Persian Archive

• جشن ده سالگی شير
• سفير صلح در روزگار جنگ
• باشگاه های مشهور اروپا
• رستم دونده
• ويلای آقای وزير
• ورزش فروشی
• بانوان زورخانه ای در راهند
• شمشيرهای غلاف شده


ترجمه آرمين كوثری: در سال ،1991 با همكاری 22 تيم دسته اول ليگ سابق و 104 ساله انگلستان، ليگ جديدی به نام ليگ برتر طرح ريزی و در 20 فوريه 1992 جايگزين ليگ سابق شد. اين ليگ جديد باعث پيشرفت و تكميل تر شدن فوتبال انگلستان شد، فوتبالی كه به واسطه حوادث داخل و خارج زمين تا حدودی از رونق افتاده بود، و حقيقتا هم ليگ برتر از زمان افتتاحش در سال 1992 توانسته به هدف مورد نظر دست يابد.در حال حاضر ليگ برتر انگلستان به عنوان يكی از بهترين ليگ های فوتبال دنيا شانه به شانه ليگ مطرحی چون سری A است. البته شايد بتوان Primeraliga اسپانيا را در سطح بالاتری از نظر كيفيت دانست ولی ليگ برتر به خاطر شيوه فيزيكی بازی تيم هايش به عنوان مهيج ترين ليگ شناخته شده است. رئيس ليگ برتر، ريچارد اسكودامور می گويد: «حالا ما می توانيم سرجايمان بنشينيم و با افتخار به عملكرد 10 ساله خود بنگريم، در طول اين ده سال بيش از 113 ميليون طرفدار فوتبال شاهد هنرنمايی بازيكنانی از 82 كشور مختلف در قالب 34 تيم متفاوت و به ثمر رسيدن بيش از 10 هزار گل بوده اند. »

و امسال ليگ برتر در حالی جشن ده سالگی خود را برگزار می كند كه تفاوت های بسياری با دوره های قبلی خود پيدا كرده است. حال به معرفی بهترين های ليگ برتر در طول ده سال اخير از ديد طرفداران فوتبال و كارشناسان آن می پردازيم: مسلما در صدر ليست بهترين بازيكنان تاريخ ليگ برتر نام كاپيتان فعلی نيوكاسل يونايتد يعنی آلن شيرر و كاپيتان سابق منچستريونايتد يعنی اريك كانتونا قرار دارد. شيرر كه فوتبال خود را با باشگاه ساوتهمپتون قبل از آغاز به كار ليگ برتر شروع كرده به عنوان بهترين بازيكن انگليسی دهه ليگ برتر انتخاب شده است و اين در حالی است كه كانتونا فوتبال خود در انگلستان را در سال 1991 و در ليدز يونايتد آغاز كرد، عنوان بهترين بازيكن خارجی دهه ليگ برتر را به دست آورده است. شيرر در زمان افتتاح ليگ برتر درفصل 93 ـ 199 طی انتقالی 3/3 ميليون پوندی به باشگاه بلكبرن منتقل شد و تبديل به اولين بازيكنی شد كه در ليگ جديد موفق به، به ثمر رساندن صد گل شده است. قدرت گلزنی بالای وی اين امكان را به بلكبرن داد تا جام قهرمانی 95 ـ 1994 را به دست آورد او در فصل فوق موفق به،به ثمر رساندن 34 گل شد. شيرر طی حضورش در نتيجه ملی نيز در 63 مسابقه 30 گل به ثمر رساند. پس از حضور در بلكبرن، با مبلغ 15 ميليون پوند به تيم زادگاهش يعنی نيوكاسل يونايتد منتقل شد. (كه البته او در همين زمان پيشنهاد منچستريونايتد را رد كرد).

گلی كه شيرر در فصل جاری و از روی يك ضربه آزاد در مقابل يونايتدها در اولدترافورد به ثمر رساند، اين مهاجم 32 ساله را تبديل به اولين بازيكنی كرد كه موفق به، به ثمر رساندن 100 گل برای دو باشگاه شده است. لذا جايزه بهترين گلزن نيز به وی تعلق می گيرد. ستاره خارجی يونايتدها، اريك كانتونا تا پيش از پيوستن به ليدز يونايتد و فتح آخرين ليگ قهرمانی قديم تنها در كشور فرانسه شناخته شده بود. به هر حال اين فرانسوی غيرقابل پيش بينی از باشگاه يوركشايری خارج شد و دوران حرفه ای خود در ليگ برتر را پس از انتقال 1/2 ميليون پوندی در نوامبر ،1992 با منچستريونايتد آغاز كرد. اين بازيكن سابق تيم ملی فرانسه كه از تيم ملی كنار گذاشته شد، به شدت از سوی دو مدافع ميانی يونايتدها يعنی استيو بروس و گری پاليستر مورد تحسين قرار گرفت و سرالكس فرگوسن پس از مشاهده وی، آخرين قطعه پازل تيم موفق آينده منچستر را يافت. با حضور كانتونا، روح تازه ای به خط حمله منچستر يونايتد دميده شد و موفق به كسب ليگ قهرمانی سال 1993 و ليگ و جام حذفی سال بعد شدند. سال بعد، اين مهاجم دمدمی مزاج با يك ضربه كونگ فو يكی از طرفداران كريستال پالاس را مجروح كرد و خود نيز شش ماه محروم شد و يونايتد نيز موفق به دفاع از عنوان قهرمانی خود نشد.

كانتونا در بازگشتش در اكتبر 1995 تأثير خود را گذاشت و گل تساوی منچستر را در مقابل حريف سنتی يعنی ليورپول به ثمر رساند، همچنين گل پيروزی بخش و قهرمانی منچستر در فينال جام حذفی را نيز در مقابل ليورپول به ثمر رساند تا منچستر بار ديگر هر دو جام ليگ و حذفی را به دست آورد. با خداحافظی كانتونا در سال ،1997 دوران تسلط بازيكنان جوانی چون ديويد بكام و پل اسكولز در منچستر آغاز شد. در ضمن كانتونا در كنار ديگر هم تيمی هايش يعنی دنيس اروين، روی كين و ياپ استام در تيم منتخب بازيكنان خارجی نيز قرار گرفت. استام كه در حال حاضر در لاتزيو ايتاليا مشغول بازی است، پس از انتقال ركوردشكن 10/5 ميليون پوندی از پی اس وی آيندهوون به منچستريونايتد در سال 1998 تبديل به يكی از افسانه های منچستر شد و كمك كرد تا منچستريونايتد حتی پس از جدايی كانتونا نيز همچنان در مسير قهرمانی گام بردارد. اين مدافع ميانی بلندقامت پس از انتشار زندگی نامه جنجالی اش به سرعت به رم منتقل شد ولی از اينكه هنوز در ليگ برتر از وی به نيكی ياد می شود، خوشحال است. اين ملی پوش هلندی می گويد: «اين بسيار زيباست كه طرفداران فوتبال هنوز از من قدردانی می كنند. هر وقت شما جايزه ای را به دست می آوريد، بهترين لحظات عمرتان است. من واقعا خوشحالم كه هنوز مردم من را به عنوان يك بازيكن خوب قبول دارند. » در جواب پرسشی كه از وی در مورد مهم ترين و تأثيرگذارترين همبازيانش در تيم سابق می شود، جواب می دهد: «اندی كول و دوايت يورك. آنها گل های بسياری را با كمك يكديگر به ثمر رساندند و در مقابل تيم های بزرگی نيز بازی كردند و هميشه نمايش بسيار خوبی داشتند. آنها بازيكنان بسيار باكيفيتی هستند. در مورد روی كين و رونی يانسن نيز همين نظر را دارم، شايد خيلی از بازيكنان را فراموش كرده باشم ولی مسلما بازی كردن در كنار بازيكنان بااستعدادی چون پل اسكولز و نيكی بات فوق العاده است. » بهترين گل ليگ برتر نيز به يك يونايتدی تعلق می گيرد. گلی كه كاپيتان تيم ملی انگلستان، ديويد بكام از فاصله 60 ياردی وارد دروازه ويمبلدون كرد در رده اول قرار گرفت و گل فصل گذشته دنيس برگ كمپ در سنت جيمز پارك و گل مت لتی سيه مقابل بلكبرن در سال 1994 در رده های دوم و سوم قرار گرفتند. بهترين حركت يك دروازه بان به پيتر اشمايكل، يكی ديگر از اسطوره های يونايتد كه در تيم بهترين ها نيز قرار دارد، تعلق گرفت. واكنش او در دفع ضربه سر جان بارنز در دسامبر 1997 در رده اول و واكنش خود او در دفع ضربه دان هاچينسون در آنفيلد در فصل 93-،1992 در رده دوم قرار گرفت.

برنده بزرگ اين انتخابات، مربی بزرگ يونايتدها، سرالكس فرگوسن است كه طی دوران 16 ساله حضورش در اولدترافورد، عنوان بيشترين حضور در ليگ برتر به عنوان مربی را به دست آورده است. اما بهترين سخن گفته شده به كوين كيگان برمی گردد. طی فصل 96 - 1995 كه منچستر و نيوكاسل رقابت شانه به شانه ای برای كسب مقام قهرمانی داشتند، فرگوسن عنوان كرد كه تيم های ديگر در مقابل منچستر بازی بهتری انجام می دهند، در حالی كه در مقابل تيم كيگان ضعيف عمل می كنند.

اين سخنان باعث شد تا سرمربی نيوكاسل به طور كامل آرامش خود را از دست داده و در مصاحبه زنده با skyTV گفت: «من فكر می كنم بهتر است شما نوار بازی را برای الگس فرگوسن بفرستيد، مگر او اين را نمی خواهد؟ من با تمام وجود دوست دارم آنها را شكست دهم. فوتبال در اين كشور صادق است. شايد شما از مسائل خارج شگفت زده شويد ولی نه در اين كشور. من عاشق مغلوب كردن آنها هستم. » نيوكاسل كيگان به رقابت با منچستر ادامه داد و در حالی كه تنها هفت بازی به پايان فصل 96 - 1995 باقی مانده بود، نيوكاسل به آنفيلد سفر كرد. آنها در اين زمان تنها سه امتياز از منچستر يونايتد عقب بودند. در يك بازی پرگل و زيبا، ليورپول به واسطه گل دقيقه 92 استان كاليمور با نتيجه 4 بر 3 نيوكاسل را شكست داد و باعث از بين رفتن اميدهای نيوكاسل شد كه اين مسابقه به عنوان بهترين مسابقه دهه انتخاب شد و بازی منچستريونايتد و تاتنهام كه با نتيجه 5 بر 3 به سود منچستر پايان يافت در دوره دوم قرار گرفت. جايزه «زننده گل» 10 هزار ليگ برتر به مهاجم سابق نيوكاسل و تاتنهام يعنی لس فرديناند تعلق گرفت و گری اسپيد، هافبك نيوكاسل عنوان بيشترين حضور در ليگ برتر را به دست آورد عنوان دروازه بان با بيشترين بازی بدون گل خورده نيز به ديويد سيمن رسيد.

بهترين تيم دهه ليگ برتر

دروازه بان: پيتر اشمايكل

مدافعان: دنيس اروين، مارسل دزايی، تونی آدامز، گری نويل

هافبك ها: ديويد بكام، پاتريك ويرا، پل اسولز، رايان گيگز

مهاجمان: اريك كانتونا، آلن شيرر

منبع: Soccernet


وقتی نخستين بار «پوپه مهدوی نادر» را ملاقات كرديم در تب و تاب تهيه مقدمات سفر بود. سفری كه آغازش هرگز با آمال و آرزوهايش همخوانی نداشت. در آن روزها دغدغه رضايت مسئولان ـ ذی ربط ـ كه گستره ای از بالانشين های ارگان های ورزشی و خيريه را در بر می گرفتند، بزرگترين دغدغه ای بود كه او در سر داشت، دل نگرانی هايی كه حالا ديگر وجود ندارند زيرا او از مركز ثقل بوروكراسی ايرانی فرار كرده. استقلال نظر خانم مهدوی نادر در تدارك و برنامه ريزی سفر قابل تحسين بود. او هرگز زيربار يك سفر تبليغاتی نرفت و اهداف خود را وسيع تر از شعارهای كليشه ای سازمان های دولتی يا فمينيستی قرار داد. با اين وجود علی رغم پيشنهادهای باورنكردنی كه از خارج به دستش می رسيد همواره ترجيح می داد دست ياری از داخل به سويش دراز شود. اما حسرت از دستی كه بخواهد دری بگشايد.

مديران بسياری ارگان های ورزشی كه از شكست سفرش می ترسيدند، خود را نگران سرنوشت او جلوه می دادند اما سردی آنها عملا نشان از اعتمادی داشت كه مديران يقه سفيد از نسل نو ـ و نه فقط بانوان ـ دريغ كرده اند. در حالی كه قرار بود او سفر «صلح و دوستی» را از تهران و با دوچرخه آغاز كند جنگ عراق باعث شد گذر از غرب ايران و تركيه ميسر نشود و نقطه مبدأ تغيير كند. به اين ترتيب پانزدهم فروردين او تهران را با هواپيما به مقصد رم ترك گفت تا آن موج خبری كه حركت او از شهرها و روستاهای كشورمان می توانست به پا كند، از نقطه ای در اروپا يعنی قلب عالم مسيحيت آغاز شود. چهارشنبه هفته گذشته مقامات واتيكان پس از استقبالی گرم او را بدرقه ساختند و «رناتو مارتينو» رئيس شورای پاپ عدالت و صلح كاتوليك ها پشت سر اين دختر ايرانی دعا خواند. پوپه مهدوی نادر كه 30 سال دارد مدت يازده سال با پای پياده گوشه و كنار اين مرز و بوم را درنورديده و پيشتر طی يك مسافرت يك ماهه به تنهايی كشور آفريقای جنوبی را سياحت كرده است. پس از حركت از رم او خاك ايتاليا، فرانسه، آلمان، انگلستان، آمريكا، ژاپن، چين، نيوزيلند، هند و عمان را خواهد پيمود و در ماه اسفند سال جاری سفر 350 روزه خود را در مكه معظمه به پايان خواهد برد. با هم گوشه ای از مصاحبه همشهری با خانم مهدوی نادر را كه در روز جمعه 27 دی 1381 به چاپ رسيده بود، مرور می كنيم.

شما اولين خانمی هستيد كه دور دنيا را به تنهايی نيمی با دوچرخه و نيمی با پای پياده طی می كنيد. آيا اين نوع سفر به خودی خود پيام يا تمثيلی دارد يا اينكه شما پيامی جداگانه هم برای مردم دنيا داريد؟

فارغ از مليت، جنسيت و مذهبم من به دنبال وحدت انسانی هستم و می خواهم انسان ها را به هم وصل كنم. در عين اينكه نمی خواهم حامل يك پيام كليشه ای باشم. اما معرف چيزی هستم كه بدان معتقدم و آن وحدت انسان ها است. می خواهم زمينه ای به وجود آورم كه آدم ها با هم حرف بزنند و نظراتشان را بگويند و همچنين حركتم جرقه ای باشد تا همه آدم ها، به خصوص جوان ها را به سوی آرزوهايشان روانه كند، تا آنها راكد نمانند، تا حركت كنند، تا بدانند كه برای زنده بودن می شود خيلی كارها كرد حالا نه حتما سفر دور دنيا با دوچرخه، تا بدانند می شود جهان را و نشانه های خدا را ديد و پيام او را دريافت كرد. اما اين تمام هدف نيست. در واقع هدف كلی من به سه بخش اساسی تقسيم می شود. نخستين و مهم ترين بخش آن مربوط به خودم است. اول از همه اين سفر يك تجربه شخصی است برای اينكه تكامل پيدا كنم و نشانه های خداوند را ببينم. همان سير آفاق. دومين هدف، طرح يك گفتمان عملی با زنان، دختران و جوانان هر شهر و هر كشور و بازتاب لحظه به لحظه اين گفتمان به ساير مردم دنيا و به ايران است. سومين هدف در راستای فعاليتی است كه از قبل هم داشته ام يعنی جلب حمايت و جمع آوری پول برای بچه های بی سرپرست.

اين اهداف را به چه شكل دنبال می كنيد؟ به مردمی كه در مسيرتان قرار دارند چه می گوييد؟

سفر من يك سفر خانه به خانه است. يك جور دوره كردن زندگی مردمانی كه سر راهم هستند. من قرار است در بين راه نمايشگاه های عكس يا همايش هايی برگزار كنم. البته كارم به هيچ وجه تبليغی نيست و طرحم از گفتمان عملی دقيقا همان چيزی نيست كه الان می گويم، ممكن است جلوتر كه بروم فكرم و طبيعتا سوالاتم تغيير بكنند چرا كه بايد شرايط سفر را بپذيرم. من نه می خواهم راجع به دوچرخه سواری تبليغات كنم، نه درباره زنان، نه ايران يا جهانگردی ايران يا مذهب و هر چيز ديگر. فقط می خواهم با آدم ها صحبت كنم. درباره آمدنشان و اينكه هدفشان از زندگی چيست، چه كار می خواهند بكنند، می خواهم از جوان های كشورهای گوناگون اين سوالات را بپرسم و پاسخشان را بشنوم و بعد برای جوان های ديگر، مردم ديگر تعريف كنم و بالاتر از همه پيام دوستی را برايشان ببرم. نه از طرف كسی يا جايی نه، من اين پيام را سينه به سينه در جهان منتشر می كنم.

از كجا مطمئنيد كه آنها به شما اعتماد كنند؟ شما را بشناسند، حرفتان را گوش دهند، و از همه مهم تر از شما حمايت كنند؟

گمان می كنم نوع سفرم به اندازه كافی توجه مردم را جلب كند و مردم را كنجكاو كند كه خودشان پا پيش بگذارند. مثل همين الان كه بدون هيچ موج خبری خاصی خبر سفرم روی تلكس خبرگزاری ايرنا رفته و در چند روزنامه نقل شده است. روزنامه های ايرانيان مقيم انگلستان و چند شبكه فرانسوی و انگليسی نيز خبرش را بازتاب داده اند. وانگهی من نخستين خانمی هستم كه تنها سفر می كنم. در دنيا داشته ايم زنانی كه جهانگردی نموده اند اما آنها يا در قالب گروه بوده اند يا اينكه مثل من با پای پياده و دوچرخه سفر نكرده اند و يا يك دور كامل نزده اند. به خصوص برای دنيا اين مهم است كه يك خانم از ايران دارد چنين كاری می كند.

شاهد هستيم كه عده ای در نخستين واكنش به سفر شما آن را محال يا دروغ تصور می كنند. خودتان چگونه از كارتان دفاع می كنيد آن هم در حالی كه هنوز سفر آغاز نشده است؟

من برای هر دوی اينها نمی توانم خيلی وقتم را تلف كنم. يكی از آقايانی كه با تجربه هم بودند يك بار به من اصرار می كردند كه عليرغم برنامه ريزی خوب و اراده بالا اين كار برای يك خانم خيلی مشكل است. ايشان اعتقاد داشتند كه اين سفر به سرانجام نمی رسد. ولی من در پاسخشان گفتم كه بايد تلاشم را بكنم و اگر نشد ديگر در توان و اراده من نبوده. اما در مورد دروغ بودنش. هيچ آدمی نمی آيد چنين دروغ سخت و بزرگی را انتخاب كند. در عين حال من صداقتم را و آگاهی ام را به همه كسانی كه لازم بوده اعتمادشان را جلب كنم نشان داده ام قبل از اين دو سفر خارجی داشته ام. در سال 96 در يك برنامه يك ماهه آفريقای جنوبی را با دوچرخه گشته ام اين به غير از يازده سال مداوم صعود به قله های مختلف و ايرانگردی با پای پياده است. در اين مدت بعضی سازمان های فمينيستی با من تماس گرفته اند اما من حاضر نشده ام زير بار يك نوع تبليغات خاص بروم. خوشحال می شوم از اينكه برای زنان و مخصوصا زنان ايرانی راهی باز كنم اما نمی خواهم جنسيت و مليتم اهدافم را تحت الشعاع قرار دهند.

اولين بار كی به فكر چنين سفری افتاديد؟

فكر چنين سفری دو سال قطعی شد ولی هنوز زمانش نرسيده بود، چون يقين دارم اين سفر در زمره مقدرات زندگی ام ثبت شده. يعنی در هر حال بايد صورت می گرفته و فقط بايد زمانش فرا می رسيده. بعضی اتفاقات در زندگی ما هستند كه در موردشان حق انتخاب داريم ولی اين سفر برای من انتخاب اصلی است و جنبه تكاملی دارد. تكامل خودم و سپس ديگران كه به من اعتماد می كنند.


مشخصات

نام رسمی: R-standard Liege
تأسيس: 1898
نام مستعار: سرخ ها
آدرس باشگاه:
Rue de la centrale 2 BE-4000 LIEGE
استاديوم: موريس دوفراشن (30 هزار نفر)
فكس: +3242521466
آدرس اينترنتی:
www.standardliege.com
لباس اصلی: پيراهن قرمز، شلوارك سفيد، جوراب قرمز
مدير باشگاه: رتو اشتيفلر
معاون باشگاه: آلفونس كنستانتين
سرمربی: روبرت واسيج
حامی مالی: Randstad

افتخارات

ـ 8 قهرمانی ليگ بلژيك
ـ 5 جام حذفی
ـ يك جام ليگ
ـ 2 سوپرجام
ـ يك نايب قهرمانی جام در جام اروپا (1982)

تاريخچه

استاندارد يكی از موفق ترين باشگاه های بلژيك توسط دو دانشجوی كالج «سنت سروس» شهر لی يژ در سال 1898 بنيان گذاشته شد. آنها به زودی به قدرت اصلی فوتبال بلژيك تبديل شدند، گرچه تا 1929 فقدان ليگ سراسری مانع از فراگير شدن آوازه استاندارد شد. به هنگام جنگ جهانی اول شهر لی يژ تبديل به ميدان جنگ قوای آلمان و انگليس شد و تبديل به يك ويرانه گشت، به طوری كه استاديوم از بين رفت و 20 بازيكن لی يژ كشته شدند. اين تراژدی می توانست برای هميشه به عمر استاندارد پايان دهد ولی به لطف كمك های مالی «پل هزار» سرمايه دار و سياست مدار اهل لی يژ باشگاه تجديد حيات يافته و ظرف بيست سال بعدی دوباره يكی از قدرت های بلژيك نام گرفت. گرچه جنگ جهانی دوم وقفه ای كوتاه در حركت لی يژ به وجود آورد اما افت تيم های ديگر باعث شد كه استاندارد در فضای بحران زده پس از جنگ بار ديگر به قدرت نخست بلژيك تبديل شود. آنها با پيروزی بر ميشلن نخستين جام حذفی (1954) را بالای سر بردند. چهار سال بعد نخستين عنوان ليگ هم فتح شد تا در آستانه دهه شصت ميلادی لی يژ افتخاراتی را كه شش دهه انتظار می كشيد به دست آورد. بدين ترتيب ربع قرن طلايی استاندارد آغاز شد. دو عنوان سال 63 و 1961 در ليگ ژوپليه و هت تريك قهرمانی در فاصله 71 ـ 1969 اين تيم را در زمره مدعيان فوتبال بلژيك معرفی كرد.

همچنين پس از آغاز رقابت های اروپايی در 1955 استاندارد تا ابتدای دهه 80 كه دچار نزول ناگهانی شد همواره يكی از نمايندگان بلژيك در سه جام معتبر قاره محسوب می شد. در واپسين سال های اقتدار لی يژ در جام برندگان جام اروپا ـ رقابت هايی كه بلژيكی ها هميشه يكی از مدعيان آن بودند ـ با پشت سر گذاشتن پورتو و ديناموتفليس به فينال جام (1982) رسيد كه در آن جا 2 بر يك مغلوب غول كاتالان، بارسا، شد. پيش از اين استاندارد يك بار در سال 1967 به نيمه نهايی جام يوفا رسيده و مغلوب بايرن مونيخ شده بود، ضمن اينكه سه بار هم در جمع هشت تيم برتر جام قهرمانی اروپا قرار گرفته بود. سال های آغازين دهه هشتاد همان گونه كه شاهد رشد فوتبال ملی بلژيك بودند با فجايعی در سطح باشگاهی همراه بودند. پس از فاجعه انسانی استاديوم هيسل در فينال جام قهرمانی اروپا، دومين تراژدی بزرگ بلژيك بحران مالی باشگاه استاندارد لی يژ بود. در حالی كه لی يژ دوران گذار از يك باشگاه ملی به يك قدرت اروپايی را طی می كرد برنامه ريزی غلط منجر به از بين رفتن تيم های پايه و ساير زيرساخت های باشگاه شد به طوری كه دو سال پس از تنها فينال اروپايی شان در سال 1984 آنها ورشكسته شدند. لی يژ نتوانست بر سريال شكست ها فائق آيد و تعويض مكرر مربيان سبب از هم پاشيدن شيرازه تيم شد. باشگاه مابقی دهه هشتاد و بيشتر دهه نود را با بحران دست و پنجه نرم می كرد و سرانجام در سال 2000 با قرار گرفتن در جمع پنج تيم نخست به سطح اول فوتبال بازگشت. فصل بعد لی يژ توانست خود را تا جايگاه سوم بالا كشد و به رقابت های جام يوفا پا گذارد، آن هم پس از شش سال دوری از اروپا. فصل گذشته نيز لی يژ در جای پنجم ايستاد.


رستم دونده

رستم و يارانش اين بار در مالزی ظهور كردند. رستم مالزيايی، برخلاف هميشه نه برای جنگ كه برای صلح فعاليت كرده است. اسم كوچك رستم امروزی محمدعلی است و سمتش سر وزارت ايالت مالاكا مالزی است. او به همراه 59999 نفر ديگر مسيری 5 كيلومتری را انتخاب كردند و اين مسير را برای صلح دويدند. هدف آنها از دويدن، جمع آوری كمك های مالی برای قربانيان جنگ در عراق بوده است. رستم پس از دويدن به خبرنگاران گفته: «اين ايالت تاكنون 56 هزار دلار برای كمك به خانواده قربانيان جنگ عراق جمع آوری كرده است. »

ويلای آقای وزير

بازی های المپيك 2004 آتن يك وزير يونانی را بلعيد. او، اوانجلوس مالسيوس وزير رفاه عمومی يونان بود كه به دليل شايعه اعمال نفوذ و لابی برای عقد قرارداد امنيتی بازی های المپيك استعفا كرد و كاستاس سيميتيس، نخست وزير، آن را پذيرفت. براساس اطلاعات روزنامه های يونانی مالسيوس با استفاده از قدرت خود موجب پيروزی شركت سايك در مناقصه سيستم های امنيتی بازی های المپيك آتن شده است كه نيمه ماه مارس انجام شد. در مقابل لطف آقای وزير، شركت آمريكايی سايك يك منزل ويلايی مجلل در شهر آتن به او هديه كرده است. البته با توجه به مبلغ قرارداد كه 255 ميليون يورو بود، چنين رشوه ای می ارزد. شك همگان نسبت به آقای وزير زمانی جدی شد كه مدت زمان زيادی برای عقد قرارداد تلف شد كه حتی موجب اعتراض كميته بين المللی المپيك قرار گرفت. البته مالسيوس تمام اين ادعاها را رد كرده و آن را توطئه خوانده است. عمده رقيب شركت سايك، شركت فرانسوی ـ آمريكايی تالس ـ رتيئون بود.

ورزش فروشی

امسال 1200 واحد از 6 هزار مكان ورزشی دولتی به صورت اجاره و اجاره به شرط تمليك به نهاهای عمومی غيردولتی و خصوصی واگذار می شود. تقی زاده معاون اشتغال و توسعه مشاركت های سازمان تربيت بدنی مدعی شده است كه سال گذشته 24 ميليارد تومان سرمايه گذاری توسط بخش خصوصی در ورزش شده و به همين اندازه هم به سرمايه گذاران از سوی دولت وام داده شده است. در پی اين سرمايه گذاری و حمايت، 593 هزار مترمربع عرصه و 276 هزار مترمربع اعيانی به فضاهای ورزشی كشور افزوده شده است. از جمله نتايج ورود بخش خصوصی در حيطه ورزش، ايجاد 20 هزار فرصت شغلی است. تقی زاده مدعی شده كه اگر حمايت های دولتی از اين امر انجام شود، اين تعداد به 50 هزار نفر خواهند رسيد.

بانوان زورخانه ای در راهند

كمی خودتان را كنترل كنيد. خنده ندارد، اين هم يك خبر جدی است مثل بقيه خبرها. يك خانمی پيدا شده كه به ورزش باستانی علاقه مند است. اين همان چيزی است كه در برخی فيلم ها به طنز كشيده شده ولی قسمت جالب قضيه وقتی است كه بدانيد اين خانم می خواهد يك زورخانه برای خانم ها تأسيس كند. اگر روحتان از خواندن اين خبر شاد شد، به بخش ديگرش توجه كنيد كه قرار است پس از نت برداری از ريتم های مختلف ورزش باستانی، فدراسيون ورزش های باستانی كلاس های مختلف آموزش مرشدی و اجرای حركات را برگزار كند. حالا چشمانتان را ببنديد و فرض كنيد در گود زورخانه به جای چند مرد سبيل كلفت كه كمی شكم هايشان برآمده است، خانم ها داخل گود ورزش می كنند. البته هيچ اشكالی ندارد. ما می توانيم به تمام دنيا ورزش زورخانه ای بانوان را صادر كرده و حتی كاری كنيم كه مسابقاتش به المپيك وارد شود. اين ورزش برای خانم ها بسيار سودمند است، به طور مثال فكر نكنيد كه شكم بانوان ـ درست مثل آقايان ـ در اين ورزش بزرگ می شود. دليل؟ صحبت دكتر سجادی، رئيس فدراسيون ورزش های باستانی را بخوانيد: «شناهای مختلف زورخانه ای از هرگونه انباشت چربی در ناحيه شكم و آرتروز گردن جلوگيری می كند و مدعی هستيم كه ورزش باستانی يكی از ورزش های بدنساز است و تمام چربی های زائد بدن را از بين می برد. » اين حرف را بگذاريد كنار آنچه كه از ورزشكاران رشته باستانی در تلويزيون می بينيد، آن وقت درك خواهيد كرد كه ورزش باستانی با حركات سنگين و كاملا مردانه اش چقدر برای خانم ها می تواند مفيد باشد.

شمشيرهای غلاف شده

فكر كنيد قرار باشد يك شبه 2 هزار سال به عقب برگرديم، در تمامی جنگ های ايران و روم شكست خواهيم خورد. دليل آن ناتوانی ايرانيان امروز در شمشيربازی است. فدراسيون شمشير بازی ايران از قرار معلوم كارهای عجيب و غريبی برای پيشرفت انجام می دهد، به طور مثال مربی خارجی استخدام می كند، آن وقت در زمان برگزاری مسابقات دبير فدراسيون به جای او به سفر می رود. مسابقات انتخابی تيم ملی و شايستگی هم كه بيش از انتظار به نظر می رسد. يك پيشكسوت شمشير بازی می گويد: «نفر اول نوجوانان رشته فلوره با توجيه اينكه نوبت حضورش در تيم ملی فرا نرسيده، مورد انتخاب مربيان قرار نگرفت. ساير نفرات نيز بدون برگزاری مسابقات انتخابی در تركيب تيم قرار گرفتند. » پاشاپور در بخش ديگری می گويد: «تاكنون فدراسيون پاسخ قانع كننده ای در مورد استعفای دسته جمعی ملی پوشان شمشيربازی قبل از شركت در مسابقات بوسان ارائه نكرده است و تنها بالا بودن سن بازيكنان را مطرح كرده، در حالی كه چهار نفر از اين بازيكنان ،22 ،17 21 و 23 سال داشتند. »



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو