Persian Archive

• ديگر پرواز نمی كند
• تسليم زمان
• اف . س .پورتو - 1
• اشتانگه در عراق
• اهميت 30 درصد
• بعد از اورست
• نمايندگان منصرف


ترجمه امير علی زاده : مايكل جردن روز چهارشنبه برای سومين بار از بسكتبال خداحافظی كرد. ظاهرا اين بار جدی تر از دفعات پيش است. دوره اول كه از 1984 تا 1993 به طول انجاميد «دوره اوج» The Climp نام گرفت. دوره دوم از 1995 تا 1998 بود كه به «بازگشت» The Return معروف شد. دوره سوم نيز در هزاره جديد بود كه از 2001 آغاز شد و چهارشنبه گذشته به پايان رسيد. اين دوره در نهايت دوره «بی قراری و بی تابی» The Itch لقب گرفت.

دو دوره اول به شش قهرمانی در NBA به همراه گاوميش های شيكاگو منجر شد و نام مايكل جردن را بالای بلندترين قله های افتخار و شهرت قرار داد. اما دوره سوم مبهم است و مورد تجزيه و تحليل كارشناسان قرار گرفته است.

فيلادلفيا، مركز First Union،خيابان South Board. مايكل جردن روز چهارشنبه در اينجا آخرين بازی خود را انجام داد و همان طور كه پيش بينی می شد استاديوم پر شده بود. «عالی جناب پرنده» درآمدزاترين بازيكن تاريخ NBA بوده و مسلم است كه تلويزيون مسابقه خداحافظی اش را مستقيم پخش كند. جشن های خاصی نيز در نظر گرفته شده بودند كه در وداع هر بزرگی عادی هستند. روی بوردهای تبليغاتي95 Interstate هم كه به ورزشگاه منتهی می شود، بزرگ نوشته شده بود: «كس ديگری در اين كفش ها جا نخواهد داشت. از اين خاطرات متشكريم.»

مايكل جردن بسكتبال را كنار گذاشت. برای سومين بار، اما اين دفعه برای هميشه. چند ماه پيش در جواب شايعاتی مبنی بر بازگشت مجدد او در آينده گفته بود: «خير، ديگر به هيچ وجه امكان ندارد كه من دوباره برگردم. » به هنگام دومين استعفای خود در سال 1998 نيز چنين حرفی زده بود. اما از آن زمان پنج سال گذشته، ضمن اين كه آن موقع گفته بود كه 99/9 درصد ديگر باز نخواهد گشت. يعنی احتمال 0/1 درصد به حقيقت پيوست و «عالی جناب پرنده» يك بار ديگر بند كفش هايش را بست. اين بار برای واشنگتن ويزاردز. هنگامی كه اين تصميم را گرفت 38 سال داشت و به گفته خودش نسبت به تيم جوان خود احساس مسئوليت می كرد. «روزی آنچه كه آن ها از من می آموزند به كارشان خواهد آمد.»هم اينك می توان از خود پرسيد كه آيا جردن دوبار زود خداحافظی كرد يا اين كه يك بار دير بازگشت؟

تنها چيزی كه مشخص است اين است كه بازی خداحافظی جردن و مراسم وداع با او يJordan,The Final درامای تكان دهنده ای نبود. هنگامی كه دوشنبه پيش در مركز MCI آخرين بازی خانگی خود را برای جادوگرهای واشنگتن انجام می داد، دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا نيز آمده بود. رئيس پنتاگون همان پرچمی كه روز يازده سپتامبر 2002 به ياد عمليات تروريستی يك سال قبل از آن بربام ساختمان پنج ضلعی واشنگتن برافراشته شده بود را به جردن اهدا كرد، تماشاچيان با تشويق های ممتد و پرشور خود با ستاره خود خداحافظی كردند. اما همه اين صحنه ها همانند فيلم خوبی بود كه يك بار آن را ديده ای و تمام قسمت های آن را به خوبی می شناسی، جردن در آن مسابقه 21 امتياز كسب كرد، اما ويزاردها با نتيجه 93 بر 79 مغلوب نيويورك نيكس شدند. تيمی كه مثل خودشان جزو تيم های متوسط NBA است. كل بازی و مراسم برنامه ريزی شده حتی ذره ای هم بيننده را احساساتی نمی كرد.

نشريه Sports Illustrated پس از دومين خداحافظی جردن در سال 1998 نوشت: «او همانند خورشيد زمستانی است. آن قدر تابناك است كه چشم آدمی را به درد می آورد.» روزنامه نيويورك تايمز نيز پاييز گذشته هنگامی كه جردن اعلام كرد سرانجام از بسكتبال كناره گيری خواهد كرد، يك يادداشت را به او اختصاص داد.

«اولين خداحافظی جردن در سال 1991 مثل يك شوك بود. او پس از سه عنوان قهرمانی با شيكاگو بولز از فوق ستاره بودن خسته شده بود، علی الخصوص پس از قتل پدرش. تصميم او در آن زمان برای همه قابل فهم و در عين حال ناگوار بود. » خود او بعدها گفت كه هيچ گاه جای خالی بسكتبال را در زندگی اش مثل آن دوران احساس نكرده بود. به همين خاطر سال 1993 بازگشت و سه بار ديگر با شيكاگو قهرمان شد. اما پايان دوره دوم ديگر كسی را متحير نكرد. جردن پس از دومين كناره گيری خود گفت: «خداحافظی در سال 1998 تصميم من نبود. بول ها برنامه جديدی برای نوسازی تيم داشتند كه من در آن، جايی نداشتم. » در آن زمان جردن 35 ساله اختلافات اساسی با مديريت بولز داشت. چنين مسائلی پيش می آيند، اما اين كه جردن چرا دوباره تصميم به بازگشت گرفت، بر می گردد به اين كه سرمايه گذاری های او به عنوان يكی از صاحبان جديد و مدير باشگاه واشنگتن ويزاردز دچار ركود شده بود.سال 2001 بازگشت و ميانگين حضور تماشاچی را در MCI، استاديوم ويزاردز، به ميزان 32 درصد افزايش داد. بهترين بسكتباليست تاريخ هميشه يك تاجر بزرگ نيز بوده است.

دوشنبه پيش آلن هوستن از تيم نيويورك نيكس كه به واشنگتن آمده بود گفت: «ای كاش مايكل همان تصويری كه ما در سال 1998 از او داشتيم را به حال خود وامی گذاشت.»

اين تصوير ششمين بازی ميان بولز و يوتاجز در فينال بود. يك تصوير كلاسيك: شيكاگو بولز عقب است و ثانيه ها می روند. يوتا در آستانه پيروزی است. اگر اين اتفاق می افتاد سرنوشت قهرمانی آن فصل به بازی هفتم كشيده می شد. اما جردن! پرش، شوت و ورود توپ به سبد. آخرين حركت مسابقه كه منجر به ششمين قهرمانی بولز شد. هوستون می گويد كه اين تصوير در كتاب ها و افسانه ها جا دارد، در صورتی كه در اين دو سال وجهه اسطوره ای اش كمی لطمه خورد حتی به ثمر رساندن 40 امتياز در يك مسابقه در 40 سالگی، به عنوان اولين بازيكن در NBA، هم نتوانست مانع اين آسيب شود. يك ركورد ديگر شركت در مسابقه All Star برای چهاردهمين بار بود. مكمل همه اين افتخارات اين بود كه او در هر مسابقه به طور ميانگين 20/1 امتياز كسب كرد و از هر دو شوت يكی را وارد سبد می كرد و اين كه به گفته تری ليونز كارشناس NBA هنوز هم بهترين بازيكن ويزاردز است.

اما مگر ويزاردز كه هستند؟ اسطوره جردن با پيروزی و افتخار زينت شده، با توانايی های خارق العاده جسمانی و اعصابی پولادی در مواقع حساس. تنها شش عنوان قهرمانی، پنج بار بهترين بازيكن NBA، ده بار بهترين شوت زن ليگ و ميانگين 31/2 امتياز در يك فصل باقی می مانند. يك شب 69 امتياز در يك مسابقه كسب كرد. اما همه اين ها در ورزش كه زندگی سريعی دارد، گذشته هستند. ورزشی كه امروز قهرمانانی متفاوت دارد. مثل اونيل، برايانت، مك گريدی، يائومينگ يا درك نويتسكی. دان چنی مربی نيويورك نيكس كه در روزگاری مايكل جردن كابوسشان بود پيش از بازی دوشنبه با واشنگتن گفت: «ما شبی تاريك را برای او رقم خواهيم زد و به او اجازه نخواهيم داد تا در شب خداحافظی خود 40 تا 50 امتياز را به ثمر رساند. » بدون زحمت مقابل مردی ايستادند كه روزی لری برد در مورد او می گفت: «روح است در لباس مايكل جردن. » اما او ديگر پرواز نمی كند، نيروی جاذبه از او پيشی گرفت.

زوددويچه سايتونگ


هيچ كس نمی تواند از زمان بگريزد و مايكل جردن هم از اين قاعده مستثنی نيست. بهترين بسكتباليست تاريخ ديدار نهايی اش را در فيلادلفيا انجام داد و خداحافظی كرد. جردن در سن 40 سالگی و پس از آنكه دو بار اعلام بازنشستگی كرده و دوباره در سال 2001 به زمين بازگشته بود ديگر اين بار جدا از زمين بسكتبال خداحافظی كرد.

جردن با اندوه می گويد: «واقعا سريع گذشت. اصلا باورم نمی شود كه اين دو سال با چنين سرعتی سپری شد. اما خوب می دانم كه پايان كارم نزديك است. دو فصل باشكوه را در واشنگتن سپری كردم و واقعا لذت بردم. افسوس كه نتوانستيم به مرحله پلی آف برسيم. اما اين تيم در وضعيت خوبی قرار دارد و حالا می توانم امسال را آخرين سال بازی ام اعلام كنم. »

او پس از بازگشت به بازی در فصل 2003-2001 اعلام كرد كه به علت عشق به بازی دوباره كفش های بسكتبالش را به پا كرده است. او عضو جديد تيم بی رنگ و روی ويزاردز واشنگتن شد و اميدوار بود كه يك بار ديگر جذابيت را به تيم بازگرداند. برای اولين بار، اين بومی بروكلين (نيويورك) هدف رسيدن به عنوان قهرمانی را نداشت، بلكه به رسيدن به مراحل فينال ليگ راضی بود.

برای او رفتن به تيمی قوی تر و رسيدن به قهرمانی هفتم يا هشتم كار سختی نبود. اما جردن نقشه ديگری در سر داشت. قهرمان شش باره NBA (به همراه تيم شيكاگو بولز) كه پنج بار بهترين بازيكن ليگ شده بود، آرزو داشت در رقابت ديگری كه سخت تر هم بود شركت كند. در واقع می خواست تيمی را از ته جدول تا مرحله پلی آف بالا بكشد.

اين نبرد كه در نظر جوانان و افراد كم تجربه برخی تيم های واشنگتنی بسيار جذاب بود، هدفی دست نيافتنی می نمود. جردن، رقيب سرسختی بود و تمام تلاش خود را كرد. با اين حال اين بسكتباليست استثنايی در سن چهل سالگی، در حالی كه در دهه 90 با تيم شيكاگو بولز حاكم بی چون و چرای دنيای بسكتبال بود، ناچار شد قوانين سخت زمان را بپذيرد و تسليم شود.

علی رغم اين مسئله، آكروبات قديمی زمين های بسكتبال، بازی و هوش منحصر به فردی داشت و در حالی كه يك بازيكن مسن به حساب می آمد با ميانگين 20/1 پوئن، 6/1 ريباندز و 3/8 پاس منجر به گل به كار خود پايان داد. جان تامپسون، سرمربی سابق دانشگاه جورج تاون در مصاحبه با يك شبكه تلويزيونی خصوصی اعلام كرد: «افرادی كه آرزو داشتند جردن را به خوبی 23 سالگی اش ببينند، واقعا احمق هستند. اما در سن 40 سالگی، او موفق شده بود به شيوه ای خلاقانه بازی كند. جردن از زمان ورودش به واشنگتن بسيار سخت كار كرده بود. فكر می كنم هيجان زيادی در مردم ايجاد كرده باشد. »

بازگشت شور و هيجان

باشگاه كه با جادوی بازی او كاملا متحول شده بود، موفق شد در برابر مردم پرشور پيشرفت خوبی از خود نشان دهد. ايب پالين مالك تيم توضيح می دهد: «مايكل شور و شوق را به MCI (سالن بسكتبال واشنگتن) بازگرداند. اگر او فقط زودتر از اينها به تيم ما پيوسته بود، می توانستيم به چندين عنوان قهرمانی دست يابيم. مشاهده رفتن او بسيار سخت است. او به خودش فشار می آورد و همه سعی خود را می كرد تا ما به پلی آف برسيم. »

جردن با بالاترين پوئن، فلسفه كاری ای از خود نشان داد كه تقريبا مشابه رفتار اسپارتی ها بود. او با همان حس فداكاری در كنار هم تيمی هايش ظاهر شد. جردن برای آنكه دوستداران جوانش را تسليم چنين فلسفه ای كند، دچار مشكل شد و چندين بار پس از شكست های سخت، عدم جديت شركايش را مورد انتقاد قرار داد. بازيكن سابق اين تيم به نام دنی اينج می گويد: «فكر می كردم زندگی با او و تمرين كردن با او موجب شود بازيكنان جوان ويزاردز پيشرفت اعجاب انگيزی داشته باشند. اما حالا از خود می پرسم آيا اين كار در نظر آنها زيادی ظالمانه نبوده؟ مايكل شخصيتی بسيار قوی دارد. حيف است كه از اين خصلت استفاده نشود، چون او تنها با نشان دادن راه به بازيكنان آنها را بسيار تغيير داده است. »

تنش نسل ها و عدم درك شرايط خاص بازيكنی كه سال های سال سمبل آنها بوده موجب شده كه در ميان ويزاردز فضای سنگينی به وجود آيد. واشنگتن كه در ماه مارس با 29 پيروزی و 29 شكست هنوز برای رسيدن به مراحل فينال تلاش می كرد، بدون ستاره درخشانش جردن نابود خواهد شد و در 24 مسابقه قريب به 15 شكست در كارنامه خود ثبت خواهد كرد.

جان تامپسون در تحليل خود می گويد: «رسيدن به مرحله پلی آف كار ساده ای نيست. اما او آرزو، شهامت، اراده و عشق به كار را با خود آورد؛ چيزی كه در اينجا خيلی كم است. من به مردی مثل مايكل بسيار احترام می گذارم. او كسی است كه كاملا موفق بوده و از يك تجربه ديگر هم هيچ هراسی ندارد. او با بازگشت خود، اسطوره بودنش را خدشه دار نكرد. افرادی كه چنين نظری دارند واقعا ترسو هستند و از شناخت موفقيت و انتقاد می ترسند. مايكل هيچ گاه از شركت در هيچ نبردی نمی هراسيد. » واقعا تصويری كه از يك قهرمان استثنايی انتظار می رود، چنين است.

مردی عادی، منبع درآمدهای كلان:

تنها نام مايكل جردن برای نشان های تجاری و سازمان هايی كه تصوير او را خريده اند، سود كلانی به همراه داشته است. او از زمانی كه به NBA رفت بيش از 450 ميليون دلار به دست آورد، اما مسلما سود شركت ها و كارخانه ها بسيار بيش از اين بوده است. سال ،1984 نايك قرارداد شراكتی با او به امضا رساند، البته او دوست داشت فقط با سازندگان لوازم ورزشی قرارداد ببندد. شركت «اورگون» خيلی زود توانست از طريق مايكل يك ميليارد دلار درآمد كسب كند. اين مقدار چندی بعد ده برابر شد.

سال ،1984 NBA روزانه 47/5 ميليون تماشاچی آمريكايی را به پای تلويزيون ها می كشاند. پس از آن، بيش از دو ميليارد نفر در سراسر دنيا به تماشای مستقيم بازی های ليگ می پرداختند. سال ،1984 NBA يك ميليون دلار درآمد داشت، اما امروزه درآمد آن به بيش از سه ميليارد دلار رسيده است.

صنعت سينما هم از اين بابت بی نصيب نمانده است. «Space Jam» فيلمی كه جردن ستاره آن است، در سالن های سينما 230 ميليون دلار فروش داشت و سپس با فروش خارج از سالن ها، بيش از همين مقدار را به دست آورد. جردن با بازی در نقش اصلی و هميشگی خود 15 ميليون دلار پول می گرفت. اين مبلغ قابل توجه موجب شد كه همه بسكتباليست ها بيش از پيش خواهان افزايش حقوق خود شوند. مجيك جانسون، ستاره سابق NBA، با لحنی نيمه شوخی و نيمه جدی می گويد: «همه بسكتباليست ها بايد دست در جيب كنند و بخشی از حقوق خود را به مايكل جردن بدهند. چون بدون او هيچ كس نمی توانست چنين دستمزدی بگيرد. »

روز قبل از ديدار خداحافظی او هم كاملا فراموش نشدنی است. بليت های حضور در استاديوم به مبالغ ششصد، هفتصد، هزار و حتی سه هزار دلار در بازار سياه معامله می شدند. گويی در آخرين لحظه باز هم همه می خواستند از محبوبيت اين مرد، استفاده كرده و به ثروت برسند.


مشخصات

نام رسمی:

Futebol clube do porto

نام مستعار: اژدها

تاسيس: 1893

آدرس:

Torre das Antas Fernao de megahaes 1862, 14PT-4350158 Porto

فكس: 351-225070550+

آدرس اينترنتی: pwp.netcabo.pt

استاديوم: داس آنتاس (76 هزار نفر)

لباس اصلی: پيراهن راه راه آبی و سفيد، شلوارك آبی، جوراب آبی

رئيس باشگاه: خورخه نونو پنيتو داكوشتا

سرمربی: خوسه مورينيو

حامی مالی: revigres

هواداران ويژه: دكتر آرميندو لوپز كوئليو (اسقف اعظم پورتو)، اليزا فريرا (اقتصاددان، وزير سابق برنامه پرتغال، عضو حزب سوسياليست پارلمان، هوادار هميشه حاضر پورتو)، فرناندو گومژ (شهردار سابق لندن) اسطوره های هميشگی: آگوستو باپتيست و رباح ماجر (به عنوان بازيكن)، توميسلاو ايويچ (به عنوان مربی)

افتخارات:

22 عنوان قهرمانی ليگ پرتغال

11 جام حذفی

12 سوپرجام

افتخارات خارجی:

يك عنوان جام باشگاه های اروپا (1987)

يك سوپر جام اروپا

يك جام بين قاره ای

عناوين و افتخارات در ساير رشته ها:

9 قهرمانی ليگ بسكتبال پرتغال

11 قهرمانی ليگ هندبال

7 عنوان مختلف اروپايی در رشته هاكی

تاريخچه:

همه چيز از سال 1893 آغاز شد. در 28 سپتامبر اين سال «آنتونيو نيكولائه دی آلميدا» دفتر سفارتخانه بريتانيا در بندر پورتو را گشود كه بزرگ ترين سفارتخانه در اين شهر محسوب می شد. همسر انگليسی او «هيلدا رافری» به خاطره علاقه شديدی كه به فوتبال داشت تلاش كرد تا اين رشته را نيز به ساير رشته های ورزشی كه در باشگاه نيكولائه دنبال می شدند بيفزايد و سرانجام در 1906 موفق شد تيم فوتبالی زيرمجموعه «باشگاه ورزشی پورتو» تاسيس نمايد.«خوسه مونتيرو داكوشتا» كسی بود كه اين تيم نوپا را اداره می كرد. در ابتدا او رنگ لباس تيم را همسان رنگ های پرچم پرتغال انتخاب كرد تا بزرگ ترين باشگاه فوتبال كشور در آن زمان با نام «پرتغال» به مصاف رقبای خارجی برود. تاريخ غنی «اف. س. پورتو» از همين جا آغاز شد. در سال 1922 تلاش هايی انجام گرفت تا تيم فوتبال پورتو هويتی مستقل از باشگاه مادر بيابد. به همين دليل «آگوستو باپتيست» بازيكن بزرگی كه به «سيمپليسيو» مشهور بود با خلاقيتی نبوغ آسا آرم ساده تيم فوتبال را كه عبارت از يك توپ چرمی قديمی آبی رنگ با نشان «FCP» بود با نماد شهر پورتو و يك سر اژدها بالای آن مزين كرد.

اين نماد عصاره عشق و خلاقيت باپتيست بود و بلافاصله پس از طراحی مورد استقبال مردم فوتبال دوست شهر قرار گرفت و به عنوان يكی از معدود نمادهای باشگاهی كه توسط بازيكنان طراحی شده تا امروز هويت منحصر به فرد پورتو را جلوه گر بوده است. رنگ لباس پورتو نيز كمی بعد از تاسيس باشگاه تغيير كرد و از سبز و قرمز به راه راه آبی و سفيد تبديل شد.يكی ديگر از هنرمندانی كه با اثرش به غنای تاريخ باشگاه افزوده «ماريا آمليا كانوسا» آهنگساز پرتغالی است.

استاديوم داس آنتاس ورزشگاه اختصاصی پورتو در 28 مه 1952 بر كرانه های اقيانوس اطلس بنا شد. ويژگی هايی كه نيم قرن پيش در ساخت اين ورزشگاه در نظر گرفته شده بودند آن را از ساير استاديوم های كشور متمايز می ساختند. گنجايش نخستين داس آنتاس 50 هزار نفر بود و اولين بليت ورودی آن 20 اسكودو ارزش داشت. داس آنتاس در ابتدا به گونه ای ساخته شده بود تا مورد استفاده ساير رشته های ورزشی موجود در باشگاه مثل دو و ميدانی هم قرار گيرد. زيرا باشگاه پورتو علاوه بر فوتبال در بسياری رشته های ورزشی ديگر نيز فعاليت داشته و يكی از قطب های ورزشی پرتغال محسوب می شود. جدای از بسكتبال، هندبال و هاكی كه مهم ترين رشته های غير فوتبال پورتو هستند، بوكس، دو و ميدانی، ژيمناستيك، كاراته، موتورسواری و دوچرخه سواری، ورزش های آبی، وزنه برداری و ماهيگيری نيز هر يك جايگاه خاصی در برنامه های پورتو دارند. امروز هر يك از ورزش های مزبور استاديوم يا زمين مختص به خود دارند. مثل پيست دوچرخه سواری و زمين هاكی مشهور اين شهر بندری.


اشتانگه در عراق

«برند اشتانگه» مربی آلمانی تيم ملی فوتبال عراق كه پيش از آغاز جنگ عراق از مهلكه گريخت و به كشورش بازگشت، می گويد پس از پايان جنگ و بازگشت آرامش و امنيت به اين كشور جنگ زده تحت اشغال باز می گردد و به وضعيت آشفته تيم ملی سروسامان می بخشد تا آن را برای ديدارهای آتی آماده كند.به گزارش خبرگزاری رويترز از برلين، اشتانگه در مصاحبه با خبرنگاران آلمانی در برلين گفته است: فوتبال، ابزاری برای ايجاد صلح و دوستی است و بر همين مبنا دوست دارم در اولين فرصت به عراق بازگردم و كار را با تيم ملی اين كشور از سر بگيرم.اين مربی آلمانی می گويد كه بعد از سر گرفتن كار با تيم عراق آن را برای ديدارهای دوستانه ای احتمالا در لندن و يا ساير شهرهای جهان آماده می كند.اشتانگه بازيكنان عراقی را بازيكنان حرفه ای می داند اما می گويد كه اين بازيكنان به دانش و ابزارهايی برای پيشرفت بيشتر نياز دارند. وی كمبود آب آشاميدنی و تغذيه سالم را از مشكلات جدی اين بازيكنان برشمرد.اشتانگه گفته است كه در طول مدت جنگ همچنان با مقامات فوتبال عراق از طريق تلفن در تماس بود اما به علت تخريب شبكه های مخابراتی، ايجاد اين ارتباط به دشواری انجام می گرفت.او تيم عراق را تيمی خوب و متشكل از بازيكنانی از اقوام مختلف شامل كردها، شيعيان، سنی ها و مسيحيان كه همه با هم تركيب زيبايی را به وجود آورده اند، ذكر كرد.اشتانگه متهم به همكاری نزديك با رژيم ديكتاتور صدام حسين بود و به همين دليل با سرنگون شدن اين حكومت، شايع شد كه اين مربی حق بازگشت به عراق را نخواهد داشت. اما اين مربی، خبر مذكور را تكذيب می كند و منكر هرگونه همكاری با حكومت و يا عدی فرزند صدام می شود. عدی رياست فدراسيون فوتبال و كميته المپيك را بر عهده داشت. اشتانگه عنوان كرده كه رابطه اش تنها با نايب رئيس فدراسيون فوتبال محمدحسين بوده است.اشتانگه می گويد: من فقط يك مربی ورزشی هستم نه سياستمدار و از ابتدای جنگ هم آن را محكوم كردم و معتقد بودم كه تلفات انسانی و مادی اين جنگ، ويرانگر است.او ادامه می دهد كه موضعش در قبال اين جنگ همان موضع دولت آلمان است كه از ابتدا جنگ را محكوم كرده و خواستار حل مشكلات فی مابين عراق و آمريكا از طرق صلح آميز بود.وی از فدراسيون فوتبال انگليس خواست كه زمينه بازگشت راحت و بدون دردسر او را به عراق و شروع كار و فعاليت با تيم ملی آن كشور را برايش فراهم كند.اشتانگه سال گذشته قراردادی چهار ساله برای مربيگری تيم ملی عراق امضا كرد. او بين سال های 1983 تا 1988 در آلمان شرقی سابق مربی بود و اخيرا هم مربی تيم ملی عمان بود و از آن اخراج شد و به مدت يك سال بيكار بود.

اهميت 30 درصد

معاون امور اجتماعی و فرهنگی وزارت كار و امور اجتماعی گفت: در ايران تنها 30 درصد به ورزش اهميت می دهند.خانم فاطمه كروبی روز پنج شنبه در همايش مسئولان ورزش كارگران كشور كه در شهر مشهد مقدس برگزار شد گفت: در كشورهای در حال توسعه اين آمار به بيش از 60 درصد می رسد.وی با بيان اينكه در جامعه كارگری استعدادهای بی شماری وجود دارد تأكيد كرد: مسئولان تربيت بدنی می بايست برای كارگران ورزشكار اهميت ويژه ای قائل شوند.وی اشاره كرد در اعزام تيم های كارگری از ساير ورزشكاران استفاده می شود و همچنين بيشتر اين اعزام ها به دلايل نامعلومی لغو می شود.وی اظهار اميدواری كرد كه در سال جاری در ورزش كارگری ايران شاهد اين چنين مواردی نباشيم.در اين نشست مدير كل امور ورزشی و تفريحات سالم كارگران كشور گفت: طی سال گذشته 16 رشته ورزشی در ميان كارگران ايران فعال بود كه در سال جاری اين رقم به 25 رشته ارتقا يافته است.«محمد جواهری» اضافه كرد: با حمايت ويژه مسئولان وزارت كار در سال جاری برای پروژه های عمرانی و برگزاری مسابقات، 42 ميليارد ريال اعتبار در نظر گرفته شده است.همچنين برای هزينه های جاری اين اداره كل 10 ميليارد ريال تخصيص يافته است.وی اصلاح ساختار ورزش در اين ارگان را از اولويت های كاری سال جاری ذكر كرد و اميدوار شد با امتيازات موجود كه ورزش كارگران دارد، فدراسيون ورزشی برای اين قشر ايجاد شود.در اين همايش تقويم سال 1382 تربيت بدنی وزارت كار و امور اجتماعی به تصويب رسيد.

بعد از اورست

دومين مرحله آزمون انتخابی تيم ملی كوهنوردی ايران، در پايان هفته گذشته برگزار شد.اولين مرحله آزمون به صورت ميدانی با شركت 185 نفر از كوهنوردان كشور در مجموعه ورزشی شيرودی برگزار شد و دومين مرحله اين آزمون نيز پنج شنبه و جمعه در رشته كوه های البرز مركزی، قلل ناز و كهار انجام شد و نفرات برگزيده اين دو آزمون جهت اردوی دوم تيم ملی انتخاب شدند.قرار است تيم ملی كوهنوردی ايران تابستان سال جاری عازم پاكستان شود و به سه قله بالای 8 هزار متر دنيا به نام های گاشر بروم 1 و 2 و برودپيك صعود كند. گاشر بروم از قلل بسيار سخت برای كوهنوردان به شمار می رود. قبل از اين قله معروف اورست نيز توسط كوهنوردان ايران فتح شده است.

نمايندگان منصرف

انتخابات فدراسيون دو و ميدانی هم برای خودش داستانی دارد. قرار است انتخابات اين فدراسيون امروز برگزار شود آن هم در حالی كه علی نظری و علی اصغر هادی زاده دو نماينده مجلس از كانديداتوری خود در پايان هفته گذشته انصراف دادند. ظاهرا همان دونده های خودمان استقامت بيشتری در كانديداتوری دارند. به نمايندگان محترم هم بايد بگوييم كه زياد غصه نخورند. انشأالله انتخابات بعدی. ناسلامتی بيست و چند فدراسيون ديگر هم داريم.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو