جای اشغال بغداد
• دومينوی دموكراسی در عراق
• فرودگاه بين المللی بوش در شمال عراق تاسيس شد
• تظاهرات ضد جنگ در ايران
• مردم بصره به مهاجمان اعتماد ندارند
• اهداف اسرائيل پس از جنگ
• با تشكيل دولت موقت در عراق موافقم
• اعتراض عبدی به حكم دادگاه
• جامعه مدنی در تعظيلات
• ضربه عوضی تركها
• فاتحان شكست خورده
• رسانه های ايران در تعطيلات
• تحليل مقام معظم رهبری از جنگ خاورميانه
• نگرانی در شهرهای مرزی
• كمك های روسيه به آوارگان عراقی
• ادعای واشنگتن پست
• تكذيب تيراندازی
• ساخت اردوگاه
• منافقين در شمال عراق
• مشورت درباره مسئله كردها
• كمك های بشردوستانه اشغالگران
• استعفای مشكوك پرل
• تكذيبه ايوانف
• سرنوشت خبرنگاران جنگ
• صدام زنده است
• معمر قذافی و پناهندگی صدام
• فراخوان نيروهای ذخيره اسرائيل
• فشار برای فتح بغداد
• سوريه متهم می شود
• صدام، بن لادن نمی شود
• فرمانده سپاه پاسداران : آمريكا به عراق قناعت نخواهد كرد
• وزير اطلاعات : اعضای پشيمان منافقان را امان می دهيم
• ياد دكتر نوربخش در تهران ,اصفهان ولندن گرامی داشته می شود


درحالی كه مقامات عراقی اعلام كرده اند اگر نيروهای آمريكايی و انگليسی به پايتخت حمله كنند، سخت لطمه خواهند ديد؛ دونالد رامسفلد، وزير دفاع آمريكا اظهار داشت ترجيح می دهد به جای حمله تمام عيار به بغداد، اين شهر را به محاصره درآورد. ظاهرا دولت صدام حسين سعی دارد سربازان آمريكايی را به داخل شهر بكشاند زيرا از مقابله با نيروهای مجهز آنها در صحرای باز هراس دارد. سلطان هاشم احمد، وزير دفاع عراق گفت: «دشمن بايد وارد بغداد شود، در آن صورت اينجا تبديل به گورستان آنها خواهد شد. ما بايد اين جنگ را هر چه بيشتر طولانی كنيم تا دشمن بهای بيشتری بپردازد.» رامسفلد در توضيح برای كميسيون های كنگره آمريكا در واشنگتن اظهار داشت احتمالا سربازان آمريكايی به جای حمله به بغداد اين شهر را به محاصره خود درخواهند آورد، به اين اميد كه شهروندان عليه دولت عراق دست به شورش بزنند. رامسفلد به محاصره بصره توسط سربازان انگليسی اشاره كرد كه هدف از آن به تأخير انداختن حمله به شهر با اميد تسليم مدافعان يا سرنگونی آن توسط شهروندان مخالف صدام است. در بمباران شديد روز جمعه بغداد توسط هواپيماهای آمريكايی با هدف قطع ارتباط ستاد فرماندهی صدام حسين با نيروهايش، دو بمب 4700 پوندی (حدود دو تن) كه بزرگ ترين بمب های مورد استفاده از آغاز جنگ تاكنون بوده است به يك برج مخابراتی در بغداد اصابت كردند. همچنين به گفته مقامات آمريكايی چندين مركز مخابراتی و فرماندهی هدف قرار گرفتند اما تلفن های بسياری از بخش های شهر هنوز كار می كنند.

از سوی ديگر ژنرال ويليام والاس، فرمانده نيروهای زمينی در بغداد به خبرنگاران نيويورك تايمز و واشنگتن پست گفت اتخاذ تاكتيك های غيرمنتظره توسط نيروهای عراقی و گستردگی خطوط عرضه تداركات مبارزه را به كندی كشانده است. اين روزنامه ها به نقل از والاس به هنگام ديدار از ستاد مركزی لشكر هوابرد 101 مستقر در مركز عراق نوشتند: «دشمنی كه اكنون با آن می جنگيم با دشمنی كه با آن جنگ بازی می كرديم خيلی متفاوت است. » همچنين افسران انگليسی ادعا كردند مردم بصره سعی كرده اند از اين شهر كه در محاصره سربازان انگليسی است، بگريزند اما نيروهای شبه نظامی عراق با خمپاره و مسلسل آنها را به بازگشت به شهر واداشته اند. نيروهای انگليسی در مورد جزئيات موضوع و تعداد تلفات چيزی نگفتند.

در حومه شهر استراتژيك ناصريه نيز تفنگداران آمريكايی با مقاومت سرسختانه روبه رو شدند و چندين ساختمان، از جمله يك نيروگاه برق به آتش كشيده شد. ناصريه در كنار رود فرات در نزديكی تقاطع جاده هايی كه از كويت به بغداد می رسد واقع شده كه شاهد شديدترين نبردها در اين جنگ 9 روزه بوده است. در نزديكی شهر جنوبی ديوانيه، يك تفنگدار دريايی آمريكايی كشته و يك نفر ديگر در نبرد با نيروهای نامنظم عراقی مجروح شدند. دو تفنگدار دريايی ديگر نيز در يك كارخانه سيمان كشته شدند. درعين حال محمدسعيد الصحاف، وزير اطلاعات عراق به خبرنگاران گفت در بمباران روز پنج شنبه 75 غيرنظامی كشته و 290 نفر مجروح شده اند. صحاف همچنين ادعای نيروهای ائتلاف را مبنی بر اينكه عراق قصد دارد از سلاح های شيميايی استفاده كند رد كرد و به جا ماندن تجهيزات و ماسك های ضدشيميايی از نيروهای عراقی را امری كاملا طبيعی در هر جنگی دانست. مقامات پنتاگون در نهمين روز جنگ اعلام داشتند تاكنون نزديك به 90 هزار سرباز آمريكايی در عراق مستقر شده اند و 100 تا 120 هزار نفر ديگر در راهند. برخی از اين نيروها در شمال عراق پياده خواهند شد. هدف آمريكا در شمال عراق تصرف حوزه های نفتی ارزشمند در نزديكی شهر كركوك است. در اين رابطه سرگرد مايك هستينگز عضو تيپ 173 هوابرد ارتش آمريكا گفت: «كركوك از اهميت خاصی برخوردار است. همه از عراقی ها و كردها و ترك ها به دنبال آن هستند.» اعضای شورای امنيت سازمان ملل روز پنج شنبه به توافق رسيدند كه برنامه كمك های بشردوستانه به عراق، تحت عنوان نفت در برابر غذا را از سر گيرند. در آخرين موضع گيری تونی بلر، نخست وزير انگلستان پس از گفت وگو با جورج بوش در مورد استراتژی جنگ و طرح های پس از جنگ، اظهار داشت كه سرنگونی صدام «كاری بس دشوار» خواهد بود.

سپر انسانی از مردم بصره

نيروهای شبه نظامی عراقی مستقر در بصره به روی ده ها هزار شهروند اين كشور كه قصد داشتند شهر محاصره شده بصره را ترك كنند آتش گشودند و آنها را با گلوله های خمپاره هدف قرار دادند. شبكه خبری فاكس نيوز آمريكا به نقل از اعضای تيپ هفتم زرهی پياده نظام ارتش سلطنتی بريتانيا كه بصره را در محاصره خود دارد ضمن اعلام اين مطلب ادعا كردند سعی داشته اند مانع از كشتار شهروندان غيرنظامی و تخليه سريع آنها از تيررس خمپاره اندازهای نيروهای عراق شوند. يك مقام ارشد دفاعی بريتانيا هم ادعا كرد مردم بصره هر روز در گروه های بزرگ راهی نقاط تمامی اطراف اين شهر می شوند تا از نيروهای انگليسی غذا و آب آشاميدنی دريافت كنند. سرهنگ كريس ورنون از سخنگويان نيروهای نظامی انگليس مستقر در شمال عراق هم ادعا كرده هزاران تن از مردم ساكن شهرهای شمال عراق در تلاش اند از سپر نيروهای عراقی بگذرند و شهرها را ترك كنند كه با ممانعت نيروهای تحت امر صدام مواجه می شوند و تلويحا ادعا كرد نيروهای وفادار به صدام از شهروندان عراقی بسان سپر انسانی استفاده می كنند. در گزارش فاكس نيوز با اشاره به نبرد واحدهای زرهی عراق و انگليس در ساعات پايانی روز پنج شنبه آمده نيروهای ائتلاف ضدعراق در نبردهای مذكور حداقل 14 تانك تی 55 از واحد زرهی ای كه سعی داشت خود ر به فاو برساند نابود كردند و مانع از ادامه حركت اين واحدها شده اند.


دكتر حسين دهشيار: آرايش نيروها در صحنه عمليات و به موازات آن ماهيت برآوردها و سوء برداشت ها از واقعيات حاكم، تعيين كننده اصلی سرنوشت صحنه ها هستند. بهره مندی از نيروهای توانمندتر تضمينی بر پيروزی نيست، همان گونه كه ضعف قدرت آتش و تخريب منجر به آغوش گيری شكست نمی شود. قابليت به حداكثر رساندن فرصت های حمله و ظرفيت جهت دادن به محيط عملياتی و نيز تحولات خارج از محيط عملياتی، در كنار يكديگر تمايز بين شكست و پيروزی را معين می كنند. در چنين چارچوبی است كه ضرورت ايجاب می كند ارزيابی ها و برآوردهای دقيق شكل بگيرند. حضور رهبران آمريكا، انگلستان، اسپانيا و پرتغال در جزيره آزورس در تاريخ 16 مارس از يك سو بيانگر شكاف غيرقابل اجتناب در اروپا و از سويی، نمايانگر تنيدگی انكارناپذير تلقيات ائتلاف آنگلوساكسون ها بود. انگلستان قدرت نافذ و تعيين كننده معادلات بين المللی در قرن نوزدهم و نيز آمريكا قدرت پيشتاز و جهت دهنده قرن بيست و يكم درباره ماهيت خطر منسوب به رژيم بعثی حاكم بر عراق و چگونگی مقابله با اين تهديد در جهتی كاملا متفاوت به ديگر كشورهای برتر نظام بين الملل گام برداشته اند. پايان گردهم آيی آزورس و اولتيماتوم 48 ساعته روز بعد از سوی جورج دبليو بوش به رهبر عراق اين واقعيت را ملموس ساخت. اشاره رهبر آمريكا به «لحظه حقيقت» به وضوح حكايت از عزم راسخ متحدين غربی برای دگرگون ساختن ترتيبات حاكم سياسی و به تبع آن ساختارهای اقتصادی و حيات فرهنگی مستقر در عراق داشت. متحدين غربی به استناد آنچه آن را «منطق قطعنامه 1441» می نامند تغيير رژيم در عراق را يك ضرورت اجتناب ناپذير نمودار ساختند.

هرچند كه اين قطعنامه از خلع سلاح در عراق صحبت كرده است اما از ديد رهبران دوسوی آتلانتيك تنها سير ممكن و محتمل به سوی خلع سلاح واقعی، از طريق براندازی صدام حسين و ساختار قدرت حاكم بر قديمی ترين تمدن جهانی است. بر بستر اين تصميم است كه بيش از 250 هزار نفرات نظامی، پنج ناو هواپيمابر، 750 هواپيمای جنگنده و تعداد قابل توجهی ادوات مكانيزه به منطقه گسيل شده است. با توجه به اينكه برای بيرون راندن نيروهای عراقی از كويت در سال 1991 حدود شش هفته جنگ هوايی و پنج روز جنگ زمينی و مرگ كمتر از 150 سرباز آمريكايی ضرورت داشت، تنها چيزی كه در آن شكی وجود نداشت محققا نتيجه لشكركشی بود. اين قطعيت برخاسته از عملكرد نيروها در صحنه عملياتی كويت در سال 1991 و واقعيات حاكم بر صحنه جهانی بعد از عمليات اكتبر سال 2002 در افغانستان است. هرچند كه در شكل گيری اين قطعيت نبايستی ماهيت رژيم حاكم بر عراق و عملكرد رهبر عراق از سال 1979 به بعد را ناديده انگاشت.

در يك نگاه چندبعدی به چگونگی شكل گيری بحران عراق می بايستی نقش برجسته ای را به سرشت ساختار فردمحور، قبيله ای، بوروكراتيك، امنيتی و اقتدارگرايانه قدرت در عراق قائل شد كه امكان پذير نمودن تهاجم آمريكا و تسهيل فضای جهانی برای استدلال های آمريكايی و انگليسی را مهيا كرد. با توجه به ذات رژيم حاكم بر بغداد است كه جورج دبليو بوش حتی تا آن جا پيش رفت كه بيان كند: كشورهای مخالف جنگ كه مهم ترين آنها آلمان و فرانسه هستند «در اعتقاد و ايمان ما در خصوص رژيم بعثی شريك هستند اما فاقد عزم ما هستند. » البته بايد آگاه بود علت اصلی اينكه كشورهايی از قبيل فرانسه و آلمان هم عزم با متحدين غربی نيستند نه به جهت ضرورت و توجيهات انسانی و اخلاقی آنان است بلكه برآمدی از محدوديت توانمندی های آنان در گسترش حيطه سلطه و نفوذ است. آمريكا در شرايطی است كه از ظرفيت و توانايی مورد نياز برای فرافكنی فضای سلطه و تحكيم جايگاه آمرانه خود در منطقه خاورميانه و مخصوصا خليج فارس برخوردار است. به همين جهت نبايد صرفا تسليم اين نگاه ساده انگارانه دوران جنگ سرد گرديد كه هجوم آمريكا به عراق به خاطر نفت و منابع اين كشور است بلكه بايد اين تهاجم را در قالب استراتژی ايجاد محيط امنيتی، سياسی، اقتصادی و فرهنگی متناسب با ضرورت ها و الزامات برخاسته از نيازها و منافع جهانی و بالاخص منطقه ای اين كشور در نظر گرفت. هرچند كه عراق از ظرفيت توليد نزديك به پنج ميليون بشكه د روز برخوردار است و نزديك به 200 ميليارد بشكه ذخيره نفت دارد اما موضوع عراق فراتر از مسئله نفت است. نگاه يك بعدی به حركت به سوی سرنگونی رژيم صدام همانقدر غيرمعتبر است كه پذيرش منطق ژاك شيراك در خصوص محوريت ارزش های انسانی برای جلوگيری از حمله به عراق. در آغاز نهمين روز جنگی كه از تاريخ 20 مارس شروع گرديد دو واقعيت كاملا بارز و محرز است. تونی بلر رهبر جناح چپ در طيف سياسی انگلستان و نيز جورج دبليو بوش رهبر جبهه محافظه كاران جديد در حيات سياسی آمريكا آماده پرداخت هر قيمتی برای سرنگونی ساختار اقتدارگرای حاكم بر عراق هستند كه بدترين شكل آن عدم انتخاب مجدد است.

اينكه عراق هفتمين صادركننده نفت جهان است، نمی تواند دليل موجهی برای تونی بلر باشد كه حيات سياسی خود را به پای آن قربانی كند، بلكه آنچه او را به سوی همراهی با آمريكا سوق داده اين ادعا است كه از نظر اخلاقی او در مرحله ای فراتر از صدام قرار دارد. اين توجيه به ظاهر اخلاقی سياست براندازی صدام، ممكن است منجر به اشاعه نفوذ و سلطه انگلستان شود هر چند تا حدودی منجر به قاطعيت كلام و عمل تونی بلر گشته است. بوش در سقوط صدام حسين پيروزی خير بر شر را متبلور می بايد. همين استنباط است كه در متن آن او گسترش حيطه سلطه و نفوذ آمريكا را به مفهوم ايجاد فضای مثبت و مفيد برای مردم عراق تفسير می كند. فقط داشتن نيروی برتر نظامی و توانمندی نيست كه حركت به سوی جنگ را ممكن می سازد بلكه معمولا می بايستی ضرورتی اخلاقی برای آن هم تجلی يابد تا ماهيت تخريب كننده جنگ قابل تحمل گردد. صدام حسين با بيان اينكه مردم عراق در جنگ با تهاجم متحدين غربی برای «انسانيت و خداوند نبرد می كنند» نشان داده است، آنچه او آن را طلب می كند بقا نيست بلكه قدرت است. قرار دادن سه لشكر از بهترين لشكرهای گارد رياست جمهوری كه مجهز به بهترين نمونه از تانك های 72-T به تعداد 250 عدد در نزديكی بغداد هستند و قرار دادن دو لشكر در شمال و يك لشكر در بصره به گونه ای كه كمترين ميزان تحرك را برای آنها فراهم آورد، شكست در صحنه عمليات را اجتناب ناپذير ساخته است. ترتيب قرار گرفتن نيروها عملا باعث گرديده، عراقی از توانايی شكل دادن به نبرد با توجه به توانمندی 300 هزار نفری ارتش عراق محروم بمانند. بمب افكن های 52-B و 1-B كه به طور مداوم فاصله شش ساعته پايگاه ردفورد انگلستان را به سوی عراق طی می كنند هركدام بيش از سی تن بمب همراه خود را بر رديف لاينقطع نيروهای گارد رياست جمهوری فرومی ريزند كه مانند مرغابی های به رديف نشسته مورد هدف قرار می گيرند.

با توجه به برتری بی چون و چرای نيروهای متحدين بر فضای عراق در تمام طول شبانه روز نيروهای گارد رياست جمهوری تحت آماج «بمباران فرشی» اين هواپيماهای غول پيكر و موشك های هلی كوپترهای آپاچی و هواپيماهای تورنادو هستند. در گستره عراق روزانه بين 1000 تا 1500 پرواز به وسيله جنگنده های نيروهای متحدين انجام می گيرد. آنچه اين عمليات را از نظر مالی و جانی برای نيروهای عراقی سنگين تر كرده اين مسئله است كه قدرت تخريب افزايش يافته. برخلاف جنگ در كويت نيروهای متحدين به گونه ای وسيع از «بمب های هوشمند» استفاده می كنند و كمتر از «بمب های احمق» استفاده می شود. در جنگ كويت تنها ده درصد بمب های فرو ريخته شده از نوع «بمب های دقيق» بودند در حالی كه در عمليات عراق اين تعداد به نود درصد رسيده و اين قدرت كشتار و تخريب جنگنده ها را به گونه ای فزاينده افزايش داده است.

در طول هشت روز اول جنگ تعداد سربازان كشته شده آمريكايی به 22 نفر رسيده است. در حالی كه تعداد كشته شدگان عراقی به هزاران نفر رسيده است. عراق فاقد سيستم يكپارچه هوايی، زمينی و دريايی است و بدين جهت سربازان عراقی روی زمين و در خارج از شهرها به هدف های خوكچه آزمايشگاهی مانندی تبديل شده اند برای آخرين فرآورده های تكنولوژی پيشرفته آمريكا و انگلستان. در عرض كمتر از هشت روز نيروهای غربی بيش از سيصد مايل در خاك عراق پيشروی كرده اند و به پنجاه مايلی جنوب بغداد رسيده اند. آنچه عقاب های آمريكايی به آن اعتقاد دارند اين است كه در صحنه سياسی و نظامی هميشه ضعف «تحريك كننده» است و استراتژی نظامی صدام حسين در چگونگی مقابله با تهاجم نيروهای متحدين، اين اصل بديهی را ملموس می نمايد. عدم توانايی در يكپارچه كردن نيروهای سه گانه در صحنه عمليات كه از پيش بر صدام حسين محرز بود محققا می بايستی او را به سويی سوق می داد كه در چارچوب فعلی بين الملل امكان توسل به زور و تحقق اهداف سلطه طلبانه را از آمريكا دريغ می كرد. دستگاه رهبری عراق به جهت ترس از دست دادن قدرت مطلقه و كاهش دامنه توانايی در جهت دادن به حيات سياسی در عراق و بر اساس الگوهای خود، عملا خود را از قدرت مانور سياسی در داخل و چانه زنی سياسی در خارج محروم نمودند. تلاش برای حفظ ساختار اقتدارگرايانه قدرت با وجود آگاهی به برتری تكنولوژيكی، تفوق عددی و ضرورت های برخاسته از استراتژی كلان آمريكا در جهت به زير سلطه درآوردن تمام منطقه، دستگاه رهبری عراق را كه تماما از منطقه بين تكريت و بغداد برخاسته اند به بيراهه كشاند.

در جهت حفظ قدرت و بدون توجه به واقعيات زندگی در عراق و اينكه نزديك به چهار ميليون عراقی يعنی يك ششم جمعيت عراق در حال حاضر در تبعيد به سر می برند رژيم بدون توجه به ظرفيت های انسانی، نظامی و اقتصادی، شرايط را به شكلی رقم زد كه دولتمردان غربی تهاجم به عراق را برای مردم خود توجيه نمودند. جدا از اينكه آينده در عراق به چه شكلی رقم بخورد. پرواضح است كه بعد از تهاجم نيروهای متحدين فضايی برای تداوم حاكميت حزب بعث در عراق باقی نخواهد ماند و جدا از اينكه چگونه نبرد در عراق پايان بگيرد، پيامدهای كاملا متفاومت خواهد داشت. آمريكا در عراق بعد از صدام حسين بازيگر اصلی در تعيين ماهيت فرآيندها در حيطه های گوناگون خواهد بود. هرچند كه ممكن است هزينه ای كه برای اين برتری و نافذ بودن متقبل شود فراتر از دستاوردها شود. تحت هيچ شرايطی ديگر امكان اين نخواهد بود كه قدرتی فردی مانند صدام حسين شكل بگيرد.

حضور مستقيم آمريكا و انگلستان در تعيين سرشت حيات در عراق به اين مفهوم است كه بنا بر ضرورت و الزامات بين المللی و شرايط متحول شده داخلی قدرت فردی مطلقه مبتنی بر ساختار امنيتی قدرت ديگر امكان تجلی در عراق را نخواهد داشت. نبرد كنونی در سرزمين عراق بين نيروهای مهاجم بيگانه به رهبری آمريكا و نيروهای گارد رياست جمهوری تحت ساختار رهبری مبتنی بر قدرت سركوبگرايانه نيروهای امنيتی تصويری را ترسيم خواهد كرد كه منطقه را بسيار متفاوت جلوه خواهد نمود. در اين تصوير حضور آمريكا وسيع تر، سلطه اين كشور نافذتر، تأثيرگذاری آن عميق تر و استثمار آن همه گيرتر و بی رقيب تر خواهد بود. در عين حال در اين تصوير شاهد پيدايی دومينوی دموكراسی و جابه جايی قدرت سياسی و دورانی پرتلاطم در جهان عرب تحت قيمت قدرت هژمون و استعمارگر غربی خواهيم بود.


ترجمه و تلخيص رضا سادات : با ورود يك فروند هواپيمای ترابری 130 C ارتش ايالات متحده به فرودگاه طلال در شمال عراق طی روز پنج شنبه، اين فرودگاه به مركز پشتيبانی لجستيكی نيروهای مهاجم تحت رهبری آمريكا در عراق تبديل شد. نيروهای آمريكايی با توجه به مين گذاری شديد آب های ام القصر و بسته بودن پايگاه های تركيه به روی هواپيماهای آمريكايی و دشواری جابه جايی ادوات و مايحتاج سربازان از طريق زمينی با دشواری های بسياری روبه رو بودند كه با گشايش فرودگاه طلال گمان می رود انتقال تجهيزات و سربازان ارتش آمريكا به عراق سرعت گيرد. شبكه خبری فاكس نيوز در گزارشی كه روز جمعه منتشر شد ادعا كرد آمريكايی ها كه فرودگاه منهدم شده طلال را شنبه هفته گذشته به اشغال خود درآورده بودند پس از بازسازی، بهره برداری از اين فرودگاه را آغاز كرده و آن را فرودگاه بين المللی بوش نامگذاری كردند. در اين گزارش با تصريح بر اينكه نيروهای مهاجم با مقاومت دور از انتظار عراقی ها روبه رو شده اند می نويسد نيروهای آمريكايی و انگليسی با كمبود مواد غذايی، آب و مهمات روبه رو هستند تا آنجا كه به ادعای اين شبكه در برخی نقاط نيروهای مهاجم هر 36 ساعت تنها دو وعده غذا دريافت می كنند. در حالی كه فاكس نيوز از كمبود غذايی نيروهای مهاجم خبر می دهد سرتيپ وينست بروكس از سخنگويان ستاد فرماندهی مشترك نيروهای مهاجم ادعا دارد هيچ گزارشی در مورد كمبود غذا و ساير مايحتاج سربازان مهاجم دريافت نداشته است.

روز گذشته جنگ در ناصريه ادامه داشت كه در اين نبردها حداقل 25 تفنگدار آمريكايی مجروح شدند كه باز هم دليل صدمات وارد آمده به نظاميان رويارويی اشتباهی واحدهای نظامی آمريكايی با يكديگر عنوان شد. در بصره هم نبرد به سختی ادامه دارد و واحدهايی از تيپ سوم پياده نظام ارتش ايالات متحده روز گذشته نجف را به محاصره كامل خود درآورند. تيپ يكم واحد 101 هوابرد در فاصله كمتر از صد كيلومتری بغداد استقرار يافته و گمان می رود طی ديشب و امروز اولين دسته ها از نيروی بيست هزار نفری تازه نفس آمريكا به نيروهای تيپ يكم واحد 101 هوابرد بپيوندند. آغاز به كار فرودگاه طلال در شمال عراق مهم ترين تحول در شمال عراق طی روزهای اخير و پس از آغاز يورش نظامی آمريكا به عراق لقب گرفته است. اين فرودگاه اكنون تحت كنترل تيپ 173 هوابرد ارتش آمريكا است و گمان می رود اين پايگاه جانشين پايگاه های تركيه شود كه آمريكايی ها در ترغيب ترك ها به صدور مجوز استفاده از آنها ناكام مانده اند. قرار است يگان هايی از لشكر چهارم پياده نظام ارتش ايالات متحده كه لشكری مكانيزه است از طريق فرودگاه طلال وارد خاك عراق شوند. باند پرواز طلال ترميم شده و طولش به حدود 2200 متر افزايش يافته تا امكان فرود هواپيما ترابری سنگينی C-5 در آن فراهم آيد.

به رغم گذشت ده روز از جنگ و ناكامی نيروهای مهاجم از دستيابی به همه اهداف تعيين شده در برنامه جنگی آمريكا و انگليس، رسانه های آمريكايی و انگليسی از قابل قبول بودن دستاوردهای نظامی تهاجمی به عراق سخن می گويند هر چند كه برخی فرماندهان نظامی به ناكامی در برخی عرصه ها و احتمال به درازا كشيدن نبرد اعتراف دارند. ژنرال ويليام والاس فرمانده نيروهای زمينی ارتش آمريكا در عراق روز پنج شنبه در گفت وگويی با خبرنگار واشنگتن پست تصريح كرد گسترش جبهه های جنگ كه كار پشتيبانی از نيروها را دشوار كرده و وجود دشمن غيرقابل پيش بينی كه از روش های غير متعارف برای رويارويی با مهاجمان بهره می گيرد پيشروی به سوی بغداد را تقريبا متوقف كرده و احتمال به درازا كشيدن جنگ را افزايش داده است. والاس كه در مركز هدايت و كنترل نيروهای تحت امر واحد 101 هوابرد در يكصد كيلومتری غرب بغداد سخن می گفت اذعان كرد «دشمنی كه با در حال نبرد با او هستيم متفاوت از چيزی است كه برای رويارويی با آن برنامه ريزی كرده ايم. » عدم هماهنگی و يكپارچه نبودن پيشروی نيروهای مهاجم به سوی بغداد موجب ايجاد خلل و فرجی در خطوط نظامی شده و اين مسئله كه فرماندهان جنگ را به شدت نگران كرده است. آمريكايی ها كه اكنون ابتكار عمل در جبهه های مركزی عراق را در دست دارند به ادعای نشريه اطلاعاتی دبكا سعی دارند با انتقال سريع نيروها به شمال عراق جبهه ديگری طی سه روز آينده در اين منطقه بگشايند و با همراهی نيروهای معارض كرد حمله به اهداف نظامی حاكميت عراق را آغاز كنند. به ادعای اين نشريه آمريكايی ها برآنند از سه سمت شمال، غرب و جنوب و با گشودن چهار محور، دو محور از جنوب، يك محور با همراهی نيروهای انگليسی از غرب و از طريق اردن و محوری در شمال به بغداد يورش ببرند.

در گزارشی كه روز گذشته از سوی شبكه خبری NBC منتشر شد نجف دروازه عراق معرفی شده است. به ادعای آمريكايی ها مجموع نيروهای محافظ شهر سه تا شش هزار نفر برآورده شده كه برخی از آنها مردان جوانی هستند كه به زور برای رويارويی با آمريكايی ها مسلح شده اند. در روز گذشته و در نبردهای هوايی اطراف بغداد از 35 هليكوپتر آپاچی متعلق به واحد يازدهم هليكوپترهای تهاجمی نيروی زمينی ارتش آمريكا يكی به هنگام بلند شدن سقوط كرد، يكی توسط دفاع ضدهوايی عراق منهدم شد و در پايان روز 33 دستگاه ديگر آنچنان صدماتی ديده بودند كه ديگر فاقد ارزش نظامی برای شركت در نبردها تلقی شدند و اكنون از اين واحد تنها هفت فروند هليكوپتر آماده عمليات است. آمريكايی ها ادعا دارند تا ظهر روز شنبه يازده هليكوپتر آماده عمليات خواهند شد و تعميرات آنها به پايان خواهد رسيد. در جبهه تبليغاتی آمريكايی ها تحركات جديدی را آغاز كردند. طی روزهايی كه از آغاز جنگ می گذرد مقامات واشنگتن، روسيه را به فروش تجهيزات پيشرفته ديد در شب، اخلال الكترونيكی و قطعات يدكی هواپيماهای روسی نيروی هوايی عراق متهم كرده بودند اما روز گذشته نوبت به سوريه رسيد و يكی از سخنگويان سيا مقامات سوری را به قاچاق تسليحات به عراق متهم كرد. از دگر سو پيتر پيس نفر دوم پنتاگون كه معاونت ستاد مشترك فرماندهی ارتش آمريكا را بر عهده دارد در جلسه مطبوعاتی پنتاگون ادعا كرد عراق اسرای جنگی را اعدام می كند. او با تاكيد بر اينكه عراقی ها قوانين بين المللی را نقض می كنند از اعدام اسرای جنگی آمريكا كه در ناصريه به اسارت درآمده بودند، سخن گفت.

بلر هم كه روز پنجشنبه به كمپ ديويد رفته بود تا با جورج بوش رئيس جمهور آمريكا ديدار و گفت وگو كند در پايان گفت وگوها در مصاحبه ای خبری شركت جست و ادعا كرد پوشش خبری تلويزيون عراق كه دو سرباز كشته شده انگليسی را نشان می داد مويد اعدام اين دو اسير جنگی بوده است. مقامات آمريكايی و انگليسی با انتشار فهرست كامل اسرای نيروهای مهاجم خواستار دسترسی مقامات صليب سرخ جهانی به آنها شده اند حال آنكه آمار دقيقی در مورد اسرا و كشته شدگان عراقی در دست نيست.شبكه خبری NBC در گزارش مستقل به قلم جان شوئن به موضوع ذخاير نفتی عراق در بندر جيحان تركيه پرداخت. در اين گزارش پيشنهاد شده ميليون ها بشكه نفت عراق كه در تانكرهای لنگرگاه نفتی جيحان نگاهداری می شود برای كسب منابع مالی تامين نيازهای مردم عراق به جای كمك های بلاعوض بشردوستانه مورد نظر سازمان ملل متحد به فروش گذاشته شود. در اين مقاله ادعا شده به دليل نامعلوم بودن مجرای كنترل نفت عراق پس از پايان جنگ خريداران تمايلی به خريد منابع نفتی عراق ندارند و تلويحا پيشنهاد شده سازمان ملل برای فروش مايملك نفتی عراق در جيحان وارد عمل شود. در اين مقاله ادعا شده حدود 20 ميليون بشكه نفت عراق اكنون در جيحان ذخيره شده است.

در همين حال شبكه خبری CNN با اشاره به نشست مشترك روز پنجشنبه بلر و بوش در كمپ ديويد كه با صدور بيانيه ای مشترك در تاكيد بر همراهی و همگرايی دو كشور در عرصه جنگ به پايان رسيد اعتراف كرد دو طرف در مورد نحوه مشاركت سازمان ملل در اعطای كمك های بشردوستانه به مردم عراق و تحولات عراق پس از جنگ اختلافاتی دارند. بلر كه پس از ديدار با بوش به نيويورك رفت تا با كوفی عنان دبيركل سازمان ملل ديدار و گفت وگو كند خواستار مشاركت سازمان ملل در مديريت عراق پس از جنگ است حال آنكه پاول، وزير امور خارجه آمريكا شامگاه چهارشنبه پيش تصريح كرده بود كنترل عراق پس از صدام به سازمان ملل واگذار نخواهد شد.

تحولات داخلی آمريكا هم خود نكته ای حايز اهميت است. به رغم در گرفتن تظاهرات اعتراض آميز گسترده در مخالفت با جنگ در شهرهای مختلف آمريكا كاخ سفيد كماكان از عزم خود برای اشغال عراق سخن می گويد. يورش به عراق تسليم مخالفان جنگ در كنگره را به دنبال داشته است و ديگر اثری از مخالفت های گسترده اعضای كنگره با جنگ به چشم نمی خورد تا آنجا كه هر دو صحن قانونگذاری كنگره با تصويب بيانيه ای از نظاميان آمريكايی حمايت به عمل آورند. در سنا موافقان با 99 رای مثبت و بدون هيچ رای مخالف يا ممتنعی به اين قطعنامه پاسخ مثبت دادند و در مجلس نمايندگان هم 392 نماينده از آن حمايت كردند. در اين بيانيه هر چند از بوش نامی به ميان نيامده اما از اقدام نظامی عليه عراق حمايت شده است. بيانيه مذكور پس از تصويب در نشست روز گذشته كنگره در اختيار كاخ سفيد و رسانه ها قرار گرفت. نيوزويك، هفته نامه پيشرو آمريكايی ها هم با انتشار مقاله ای اختصاصی در مورد جنگ تلاش كرد مردم اين كشور و افكار عمومی جهان را برای جنگی طولانی آماده كند. در مقاله مذكور تصريح شده در پايان اولين هفته جنگ عراق ديدگاه های ارتش آمريكا در مورد سربازان عراقی به چالش فرو افتادند: «به رغم دستاوردهای چشمگير هنوز ممكن است دشواری های زيادی در پيش باشد. »


نخستين تظاهرات ضد جنگ در ايران روز جمعه با هماهنگی سازمان تبليغات اسلامی و به دنبال فراخوان برخی نهادها و احزاب بعد از نماز جمعه همزمان در تهران و شهرستان ها برگزار شد و طی آن تظاهركنندگان نگرانی خود را از ضايعات انسانی اين جنگ اعلام كردند. به گزارش خبرنگار همشهری در اين تظاهرات كه با تاخير 10 روزه پس از آغاز جنگ صورت گرفت، مخالفان جنگ افروزی آمريكا در منطقه عليه سياست های جنگی واشنگتن و لندن شعار دادند.در تهران تظاهرات بلافاصله پس از پايان نمازجمعه كه به امامت آيت الله محمد يزدی در دانشگاه تهران اقامه شد آغاز شد و تا ميدان انقلاب ادامه يافت. آيت الله محمد يزدی امام جمعه موقت تهران در خطبه دوم نماز برقراری آزادی و دموكراسی در عراق را با زور غيرممكن دانست و گفت كه تعيين حكومت عراق حق مردم اين كشور است و غير از مردم هيچ بيگانه ای حق حاكميت بر عراق را ندارد.امام جمعه موقت تهران در دومين نماز جمعه سال 1382 با يادآوری اشتباه آمريكا درباره مدت زمان جنگ گفت كه آنها فكر می كردند جنگ در عراق ظرف چهل و هشت ساعت تمام می شود اما اين طور نشد و به تدريج واقعيت های جنگ روشن تر می شود. ايراد خطبه از سوی آيت الله يزدی با شعارهای ضد جنگ مردم در خيابان انقلاب كه خود را برای آغاز تظاهرات آماده می كردند همراه شده بود. در سراسر خيابان های منتهی به دانشگاه تهران خبرنگاران داخلی و خارجی حضور داشتن و از تظاهرات ضد جنگ در تهران خبر و گزارش تهيه می كردند.

امام جمعه تهران گفت كه خطر آمريكا بسيار بزرگ است و ادامه دارد و با اين كار تمام زحمات يكصدساله بشريت برای حفظ حاكميت كشورها در جهان و برقراری صلح و ثبات زيرپا گذاشته می شود. آيت الله يزدی در پايان خطبه دوم نماز به اختلافات ايران و عراق اشاره كرد و گفت اما عراق كشوری مستقل است و مرزهای جغرافيايی شناخته شده ای دارد كه بايد به آن احترام گذاشت. خطيب نمازجمعه تهران در ادامه با گلايه از رژيم صدام كه طبق نظر سازمان ملل يكصد ميليارد دلار خسارت در طول جنگ به ايران وارد كرده است و به گروهك تروريستی منافقين پناه داده گفت: با اين حال وقتی جنگ در عراق را محكوم می كنيم به اين معنا نيست كه حكومت صدام را قبول داريم بلكه ما بيش از هر كشور ديگری از رژيم عراق ضربه خورده ايم و رنج ديده ايم. به گزارش خبرنگار همشهری بلافاصله پس از پايان خطبه نماز جمعه، هزاران تظاهركننده از داخل دانشگاه تهران و خيابان های اطراف به سمت ميدان انقلاب تهران حركت كردند و با سر دادن شعار و آتش زدن پرچم آمريكا خواستار توقف سريع جنگ عليه عراق شدند. در اين تظاهرات برای نخستين بار خدمات اينترنتی ويژه خبرنگاران برای مخابره خبر عكس، تصوير و فيلم فراهم و امكاناتی برای پوشش بهتر اخبار تظاهرات در اختيار رسانه ها قرار داده شده بود. در پايان تظاهرات ضدجنگ مردم تهران كه تا ساعت 30: 14 دقيقه ادامه داشت قطعنامه ای در هفت بند منتشر شد كه ضمن مطرود اعلام كردن صدام و رژيم بعثی حاكم بر عراق، تجاوز غيرقانونی آمريكا و متحدانش به عراق را محكوم و توقف سريع جنگ و خروج ارتش مهاجم از عراق را خواستار شدند.

در اين قطعنامه كه توسط يكی از تظاهركنندگان در محلی كه برای سر دادن شعار و قرائت در شمال ميدان انقلاب از قبل آماده شده بود خوانده شد، آمده كه بوش، صدام و هيتلر در تاريخ و در نزد وجدان بيدار مردم جهان در رديف جنايتكاران قرار دارند و ديكتاتورها همان سرنوشت محتومی را انتظار می كشند كه سرتاسر تاريخ گواه آن است.قطعنامه پايانی تظاهرات از شورای امنيت مجمع عمومی سازمان ملل متحد خواست كه با اقدامات بازدارنده، آتش بس فوری در جنگ را ايجاد و بيش از اين اجازه ندهند كه يك جانبه گرايی آمريكا به جای خرد جمعی بنشيند و بر اين اساس انتخاب نوع حكومت آينده و بازسازی پس از جنگ حق مسلم ملت عراق بوده و سازمان ملل بايد به وظيفه قانونی و مهم خود در اين راستا عمل كند.در اين تظاهرات، مردم كه پوسترهايی از كودكان زخمی عراق در دست داشتند شعارهايی عليه جنگ افروزی به زبان های فارسی، انگليسی و عربی سر دادند و بوش، بلر و صدام را جنايتكار می خواندند. صندوق های كمك به مردم فلسطين هم در جای جای ميدان در طول تظاهرات تعبيه شده بود. اخبار و گزارش های دريافتی از منابع خبری حاكی است كه تظاهرات مشابهی در اكثر شهرهای كشور و در محكوميت جنگ برگزار شد.


ترجمه و تلخيص غلامرضا رضايی نصير : وقتی سرگرد دانكن مك اسپوران فرمانده يك گروهان انگليسی به روستای موشيريج در شش مايلی غرب بصره وارد شد، ستاد مركزی خود را در ساختمان متروكی مستقر كرد كه هفته پيش دفتر منطقه ای حزب حاكم بعث عراق بود.قبل از اينكه سرگرد مك اسپوران به آن ساختمان نقل مكان كند، پشت تانكی نشست و شخصا ديواری بتونی را كه تصوير صدام حسين بر آن نقش شده بود، ويران ساخت پيام وی كاملا آشكار بود. رهبری بعث رفته است و قدرت جديد در جنوب عراق، ارتش انگلستان است. اما واقعيت اين است كه هنوز اين قدرت تثبيت نشده و با مقاومت هايی روبه روست.سرگرد مك اسپوران می گويد: بزرگترين مشكل ما اين است كه بتوانيم مردم را قانع كنيم كه حزب بعث ديگر باز نمی گردد. تا حدودی بايد به آنها حق داد زيرا 30 سال تحت حكومت وحشت زندگی كرده اند. آنها نمی دانند به چه كسی بايد اعتماد كنند. »وقتی نيروهای آمريكايی و انگليسی از مرزهای كويت وارد خاك عراق شدند، انتظار داشتند. مورد استقبال مردم آنجا قرار گيرند، اما با سكوت و حتی مقابله خصمانه روبه رو شدند.

پزشكی كه در روستايی نزديك بصره زندگی می كند مدعی است كه علت ترس و شك بوده است. او می گويد: «هنوز اغلب اعضای حزب بعث و مقامات دولتی در شهر هستند. هر حركتی از سوی مردم می تواند به عواقب وخيمی بينجامد. ما هنوز تجربه سال 1991 را از ياد نبرده ايم.گفتنی است در سال 1991 آمريكا مردم را به قيام عليه صدام حسين فراخواند. اما از آنها هيچ حمايتی نكرد در درنتيجه قيام با نهايت بی رحمی سركوب شد. پزشك عراقی می گويد: «همه چيز به اين بستگی دارد كه در بغداد چه اتفاقی می افتد. مردم می ترسند...توان خود را از دست داده اند و منتظرند. » در روستای مشيريج، جايی كه سرگرد مك اسپوران كنترل آن را در دست دارد، يك معلم مدرسه كه ازسرتا پا سياه پوشيده است از نياز شديد مردم به آب و برق حرف می زند.وقتی از او در مورد مقامات حزب بعث و اينكه كجا رفته اند، سوال می شود، دست پسر كوچكش را محكم می گيرد و فرار می كند.

از سوی ديگر يك معارض عراقی كه در لندن زندگی می كند. علت را تلفات سنگين غيرنظامی مردم عراق می داند. وقتی نيروهای انگليسی مراكز عراق را بمباران می كنند، بين شيعه و سنی، سربازان، قبايل و اعضای ميليشيا و مردم تفاوتی قائل نمی شوند. او می گويد: «هركسی ممكن است كشته يا زخمی شود و اين مسئله نوعی همبستگی بين مردم ايجاد می كند. مردم شاهد آن هستند كه وعده های آزاديخواهانه نيروهای ائتلافی، تبديل به جنگی كور شده است. مردم عراق خواستار آن هستند كه سربازان صدام كشته شوند، اما ناگهان می بينند كه همسايه ها و اعضای خانواده هايشان با بمب های آمريكايی كشته می شوند. »

مقامات آمريكايی و انگليسی اميدوار بودند كه با شروع حمله شهرهای جنوب عراق كه عمدتا شيعه هستند و سال ها تحت ستم رژيم بعث بوده اند. دست به انقلاب بزنند، اما نه تنها چنين انقلابی روی نداد بلكه اين نيروها با مقاومتی شديد از سوی شهرهای مهم جنوب عراق به خصوص بصره مواجه شدند.اهميت بصره فقط به خاطر بزرگی آن (اين شهر حدود يك ميليون نفر جمعيت دارد و بخش ها و روستاهای اطراف آن نيز بيش از 500 هزار نفر را در خود جای می دهند) نيست. تنش های موجود در اين شهر بين نيروهای مختلف با گرايش های متفاوت به آنها اهميت فراوانی داده است.اين شهر می تواند الگويی از شيوه برخورد نيروهای آمريكايی و انگليسی پيش روی بقيه شهرهای عراق بگذارد؛ اما شيوه توزيع غذا و دارو در ام قصر و صفوان آن چنان دچار بی نظمی و خشونت شد كه امكان توانايی نيروهای ائتلافی در كنترل يك شهر يك ميليون نفری و توان حفظ زيرساخت های اقتصادی اين شهر را زير سؤال برد.رويدادهای جاری به اضافه خاطرات سال 1991 باعث شده است كه مردم بصره هيچ اعتمادی به نيروهای مهاجم نداشته باشند و برخی از تحليلگران پيش بينی كنند كه حتی در صورت تصرف شهر، بصره تبديل به مركزی برای جنگ های شهری شود كه در آن نيروهای آمريكايی و انگليسی دشمن همگان باشند.

البته نيروهای انگليسی ادعا می كنند كه استراتژی آنها برای تصرف بصره اين است كه اول شهر را از نيروهای بعثی كاملا پاكسازی كنند. يك افسر انگليسی می گويد: «ما به جای آن كه اين شهر را كاملا در حلقه محاصره قرار دهيم، در شمال يك راه فرار برای نيروهای وفادار به صدام بازگذاشته ايم تا پيش از ورود نيروهای ائتلافی بتوانند از آنجا بگريزند، در غير اين صورت ممكن است ما مجبور به جنگی خانه به خانه شويم و اين امر تلفات غيرنظامی را افزايش می دهد. »در ضمن اين افسر انگليسی خشم خود را از تفنگداران دريايی آمريكا كه بدون پاكسازی كامل منطقه آنجا را به انگليسی ها وانهاده و به سوی بغداد حركت كرده اند، ابراز می كند. او می گويد: «همه جا با تسليحات و حمله كنندگان بالقوه روبه رو هستيم. اين منطقه بايد كاملا پاكسازی شود. »روز بيست و هشتم مارس سرگرد مك اسپوران با كمك يك مترجم از مردم خواست سلاح های خود را تسليم كنند. او خطاب به جمعيتی كه دور او گرد آمده بودند، گفت: «اگر سربازان ما كسی را با تجهيزات نظامی بگيرند، با او برخورد خواهند كرد.»

جمعيت پاسخ او را با يك جمله جواب داد: «ما آب می خواهيم. »حتی وقتی سرگرد مك اسپوران دستور داد با تانكر بين آنها آب توزيع كنند، هيچ نشانه ای دال بر رضايت خاطر مردم از مهاجمان به چشم نمی خورد.محمد داوود، تاجر 35 ساله عراقی می گويد: «حالا اينها آمده اند، اما اينها هم به زودی بايد بروند. وقتی دولت عراق ساقط شود، آمريكا و انگليس يك يا دو سال اينجا خواهند ماند. اما آنچه ما به آن احتياج داريم يك دولت عراقی است. يك دولت مدرن، آزاد، دموكراتيك، نه يك ديكتاتور. »

منابع:
واشنگتن پست، هاآرتص


زعيو شيف : حتی قبل از شروع جنگ در عراق، بحث اهدافی كه پس از جنگ بايد به دنبال آنها بود در آمريكا و انگلستان مطرح شده بود. از ديد بسياری از تحليلگران، اسرائيل لقمه بعدی خواهد بود. در حقيقت تعيين اهداف سياسی و ديپلماتيك برای دوره بعد از جنگ در جهت منافع حياتی اسرائيل خواهد بود. البته مطالبی در اين زمينه در اسرائيل عنوان شده است، اما سؤال اينجاست كه آيا اين مطالب فقط حرف هستند يا يك طرح عملی و دقيق در اين زمينه وجود دارد. موضوع اصلی از نقطه نظر اسرائيل درگيری با فلسطينيان است. اما مسائل مهم ديگری هم در دستور كار قرار دارند، مثل سوريه، حزب الله و ايران كه هم اكنون بايد مورد توجه قرار گيرند. قانون اول اين است كه اسرائيل نبايد به دنبال تراشيدن دشمن جديدی برای واشنگتن باشد. به عبارت ديگر اسرائيل نبايد اين طور نشان دهد كه بعد از جنگ با عراق اهداف جديدی را برای آمريكا مشخص می كند. در اين صورت مثل جنگ طلبی به نظر خواهد رسيد كه كنار گود نشسته است و آمريكا را به جنگی جديد عليه سوريه يا حزب الله يا احتمالا با ايران تشويق می كند.

قانون دوم اين است كه برای برخورد با اهداف آتی نبايد فقط به جنگ فكر كرد. هر مسئله ای را نمی توان و نبايد با بمب های هوشمند حل و فصل كرد. صرفا به اين دليل كه ايالات متحده برای مقابله با عراق ابزار نظامی را انتخاب كرده است، به اين معنا نيست كه به اهداف ديگر هم بايد با همين وسيله رسيد. اهداف بعدی كه اسرائيل بايد توجه خود را به آنها معطوف سازد، سوريه، ايران و همچنين حزب الله است كه با هر دو كشور رابطه دارد. هدف اسرائيل بايد خنثی كردن خطر اين دو كشور و حتی برقراری صلح با سوريه باشد. برخورد با حزب الله بايد به طور غيرمستقيم صورت گيرد. بعد از جنگ عراق مسلم است كه سوريه دچار اوضاع وخيم اقتصادی خواهد شد. اگر رژيم عراق تغيير كند و رژيمی با گرايش به غرب بر سر كار بيايد، احتمالا سوريه آن تكيه گاه اقتصادی را كه بشار اسد به آن اميد بسته است، از دست خواهد داد. عراق پس از صدام اين امكان را دارد كه بار ديگر به پيشگام اقتصادی منطقه تبديل شود. قاهره، برای مثال، از اين موضوع به خوبی آگاه است و از هم اكنون برنامه هايی را برای مشاركت اقتصادی و تجاری با عراق جديد طراحی می كند.

پس از جنگ، غرب بايد به سوريه طرحی را ارائه دهد كه طبق آن در ازای اتخاذ سياست های صحيح از سوی سوريه اين كشور اجازه يابد از وضعيت اقتصادی جديد بهره مند گردد. اسرائيل نيز به نوبه خود بايد به اين طرح كمك كند. آنچه از سوريه انتظار می رود اين است كه عملا دست از حمايت از تروريسم بردارد. اين امر بخصوص در مورد حمايت فعال اين كشور از حزب الله لبنان صدق می كند. هدف آن است كه حزب الله به جنبشی صرفا سياسی - اجتماعی تبديل گردد و فعاليت های نظامی و تروريستی اش را عليه اسرائيل كنار بگذارد. اگر سوريه در اين جهت حركت كند، از سرگيری مذاكرات سياسی با اين كشور برای رسيدن به پيمان صلح بسيار ساده خواهد بود. در اين مذاكرات اسرائيل بايد با دست و دلبازی و صداقت برخورد كند. اگر بشار اسد تمام پيشنهادهای ارائه شده را رد كند، اين امكان وجود دارد كه با ابزار ديگر با او كنار آمد. موضوع برخورد با ايران پيچيده تر است. از نظر ايرانيان اگر صدام حسين در قدرت بماند و سلاح های كشتار جمعی خود را حفظ كند، خطر بزرگی كشور آنها را تهديد می كند. اما اگر صدام خلع سلاح شود،اوضاع به گونه ای ديگر خواهد بود. همه چيز تا حدود زيادی به نتيجه جنگ در عراق بستگی دارد. در اين ميان واشنگتن نقش اصلی را ايفأ می كند و حتی در زمان دنبال كردن جنگ عراق، اين موضوع ذهن آمريكايی ها را سخت به خود مشغول كرده است.

منبع: هاآرتص


كمال خرازی وزير امور خارجه در مصاحبه با روزنامه ايتاليايی لارپوبليكا گفت: «قبل از آغاز جنگ، پيشنهاد كرده بودم با نظارت سازمان ملل يك همه پرسی رسمی برای تغيير رژيم (عراق) ايجاد شود و هنگامی كه اين مسئله را مطرح كردم واقعا احتمال پذيرش آن از سوی بغداد وجود داشت، ولی امروز ديگر اين پيشنهاد قابل اجرا نيست اما شايد در آينده، دوباره شرايط مناسبی مانند يك آتش بس برای تحقق آن فراهم شود. وزير خارجه ايران در مورد روابط تهران با آيت الله حكيم و نيروهای شيعه كه در شمال عراق صف كشيده اند و حاضر نيستند بعد از پايان جنگ، خود را كنار بكشند گفت: «آنان برای ما به منزله ميهمان هستند. » كمال خرازی افزود: ما برای آنان تصميم نمی گيريم و خود مستقل عمل می كنند و حق دارند برای آينده كشور خود مبارزه كنند. البته می دانم از حمله آمريكا به عراق به هيچ وجه خشنود نيستند و فكر می كنند حق مردم اين كشور است كه در مورد تغيير رژيم بغداد تصميم بگيرند. من با تشكيل دولتی موقت با حضور تمامی گروه های قومی مذهبی و كليه نيروهای معارض، موافق هستم. وی در مورد پيامدهای جنگ بر ايران گفت: تمامی كشورهای همسايه عراق از عواقب جنگ بيمناك هستند و مناطق مرزی ايران نيز از اين قاعده مستثنی نيست. به همين علت هيچ كس تمايلی به تجزيه عراق ندارد.

برای ما شرايط اصلی، تماميت ارضی و وحدت سياسی در آينده عراق است و در صورت تشكيل دولتی با حضور كليه گروه های قومی و مذهبی كه تحت نظارت سازمان ملل به صورت مردم سالارانه انتخاب شده باشد دسترسی به اين شرايط نيز امكان پذير خواهد بود.كمال خرازی در مورد چگونگی نقش سازمان ملل درباره اين مسئله اظهار داشت: وظيفه اين سازمان، مديريت بحران است و شورای امنيت بايد مسئوليت صلح و امنيت را برعهده گيرد و هيچ قدرتی نمی تواند آن را از صحنه خارج يا بی اثر كند. اين همان اشتباهی است كه آمريكايی ها كردند و می خواستند سازمان ملل را به نهادی تبديل كنند كه فقط از فرمان ها اطاعت كند اما شاهد بوديم كسی حاضر به ايفای اين نقش نشد.خبرنگار روزنامه از وزير خارجه ايران می پرسد: اگر به فلسطينی ها تضمين ايجاد يك كشور مستقل داده شود آيا برای به رسميت شناختن اسرائيل آمادگی داريد؟ لارپوبليكا به نقل از وزير خارجه ايران می نويسد: فكر نمی كنيم راه حل تشكيل دو كشور فايده ای داشته باشد زيرا با وجود دو كشور، به سختی می توان از برخوردها جلوگيری كرد. بهترين راه حل از نظر ما، تشكيل يك كشور چندقومی و چندمذهبی است كه در آن مسلمانان و يهوديان مشكلات خود را به صورتی دموكراتيك حل كنند اما اگر فلسطينی ها معتقد باشند تشكيل دو كشور بهترين راه حل است مخالفتی با آن نداريم و دخالتی هم نخواهيم كرد. تصميم گيری با آنان است. كمال خرازی درباره اين موضوع كه گفته می شود ايران هدف بعدی آمريكا است، می گويد: كماكان به تلاش خود برای تشنج زدايی ادامه می دهيم و ما در اين زمينه و در خصوص اعتمادسازی با همسايگان خود با موفقيت عمل كرده ايم.


عباس عبدی متهم رديف دوم پرونده نظرسنجی كه از سوی شعبه 1410 دادگستری تهران به 8 سال زندان محكوم شده است، در روزهای پايانی سال گذشته با تنظيم لايحه دفاعی در زندان و ارسال آن برای رئيس دادگاه تجديدنظر استان تهران خواستار رسيدگی مجدد به پرونده خود شد.عبدی در اين لايحه دلايل اعتراض خود را به حكم صادره تشريح و دلايل ارائه شده از سوی مدعی العموم در ادعانامه را رد كرده است. وی درخصوص استناد حكم دادگاه به ماده 505 و 508 قانون مدنی ايران مبنی بر مجرم بودن عامل ارائه اطلاعات طبقه بندی شده به ديگران و همكاری با دولت های خارجی متخاصم، آورده است:مواضع من نسبت به كشور خويش و نيز ايالات متحده در مقالات متعددی كه نزد دادگاه است، روشن و گوياست. . . در هر حال به نظر می رسد كه اصولا نظرسنجی نمی تواند شامل «اطلاعات طبقه بندی شده» باشد، زيرا اين نوع از اطلاعات [طبقه بندی شده] اصولا دولتی بوده و ضوابط آئين نامه مذكور بر آنها اعمال شده است، حال چگونه می توان نظرات مردم را [در هر زمينه ای كه باشد] مصداق يك اطلاع طبقه بندی شده دانست؟ اگر چنين است، پس بيان اين نظرات از جانب مردم نيز جرم خواهد بود. هيچ مرجعی نمی تواند قبل از اين كه «اطلاعی» به طور رسمی طبقه بندی شده اعلام گردد، آن را «طبقه بندی شده» تلقی كند. بنابراين چون ماده 505 وافی به مقصود نبود، به ماده 508 استناد شده است.

ادعانامه و دادنامه كوشيده اند كه برای انطباق عمل نظرسنجی با اين ماده، اثبات كنند كه موسسه گالوپ، موسسه پوششی دولت آمريكاست و هرگونه نظرسنجی برای آنها، به منزله نظرسنجی برای دولت آمريكا و همكاری با اين دولت محسوب می شود. برای اثبات اين ادعا به اظهارات مدير اين موسسه در يك نشريه استناد شده است.اگر بخواهيم به صرف انجام چند تحقيق برای دولت، موسسه ای را وابسته به آن دولت ناميد، در اين صورت موسسه «آينده» و دست اندركاران آن قطعا دولتی تر از گالوپ محسوب می شوند، چرا كه بخش قابل توجهی از پژوهش های ما يا هر موسسه پژوهشی ديگر به سفارش دولت انجام می گيرد. اگر گالوپ موسسه «پوششی» دولت آمريكا بود، در اين صورت چرا بايد مدير آن، خود را «لو» دهد؟ موسسات «پوششی» می كوشند كه شناخته نشوند، نه اين كه خود را آشكار كنند! بنابراين اگر دادگاه محترم اين نظرسنجی ها را بد يا حتی جرم می داند، نمی تواند آن را مصداق همكاری با دولت آمريكا بداند، چرا كه دولت دارای تعريف حقوقی روشنی است. در ادامه اين لايحه آمده است: از سوی ديگر اطلاق كلمه «تخاصم» كه بار حقوقی معينی را در روابط بين الملل ميان دو كشور در پی دارد، كار صحيحی در شرايط حاضر به نظر نمی رسد. بی ترديد ميان ايران و آمريكا اختلافات زيادی وجود دارد، ولی استفاده از اين «اصطلاح حقوقی» از سوی يك دادگاه ايران، می تواند آثار زيانباری را در حقوق بين الملل ايجاد كند كه تمامی اين آثار متوجه كشور ما خواهد شد.

همان طور كه می دانيد در زمستان سال 1380 تحت فشارهای رونالد رامسفلد و خانم رايس، جورج بوش قضيه محور شرارت را مطرح كرد، ولی پس از اعلان نتايج تحقيق مورد نظر كه در دو كشور منطقه انجام شده بود، معلوم گرديد كه مردم كشورهای منطقه نگاه بسيار منفی نسبت به آمريكا دارند و مردم ايران از اين حيث جزو بالاترين رده ها قرار داشتند. نتايج اين پژوهش با اطلاعات رامسفلد و خانم رايس كه از طريق خبرنگاران غربی كسب شده بود، تفاوت داشت و به همين دليل جورج بوش در سخنرانی بعدی خود و با استناد به اين نظرسنجی ها از موضع قبلی خود عقب نشينی كرد. بنابراين واضح است كه نظرسنجی انجام شده نمی تواند مستند و مصداق ماده 508 نيز قرار گيرد.فرض كنيد كه پژوهش مذكور رأسا از طرف موسسه آينده يا هر شخص حقيقی يا حقوقی ديگری در داخل كشور انجام شده بود و هزينه آن را نيز خودشان تقبل می كردند. سپس نتايج آن را برای فروش به هر شخص حقيقی يا حقوقی، ايرانی يا غير ايرانی، در شبكه اينترنت عرضه می كردند. [دقيقا مشابه كاری كه گالوپ با تحقيقات مذكور انجام داده] اگر چنين اتفاقی افتاده بود، آيا باز هم فعل مذكور يعنی پژوهش نظرسنجی، عملی مجرمانه بود يا خير؟ اگر بلی در اين صورت بايد كليه نظرسنجی های داخلی هم كه عموما قابل دسترسی ديگران است، عمل مجرمانه تلقی شود، و اگر پاسخ خير است، در نتيجه گالوپ يا هر شخص ديگر خارجی می تواند آن را خريداری و از نتايج آن بهره مند شود. كاری كه موسسات توليد اطلاعات در داخل كشور می كنند مصداق چنين مثالی است. . . چه فرقی است ميان انجام يك كار به سفارش ديگران با انجام همان كار بدون سفارش ديگران كه نتايج آن نيز منتشر گردد.اگر بپذيريم كه نظرسنجی مصداق ماده 508 است، پس نتيجه می شود كه اخذ نظرات مردم ايران نوعی همكاری عليه جمهوری اسلامی ايران است و اين بدترين توهين به نظام است...

اصولا هرچه نظام به سوی مردم سالاری می رود، انجام نظرسنجی ها بيشتر می شود. شايد گفته شود كه اين كار چون برای بيگانگان انجام شده، واجد اشكال است، در اين صورت بايد پرسيد مگر ده ها مورد مشابه در داخل انجام نمی شود، و مگر آنها قابل دسترسی برای همه نيست؟ در بخش ديگر اين لايحه آمده است: اگر اين نظرسنجی ها برای هر دانشگاه يا موسسه ديگری در عالم هم انجام می شد با استدلال های مشابه يا متفاوت، گفته می شد كه آن دانشگاه يا موسسه هم در نهايت به سرويس اطلاعاتی كشورش و در نهايت آمريكا وصل است. بنابراين می توان نتيجه گرفت كه انجام نظرسنجی برای گالوپ نيست كه موضوع اتهام است، بلكه اصولا انجام نظرسنجی به سفارش هركس می تواند مشمول اتهام گردد. همچنين اين پرسش های خاص نيست كه موضوع اتهام است، بلكه هر سؤالی چون می تواند مورد بهره برداری ديگران قرار گيرد در نتيجه هر نوع نظرسنجی به سفارش هركسی و يا هر پرسشی طبعا موضوع و مصداق اين اتهام است. آيا چنين نتيجه ای پذيرفتنی است؟ اگر بلی، طبعا تمامی نظرسنجی های داخلی يا ديگر روش های توليد دانش و اطلاعات در داخل كشور نيز بايد مشمول آن گردد.

در بخش ديگری از اين لايحه از نگاه منفی و جانبدارانه ادعانامه نسبت به موارد اتهامی انتقاد شده و آمده است:در همه جای دادنامه اشاره گرديده كه روابط گسترده متهمين با فلان و بهمان، در حالی كه در مصاديق روشن است و هيچ جای ترديدی ندارد كه اين روابط [مستقل از صحت و سقم يا صحيح و غلط بودن آنها] صرفا از طريق آقای قاضيان بوده و هيچ كدام از اعضای آينده درخصوص اين طرح ها تماس يا گفت وگويی نداشته اند، و آقای قاضيان هم در چندجا اشاره كرده اند كه حتی به نمايندگی از آينده نيز گفت وگو نكرده اند و وظيفه مذاكرات حرفه ای را به عهده خود دانسته اند.عباس عبدی در همين زمينه نمونه های ديگری را نيز برشمرده است. در بند 5 اين لايحه آمده است: يكی از مسائلی كه در ادعانامه و دادنامه مكررا اشاره شده، موضوع «نظرسازی» است (صفحات ،7 ،9 ،5 25) كه اگر اين موضوع را بپذيريم در اين صورت فروش اطلاعات موضوعا منتفی است، زيرا «نظرسازی» منجر به توليد اطلاعات كه از نوع اخبار صدق است، نمی شود، بلكه اطلاعات غلط يا اكاذيب فروخته شده است؛ بنابراين نمی توان در زمان واحد رفتاری را به دو اتهام متضاد محكوم يا منتسب كرد.

عبدی همچنين درخصوص پذيرفتن مسئوليت و بيان اشتباه بودن اين گونه پژوهش ها، آورده است: پذيرش مسئوليت را در تمامی موارد مشروط به تحقق آن كرده ام، به عبارت ديگر، «اگر» مجرمانه بودن فعل ثابت شود و ضرر و زيانی متوجه كشور شده باشد، حتی اگرچه از ابتدا هم قصدی در آن وجود نداشته، با اين حال به سهم خودم مسئوليت آن را می پذيرم. زيرا هر نوع اتهامی كه در مسير قانونی رسيدگی شود و مراحل خود را به صورت عادی و طبيعی طی نمايد و حكم آن قطعی شود، وظيفه اخلاقی حكم می كند كه مسئوليت آن كار با صراحت و صداقت پذيرفته شود، بنابراين پذيرش اين مسئوليت فرع بر اثبات جرم است. درخصوص اشتباه بودن پذيرش و انجام نظرسنجی های مذكور در «آينده» كماكان به چنين امری معتقدم، اما همچنان كه بارها عنوان كرده ام اين اشتباه و خطا، صرفا وجه سياسی دارد، و تبعات آن نيز برای مرتكب «سياسی» است و نه جزايی. و اصولا خطا و اشتباه سياسی زياد رخ می دهد و هيچ گونه پيگيری حقوقی نيز ندارد، حتی در برخی از موارد آثار زيانباری هم دارد كه اگر بخواهم در مورد جامعه خودمان موارد خطاهای سياسی را احصأ كنم بسيار زياد خواهد شد.


محمد قوچانی :

«كانون نويسندگان ايران خائن است»

اين جمله از آن محافظه كاران نيست بلكه يكی از سلطنت طلبان در شبكه ماهواره ای آزادی آن را در وصف اطلاعيه اخير گروهی از روشنفكران ايران عليه جنگ آمريكا در عراق به زبان آورده است. بدين ترتيب تنها نهاد مدنی ايران كه بدون هيچ چسبندگی به ساخت سياسی عليه جنگ جديد خاورميانه موضع گرفته، نه تنها در رسانه رسمی كشور مستحق بی اعتنايی می شود بلكه در رسانه های رقيب نيز شايسته ناسزا شناخته می شود، و به خيانت، فرصت طلبی و بی مسئوليتی متهم می شود. جمهوری اسلامی در دو دهه گذشته پرچمدار جنبش ضد امپرياليستی در جهان سوم معرفی شده است. شعار مرگ بر آمريكا لحظه ای از زبان مردم شركت كننده در تجمعات و تظاهرات سياسی نيفتاده است. اما اينك آخرين كشوری است كه در آن تظاهرات ضدآمريكايی راه می افتد. اما نه توسط نهادهای مدنی كه توسط ساخت سياسی. روز گذشته مردم تهران و ديگر شهرهای ايران در اقدامی هماهنگ به راهپيمايی پرداختند و با شعارهايی هماهنگ همزمان بوش، بلر و صدام را آماج انتقادات خود قرار دادند. اتفاقی كه تقريبا در جهان بی نظير است. گرچه هيچ كسی از صدام دفاع نمی كند اما كسی هم عليه او شعاری نمی دهد. اما ما اين كار را كرديم و پليس ايران برخلاف همه پليس های دنيا كه جمعيت ضدجنگ را در محاصره می گرفت يا با فشار باتوم و شير آب به عقب نشينی وادار می كرد، در فاصله محل نماز جمعه تهران و ميدان انقلاب از مردم محافظت و حمايت می كرد. از سوی ديگر درحالی كه اغلب رسانه های خبری دنيا می كوشند خبر پيروزی ايالات متحده را مخابره كنند رسانه های ايران بيشتر از مقاومت صدام حسين سخن می گويند. در كوچه و خيابان اما حرف ها از جنسی ديگر است. مردم ايران كه صدام را قاتل فرزندان خويش می دانند در انتخابی ميان بد و بدتر قرار گرفته اند. اما اينكه بد كيست و بدتر كدام است؟ چندان روشن نيست. آمريكا در مقام جهان خواری سر تا به پا مسلح البته می تواند بدتر باشد اما فراموش نكنيم كه اين عراق است كه تاكنون دوبار به خاك ايران هجوم برده و فرزندان ايران را به شهادت رسانده است. با وجود اين گروهی هم هستند كه مقاومت صدام را می ستايند و او را در مقام قهرمانی می شناسند كه تاكنون حداقل ده روز در برابر آمريكا مقاومت كرده است. اين گونه است كه چنين انتخاب دشواری ميان بد و بدتر به انفعال منجر می شود. كمتر كسی است از مردم كوچه و خيابان می توانند با قاطعيت از جنگ يا صلح سخن بگويند. گويی همه در تعطيلات به سر می برند. روشنفكران ايران كه زمانی چپ گرايی و روشنفكری را يكی می دانستند نيز در سكوت به سر می برند. روزنامه نگاران، استادان، دانشجويان و شاعران در تعطيلات به سر می برند و از تلويزيون خانه هايشان جنگ خاورميانه را می بينند. ديگر كسی رويای جنگ داخلی اسپانيا يا نبرد ويتنام را در سر نمی پروراند كسی حاضر نيست حتی به عنوان خبرنگار يا نويسنده نوروز را واگذارد و به بغداد برود. چه گوارا كه سهل است كسی انگيزه اوريانا فالاچی شدن هم ندارد. اگر هم كسی يا كسانی (چون اعضای كانون نويسندگان) ميل گونترگراس شدن داشته باشند با هو و هياهو كسانی كه آمريكا را انتخاب كرده اند يا با سكوت و سانسور آنان كه عراق را برگزيده اند مواجه می شوند. جنبش دانشجويی ايران نيز چنان در محاق فرو رفته است كه خيزش عليه جنگ را در زمره الويت های خويش نداند. چندان كه يكی از گروه های دانشجويی (انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی كه رهبری شاخه تجديدنظرطلب اتحاديه دانشجويان را برعهده دارد) بايد در نشريه ارگان خود مقاله بنويسد و ثابت كند كه آمريكا همان دموكراسی نيست.از سوی ديگر سياستمداران ايرانی هم تعطيلات را بر سياست ورزی ترجيح داده اند. چه در ايران نه مانند برزيل احزاب كارگری وجود دارد، كه رئيس جمهوری چپ گرا و ضد آمريكايی انتخاب كنند و نه مانند فرانسه احزاب دست راستی آن قدر ملی گرا هستند كه با مخالفت آنها، آمريكا نتواند از اهرم سازمان ملل استفاده كند.

اين گونه است كه ساخت سياسی بايد پا پيش گذارد و در غياب جامعه مدنی، نظام سياسی همزمان به ايفای هردو نقشی بپردازد كه در جهان برعهده دولت و جامعه گذاشته شده است. راهپيمايی ديروز محصول ابتكار جمهوری اسلامی بود. قرار نبود ما با دو دهه سابقه و شعار مرگ بر آمريكا به جنبش ضدجنگ ملحق نشويم و از صلح دفاع نكنيم حتی اگر جامعه مدنی ايران (روشنفكران، مردم و سياستمداران) كاركرد خويش را فرو گذارده باشند.جامعه مدنی ايران به تعطيلات فرستاده شده است. تعطيلاتی كه بنا به آن ضرب المثل مشهور چيزی جز يك «توفيق اجباری» نيست. چه اينك باری كه بايد به دوش جامعه مدنی باشد بر گرده ساخت سياسی نشسته است.


نفيسه كوهنورد : «سياست خارجی شبيه بازی بيليارد است. قبل از اينكه توپی را به حركت واداريد بايد بدانيد آن توپ، توپ های ديگر را چطور متاثر خواهد كرد. »اكنون ترك ها از اين سخنان عصمت پاشا ياد می كنند. چرا كه به اعتقاد بسياری از صاحبنظران سياسی تركيه در قبال آمريكا حساب شده عمل نكرد. آيا ترك ها در جنگ عراق همكاری خواهند كرد؟ اين سوال تا آخرين دقايق قبل از آغاز جنگ بی جواب ماند. دولت نوپای تركيه بر سر دو راهی قرار گرفت و در نهايت نيز نتوانست پاسخ قطعی به خواسته بوش بدهد. حال مهم ترين مسئله برای ترك ها اين است: زخم هايی كه بر پيكره رابطه آمريكا و تركيه وارد شده چگونه ترميم خواهد شد؟ ديگر خبری از كمك های مالی واشنگتن به آنكارا نيست. اين در حالی است كه به نظر می رسد تركيه برای دلارهای آمريكايی برنامه های بسياری داشت، از سوی ديگر سرنوشت رابطه سياسی دو كشور نيز در هاله ای از ابهام قرار دارد. آيا ترك ها باز هم می توانند بر دوستی استراتژيك با آمريكا تكيه كنند؟البته اين شرايط سال ها قبل نيز به نوعی ديگر تكرار شده بود. سال های 90 - 1950 يعنی زمانی كه اتحاد جماهير شوروی هنوز پا بر جا بود. تركيه به عنوان تنها كشور عضو ناتو در منطقه و پايگاه نظامی مستحكم اهميت ويژه ای برای آمريكا داشت. پس از فروپاشی شوروی اين سوال برای مردان سياسی ترك پيش آمد كه آيا اهميت تركيه برای واشنگتن رنگ خواهد باخت؟ ديری نگذشت كه با ورود آمريكا به آسيای ميانه و قفقاز اين دغدغه ترك ها پايان يافت چرا كه واشنگتن با توجه به تشابهات فرهنگی و برخی مسائل تاريخی تركيه (هر چند بسيار از آنها تحريف يا غلو شده بود) با كشورهای كوچك و تازه به استقلال رسيده منطقه قفقاز، از آنكارا به عنوان نماينده ای مناسب برای اجرای هر چه بهتر استراتژی هايش در منطقه استفاده كرد. در جنگ كوزوو، افغانستان و نبرد اول خليج فارس نيز ترك ها با كمال ميل در كنار آمريكا قرار گرفتند. حتی در جنگ كويت سال 1991 اوزال رئيس جمهور وقت تركيه آشكارا خواهان ايفای نقشی جدی در حمله شد و برای اين همكاری در انتظار اعتبار مالی مناسب و حمايت های بيشتری نيز از واشنگتن بود. ليكن هيچ يك از وعده های آمريكا عملی نشد و ترك ها با بحران مالی سختی پس از جنگ مواجه شده اند.

در دهه اخير تشكيل محور اسرائيل - تركيه در منطقه نيز يكی از آماج اصلی واشنگتن و تل آويو بود. همزمان با برقراری ارتباط با هر چه بيشتر ميان آنكارا و تركيه، رابطه ترك ها با رژيم صهيونيستی نيز مستحكم تر شد و اگرچه اتحاد آمريكا، تركيه در چارچوب توافقنامه های ناتو چندين بار در اسناد رسمی ثبت شد، «همكاری و شراكت استراتژيك» اين دو كشور كه در سال 1999 از سوی كلينتون رئيس جمهور وقت آمريكا به طور آشكار مطرح شد هرگز جنبه رسمی به خود نگرفت. اما اكنون همه چيز تغيير كرده است، ترك ها آن طور كه بايد خواسته های واشنگتن را پاسخ نگفتند. ابتدا چنين عملی از سوی محافل سياسی جهان و حتی برخی از احزاب سياسی تركيه جسارتی بزرگ شمرده شد. بسياری از مردم جهان به افتخار تركيه كف زدند، كشورهای همسايه عراق از خطمشی ترك ها حمايت كردند و حتی دولت اين كشور نيز با افتخار از نتيجه رد لايحه در مجلس ياد كرد. «ما به هيچ كسی تعهد نداده ايم و هيچ نيرويی نمی تواند ما را مجبور به كاری كند. تركيه به كسی احتياج ندارد. » «آمريكا بدون ما نمی تواند حمله را آغاز كند. » «دموكراسی در تركيه برقرار است» اين شعارهايی بود كه مردان سياسی ترك پشت تريبون ها فرياد می زدند. اما اكنون خبری از آن شعارها نيست. حمله بدون باز شدن جبهه شمال از سوی تركيه آغاز شد، آمريكا نيز از پرداخت اعتبار مالی به آنكارا سر باز زد و روابط آنكارا و واشنگتن رو به تيرگی نهاد. فردای روز آغاز حمله ترك ها حريم هوايی شان را به روی هواپيماهای آمريكايی باز كردند اما اين نيز نتيجه ای نبخشيد و حال نگرانی ای كه برای دولت تركيه وجود دارد اين است كه ترك ها نيز به سرنوشت اردن در زمان جنگ اول خليج فارس دچار شوند.

شاه حسين در جنگ كويت از عراق حمايت كرد و پس از آن كشورش تحت تحريم های بين المللی آمريكا قرار گرفت. براساس همين تجربه عبدالله حاضر به تكرار تجربه پدر نشد.يكی از روزنامه نگاران ترك در اين باره می نويسد: «اكنون بايد بنشينيم و بنويسيم كه ما چه همكاری هايی با آمريكا داشته و داريم. شايد بتوانيم خود را نجات دهيم!» وی در ادامه با طرح اين سوال كه آيا تركيه شريك استراتژيك است يا فقط پايگاه استراتژيك می افزايد: «مطمئنا بعد از اين منافع ترك ها در نفت خزر، منطقه قفقاز و آسيای ميانه و مراودات تجاری جهانی به شدت تحت تاثير قرار خواهد گرفت. » شرايط پيش آمده در تركيه باعث شده كه حتی بسياری از صاحبنظران و مردان سياسی كشور به وضوح از سياست های آمريكا انتقاد كرده و بر لزوم بررسی مجدد روابط واشنگتن پافشاری كنند. البته اكنون ترك ها نيز سعی كرده اند با مطرح كردن صريح حضورشان در شمال عراق به نوعی از برخورد سرد دولت بوش با ايشان انتقام بگيرند. اما با اين وجود در اين باره نيز نتوانسته اند آن طوری كه بايد موفق عمل كنند، چرا كه چنين اقدامی مورد حمايت هيچ يك از همسايگان عراق نيز نيست. در ضمن ترك ها هنوز اميدوارند راه چاره ای برای به دست آوردن دل آمريكايی ها و كسب امتياز در جنگ بيابند كه البته چنين چيزی به نظر می رسد موقعيت تركيه را پس از جنگ بدتر خواهد كرد چرا كه اگر از همان ابتدا تركيه با قاطعيت و بدون رايزنی و معامله گری با آمريكا مخالفتش را با سياست های جنگ طلبانه بوش اعلام می كرد شايد حداقل وضعيت مناسبی در بين كشورهای اروپايی به خصوص در نظر فرانسه، آلمان و كشورهای عربی و مسلمان همسايه و حتی روسيه می يافت و شايد می توانست در جبهه ديگری كه شكل گرفته و پس از جنگ نيز به نظر می رسد برقرار خواهد ماند جای می گرفت اما اين ترديد ترك ها و عدم صراحتشان نه اعتماد آمريكا و نه اعتماد ديگر كشورهای مخالف جنگ را به خود جلب نكرد. حال يكی از بزرگ ترين مشكلات دولت جديد اين است كه در وسط يك دوراهی قرار دارد و هنوز تصميم نگرفته به كدام سو رود.چنين وضعيتی بر نگرانی اين كشور می افزايد و حتی بسياری تحليلگران بر اين باورند كه دولت نوپای تركيه بعد از پايان بحران با خطر فروپاشی و انحلال مواجه خواهد شد. حتی اين احتمال وجود دارد كه آمريكا با وجود آن كه خود نيز تمايلی به تشكيل دولت محلی در عراق نداشته و برای كنترل هر چه بيشتر بر اين كشور از تجزيه آن جلوگيری خواهد كرد با حمايت از كردها و قدرت بخشيدن به آنها هر چند زير نظر واشنگتن همواره چماقی را بر سر ترك ها نگه دارد. به نظر می رسد ترك ها به توپ اشتباهی ضربه زدند طوری كه هيچ يك از توپ ها امتيازی برايشان به بار نياورد.


مهران كرمی : جنگ جدا از ابعاد انسانی كه ناقوس مرگ بشريت را به صدا درمی آورد، در نزد همگان پديده ای الزاما نكوهيده نيست و برای بسياری نعمت است؛ به اين دليل كه حد منافع ملی يك كشور درگير در جنگ، منافع مشروع كشور متخاصم يا كشورهای ديگری كه از دور و نزديك نظاره گر آنند، نيست. متأسفانه منافع ملی هر كشور را تنها قدرت و توان بهره گيری از فرصت ها و امكانات آن كشور تامين می كند نه ملاحظه شرايط انسانی كشور دشمن يا رقيب. جهانی كه از آن صحبت می كنيم در دوستانه ترين حالت خود، كشورهای ديگر هر چند هم پيمان را در جايگاه رقيب قرار می دهد. تنها كشورهايی در اين حالت دوستانه شريك به حساب می آيند كه بتوانند رقيب خوبی باشند. جهان امروز، جهان تنازع بقاست و بقای ديگری تنها در صورتی رواست كه به بقای كشور پيروز كمك كند وگرنه حكم كالای بی مصرفی را پيدا می كند. جهان دست ساخت بشر جهانی است كه در آن اصالت با جنگ است. صلح خواهی در اين جهان اغلب نقابی است كه بشر جنگ افروز اما بركنار از گردونه رقابت بر چهره می زند.

معدود انسان هايی هستند كه در ژرفای وجود خود، ديگر اعضای پيكره انسانی را دارای حق حيات و برخورداری از آنچه می دانند كه خود از آن بهره مندند. و طبيعی است كه نتوان برروی استثناها قاعده مشخصی استوار كرد. حتی سعدی هم كه می گويد؛ چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار / در جايی ديگر چنين می گويد: برو قوی باش اگر راحت جان طلبی / كه در نظام طبيعت ضعيف پامال است. سعدی هم در اين جهان زندگی می كند. جهانی كه پايه آن قدرت و غلبه است نه عشقی كه در آن انسان خود را در پيوند با همه اجزا و اعضای گيتی می بيند، در سايه چنين عشقی، می توان جهانی عاری از جنگ و بی عدالتی و دور از هرگونه خشونت و برنتابيدن عقيده مخالف را به تصوير كشيد، اما تا آن زمان ناچاريم در همين چارچوب غالب، قالبی تحليلی ارائه كنيم. از اين منظر، جنگ بين دو كشوری كه در بيست و پنج سال گذشته بيشترين دشمنی ها را با ما ايرانيان داشته اند، شايد موهبتی باشد و موهبت بزرگتر آن باشد كه اين جنگ به درازا بكشد و بدون برنده نهايی باشد. همانگونه كه فرسايشی شدن جنگ و بدون برنده بودن آن هدف نهايی همه قدرت هايی بود كه در مدت هشت سال از عراق در برابر ايران حمايت می كردند. صدام پيروز اين نبرد نيست و كمتر كسی است كه روی برنده بودن او شرطبندی كرده باشد ولی اگر صدام بتواند برای مدت چند ماه هم كه شده، آن را ادامه دهد، يك قهرمان است. اگر جورج بوش و تونی بلر بتوانند در كوتاه مدت كه امكان آن بعيد است، به پيروزی دست يابند، نيز برنده نهايی خواهند بود ولی برای ابرقدرتی كه برايش پيروزی قاطع، برق آسا و با كمترين تلفات و خسارات به يك عادت تبديل شده، پيروزی در جنگی يك يا چند ماهه بر كشوری ضعيف چون عراق جز يك افتضاح بزرگ نخواهد بود. هر چند كه آمريكا بتواند آنگونه كه می گويند و می خواهد، بر منابع انرژی خاورميانه دست يابد و نظم مورد نظر را در آخرين هسته های مقاومت در برابر تبديل شدنش به بزرگترين قدرت همه ادوار تاريخ برقرار سازد. ولی نظم مورد ادعا با هژمونی و اقتداری كه زور تنها پايه آن نباشد، فاصله زيادی دارد و تنها تا زمانی ادامه می يابد كه زوری همسان در برابرش قد علم نكند. چنين نظم شكننده ای نمی تواند سيراب كننده عطش جنگ سالارانی باشد كه می خواهند از پنتاگون و كاخ سفيد، بر كره زمين فرمان برانند و برای كرات ديگر شاخ و شانه بكشند. جهان آينده، بخواهيم يا نخواهيم به سوی دموكراسی در حركت است. ديكتاتوری های مستقل و دموكراسی های دست نشانده هم در اين جهان برای مدت زيادی دوام نمی آورد و دير يا زود جای خود را به خواست و اراده مردمی می دهد كه در پی تغيير قضا و سرنوشت هستند. ميدان جنگ حاضر پهن دشتی است كه افق های آن برای برندگان، بازندگان و نظاره گران آن، هم ناپيداست.


در حالی كه رسانه های خبری در جهان از آغاز جنگ آمريكا و انگليس عليه عراق فعالانه به پوشش خبری - تحليلی بحران در عراق و منطقه می پردازند اما تعطيلات نوروزی در ايران سبب شد كه رسانه های خبری - مطبوعاتی و حتی سايت های خبری از ارائه اخبار و تحليل نسبت به اين واقعه مهم غافل بمانند. از همين رو اكثر مردم اخبار مربوط به جنگ را از طريق شبكه های صدا و سيما و نيز شبكه های راديويی و تلويزيونی خارج از كشور تعقيب می كردند.

از ميان حدود 25 روزنامه سراسری در ايران، روزنامه های ايران، انتخاب، اطلاعات، توسعه و روزنامه جديدی به نام اخبار امروز در نسخه هايی با صفحات محدود و عمدتا خبری به اطلاع رسانی درباره بحران عراق پرداختند. سايت های خبري-تحليلی نيز كه می توانستند در پوشش خبري-اطلاع رسانی و تحليل بحران عراق و تاثير آن بر وضعيت ايران و منطقه نسبت به رسانه های مكتوب، فعال تر عمل كنند، عمدتا به درج اخبار كوتاه روی آوردند و جنبه تحليل بحران در اين سايت ها نيز كمرنگ بود. در عين حال تحليل های محدودی در برخی سايت ها و روزنامه ها منتشر شد. روزنامه انتخاب در شماره چهارم فروردين در ستون نقد خود بر ضرورت توجه به حرمت عتبات عاليات در سرزمين عراق تاكيد كرد و نوشت: «برای رفع دغدغه مسلمانان و دوستداران اهل بيت(س) جمهوری اسلامی بايد در اين خصوص با حفظ بی طرفی، فعالانه برخورد كند. انتظار می رود دستگاه ديپلماسی تنها كشوری كه عاشقان و پيروان خاندان پيامبر(ص) بر آن حكومت می كنند حداقل در اين مورد معنی فعال بودن را به منصه ظهور برساند در بقيه موارد پيش كش. »

روزنامه ايران نيز در يادداشت روز پنجم فروردين به قلم دكتر حسين دهشيار تصريح كرد: «به نظر می آيد كه فقدان مشروعيت رژيم در بغداد و قدرت نظامی نيروهای غربی تركيبی را به وجود آورده است كه سقوط حكومت بغداد را اجتناب ناپذير می كند. . . آنچه غيرقابل انكار است اينكه رژيم بعثی به جهت سياست های 36 سال گذشته اش، عملا خود را محروم از پايگاه مردمی و در نتيجه انرژی انسانی نظامی برای مقابله با تهاجم خارجی كرده است. تلاش آمريكا طی مدت بيش از 10 سال برای رسيدن به هانوی و شكست ويتنام شمالی در عين برتری فاحش نظامی آمريكا با شكست روبه رو شد در حالی كه در كمتر از سه روز نيروهای آمريكايی تقريبا در 200 كيلومتری مركز عراق هستند و هزينه ای كه آمريكا برای تصرف مناطقی از خاك عراق متحمل شده، قتل چند سرباز بوده است. » در ادامه اين يادداشت آمده است كه عدم آگاهی صدام او را به سوی ارزيابی غلط از ظرفيت رژيم برای مقابله با آمريكا سوق داد. بايد توجه داشت كه فضای عملياتی حاكم بر محيط نبرد در عراق بيش از آنكه بازتاب قدرت نيروهای غربی باشد، برآمده از ماهيت رژيم بعثی است. »

روزنامه توسعه نيز در شماره ششم فروردين در يادداشتی با عنوان «آمريكا و قمار مرگ» نوشت: «عملكرد غيرمشروع آمريكا در قبال عراق و حذف سازمان ملل كه به كوچك شدن اين نهاد مردمی در اذهان جهانی انجاميد، عاملی خواهد شد تا مقلدين سياسی با تكيه بر اين عملكرد زور محور و بی هيچ تعهد و توجهی به دنبال كسب منافع خود از راه های خشونت آميز گردند. . . عراق به مثابه لانه زنبوری است كه اگر كسی نادانسته به آن نزديك شود با دفاع و هجوم همه جانبه ای مواجه خواهد شد و اين چيزی است كه اشتباهات آمريكا به آن دامن خواهد زد. . . لبه قمار عراق آنچنان تيز و برنده است كه كوچكترين لغزشی با آسيب دردناكی مواجه خواهد شد و گردابی را ايجاد خواهد كرد كه از باتلاق به مراتب سخت تر و دردناك تر است. » روزنامه اطلاعات نيز در شماره هفتم فروردين نوشت: «هر روز كه می گذرد خبر از كشته شدن جمع وسيعی از زنان و كودكان و بمباران شدن مردم بی دفاع اين ديار (عراق) به گوش می رسد و چهره انسانيت شرمگين اين قتل و غارت فجيع غيرانسانی می شود. بهار امسال شاهد به خزان نشستن زندگی های بسياری است كه تنها جرم شان اسارت در حكومت مطلق العنان و مستبدانه رژيم صدام تكريتی است. » انتشار پيش شماره دوم روزنامه تازه تاسيس «اخبار امروز» نيز از تحولات رسانه ها در اين ايام بود. اين روزنامه به صاحب امتيازی طه هاشمی و مديرمسئولی محمد مهدی فقيهی در 4 صفحه روز سه شنبه 5 فروردين منتشر شد. سرگردانی در اتاق جنگ آمريكا تيتر يك اين روزنامه بود.


تحليل مقام معظم رهبری از جنگ خاورميانه

رهبر معظم انقلاب اسلامی روز اول فروردين در اجتماع عظيم مردم مشهد و زائران حضرت علی ابن موسی الرضا، با تبيين ابعاد مختلف نقشه آمريكا تاكيد كردند حمله آمريكا به عراق مظهر هيتلريسم جديد و بسيار خطرناكی در تاريخ است. حضرت آيت الله خامنه ای ضمن تبريك آغاز سال جديد به همه هم ميهنان، حمله آمريكا به عراق را بسيار مهم و خطير بر شمردند و در تشريح اهداف دراز مدت آمريكا از اين هجوم نظامی خاطر نشان كردند حمله يك كشور به كشوری ديگر آن هم با بهانه های دروغين، در افكار عمومی جهان محكوم است اما جنگی كه آمريكايی ها در عراق به راه انداخته اند دارای ابعاد وسيع تری است و ملت های مسلمان بايد اعماق و ابعاد خطرناك آن را درك كنند. ايشان حمله آمريكا به عراق را ظهور هيتلريسم جديد در تاريخ خواندند و افزودند! هيتلر توجيهات مسخره و غلطی را برای سرپوش گذاشتن بر فجايع خود بيان می كرد و امروز هم آمريكايی ها تحقق اهداف نامشروعی را كه منافع ملی آمريكا نامگذاری كرده اند، علت حملات فاجعه آفرين خود می نامند. مقام معظم رهبری با تشبيه مقامات آمريكايی به خان ها و گردن كلفت های قديم افزودند: آمريكايی ها ابتدا منافع نامشروعی را به عنوان منافع ملی خود در مناطق مختلف جهان تعريف می كنند و سپس به هر قيمت ممكن حتی به قيمت ريختن خون مردم بی گناه درصدد تامين آنها برمی آيند. ايشان تسلط كامل و درازمدت بر منابع غنی نفت، ذخاير عظيم و بازار مصرف گسترده منطقه عربی و اسلامی را از جمله اهداف آمريكا از حمله به عراق برشمردند و با اشاره به برملا شدن ماهيت حقيقی شعارهای دروغين آمريكا مبنی بر حمايت از دموكراسی افزودند: اكنون نيز رژيم های مستبدی در منطقه هستند كه اين منافع را تامين می كنند اما تحقق مطمئن اين اهداف، نيازمند روی كار آمدن رژيم های دست نشانده ای است كه در ظاهر بر آرای مردم متكی باشند تا خطر قيام مردم آنها را تهديد نكند به همين علت است كه كشورهای دوست آمريكا در منطقه و حتی كسانی كه اين روزها امكانات در اختيار او قرار می دهند در معرض تهديد آمريكا قرار دارند.

ايشان ترويج فرهنگ بی مبالاتی و ليبرالی را زمينه ساز رای دادن ملت ها به عناصر موردپسند آمريكا و روی كار آمدن رژيم های وابسته اما ظاهرا طرفدار دموكراسی در منطقه برشمردند و خاطرنشان كردند: با توجه به مجموعه اين اهداف، آمريكايی ها بدون اعتنا به كوچك ترين مبانی انسانی، يكی از كثيف ترين جنگ ها را با حمله به عراق آغاز كرده اند و اجرای نقشه ای سياسی، فرهنگی، تبليغاتی و در نهايت نظامی را در دستور كار خود قرار داده اند كه دولت ها و ملت های عربی و مسلمان بايد آن را به خوبی درك كنند. رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به همكاری آمريكا و هم پيمانانش با صدام در 8 سال جنگ تحميلی افزودند: صدام ديكتاتور، ديگر به درد آنها نمی خورد و به همين علت آمريكا به فكر عوض كردن او افتاده است. رهبر معظم انقلاب اسلامی بيداری اسلامی را مهم ترين مانع اجرای نقشه آمريكا در جهان اسلام برشمردند و با اشاره به رسوخ ادبيات و فرهنگ انقلاب اسلامی در فضای عمومی زندگی ملت های مسلمان و عرب افزودند: آمريكايی ها اين واقعيت را به خوبی درك كرده اند و به همين علت از هر فرصتی و با هر ابزاری، اسلام عزت بخش را مورد تهاجم شديد سياسی، تبليغات قرار می دهند. ايشان تبليغات متناقض آمريكا و دست نشانده هايش را در مورد ايران اسلامی در دنيای اسلام و خارج از آن يادآور شدند و افزودند: رسانه های صهيونيستی و آمريكايی برای خراب كردن نظام اسلامی ما را در ميان ملت های مسلمان همكار آمريكا در حمله به افغانستان و عراق وانمود می كنند اما در دنيای خارج از اسلام، ما را حامی تروريسم می نامند در حالی كه هر دوی اين ادعاها كاملا دروغ است. حضرت آيت الله خامنه ای تبليغات دشمنان در مورد تلاش ايران برای دستيابی به سلاح هسته ای را دروغ محض خواندند و با اشاره به دستيابی متفكران و جوانان پراستعداد ايرانی به فناوری و دانش هسته ای خاطرنشان كردند همه می دانند كه اين رشد علمی با دستيابی به سلاح اتمی متفاوت است ضمن آنكه ما هيچ وقت دنبال سلاح هسته ای و شيميايی نبوده و نيستيم.

نگرانی در شهرهای مرزی

صدای انفجارهای پی درپی مردم برخی از شهرهای مرزی را در اضطراب فرو برده است.براساس گزارش های دريافتی، عليرغم شرايط عادی زندگی در شهرهايی نظير خرمشهر، آبادان، مهران و دهلران به واسطه بمباران های شديد شهرهای بصره، كوت و بدره و. . . صدای انفجار و صدای ناشی از پرواز هواپيماهای جنگی نيز موجب دلهره و تشويش خاطر شهروندان شهرهای مرزی شده است. گزارش های دريافتی حاكی است كه مردم اين شهرها با تجمع در برابر فرمانداری خواستار در اختيار قرار دادن تجهيزات ايمنی به خصوص ماسك های ضدشيميايی شدند. با اين حال نماينده مردم اهواز گفت: زندگی طبيعی مردم در جنوب كشوری جاری است و مشكلی وجود ندارد. شديدزاده اظهار داشت: فقط صدای بمباران عراق توسط نيروهای مهاجم، شهرهای آبادان و خرمشهر را می لرزاند.وی افزود: آوارگان و پناهندگان در حد بسيار پايينی وارد شده اند و خصوصا بعد از صدور پيام مراجع عراق به خصوص آيت الله سيستانی، مردم عراق ظاهرا اين بار درون شهرهای خود می خواهند مقاومت نمايند و به مرزهای جنوبی ايران وارد نشوند اما در صورت ورود آوارگان نيز امكانات آماده خواهد بود.

كمك های روسيه به آوارگان عراقی

طبق مصوبه دولت فدراسيون روسيه مورخ 20 مارس سال ،2003 برنامه ارسال و تحويل محموله های بشردوستانه به طرف ايرانی به منظور ايجاد اردوگاه های مخصوص پذيرش آوارگان احتمالی عراقی به صورت فوری طرح ريزی و اجرا شد.روسيه اولين كشوری است كه در جهت كمك رسانی به آوارگان عراقی كه انتظار می رود از طريق مرز دو كشور وارد ايران شوند، گام های عملی به عمل آورده است.به گزارش سفارت روسيه در تهران در چارچوب اولين مرحله اين طرح، 22 و 23 مارس سال جاری ميلادی چهار فروند هواپيمای «ايل ـ 76» حامل محموله كمك های بشردوستانه و همچنين يك تيم عملياتی از طرف وزارت وضعيت های غيرمترقبه فدراسيون روسيه متشكل از 7 نفر به سرپرستی شويكوی رئيس اداره همكاری های بين المللی اين وزارتخانه به شهر كرمانشاه (ايران) واقع در 200 كيلومتری مرز ايران و عراق اعزام شدند.در چارچوب مرحله دوم برنامه مذكور، طرح استقرار بيمارستان صحرايی روسيه و گروه كاميون های باری در نزديكی مرز ايران و عراق تحت مطالعه و بررسی است.

ادعای واشنگتن پست

روزنامه آمريكايی واشنگتن پست به نقل از يك مقام كرد در شمال عراق گفته است كه دولت ايران شبه نظاميان اسلام گرای متعلق به گروه انصار اسلام را كه در پی حملات آمريكا به مقر آنها در شمال عراق برای دريافت كمك های پزشكی به ايران رفته بودند، بازگردانده است.اين روزنامه نوشت: «تصميم برای بازگرداندن شبه نظاميان گروه انصار اسلام نشانگر تغييراتی در سياست ايران است. » به ادعای واشنگتن پست، اين تغيير رويه همزمان با ورود نيروهای عمليات ويژه آمريكا به شمال عراق برای حذف گروه انصار اسلام كه واشنگتن آن را متحد شبكه القاعده توصيف می كند صورت گرفته است.

تكذيب تيراندازی

تونی بلر، نخست وزير بريتانيا، تكذيب كرد كه هدف نيروهای بريتانيايی كه در مزرهای شرقی عراق مستقر شده اند، مقابله با دخالت های ايران است.به گزارش بی بی سی بلر كه در مجلس عوام سخن می گفت، همچنين گزارش برخی رسانه ها مبنی بر تيراندازی به سوی نيروهای بريتانيايی از داخل خاك ايران را تكذيب كرد. وی گفت: هيچ مدركی كه چنين امری را ثابت كند وجود ندارد.ايران نيز اين ادعا را تكذيب كرده است.

ساخت اردوگاه

خبرنگار بی بی سی گزارش داده است كه ايران همچنان در حال آماده سازی اردوگاه هايی برای اسكان آوارگان احتمالی جنگ در عراق است.براساس اين گزارش، سازمان های مسئول رسيدگی به امور آوارگان در ايران، در حال آماده كردن امكانات لازم برای پذيرش حدود 300 هزار آواره عراقی هستند و مقام ها می گويند اگر شرايط امن باشد، كمك ها را به آن سوی مرز (در داخل خاك عراق) خواهند فرستاد.

منافقين در شمال عراق

خبرنگار «بازتاب» از مرز عراق گزارش داد، پس از ورود هيأتی ويژه از آمريكا به شمال عراق، بلافاصله جلسه سری با حضور نمايندگان اتحاديه ميهنی كردستان و بارزانی با نمايندگان آمريكايی تشكيل شد. بنا بر شنيده ها در اين جلسه، نسبت به باز كردن جبهه گسترده ای در شمال عراق تصميم گيری شد.خبرنگار سايت «بازتاب» از ژنرال عثمانی به عنوان فرمانده احتمالی جبهه شمال عراق نام می برد. در ادامه اين گزارش آمده است كه منافقين به تحركاتی در شمال عراق دست زده اند و طبق اخبار موجود، مسعود رجوی به همراه گروهی از كادرهای اين سازمان در 20 كيلومتری شهر فلوژه در شمال عراق پناه گرفته اند.

مشورت درباره مسئله كردها

روزنامه الشرق الاوسط نوشت: پس از حضور نيروهای آمريكايی در كردستان عراق، ايران، تركيه و سوريه را به مشورت درباره مسئله كردها فراخواند. اين روزنامه در شماره روز جمعه خود نوشت ايران روز پنج شنبه از حضور نظامی فزاينده آمريكا در كردستان عراق شديدا ابراز نگرانی كرد. كمال خرازی وزير امور خارجه ايران در اين چارچوب كه مسئله كردها منبع مشترك نگرانی 3 كشور ايران و تركيه و سوريه است اين دو كشور را به مشورت درباره اين مسئله فراخواند.ايران و تركيه و سوريه در سال های اول پس از جنگ دوم خليج فارس شورايی سه جانبه در سطح وزيران امور خارجه تشكيل دادند تا درباره مسئله كردها مشورت كنند اما اين شورا به خاطر اتهاماتی كه تركيه به ايران و سوريه درباره كمك به جنبش های اصول گرای كرد تركيه وارد كرد به كار خود ادامه نداد.

كمك های بشردوستانه اشغالگران

سازمان ملل متحد از كشورهای جهان خواسته است برای جلوگيری از شكل گيری بحرانی انسانی در عراق 8/3 ميليون دلار در اختيار اين سازمان گذاشته شود كه از اين مبلغ 2/1 ميليارد دلار صرف تهيه مايحتاج غذايی مردم عراق از طريق برنامه غذای ملل متحد كه دفاترش در رم مستقر است، خواهد شد.لوئيس فرچست معاون دبير كل سازمان ملل متحد و مارك مالوچ براون مدير برنامه توسعه ملل متحد و همچنين ساير مقامات ارشد اين سازمان با شركت در كنفرانس خبری ای كه روز گذشته برگزار شد اين درخواست را مطرح كردند. گفته می شود ايالات متحده، اتحاديه اروپايی، ژاپن، كانادا و استراليا تأمين كنندگان اصلی اين وجوه خواهند بود. براساس قوانين بين المللی نيروی اشغالگر بر همه مرحل اعطای كمك های بشردوستانه نظارت خواهد داشت كه مقامات سازمان ملل اكنون با نمايندگان آمريكا در حال گفت وگو هستند تا رأسا در اين برنامه مشاركت جويند.

استعفای مشكوك پرل

ريچارد پرل رئيس كميته مشورتی پنتاگون كه از او به عنوان طراح اصلی جنگ عليه عراق ياد می شد استعفا داد. به گزارش شبكه خبری بی بی سی كه از پرل به عنوان رئيس جنگ طلب كميته مشورتی پنتاگون نام برده علت كناره گيری پرل مشاركت او در فعاليت های برخی شركت های ورشكسته مخابراتی و خصوصا شركت Global Crossing عنوان شده است.دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا با انتشار بيانيه ای اعلام داشت درخواست استعفای پرل مورد قبول واقع شده است. پرل در نامه ای خطاب به رامسفلد ناتوانی در پاسخ دادن به انتقاداتی كه در مورد فعاليتش در شركت گلوبال كراسينگ به او وارد می آيد را دليل اصلی كناره گيری اش عنوان داشته است. ظاهرا در يكی از دستورالعمل های صادره از سوی پرل به عنوان رئيس هيأت مديره شركت مذكور فروش قسمتی از سهام شركت به سرمايه گذاران آسيايی كه سود قابل توجهی را نصيب او كرده علت اصلی شكل گيری رسوايی خير بوده است.

تكذيبه ايوانف

ايگور ايوانف وزير امور خارجه روسيه روز چهارشنبه در پاسخ به اتهامات آمريكا در مورد نقض تحريم های عراق از سوی شركت های روسی و تجهيز اين كشور به ادوات الكترونيكی پيشرفته و مواد شيميايی و ادوات لازم برای توليد عوامل بيولوژيك اين اظهارات را به شدت تكذيب كرد. روزنامه آمريكايی وال استريت ژورنال روز جمعه با انتشار خبری با درج تكذيبيه اتهامات وارده به روس ها از سوی ايوانف ادعا كرد تجهيز عراقی ها به سيستم های اختلال الكترونيك و مواد پايه شيميايی ساخت تسليحات بيولوژيك اولين مورد همكاری روس ها با ارتش و دولت عراق نيست و در تكميل ادعاهای خود به گزارشی اشاره كرده كه در يكی از شماره های ژوئيه 2001 نشريه Commentaru چاپ شده كه در آن به كشف جزوه ای سيصد صفحه ای در مورد همكاری های روسيه و عراق اشاره شده است.در جزوه مذكور به اسنادی در مورد همكاری های نظامی دو طرف از سال 1995 به بعد اشاره شده كه مشتمل بر قراردادهای خريد هواپيما، قطعات يدكی و سيستم های هدايت موشكی بوده است.

سرنوشت خبرنگاران جنگ

تامی فرانكس، رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا و فرمانده ائتلاف جنگ تحت رهبری آمريكا عليه عراق پس از دريافت نامه ای از سوی موسسه خبرنگاران بدون مرز برای بررسی علل و شرايط واقعی و دقيق مرگ تری لويد، گزارشگر تلويزيونی بريتانيايی كه برای شبكه خبری مستقل بريتانيا موسوم به ITN فعاليت می كرد و فدريك فراك فيلمبردار فرانسوی او، فرانكس دتوری برای بررسی دقيق اين مسئله صادر كرد. اين در حالی است كه طی ده روز اخير آمار كشته شدگان و مجروحين و خبرنگاران و همچنين گزارشگرانی كه به بازداشت نيروهای دو طرف درگير درآمده اند بالا رفته است. شبكه های خبری طی روزهای خير از بازداشت دو خبرنگار ايرانی كه برای شبكه ماهواره ای دبی كار می كنند خبر دادند. عبدالرضا عباسی و علی منتظری دو خبرنگاری كه برای پوشش اخبار جنگ از طريق اروند كنار وارد فاو شده بودند به بازداشت نيروهای عراقی درآمده اند كه اندكی بعد تحويل مقامات ارتش انگليس در جنوب عراق شدند. گفته می شود علی منتظری به طور همزمان برای شبكه ماهواره ای LBC لبنان هم گزارش تهيه می كرده است. از سرنوشت اين دو تن خبری در دست نيست.

صدام زنده است

مقامات اطلاعاتی آمريكا بر اين باورند كه صدام كنترل كامل ارتش عراق را در اختيار دارد و اوست كه فرامين مربوط به آرايش نيروهای گارد رياست جمهوری در اطراف عراق را صادر می كند. به گزارش شبكه خبری فاكس نيوز تحليلگران اطلاعاتی سيا و پنتاگون به اين نتيجه رسيده اند كه صدام زنده است و از سنگرهای زيرزمينی خود در بغداد جنگ را فرماندهی می كند.اين در حالی است كه پيش از اين گفته می شد پيام های تلويزيونی صدام از پيش ضبط شده و گمان می رفت و او كشته شده باشد. اكنون مقامات آمريكايی كه اطمينان حاصل كرده اند صدام زنده است در مورد سرنوشت قصی 36 ساله پسر كوچك تر صدام ابراز ترديد می كنند.

معمر قذافی و پناهندگی صدام

صدام حسين رئيس جمهور عراق درصدد طراحی برنامه فرار از عراق در صورت نزديك شدن نيروهای ائتلاف تحت رهبری آمريكا به بغداد است. روزنامه انگليسی تايمز ادعا كرد رهبر عراق در حال مذاكره و گفت وگو با معمر قذافی برای كسب پناهندگی سياسی در صورت نزديك شدن نيروهای آمريكايی به بغداد است. تايمز ادعا دارد بين صدام و دولت ليبی گفت وگوهای فشرده ای در جريان است تا گذرگاه گريزی در ازای پرداخت 5/3 ميليارد دلار به قذافی برای فرار خانواده صدام و اعضای ارشد دولت عراق به ليبی باز شود.تايمز تاكيد دارد آغاز گفت وگوها بين صدام و قذافی از نگرانی او در مورد احتمال وقوع كودتا در بغداد و شكست نيروهای او در برابر تهاجم نيروهای تحت رهبری آمريكا حكايت دارد. تايمز از وصول اخباری توسط خبرنگاران اين روزنامه خبر می دهد كه در آن به اعزام نمايندگانی از سوی صدام به سوريه و ليبی حكايت دارد تا امكان فرار اعضای كادر رهبری عراق در آخرين لحظات به خاك سوريه يا ليبی ممكن شود. ظاهرا گفت وگو در مورد اعطای پناهندگی به اعضای خانواده صدام و ديگر رهبران ارشد عراق شامل عدی و شخص صدام نمی شود.

فراخوان نيروهای ذخيره اسرائيل

ارتش اسرائيل 1200 نيروی ذخيره زن اين كشور را به خدمت فرا خوانده است. برای اولين بار در تاريخ كوتاه كشور يهود ارتش اين كشور 1200 نفر از نيروهای ذخيره زن اسرائيل را به خدمت فرا خواند. روزنامه جروزالم پست با انتشار اين خبر به نقل از سرهنگ بنی در رئيس اداره هماهنگ ارتش اسرائيل علت فرا خوان اين نيروها را كمبود نيرو و ايجاد آمادگی برای مقابله با تبعات احتمالی جنگ آمريكا با عراق عنوان كرد.به ادعای اين مقام ارتش اسرائيل همه افراد ذخيره خود را به اداره هماهنگی ارتش معرفی كرده اند و قرار است از آنها در سمت ها و مواضع مختلفی استفاده شود كه بيشتر در زمينه هماهنگی نظامی و پست های ارتباطی خواهد بود. اسرائيل طی روزهای اخير تعداد قابل توجهی ماسك ضد گاز شيميايی بين شهروندان كشور توزيع كرده است. اين اظهارات در حالی مطرح می شود كه برخی از روزنامه های اسرائيلی از بی ميلی نيروهای ذخيره به حضور در يگان های نظامی خبر داده بودند.

فشار برای فتح بغداد

دونالد رامسفلد وزير دفاع ايالات متحده و مشاوران و دستياران غيرنظامی او به فرماندهان ارشد اين نيروها كه مديريت جنگ در عراق را بر عهده دارند فشار وارد می آورند تا در اسرع وقت به مواضع نيروهای گارد رياست جمهوری عراق در اطراف بغداد يورش برند. سايت اينترنتی شبكه روزنامه های نايت رايدر در گزارشی ادعا می كند رامسفلد به مقامات نظامی پنتاگون و فرانكس تاكيد كرده است بايد در نزديك ترين زمان ممكن حمله به بغداد آغاز شود.در مقاله مذكور تاكيد شده در يورش به پايتخت عراق يكصد هزار نيروی نظامی آمريكا با حداكثر 40 هزار نفر از اعضای گارد رياست جمهوری كه بغداد را محاصره كرده اند روبه رو می شوند و اين در حالی است كه طی روزهای اخير مواضع گارد رياست جمهوری عراق شديدا بمباران شده و واحدهای زرهی تحت حملات هليكوپتر تهاجمی ارتش آمريكا بوده اند.

سوريه متهم می شود

مقامات نظامی ارشد آمريكا ادعا كردند - سوريه در حال ارسال تجهيزات نظامی برای عراق است. شبكه خبری فاكس نيوز روز جمعه به نقل از مقامات پنتاگون ادعا كرد سوری ها از بغداد پشتيبانی لجستيكی به عمل می آورند. اين شبكه بدون ذكر نام مقام عالی رتبه پنتاگون از ارسال عينك های مخصوص ديد در شب و ساير تجهيزات، برای بغداد خبر داد. مارك گينبرگ از تحليلگران شبكه فاكس نيوز كه سابقا از سفرای سازمان ملل در مراكش بوده همچنين ادعا كرد نفت عراق كماكان به سوريه پمپاژ می شود و سوری ها در برابر كسب درآمد از فروش نفت، ترانزيت تسليحات و ساير اقلام متعلق به عراق كه در اين كشور ذخيره شده اند را آغاز كرده است. اين در حالی است كه روز پنج شنبه شيخ احمد كفتارو، مفتی اعظم سوريه از مسلمانان اين كشور خواست عليه نيروهای كشورهای شركت كننده در جنگ عراق دست به عمليات انتحاری بزنند. او از مسلمانان همه جهان خواست عليه منافع آمريكا، انگلستان و اسرائيل به هر طريق ممكن دست به حمله بزنند.

صدام، بن لادن نمی شود

مدتی قبل رسانه های اسرائيلی از اعزام هيأت سری ويژه تحت الحمايه آمريكا به بغداد برای ترغيب صدام به كناره گيری خبر دادند. اندكی بعد يك نشريه اطلاعاتی وابسته به ارتش اسرئيل ادعا كرد امين جمايل رئيس جمهور سابق لبنان آخرين فرستاده به بغداد برای معامله با صدام بوده است. روز چهارشنبه قبل و برخلاف اظهارات قبلی، نشريه اسرائيلی دبكا ادعا كرد در حاشيه برگزاری نشست آزورس، آمريكا در آخرين تلاش برای واداشتن صدام به كناره گيری از قدرت و ترك عراق در برابر برخورداری از مصونيت قضايی و توقيف نشدن اموال او و خانواده اش در بانك های خارجی به او اعلام داشته چنانكه به خواست آمريكا و انگليس تن ندهد در جنگ كشته خواهد شد و نيروهای آمريكايی تحت هيچ شرايطی به او اجازه خروج از عراق را نخواهند داد.

فرمانده سپاه پاسداران : آمريكا به عراق قناعت نخواهد كرد

«سرلشكر رحيم صفوی فرمانده كل سپاه پاسداران ديروز در سخنانی قبل از خطبه های نماز جمعه تهران جورج بورش را يك «ديكتاتور جهانی» و صدام حسين را يك «ديكتاتور منطقه ای» توصيف كرد. وی، تلاش آمريكايی ها را برای مشروعيت بخشيدن به اقدام نظامی عليه عراق يادآور شد و گفت: تلاش آمريكا برای ايجاد سه مشروعيت «بين المللی»، «منطقه ای» و «عراقی» برای حمله و اشغال نظامی عراق با بن بست روبه رو شده است. صفوی تصريح كرد: «آمريكايی ها بدانند، ولو آنكه بتواند رژيم ظالم و ديكتاتوری عراق را سرنگون كنند اما مردم عراق زير بار يك ديكتاتور بالاتری مثل آمريكا نخواهند رفت. » وی تصريح كرد: برآوردهای وزارت دفاع آمريكا «پنتاگون» نيز غلط از آب درآمد به گونه ای كه آمريكايی ها مجبور شدند تعداد زيادتری نيروی نظامی به منطقه اعزام كنند. وی با بيان اين مطلب كه «آمريكايی ها تنها به عراق قناعت نخواهند كرد» گفت: آنان به دنبال توسعه و تكميل كمربند نظامی خود در منطقه هستند. كمربندی كه كشورهای آسيای ميانه، روسيه، كشورهای عربی منطقه، خاورميانه، ايران، هند و چين را تهديد می كند و اين نقشه شيطانی بزرگی است.

وزير اطلاعات : اعضای پشيمان منافقان را امان می دهيم

وزير اطلاعات در مورد وضعيت گروه های تروريستی حاضر در خاك عراق گفت: اين گروه های تروريستی در منطقه ای از عراق كه خطر جنگ آنجا را كمتر تهديد می كند مستقر شده اند. از طرفی با آمريكا همكاری می كنند و از طرف ديگر سعی دارند به صدام القا كنند كه ايران نقش مهمی در اين جنگ دارد. علی يونسی در مصاحبه با بخش گفت وگوی ويژه خبری شبكه دو سيمای جمهوری اسلامی ايران با درخواست از اعضای گروه های تروريستی حاضر در خاك عراق برای خارج شدن از اين گروه ها يادآور شد: جمهوری اسلامی ايران با تمام ظلم هايی كه از اين گروه های تروريستی متحمل شده به اعضای پشيمان آنها امان خواهد داد. وی با اشاره به اينكه مردم عراق صدام را قاتل و جانی غيرقابل بخششی می دانند اظهار داشت: آمريكا قصد دارد پس از تصرف عراق يك حكومت صددرصد مطيع را در عراق برقرار كنند تا رژيم غاصب صهيونيستی در امان باشد. وزير اطلاعات هدف آمريكا در حمله به عراق را تسلط بر جهان اسلام، منابع نفتی اين كشور و مهار جنبش های ضداسرائيلی دانست و گفت: از نظر آمريكا شورای امنيت سازمان ملل به سبب مخالف بودن با استراتژی امنيتی اين كشور بايد تضعيف شود. يونسی استراتژی نظامی عراق را جنگ نامنظم شهری دانست و خاطر نشان كرد: شرايط منطقه ای و زمانی به نفع عراق است و اين مسئله موجب طولانی شدن جنگ می شود. وی افزود: پيروزی با تلفات زياد انسانی يك شكست بزرگ است. وزير اطلاعات با تاكيد بر موضع بی طرفانه جمهوری اسلامی ايران در قبال جنگ آمريكا و عراق تصريح كرد: امنيت عراق توسط مردم اين كشور تامين می شود و دولت تحميلی آمريكا با دولت استبدادی صدام برای آنها هيچ تفاوتی ندارد.

ياد دكتر نوربخش در تهران ,اصفهان ولندن گرامی داشته می شود

مراسم هفتم مرحوم سيدمحسن نوربخش امروز 14 الي15/30 در مسجد نور و آيين ترحيم از سوی مديران شبكه بانكی نيز فردا از ساعت 15 الی 30/16 در مسجد الغدير واقع در خيابان ميرداماد تهران برگزار خواهد شد. همچنين مراسمی نيز روز دوشنبه از ساعت 10 تا 12 در مسجد باب الرحمه اصفهان برقرار خواهد بود. بعدازظهر پنج شنبه هفته گذشته نيز مراسمی در مركز اسلامی لندن در بزرگداشت دكتر نوربخش با استقبال شايان توجه ايرانيان مقيم انگليس برگزار شد. سخنرانان اين مراسم دكتر سرمدی سفير جمهوری اسلامی ايران و دكتر احمد عزيزی بودند.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  |  آرشيو