|

هيچ كس نمی تواند از زمان بگريزد و مايكل جردن هم از اين قاعده مستثنی نيست. بهترين بسكتباليست تاريخ ديدار نهايی اش را در فيلادلفيا انجام داد و خداحافظی كرد. جردن در سن 40 سالگی و پس از آنكه دو بار اعلام بازنشستگی كرده و دوباره در سال 2001 به زمين بازگشته بود ديگر اين بار جدا از زمين بسكتبال خداحافظی كرد.
جردن با اندوه می گويد: «واقعا سريع گذشت. اصلا باورم نمی شود كه اين دو سال با چنين سرعتی سپری شد. اما خوب می دانم كه پايان كارم نزديك است. دو فصل باشكوه را در واشنگتن سپری كردم و واقعا لذت بردم. افسوس كه نتوانستيم به مرحله پلی آف برسيم. اما اين تيم در وضعيت خوبی قرار دارد و حالا می توانم امسال را آخرين سال بازی ام اعلام كنم. »
او پس از بازگشت به بازی در فصل 2003-2001 اعلام كرد كه به علت عشق به بازی دوباره كفش های بسكتبالش را به پا كرده است. او عضو جديد تيم بی رنگ و روی ويزاردز واشنگتن شد و اميدوار بود كه يك بار ديگر جذابيت را به تيم بازگرداند. برای اولين بار، اين بومی بروكلين (نيويورك) هدف رسيدن به عنوان قهرمانی را نداشت، بلكه به رسيدن به مراحل فينال ليگ راضی بود.
برای او رفتن به تيمی قوی تر و رسيدن به قهرمانی هفتم يا هشتم كار سختی نبود. اما جردن نقشه ديگری در سر داشت. قهرمان شش باره NBA (به همراه تيم شيكاگو بولز) كه پنج بار بهترين بازيكن ليگ شده بود، آرزو داشت در رقابت ديگری كه سخت تر هم بود شركت كند. در واقع می خواست تيمی را از ته جدول تا مرحله پلی آف بالا بكشد.
اين نبرد كه در نظر جوانان و افراد كم تجربه برخی تيم های واشنگتنی بسيار جذاب بود، هدفی دست نيافتنی می نمود. جردن، رقيب سرسختی بود و تمام تلاش خود را كرد. با اين حال اين بسكتباليست استثنايی در سن چهل سالگی، در حالی كه در دهه 90 با تيم شيكاگو بولز حاكم بی چون و چرای دنيای بسكتبال بود، ناچار شد قوانين سخت زمان را بپذيرد و تسليم شود.
علی رغم اين مسئله، آكروبات قديمی زمين های بسكتبال، بازی و هوش منحصر به فردی داشت و در حالی كه يك بازيكن مسن به حساب می آمد با ميانگين 20/1 پوئن، 6/1 ريباندز و 3/8 پاس منجر به گل به كار خود پايان داد. جان تامپسون، سرمربی سابق دانشگاه جورج تاون در مصاحبه با يك شبكه تلويزيونی خصوصی اعلام كرد: «افرادی كه آرزو داشتند جردن را به خوبی 23 سالگی اش ببينند، واقعا احمق هستند. اما در سن 40 سالگی، او موفق شده بود به شيوه ای خلاقانه بازی كند. جردن از زمان ورودش به واشنگتن بسيار سخت كار كرده بود. فكر می كنم هيجان زيادی در مردم ايجاد كرده باشد. »
بازگشت شور و هيجان
باشگاه كه با جادوی بازی او كاملا متحول شده بود، موفق شد در برابر مردم پرشور پيشرفت خوبی از خود نشان دهد. ايب پالين مالك تيم توضيح می دهد: «مايكل شور و شوق را به MCI (سالن بسكتبال واشنگتن) بازگرداند. اگر او فقط زودتر از اينها به تيم ما پيوسته بود، می توانستيم به چندين عنوان قهرمانی دست يابيم. مشاهده رفتن او بسيار سخت است. او به خودش فشار می آورد و همه سعی خود را می كرد تا ما به پلی آف برسيم. »
جردن با بالاترين پوئن، فلسفه كاری ای از خود نشان داد كه تقريبا مشابه رفتار اسپارتی ها بود. او با همان حس فداكاری در كنار هم تيمی هايش ظاهر شد. جردن برای آنكه دوستداران جوانش را تسليم چنين فلسفه ای كند، دچار مشكل شد و چندين بار پس از شكست های سخت، عدم جديت شركايش را مورد انتقاد قرار داد. بازيكن سابق اين تيم به نام دنی اينج می گويد: «فكر می كردم زندگی با او و تمرين كردن با او موجب شود بازيكنان جوان ويزاردز پيشرفت اعجاب انگيزی داشته باشند. اما حالا از خود می پرسم آيا اين كار در نظر آنها زيادی ظالمانه نبوده؟ مايكل شخصيتی بسيار قوی دارد. حيف است كه از اين خصلت استفاده نشود، چون او تنها با نشان دادن راه به بازيكنان آنها را بسيار تغيير داده است. »
تنش نسل ها و عدم درك شرايط خاص بازيكنی كه سال های سال سمبل آنها بوده موجب شده كه در ميان ويزاردز فضای سنگينی به وجود آيد. واشنگتن كه در ماه مارس با 29 پيروزی و 29 شكست هنوز برای رسيدن به مراحل فينال تلاش می كرد، بدون ستاره درخشانش جردن نابود خواهد شد و در 24 مسابقه قريب به 15 شكست در كارنامه خود ثبت خواهد كرد.
جان تامپسون در تحليل خود می گويد: «رسيدن به مرحله پلی آف كار ساده ای نيست. اما او آرزو، شهامت، اراده و عشق به كار را با خود آورد؛ چيزی كه در اينجا خيلی كم است. من به مردی مثل مايكل بسيار احترام می گذارم. او كسی است كه كاملا موفق بوده و از يك تجربه ديگر هم هيچ هراسی ندارد. او با بازگشت خود، اسطوره بودنش را خدشه دار نكرد. افرادی كه چنين نظری دارند واقعا ترسو هستند و از شناخت موفقيت و انتقاد می ترسند. مايكل هيچ گاه از شركت در هيچ نبردی نمی هراسيد. » واقعا تصويری كه از يك قهرمان استثنايی انتظار می رود، چنين است.
مردی عادی، منبع درآمدهای كلان:
تنها نام مايكل جردن برای نشان های تجاری و سازمان هايی كه تصوير او را خريده اند، سود كلانی به همراه داشته است. او از زمانی كه به NBA رفت بيش از 450 ميليون دلار به دست آورد، اما مسلما سود شركت ها و كارخانه ها بسيار بيش از اين بوده است. سال ،1984 نايك قرارداد شراكتی با او به امضا رساند، البته او دوست داشت فقط با سازندگان لوازم ورزشی قرارداد ببندد. شركت «اورگون» خيلی زود توانست از طريق مايكل يك ميليارد دلار درآمد كسب كند. اين مقدار چندی بعد ده برابر شد.
سال ،1984 NBA روزانه 47/5 ميليون تماشاچی آمريكايی را به پای تلويزيون ها می كشاند. پس از آن، بيش از دو ميليارد نفر در سراسر دنيا به تماشای مستقيم بازی های ليگ می پرداختند. سال ،1984 NBA يك ميليون دلار درآمد داشت، اما امروزه درآمد آن به بيش از سه ميليارد دلار رسيده است.
صنعت سينما هم از اين بابت بی نصيب نمانده است. «Space Jam» فيلمی كه جردن ستاره آن است، در سالن های سينما 230 ميليون دلار فروش داشت و سپس با فروش خارج از سالن ها، بيش از همين مقدار را به دست آورد. جردن با بازی در نقش اصلی و هميشگی خود 15 ميليون دلار پول می گرفت. اين مبلغ قابل توجه موجب شد كه همه بسكتباليست ها بيش از پيش خواهان افزايش حقوق خود شوند. مجيك جانسون، ستاره سابق NBA، با لحنی نيمه شوخی و نيمه جدی می گويد: «همه بسكتباليست ها بايد دست در جيب كنند و بخشی از حقوق خود را به مايكل جردن بدهند. چون بدون او هيچ كس نمی توانست چنين دستمزدی بگيرد. »
روز قبل از ديدار خداحافظی او هم كاملا فراموش نشدنی است. بليت های حضور در استاديوم به مبالغ ششصد، هفتصد، هزار و حتی سه هزار دلار در بازار سياه معامله می شدند. گويی در آخرين لحظه باز هم همه می خواستند از محبوبيت اين مرد، استفاده كرده و به ثروت برسند. |