Persian Archive

• آدم ها و آهن ها
• متحدام تفنگداران ارتش آمريكا
• داغ قابيل بر پيشانی بشريت
• شكست در كلونينگ
• جلوگيری از نارسايی بافت عصبی
• اسكن فرآيند غمخواری
• محصولات كلون شده بی خطر


كيوان فيض اللهی: بوش در هفدهم مارس ضرب الاجل 48 ساعته ای برای صدام حسين تعيين كرد تا يا عراق را ترك كند يا اينكه ايالات متحده همراه با نيروهای متحد عمليات نظامی گسترده ای عليه رژيم بغداد آغاز خواهد كرد. پايان اين ضرب الاجل به وقت آمريكا ساعت 8 بعدازظهر بود كه سرانجام با يك ساعت و نيم تاخير عمليات جنگ خليج دوم در ساعت نه و سی دقيقه بعدازظهر نوزدهم مارس آغاز شد. به گزارش روزنامه واشنگتن پست پرزيدنت بوش فرمان جنگ را در ساعت شش و نيم بعدازظهر نوزدهم مارس امضا كرد. ساعت نه و سی و چهار دقيقه همان روز (پنج و سی و چهار دقيقه بامداد بيستم مارس به وقت بغداد) نيروهای ايالات متحده و بريتانيا آتش جنگ را با شليك 40 موشك كروز و دو فروند هواپيمای F-117 از هشتمين اسكادران جنگنده نيروی هوايی، شعله ور كردند. در اين عمليات موسوم به «شوك و وحشت» بايد حملات هوايی و موشكی آغازين با چنان قدرت و گستردگی انجام می شد تا امكان هر گونه واكنش منطقی از نيروهای عراقی سلب شود. كمتر از دو ساعت پس از پايان ضرب الاجل تعيين شده صدای آژير حملات هوايی در بغداد به گوش می رسيد. كمی بعد پرزيدنت بوش در نطقی عمومی اعلام كرد نيروهای متحد وارد مرحله آغازين عملياتی شدند كه به منظور خلع سلاح عراق، آزادی مردمش و دفاع از دنيا در برابر خطری بزرگ، انجام می شود. اين عمليات برای نيروهای انگليسی با اسم «عمليات هدفمند» و برای سربازان استراليايی با عنوان «عمليات قوش باز» مشخص شده بود. براساس گزارش پنتاگون اهداف نظامی عمليات آزادی عراق، لقبی كه آمريكايی ها به آن اطلاق می كنند، به شرح زير است: نخست پايان بخشيدن به كار رژيم صدام حسين. دوم شناسايی، پاكسازی و نابودی سلاح های كشتارجمعی عراق. سوم جست وجو برای دستگيری و بيرون راندن تروريست ها از كشور. چهارم جمع آوری اطلاعات مربوط به شبكه های تروريستی. پنجم جمع آوری اطلاعات مشابه مربوط به شبكه جهانی سلاح های ممنوع كشتارجمعی. ششم پايان بخشيدن به تحريم ها و تحويل بلادرنگ كمك های بشردوستانه به آوارگان و نيازمندان. هفتم محافظت از منابع و ميدان های نفتی عراق و سرانجام كمك به مردم عراق برای ايجاد شرايط گذار به سوی تشكيل يك دولت مردمی. در عمليات آزادی عراق نيروی عمليات ويژه (گزارش كاملی از يكی از واحدهای اين نيرو در روزنامه همشهری مورخ پنجم مرداد 1381 چاپ شد) بزرگ ترين عمليات خود پس از جنگ ويتنام را به نمايش گذاشتند.

در حالی كه بسياری از اين نيروهای ويژه،آمريكايی هستند، بريتانيا و استراليا نيز سهم كوچكی در آن دارند. اين نيروها در شمال عراق نقشی حياتی ايفا كردند. در واقع نيروی عمليات ويژه مسئول حمله به شماری از اهداف مهم مثل فرودگاه، پايگاه های سلاح های كشتارجمعی و مراكز سرفرماندهی و نيز مهيا كردن شرايط برای ورود تيپ صد و هفتاد و سوم هوابرد به شمال عراق بود. در جنوب نيز نيروهای ويژه علاوه بر كمك به نيروهای عادی عهده دار انجام عمليات مشترك با برخی از عناصر شيعی بودند. براساس اظهارات مقامات ارشد نظامی آمريكا، نيروهای عمليات ويژه در عراق شايد زير سايه بی توجهی قرار گرفتند اما سهم شان در اين جنگ از كماندوهای هر يك از عمليات نظامی عادی در تاريخ ايالات متحده بيشتر است. به گفته سرلشكر استنلی مك كريستال (S.MCehrystal) معاون عمليات نيروهای مشترك «ماموريت های نيروی عمليات ويژه در جنگ فعلی عراق گسترده تر از تمام عملياتی است كه تاكنون ديده ام. » وی می افزايد سربازان عمليات ويژه با كردهای مخالف صدام در شمال همكاری می كنند. آنها تلاش می كنند بيابان غربی عراق را از وجود موشك اندازهای اسكاد كه می توانند اسرائيل را هدف قرار دهند، پاك كنند. همچنين بنا به اظهارات وی آنها مشغول انجام ماموريت هايی سری در اطراف بغداد هستند كه گفته می شود قصد دارند تا دانشمندان هسته ای عراق را ترور كنند. قسمت دوم سريال جنگ خليج برخلاف 12 سال پيش با هجوم آپاچی ها آغاز نشد اين بار موشك های كروز اولين گروه از مهاجمان بودند كه وارد خاك عراق شدند.

موشك های كروز تاماهوك از چهار كشتی جنگی دونالد كوك، ميليوس، بانكر هيل و كاوپنز و همچنين دو زيردريايی چين (Cheyene) و مونت پليه شليك شدند. تاماهوك يكی از انواع موشك های كروز است كه می تواند در هر شرايط آب و هوايی برای اصابت به اهداف روی زمين، از كشتی يا زيردريايی شليك شود. پس از شليك BGM-109 5/56 متری با وزنی بين 1192/5 تا 1440 كيلوگرم، يك پيشرانه جامد تا وقتی كه موتور توربوفن كوچك آن هدايت پرواز را به عهده گيرد، آن را به جلو خواهد برد. بنا به اظهارات كارشناسان، تاماهوك يكی از مقاوم ترين موشك ها است. به خاطر قطر كم و ارتفاع پايين پرواز، رهگيری اين موشك با رادار بسيار دشوار است. همچنين رديابی آن با استفاده از سنسورهای حرارتی نيز آسان نخواهد بود، چرا كه حرارت توليد شده توسط موتور توربوفن آن بسيار كم است. اين سيستم نيز مشابه بسياری از موشك ها و بمب های امروزی به گيرنده GPS مجهز است. در مدل های پيشرفته آن سيستم هايی چون همبستگی نوری ديجيتالی مطابقت محل و كنترل زمان رسيدن به هدف نيز به چشم می خورد. كلاهك اين موشك 1/400/000 دلاری از نوع 450 كيلوگرمی معمولی است. گفته می شود در همان ساعات اوليه جنگ و پس از شليك موشك های كروز، دو يا چهار بمب GBU-27 نيز عليه اهدافی در بغداد مورد استفاده قرار گرفت. بمب هدايت شونده GBU-27 نسخه ای از بمب GBU-24 است كه به منظور استفاده در هواپيمای جنگنده پنهان F117 اصلاح شده است. مسئول پرتاب در هواپيما هدفی را با نشانه گير ليزری مشخص می كند و سپس بمب به سوی نقطه ای از هدف كه انرژی ليزر را منعكس می كند، هدايت می شود. اين بمب برای مقابله با اهداف مستحكم به يك كلاهك 900 كيلوگرمی رخنه گر مجهز شده است. از اين بمب در عمليات طوفان صحرا در سال 1990 نيز استفاده شد. بنا به اظهارات نيروی هوايی GBU-27 70 درصد از اهدافش را ويران می كند. اين بمب به طور خاص برای سيستم پيشرفته نشانه روی و تعيين حركت هدف هواپيما F117 طراحی شده است. اين بمب 250 كيلوگرم مهمات با قابليت انفجاری بالا حمل می كند و می تواند 1/8 متر در بتون مسلح نفوذ كند. هواپيمايF117 می تواند دو بمب GBU-27 را در دو محفظه مجزا حمل كنند و قادر است هدفی به اندازه يك متر مربع را از فاصله 7500 متری مورد اصابت قرار دهد. قيمت هر كدام از اين بمب ها بين 55 تا 110 هزار دلار تخمين زده می شود.

بنا به گفته مقامات رسمی نيروی هوايی اولين هواپيماهای مهاجم در جنگ اخير F18/A هورنت ها بودند كه از ناو هواپيمابر USS Constellation برخاستند و قسمت هايی از بصره را بمباران كردند. 14 ناو هواپيمابر ايالات متحده در سراسر جهان پراكنده هستند كه در مواقع لزوم از پايگاه هايشان به سوی ميادين جنگ رهسپار می شوند. در واقع اين ناوها از نمادهای قدرت ايالات متحده به شمار می روند. تمامی ناوهای هواپيمابر ارتش ايالات متحده در جنگ اخير از دو دسته نيميتس (CVN) و كيتی هاوك (CV) تشكيل شده اند. ناوهای آبراهام لينكلن، تئودور روزولت، هری. اس. ترومن و نيميتس از دسته اول و ناوهای كيتی هاوك و كانستليشن از دسته دوم هستند. تمامی اين ناوها از مشخصات عمومی يكسانی مثل ظرفيت حمل 85 هواپيما 332/850 متر طول و چهار آسانسور برای انتقال هواپيماها به باند پرواز، برخوردارند. همراه با هركدام از اين ناوها يك گروه رزمی متشكل از كشتی های جنگی و قايق های كوچك تر نيز وارد ميدان جنگ می شود. يكی از رايج ترين هواپيماها كه بر عرشه ناوهای نيروی دريايی ايالات متحده ديده می شود، هواپيمای F18/A هورنت است. هورنت هواپيمای مافوق صوتی است كه در دو مدل تك نفره A و C و دو مدل دو نفره B و D طراحی شده است. اين هواپيما قادر است در تمام شرايط آب و هوايی مأموريت هايش را به خوبی انجام دهد و در حين عمليات سوخت گيری كند. اين هواپيمای چند مأموريته می تواند هم از پايگاه های زمينی و هم از ناوهای هواپيمابر بلند شود. F18/A نقش های متعددی از جمله برتری هوايی، اسكورت هوايی، انهدام پدافند هوايی دشمن، شناسايی، كنترل هوايی پيشرو، پشتيبانی هوايی نزديك و عميق و مأموريت های جست وجو در شب و روز در صحنه های جنگ ايفا می كند. اين هواپيما به منظور جانشينی هواپيماهای F-4 فانتوم نيروی هوايی ايالات متحده ساخته شد. هورنت ها اولين هواپيمای تاكتيكی هستند كه از قابليت نصب و حمل هر دو نوع موشك هوا به هوا و هوا به زمين برخوردارند.

ساعاتی پيش از اين حملات دامنه دار و شديد نيروهای متحد، فعاليت نيروهای عمليات ويژه در خاك عراق آغاز شده بود. آنها سعی كردند با نيروهای مخالف صدام ارتباط برقرار كنند و در مورد اهدافی مثل موشك اندازهای متحرك زمين به زمين، تحركات شخصيت های كليدی رهبری عراق و ميدان های نفتی اطلاعات به دست آورند. پس از حملات آغازين، هواپيماهای نيروی متحد از ناو آبراهام لينكلن و ديگر ناوها در خليج فارس و دريای مديترانه به سوی بغداد حركت كردند. در پاسخ به حملات آغازين نيروهای متحد، ارتش عراق اقدام به شليك سه موشك كروز CSSC-3 و دو موشك ابابيل كرد كه از اين تعداد يك موشك كروز در نزديكی كمپ كماندوهای آمريكايی در كويت فرودآمد و هر دو موشك ابابيل نيز با موشك های پاتريوت PAC-3 منهدم شدند. سيستم توانايی پيشرفته پاتريوت با علامت اختصاری PAC-3 كه در جنگ اخير به كار رفته است، موشك زمين به هوای پيشرفته هدايت شونده ای است كه در سيستم دفاعی به كار می رود. در واقع مدل PAC-3 نسبت به سيستم های پيشين پاتريوت به ميزان قابل توجهی ارتقا يافته است. با وجود رادارهای پيشرفته و ايستگاه كنترل زمينی، رهگير PAC-3 می تواند محدوده ای هفت برابر بزرگ تر از پاتريوت های اوليه را تحت پوشش خود بگيرد. ارزيابی و آزمايش عملی ابتدايی اين سيستم در سال 2002 آغاز شد. در اوايل سال 2000 هزينه هركدام از موشك ها در حدود 4 ميليون دلار بود كه تا سال 2002 اين رقم به نصف كاهش يافت. اگرچه موشك پاتريوت در سال 1990 از يك سيستم ضدهواپيما به ضدموشك ارتقا يافت اما در جنگ خليج اول از آن برای انهدام موشك های اسكاد عراقی استفاده شد. پس از پايان جنگ خليج اول سيستم پاتريوت همواره در جنوب غربی آسيا مستقر بود. در دومين روز جنگ حملات هوايی گسترده ای با استفاده از هواپيماهای B-B1، B2 شبح پنهان، B52 دژ پرنده. F117 شاهين شب، F15 عقاب، F16 شاهين جنگنده و ساير هواپيماهای نيروهای متحد آغاز شد. همان روز يك فروند هواپيمای بدون سرنشين RQ-1 درنده، با استفاده از موشك (آتش جهنم AGM-114K (II پدافند هوايی متحرك عراق را نابود كرد. با پايان يافتن آن روز هر 20 هواپيمای برخاسته از تئودور روزولت به عرشه ناو بازگشتند.

در مورد تعداد اين نيروها در جنگ اخير اطلاعات دقيقی وجود ندارد اما به گفته مقامات رسمی ارتش آمريكا تعداد آنها در حال حاضر بيشتر از هر جنگ ديگری است. البته با توجه به عملكرد فوق العاده اين نيروها در افغانستان، حضور پررنگ آنها در جنگ خليج دوم دور از انتظار نبود. دوم آوريل نيروی هوايی آمريكا در جريان حمله به واحدهای زرهی گارد جمهوری از سلاح مرگبار جديدی موسوم به بمب های خوشه ای هدايت دقيق استفاده كرد كه تنها در يك حمله دوازده خودروی نظامی را رديابی و ويران كرد. هواپيماهای B52 شش بمب هدايت دقيق را به محلی بردند كه از آنها برای مقابله با يك ستون از تانك های گارد جمهوری كه در حال پيشروی به سوی سربازان آمريكايی بودند، استفاده شد. بمب های CBU-105 كه تنها شش سال پيش از اين ساخته شده بودند تاكنون هرگز در هيچ جنگی مورد استفاده قرار نگرفته بودند. در سوم آوريل مقامات رسمی مركز فرماندهی ايالات متحده استفاده از بمب های پيشرفته ای در روز گذشته را رسما تاييد كرد. اما در مورد خسارات وارده يا محل فرود بمب ها هيچ گونه اطلاعاتی اعلام نكردند. هر كدام از اين بمب هايی كه عليه تانك های گارد جمهوری به كار رفت شامل 10 بمب كوچك تر است كه بر فراز ميدان جنگ رها می شوند. سپس بمب های كوچك تر بی درنگ چهار كلاهك ضدزرهی را آزاد می كنند كه سنسورهای مادون قرمز آن می تواند محل اهداف را بر فراز منطقه ای به وسعت 120 هزار متر مربع مشخص كند. گفته می شود سنسورهای CBU-105 حرارت موتور خودروها را حس و به سوی آنها حركت می كند.

يكی ديگر از نكات جالب توجه در مورد اين بمب ها، تكنولوژی مقابله با باد است كه باعث می شود در شرايط ناسازگار جوی و وزش باد نيز دقت بمب ها حفظ شود. اين بمباران در طول عمليات آزادی عراق به حدی دقيق و موفق بود كه تحسين مقامات وزارت دفاع آمريكا را برانگيخت. اخيرا اين سيستم 354 هزار دلاری ارتقا يافته است تا بتواند از هواپيمايی در ارتفاع بالغ بر 12 هزار متری به دقت رها شود. در خلال جنگ خليج سال ،1991 61799 بمب خوشه ای از هوا رها يا از توپخانه و راكت اندازها شليك شد. تيم تحقيقاتی كويت هر ساله برای يافتن و نابودی 2400 عدد از بمب های عمل نكرده اقدام می كند. به هر حال بمب های CBU-105 بدون اتخاذ چنين ريسكی عليه تانك های عراقی استفاده شدند. بمب های خوشه ای هوشمند علاوه بر سيستم هدايت دقيق از ابزارهای انفجار خود به خودی نيز سود می برند كه از باقی ماندن مهمات عمل نكرده پس از حمله جلوگيری می كند. با نگاهی موشكافانه به وقايع اين جنگ 21 روزه، برتری نيروی ايالات متحده و متحدانش به روشنی ديده می شود و هر روز كه از آغاز جنگ پيش برويم با مقاومت كمتر نيروهای عراقی مواجه می شويم. اين مسئله سوای ابهاماتی مبنی بر تبانی صدام با مقامات آمريكايی سوالی را مطرح می كند كه به راستی توان نظامی عراق چقدر بود؟ در ابتدا ارتش عراق در سال 1922 شكل گرفت و سپس با روی كار آمدن صدام حسين دچار تحولات فراوانی شد. صدام با به خدمت گرفتن دو ميليون سرباز كه در بر گيرنده 80 درصد از مردان بين 18 تا 34 ساله عراقی بود و نيز خريد مقادير فراوان جنگ افزار كه بخش عمده ای از اتحاد جماهير شوروی وارد شده بود، چهارمين ارتش زمينی مقتدر جهان را تشكيل داد. اما در جنگ های پياپی به ويژه در جنگ خليج اول در سال 1991 بسياری از تجهيزات نظامی عراق نابود شدند و به ميزان قابل توجهی از توان دفاعی اين كشور كاسته شد.

تحريم های اقتصادی پس از جنگ نيز مانع تجديد قوای عراق شد. به نظر می رسد يكی ديگر از عواملی كه باعث شد تا ارتش عراق كمتر از آنچه بود نشان داده و توانايی آن را كاهش دهد عدم امكان استفاده در عراق از امكانات موشكی و نيروی هوايی اش بود. در واقع با وجود هفت ناو هواپيمابر ايالات متحده كه به نوعی خاك عراق را محاصره كردند و سيستم موشك های پاتريوت، امكان هرگونه مانور هوايی از ارتش عراق سلب شد و تنها دل به نيروی زمينی اش بست. اما با حملات هوايی دامنه دار نيروهای متحد كه به كمك تكنولوژی های مدرن با دقت بالايی انجام می شد، نيروی زمينی عراق نيز زمين گير شد. به هر حال اين عمليات موسوم به «شوك و وحشت» عملكرد نسبتا خوبی داشت. در جنگ ويتنام نيروی هوايی ايالات متحده طی 20 سال ميليون ها تن بمب بر سر دشمنان آمريكا فرو ريخت اما توفيقی به دست نيامد. نيكسون در اين باره می گويد ما طی اين سال ها در خاك ويتنام تنها گودال های بی شماری حفر كرديم. با اينكه تفاوت فاحش مدت جنگ در ويتنام و جنگ خليج دوم به عوامل زيادی از جمله عدم وجود ابرقدرتی مثل اتحاد جماهير شوروی و بسياری مسائل سياسی و روابط بين المللی و نيز شرايط اقليمی بستگی دارد. اما يكی از دلايل، به كارگيری تكنولوژی در جنگ افزارها و توجه به اين نكته است كه تنها برتری در ميزان تسليحات ضامن پيروزی نيست. در واقع درصد اصابت موفق بمب ها و موشك ها به اهداف تعيين شده اهميت دارد. در آمارهای مربوط به جنگ خليج اول نيز با درصد زيادی از بمب ها و موشك های عمل نكرده مواجه می شويم كه اين مقدار نيز در جنگ اخير تا حد زيادی كاهش يافته است. با همه اين احوال در اين جنگ نيز شاهد خطاهايی در عملكرد جنگ افزارها از جمله حمله به مواضع خودی و اهداف غيرنظامی بوديم. در حقيقت اين خطاها جزء لاينفك اصول مهندسی در هر زمينه ای است. در طراحی و ساخت هر سيستمی عوامل بسياری از جمله محدوديت های ساخت، مواد اوليه و پديده های پيش بينی نشده وجود دارند كه باعث می شود هيچ گاه به ضريب اطمينان 100 درصد نرسيم.

به هر حال اولين صحنه زشت جنگ در هزاره سوم از لحاظ تكنولوژی چشم گير بود. اما مطمئنا در جنگ های آينده با تكنولوژی های پيشرفته تری روبه رو خواهيم شد. يكی از سلاح هايی كه تا پيش از جنگ احتمال استفاده از آن می رفت و به بحث داغ كارشناسان نظامی بدل شده بود.E-BOMB يا بمب الكترومغناطيسی بود. با اينكه در اين بمب از تكنولوژی خيلی پيچيده ای استفاده نشده است اما اساسا با آنچه تاكنون در صحنه های جنگ، ديده ايم متفاوت خواهد بود. اين بمب كه در رديف جنگ افزارهای غيركشنده موازنه ای قرار می گيرد، هيچ گونه تلفات جانی مستقيم به بار نخواهد آورد و تنها تكنولوژی، صنعت و تمدن كشوری را به 200 سال قبل برمی گرداند. در واقع با انفجار اين بمب در هوا امواج الكترومغناطيسی منتشر می شود كه تمامی سيستم های الكترونيكی و الكتريكی را از كار می اندازد. با توجه به اينكه محدوده اثر اين جنگ افزار بسيار وسيع است، آينده فوق العاده ترسناكی را برای جنگ های بعدی به تصوير می كشد. اساسا روند تكنولوژی در پيشرفت جنگ افزارها به سويی حركت می كند تا تلفات جانی كمتری به بار آورد. اما اين به هيچ وجه به معنی در امان ماندن نيست. از سوی ديگر بحث تسليحات هسته ای كه در دوران جنگ سرد اوج گرفت هنوز به شدت و با علاقه از سوی ارتش های قدرتمند جهان دنبال می شود. خاصيت غيركشنده بودن در توسعه اين نوع از سلاح ها نيز مورد توجه قرار گرفته است. تحقيقات و آزمايش های اخير برای طراحی كلاهك های هسته ای رخنه گر كه برای انهدام انبارهای زيرزمينی طراحی شده اند شاهدی بر اين مدعاست. اين كلاهك ها به نوعی طراحی شده اند تا پس از نفوذ به عمق بيش از 100 متر در زمين يا بتون مسلح، منفجر شوند تا به نوعی اثرات انفجار هسته ای زير زمين مدفون شود. اما دو نكته اين مسئله را تحت الشعاع قرار می دهد. اول آنكه آيا تشعشعات هسته ای نيز زير خاك مدفون می مانند و پيامدهای زيست محيطی ويرانگر آن به سطح زمين نخواهد رسيد؟ و ديگر اينكه آيا اساسا می توان كلاهكی با چنين توان نفوذی ساخت. اما نگرانی ديگری كه از توسعه روزافزون جنگ افزارها ناشی می شود اين است كه رهبران نظامی و طراحان اين جنگ افزارها در مواقعی كه تكنولوژی قادر به نجات جان افراد نيست چقدر به ويژگی غيركشنده بودن جنگ افزارها پايبند خواهند ماند.

ماشين خويريزی پيشرفته

تكيه گاه ده ها هزار نفر از سربازان ارتش آمريكا كه اخيرا به عراق هجوم برده اند، پيشرفته ترين تسليحات و جنگ افزارهای جهان است كه از تلفيق آخرين فناوری های رزمی و آتشباری بی حد و حصر حاصل شده است.
1 - نسل جديد هليكوپترهای آپاچی كه اخيرا ارتقای سيستم يافته اند به رادارهايی مجهز شده اند كه می توانند بيش از 120 هدف مختلف را شناسايی و دسته بندی كنند، هويت 16 تا از خطرناك ترين اهداف را تشخيص داده و اطلاعات نظامی جمع آوری شده را به ساير هواپيماها و بالگردها اطلاع داده و راسا اقدام به تهاجم كند. تمام اين فرآيندها در مدتی كمتر از 30 ثانيه صورت می گيرد.
طول: 17/7 متر
بيشينه سرعت: 273 كيلومتر بر ساعت
قيمت: 14 ميليون دلار
سرنشين: 2 نفر (خلبان ـ كمك خلبان)
2 ـ محل نصب رادار
3 ـ خلبان
4 - كمك خلبان ـ مسلسل چی
5 - هشت موشك ضدزرهی آتش جهنم «Hell Fire » زير هر باله هليكوپتر نصب می شود.
6 - مسلسل 30 ميلی متری
7 - تانك اصلی
تانك M1ABRAMS، مجهز به دوربين های تصويربرداری حرارتی، ديد در شب و هدف يابی كامپيوتری است. M1 پيشرفته ترين ـ و البته مهلك ترين ـ تانك جهان است.
طول: 9/8 متر
بيشينه سرعت: 68 كيلومتر بر ساعت
قيمت: 4/3 ميليون دلار
سرنشين: 4 نفر (فرمانده، راننده، توپچی، خدمه بارگذاری خرج)
8 ـ سكوی پرتاب موشك:
سرنشينان M270 قادرند بدون آنكه از كابين خارج شوند 12 موشك زمين به زمين را در مدتی كمتر از يك دقيقه شليك كرده و سپس به حركت در آيند. اين سكو طوری طراحی شده است كه می تواند موشك ها را تا زاويه 60 درجه پرتاب كند.
طول: 6/9 متر
بيشينه سرعت: 64 كيلومتر بر ساعت
قيمت: 2/3 ميليون دلار
سرنشين: 3 نفر (سرپرست، توپچی، راننده)
9 ـ صفحه شناسايی
در دوربين های تصويربرداری حرارتی ساير تانك های ايالات متحده به صورت «لكه سياه» ديده شده و بنابراين از هدف قرار گرفتن توسط نيروهای خودی جلوگيری می كند.
10 - تفنگ خودكار كاليبر 50
11 - دوربين اصلی مسلسلچی
12 - تفنگ خودكار 7/62 ميلی متری
13 - اسلحه 120 ميلی متری
14 - توپ هاويتزر
توپ پيشرفته M109PALADIN می تواند گلوله ای 155 ميلی متری را تا مسافتی حدود 30 كيلومتر پرتاب كند.
سيستم تهويه بسيار پيشرفته تعبيه شده از جان سرنشينان در مقابل حملات شيميايی محافظت می كند.
طول: 9/75 متر
بيشينه سرعت: 56 كيلومتر بر ساعت

قيمت: 1/8 ميليون دلار

سرنشين:4 نفر(فرمانده، راننده، توپچی، خدمه بارگذاری خرج)

15 ـ حسگر ديد زيرقرمز جلويی

16 ـ واحد شناسايی و تشخيص نوری هدف

17 ـ حسگر ديد در شب خلبان
18 - خودروی زرهی جنگنده

خودروی M2BRADLEY علاوه بر آنكه می تواند گروه هايی از سربازان را به ميدان نبرد منتقل كند، انبار تجهيزات نيز هست، در عين حال اين قابليت را دارد كه 200 گلوله نفوذگر را طی يك دقيقه شليك كند يا تانك ها را توسط موشك ضد تانك مورد هدف قرار دهد.

طول: 6/5 متر
بيشينه سرعت: 72 كيلومتر بر ساعت
قيمت: 3/2 ميليون دلار
سرنشين: 9 نفر (فرمانده، توپچی، راننده و 6 مسافر)


ترجمه زينب همتی:‌ ارتش آمريكا برای مقابله با حمله بيولوژيك و شيميايی توسط عراق از كبوترها استفاده كرد. پراكنده كردن تعدادی كبوتر در صحرای كويت اگر چه باعث خنده عده ای شد اما ارتش آمريكا به طور جدی تاكيد بر استفاده از اين پرندگان در حمله عليه عراق داشت.

دان والاس (D.Wallace) كه مسئول تجهيزات نيروهای متحد در مقابل حملات هسته ای و ميكروبی عراق است می گويد: «كبوتران نسبت به انسان دارای حسگرهای بيشتری هستند. » كبوتران نسبت به انسان ها دارای حساسيت بيشتری به عوامل شيميايی و مواد تاثيرگذار بر روی سيستم عصبی هستند. در گذشته هم از قناری ها برای هشدار دادن به كارگران معدن در مقابل گازهای منفجرشونده استفاده می شد. در حال حاضر نيز كبوتران با اهدای زندگی خود به ارتش آمريكا كمك كرده اند.والاس در ادامه افزود: «ما برای هر حسگر حدود 12 هزار دلار هزينه می پردازيم در حالی كه هزينه هر پرنده 60 دلار بوده است و با جايگزين كردن پرندگان به جای حسگرها می توانيم مطمئن باشيم كه حسگرهای پرندگان نسبت به وسايل مكانيكی به دور از اشتباه باشند. بنابراين ضروری بود كه ابتدا آموزش های لازم برای نگهداری از اين پرندگان به تعدادی از افراد داده شود. »

گر چه ارتش آمريكا يا نيروهای انگليسی از كبوتران در جنگ عليه عراق استفاده كردند اما به طور مشخص تاريخچه ای از نقش ارتش آمريكا يا نيروهای انگليسی برای كمك به مردم در جنگ موجود نيست.در يونان و روم باستان از كبوتران برای بردن خبر پيروزی يا شكست استفاده می شد. در جنگ جهانی اول و دوم نيز پيغام ها از طريق كبوتران از خطوط دشمن عبور داده می شد. در گذشته حتی عده ای از افراد برای به استثمار درآوردن پرندگان جايزه تعيين می كردند. وليكن در حال حاضر وظيفه آنها كاملا متفاوت است. رابرت گابويچ (R.Gabrych) يكی از افسران ارتش آمريكا می گويد: «كبوتران برای ما مفيدند زيرا دوز مواد سمی مهلك آنها برای ما كشنده نيست و اميدواريم كه اين پرندگان به ما هشدارهای واقعی را بدهند. »به اولين گروه تفنگدار، 40 پرنده داده شده بود تا از آنها در نقاط مشكوك و در اردوگاه های صحرايی استفاده كنند.

دولت ايالات متحده معتقد است كه صدام حسين مقدار زيادی از تجهيزات نظامی خود كه مطابق قطعنامه سازمان ملل متحد، متعهد شده بود منهدم كند را پنهان كرده است. به همين دليل برای نابودی اين سلاح ها هزاران نفر از نيروهای آمريكايی و انگليسی به دولت عراق حمله كردند. نيروهای زمينی ارتش آمريكا برای مقابله با حملات شيميايی مجهز به ماسك های ضدگاز، لباس های ايمنی و چكمه های محافظ شدند. بيشتر سربازان در مقابل بيماری سياه زخم و آبله مايه كوبی شده بودند تا در صورت حمله ميكروبی عراق، ايمن باشند چرا كه واشنگتن اعتقاد داشت كه عراق دارای مقدار بسيار زيادی سلاح های ميكروبی و شيميايی است.

كبوتران به هنگام انفجار چاه های نفت توسط نيروهای عراقی و يا بمباران پالايشگاه ها بسيار مفيد بودند زيرا بخارها و دودهای حاصل از انفجارات، عملكرد حسگرهای الكترونيكی را مختل و باعث غلط به صدا درآمدن آژير خطر می شدند. پرندگان همچنين به وجود گازهای سمی نظير كلر كه در مناطق صنعتی به آب ها و گياهان آسيب می رسانند می توانند پی ببرند. بنابراين گاهی اوقات يك تدبير مناسب می تواند ما را به سمت كوتاه ترين و علمی ترين راه سوق دهد مطمئنا پرندگان در آينده چيزهای بيشتری به ما خواهند آموخت.

2003.Reuters,March


كاوه فيض اللهی: «بوشمن های كونگ ساكن ناحيه نيانيا خود را «عالی» يا «پاك» و ساير كونگ ها را قاتلانی «غريب» می دانند كه از زهرهای مهلك استفاده می كنند. »1 «علاوه بر تعيين حريم قلمرو، اشكال ويژه ای از دفاع گروهی در انسان شكل گرفته است كه در نهايت از آنها شكل خاصی از تهاجم بين گروهی كه آن را جنگ می ناميم بروز می كند. در اين مرحله آن را بايد محصول تكامل فرهنگی دانست كه برخی از تمايلات عاطفی به ستيزه جويی را به كار می گيرد، او در همان زمان تمايلات ديگر را سركوب می كند، برای مثال ترحم را كه مانع از آن می شود تا پرخاشجويی (تهاجم) آنقدر حاد شود كه به ويرانگری منتهی شود. يك نفر خودش و ساير اعضای گروه را متقاعد می سازد كه دشمن انسان نيست يا انسان هست اما با آنها از يك گونه نيست يا درگيری همواره شكل برخوردهای بين گونه ای (شكار ـ م) را به خود می گيرد، يعنی قوانين جوانمردی و انسانيت رعايت نمی شود. اين همان نگاهی است كه سرخ پوست های يانومامو به هنگام صحبت از دشمنانشان دارند. يانوماموها از دشمن طوری حرف می زنند كه گويی طعمه است. »2

رابرت آردری (R.Ardrey) در سال 1967 در كتاب «پيدايش آفريقايی» براساس توصيف ريموند دارت (R.Dart) از استرالوپيته كوس، گونه ما را «ميمون قاتل» ناميد. دارت در مقاله ای تحت عنوان «استرالوپيته كوس افريكانوس؛ ميمون انسان نمای جنوب آفريقا» كه در سال 1925 در مجله «نيچر» به چاپ رسيد و كتابی با عنوان «ماجراجويی با حلقه مفقوده» مربوط به سال ،1959 از استرالوپيته كوس تصوير گوشتخواری را ترسيم كرد كه عاشق بلعيدن گوشت جانوری بود كه از درد به خود می پيچد و فرو نشاندن عطش خويش با خون گرم. دارت لذت كشتن را به عنوان «داغ قابيل» بر پيشانی بشريت، صفتی دانست كه ما را از انسان مانندها جدا می سازد. و به اين ترتيب اسطوره قاتل متولد شد. اين خط فكری ديگران را واداشت كه منشاء جنگ را در شكار جست وجو كنند و پرخاشجويی را شرط لازم برای پيشرفت فرهنگی بدانند.

در سال ،1963 كنراد لورنتس (K.Lorenz) در كتاب مؤثر «تهاجم» (اين كتاب به ترجمه هوشنگ دولت آبادی و در سال های 1355 و 1370 توسط شركت سهامی كتاب های جيبی به چاپ رسيده است) به اين جنجال افزود كه متأسفانه تكامل فرصت كافی نداشته است تا بازدارنده هايی كه در گوشتخواران «حرفه ای» نظير شير و گرگ ديده می شود را در گونه ما پديد آورد. نتيجه آنكه ما برای نوع خودمان از آنها خطرناك تريم. اين ديدگاه بدبينانه به زودی با مقاومت روبه رو شد. روانشناسان اجتماعی و انسان شناسان نشان دادند كه رفتار پرخاشجويانه می تواند اكتسابی باشد (آموخته شود) و با اشاره به فرهنگ هايی كه گمان می شد كاملا صلح طلب باشند، جهان شمولی خشونت را در انسان مورد ترديد قرار دادند. در حالی كه مقدمات اين بحث اساسا اشتباه بود. تلويحا چنين پنداشته می شد كه برای پايان بخشيدن به اين موضوع بايد نشان داده شود كه آيا پرخاشجويی ژنتيكی است يا اكتسابی، در حالی كه اكنون می دانيم تقريبا هر كاری كه انسان انجام می دهد تحت تأثير هر دوی اين عوامل است.

استرالوپيته كوس نام جنسی از آدم سانان سنگواره است كه در آفريقای جنوبی و شرقی پيدا شده و ديرين شناسان معتقدند كه دست كم از 4 ميليون تا يك ميليون سال پيش می زيسته است. اين آدم سان دو پا با ويژگی های انسانريخت مانند (انسانريخت يا Ape به شمپانزه، بونوبو، اوران گوتان، گوريل و گيبون اطلاق می شود) در واقع دودمان انسان را به دودمان انسانريخت ها بسيار نزديك می كند. در نبود شواهد مستقيم از ويژگی های رفتاری تبار انسان، شمپانزه به عنوان معيار تكامل آدم سانان در حل و فصل بحث مربوط به طبيعت پرخاشجوی گونه ما نقشی كليدی بازی می كند.

جين گودال (J.Goodall) در رابطه با رويارويی ميان جوامع شمپانزه ها می نويسد: «اگرچه برخوردهای بسيار خشن ممكن است ميان اعضای يك جامعه شمپانزه ها رخ دهد اما به ندرت بيشتر از حدود يك دقيقه طول می كشد و معمولا هيچ تلفاتی بر جای نمی گذارد. اما از سوی ديگر نزاع ميان اعضای جوامع مختلف بدون هيچ خويشتن داری انجام می گيرد و تقريبا هميشه به آسيب های جدی و حتی گاهی مرگ منجر می شود. نرهای جامعه مرتب، مثلا تقريبا هر چهار روز يك بار، در گروه هايی كه هيچ گاه كمتر از دو نفر نيست در حاشيه های محدوده شان، آنجا كه با محدوده جوامع مجاور تلاقی می كند، گشت می زنند. سپس با حداكثر احتياط و بدون سروصدا در حالی كه به هم چسبيده اند اطراف را جست وجو می كنند. هر صدای ناگهانی، مثل شكستن شاخه، آنها را از جا می پراند و با اضطراب، در حالی كه نيش شان درآمده است، يك دستشان را دراز می كنند تا مطمئن شوند كه همراهانشان هنوز آنجا هستند. آنها اغلب می ايستند تا زمين را در جاهايی كه بوی پوست ميوه خورده و دور انداخته شده، مدفوع يا شاخه شكسته می دهد، بو بكشند. گاهی اوقات از يك درخت بلند بالا می روند تا خاك «دشمن» را ورانداز كنند. ممكن است يك ساعت يا بيشتر بی صدا همان بالا بمانند و اطراف را برای پيدا كردن سرنخی مهم جست وجو كنند. »3

(اگر اين اعمال شمپانزه ها به نظر خواننده محترم، مضحك يا بی معنی می آيد، توجه داشته باشد كه دست درازی به منابع ديگران در انسان امروزی حتی به خاك همسايه نيز محدود نمی شود و گاه می شود كه اين فاصله دو سر سياره زمين باشد. ) گودال در ادامه مشاهداتش می افزايد: «اگر اين شمپانزه های نر ببينند يا بشنوند كه تعداد نرهای بالغ گروه همسايه از آنها بيشتر است، در سكوت به مناطق امن تر و مركزی تر محدوده خويش عقب نشينی می كنند. اگر با گروهی در اندازه و تركيب خودشان مواجه شوند، هر دو طرف اقدام به رقصی وحشيانه می كنند، سنگ پرتاب می كنند؛ تنه درخت گاز می گيرند و نعره هايی وحشيانه سر می دهند. پس از اين نمايش باشكوه هر دو گروه معمولا به امنيت محدوده خودشان پناه می برند.رفتارهايی از اين نوع برای تهديد به كار می روند و بنابراين از خطر جنگ دائمی می كاهند. اما هنگامی كه نرهای گشتی با بيگانه ای تنها يا مادری همراه با فرزندش روبه رو شوند، اگر بتوانند او را تعقيب كرده و مورد حمله قرار می دهند. »4

ريچارد رانگهام (R.Wrangham) می نويسد: «پرخاشجويی منجر به مرگ در اثر ائتلاف نرها در ميان پستانداران غيرمعمول است و در نخستی ها فقط در شمپانزه و انسان ديده می شود. چرا در ميان شمپانزه ها اين اتفاق می افتد كاملا روشن نيست. موفقيت احتمالی در رقابت بين جوامع امكان دستيابی به ماده های بيشتری را كه بتوانند با آنها جفت گيری كنند برای نرها فراهم می سازد. علاوه بر اين چنين موفقيت هايی سبب می شوند كه ماده های موجود در جامعه به غذای بيشتر و بهتری دسترسی داشته باشند و به اين ترتيب موفقيت توليدمثلی شان بهبود می يابد. از اين گذشته، گشت زنی و دفاع موفق از قلمرو به ماده ها كمك می كند كه در برابر كشته شدن بچه هايشان توسط نرهای بيگانه از خود محافظت كنند. »5

فرانس دی وال (F.de Waal) در «نيك سرشت» با ذكر اين نكته كه ما نه «تنها گونه قاتل» نيستيم به موردی از شمپانزه های باغ وحش آرنهم در هلند اشاره می كند كه طی آن يك شمپانزه نر بر سر قدرت و جنسيت توسط دو نر ديگر كشته و مثله شد. دی وال می نويسد: «اين درگيری مهلك در مجموعه آرنهم به عنوان يك قتل سياسی تفسير شد. اين حادثه از شكافی در ائتلاف حاكم به علت ناتوانی وی در اعطای امتيازهای جنسی انحصاری به هم پيمان خود، ناشی شد. در خلاء قدرت پديد آمده، ناگهان نر ديگری به اوج رسيد. او تاوان اين كار را ده هفته بعد هنگامی پرداخت كه دو هم پيمان شكست خورده سابق شبانه با يكديگر متحد شدند تا چنان او را زخمی كنند كه امكان نداشت بتوان او را نجات داد.»6 گودال نيز در مقاله ای در سال 1992 از موردی خبر می دهد كه طی آن يك نر حاكم پس از حمله ای باندی كه منجر به آسيب جدی به بيضه اش شد از قدرت سقوط كرد. اين پرخاشجويی درون جامعه ای وحشيانه ترين موردی بود كه طی سی سال در آن منطقه ديده شد اما چنين ستيزه جويی هايی معمولا بيشتر بين دو جامعه ديده می شود.يكی از دستاويزهای منتقدان «اسطوره ميمون قاتل» اشاره به انسانريخت های بزرگ به عنوان گواه آن بود كه غرايز پرخاشجويانه نمی توانند در گونه ما چندان ريشه دار باشند. در آن زمان، انسانريخت ها گياهخوارانی صلح طلب پنداشته می شدند. آنها در اين مورد دو خطای اساسی مرتكب شدند كه يك دهه بعد نتيجه عكس داد. نخست آنكه سعی كردند هر دو طرف را داشته باشند. از طرفی منكر تأثير زيست شناسی شدند و همزمان برای اظهار نظر درباره تكامل انسان به دانش موجود درباره انسانريخت ها متوسل شدند. دوم آنكه در اثر مشاهداتی همچون شكار ميمون ها، پرخاشجويی بين جامعه ای منجر به مرگ، بچه كشی و حتی همنوع خواری گاه و بی گاه، تصوير انسانريخت ها در اواخر دهه 1970 به شدت تغيير كرد. از آنجا كه منتقدان در استدلال متكی به صلح طلبی انسانريخت ها بودند، نمی توانستند ناگهان منكر ارتباط اين مشاهدات با پرخاشجويی در انسانريخت ها شوند. اطلاعات به دست آمده درباره شمپانزه ها درستی سناريوهای پيشين را كاملا تأييد می كرد كه در نتيجه اين اوضاع و احوال رنگ و بوی حقيقت مطلق گرفته بودند.

ريچارد رانگهام و ديل پترسون (D.Peterson) در كتاب «نرهای اهريمنی» به سال 1996 می نويسند: «اينكه شمپانزه و انسان اعضای گروه های مجاور را كه با آنها از يك گونه هستند می كشند، استثنايی تكان دهنده بر قوانين هنجار دنيای جانوران است. با در نظر گرفتن ما و اين انسانريخت ها با اين احتمال روبه رو می شويم كه پرخاشجويی بين گروهی در اين دو گونه منشا مشتركی داشته باشد. با به دست آمدن اطلاعاتی، اين ايده منشاء مشترك به ياد ماندنی تر می شود. اين ايده دربردارنده آن است كه خشونتی شمپانزه ای بر جنگ های انسانی مقدم بوده و راه را برای آن هموار كرده است. انسان های امروزی بازماندگان مبهوت عادت بی وقفه و 5 ميليون ساله پرخاشجويی كشنده اند. »7

دی وال می گويد «علت آنكه به جای نظريه يا مفهوم، از «اسطوره» ميمون قاتل صحبت می كنيم اين نيست كه انسان فرشته صلح است، بلكه به اين دليل است كه «ميمون قاتل» سناريوی ضعيفی است كه پس از دوران وحشت جنگ جهانی دوم رواج فوق العاده ای يافت. در آن زمان اعتماد به طبيعت انسان در پايين ترين سطح بود و دانشمندان و مردم غيرمتخصص به يكسان و با سهولتی باور نكردنی اين ديدگاه كه انسان قاتلی بالفطره است را پذيرفتند. »8 يكی از مشكلاتی كه در رابطه با اسطوره ميمون قاتل مطرح می شود آن است كه گوشتخواری را با خشونت نسبت به هم نوع يكی می گيرد. تمييز قطعی پرخاشجويی از شكار لازم است. همانطور كه لورنتس به هنگام تعريف «پرخاشجويی» اين كار را خردمندانه انجام داد. بنا به تعريف لورنتس، پرخاشجويی غريزه جنگيدن در چارپايان و انسان است كه متوجه اعضای همان گونه می شود. بنابراين چنين پنداشته می شود كه انگيزه پلنگ به هنگام كشتن غزال گرسنگی است اما هنگامی كه پلنگی پلنگ ديگری را از قلمروش بيرون می راند در اثر غريزه پرخاشجويی برانگيخته می شود.

منابع:

1 .Wilson, E.O. 2000. Sociobiology Harvard U.P
.2 Eibl-Eibesfeldt, I. 1990. Biological . Roots of Human Behavior, in B.Grzimekصs Encyclopedia of Mammals, . Vol. 2. Mc Graw-Hill P.C
.4 و 3 Goodall, J.1990. The chimpanzee, in B. Grzimeks Encyclopedia of Mammals, .
Vol. 2. MC Graw-Hill P.C
.5 Wrangham, R. & watts, D. 2002 Chimpanzees, in D. Macdanaldصs The New Encyclopedia of Mammals. Oxford . U.P
6. de waal, F.1996. Good Natured . Harvard U.P
7 و 8. de waal, F. 2001. Tree of Origin . HarvardU.P


شكست در كلونينگ

دانشمندان می گويند يك مانع بيولوژيكی در سلول های پستانداران، كلونينگ انسان را غيرممكن می سازد. پروفسور جرالد شاتن اعلام كرد كه علت عدم امكان همانندسازی انسان وجود يك ساز و كار اساسی ورای تقسيم سلولی است كه ظاهرا در روند كلونينگ انسان ناكارآمد می شود. در نتيجه اين امر در روند تكامل، جنين يك پستاندار كلون شده امكان گذر از مرحله اوليه را ندارد. پروفسور شاتن می گويد در روند كلونينگ، كروموزوم ها به گونه ای مناسب تقسيم نمی شوند. تكامل سلولی از اولين مرحله تقسيم سلولی به طور نامناسب صورت می گيرد. پروفسور شاتن و همكارانش هسته سلول های اهدايی را به 724 تخمك گرفته شده از ميمون رزوس انتقال دادند. به گفته دانشمندان از 33 جنينی كه در رحم ميمون های مادر كاشته شد، پس از تقسيم سلول اوليه، هيچ بارداری كاملی صورت نگرفت. تصويربرداری از DNA و ساختار اصلی سلول نشان داد كه مشكلات كروموزومی درون هر يك از سلول ها وجود دارد. شاتن افزود روش های متداول همچون روش های به كار گرفته شده برای خلق گوسفند دالی، موش و ساير حيوانات اهلی در پستانداران غيرانسان كارايی دارد. شاتن خاطرنشان می كند من مدعی نيستم كه همانندسازی انسان هرگز اتفاق نخواهد افتاد. با در اختيار داشتن وقت، مواد و ابزار كافی می توان به اين مهم دست يافت اما در حال حاضر اين روش كارايی ندارد.

جلوگيری از نارسايی بافت عصبی

نتايج تحقيقات كلينيك مايو در آمريكا نشان می دهد كه مصرف آنتی اكسيدان آلفاليپوئيك اسيد، به طور قابل توجهی عوارض آسيب های بافت عصبی را كاهش می دهد. آسيب های صورت گرفته در بافت عصبی يكی از عوارضی است كه در بسياری از بيماران مبتلا به ديابت بروز و طبق آمار موجود 50 درصد افراد مبتلا به بيماری قند دچار آن می شوند. محققان كلينيك مايو و يك مركز پزشكی در روسيه 120 بيمار قندی را كه دچار آسيب های بافت عصبی شده بودند تحت مطالعه قرار دادند. گروهی از اين بيماران به مدت 3 هفته آنتی اكسيدان ALA دريافت و گروهی نيز به عنوان گروه كنترل تنها تركيبات مشابه آنتی اكسيدان مزبور را مصرف كردند. بررسی های انجام شده نشان داد گروهی كه ALA دريافت كرده بودند نسبت به گروه كنترل، بهبودی قابل توجهی در ميزان و وخامت عوارض آسيب های بافت عصبی نظير بی حسی، احساس سوزش، درد و احساس خارش در دست و پا پيدا كردند. دكتر پيتر ديك از كلينيك مايو گفت آنتی اكسيدان ALA در داروخانه ها و بدون تجويز پزشك با دوز پايين در دسترس بيماران قرار دارد اما ما هنوز از عوارض جانبی مصرف زياد آن اطلاعاتی در دست نداريم و تحقيق گسترده ای در اين زمينه در دست انجام است. وی گفت تا زمانی كه نتيجه اين تحقيقات به دست نيامده است مصرف مقدار زياد آنتی اكسيدان به بيماران ديابتی توصيه نمی شود.

اسكن فرآيند غمخواری

دانشمندان شواهدی يافته اند كه نشان می دهد افراد غمخوار و دلسوز، با تقليد رفتار ديگران احساسات آنان را درك می كنند. پژوهشگران آمريكايی و ايتاليايی فعاليت مغز عده ای داوطلب را كه حالت چهره ديگران را تماشا و يا تقليد می كردند مورد اسكن الكترونيكی قرار دادند. اين اسكن نشان داد كه احتمالا اين افراد از اقداماتی كه با حالت های صورت ديگران مرتبط است يك تصوير ذهنی ايجاد كرده و از اين طريق احساسات كسانی را كه با آنان برخورد دارند درك كرده و با آنان غمخواری می كنند. به نظر می رسد تقليد، بخش هايی از مغز را كه به عملكردهای حركتی و نيز احساسی مربوط می شود، فعال می كند. عمل تقليد با فعاليت بخشی از مغز به نام Insular نيز مرتبط شناخته شده است. گمان می رود اين بخش از مغز اطلاعات را ميان مراكز حسی و حركتی برقرار می كند. دانشمندان در گذشته تصور می كردند كه افراد غمخوار به طور ناخودآگاه، رفتار و حالات صورت ديگران را بيش از ديگر افراد تقليد می كنند ولی يافته های جديد توضيحی بر اين ادعای دانشمندان ارائه می دهد.

محصولات كلون شده بی خطر

وزارت بهداشت ژاپن استفاده از گوشت و شير حيوانات كلون شده را برای انسان ها بی خطر اعلام كرد. احتمالا در پی اين اقدام ژاپن اولين كشوری خواهد بود كه ورود اين گونه مواد غذايی به بازار را آزاد می كند. در حال حاضر فروش گوشت حيوانات همانندسازی شده طبق قوانين وزارت كشاورزی اين كشور ممنوع است اما خبرگزاری كيودو ژاپن اعلام كرده از ميان 40 مركزی كه در اين كشور حيوانات همانندسازی شده پرورش می دهند 33 مركز خود را برای ارائه اين محصولات به بازار آماده می كنند. ژاپن در مورد استفاده خوراكی از محصولات غذايی توليد شده با فناوری زيستی قوانينی وضع كرده است و هنوز مشخص نيست كه آيا گزارش جديد وزارت بهداشت ژاپن در قوانين استفاده از اين قبيل مواد غذايی تغييرات اساسی ايجاد می كند يا خير. در گزارش وزارت بهداشت اين كشور استفاده از گوشت و شير گاوهايی كه با روشی مشابه روش همانندسازی دالی كلون شده اند بی خطر اعلام شده است.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو