Persian Archive

• دشمنی با ايران
• نايب السلطنه جمهوری
• گسترش در سايه گسست
• از تحريم تا پيروزی
• مبنايی برای اعتماد سازی
• انتقاد وزارت كشور از صدا و سيما
• «رجوی» كجاست
• ايران، گزينه آخر
• نفرت از آمريكا، همه جا را گرفته
• چراغ سبزهای بی نتيجه
• تأخير مجدد
• رايزنی تا يك ماه ديگر
• هشدار در مورد «گل و گلاب»
• صحنه ای از هتل فلسطين
• قتل عام كتاب
• قطع درآمدهای سوری ها
• تفاوت عراق با لبنان
• پيامدهای مخالفت پاريس با آمريكا


عليرضا احمديان: شايد هنگامی كه جورج بوش پيام تبريك سال نو برای ايرانيان را امضا می كرد، هنوز فرمان جنگ را صادر نكرده بود. پيامی كه او در آن با آرزوی موفقيت برای ايرانيان، آرزو كرد كه اين سال برای ايرانيان و ديگر مردم جهان سالی سرشار از صلح و آرامش باشد. اما ديری نپاييد كه با صدور فرمان شروع حمله و به پرواز درآمدن هواپيماهای آمريكايی در آسمان بغداد و موشك هايی كه پياپی در اين شهر فرود آمدند، آرزوی بوش پسر رنگ باخت، آرزويی كه خود يقين داشت چندی ديگر، خود برآن خط بطلان خواهد كشيد و زودتر از آنچه گمان می كرد بر آن «مهر باطل» زد.

ايرانيان، اما در جنب وجوش خريد پايان سال و در تدارك مقدمات تحويل سال، بی تفاوت از آنچه در حال وقوع است، به كار خود مشغول بودند. گويی «نوروز» فكر همه را چنان با خود برده بود كه هيچكس در فكر چيزی جز آن نباشد. ايرانيان به تدارك نوروز مشغول بودند. در آخرين روز سال بوش فرمان حمله را صادر كرد، حمله ای كه در ايران تنها شهروندان مناطق مرزی در حاشيه اروندرود و خرمشهر و قصرشيرين صداهای سهمگين آن را شنيدند و برخی غرش هواپيماها را به چشم ديدند. ديگر شهروندان ايرانی، جز آنان كه با ماهواره ای به شبكه های جهانی دسترسی داشتند، آخرين اخبار جنگ را از رسانه رسمی كشور رصد می كردند، اخباری كه اگر چه در لابه لای آن جانبداری از يك طرف جنگ به چشم می خورد ليكن در مجموع به آنچه كه می خواست رسيد. حمله آمريكا كه در ابتدای امر قرار بود چند روزه به سامان رسد و دولت موقت عراقی - كه نام «آمريكايی» برايش مناسب تر به نظر می رسيد - در بغداد مستقر شود، شروع مناسبی نداشت و آنگونه كه آمريكايی ها باور داشتند، نشد. نيروهای آمريكايی و انگليسی در جنوبی ترين نقطه عراق متوقف شدند. ام القصر بندر كوچكی كه حتی از شهرهای مرزی ايران هم كوچكتر است و شبه جزيره فاو كه ايرانيان چند روزه آن را تصرف كردند، محلی شد برای زمين گير كردن نيروهای آمريكايی و طيفی در ايران بسيار خوشحال از آنچه كه در فاو و ام القصر در حال وقوع است. آنانی كه با مشاهده تصاويری كه رسانه رسمی كشور نمايش می داد، جرأت يافتند تا از «باتلاق عراق» سخن بگويند. از «ويتنامی ديگر»، از «زمين گير شدن ارتش آمريكا» و اين خوشحالی تا بدان حد رسيد كه بر سر پيروزی عراق بر آمريكا شرط بندی كردند.

اما آمريكايی ها كه در بدو ورود تا اندازه ای غافلگير شده بودند، تغيير تاكتيك را سرلوحه كار خود قرار داده و با دور زدن شهرها پيشروی به سمت عراق را آغاز كردند و سرانجام با موثر افتادن همه رايزنی های پيدا و پنهان سه روزه، پايتخت عراق و مقر حكومت صدام حسين را تصرف كردند. پايتختی كه صدام همه توان خود را بر پاسداری از آن گذاشته بود و 120 هزار نيروی گارد رياست جمهوری و فداييان رئيس حفاظت از آن را بر عهده داشتند. «بغداد»ی كه به گفته محمد سعيدالصحاف وزير جنگ روانی عراق تا 9 ماه آذوقه و تا 2 سال مهمات و ادوات جنگی در اختيار داشت، در كمتر از 3 روز سقوط كرد تا شائبه تبانی صدام حسين و بوش بيش از پيش تقويت شود. بغداد سقوط كرد، صدام گريخت و مردم به خيابان ها ريختند «تا انتقام خود را از تصاوير ديكتاتور» بگيرند. در اين ميان شادی كودكان بيش از ديگران جلب توجه می كرد. گويی آنان نيز طعم تلخ استبداد حزب بعث را حس كرده بودند و اينك بغداد عاری از مجسمه ها، تصاوير و ديگر نمادهای فردی است كه تنها يادآور«نفرت» و «خشونت» است.

جمهوری اسلامی ايران، اما در اين ميان نقش ويژه ای داشت. موقعيت ژئوپلتيك و ژئواستراتژيك ايران در منطقه، مرزهای طولانی اين كشور با عراق و ديگر خصوصيات، همه نگاه ها را در كنار عراق به ايران دوخته بود. از ابتدا سياست ايران بر بی طرفی از اين جنگ قرار گرفت. اگرچه مقامات ايرانی بارها و بارها تجاوز به عراق و به خاك و خون كشيده شدن غيرنظاميان و مردم عراق را محكوم كردند ليكن در مناقشه دو طرف، بی طرفی پيشه كردند. آمريكا هم كه تا قبل از شروع جنگ در پيام های غيررسمی اش به ايران، بالاترين كمك ايران را عدم دخالت در اين جنگ عنوان كرده بود با گذشت چند روز از جنگ سياست تهديد ايران را در پيش گرفت. اولين اظهارنظر را دونالد رامسفلد وزير جنگ آمريكا ابراز كرده و در آن به ايران هشدار داد كه در جنگ عراق دخالت نكند و نيروهايش را به درون خاك عراق نفرستد. رامسفلد اظهار كرده بود كه هر كس در عراق با آمريكايی ها نباشد، دشمن تلقی شده و با او برخورد می شود حتی اگر از مخالفين صدام باشد. اشاره وزير جنگ آمريكا به «سپاه بدر» شاخه نظامی مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق بود. رامسفلد مدعی شده بود كه نيروهای سپاه بدر در ايران آموزش ديده اند. اما حميدرضا آصفی سخنگوی وزارت خارجه با رد اظهارات رامسفلد مبنی بر دخالت ايران در جنگ عراق گفت: ايران هيچگونه حمايتی از سپاه بدر نداشته و در كارهای آنان دخالتی نمی كند. به دنبال آن سيد محمد خاتمی كه در تعطيلات نوروزی برای بازديد به «جزيره كيش» رفته بود خطاب به دولتمردان آمريكا هشدار داد كه با اين جنگ به خشونت طلبان و افراط گرايان چراغ سبز نشان می دهيد كه در مقابل شما دست به خشونت بزنند. تبليغات داخل و خارج بر حمايت ايران از حكومت عراق خاتمی را واداشت كه بگويد: «هيچ كس از رژيم حاكم بر عراق حمايت نمی كند و ملت ايران هرگز رنج ها و آسيب هايی را كه از رژيم عراق ديده فراموش نخواهد كرد. »

متعاقب اظهارات رامسفلد، كالين پاول كه يك هفته ای را به سكوت در اين باره گذرانده بود در جلسه كميته آمريكايی - اسرائيلی - يكی از گروه های نيرومند طرفدار اسرائيل در آمريكا - به ايران هشدار داد كه بايد برنامه خود را برای توليد جنگ افزارهای كشتارجمعی كنار بگذارد. پاول، جمهوری اسلامی ايران را متهم به دخالت علنی در جنگ عراق كردند و گفت: ايران شيعيان عراقی تبعيدی در اين كشور را به عراق اعزام كرده تا عليه قوای آمريكا بجنگند. اظهارات پاول علاوه به آنكه واكنش شديد طرف ايرانی را در پی داشت در رسانه های بين المللی هم بازتاب گسترده ای يافت. يك روزنامه آلمانی اظهارات پاول را «تا حد اعلا نابخردانه» خواند و نوشت: «اظهارات نابخردانه وزير امور خارجه آمريكا شعله اختلافات را فروزانتر می كند. در جهان عرب و نه فقط در آنجا، اين تصور محكم تر خواهد شد كه دولت آمريكا قصد دارد نقشه جغرافيايی خاورميانه را به صورت ريشه ای تغيير دهد. » يك روزنامه اتريشی هم اتهامات آمريكا به ايران را مورد انتقاد قرار داده و نوشت: «مقامات آمريكايی ايران را به شيوه ای كاملا آشنا تهديد كردند يعنی اتهامات كلی و تهديدهای تيره و تار. به اين وسيله آنها در سراسر جهان بذر هراس و وحشت را پخش كردند. كاری كه اگر بخواهيم مودبانه بيان كنيم غيرعاقلانه بوده و در اصل ابلهانه. » روزنامه انگليسی زبان فايننشال تايمز هم در مقاله ای با هشدار به اينكه «همسايگان عراق را تحريك نكنيد»، نوشت: «ما بايد اميدوار باشيم كه پرزيدنت جورج دبليو بوش بيشتر به حرف های متحده خود، تونی بلر گوش كند تا به سخنان وزير دفاع. »

سه روز بعد پاول در مصاحبه ای با روزنامه عرب زبان «الحيات» چاپ لندن تلاش كرد تا با تعديل مواضع قبلی خود، فشارها را كاهش دهد، پاول در اين گفت وگوبا رد كردن حدس و گمان هايی كه می گويد ايران و سوريه كشورهای بعدی فهرست آمريكا برای اقدامات نظامی قرار دادند گفت: «هيچ مقامی در دولت آمريكا حرفی از حمله به ايران يا سوريه نزده است به نظر می رسد همه ميل دارند ما را همواره متهم به تجاوز كنند. اما چنين اقدامی صورت نگرفته و نخواهد گرفت. » تونی بلر نخست وزير انگليس هم به بی بی سی گفته بود:« آمريكايی ها مطلقا هيچ برنامه ای برای حمله به اين دو كشور ندارند و نبايد به دنبال تئوری توطئه رفت و تصور كرد كه پس از عراق كشورهای ديگری مورد حمله قرار خواهند گرفت.»

سال سرنوشت

از ژانويه سال 2002 ميلادی كه بوش در نطق سالانه خود ايران را به همراه كره شمالی و عراق، «محور شرارت» معرفی كرد همواره اين گمان مطرح بود كه ممكن است ايران به نوعی هدف بعدی آمريكا باشد. با شروع جنگ آمريكا عليه عراق و اظهارات رامسفلد و پاول اين گمانه بيش از پيش تقويت شده است. اگرچه كشورهای مختلف جهان مخالفت خود را با آن ابراز كرده اند ليكن صهيونيست ها با نفوذ فوق العاده خود در نهادهای تصميم گيری آمريكا در پی آنند كه ايران را به نوعی هدف بعدی آمريكا معرفی كنند. در آخرين واكنش ها استراليا هم پيمان نظامی آمريكا در جنگ اخير اعلام كرد در صورتی كه آمريكا بخواهد عمليات نظامی عليه ايران يا سوريه انجام دهد خود را درگير جنگ نخواهد كرد. آلمان هم موضع مشابهی اتخاذ كرده است، ليكن لابی فعال صهيونيست ها در تلاش برای رسيدن به اهداف خود است. اگرچه حميدرضا آصفی چندی پيش اعلام كرد كه هيچ نگرانی از بابت تهديد نظامی آمريكا نداريم اما اين سوال در اذهان عمومی مطرح است كه بعد از عراق نوبت ايران است؟

در بهمن ماه سال گذشته و برای اولين بار محسن رضايی فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پاسخ داد: آری. اين روزها رسانه های مختلف صهيونيستی و محافل پرنفوذ اسرائيلی برای قرار دادن نام ايران در فهرست سياه آمريكا بی تابی می كنند. يك نويسنده صهيونيست در مقاله ای در روزنامه نيويورك ديلی نيوز مدعی شد كه رويارويی آمريكا با صدام تنها نخستين گام های تلاش های وسيع تر آمريكا عليه كشورهای اسلامی است. همانطور كه جنگ جهانی دوم از آفريقای شمالی به ايتاليا كشيده شد اين جنگ هم از افغانستان به عراق چرخيد، اما در عراق تمام نمی شود. با سرنگونی صدام نيروهای آمريكايی ميان دو دشمن گرفتار خواهند شد. در شرق عراق ايران قرار دارد و ديگر سوريه، دشمن تازه آمريكا است. پيش از پايان اين جنگ گسترده آمريكا به سراغ هر دو كشور خواهد رفت... ايالات متحده تاكنون منتظر بود كه دولت ايران از طريق نارضايتی های داخلی دچار مشكل شود اما آمريكايی ها ديگر نمی توانند ساكت نشسته و مجهز شدن ايران به سلاح اتمی را مشاهده كنند. پل ولفوويتز معاون وزير دفاع آمريكا هم از تاثير تغيير حكومت عراق بر ايران و سوريه سخن می گويد و ريچارد پرل مشاور سابق امنيت ملی آمريكا بر اين باور است كه حتی اگر سوريه هدف بعدی اين «پاكسازی» يعنی استراتژی جديد آنها برای امنيت منطقه باشد اين ايران است كه مورد نظر آنها است. در نظر آنان اكنون زمان تلافی سرنگونی شاه در دهه ،1970 اشغال سفارت آمريكا و بحران گروگان ها، شكست عمليات نجات گروگان ها كه شهرت ارتش آمريكا را زير سوال برد، فرا رسيده است!

«هالان رولمان» مشاور ارشد مركز مطالعات استراتژيك و بين الملل آمريكا در مقاله ای در واشنگتن تايمز، ايران را هدف اصلی آمريكا معرفی كرده كه هدف عمليات «شوك و بهت» آمريكا قرار می گيرد. در روزهای آغازين جنگ يعنی از 21 تا 24 مارس، فضای ايران توسط موشك ها و جنگ افزارهای آمريكايی مورد تجاوز قرار گرفت. سايت «بازتاب» نزديك به محسن رضايی در روزهای آغازين جنگ از اصابت 8 موشك و راكت آمريكا به آبادان و خرمشهر و شهرهای مرزی ايران خبر داد. خبری كه در هيچيك از رسانه های رسمی كشور منتشر نشد. پالايشگاه و انبارهای نفت آبادان هدف اوليه بودند. اگرچه در اين حادثه كسی كشته نشد ليكن مجروحانی در پی داشت. تنها در يك مورد وزارت امور خارجه موضعی رسمی اتخاذ كرده و آن را محكوم كرد. پنتاگون هم با ارسال پيام؛ قول داد كه اين موضوع را پيگيری خواهد كرد. مقامات پنتاگون در اولين اظهارنظر در اين رابطه اعلام كردند كه اين موشك، سرگردان بوده و از بابت اين اشتباه عذرخواهی كردند. اما اين موشك های سرگردان هم در سوريه فرود آمد و هم در عربستان. خطای بسيار زياد در اين رابطه تقريبا غيرممكن به نظر می رسد. چرا كه به گفته مقامات آمريكايی حداكثر خطای جنگ افزارهای اين كشور، 10متر بوده است. بر اين اساس به نظر می رسد اين حملات بخشی از برنامه از پيش طراحی شده فرماندهی ارتش آمريكا برای آزمون توان دفاعی ايران است.

يكی از رسانه های صهيونيستی در اين باره می نويسد: «در ميانه آوريل 2003 تا نوامبر 2004 آمريكا، انگليس و اسرائيل جنگ روانی و عمليات عدم ثبات در ايران را سرعت خواهند بخشيد و با ايجاد يك جنگ تبليغاتی در دنيا رهبری نظامی - سياسی ايران را كم اهميت نشان داده و ايرانيان را ناراضی از آنان معرفی خواهند كرد. در نظر افكار عمومی ايرانی ترسيم خواهد شد كه درگير مناقشات داخلی و هرج و مرج در ميان گروه های سياسی است. خاطرات گذشته از اعدام سران رژيم شاه و ماجرای گروگانگيری به تصوير كشيده شده و مرتبا تكرار می شوند. » 10 روز قبل از شروع حمله آمريكا به عراق، خانواده های قربانيان انفجار مقر تفنگداران آمريكايی در لبنان عليه ايران اقامه دعوی كرده و ادعای 2 ميليارد دلار خسارت كردند. واشنگتن پست حكم قاضی محلی واشنگتن را منتشر كرده است: «بازماندگان و اعضای خانواده قربانيان می توانند با استناد به قانون 1996 كه اجازه می دهد شهروندان آمريكايی اقامه دعوی كنند، ايران را محكوم نمايند. ارتش آمريكا می تواند هر آنچه از اين دشمنان در آمريكا باقی مانده را ضبط كند. » جيمز وولسی رئيس پيشين سازمان جاسوسی آمريكا (سيا) كه اين روزها به همراه «جی گارنر» در عراق به سر می برد قرار است وزارت اطلاعات عراق را عهده دار شود. وولسی يك هفته قبل در جمع دانشجويان، جنگ با عراق را آغاز «جنگ جهانی چهارم» ناميد و گفت: «دشمنان آمريكا در جنگ جهانی چهارم، ايران و سوريه خواهند بود. وولسی با خشنودی اضافه كرد كه آمريكا و متحدينش برای چهارمين بار در ظرف يك قرن دوباره برای آزادسازی جهان به حركت درآمده اند.»

ميشل لدون مشاور بوش هم قبل از تهاجم به عراق، هدف اصلی آمريكا را اينگونه بيان می كند: «به اميد خدا روز رستاخيز و آزادی برای خاورميانه و مردم زجركشيده فرا رسيده است.»اما آنگونه كه احمد فاروقی در «آسياتايمز» می نويسد، اين تنها دوباره سازی تاريخ است: «دنيای غرب به خوبی سخنان ژنرال انگليسی «آلن بای» را در هنگام ورود به اورشليم در 9 دسامبر 1917 به ياد می آورد كه گفت جنگ صليبی اينك به پايان رسيد. همينطور مضمون جملات ژنرال فرانسوی «هاری گراند» وقتی در جولای 1920 وارد دمشق شد فراموش نخواهد شد. او در حالی كه پا به مقبره صلاح الدين در كنار مسجد اعظم می گذاشت گفت: بيدار شو صلاح الدين! ما برگشتيم. حضور من در اينجا نشانه پيروزی «صليب» بر «هلال ماه» است. » بر اين اساس 100 سال ديگر هم، دنيا رجزخوانی جنايتكاران جنگی قرن بيست و يك - جورج بوش و تونی بلر - را فراموش نخواهد كرد.


فرزانه روستايی: مدل اداره هندوستان كه لرد كرزن آن را برعهده داشت يا مدلی كه براساس آن ژنرال مك آرتور اداره امور ژاپن تسليم شده را برعهده گرفت دوباره بازسازی و تحويل ژنرال سه ستاره آمريكايی جی گارنر شده است تا حكومت موقت عراق را اداره كند. جی گارنر دوست نزديك دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا، ديك چنی و ولفوويتز يكی از بازهای پرسابقه پنتاگون است كه ده سال پيش در جريان جنگ اول خليج فارس رئيس تيم كمك رسانی به كردهای شمال عراق بود. امروز او 64 ساله و بازنشسته است و با پرواز به منطقه و نه هنوز به عراق مأموريت يافته تا اداره و بازسازی عراق 23 ميليون نفری را برعهده بگيرد. خود گارنر از همان ابتدا طرفدار اين طرح بود كه ارتش بايد بازسازی و كمك رسانی های انسانی به عراق را برعهده بگيرد. گارنر بازسازی عراق را زيرنظر ژنرال تامی فرانكس فرمانده عمليات جنگ دوم خليج فارس آغاز خواهد كرد.

آريل كوهن متخصص روابط خارجی در بنياد هرتيج می گويد: گارنر بهترين كسی است كه آمريكايی ها می توانستند برای مدل بازسازی سرمايه داری كشور عراق با سبك و سياق يك مك آرتور مدرن شده پيدا كنند. آن هم برای كشوری كه در بسياری از لايه ها از سال 1960 با الگوی سوسياليستی اداره شده است. وی طی ده سال گذشته مشاور نزديك سازمان ملل در امور مربوط به كمك رسانی به شمال عراق بوده است. گارنر اداره چند پروژه مهم و بزرگ ديگر را نيز در پرونده شغلی خود دارد كه مهم ترين آنها مديريت پروژه مشهور، جنجالی و مورد علاقه رامسفلد، يعنی پروژه جنگ ستارگان است. ژنرال گارنر بعد از اينكه 6 سال پيش با سه ستاره به بازنشستگی رضايت داد رئيس موسسه SY Technology شد كه تأمين تجهيزات مربوط به سيستم هدف گيری موشك ها را برعهده دارد. سال گذشته موسسه SY از سوی موسسه L-3 communication خريداری شد و سپس دو شركت SY و L-3 درهم ادغام شدند و رياست هر دو را گارنر برعهده گرفت. اين كمپانی در حال حاضر از سوی آمريكايی ها به مركز تجمع متخصصان فناوری موشكی معروف است. همكارانش او را مرد توانمندی می دانند كه بدون درگيری زياد و با تيمی كار كرده و قوی مسائل و مشكلات حوزه كاری خود را حل می كند. همكارانش در پنتاگون می گويند او برای گلوله جاخالی نمی دهد بلكه آن را در هوا می قاپد.اصرار دارد همكارانش او را جی صدا بزنند نه ژنرال، علاقه زيادی به عراقی ها دارد و دفتر كارش پر است از عكس بچه هايی كه در جريان جنگ اول خليج فارس توانسته است به آنها كمك كند. با اين حال مجله فورچون معتقد است موفقيت او به دو عامل بستگی دارد: توانايی آمريكايی ها در آرام نگه داشتن عراق و توانايی برآمدن از هزينه بازسازی كه ممكن است به سالی بيست ميليارد دلار بالغ گردد. بخش نظامی اداره عراق برعهده جان ابوزيد ژنرال عرب زبان و دستيار تامی فرانكس خواهد بود. بقيه ماجراها از جمله بازسازی، تأمين مواد غذايی مردم عراق و هماهنگی برای جايگزين شدن يك دولت حداقل در ظاهر دموكراتيك برعهده گارنر است.

با اين حال معرفی گارنر برای عراق امری غيرمعمول در تحولات جديد نظام بين الملل بود. گاردين می نويسد: نمی دانيم او را چه بناميم: رئيس جمهور، نايب السلطنه، والی يا چيز ديگری. طرفداری او از اسرائيل يكی از اصول اوليه ذهنيت سياسی گارنر است. در بسياری از تصميم گيری های اساسی كه تغييری اساسی در استراتژی دفاعی آمريكا ايجاد می كند، گارنر حتما حضوری فعال دارد. طرح دفاع موشكی آمريكا كه در واقع ارتباط آمريكا را با طرح دفاع ضدموشك های بالستيك در سال 1972 قطع كرد نمونه ای از اين موارد است. حضور اين ژنرال قدرتمند دست راستی افراطی و آشنا به مسائل عراق و نوع انتصاب او برای اداره امور عراق بدون مشورت و هماهنگی با سازمان ملل يك بحث جنجالی در نظام بين الملل است. بيشترين تجربياتی كه او در ارتباط با عراق به آن دست يافته از مجاری فعاليت های سازمان ملل در عراق بوده است. اما تعريف جديدی كه خود او از مأموريتش در عراق دارد قطع كامل هرگونه هماهنگی با سازمان ملل است. يك مقام سازمان ملل در آستانه پرواز گارنر به كويت اعلام كرد كه هيچ گونه مشورت يا مذاكره ای پيرامون مأموريت گارنر در عراق با سازمان ملل صورت نگرفته است. وی افزود: از نظر سازمان ملل اين اقدام كاملا نامناسب است زيرا گارنر نقش يك خودمختار را برعهده گرفته و به نظر می رسد انتخاب او در راستای حذف عملی سازمان ملل برنامه ريزی شده است. در ميان بازيگران اصلی سياست خارجی آمريكا كالين پاول طرفدار اجرای سياست ها از مجرای شورای امنيت سازمان ملل بود، ولی او نيز در نهايت تسليم نظر ديگر همكارانش شد كه طرفدار عمليات در عراق بدون حضور سازمان ملل هستند. وی حتی يك بار اعلام كرد: «چنی و ديگر مقام های ارشد كاخ سفيد و پنتاگون معتقدند كه بدون نقش سازمان ملل بايد بهره وافی را از عنوان «آزادسازان عراق» ببرند و جی گارنر آدم آنها در اين راستاست.» سوابق گارنر چنين رابطه ای را تاييد می كند.او در جريان برنامه توسعه دفاع موشكی با رامسفلد دوقلوی به هم چسبيده بود و در دوران رياست جمهوری بوش پدر روابط بسيار نزديك با چنی داشت كه وزارت دفاع آمريكا را برعهده داشت.

سوابق و روابط گارنر برای كمپانی های غيرآمريكايی مرتبط با بازسازی عراق اين ترديد جدی را به وجود آورده است كه او ماموريت دارد سودهای كلان بازسازی عراق را در دايره محدود شركت های متعلق به بازهای حاكم بر وزارت خارجه و پنتاگون و كاخ سفيد نگه دارد. اولين قرارداد بازسازی عراق را شركت نفتی هاليبرتون متعلق به چنی برده است. هاليبرتون پروژه خاموش سازی چاه های شعله ور عراقی را بر عهده گرفته است. دومين شركت نفتی كه قرارداد بزرگی را به خود اختصاص داد شركت آمريكايی Bechtel بود. ارزش مجموع قراردادهای تعلق گرفته به دو شركت در صدر ليست گارنر 900 ميليون دلار است. تاكنون فقط شركت انگليسی DTI آن هم بعد از رايزنی های بسيار زياد پاتريشيا هی وت وزير تجارت انگليس توانسته است نام خود را در ليست شركت های بازسازی عراق قرار دهد. ليستی كه در جيب بغل گارنر قرار دارد.

مسئولان شركت های انگليسی می گويند بحث های جنجالی زيادی پيرامون امتياز شركت های هاليبرتون و Bechtel در جريان است كه نمی توانيم با مردم درباره آن صحبت كنيم ولی نگران هستيم. دولت روسيه و فرانسه از ادامه روند واگذاری قراردادهای بازسازی عراق بسيار نگران هستند به ويژه اينكه دو كشور از منابع اصلی واگذاری اعتبار به رژيم صدام حسين بوده اند. بر اساس بزرگترين قراردادهايی كه فرانسه و روسيه با شركت نفت عراق منعقد كرده اند دو كشور بايد نقشی اساسی در آينده صنايع نفت عراق داشته باشند. نظرات گارنر در مورد اسرائيل، فعاليت های تجاری اش و نيز ارتباط او با رامسفلد از مهمترين ابهاماتی است كه پيرامون او نقش بسته است. در سال 1998 رامسفلد رئيس كميسيونی بود كه قرار بود بعد از تحقيق به كنگره گزارش دهد آيا قلمرو ايالات متحده در معرض تهديد موشكی قرار دارد يا نه. مدتی بعد گزارش رامسفلد مبنای خط مشی ای شد كه بوش آن را به عنوان «محور شرارت» به جهانيان اعلام كرد. رامسفلد در گزارش خود به كنگره اعلام كرد كه سه كشور ايران، كره شمالی و عراق با دارا بودن توانايی موشكی بالستيك قلمرو آمريكا را تهديد می كنند. در همان زمان گارنر پروژه های موشكی آمريكا را هدايت می كرد. وی همچنين درگير به كارگيری موشك های ضد موشك پاتريوت در اسرائيل و در جريان جنگ اول خليج فارس در سال 1991 بوده است. نظرات رامسفلد در مورد تهديد موشكی عليه آمريكا در شرايطی ارائه شده است كه از سال 1994 تا 1996 گارنر فرماندهی دفاع استراتژيك آمريكا را برعهده داشته است.

سال 1992 گارنر مورد انتقاد قرار گرفت كه موشك های پاتريوت كارايی لازم را نداشته است. گارنر پاسخ داد كه از مجموع درگيری های موشكی پاتريوت 40 درصد موارد در اسرائيل و 70 درصد موارد درگيری در عربستان سعودی موفقيت آميز بوده است. تد پوستول كارشناس موسسه تكنولوژی ماساچوست بعدا با ارائه شواهدی در كنگره اعلام كرد كه آمار ارائه شده از سوی گارنر با واقعيت انطباق ندارد. موشك های به كار گرفته شده در اسرائيل صفر درصد توانايی داشته است و اعتراف كرد كه گزارش گارنر عمدا ناتوانی طرح موشكی پاتريوت را پوشانده است. در حال حاضر شركت SY به رياست گارنر روی مدل پيشرفته تر پاتريوت كار می كند. اسرائيل دفاع موشكی خود را به موشك های ارو Arrow سپرده است. شركت SY گارنر از حاميان و پشتيبانان سيستم موشكی ارو بوده و هست. تد پوستول در همان گزارش به كنگره اعلام كرد كه پروژه موشك Arrow درواقع يك پروژه آمريكايی است و 80 درصد خدمات فنی آن را SY تامين كرده است.

همخوانی گارنر با اسرائيل فقط به موشك پاتريوت و ارو منحصر نمی شود. او يكی از كسانی است كه در اكتبر سال 2000 نامه ای را امضا كرد كه در آن آمده بود اسرائيل در جريان برخوردهای نامناسب دولت خودمختار فلسطينی از خود خويشتنداری قابل توجهی نشان داده است. موسسه يهودی امور امنيت ملی مسئوليت تهيه اين اعلاميه را بر عهده داشته است. چنی و ريچارد پرل نامشان در ليست گردانندگان اين موسسه است. ريچارد پرل چندی پيش از هيات مشاوران وزير دفاع آمريكا استعفا داد. به غير از اينكه آمريكايی ها معتقدند مشاوره او پيرامون سقوط دو سه روزه صدام حسين درست نبوده، متهم به دريافت 735 هزار دلار در جريان معاهده ای شد كه با كمپانی مخابرات ورشكسته گلوبال كراسينگ انعقاد گرديد. در هر حال سوابق شغلی و گرايش های سياسی گارنر احتمالا حساسيت كشورهای اروپايی را برخواهد انگيخت. علاوه بر اين گارنر هنوز از پشت پرده به روی صحنه ظاهر نشده است. اينكه او با معارضان عراقی چه خواهد كرد و چگونه بين نامزدهای آمريكايی اداره وزارتخانه های عراق و كانديداهای عراقی تعادل برقرار خواهد كرد بحثی است كه طی هفته های آتی در صدر اخبار قرار خواهد گرفت.


با پايان جنگ عراق يخ روابط ايالات متحده با فرانسه و آلمان كه به پرچمداران مخالفت اتحاديه اروپايی با اقدام نظامی عليه عراق تبديل شده بودند، می رود كه باز شود. ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه شامگاه روز سه شنبه برای اولين بار طی دو ماه گذشته با جورج بوش رئيس جمهور آمريكا ارتباط تلفنی برقرار كرد. به ادعای آری فلشر، سخنگوی كاخ سفيد اين مكالمه تلفنی 20 دقيقه به طول انجاميد و در آن طيف وسيعی از موضوعات مورد بحث و بررسی قرار گرفت. روزنامه واشنگتن پست روز بعد از اين گفت وگو ادعا كرد شيراك به اطلاع بوش رسانده كه از سقوط حاكميت در عراق و كوتاه بودن جنگ خوشحال است. واشنگتن پست در بخشی از مقاله خود به نقل از سخنگوی شيراك نوشت رئيس جمهور فرانسه سعی می كند نسبت به آينده عراق خوش بين باشد.براساس نظرسنجی ای كه اخيرا روزنامه ليبراسيون انجام داد 46 درصد شركت كنندگان گفتند مواضع شيراك موجب انزوای بين المللی پاريس می شود در حالی كه 59 درصد تاكيد كردند معتقدند ورود به فاز نظامی عليه عراق كار اشتباهی بوده است. در اين نظرسنجی برای اولين بار پس از انتخاب مجدد شيراك به رياست جمهوری فرانسه در اوايل سال گذشته ميلادی محبوبيت رئيس جمهور فرانسه رو به كاهش گذارد و به كمتر از 70 درصد رسيد.

اظهارات شيراك در گفت وگويش با رئيس جمهور آمريكا انعكاس دهنده اظهارات اخير دومينيك دی والاپان، وزير امور خارجه فرانسه بود كه روز دوشنبه و پس از بازگشت از سوريه در جمع همتايان خود از دگر كشورهای عضو اتحاديه اروپايی در بروكسل گفته بود فرانسه عزم دارد حوادث عراق را با خوش بينی دنبال كند. به رغم اين اظهارات، والاپان تاكيد كرد كشورش كماكان خواهان مشاركت سازمان ملل در بازسازی و مديريت عراق است. تماس تلفنی شيراك با بوش مهم ترين خبر روز چهارشنبه مطبوعات آمريكايی و اروپايی بود. بوش در آستانه برگزاری نشست سران كشورهای عضو گروه هفت در فرانسه طی ماه ژوئن در گفت وگو با شيراك تاكيد كرد در اين نشست كه در فرانسه برگزار می شود شركت خواهد كرد. جالب اين است كه روزنامه واشنگتن پست برخلاف سياق گذشته كه از گروه هفت تحت عنوان گروه هفت به علاوه يك ياد می كرد اكنون به دليل اختلاف نظر مسكو با واشنگتن بر سر سياست های خاورميانه ای كاخ سفيد از اين گروه تحت عنوان گروه هفت ياد كرده است. تقريبا مقارن با گفت وگوی شيراك با بوش، گرهارد شرودر صدراعظم آلمان با تونی بلر نخست وزير بريتانيا نود دقيقه ديدار و گفت وگو كرد. بلر كه به هانور آلمان سفر كرده بود به همتای آلمانی اش در مورد اختلاف نظرهای دو طرف بر سر آينده عراق گفت وگو كرد.

مخالفت روسيه، فرانسه و آلمان با حمله آمريكا و متحدانش به عراق بدون كسب مجوز از شورای امنيت سازمان ملل متحد و با پيروزی آمريكا در اين جنگ شرايط سختی را برای زمامداران اين سه كشور به وجود آورده است تا آنجا كه مقامات فرانسه به عنوان پرچمدار هدايت دو عضو ديگر ائتلاف ضدجنگ پس از آغاز تهديدات عليه سوريه حتی حاضر نشده موضعی محكم و شفاف در برابر برنامه های احتمالی آمريكا برای حمله به سوريه اتخاذ كند. رهبران جبهه اپوزيسيون اكنون با غلط از كار در آمدن محاسبات شان از يكسو با انتقاد مخالفان داخلی خود روبه رو هستند و در گر سو نه تنها منافع مشاركت در حمله به عراق و بهره جستن از فرصت های اقتصادی به وجود آمده در اين كشور را از دست داده اند كه با پيامدهای اقتصادی ديپلماتيك و رويارويی با ايالات متحده هم مواجه شده اند. دامنه اختلاف نظرها برسر مواضع موافقان و مخالفان جنگ عراق به نشست اتحاديه اروپايی در آتن، پايتخت يونان هم كشيده شد. اين نشست كه روز چهارشنبه گذشته با حضور سران پانزده كشور عضو اتحاديه اروپايی و به مدت دو روز آغاز به كار كرد در سايه جنگ عراق و اختلاف نظر اعضای اتحاديه اروپايی در مورد سياست های كاخ سفيد در خاورميانه قرار داشت. در حالی كه قرار بود در نشست مذكور صرفا معاهده نهايی عضويت 10 كشور جديد اتحاديه اروپايی بين روسای اين كشورها و اعضای كنونی برسد اما مباحثات پراكنده در مورد آينده عراق در جريان بود. يونان به عنوان رياست دوره ای اتحاديه اروپايی پيش از اين موضوع عراق را از دستور كار اين نشست كه تحت تدابير شديد امنيتی برگزار شد حذف كرده بود. در نشست آتی سران كشورهای عضو با روسای كشورهای قبرس، جمهوری چك، استونی، مجارستان، لاتويا، ليتوانی، مالت، لهستان، اسلواكی و اسلونی قراردادی را به امضا رساندند كه براساس آن پيوستن اين كشورها به اتحاديه اروپايی تا ماه مه 2004 ممكن شد.

شبكه خبری BBC با انتشار گزارش ويژه ای در مورد نشست سران كشورهای عضو اتحاديه اروپايی در آتن و با يادآوری اين كه كوفی عنان دبير كل سازمان ملل متحده هم برای شركت در اين نشست دعوت شده است تاكيد می كند اختلاف نظر به وجود آمده بين كشورهای اروپايی طی چند ماه گذشته نشان می دهد كه تبديل قاره اروپا به اروپايی واحد تا چه حد دشوار است و در پيش گرفتن خط مشی سياسی مشترك اين كشور تا چه اندازه می تواند دست نيافتنی باشد. تونی بلر نخست وزير انگلستان در نطقی خطاب به شركت كنندگان در اين نشست يعنی اعضای جاری و آتی اتحاديه اروپايی از همه خواست اختلاف نظرهای خود در مورد عراق را پشت سر بگذارند و تلاش خود را بر يافتن توافقی برای بازسازی هر چه بهتر اين كشور متمركز كنند. روزنامه نيويورك تايمز هم در مقاله ای تحت عنوان گسترش اتحاديه اروپايی در سايه اختلاف نظرها با اشاره به نصب پلاكاردهايی بزرگ در مقابل محل برگزاری سخنرانی برای كشورهای عضو اتحاديه اروپايی كه روی آن نوشته شده بود: «قصاب هايی چون بلر،آزنار و همدستانشان را نمی خواهيم» ادعا می كند جلوگيری از نصب اين پلاكارد نشانگر عمق اختلاف نظرهای موجود در اتحاديه اروپايی است. نيويورك تايمز سعی می كند اين گونه القا كند كه اختلاف نظر بر سر آينده عراق بيش از آنكه آينده روابط آمريكا و اين اتحاديه را به مخاطره افكنده باشد اتحاد و انسجام اعضا را مخدوش كرده است.


شهرام رستگار: از ابتدای پيروزی انقلاب تا دوم خرداد 76 حضور احزاب محافظه كار در تمامی انتخابات برگزار شده در اين دوره زمانی حضوری پررنگ و چشمگير بود. تشكل هايی از اين دست موسوم به محافظه كاری از جمله گروه هايی هستند كه در تمامی انتخابات از رياست جمهوری تا مجلس و خبرگان رهبری سهم بزرگی از آرای ماخوذه مردم را به خويش اختصاص داده اند. آنان چه آن زمان كه در قالب حزب جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی بدنه راست اين احزاب را تشكيل می دادند و چه آن زمان كه احزاب موصوف منحل شدند و به تاريخ پيوستند، به استثنای انتخابات مجلس سوم (كه دلايل خاص خود را داشت) به روش دموكراتيك سهم قابل توجهی از آرای عمومی را به خود اختصاص دادند و در واقع توانستند با تكيه بر آرای عمومی حاكميت را در اختيار گيرند. به عبارتی ديگر محافظه كاران تا دوم خرداد پايگاه اجتماعی قابل توجهی داشتند و با تكيه بر اين پايگاه اجتماعی توانستند اعمال قدرت نمايند. اما پس از شكست ناباورانه آنها در دوم خرداد، رويكرد آنان به آرای عمومی تغيير اساسی كرد. از ديد آنان غول خفته آرای پنهان كه از اوايل دهه 60 از شيشه خارج نشده بود به يكباره سر بيرون آورده بود و ضربه ای كاری وارد ساخته بود. به اعتقاد ناظران از اين پس بود كه نگاه آنها به دموكراسی و به آرای عمومی ماهيت اساسی خويش را بروز داد و نظريه پردازان آنان تريبون های خويش را برای توصيف جديد فعال ساختند.

اين سياست تا انتخابات مجلس ششم تداوم يافت تا اين كه نتيجه اين انتخابات محافظه كاران را كاملا متقاعد كرد كه ديگر نمی توانند روی آرای عمومی حساب باز كنند و از اين تاريخ بود كه آنها ماشين قدرت خويش را به پاركينگ هدايت كردند و از انتخابات رياست جمهوری 80 پای پياده وارد عرصه انتخابات شدند. از انتخابات سال 80 بود كه جمعيت موتلفه با صدور بيانيه ای تاريخی اعلام كرد كه كانديدايی برای اين انتخابات معرفی نخواهد كرد زيرا اصلاح طلبان با تخريب كانديدای آن ها عملا فرصتی برای رقابت سالم مهيا نخواهند كرد. به اعتقاد آگاهان سياسی اين موضع گيری نوعی فرار به جلو بود زيرا اگر آقای خاتمی در اين دوره كانديدا نمی شد محافظه كاران می توانستند بخت خويش را دوباره بيازمايند. تلاش های زيادی شد تا خاتمی را از كانديداتوری منصرف سازند اما موفق به اين امر نشدند. اين روند تا انتخابات شوراها ادامه يافت به طوری كه محافظه كاران سياست تحريم غيرمستقيم انتخابات را پيش گرفتند. صريح ترين موضع گيری نسبت به مشاركت مردم در انتخابات اظهارنظر دبير اجرايی جمعيت موتلفه بود كه بيان داشت متدينين در اين انتخابات شركت نمی كنند. اما اين موضع گيری آنقدر صريح بود كه خود آنها را به واكنش واداشت و وی را وادار ساخت تا اظهارنظر خود را اصلاح كند. پس از اين موضع گيری بود كه سياست سكوت شكست و گروه هايی نظير جامعه روحانيت مبارز و جمعيت موتلفه مردم را به مشاركت در انتخابات و برگزيدن افراد متدين و انقلابی دعوت كردند. برخی ناظران معتقدند كه محافظه كاران در انتخابات شوراها سياستی را برگزيدند كه كمتر تحليلگری توانست به آن پی ببرد. به سردی گذراندن فضای انتخابات و عدم پرداخت به موضوع مشاركت سياستی بود كه از طريق تريبون های رسمی و غيررسمی به جامعه القا می شد.

اين سياست در نهم اسفند جواب داد و ميان حيرت ناظران در چهار شهر بزرگ كشور نتايج انتخابات به ضرر اصلاح طلبان رقم خورد، در حالی كه ميانگين مشاركت در اين شهرها 16/2 درصد بود.به اعتقاد آگاهان سياسی محافظه كاران با كسب اين پيروزی، در واقع پيروزی راهبرد اساسی خويش را كه از دوم خرداد آغاز كرده بودند جشن گرفتند و از امروز به فتح مجلس هفتم با همين استراتژی كه از يك آزمون بزرگ پيروز بيرون آمده است می انديشند و در صورت حذف چهره های شاخص اصلاح طلب درصد بيشتری، كه ميل به مشاركت هنوز در آنان وجود دارد از حضور در پای صندوق رای منصرف می شوند. آنها در انتخابات شوراها با ژست تحريم آمدند اما انتخابات را بردند.


نادر كريمی جونی: بعد از استقبال سرد مردم عراق از نيروهای ائتلاف به رهبری ايالات متحده آمريكا، مهاجمان تاكتيك خود را تغيير دادند و وعده جنگ كوتاه مدت كه با پيروزی سريع نيروهای بريتانيا و آمريكا بر نظاميان هوادار حكومت بعث تحقق می يافت به فراموشی سپرده شد.

نيروهای ائتلاف در طراحی اين عمليات به خوبی از تفاوت شرايط حاكم بر افغانستان، كه حتی چند نيروی مسلح تحت رهبری يك نفر می توانست مشكلات متعددی برای نيروهای خارجی به وجود آورد، با شرايط جاری عراق، كه فروپاشی ارتش در سطوح ارشد و سقوط صدام حسين حتی توان انجام عمليات چريكی و نامنظم را از هواداران حكومت بعث می ستاند، بهره برداری كردند و خود را برای نيروی سخت در حاشيه و درون شهر بغداد آماده كردند. در اين ميان هيچ ترديدی وجود ندارد كه سرسختی نظاميان عراقی و جلوگيری آنان از سقوط شهرهای كشورشان، زمان جنگ را طولانی و نيروهای ائتلاف را كلافه و عصبانی كرده بود و همان طور كه پيتر آرنت خبرنگار شبكه MBC آمريكا در مصاحبه با تلويزيون عراق گفت، اين نيروها پس از مشاهده سرسختی عراقی ها، تاكتيك نظامی خود را تغيير دادند و به جای تصرف شهر به شهر و پاكسازی مناطق شمال و جنوب عراق، ترجيح دادند كه نيروهايشان را مستقيما به مركز عراق گسيل دارند. البته، اگر چه پنتاگون اين خبرنگار آمريكايی را كه سوابق فراوانی در جنگ های ويتنام و كويت دارد، خائن ناميد و شبكه MBC او را تحت فشار دولت، اخراج كرد اما روشن است كه اوضاع عراق بر وفق مراد استراتژيست های پنتاگون و كاخ سفيد پيش رفت و نظاميان آمريكايی از طولانی شدن جنگ تمام عيار در سرزمين های خشك عراق خسته شده و رفته رفته دقت عملياتی شان كاهش يافت كه نشانه های اين امر در بروز حوادثی مانند استفاده از سلاح های خوشه ای، گرفتن مجوز استفاده از گازهای سمی، افزايش تعداد حملات به غيرنظاميان و هدف قرار دادن مردم در شهرهای بغداد و نجف، افزايش تعداد حملات اشتباهی به نيروهای خودی و... ديده می شود.

در اين ميان اگر چه سقوط حكومت عراق با تسليم هواداران عراقی و غيرعراقی صدام حسين در شهرهای تكريت و بغداد قطعی شد، اما رفتار نامتعارف نظاميان ائتلاف در جنگ و زير پا گذاشته شدن معيارهايی، كه سال ها هويت نظام های ليبرال دموكراسی غرب را تشكيل می داد، جهان اسلام را بيش از پيش نسبت به رهبران و واقعی بودن معيارهای حقوق بشر ـ كه از سوی غرب تبليغ می شود ـ بی اعتماد كرده است. افزون بر اين، اگر ادعای برخی از اعضای دولت صدام حسين در مورد ورود حدود پنج هزار نفر از مسلمانان عمدتا عرب، برای شركت در جنگ عليه نيروهای ائتلاف واقعيت داشته باشد و مراسم تشييع پيكر يكی از مبارزان فلسطينی شركت كننده در همين جنگ، كه ماه گذشته در سرزمين های اشغالی برگزار شد به عنوان مستند اين اظهارات مدنظر قرار گيرد. از سوی افكار عمومی جهان عرب و در مرحله بعدی جهان اسلام، ظلم كشورهای قدرتمند بر حكومتی ضعيف، محسوب و سبب جريحه دار شدن عواطف اعراب و مسلمانان خواهد شد.

البته انگلستان به عنوان يكی از طرف های اصلی اين جنگ به خوبی از خطر تحريك عواطف و افكار عمومی مسلمانان و اعراب آگاه شده است و آستر كمپل، رئيس دفتر مطبوعات و رسانه های خارجی نخست وزير بريتانيا با اشاره به ديدگاه مسلمانان نسبت به دولت انگلستان و افزايش احساسات ضدغربی در ايشان، اين امر را ناشی از ارتباطات محدود ميان رهبران غربی و افكار عمومی جهان اسلام دانسته است. وی در همين باره افزوده است كه دولت لندن با درك اين مشكل درصدد افزايش ارتباط خود با افكار عمومی اعراب از طريق افزايش رابطه با رسانه ها و نشريات عرب زبان بر آمده است. اما علی رغم اين تمهيد مقامات انگليس، روشن است كه افزايش ارتباط با محافل رسانه ای عرب نمی تواند چندان كارساز باشد چه، مردمی كه طی سال ها در سراسر جهان اسلام و به ويژه منطقه خاورميانه و سرزمين های اشغالی فلسطين بارها از تصميم های رهبران غربی و دفاع ايشان از مهم ترين دشمن اعراب و مسلمانان، اسرائيل، زيان ديده اند را نمی توان با ارتباطات رسانه ای و مذاكره از خشم و اقدامات قهرآميز بر حذر داشت.

در همين راستا پاسخ تند محافل عربی و از جمله روزنامه های مستقل عرب زبان مانند القدس العربی به موضع دولت كويت و سرمقاله روزنامه كويت تايمز مبين آن است كه هر گونه دفاع از عملكرد نيروهای ائتلاف در عراق حتی از سوی رسانه های جهان عرب نيز با واكنش منفی مواجه می شود. كويت تايمز در اين سرمقاله با انتقاد از رسانه های عرب زبان آنان را هواداران دولت صدام حسين خوانده و از قول سردبير خبرگزاری كويت، اين رسانه ها و به ويژه روزنامه های عرب زبان را به فاصله گرفتن از تعهدات حرفه ای، متهم ساخته است. در عين حال اين موضع ضدآمريكايی روزنامه های عرب زبان در ميان افكار عمومی مسلمانان نيز به خوبی مشاهده می شود، با نگاهی به تحولات اخير كشورهای اسلامی نظير تظاهرات ضد جنگ، حمله به ديپلمات ها و نمايندگی های كشورهای عضو ائتلاف، تشديد عمليات طالبان و گروهك های القاعده و طالبان و تاكيد يكی از رهبران طالبان، ملاداد الله، بر وجهه ضدآمريكايی عمليات نظامی اين گروهك در افغانستان و... همه و همه نشان از افزايش شديد روحيه ضدآمريكايی در ميان ملت های مسلمان دارد. در چنين شرايطی كه عواطف جريحه دار شده مسلمانان دلايل و مستندات مقامات آمريكايی و بريتانيايی برای توجيه شروع و تداوم جنگ در عراق را نمی پذيرند به نظر می رسد اكنون مقامات واشنگتن و لندن برای اثبات حسن نيت خويش، بيش از پيش نيازمند انجام اقدامات عملی هستند.

بر اين پايه مناسب تر آن است كه رهبران ائتلاف، افزون بر تمهيد و اجرای تدابيری عادلانه مبتنی بر رعايت حقوق مردم عراق و پس از سقوط كامل رژيم صدام حسين؛ دولت آريل شارون را به كنار گذاشتن مقاومت لجوجانه در برابر خواست جهانی تشكيل دولت مستقل فلسطينی ترغيب نمايند. اين اقدامات می تواند آمريكا و انگلستان را از اتهام های وارده به ايشان در خصوص سوءاستفاده آن ها نسبت به مسايل خاورميانه مبرا نموده و مبنايی برای همكاری آتی جهان اسلام با غرب فراهم سازد.


انتقاد وزارت كشور از صدا و سيما

وزارت كشور در طول بحران عراق چهار بار به شكل مكتوب به صدا و سيما اعتراض كرده است. علت اين اعتراض ها، شيوه اطلاع رسانی صدا و سيما بوده است. روزنامه «اعتماد» كه اين خبر را درج كرده، نوشته: «وزارت كشور به مسئولان صدا و سيما اعلام كرده كه اين شيوه اطلاع رسانی، نظام را با مشكل مواجه می كند.» پيش از اين، روزنامه «رسالت» هم از موضع گيری وزير كشور در جلسه هيأت دولت عليه صدا و سيما خبر داده بود.

«رجوی» كجاست

روزنامه عرب زبان «الزمان» خبر داده كه مسعود رجوی رهبر منافقين پس از سقوط صدام، به سوريه گريخته و در اين كشور به سر می برد. پيش از اين گفته می شد رجوی به اردن رفته و يك پايگاه اينترنتی وابسته به جناح راست هم خبر از پناهندگی رجوی به اسرائيل داده بود.از سوی ديگر،آمريكا روز سه شنبه پايگاه های منافقين در عراق را مورد حمله قرار داد.

ايران، گزينه آخر

روزنامه «ژاپن تايمز» در پايگاه اينترنتی خود يك نظرسنجی انجام داده و در آن نتيجه گرفته كه افكار عمومی ايران را آخرين گزينه در حمله نظامی احتمالی آينده آمريكا می دانند. بنابراين نظرسنجی، 43/8 درصد پاسخگويان سوريه را هدف بعدی می دانند. كره شمالی از نظر 19/5 درصد و ايران به عقيده 6/5 درصد از پاسخگويان گزينه بعدی هستند. 30/2 درصد افراد هم حمله نظامی ديگر از سوی آمريكا را منتفی می دانند.

نفرت از آمريكا، همه جا را گرفته

«حبيب الله عسگراولادی» هفته گذشته در پايان جلسه دبيران استان های جمعيت مؤتلفه درباره سخنان اخير رئيس مجمع تشخيص مصلحت گفته: «برخی روزنامه ها و خبرگزاری ها با گزينش تكه هايی از گفت وگوهای شخصيت ها، به دنبال جنجال آفرينی در داخل هستند. در حاليكه نفرت از آمريكا همه جا را فرا گرفته است، آنها در پی پاكسازی چهره كريه آمريكا در ايران هستند كه بی ترديد كاری بی حاصل است. »

چراغ سبزهای بی نتيجه

«محسن رضايی» دبير مجمع تشخيص مصلحت اخيرا در يك كنفرانس خبری از برخی «چراغ سبزها» از سوی دولت های آقايان هاشمی و خاتمی سخن گفته و آنها را «بی نتيجه» خوانده است. وی گفته: «در دوران رياست جمهوری آقای هاشمی، «تورگوت اوزال» و نخست وزير تركيه به ما گفتند اگر شما به آزادی گروگان ها در لبنان كمك كنيد، آمريكا نيز سياست های خود را تغيير خواهد داد اما پس از تحقق اين امر هيچ اتفاقی نيفتاد. در دوران رياست جمهوری آقای خاتمی هم به نهادهای دولتی دستور داده شد كه در پادگان ها و مراكز دولتی پرچم آمريكا را آتش نزنند. همچنين ما در بحران افغانستان و عراق هم دخالتی نكرديم اما در ازای آن هيچ امتيازی نگرفتيم. »وی با بيان اينكه «ديپلماسی يك طرفه بدون كسب امتياز فايده ای ندارد» خواستار تحول در ديپلماسی ايران نسبت به آمريكا شده است.

تأخير مجدد

شواهد و قراين موجود از تأخير مجدد مجلس برای قرائت گزارش هيأت تحقيق و تفحص از صدا و سيما حكايت دارد.«سيدمهدی پورفاطمی» نايب رئيس كميسيون فرهنگی مجلس در اين باره گفته: «قرائت گزارش مستلزم بررسی بيشتر است. » وی افزود كه «تعدادی از اعضای كميسيون معتقد بودند بهتر است كارشناسان و مسئولان صدا و سيما قبل از قرائت گزارش در كميسيون حاضر شده و پاسخگو باشند تا در مورد تمام مسائل، افراد كميسيون قانع شوند. »

رايزنی تا يك ماه ديگر

يك عضو ارشد فراكسيون دوم خرداد هفته گذشته گفته كه قرار است ظرف يك ماه آينده همه رايزنی ها در مورد لوايح اصلاح قانون انتخابات و اصلاح قانون اختيارات انجام و پس از آن تصميم نهايی در مورد نحوه تصويب آن گرفته شود. وی افزوده كه: «انجام همه پرسی و يا استعفا از مجلس دو راه حل اصلاح طلبان در صورت موفق نبودن رايزنی به شمار می رود. »اين نماينده مجلس به نقل از منابع آگاه، خبر داد كه «ظاهرا قرار نيست دو لايحه در سير معمولی قانونی به تصويب برسند.»

هشدار در مورد «گل و گلاب»

شاخه مجمع روحانيون مبارز در كاشان، نسبت به برگزاری جشنواره «گل و گلاب» در اين شهر هشدار داده است. در اطلاعيه ای كه اين تشكل صادر كرد، موضوع هشدار «تكرار برنامه های ضدارزشی و ضداخلاقی سال های قبل» عنوان شده است. وزرای كشور، اطلاعات و ارشاد مخاطب اين اطلاعيه هستند كه در بخشی از آن آمده: «در اين موقعيت حساس كه دشمنان اسلام درصدد ضربه زدن به كشور عزيزمان از هر راهی هستند، در برگزاری جشنواره تدبير لازم را اتخاذ نماييد و اجازه ندهيد تا در يك كشور اسلامی، قلب عالم امكان حضرت امام زمان(عج) جريحه دار گردد.

صحنه ای از هتل فلسطين

نيروهای آمريكايی به هتل فلسطين محل اسكان خبرنگاران حمله كرده و در آن به دنبال فدائيان صدام حسين گشتند. از زمان آغاز بحران عراق خبرنگاران بدون هيچ مشكلی در اين هتل مستقر بودند اما چندی پيش سربازان آمريكايی با هدف يافتن فدائيان صدام كه ممكن بود در اين هتل پنهان شده باشند، ساعت 7 بامداد چهارشنبه 16 آوريل ناگهان وارد هتل شدند و طبقات هتل به ويژه طبقه 16 و 17 را كاملا بازرسی كردند. در اتاق های اين طبقات خبرنگار CNN، روزنامه نگاران ترك و خبرنگار تلويزيون ژاپن نيز حضور داشتند. به گزارش اين خبرنگاران با وجود آنكه سربازان كليد اتاق ها را داشتند، درها را شكسته و خبرنگاران را با گذاردن تفنگ های 16-M بر سرشان از خواب بيدار كرده اند. همچنين 4 خبرنگار عراقی را كه شناسنامه يا كارت شناسايی همراه نداشتند، با خود برده و به خبرنگاران گفته اند از ابتدا به هيچ وجه 100 درصد به اين هتل اطمينان نداشته اند.

قتل عام كتاب

بغداد كه اكنون در كابوسی به سر می برد با واقعه دردناك ديگری نيز مواجه شد؛ قتل عام كتاب. چندی پيش كتابخانه ملی بغداد كه هزاران اثر تاريخی در آن وجود داشت از سوی افرادی ناشناخته به آتش كشيده شد. گرچه اين آتش سرانجام مهار شد اما ديگر دير شده بود. از كتاب ها تنها تل خاكستری بر جای مانده بود. در ميان كتاب های سوخته، چندين جلد قرآن كريم بی نظير نيز وجود داشت. رابرت فيسك نويسنده مشهور روزنامه اينديپندنت اندوه خود را از سوختن اين آثار پر ارزش چنين بيان كرد: «زمانی عرب ها می گفتند كتاب ها در قاهره نوشته شده، در بيروت چاپ شده و در بغداد خوانده می شوند. اكنون كتابخانه های بغداد آتش زده شدند. » وی در ادامه افزود كه در كتابخانه بغداد نه تنها آثار دوران عثمانی و عكس های مربوط به آن دوران بلكه گزارش ها و خاطرات دستنويس مربوط به زمان جنگ ايران و عراق (88 - 1980) نيز وجود داشته است. فيسك با بيان اينكه آرشيو روزنامه های عرب از سال های قبل از 1900 نيز در ميان آثار سوخته جای داشته خطاب به تمام كسانی كه اكنون در بغداد حضور داشته اند و مسئول حفاظت اين شهر هستند پرسيده است: آخر برای چه به چنين كاری اجازه داده ايد؟

قطع درآمدهای سوری ها

در حالی كه ايالات متحده با طرح ادعای حمايت و پشتيبانی سوريه از گروه های تروريستی و پناه دادن به مقامات فراری عراق سعی دارد اين كشور را تحت فشار قرار دهد نشريه آمريكايی اويل اندگس ژورنال روز چهارشنبه هفته گذشته در مقاله ای از احتمال تشديد تحريم های اقتصادی سوريه و قطع جريان نفت عراق به اين كشور توسط نيروهای اشغالگر عراق خبر داد. اين نشريه ادعا می كند فعاليت خط لوله عراق به سوريه كه نفت عراق را بر خلاف تحريم های اقتصادی عراق و به طور قاچاق به سوريه انتقال می داد توسط نيروهای آمريكايی متوقف شده است. گفته می شود سوريه از قاچاق نفت عراق پس از سال های 1991 تا قبل از سقوط حاكميت صدام سالانه درآمدی بين نيم تا يك ميليارد دلار كسب می كرده كه اين رقم با توجه به بودجه 7/5 ميليارد دلاری سوريه، مبلغ قابل توجهی است. انتقال نفت عراق به سوريه در اوت 1998 و با امضای موافقتنامه ای بين محمد ماهر جمال وزير نفت سوريه و همتای عراقی اش برای احيای اين خط لوله رسما از سر گرفته شد.

تفاوت عراق با لبنان

وزارت امور خارجه ايالات متحده آمريكا به سوريه هشدار داد از تكرار آنچه در لبنان انجام داده در عراق اجتناب ورزد. مقامات آمريكايی در اظهارات جسته و گريخته ای به سوری ها هشدار دادند هيچ گاه حتی تصور تكرار آنچه در لبنان پس از خروج نيروهای اشغالگر اسرائيل در سال 1982 انجام شد را در مخيله خود جای ندهند و از هر گونه تحركی كه موجب ايجاد اختلال در روند حاكميت مورد نظر آمريكا در عراق می شود، خودداری كنند. روزنامه انگليسی اسكات من در مقاله ای ادعا می كند تلاش ايران و سوريه برای تحت فشار قرار دادن اسرائيل در دو دهه گذشته موجب شكل گيری حزب الله لبنان شده است و مجددا اين دو كشور را به حمايت از گروه های بارز فلسطين متهم كرد.

پيامدهای مخالفت پاريس با آمريكا

اختلاف نظر عميق پاريس با دولت های آمريكا و بريتانيا اكنون پيامدهای ديگری را هم رقم زده است. به ادعای سايت ورلدنت ديلی صنعت توريسم فرانسه اولين قربانی مناقشه سياسی جاری بين فرانسه و ائتلاف آمريكا و بريتانيا است. گفته می شود برای اولين بار طی 14 سال گذشته گردشگران اسپانيايی كه پيش از اين به دلايل مختلفی از جمله كمتر بودن هزينه سفر به فرانسه، اين كشور را انتخاب اول خود برای گردشگری بين المللی قرار داده بودند اكنون راهی ديدار از بريتانيا می شوند. گفته می شود طی سال گذشته تعداد گردشگران بريتانيايی هم كه از فرانسه ديدار به عمل آوردند با كاهشی تقريبا هشت درصدی از حدود 16/7 ميليون نفر به 11/6 ميليون نفر كاهش يافت.



پيشخوان  |  سياسی  | فرهنگی  | علمی  | اقتصادی  | ورزشی  |  آرشيو