|

عليرضا احمديان: شايد هنگامی كه جورج بوش پيام تبريك سال نو برای ايرانيان را امضا می كرد، هنوز فرمان جنگ را صادر نكرده بود. پيامی كه او در آن با آرزوی موفقيت برای ايرانيان، آرزو كرد كه اين سال برای ايرانيان و ديگر مردم جهان سالی سرشار از صلح و آرامش باشد. اما ديری نپاييد كه با صدور فرمان شروع حمله و به پرواز درآمدن هواپيماهای آمريكايی در آسمان بغداد و موشك هايی كه پياپی در اين شهر فرود آمدند، آرزوی بوش پسر رنگ باخت، آرزويی كه خود يقين داشت چندی ديگر، خود برآن خط بطلان خواهد كشيد و زودتر از آنچه گمان می كرد بر آن «مهر باطل» زد.
ايرانيان، اما در جنب وجوش خريد پايان سال و در تدارك مقدمات تحويل سال، بی تفاوت از آنچه در حال وقوع است، به كار خود مشغول بودند. گويی «نوروز» فكر همه را چنان با خود برده بود كه هيچكس در فكر چيزی جز آن نباشد. ايرانيان به تدارك نوروز مشغول بودند. در آخرين روز سال بوش فرمان حمله را صادر كرد، حمله ای كه در ايران تنها شهروندان مناطق مرزی در حاشيه اروندرود و خرمشهر و قصرشيرين صداهای سهمگين آن را شنيدند و برخی غرش هواپيماها را به چشم ديدند. ديگر شهروندان ايرانی، جز آنان كه با ماهواره ای به شبكه های جهانی دسترسی داشتند، آخرين اخبار جنگ را از رسانه رسمی كشور رصد می كردند، اخباری كه اگر چه در لابه لای آن جانبداری از يك طرف جنگ به چشم می خورد ليكن در مجموع به آنچه كه می خواست رسيد. حمله آمريكا كه در ابتدای امر قرار بود چند روزه به سامان رسد و دولت موقت عراقی - كه نام «آمريكايی» برايش مناسب تر به نظر می رسيد - در بغداد مستقر شود، شروع مناسبی نداشت و آنگونه كه آمريكايی ها باور داشتند، نشد. نيروهای آمريكايی و انگليسی در جنوبی ترين نقطه عراق متوقف شدند. ام القصر بندر كوچكی كه حتی از شهرهای مرزی ايران هم كوچكتر است و شبه جزيره فاو كه ايرانيان چند روزه آن را تصرف كردند، محلی شد برای زمين گير كردن نيروهای آمريكايی و طيفی در ايران بسيار خوشحال از آنچه كه در فاو و ام القصر در حال وقوع است. آنانی كه با مشاهده تصاويری كه رسانه رسمی كشور نمايش می داد، جرأت يافتند تا از «باتلاق عراق» سخن بگويند. از «ويتنامی ديگر»، از «زمين گير شدن ارتش آمريكا» و اين خوشحالی تا بدان حد رسيد كه بر سر پيروزی عراق بر آمريكا شرط بندی كردند.
اما آمريكايی ها كه در بدو ورود تا اندازه ای غافلگير شده بودند، تغيير تاكتيك را سرلوحه كار خود قرار داده و با دور زدن شهرها پيشروی به سمت عراق را آغاز كردند و سرانجام با موثر افتادن همه رايزنی های پيدا و پنهان سه روزه، پايتخت عراق و مقر حكومت صدام حسين را تصرف كردند. پايتختی كه صدام همه توان خود را بر پاسداری از آن گذاشته بود و 120 هزار نيروی گارد رياست جمهوری و فداييان رئيس حفاظت از آن را بر عهده داشتند. «بغداد»ی كه به گفته محمد سعيدالصحاف وزير جنگ روانی عراق تا 9 ماه آذوقه و تا 2 سال مهمات و ادوات جنگی در اختيار داشت، در كمتر از 3 روز سقوط كرد تا شائبه تبانی صدام حسين و بوش بيش از پيش تقويت شود. بغداد سقوط كرد، صدام گريخت و مردم به خيابان ها ريختند «تا انتقام خود را از تصاوير ديكتاتور» بگيرند. در اين ميان شادی كودكان بيش از ديگران جلب توجه می كرد. گويی آنان نيز طعم تلخ استبداد حزب بعث را حس كرده بودند و اينك بغداد عاری از مجسمه ها، تصاوير و ديگر نمادهای فردی است كه تنها يادآور«نفرت» و «خشونت» است.
جمهوری اسلامی ايران، اما در اين ميان نقش ويژه ای داشت. موقعيت ژئوپلتيك و ژئواستراتژيك ايران در منطقه، مرزهای طولانی اين كشور با عراق و ديگر خصوصيات، همه نگاه ها را در كنار عراق به ايران دوخته بود. از ابتدا سياست ايران بر بی طرفی از اين جنگ قرار گرفت. اگرچه مقامات ايرانی بارها و بارها تجاوز به عراق و به خاك و خون كشيده شدن غيرنظاميان و مردم عراق را محكوم كردند ليكن در مناقشه دو طرف، بی طرفی پيشه كردند. آمريكا هم كه تا قبل از شروع جنگ در پيام های غيررسمی اش به ايران، بالاترين كمك ايران را عدم دخالت در اين جنگ عنوان كرده بود با گذشت چند روز از جنگ سياست تهديد ايران را در پيش گرفت. اولين اظهارنظر را دونالد رامسفلد وزير جنگ آمريكا ابراز كرده و در آن به ايران هشدار داد كه در جنگ عراق دخالت نكند و نيروهايش را به درون خاك عراق نفرستد. رامسفلد اظهار كرده بود كه هر كس در عراق با آمريكايی ها نباشد، دشمن تلقی شده و با او برخورد می شود حتی اگر از مخالفين صدام باشد. اشاره وزير جنگ آمريكا به «سپاه بدر» شاخه نظامی مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق بود. رامسفلد مدعی شده بود كه نيروهای سپاه بدر در ايران آموزش ديده اند. اما حميدرضا آصفی سخنگوی وزارت خارجه با رد اظهارات رامسفلد مبنی بر دخالت ايران در جنگ عراق گفت: ايران هيچگونه حمايتی از سپاه بدر نداشته و در كارهای آنان دخالتی نمی كند. به دنبال آن سيد محمد خاتمی كه در تعطيلات نوروزی برای بازديد به «جزيره كيش» رفته بود خطاب به دولتمردان آمريكا هشدار داد كه با اين جنگ به خشونت طلبان و افراط گرايان چراغ سبز نشان می دهيد كه در مقابل شما دست به خشونت بزنند. تبليغات داخل و خارج بر حمايت ايران از حكومت عراق خاتمی را واداشت كه بگويد: «هيچ كس از رژيم حاكم بر عراق حمايت نمی كند و ملت ايران هرگز رنج ها و آسيب هايی را كه از رژيم عراق ديده فراموش نخواهد كرد. »
متعاقب اظهارات رامسفلد، كالين پاول كه يك هفته ای را به سكوت در اين باره گذرانده بود در جلسه كميته آمريكايی - اسرائيلی - يكی از گروه های نيرومند طرفدار اسرائيل در آمريكا - به ايران هشدار داد كه بايد برنامه خود را برای توليد جنگ افزارهای كشتارجمعی كنار بگذارد. پاول، جمهوری اسلامی ايران را متهم به دخالت علنی در جنگ عراق كردند و گفت: ايران شيعيان عراقی تبعيدی در اين كشور را به عراق اعزام كرده تا عليه قوای آمريكا بجنگند. اظهارات پاول علاوه به آنكه واكنش شديد طرف ايرانی را در پی داشت در رسانه های بين المللی هم بازتاب گسترده ای يافت. يك روزنامه آلمانی اظهارات پاول را «تا حد اعلا نابخردانه» خواند و نوشت: «اظهارات نابخردانه وزير امور خارجه آمريكا شعله اختلافات را فروزانتر می كند. در جهان عرب و نه فقط در آنجا، اين تصور محكم تر خواهد شد كه دولت آمريكا قصد دارد نقشه جغرافيايی خاورميانه را به صورت ريشه ای تغيير دهد. » يك روزنامه اتريشی هم اتهامات آمريكا به ايران را مورد انتقاد قرار داده و نوشت: «مقامات آمريكايی ايران را به شيوه ای كاملا آشنا تهديد كردند يعنی اتهامات كلی و تهديدهای تيره و تار. به اين وسيله آنها در سراسر جهان بذر هراس و وحشت را پخش كردند. كاری كه اگر بخواهيم مودبانه بيان كنيم غيرعاقلانه بوده و در اصل ابلهانه. » روزنامه انگليسی زبان فايننشال تايمز هم در مقاله ای با هشدار به اينكه «همسايگان عراق را تحريك نكنيد»، نوشت: «ما بايد اميدوار باشيم كه پرزيدنت جورج دبليو بوش بيشتر به حرف های متحده خود، تونی بلر گوش كند تا به سخنان وزير دفاع. »
سه روز بعد پاول در مصاحبه ای با روزنامه عرب زبان «الحيات» چاپ لندن تلاش كرد تا با تعديل مواضع قبلی خود، فشارها را كاهش دهد، پاول در اين گفت وگوبا رد كردن حدس و گمان هايی كه می گويد ايران و سوريه كشورهای بعدی فهرست آمريكا برای اقدامات نظامی قرار دادند گفت: «هيچ مقامی در دولت آمريكا حرفی از حمله به ايران يا سوريه نزده است به نظر می رسد همه ميل دارند ما را همواره متهم به تجاوز كنند. اما چنين اقدامی صورت نگرفته و نخواهد گرفت. » تونی بلر نخست وزير انگليس هم به بی بی سی گفته بود:« آمريكايی ها مطلقا هيچ برنامه ای برای حمله به اين دو كشور ندارند و نبايد به دنبال تئوری توطئه رفت و تصور كرد كه پس از عراق كشورهای ديگری مورد حمله قرار خواهند گرفت.»

سال سرنوشت
از ژانويه سال 2002 ميلادی كه بوش در نطق سالانه خود ايران را به همراه كره شمالی و عراق، «محور شرارت» معرفی كرد همواره اين گمان مطرح بود كه ممكن است ايران به نوعی هدف بعدی آمريكا باشد. با شروع جنگ آمريكا عليه عراق و اظهارات رامسفلد و پاول اين گمانه بيش از پيش تقويت شده است. اگرچه كشورهای مختلف جهان مخالفت خود را با آن ابراز كرده اند ليكن صهيونيست ها با نفوذ فوق العاده خود در نهادهای تصميم گيری آمريكا در پی آنند كه ايران را به نوعی هدف بعدی آمريكا معرفی كنند. در آخرين واكنش ها استراليا هم پيمان نظامی آمريكا در جنگ اخير اعلام كرد در صورتی كه آمريكا بخواهد عمليات نظامی عليه ايران يا سوريه انجام دهد خود را درگير جنگ نخواهد كرد. آلمان هم موضع مشابهی اتخاذ كرده است، ليكن لابی فعال صهيونيست ها در تلاش برای رسيدن به اهداف خود است. اگرچه حميدرضا آصفی چندی پيش اعلام كرد كه هيچ نگرانی از بابت تهديد نظامی آمريكا نداريم اما اين سوال در اذهان عمومی مطرح است كه بعد از عراق نوبت ايران است؟
در بهمن ماه سال گذشته و برای اولين بار محسن رضايی فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پاسخ داد: آری. اين روزها رسانه های مختلف صهيونيستی و محافل پرنفوذ اسرائيلی برای قرار دادن نام ايران در فهرست سياه آمريكا بی تابی می كنند. يك نويسنده صهيونيست در مقاله ای در روزنامه نيويورك ديلی نيوز مدعی شد كه رويارويی آمريكا با صدام تنها نخستين گام های تلاش های وسيع تر آمريكا عليه كشورهای اسلامی است. همانطور كه جنگ جهانی دوم از آفريقای شمالی به ايتاليا كشيده شد اين جنگ هم از افغانستان به عراق چرخيد، اما در عراق تمام نمی شود. با سرنگونی صدام نيروهای آمريكايی ميان دو دشمن گرفتار خواهند شد. در شرق عراق ايران قرار دارد و ديگر سوريه، دشمن تازه آمريكا است. پيش از پايان اين جنگ گسترده آمريكا به سراغ هر دو كشور خواهد رفت... ايالات متحده تاكنون منتظر بود كه دولت ايران از طريق نارضايتی های داخلی دچار مشكل شود اما آمريكايی ها ديگر نمی توانند ساكت نشسته و مجهز شدن ايران به سلاح اتمی را مشاهده كنند. پل ولفوويتز معاون وزير دفاع آمريكا هم از تاثير تغيير حكومت عراق بر ايران و سوريه سخن می گويد و ريچارد پرل مشاور سابق امنيت ملی آمريكا بر اين باور است كه حتی اگر سوريه هدف بعدی اين «پاكسازی» يعنی استراتژی جديد آنها برای امنيت منطقه باشد اين ايران است كه مورد نظر آنها است. در نظر آنان اكنون زمان تلافی سرنگونی شاه در دهه ،1970 اشغال سفارت آمريكا و بحران گروگان ها، شكست عمليات نجات گروگان ها كه شهرت ارتش آمريكا را زير سوال برد، فرا رسيده است!
«هالان رولمان» مشاور ارشد مركز مطالعات استراتژيك و بين الملل آمريكا در مقاله ای در واشنگتن تايمز، ايران را هدف اصلی آمريكا معرفی كرده كه هدف عمليات «شوك و بهت» آمريكا قرار می گيرد. در روزهای آغازين جنگ يعنی از 21 تا 24 مارس، فضای ايران توسط موشك ها و جنگ افزارهای آمريكايی مورد تجاوز قرار گرفت. سايت «بازتاب» نزديك به محسن رضايی در روزهای آغازين جنگ از اصابت 8 موشك و راكت آمريكا به آبادان و خرمشهر و شهرهای مرزی ايران خبر داد. خبری كه در هيچيك از رسانه های رسمی كشور منتشر نشد. پالايشگاه و انبارهای نفت آبادان هدف اوليه بودند. اگرچه در اين حادثه كسی كشته نشد ليكن مجروحانی در پی داشت. تنها در يك مورد وزارت امور خارجه موضعی رسمی اتخاذ كرده و آن را محكوم كرد. پنتاگون هم با ارسال پيام؛ قول داد كه اين موضوع را پيگيری خواهد كرد. مقامات پنتاگون در اولين اظهارنظر در اين رابطه اعلام كردند كه اين موشك، سرگردان بوده و از بابت اين اشتباه عذرخواهی كردند. اما اين موشك های سرگردان هم در سوريه فرود آمد و هم در عربستان. خطای بسيار زياد در اين رابطه تقريبا غيرممكن به نظر می رسد. چرا كه به گفته مقامات آمريكايی حداكثر خطای جنگ افزارهای اين كشور، 10متر بوده است. بر اين اساس به نظر می رسد اين حملات بخشی از برنامه از پيش طراحی شده فرماندهی ارتش آمريكا برای آزمون توان دفاعی ايران است.
يكی از رسانه های صهيونيستی در اين باره می نويسد: «در ميانه آوريل 2003 تا نوامبر 2004 آمريكا، انگليس و اسرائيل جنگ روانی و عمليات عدم ثبات در ايران را سرعت خواهند بخشيد و با ايجاد يك جنگ تبليغاتی در دنيا رهبری نظامی - سياسی ايران را كم اهميت نشان داده و ايرانيان را ناراضی از آنان معرفی خواهند كرد. در نظر افكار عمومی ايرانی ترسيم خواهد شد كه درگير مناقشات داخلی و هرج و مرج در ميان گروه های سياسی است. خاطرات گذشته از اعدام سران رژيم شاه و ماجرای گروگانگيری به تصوير كشيده شده و مرتبا تكرار می شوند. » 10 روز قبل از شروع حمله آمريكا به عراق، خانواده های قربانيان انفجار مقر تفنگداران آمريكايی در لبنان عليه ايران اقامه دعوی كرده و ادعای 2 ميليارد دلار خسارت كردند. واشنگتن پست حكم قاضی محلی واشنگتن را منتشر كرده است: «بازماندگان و اعضای خانواده قربانيان می توانند با استناد به قانون 1996 كه اجازه می دهد شهروندان آمريكايی اقامه دعوی كنند، ايران را محكوم نمايند. ارتش آمريكا می تواند هر آنچه از اين دشمنان در آمريكا باقی مانده را ضبط كند. » جيمز وولسی رئيس پيشين سازمان جاسوسی آمريكا (سيا) كه اين روزها به همراه «جی گارنر» در عراق به سر می برد قرار است وزارت اطلاعات عراق را عهده دار شود. وولسی يك هفته قبل در جمع دانشجويان، جنگ با عراق را آغاز «جنگ جهانی چهارم» ناميد و گفت: «دشمنان آمريكا در جنگ جهانی چهارم، ايران و سوريه خواهند بود. وولسی با خشنودی اضافه كرد كه آمريكا و متحدينش برای چهارمين بار در ظرف يك قرن دوباره برای آزادسازی جهان به حركت درآمده اند.»
ميشل لدون مشاور بوش هم قبل از تهاجم به عراق، هدف اصلی آمريكا را اينگونه بيان می كند: «به اميد خدا روز رستاخيز و آزادی برای خاورميانه و مردم زجركشيده فرا رسيده است.»اما آنگونه كه احمد فاروقی در «آسياتايمز» می نويسد، اين تنها دوباره سازی تاريخ است: «دنيای غرب به خوبی سخنان ژنرال انگليسی «آلن بای» را در هنگام ورود به اورشليم در 9 دسامبر 1917 به ياد می آورد كه گفت جنگ صليبی اينك به پايان رسيد. همينطور مضمون جملات ژنرال فرانسوی «هاری گراند» وقتی در جولای 1920 وارد دمشق شد فراموش نخواهد شد. او در حالی كه پا به مقبره صلاح الدين در كنار مسجد اعظم می گذاشت گفت: بيدار شو صلاح الدين! ما برگشتيم. حضور من در اينجا نشانه پيروزی «صليب» بر «هلال ماه» است. » بر اين اساس 100 سال ديگر هم، دنيا رجزخوانی جنايتكاران جنگی قرن بيست و يك - جورج بوش و تونی بلر - را فراموش نخواهد كرد. |