Persian Archive

همه آنها يك شعار را فرياد می زدند. از هند و نپال گرفته تا يونان و ژاپن و كانادا، روی پلاكاردهای همه آنها نوشته شده بود «No war». اين نخستين بار بود كه ميليون ها نفر از ساكنان كره زمين در مخالفت با وقوع جنگ و حمايت از صلح، يك شعار را فرياد می زدند. احساس، زبان و خواسته همه معترضان به جنگ مشترك بود. برای نخستين بار، زنان جزيره كرت همانی را خواستار بودند كه دانشجويان مالزيايی روی پرچم های سپيدشان نوشته بودند. اين بار واكنش اهالی كره زمين پيچيده تر و باورنكردنی تر از آن چيزی بود كه روسای كشورهای ايالات متحده آمريكا و انگليس و گروهی از هم پيمانانشان در حمايت از جنگ بر عليه عراق انتظار داشتند. حتی مردم اسپانيا با وجود حمايت دولتشان از جنگ عليه عراق، سياست های خوزه ماريا آزمار نخست وزير اسپانيا را زير سوال بردند و خواستار استعفای وی شدند. سربازان انگليسی نيز حاضر می شدند تا خود را برای جنگ ـ جنگی كه وعده سه روز را داشت ـ آماده كنند. سربازان از خانواده های خود خداحافظی می كردند و كمی آن سوتر از خانه هايشان، پليس لندن دانش آموزانی را كه در مخالفت با جنگ به خيابان ها ريخته بودند، پراكنده می كردند. روی ديوارهای سفارت خانه های آمريكا در بسياری از كشورهای جهان يك شعار مشترك نوشته شده بود. No war...


شايد موقعی كه قانونگذار در سال ،1365 فصل دوم قانون «تعيين حدود و وظايف و اختيارات رياست جمهوری را تدوين می كرد، هيچ گاه در تصورش نمی گنجيد كه چندين سال بعد رئيس جمهوری با 22 ميليون رای در خصوص مسئوليتش در قبال اجرای دقيق قانون اساسی با چالش های جدی مواجه شود. بخش ديگر آن نيز ناشی از نبود يك ضمانت اجرايی برای تشخيص رئيس جمهور و يا پيامدهای عدم توجه به اخطار و تذكر قانون اساسی رئيس جمهور در قانون مدون سال 1365 است. البته اصل 113 قانون اساسی به صراحت دو شان بالاترين مقام رسمی كشور و مسئوليت اجرای قانون اساسی را در كنار قرار دادن رياست قوه مجريه برای رئيس جمهور (جز در اموری كه مستقيما به رهبری مربوط می شود) در نظر گرفته است و بر اين اساس هم عهده داری مسئوليت اجرای قانون اساسی به طور مطلق، عام، شامل و بدون قيد تنها با رئيس جمهوری است. چنانكه طبق اصل 121 قانون اساسی رئيس جمهوری بر مبنای همين مسئوليت عام و فراتر از قوه مجريه است كه با ملت ميثاق می بندد و سوگند ياد می كند: «پاسدار قانون اساسی كشور» باشد و از «آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی كه قانون اساسی برای ملت شناخته است»، حمايت كند و قدرتی را كه ملت به عنوان «امانتی مقدس» به او سپرده همچون «امين پارسا و فداكار» نگاهدار باشد...


به مناسبت فرارسيدن روز بزرگداشت سعدی هفتاد و نهمين نشست كتاب ماه ادبيات و فلسفه به نقد و بررسی كتاب «سعدی» تاليف دكتر ضياء موحد اختصاص داشت. اين نشست، 26 فروردين ماه با حضور گسترده صاحب نظران و استادان حوزه فرهنگ و ادب، در خانه كتاب برگزار شد...حالا ديگر خانه كتاب بايد برای برگزاری نشست هايش جای بزرگ تری دست و پا كند. حتی دكتر دينانی هم به ضرب صندلی ای كه از بيرون برايش پيدا كردند، توانست جايی برای نشستن بيابد. قرار بود ضياء موحد درباره كتاب «سعدی»اش صحبت كند و ميزگردی هم با حضور آتشی و انزابی نژاد، كه از مشهد آمده بود، برگزار شود؛ مثل بقيه نشست ها. اما در اين نشست اتفاق عجيبی افتاد. بعد از سخنرانی موحد و آتشی، انزابی نژاد و پاسخ هايی كه موحد به پرسش های حاضران داد، يكی از دانشجويان از موحد سوالی پرسيد...


ويليام باومول (Baumol)، استاد دانشگاه نيويورك و يكی از آخرين اقتصاددانانی است كه در گروه «كارشناسان عمومی اقتصاد» جای می گيرد. او 81 سال سن دارد و تحقيقاتی كه در زمينه سياست های رقابتی صورت داده موجب شده اند تا بسياری نام وی را در ليست كانديداهای دريافت جايزه نوبل اقتصاد قرار دهند. در حال حاضر با كاهش ارزش دلار و ايجاد فاصله هايی ميان اروپا و آمريكا نظر منتقدانی كه اقتصاد آمريكا را در خطر می دانستند پررنگ تر از گذشته می شود . افرادی نظير پل كندی بيش از گذشته مورد توجه قرار می گيرند اين موضوع نه تنها در اروپا بلكه در آمريكا هم شدت پيدا می كند.مجله ها و روزنامه های معتبر دنيا در اغلب شماره های خويش ديدگاه های روشنفكرانی را در اين زمينه مطرح می كنند. ويليام باومول نيز در مصاحبه ای با شماره جديد هفته نامه آلمانی «ويرتشافتس وخه» (اقتصاد هفته) به بيان ديدگاه های خويش پيرامون تاثير سياست های جنگ طلبانه واشنگتن بر اقتصاد آمريكا پرداخته است. متن اين مصاحبه كه در شماره 15 سال جاری هفته نامه مذكور منتشر شده از نظرتان می گذرد. ...


مايكل جردن روز چهارشنبه برای سومين بار از بسكتبال خداحافظی كرد. ظاهرا اين بار جدی تر از دفعات پيش است. دوره اول كه از 1984 تا 1993 به طول انجاميد «دوره اوج» The Climp نام گرفت. دوره دوم از 1995 تا 1998 بود كه به «بازگشت» The Return معروف شد. دوره سوم نيز در هزاره جديد بود كه از 2001 آغاز شد و چهارشنبه گذشته به پايان رسيد. اين دوره در نهايت دوره «بی قراری و بی تابی» The Itch لقب گرفت. دو دوره اول به شش قهرمانی در NBA به همراه گاوميش های شيكاگو منجر شد و نام مايكل جردن را بالای بلندترين قله های افتخار و شهرت قرار داد. اما دوره سوم مبهم است و مورد تجزيه و تحليل كارشناسان قرار گرفته است...



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | اجتماعی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو